فهرست مطالب

  • سال چهلم شماره 1 (بهار 1388)
  • تاریخ انتشار: 1388/02/11
  • تعداد عناوین: 13
|
  • عباس یداللهی، کاظم ارزانی، علی عبادی صفحه 1
    به منظور تعیین نشانگرهای مورفولوژیک جهت غربالگری ژنوتیپ های بادام در برنامه های اصلاحی آینده، اثر تنش خشکی بر روی دانهال های حاصل از بذور شش رقم بادام با ژنوتیپ مشخص (از نظرتلخی وشیرینی) مطالعه شد. ژنوتیپ ها شامل هموزیگوت شیرین (بیوت)، هموزیگوت تلخ (ژنوتیپ تلخ) و هتروزیگوت شیرین (شاهرود 18، شاهرود 12، شاهرود 21 و سفید) و تیمارها شامل آبیاری کامل MPa33/.- = s? و تنش خشکی MPa8/1-= s? به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 2 فاکتور آبیاری، 6 فاکتور ژنوتیپ و 3 تکرار بودند. صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک مانند پتانسیل آب برگ (w?) و مقدار نسبی آب برگ(RWC)، فلورسنس کلروفیل، تراکم و اندازه روزنه ها، وزن خشک اندامها و مقدار نیتروژن برگ و ریشه اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که درجه مقاومت به خشکی در بین ژنوتیپ ها متفاوت بود. صفات مورفولوژیک برگ نسبت به صفات ریشه و شاخه به تنهایی با تنش خشکی همبستگی بهتری داشتند. تجزیه صفات مورفولوژیک برگ و روابط آبی گیاه نشان داد که ژنوتیپ های مختلف استراتژی های مختلفی را در مواجهه با تنش خشکی به کار می برند. همه ژنوتیپ ها قادر به حفظ برگها در شرایط تنش بودند، هر چند برگ های جدید اندازه کوچک تری از شاهد داشتند. اندازه برگ، رشد شاخه ها، وزن خشک شاخه ها، وزن خشک برگ ها وتراکم روزنه ها معیارمناسبی برای تشخیص مقاومت به خشکی در بادام نیستند. نسبت وزن خشک ریشه به سطح برگ (RDW /LA) در ژنوتیپ سفید با افزایش تنش افزایش یافت در حالی که این ژنوتیپ نسبت به تنش خشکی مقاومت بیشتری از بقیه نشان داد. سطح ویژه برگ (SLA) واندازه روزنه ها در ژنوتیپ بیوت از بقیه کمتر بود در حالی که این ژنوتیپ نسبت به تنش خشکی حساسیت بیشتری داشت.
  • یاور وفایی، فرشاد دشتی، محسن مردی، احمد ارشادی صفحه 13
    سیر (Allium sativum L.) مدت های مدید به صورت رویشی تکثیر شده و تحت شرایط معمول بذر تولید نمی کند. اطلاع از محتوی ژنتیکی و سطح تنوع ژنتیکی منابع گیاهی هر محصول، اولین و مهمترین گام در جهت برآورد اهداف اصلاحی می باشد. در بین روش های مختلف شناسایی تنوع ژنتیکی تکنیک AFLP به دلیل صحت و دقت بالا از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. در این تحقیق تنوع ژنتیکی 37 توده سیر جمع آوری شده از مناطق اصلی کشت و کار سیر در ایران با استفاده از نشانگرهایAFLP مورد بررسی قرار گرفت و با نتایج حاصل از داده های مورفولوژیک مقایسه گردید. با استفاده از 5 ترکیب آغازگری EcoRI و MseI دارای 3 نوکلئوتید انتخابی 330 نشانگر حاصل آمد که 233 نشانگر (5/70%) چندشکلی نشان دادند. دندروگرام رسم شده بر اساس نتایج حاصل از تجزیه خوشه ای توده های سیر ایرانی را در 6 گروه اصلی قرار داد در حالی که بر اساس صفات مورفولوژیک مورد ارزیابی کل توده ها در 4 گروه کلی قرار گرفتند. در نتایج حاصل ازداده های AFLP تشابه بین خوشه ها نسبتا بالا بود (58 تا 100%) تا جایی که 8 توده از گروه 1 و 8 توده ازگروه پنجم 100 درصد از باندهای درون گروه خود را به اشتراک بردند، که احتمال تکراری بودن آنها را نمایان می سازد. در کل همبستگی نسبی بین تنوع ژنتیکی و پراکنش جغرافیایی توده های سیر ایرانی مشاهده شد. این تحقیق نشان داد که تکنیک AFLPنه تنها توانایی تفکیک و شناسایی گونه ها را دارا می باشد، بلکه اجازه تفکیک واریته های گیاهشناسی و اکوتیپ های مختلف را نیز به خوبی فراهم می سازد. نهایتا تکنیک انگشت نگاری AFLP با شناسایی توده های تکراری در مجوعه های ژرم پلاسم می تواند کمک فراوانی به کاهش هزینه نگه داری مخصوصا در مورد سیر که به صورت رویشی تکثیر می شود داشته باشد.
