فهرست مطالب

پژوهش های بالینی دام های بزرگ - پیاپی 9 (زمستان 1388)
  • پیاپی 9 (زمستان 1388)
  • 100 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1389/02/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • ابراهیم پورمیربلوک جلالی، محمد داداش بیگی، لیلا اسدپور صفحه 1
    هدف از این تحقیق جداسازی عوامل مولد آنتریت هموراژیک در سگها و تعیین مقاومت یا حساسیت آنتی بیوتیکی نسبت به آنتی بیوتیک های رایج (جنتامایسین، تتراسیکلین، نالیدیکسیک اسید، سفکسیم، سفتریاکسون، پنی سیلین، کلرامفنیکل، کوتریموکسازول) بود. در این تحقیق از تعداد 80 قلاده سگ در سنین بین شش ماهگی تا دوسالگی مبتلا به آنتریت هموراژیک که آنتی بیوتیک دریافت نکرده بودند نمونه مدفوع اخذ شد و روی محیط کشت مختلف جهت تشخیص عوامل باکتریال مولده برده شد، که پس از بررسی باکتریولوژیک چهار باکتری اشریشیاکلی و کلستریدیوم و کمپیلوباکتر و سالمونلا از نمونه ها جدا گردید که از مجموع 80 قلاده سگ 25/21 درصد مبتلا به سالمونلا و 75/8 درصد مبتلا به کلستریدیوم و 25/26 درصد مبتلا به کمپیلوباکتر و 75/43 درصد مبتلا به اشریشیاکلی بودند. نقش بیماریزایی اشریشیاکلی در بروز آنتریت هموراژیک از سایر باکتری ها بیشتر نشان داده شده و نتایج آنتی بیوگرام نیز بیانگر مقاومت این باکتری نسبت به اکثر گروه های آنتی بیوتیکی مورد آزمایش بود. ولی این باکتری ها نسبت به آنتی بیوتیک های سفتریاکسون و سفکسیم حساسیت خوبی نشان داد. سایر باکتری ها نیز در نمونه های بعدی نسبت به این دو دارو حساسیت خوبی را نشان دادند.
    کلیدواژگان: سگ، باکتری، آنتی بیوتیک، آنتریت هموراژیک
  • یوسف دوستار، عادل فیضی، داریوش مهاجری، حسین حسینی صفحه 7
    استفاده از واکسن برونشیت به روش اسپری ممکن با عوارض تنفسی در جوجه ها همراه باشد و زمینه را برای بروز سایر بیماری های عفونی تنفسی فراهم می آورد. هدف این تحقیق، ارزیابی هیستوپاتولوژیک دستگاه تنفسی ماکیان پس از واکسیناسیون علیه برونشیت عفونی با سویه تخفیف حدت یافته ماساچوست (H120) بود. بدین منظور، تعداد 60 قطعه جوجه گوشتی یک روزه عاری از مایکوپلاسما سپتیکوم و مایکوپلاسما سینوویه به دو گروه شاهد و تیمار، هر یک با سه تحت گروه، تقسیم شدند. جوجه های گروه تیمار در روز اول آزمایش واکسینه شدند. شرایط تغذیه و نگهداری برای هر دو گروه یکسان در نظر گرفته شد. تحت گروه های تیمار همراه با تحت گروه های شاهد متناظر خود به ترتیب در روز های 5، 10 و 21 بعد از واکسیناسیون کالبدگشایی شدند. نای و ریه های جوجه های مورد آزمایش جدا و از آ نها مقاطع بافتی مطابق با روش های متداول جهت مطالعات ریزبینی تهیه گردید. در مقاطع بافتی تهیه شده، آسیب های بافت پوششی و مخاط نای و برونشیول ها و پارانشیم ریه مورد ارزیابی و بین تحت گروه ها مورد مقایسه قرار گرفت. برای مقایسه شدت ضایعات پاتولوژیک مشاهده شده، از آزمون آماری یومن ویتنی استفاده شد. بین تحت گروه تیمار در روز 10 و تمامی تحت گروه های شاهد اختلاف معنی داری وجود داشت (05/0>P). همچنین اختلاف معنی داری بین تحت گروه تیمار روز 21 و تحت گروه های شاهد برآورد گردید (01/0>P). بین تحت گروه های تیمار در روز های 10 و 21 دوره آزمایش نیز اختلاف معنی داری مشاهده گردید (05/0>P). بین تحت گروه تیمار در روز 5 و تحت گروه های شاهد اختلاف آماری معنی داری برآورد نگردید. نتایج نشان داد که واکسیناسیون علیه برونشیت عفونی با سویه تخفیف حدت یافته ماساچوست (H120) به روش اسپری، باعث آسیب های پاتولوژیک دستگاه تنفسی ماکیان می گردد.
