فهرست مطالب

  • پیاپی 2 (تابستان 1388)
  • تاریخ انتشار: 1388/09/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • دکتر غلامحسین زرگری نژاد نرگس علیپور صفحات 1-18
    در ایران عصر قاجار، بخشی از گروه مستخدمان و نوکران را که در خانه ثروتمندان به وفور یافت می شدند، کنیزان، غلامان و خواجگان تشکیل می دادند. بردگان سیاه، آفریقایی بودند و خرید و فروش آنها از طریق خلیج فارس صورت می-گرفت و سفیدها که از قومیتهای مختلف بودند، از راه تجارت و خرید و فروش و یا اسارت در جنگها و تهاجمات ناگهانی تامین می شدند. غالبا رفتاری که با این طبقه می شد، مورد قبول همگان بود و در جامعه پذیرفته شده بود. کنیزان یا به عنوان زن صیغه ای و یا دائمی وارد حرمسراها می شدند و یا در خدمت زنان بزرگان، به کارهای خانگی می پرداختند. غلامان نیز در زمینه های مختلف نظامی، خدمات خانگی، نگهبانی، کشاورزی و آبیاری، ماهیگیری و غواصی(در جنوب) به کار گرفته می شدند و درصورت داشتن توانایی و کاردانی به مناصب بالای اداری و نظامی نیز دست می یافتند.
    این تحقیق در پی بررسی وضعیت بردگان(کنیزان، غلامان و خواجگان) در عصر قاجار است که در چند مبحث مراکز تامین، جمعیت، موارد کاربرد و استفاده و طرز رفتار با بردگان، به این موضوع پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: غلام، کنیز، خواجه، قاجار
  • دکتر جلیل نائببیان دکتر محمد امیر شیخ نوری محمد پیری صفحات 19-34
    با قتل نادر شاه و تشکیل سلسله درانی در افغانستان و تصرف نواحی شرقی ایران، از جمله سیستان به دست احمد خان ابدالی (درانی) در سال 1160 ه. ق موضوع حاکمیت ایران بر این ایالت از پیچیدگی خاصی برخوردار گردید، ضعف حکومت مرکزی ایران بعد از قتل نادر، موجب گسترش نظام شبه ملوک الطوایفی در ایران گردید، کشمکش های جانشینان نادر و خاندان زندیه به این روند کمک شایان توجهی نمود. این امر موجب گردید حاکمان سیستان با ایجاد پیوند نزدیکتر با فرمانروای ابدالی افغانستان به حیات نیمه مستقل خود در دوران پر تنش ایران ادامه دهند.
    این حاکمان در روند حاکمیتشان با توجه به شرایط و موقعیت زمانی و سیاسی در دوره هایی که قدرت متمرکزی بر افغانستان سلطه می یافت، برای جلوگیری از تهدیدهای داخلی و خطر امرای افغان به آنها تکیه می کردند و گاهی با دادن باج و خراج به حیات خود ادامه می دادند. با روی کار آمدن حکومت قاجار، موضوع ایالت سیستان به یکی از پیچیده ترین مشکلات فراروی این سلسله تبدیل گردید. حاکمان قاجار با توجه به درگیریها و شورشهای داخلی و خارجی موضوع تحکیم پایه های قدرتشان را بر سیستان به مماشات می گذرانیدند. آنها در پی فرصت بودند تا بر مشکلات عدیده داخلی و جنگهای خارجی چیره شوند تا پس از آن به گسترش پایه های قدرتشان بر سیستان بپردازند.
    در این مقاله، موضوع حاکمان سیستان از ابتدای تاسیس سلسله قاجار تا پذیرش حاکمیت ایران به وسیله علی خان سرابندی در عصر ناصرالدین شاه بررسی شده است.