  • غلامعلی پیوست، جواد شاهبداغی، مجید صدقی مقدم صفحه 23
    به منظور کاهش مصرف پیت و افزایش ظرفیت نگهداری آب در خاک پوششی قارچ دکمه ای، آزمایشی با هیدروژل در سه تیمار (خاک پوششی بدون هیدروژل به عنوان تیمار شاهد، خاک پوششی + 10 و 20% حجمی هیدروژل) و سه تکرار در قالب طرح کامل تصادفی طی سال 1385 در واحد تولیدی قارچ خزر، واقع در شهر آبکنار از توابع شهرستان انزلی صورت گرفت. نتایج نشان دادند که تیمار خاک پوششی 90%+ هیدروژل 10% حجمی، عملکرد محصول را نسبت به تیمار شاهد به طور معنی داری افزایش می دهد. کمترین میزان عملکرد در پایان دوره برداشت از تیمار خاک پوششی + هیدروژل به نسبت 80:20 حجمی، بدست آمد که احتمالا به دلیل کاهش میزان خلل و فرج خاک پوششی در این تیمار است. همچنین مشخص شد که تیمارهای حاوی هیدروژل به طور معنی داری تعداد قارچ های درجه یک را افزایش و تعداد قارچ های کوچک یا درجه سه را کاهش دادند. استفاده از هیدروژل در خاک پوششی بطور معنی داری باعث افزایش میزان ماده خشک قارچ نسبت به تیمار شاهد گردید. بنابراین اضافه نمودن 10 درصد هیدروژل به خاک پوششی به دلیل افزایش محصول، افزایش کیفیت قارچ های برداشتی و کاهش استفاده از پیت توصیه می شود.
  • ثریا مهدوی، قاسم کریم زاده، حسن مداح عارفی صفحه 29
    در این تحقیق، 8 نمونه از گیاه دارویی آویشن، 5 نمونه متعلق به گونه بومی Thymus daënensis و نمونه های دیگر مربوط به گونه های T. eriocalyx، T. migricus و Thymus. spp.، با کمک تکنیک اسکواش و استواورسئین 2 درصد مورد ارزیابی کاریوتیپی قرار گرفته و پارامترهای کروموزومی: طول بازوی کوتاه، طول بازوی بلند، طول کل کروموزوم، نسبت بازوها، نسبت طول بازوی کوتاه به بازوی بلند، حجم کل کروموزوم، طول نسبی کروموزوم، درصد شکل کروموزوم، اختلاف دامنه طول نسبی، درصد شکل کلی کاریوتیپ، شاخص تقارن، شاخص سانترومری، طول کل کروماتین، شاخص پراکندگی و ضریب تغییرات محاسبه شد. تجزیه واریانس داده ها تفاوت معنی دار بین نمونه ها از نظر طول بازوی کوتاه، طول کل کروموزوم و حجم کروموزوم نشان داد. تعداد 6 نمونه دیپلوئید و 2 نمونه تتراپلوئید بودند. میانگین طول کل کروموزوم ها بین 07/1-88/0 میکرومتر تعیین گردید. فرمول کاریوتیپی در 5 نمونه به صورت m30، یک نمونه m28، یک نمونه m56 و یک نمونه sm2+m58 تعیین شد. بر اساس روش استبینز همه نمونه ها متقارن بوده و در کلاس 1A قرار گرفتند، به استثنای نمونه تتراپلوئید A8 که در کلاس تقارنی 2A قرار گرفت. این مطالعه تنوع درون و بین گونه ای را در آویشن نشان می دهد.