    کلیدواژگان: برونشیت عفونی، ماکیان، واکسیناسیون، واکسن H120
  • مهران نصیری، رجبعلی صدرخانلو، ایرج سهرابی حقدوست، علیرضا طالبی صفحه 15
    هدف از انجام این مطالعه، بررسی کارآئی یک روش سریع PCR جهت تشخیص طیور آلوده به بیماری مارک که قبلا مثبت بودن آلودگی آنها با استفاده از بررسی های هیستوپاتولوژیک محرز شده، میباشد که مبنای این تکنیک بر اساس شناسائی یک قسمت از ژنوم ویروس بنام قطعات ژنی تیامیدین کیناز، از باز 597 تا 807 را که توانائی شناسائی مستقیم MDV در سلولهای کلیه و سایر بافتهای ماکیان آلوده به این ویروس را ممکن میسازد، استوار است. طی این مطالعه 12687 قطعه طیور گوشتی کشتار شده در کشتارگاه صنعتی طیور ارومیه مورد بررسی کالبدگشائی قرار گرفتند. پس از بررسی لاشه های طیور در 8 مورد از آنها ضایعات بیماری مارک، شامل ندولهای مشخص لنفوئیدی جلدی و احشائی ناشی از لنفوپرولیفراسیون بیماری مارک مشاهده گردید که جهت مطالعات میکروسکوپیک ضایعات، از این تعداد نمونه برداری به عمل آمد. پس از تهیه اسلاید و رنگ آمیزی هماتوکسیلین -ائوزین، نمونه های مثبت بدست آمده از لاشه های مبتلا به بیماری مارک، جهت بررسی با PCR با روش بررسی ژن تیامیدین کیناز مورد استفاده قرار گرفتند. در این مطالعه نمونه هائی از سلولهای بورس فابریسیوس، پر و کلیه طیور مشکوک استفاده گردید. این روش دارای سرعت بسیار بالائی بوده و برای این تکنیک نیم ساعت برای تهیه نمونه، 3 ساعت جهت انجام PCR و 1 ساعت برای الکتروفورز زمان صرف شد. پس از بررسی از 8 نمونه PCR شده، تعداد 7 نمونه مثبت و یک نمونه به همراه نمونه شاهد منفی شناسائی گردید. نتایج بدست آمده نشان میدهند که از آزمایشهای هیستوپاتولوژیک و PCR با یکدیگر همخوانی کامل داشته اند.
    کلیدواژگان: بیماری مارک، PCR، هیستوپاتولوژی، تیامیدین کیناز، لنفوپرولیفراسیون
  • مجید مروتی شریف آباد، الهام صالحی صفحه 25
    غدد بزاقی با اعمال گوناگونی که انجام می دهند از جایگاه ویژه ای در امر تحقیقات برخوردارند. در این تحقیق، ساختار بافت شناسی غده پاروتید(بناگوشی) گربه ماده در شرایط نرمال و تحت تاثیر داروی ایزوپرنالین مورد مطالعه قرار گرفت. ده قلاده گربه ماده برای این تحقیق انتخاب شدند که به دو گروه شاهد و آزمایش تقسیم شدند. داروی ایزوپرنالین به مدت 20 روز و با دوز 6/1 میلیگرم به گروه آزمایش تزریق شد. تغییراتی در وزن و ساختار سلولی غده پاروتید صورت گرفت بدین صورت که میانگین وزن غده پاروتید در گروه آزمایش 8/1 برابر بزرگتر از گروه شاهد شده بود. در مطالعات بافت شناسی غده پاروتید در سطح میکروسکوپ نوری، در گروه شاهد، واحدهای ترشحی غده پاروتید آسینی مرکب و سروز خالص بودند. در گروه آزمایش، تغییرات هیستوپاتولوژیک شامل هیپرپلازی و هیپرتروفی واحدهای ترشحی بود. نتایج بدست آمده تاثیر داروی ایزوپرنالین را بر روی غده پاروتید گربه مانند حیوانات دیگر مثل موش صحرایی، موش آزمایشگاهی و خرگوش ثابت می کند.