    کلیدواژگان: قاجار، سیستان، افغانستان، ایران، حاکمان، کیانی
  • دکتر حسن حسین زاده شانه چی صفحات 35-48
    در دوره حاکمیت صفویان اقدامات گوناگونی برای ترویج و تثبیت مذهب تشیع در ایران انجام شد که یکی از آنها ترجمه متون عقیدتی و دینی شیعه به زبان فارسی، با هدف عمومی سازی فرهنگ تشیع بود. دراین راستا، تعدادی ازکتب سیره و مناقب امامان نیز به قلم برخی مترجمان و نویسندگان به فارسی برگردانده شد که در بین آنها کشف الغمه فی معرفه الائمه، اثر علی بن عیسی اربلی بیشتر مورد توجه مترجمان قرار گرفت؛ به طوری که چند برگردان فارسی همزمان از آن پدید آمد. این ترجمه ها گرچه به ارتقای سطح علمی عمومی شیعیان کمک می کرد، ولی به سبب اموری، همچون حذف اسناد روایات و یا گرایش به ادبیات حماسی، مشکلاتی نیز به همراه داشت که مهمترین آنها کاسته شدن از ارزش عملی کتابهای مورد نظر بود.
    کلیدواژگان: کتب سیره و مناقب ائمه، صفویان، ترجمه، مترجمان
  • دکتر مقصود علی صادقی شهاب شهیدانی صفحات 49-64
    حضور برادران شرلی در ایران اتفاق چند جانبه ای بود. آنها در آمدن به ایران حامل پیغامی از انگلستان و جهان مسیحیت به شاه بودند و چندی در ارتش شاه مشغول تعلیم قوای ایرانی و ساخت توپخانه شدند. آنها همراه ایرانیها با ترکان عثمانی جنگیدند و هر دو از سوی شاه عباس برای اهداف سیاسی تجاری به اروپا رفتند. هدف شاه از ارسال آنها فعال کردن جبهه غرب علیه ترکان عثمانی بود که در حقیقت خواسته قلبی دنیای مسیحیت، پاپ وکشیشان مسیحی نیز به شمار می آمد. آنتوان شرلی یک بار از سوی شاه عباس به اروپا رفت و بدون کسب نتیجه ای، به ایران برنگشت. رابرت شرلی، برادر کوچکتر که محترمانه به صورت گروگان در ایران بود نیز بنا به اعتماد و علاقه وافر شاه به او، دو بار عازم اروپا شد. در مجموع، ماموریت این دو برادر اگرچه نتایج عملی چندانی دربرنداشت، اما باعث نزدیکی و رونق فعالیتهای سیاسی بین ایران و اروپا شد؛ بویژه آنکه آنتوان و رابرت سفارتهای خود در اروپا را محدود به کشور خاصی نکرده، از تمام دول قدرتمند آن زمان و نیز پاپ غافل نبودند. ماموریت این دو برادر واکنشهای متفاوتی را در میان کشیشان مسیحی اروپایی در ایران برانگیخت. کارملیت ها اگر چه در ابتدای امر در ارزش واهمیت ماموریت برادران شرلی در شک و تردید بودند، اما بزودی با سفارش پاپ درخصوص شرلی ها و بویژه رابرت شرلی که همسرش «ترزا» نیز به دست کارملیت ها غسل تعمید یافته بود، از برادران شرلی حمایت کردند. در عوض، کشیشان آگوستینی پرتغالی، ملیت این دو برادر و حضور مؤثرآنها در ایران را مغایر با منافع اسپانیا و پرتغال ارزیابی نمودند، بویژه آنکه شاه عباس با کمک انگلیسیها توانست پرتغالیها را از جنوب ایران و هرمز اخراج کند. در مجموع، سفارت شرلی ها به اروپا ازجانب شاه عباس اول، اگر چه نتایج عملی برای ایران در بر نداشت، اما باعث رونق فعالیت کشیشان مسیحی در ایران شد.