  • محمدرضا حسندخت، فاطمه مستوری، محمد نقی پاداشت دهکایی صفحه 37
    کمپوست کردن ضایعات آلی کشاورزی روشی پایدار برای استفاده مجدد از این ضایعات است. به منظور بررسی تاثیر کمپوست ضایعات چای و کمپوست پوست درختان، به عنوان اصلاح کنندگان خاک بر بستر کاشت و برخی صفات کمی و کیفی کاهوی گلخانه ای رقم Grate Lake 118آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار انجام شد. تیمارها شامل نسبتهای مختلف کمپوست ضایعات چای، کمپوست پوست درخت و خاک بودند و خاک تنها بعنوان شاهد بود. آنالیز کمپوستها نشان داد که بیشتر خصوصیات شیمیایی کمپوست ضایعات چای (EC، pH و میزان پتاسیم قابل تبادل) بهتر از کمپوست پوست درختان بود. بستر کاشت دارای کمپوست ضایعات چای و کمپوست پوست درختان دارای خصوصیات مناسبی (EC، pH و میزان پتاسیم قابل تبادل) برای کشت بدون خاک کاهوی گلخانه ای بودند. نتایج نشان داد که بسترهای کشت دارای هر دو نوع کمپوست عملکرد بیشتری نسبت به شاهد داشتند، اما رشد، تجمع ماده خشک و وزن هد در بسترهای اصلاح شده با کمپوست ضایعات چای بیشتر از کمپوست ضایعات پوست درختان بود. علاوه بر عملکرد هد، بلوغ رابطه مثبتی با میزان مصرف کمپوست داشت. محصول در بستر کاشت بدون خاک نسبت به خاک دو هفته زودرس تر بود. بیشترین میزان فسفر، پتاسیم و کلسیم در مخلوط حاوی سه قسمت کمپوست ضایعات چای و یک قسمت خاک اندازه گیری شد. با توجه به زودرسی (78 روز) و عملکرد بالای گیاهان در بستر دارای کمپوست ضایعات چای، استفاده از آن برای بستر کاشت کاهوی گلخانه ای توصیه می شود.
  • محمدرضا فتاحی مقدم، عزیز ابراهیمی، ذبیح الله زمانی صفحه 45
    گردو از محصولات مهم خشکباری است که ایران یکی از مراکز مهم پراکنش و کشت و کار آن به شمار می رود. در این مطالعه از صفات مورفولوژیک و نشانگرهای مولکولی RAPD برای تعیین سطح تنوع و خویشاوندی 31 ژنوتیپ برتر از ایران و چهار رقم خارجی گردو استفاده گردید. 14 آغازگر RAPD در مجموع 180 نوار در کل ژنوتیپ ها تکثیر کردند که از بین آنها 174 نوار چند شکل بودند. محدوده تشابه ژنتیکی ژنوتیپ ها بین 37/0 تا 89/0 بدست آمد. در تجزیه خوشه ای، نمونه ها در حد تشابه 50 % بر اساس زمینه ژنتیکی متفاوت در 5 گروه جای گرفتند. چهار رقم خارجی و 26 ژنوتیپ از استانهای مختلف در گروه پنجم قرار گرفتند که شامل ژنوتیپ هایی از نی ریز فارس، شهرکرد و ضیاء آباد قزوین بودند. تقریبا تمامی ژنوتیپ ها در مولفه اول و ژنوتیپ های NFE3، NFE5، JAHAN1 و CCGM1 در مولفه دوم مقدار عددی بیشتری نشان دادند. که هر کدام به تنهایی در تجزیه گروه مستقلی را تشکیل دادند. نتایج بدست آمده نشان داد که نشانگر مولکولی راپید RAPD برای بررسی تنوع ژنتیکی گردو یک روش کارآمد می باشد. این ژنوتیپ ها با پایه ژنتیکی متفاوت و صفات مناسب باغبانی نشان دادند که کاندیدهای مطلوبی برای استفاده مستقیم یا در برنامه بهبود کمی و کیفی گردو هستند.