    کلیدواژگان: ایزوپرنالین، گربه، غده بزاقی بناگوشی، هیستوپاتولوژی
  • یعقوب فیروزی وند، علی اسلامی، سعید بکایی صفحه 31
    دیکروسلیازیس یکی ازآلودگی های انگلی علفخواران و انسان بوده و عمدتا فرم تحت درمانگاهی آن در نشخوارکنندگان ایران بسیار شایع است و خسارت اقتصادی غیرمستقیم و مستقیم زیادی به دلیل کاهش فراورده های دامی و ضبط کبد دامهای آلوده به هنگام بازرسی بهداشتی لاشه ها وارد می سازد.در این بررسی که به مدت یکسال در چهار کشتارگاه استان آذربایجان شرقی شامل: تبریز،میانه،بناب و ملکان به ترتیب واقع در مرکز، شرق و جنوب غربی این استان انجام گرفت، در مجموع، 2209 راس گوسفند و 301راس بز از نظرآلودگی کبد به دیکروسلیوم دندریتیکوم مورد بررسی قرارگرفتند. نمونه گیری به صورت تصادفی منظم انجام شد وداده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار آماری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و برای مقایسه آلودگی در گوسفند و بز از آزمون آماری مربع کای استفاده شد و بر اساس تعداد و وزن ضبط کامل و یا موضعی کبدهای مبتلا به دیکروسلیوم دندریتیکوم و ضبط کامل بعلت آلودگی با ترماتود اخیر و فاسیولا، اهمیت اقتصادی دیکرو سلیازیس تعیین گردید. ارتباط بین میزان آلودگی و نوع دام معنی دار بود بطوریکه میزان ابتلا در گوسفند32/29درصد و در بز 94/20درصد بود(0053/0= p).خسارت وارده با توجه به تعداد کبد های آزمایش شده و ضبط کامل و موضعی تعدادی از آنها به دلیل ابتلا به دیکروسلیوم دندریتیکوم (گوسفند=648 و بز=63)و دیکروسلیوم و فاسیولا(84عدد) با توجه به میانگین وزن یک کبد کامل(900گرم) و ارزش هر کبد 000/100ریال، مجموعا موجب حذف 5/549کیلوگرم پروتئین با ارزش از چرخه مصرف انسان و 000/950/54 ریال خسارت اقتصادی بود.با توجه به نمونه گیری از نواحی مختلف آذربایجان شرقی و ذبح سالیانه 408104 راس دام در سال 1385 در کشتارگاه های این استان و تعمیم وزن و ارزش ریالی کبدهای ضبط شده به کل ذبح سالانه833/27 کیلوگرم کبد ضبط و000/300/783/2ریال خسارت تقریبی وارد شده می باشد.