    کلیدواژگان: آنتونی شرلی، رابرت شرلی، میسیونر، کارملیت ها، آگوستین ها، شاه عباس
  • دکتر ابوالحسن فیاض انوش صفحات 65-86
    ظهور امیر تیمور(ت: 736 م: 807 ق) و گسترش حاکمیت سیاسی و نظامی وی بر ماوراءالنهر، در درجه نخست تحولی داخلی در قلمرو جغتاییان محسوب می شد. از این رو، از همان ابتدا هرگونه آینده ای برای اقدامات امیر تیمور هنگامی متصور بود که وی بتواند به این پرسش اساسی که:«آینده الوس جغتای چه خواهد بود؟» پاسخ عملی مناسبی بدهد. اهمیت و فوریت پاسخ به این سؤال ناشی از تاثیر عظیمی بود که می توانست برای آینده سیاسی امیر تیمور در پی داشته باشد. آینده سیاسی امیر تیمور نشان داد که دو عنصر اساسی حکومتی که وی پی ریزی کرد؛ یعنی مشروعیت سیاسی و امنیت نظامی، در پیوند مستقیم با این پرسش بوده است. تا هنگامی که امیر تیمور سرگرم تکاپو برای کسب قدرت سیاسی در ماوراءالنهر بود، مقوله مشروعیت در نحوه پاسخی که وی به آن پرسش اساسی می داد، تاثیر پررنگ تری داشت، اما به موازات آن که ضرورت تثبیت و استمرار قدرت سیاسی او بیشتر چهره نمود و وی در اندازه های یک فاتح، دست اندازی به قلمروهای خارج از ماوراءالنهر را آغاز کرد، مقوله امنیت رجحان بیشتری در نحوه برخورد وی با بازماندگان الوس جغتای یافت.
    کلیدواژگان: الوس جغتای، امیر تیمور، مشروعیت، امنیت، ماوراءالنهر
  • دکتر حمدالله صادقی نیا صفحات 87-106
    اقدامات جداسازی آذربایجان از ایران، در قرن نوزدهم میلادی شکل جدی تری به خود گرفت و برخی از قدرتهای بیگانه سعی کردند با کمک تعدادی از عوامل داخلی و با تکیه بر هویت قومی نو ساخته ای که منبعث از گویش مردم آذربایجان(گویش ترکی) بود، به این فکر جامه عمل بپوشانند. جالب آنکه چالشهای سیاسی و خودمختاری خواهانه دراین منطقه، دقیقا در مقاطعی صورت گرفت که حکومت مرکزی ایران در ضعیف ترین وضعیت خود قرار داشت.
    با وجود آن که در هر دو مورد جداسازی آذربایجان در طی قرن نوزدهم میلادی، از طرف رهبران جدایی طلب، اقدامات عمرانی وسیعی در سطح منطقه صورت گرفت، اما اقدامات مادی و معنوی آنها نتوانست رضایت خاطر مردمی را که همواره از بی توجهی ها و ظلم و ستم عوامل حکومتی در رنج و عتاب بودند، فراهم سازد و در نهایت، افکار جدایی طلبانه برخی از رهبران مردمی در این استان، با مانع بزرگی به نام «مردم آذربایجان» روبه رو شد و به شکست انجامید.
    برای اینکه تصویر روشنتری از دلایل شکست جنبشهای تجزیه طلبانه در آذربایجان ارائه کرده باشیم، سعی کرده ایم با بررسی سوابق تاریخی، جغرافیایی، زبان شناسی و اعتقادات مذهبی و ناسیونالیستی مردم آذربایجان، هویت قومی و ایرانی این مردم را با نگرشی عمیق تر داوری کنیم و به این سؤال پاسخ دهیم که چرا هویت ایرانی باعث شده تا مردم، به رغم تمامی نیازهای مادی منطقه، دست رد برسینه چشم اندازهای طلایی ساخته شده توسط سردمداران حرکتهای تجزیه طلبانه بزنند. دراین مقاله، سعی شده تا این هویت با تکیه بر مستندات علمی و تاریخی بیشتر و بهتر شناسایی شود؛ هویتی که بدرستی در باورهای ناسیونالیستی و مذهبی مردم این خطه ریشه دارد.