  • سارا خراسانی نژاد، عبدالکریم کاشی، سید محمد فخر طباطبایی صفحه 55
    بعضی گیاهان زراعی دارای اثرات آللوپاتیک می باشند و بررسی اثرات آنها بر گیاهان به خصوص در تناوب زراعی و کشت توام از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بر همین اساس، در این تحقیق توانایی آللوپاتی اندام های خیار بر روی میزان رشد بادمجان، گوجه فرنگی، فلفل و خیار به طور جداگانه در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل دو عاملی، در سیستم کشت هیدروپونیک در گلخانه بررسی گردید. در این تحقیق، فاکتور اول نوع گیاه (فلفل، خیار، گوجه فرنگی و بادمجان) و فاکتور دوم، نوع اندام عصاره گیری شده (برگ، ریشه و ساقه) بود. ابتدا عصاره الکلی 5 درصد وزنی- حجمی حاصل از اندام های برگ، ریشه و ساقه خیار تهیه گردید و سپس اثر آن بر تعداد برگ، گل، طول ریشه و ساقه، وزن تر ریشه و ساقه، وزن خشک ریشه وساقه، به عنوان شاخص های رشد گیاهان مذبور نسبت به نمونه شاهد بدون تیمار عصاره دهی، مطالعه گردید. نتایج حاصله نشان داد که عصاره اندام های خیار در همه موارد اثر معنی داری بر کاهش شاخص های رشد سایر گیاهان داشته است. از بین گیاهان فوق، تحت تاثیر عصاره اندام های خیار، رشد بادمجان و پس از آن خیار بیشترین کاهش رشد را نشان داده اند. بنابراین، خیار بیشترین اثر آللوپاتی را بر روی بادمجان داشته است. همچنین کاهش قابل توجه رشد خیار را می توان به خود مسمومی در خیار نسبت داد. از آنجایی که عصاره ریشه در مقایسه با سایر اندام ها، رشد گیاهان فوق را بیشتر کاهش داده است، مشخص می شود که ریشه دارای اثر آللوپاتی بیشتری می باشد که می توان این مسئله را به تولید اولیه مواد آللوشیمیایی در ریشه مربوط دانست.
  • کاظم کمالی، علی عبادی، محمدرضا فتاحی مقدم، محمدرضا نقوی، علی ایمانی صفحه 61
    اصلاح بادام به منظور دست یابی به ارقام خودسازگار از مهم ترین اهداف اصلاحی است و در این راستا تشخیص زود هنگام ژنوتیپ های خودسازگار به دلیل صرفه جویی در وقت و هزینه ها اهمیت بسزایی دارد. برای تشخیص ژنوتیپ های خودسازگار از خودناسازگار روش های مختلفی اعم از کلاسیک و ملکولی وجود دارد. در این تحقیق با استفاده از روش PCRو پرایمرهای اختصاصی ژنوتیپ های نتاج بدست آمده تعیین گردیدند. خودناسازگاری در بادام از نوع گامتوفیتیک بوده و این ویژگی توسط یک مکان ژنی چند آللی(S-locus)کنترل می شود که در درون خامه به عنوان S-RNase بیان می گردد. در این تحقیق ابتدا دو رقم تجاری Ferragnes وFerralise با رقم خودسازگار Tuono به صورت متقابل (Reciprocal) تلاقی داده شده و نتاج حاصله که دارای آلل خودسازگار (Sf) بودند با استفاده از روش پوشاندن شاخه ها (Bagging) وادار به خودگشنی شدند. بذور به دست آمده پس از طی دوره استراتیفیکاسیون سبز گردیدند و در دوران نونهالی DNA ژنومی از کلیه نتاج بدست آمده استخراج و ژنوتیپ های S به دست آمده با روش های PCR ساده و مرکب مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده نشان داد که حاصل این خودگشنی، نتاج خودسازگار هموزیگوس و هتروزیگوس بوده و تمام نسبت های به دست آمده از اصول مندلی پیروی می کند. همچنین نتایج این تحقیق نشان داد تشخیص خودسازگاری در بادام با استفاده از روش PCR در دوران نونهالی گیاه میسر می باشد. استفاده از این روش در شناسایی ژنوتیپ ها و ارقام خودسازگار بسیار حایز اهمیت بوده و دارای دقت بالایی است.