    کلیدواژگان: دیکروسلیازیس، اهمیت اقتصادی، گوسفند و بز، کشتارگاه.آذربایجانشرقی
  • محمد امیری اندی، مجید افشار، محمود شیوازاد صفحه 37
    در این تحقیق اثر سطوح مختلف ویتامین E در جیره مرغ مادر گوشتی آرین بر تولید تخم مرغ و کیفیت درونی تخم مرغ قابل جوجه کشی مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 280 قطعه مرغ مادر گوشتی آرین و 28 خروس به صورت تصادفی در 28 واحد آزمایشی توزیع شدند. هفت سطح ویتامین E (0، 20، 40، 60، 80، 100 و 120 واحد بین المللی در کیلوگرم جیره مرغ مادر گوشتی آرین) به عنوان هفت تیمار آزمایشی از هفته 27 تا 35 درنظر گرفته شد. جیره های آزمایشی تاثیر معنی داری (05/0≤P) بر تولید تخم مرغ در کل دوره نداشتند، ولی تولید تخم مرغ گروه شاهد از بقیه گروه ها کمتر بود. سطوح مختلف ویتامین E در جیره مرغ مادر بر واحد هاو (هفته 31)، pH سفیده، ضخامت پوسته و رنگ زرده (فقط هفته 35) اثر نداشت، اما در هفته 35، مرغ هایی که سطوح 40، 60، 80، 100 و 120 واحد بین المللی ویتامین E در کیلوگرم جیره را دریافت کردند، واحد هاو بیشتری (05/0≤P) نسبت به گروه شاهد داشتند (به ترتیب 21/92، 89/93، 25/93، 61/94 و 09/93 در مقابل 06/87). نتایج این تحقیق نشان داد که سطوح بالای ویتامین E در جیره ی مرغ های مادر گوشتی می تواند موجب بهبود نسبی کیفیت درونی تخم مرغ های قابل جوجه کشی شود.
    کلیدواژگان: ویتامین E، مرغ مادر گوشتی، تولید تخم مرغ و کیفیت تخم مرغ
  • سیدحامد موسوی ثابت، عباسعلی زمینی، حبیب وهاب زاده رودسری، زینب مرادخانی صفحه 45
    این پژوهش با هدف بررسی مقایسه ای میزان تلفات بین ماهیان گوپی ((Poecilia reticulataو سیچلاید گورخری (Cichlasoma nigrofasciatum) با تجویز خوراکی هورمون 17 آلفا- متیل تستوسترون انجام گرفت. تجویز خوراکی هورمون 17 آلفا- متیل تستوسترون معمولا با هدف نرسازی در ماهیان انجام می گیرد. بچه ماهیان گوپی در 7 تیمار و بچه ماهیان سیچلاید نیز در 7 تیمار جداگانه تقسیم و هر گروه بترتیب با استفاده از غذای واحد 30، 60، 100، 150، 200، 300 و صفر (شاهد) میلی گرم هورمون 17 آلفا– متیل تستوسترون به ازای هر کیلوگرم غذا، غذادهی شدند و هر تیمار با سه تکرار انجام شد. هورمون مذکور به روش تبخیر الکلی به غذای ماهیان افزوده شد. تجویز هورمون به مدت 40 روز ادامه یافت. در این مدت ماهیان در دمای 1±28 درجه سانتی گراد، pH بین 5/7 تا 3/8 و سختی کمتر از 10±170 میلی گرم در لیتر نگهداری شدند. نحوه غذادهی 6 وعده در روز بود که از ساعت هفت صبح شروع و در ساعت 23 پایان می یافت. پس از پایان دوره تجویز هورمون، ماهیان به روش بافت شناسی مورد آزمایش قرارگرفتند. نتایج حاصل از این بررسی‎ها بروز معنی دار تلفات را تایید نمود. نتایج بدین ترتیب بود که در ماهی سیچلاید گورخری تجویز food kg /mg300 هورمونMT منجر به بروز 5/37% تلفات گردید (P<0.05). همچنین در ماهی گوپی تجویز food kg /mg300 هورمونMT منجر به بروز 6/46% تلفات گردید (P<0.05). نتایج نشان دادند که افزایش غلظت هورمون سبب افزایش تلفات میگردد. همچنین ماهیان گوپی در مقایسه با سیچلاید گورخری در خصوص بروز تلفات در اثر هورمون حساس تر بودند. در نتیجه گیری کلی می توان بیان نمود که استفاده از غذای حاوی هورمون سبب تلفات شده و با توجه به اینکه نرسازی از تولید مثل های زودهنگام و نامطلوب جلوگیری می کند و ماهیان تک جنس رشد بهتری را نشان می دهند، اما در عین حال تعیین دوز مطلوب هورمون به منظور رسیدن به کمترین تلفات به لحاظ بهره وری اقتصادی مفید است.