    کلیدواژگان: آذربایجان، ناسیونالیسم ایرانی، حزب دموکرات، شیخ محمد خیابانی، پیشه وری، پان ترکیسم
  • محمد تقی مشکوریان صفحات 107-122
    تشکیل حکومت صفوی در آغاز قرن دهم هجری با ظهور قدرت ازبکها در ماوراء النهر و گسترش امپراتوری آسیایی عثمانها در غرب قلمرو صفویان، همزمان شد. در این میان سیاستهای مذهبی صفویان در جهت ترویج تشیع به عنوان مذهب رسمی، زمینه مناسبی برای ازبکان و عثمانیهای گسترش طلب فراهم ساخت تا ادعاهای ارضی و سیاسی خود را در پناه اختلافات دینی توجیه کنند. از این روست که در این دوره، در کنار درگیریهای سیاسی و نظامی، ما با انبوهی از نوشته-های رسمی و غیر رسمی علیه سیاستهای مذهبی صفویه و گسترش به اصطلاح ادبیات ردیه نویسی روبه رو هستیم. آنچه در این مقاله بررسی خواهد شد، یکی از مسائلی است که در همین گونه از نوشته ها مطرح شده و در تاریخهای رسمی صفویه در قرن دهم و اوایل قرن یازدهم اطلاعی از آن داده نشده است. ماجرا از این قرار است که شاهان صفوی متهم می شوند به اینکه رعایای خود را ملزم ساخته اند به هنگام بار یافتن نزد شاه، بر او سجده کنند. در این مقاله اطلاعاتی که در منابع دست اول علیه این اقدام و یا در توجیه آن آمده است، مطرح می شود. سپس سعی خواهیم کرد سرنخهایی برای یافتن خاستگاه رسم سجده بر شاه در دربار صفوی بیابیم. در این میان، نظریه ای که در پی تایید آن خواهیم بود، این است که سجده کردن بر انسان در اصل آیینی برای تعظیم شخصیتهای انسانی، در میان ترکان آسیای مرکزی بوده، که قزلباشها آن را از آسیای صغیر با خود وارد دربار صفوی کردند و جزو رسوم باریافتن نزد شاه قرار گرفت.
    کلیدواژگان: شاه اسماعیل (930، 907)، شاه تهماسب (984، 930)، سجده بر شاه، نواقض الروافض، یوکونماک
|
  • Dr. Zargari Nejad, Narges Alipour Pages 1-18
    During the Qajar era in Iran, servants found abundantly in the houses of the wealthy, were the kanīzān, ghulāmān and eunuchs. There were African ghulāman and kanīzan who were traded via the Persian Gulf. The white servants of various ethnicites were bought or captured during wars and invasions. Often any behaviour towards these groups were admitted by all and accepted in the society. Kanīzān entered the harem either as concubines and legitimated wives or as servants of the wives of the grandees. Ghulāmān were also used in different fields of military, domestic works, guards, agricultures, irrigators, fishermen and divers in the south. Able and experienced servants could reach high official and military positions. This research aims to examine the state of slaves (kanīzān, ghulāmān and Eunuchs) during the Qajar era through several discourses: provision centers, population, treatment of slaves, their responsibilities and the ways of behaving towards them.
  • Dr. Mohammad Amir Sheykh Noori, Dr. Jalil Naebiyan, Mohammad Piri Pages 19-34
    The matter of Iran's governing over the Eastern states faced many obstacles caused by the death of Nader Shah, the formation of the Dorrani's dynasty in Afghanistan and the occupation of the these regions such as Sistan by Ahmadkhan Abdali Dorrani in 1774. After the murder of Nader Shah, Iran's central government became weak which resulted in the extension of fragmented systems in Iran. The struggles of Nader's successor and the Zands family helped this significantly. This motivated Sistan's governors in continuing to establish tighter relations with Abdali, the ruler of Afghanestan, their semi-independent life were compromised during this period. These governors centralized their power according to political situations. In order to prevent internal and external threats from the Afghan rulers either they received protection from the Afghani central government or they paid taxes and tolls to survive. The matter of Sistan's state changed into the most difficult problem that the newly established Qajar dynasty faced. At first the Qajarid's attempted to solve their internal and external problems so that later they could extend their power over Sistan. This paper aims to discuss the matter of Sistan's governors from the beginning of the establishment of the Qajar dynasty up to the obedience of the central government by Alikhan Sarabandi during the reign of Naser al-Din Shah.
  • Dr. Hasan Hoseynzade Shanechi Pages 35-48
    During the Safavid era, different actions were taken to improve and stabilize Shiism in Iran. One of these actions was to translate idealistic and religious texts of Shiite into Persian with the aim of generalizing the Shii culture. In this way, some books about Sira and Manaqeb related to the Imams were translated. Among these books were, kashf-o al-qome fi maarefate al-aema written by Ali ben Isa al-Erbali arose the interest of the translators far more than other texts did, resulting in the appearance of many Persian of that one text. Although these translations helped improve general awareness of shii but it caused scientific degradation of the source texts due to the omission of stated facts and temptations towards epic literature.