  • محسن کافی، مصباح بابالار، علی نیکبخت، حسن ابراهیم زاده، نعمت الله اعتمادی، سعید سماوات صفحه 69
    یکی از مشکلات پرورش ژربرا کاهش کیفیت و کم بودن محصول به ویژه در گلخانه های نه چندان استاندارد است. در این پژوهش اثر پاشش (اسپری) هفتگی 500 میلی گرم بر لیتر هومیک اسید و مقایسه آن با مصرف حل شده آن با همین غلظت در دو نوع محلول غذایی با مقادیر 5/3 و 7 میلی اکی ولان بر لیتر کلسیم جهت بهبود کمیت و کیفیت گل ژربرای رقم مالیبو بررسی گردید. نتایج نشان داد اگرچه پاشش هومیک اسید نتوانست به میزان مصرف محلول آن، باعث بهبود جذب بسیاری از عناصر شود، اما توانست عملکرد را به اندازه آن افزایش دهد. میزان جذب کلسیم در تیمار دارای سطح کلسیم بالاتر همراه با مصرف محلول هومیک اسید بیش از سایر تیمارها بود. تفاوت معنی داری در عمر گلدانی و میزان پروتئین کل بین تیمارها مشاهده نشد. پاشش هومیک اسید به صورت معنی داری باعث بهبود ثبات غشای سلولی قطعات گلبرگ شد و تنش ناشی از پیر شدن ساقه گل را کاهش داد. هومیک اسید احتمالا از طریق اثرهای شبه هورمونی و بهبود شرایط فیزیولوژیک گیاه توانسته است سبب بهبود عمر پس از برداشت گل ها شود.
  • مرتضی سلیمانی اقدم، یونس مستوفی، علیرضا مطلبی آذر، جواد فتاحی مقدم، محمود قاسم نژاد صفحه 77
    برای بررسی اثر بخار متیل سالیسیلات(MeSA) بر روی خصوصیات کیفی کیوی فروت رقم هایوارد، از پنج غلظت متیل سالیسیلات (0، 8، 16، 24و 32 میکرولیتر به ازای هر لیتر فضای ظرف) و پنج ماه طول دوره انبارمانی میوه به صورت کرت های خردشده در زمان بر پایه طرح کاملا تصادفی و با سه تکرار استفاده شد. این تحقیق در موسسه تحقیقات مرکبات کشور واقع در رامسر در سال 86-85 اجرا شد. در این تحقیق صفاتی نظیر درصد مواد جامد محلول(TSS)، اسیدیته قابل تیتراسیون(TA)، ویتامین ث، pH عصاره میوه، سفتی گوشت میوه، فعالیت آنزیم آنتی اکسیدان آسکوربات پراکسیداز (APX) و اتیلن تولید شده توسط میوه ها مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که غلظت 32 میکرولیتر بخار متیل سالیسیلات بیشترین تاثیر را در به تاخیر انداختن فرایند رسیدگی پس از برداشت میوه ها داشت به طوریکه سفتی گوشت و ویتامین ث میوه های تیمار شده با 32 میکرولیتر بر لیتر متیل سالیسیلات نسبت به میوه های تیمار شاهد دارای روند کاهشی کندتری بودند. استفاده از این ماده باعث شد که TSS، تولید اتیلن و فعالیت آنزیم آنتی اکسیدان APX از روند افزایشی کندتری در طول دوره انبارمانی میوه ها برخوردار شوند. TA میوه ها درطول دوره انبارمانی کاهش یافت ولی متیل سالیسیلات تاثیر معنی داری بر این صفت نداشت. بیشترین تاثیر متیل سالیسیلات در به تاخیر انداختن روند کاهشی pH عصاره میوه در غلظت 24 میکرولیتر بر لیتر مشاهده شد. بنابراین در این تحقیق کاربرد متیل سالسیلات با غلظت 32 میکرولیتر بر لیتر بیشترین تاثیر را در افزایش عمر انبارمانی کیوی فروت داشته است.