    کلیدواژگان: ماهی سیچلاید گورخری، ماهی گوپی، تلفات، 17 آلفا - متیل تستوسترون، Cichlasoma nigrofasciatum Poecilia reticulata
  • شاهو قهرمانی دهبکری، سمیرا سعیدیانی، رضا محمدزاده، موسی شجاع قره باغ، علی عسلفروش رضائیه، لقمان اکرادی صفحه 51
    در کتب پزشکی باستانی ایران از جمله قانون در طب شیخ الرئیس ابوعلی سینا، ترکیبات گیاهی مختلفی برای التیام زخم پیشنهاد شده است. در این مطالعه اثر التیامی صمغ گیاه انزروت (کنجده) به لحاظ هیستوپاتولوژیک با پماد موضعی کالاندولا مورد مقایسه قرار گرفته است. سه گروه پنج تایی از خرگوش های بالغ با شرایط تقریبا یکسان، انتخاب شده و روی پوست ناحیه پشت هر یک زخمی به قطر تقریبی cm1 ایجاد گردید و در کل دوره های زمانی التیام منطبق بر روزهای 3، 7، 14 و 28 در نظر گرفته شد. گروه اول با صمغ گیاه انزروت و گروه دوم با کالاندولا تیمار شده و گروه سوم(شاهد) دارویی دریافت نکرد. معیار ارزیابی بر مبنای فاکتورهای انقباض زخم، میزان تشکیل بافت گرانوله و بروز یا عدم بروز عفونت ثانویه و نیز رتبه بندی این فاکتورها با نمادهای I و II و III تعیین شد. در گروه اول (صمغ انزروت) روند التیام از ابتدا تا انتهای دوره رضایتبخش بود و بخصوص در ابتدا نسبت به دو گروه دیگر پیشرفت بهتری داشت. در گروه دوم(کالاندولا) روند التیام زخم ها در هفته اول حتی نسبت به گروه سوم (شاهد) نیز کندتر بود، اما پس از آن تسریع شد. نتیجه اینکه صمغ انزروت دارای اثر التیامی مناسبی از ابتدا تا آخر دوره است. در نهایت، مقایسه روند التیام در دو گروه اول و دوم به لحاظ کمی(زمان نهایی دوره التیام) و کیفی(میزان تشکیل بافت گرانوله، میزان انقباض، رویش مجدد مو در موضع) تقریبا در یک سطح، ارزیابی گردید.
    کلیدواژگان: صمغ گیاه انزروت، کالاندولا، التیام زخم، خرگوش
  • آذین محققی ثمرین، محمد رضا احمدی صفحه 63
    با توجه به محدود بودن تعداد تخمک ها در ماهی قزل آلای رنگین کمان، فاکتورهای مؤثر بر کیفیت تخمک ها اهمیت ویژه ای می یابند. از آن جا که مدت زمان باقی ماندن تخمکها در محوطه شکمی مولدین، پس از سیال شدن آنها (اوولاسیون) مهم ترین فاکتور تعیین کننده کیفیت گزارش شده است لذا مطالعه حاضر به منظور بررسی زمان مناسب تخم کشی از مولدین ماده قزل آلای رنگین کمان صورت گرفت. سنجش کیفیت تخمکها از طریق اندازه گیری نرخ چشم زدگی و تفریخ تخم ها انجام شد. بدین منظور تعداد 100 عدد مولد ماده که از جهت ظاهری به زمان اوولاسیون و رسیدگی تخمکها نزدیکتر بودند از جمعیت مولدین انتخاب و در دمای 2 درجه سانتی گراد نگهداری شدند. سپس این مولدین به مدت 30 روز و هر 3 روز یک بار مورد معاینه قرار گرفتند. در هر یک از نوبت های معاینه تعداد 3 عدد مولد از بین مولدین دارای تخمکهای سیال انتخاب شده و به عنوان تکرارهای آزمایشی در نظر گرفته شدند. سایر مولدین دارای تخمک های سیال از جمعیت خارج گردیدند. تکثیر کلیه مولدین انتخاب شده در روز 30 صورت گرفت. بنابراین