  • Dr. Maghsood Ali Sadeghy, Shahab Shahidani Pages 49-64
    The Sherley brother's mission in Iran dealt with some aspects. They carried a message from England and the Christian world to Shah Abbas. In addition, they trained Iranian army and taught them how to make artillery, they fought with the Iranians against the Ottoman Empire shoulder to shoulder and both of them were sent to Europe for political and commercial purposes by Shah Abbas. Shah Abbas sent the brothers with the intention of making the west frontier active against the Ottoman Empire. Anthony Sherley was sent to Europe once and not getting any result, he didn’t come back to Iran. Moreover Robert Sherley, his younger brother, who was respectfully held as a hostage in Iran, was sent to Europe twice, owing to the fact that Shah Abbas liked him and utterly trusted him. Although the Sherley brothers couldn’t yield much result during their mission, the mission facilitated political relationships of Iran and Europe and made closer ties, especially by including the fact that their mission was not limited to any special country, that they paid particular attention to powerful governments and also the fact that the Pope was taken into consideration. Their presence in the scope of political relationships, definitely, was not irrelevant to the Pope and the Christian priest's prior intentions. Such missions made the priests partly jealous of the Sherley brothers. Meanwhile, it also made the priests partly happy with them. On the one hand Carmelites supported the Sherley brothers and in particular Robert whose wife, Treza, was baptized by them. On the other hand, the Portuguese Augustinian priests noticed the effective presence of the Sherley brothers against the Portuguese and Spanish national interests especially by taking the fact that Shah Abbas succeeded in deporting the Portuguese from south of Iran and Hormoz with the help of the British.
  • Dr. Abolhasan Fayyaz Anosh Pages 65-86
    The rise of Timor (1336–1405) and the expansion of his sovereignty on Transoxania was – at first – an internal transition in Chagatai Ulus. Therefore the future of Timor's actions depended on the answer to this question: What will be the destiny of Chagatai Ulus? Political legitimacy and military security as two main factors of Timor's rule was in direct relation with this question. The essay will describe and analyse the relations between Timor and Chagatai Ulus with emphasis on political legitimacy and military security.
  • Dr. Hamdollah Sadeghi Nia Pages 87-106
    The act of separating Azerbaijan from Iran in the 19th century became serious while some unknown Powers helped some Internal Factors on the base of new tribal identity excited from the language of Azerbaijani people (Turkish speech).The interesting point is that political and independent defiance in their regions took place while the Iranian government was at its weakest. Despite the fact that in both instances of Azerbaijan’s separation in the 19th century arbitrary leaders, made efforts in flourishing that region, but these material and spiritual efforts could not satisfy people from the oppression of the government. In the end, the separable thoughts had aroused from amongst the people in this province confronting with the Azerbaijani people and then broke up. In this paper, the historical background, Geographical, linguistics, religious, nationalistic ideas and the identity of Azerbajian will be deeply studied to present some reasons for the broken the independent movements in Azerbaijan. Here the question is why in spite of many reasons for separation of Azerbaji people; Iranian Identity caused those movements to obstacle? In this article, national identity will be explain, the identity that has originated from religious and national beliefs of this area.
  • Mohammad Taqi Mashkouriyan Pages 107-122
    The establishment of the Safavid dynasty at the beginning of the 16th century took place simultaneously with the emergence of the Uzbeks in Transoxiana and the expansion of the Ottoman’s Asian empire in the western boarders. Meanwhile the policies of the Safavids for the propagation of Shi’ism as an official religion created a good situation for the Uzbeks and the greedy Ottomans to legitimize their regional and political claims in the shadow of religious differences. In addition to the political and military conflicts, a number of official and unofficial written works can be identified against the Safavid religious policies and the spreading of the so called raddiyahs. This article assesses one of the subjects appearing in such works which the official histories of the Safavids in the 16th and the early 17th century have no information about. These events tell that the Safavid kings ordered their subjects to prostrate before them when they came to their courts. In the article first rate information for and against this action are applied, then present roots and cues of this ceremony will be identified. The argument here is that this ceremony of sijdah was a tradition between Turks of Central Asia for respecting human characters, which Qizilbashs brought with themselves from Minor Asia to the Safavid court, where it became a custom while entering the Shah’s presence.