در نهایت 10 گروه مولد که معرف 10 دوره زمانی متفاوت ماندگاری تخمکها در محوطه شکمی بودند جهت تکثیر در اختیار قرار داشتند. نرخ چشم زدگی و تفریخ تخم های گروه اول که بلافاصله پس ار اوولاسیون (0 الی 3 روز) لقاح داده شدند به ترتیب 37.6% و 31.5% اندازه گیری شد و به میزان قابل توجهی کمتر از سایر گروه ها بود. به جز این مقدار نسبتا پایین اولیه، میانگین نرخ چشم زدگی و تفریخ در طی دوره 30 روزه پس از اوولاسیون به ترتیب 85.18% و 68.55% بود. رابطه همبستگی قابل ملاحظه ای بین مدت زمان باقی ماندن تخمکها، پس از سیال شدن آنها در محوطه شکمی مولدین ماده و نرخ چشم زدگی و تفریخ مشاهده گردید. مطالعه حاضر نشان داد که استحصال تخمکها بلافاصله پس از اوولاسیون بازده کمی دارد و لذا بایستی مدت زمان کوتاهی اجازه داد تا تخمک ها پس از سیال شدن آنها در محوطه شکمی مولدین باقی بمانند. همچنین مناسب ترین زمان تخم کشی از مولدین حداقل 60 روز پس از اوولاسیون ارزیابی گردید.
    کلیدواژگان: اوولاسیون، محوطه شکمی، تخم کشی، قزل آلای رنگین کمان
  • بهاره رحیمیان ظریف صفحه 71
    لیستریا مونوسیتوژنز در آب، خاک، حیوانات، شیر و مواد غذایی با منشاء حیوانی وجود دارد و پراکندگی آن در جهان زیاد است. لیستریا مونوسیتوژنز در گاو باعث ایجاد آنسفالیت، سقط جنین و سپتی سمی شده و امکان دارد انسان از راه های مختلف به این باکتری آلوده شده و دچار عوارض سختی از جمله سقط جنین در زنان حامله و سپتی سمی در نوزادان گرددکه منتهی به اختلالات سیستم عصبی مرکزی، اندوکاردیت و بیماریهای پوستی و گوارشی گردد. به دلیل اینکه شیر یک ماده غذایی اصلی محسوب می شود که در تمام کشورهای پیشرفته مصرف آن در سنین مختلف اهمیت خاصی دارد و نیز یکی از راه های انتقال این باکتری به انسان می باشد و همچنین با توجه به وضعیت کردستان از نظر بهداشتی و مشکلاتی که در این زمینه وجود دارد، در این پژوهش سعی شده است که با آزمایش شیرهای خام و پاستوریزه، وضعیت آلودگی به این باکتری مورد بررسی قرار گیرد. بدین جهت 100نمونه شیر پاستوریزه و 100 نمونه شیر خام از شهرهای استان به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی تهیه واز نظر باکتریولوژی آزمایش شد.پس از جمع آوری نمونه ها و سانتریفوژ آنها، رسوب بدست آمده به لوله حاوی محیط براس غنی کننده لیستریا منتقل شد و پس از گذشت -73روز، از محیط غنی کننده نمونه برداری شد و در محیط آگار انتخابی لیسستریا به روش خطی کشت گردید وجهت تشخیص وتایید کلونیها در شرایط استاندارد، از تستهای بیوشیمیایی استفاده شد. پس از اتمام آزمایشهای باکتریولوژی از بین 100 نمونه شیر خام 6 مورد (6%) باکتری لیستریا مونوسیتوژنز و از بین 100 مورد نمونه شیر پاستوریزه 1 مورد (1%) جدا گردید. با توجه به نتایج مشابه به دست آمده از جستجوی این باکتری در شیر خام توسط محققین سایر کشورها، توجه به اهمیت اصول دقیق پاستوریزاسیون و عدم مصرف شیرهای خام توصیه می شود.
    کلیدواژگان: لیستریا مونوسیتوژنز، شیر خام، شیر پاستوریزه، استان کردستان
  • میرهادی خیاط نوری، آرش خاکی، سیداسماعیل صفوی، حامد صراطی نوری صفحه 77
    متوترکسات جزو داروهایی است که در شیمی درمانی تومورهای مختلف و در درمان بیماری های التهابی کاربرد وسیعی دارد. مطالعات نشان داده اند که این دارو روی روند اسپرماتوژنز و اووژنز اثر مهاری داشته و باعث کاهش باروری و تغییرات بافتی مختلف در بیضه حیوانات آزمایشگاهی می شود. از طرف دیگر مشخص شده است که هورمون رشد دارای اثرات ترمیمی و التیام دهنده در بافت های مختلف بدن است. هدف از این مطالعه تعیین اثر هورمون رشد روی ضرایب اسپرماتوژنز متعاقب تجویز متوترکسات در بافت بیضه موش صحرایی بود. در این مطالعه تجربی، 80 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار، به دو گروه کنترل (20=n) و شش گروه تحت مطالعه (60=n) تقسیم شدند. گروه تحت مطالعه اول و دوم به ترتیب 14 و 28 روز متوالی، هورمون رشد به میزان mg/kg3/0 از راه داخل صفاقی دریافت کردند. گروه تحت مطالعه سوم و چهارم به ترتیب 14 و 28 روز هر هفته یکبار، داروی متوترکسات با دوز mg/kg1 از راه داخل صفاقی دریافت نمودند. در گروه تحت مطالعه پنجم و ششم موشها به صورت توام از هر دو داروی متوترکسات و هورمون رشد به مدت 14 و 28 روز از راه داخل صفاقی دریافت کردند. دو گروه کنترل نیز مدت 14 و 28 روز سرم فیزیولوژی را از راه داخل صفاقی دریافت نمودند. بعد از گذشت زمان های ذکر شده نمونه بیضه اخذ گردیده و پس از تهیه مقاطع بافتی و رنگ آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین، از لحاظ بافت شناسی و شاخص های اسپرماتوژنز شامل: ضریب تمایز لوله ای (TDI)، ضریب اسپرمیوژنز (SI) و ضریب بازسازی (RI) مطالعه شد. داده های بدست آمده با استفاده از آزمون آماری آنالیز واریانس یکطرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که داروی متوترکسات دارای اثرات مخرب روی بافت بیضه و فرایند اسپرماتوژنز در گروه های تحت درمان با متوترکسات در مقایسه با گروه کنترل می باشد. همچنین نتایج مطالعات نشان داد که TDI، SI و RI در روز 14 بعد از تجویز متوترکسات کاهش غیر معنی دار و در روز 28 بعد از تجویز متوترکسات نسبت به گروه کنترل کاهش معنی دار (05/0p<) نشان می دهد. تجویز هورمون رشد به تنهایی اثر معنی دار بر شاخص های اسپرماتوژنز نداشت. در تجویز همزمان هورمون رشد و متوترکسات، هورمون رشد اثرات ترمیمی معنی دار (05/0p<) در بافت بیضه و ضرایب اسپرماتوژنز در مقایسه با گروه متوترکسات تنها، نشان داد. نتایج مطالعه نشان داد که تجویز متوترکسات باعث کاهش اسپرماتوژنز و شاخص های آن در بافت بیضه موش صحرایی می شود. این کاهش در مقدار TDI، SI و RI ممکن است از طریق کاهش تقسیم سلولی و اثرات سمی دارو باشد. همچنین هورمون رشد دارای اثرات ترمیمی در بافت بیضه حین درمان با متوترکسات بوده و سبب افزایش میزان باروری و ضرایب اسپرماتوژنز پس از شیمی درمانی با متوترکسات می شود. البته اثر این داروها در روند اسپرماتوژنز و ناباروری انسان نیاز به مطالعات بیشتر دارد.
    کلیدواژگان: هورمون رشد، متوترکسات، ضرایب اسپرماتوژنز، موش صح، رایی
  • صفحه 88