  • عباس حسنی، رسول جلیلی مرندی، یوبرت قوستا صفحه 85
    ضایعات بعد از برداشت، به ویژه در اثر حمله قارچ ها، یک عامل مهم در کاهش عمر انباری بسیاری از میوه ها و سبزی ها به حساب می آید. به منظور بررسی اثرات اسانس های گیاهان آویشن، ریحان و رزماری در کنترل بیماری کپک خاکستری (Botrytis cinerea) میوه های گلابی، دو آزمایش جداگانه یکی در شرایط درون شیشه ای و دیگری در شرایط نگهداری میوه های گلابی در سردخانه انجام گرفت. غلظت اسانس های مورد استفاده در آزمایش های درون شیشه ای صفر (شاهد)، 100، 200، 300، 400 و 500 میکرو لیتر در لیتر محیط کشت PDA و در شرایط نگهداری میوه ها در سردخانه صفر (شاهد)، 100، 300 و 500 میکرولیتر در لیتر بود. نتایج آزمایش های درون شیشه ای نشان داد که اسانس گیاهان رزماری و آویشن به ترتیب کمترین و بیشترین تاثیر را در جلوگیری از رشد قارچ داشته اند. به طوری که اسانس رزماری حتی در غلظت 500 میکرولیتر در لیتر محیط کشت هیچ گونه تاثیری در جلوگیری از رشد قارچ نداشت اما آویشن در غلظت های بالاتر از 200 میکرولیتر در لیتر محیط کشت به طور کامل از رشد قارچ جلوگیری نمود. نتایج آزمایش های سردخانه ای نشان داد که تیمار اسانس اثرات معنی داری بر بیماری کپک زدگی میوه های گلابی داشت. به طوری که تعداد میوه های آلوده و شدت بروز بیماری در میوه های تیمارشده کاهش یافت. با افزایش غلظت اسانس رشد قارچ کاهش بیشتری نشان داد. بیشترین و کمترین تعداد میوه های آلوده و نیز شدت بیماری به ترتیب در غلظت های صفر و 500 میکرولیتر در لیتر هر کدام از تیمارهای اسانسی دیده شد. نتایج بررسی ها همچنین نشان داد که اسانس آویشن و رزماری به ترتیب بیشترین و کمترین تاثیر را در کاهش تعداد میوه های آلوده و شدت بروز بیماری کپک خاکستری داشته اند.
  • سید احسان فیضیان، حمید دهقانی، عبدالمجید رضایی، مختار جلالی جواران صفحه 95
    خربزه یک گیاه اقتصادی و مهم است و ایران از مراکز مهم تنوع برای این محصول به شمار می رود. برای برآورد نوع عمل ژن، وراثت پذیری و دیگر پارامترهای ژنتیکی صفات مهم زراعی خربزه از تلاقی دای آلل بین 6 رقم محلی ایران به همراه یک ملون با منشا خارجی از گروه کانتالوپنسیس استفاده شد. 7 والد، 21 تلاقی مستقیم و 21 تلاقی معکوس در قالب طرح لاتیس در سال 1385 در دو شرایط هرس و بدون هرس در 4 تکرار کشت گردیدند. پس از رسیدگی میوه ها صفات تعداد میوه در هر بوته، میانگین وزن میوه های هر بوته برحسب کیلوگرم، طول و عرض میوه های هر بوته برحسب سانتی متر، ضخامت گوشت میوه های هر بوته برحسب سانتی متر و عملکرد یا وزن کل تمام میوه های برداشت شده در هر بوته برحسب کیلوگرم یادداشت برداری شد. تجزیه ژنتیکی به روش هیمن و جینکز انجام شد. میانگین مربعات ژنوتیپ ها برای کلیه صفات در هر دو شرایط از نظر آماری در سطح احتمال 1 درصد معنی دار بود. برآورد میانگین درجه غالبیت نشان داد که طول میوه، عرض میوه، ضخامت گوشت و وزن در هر دو شرایط با اثر غالبیت نسبی ژنها کنترل می شود، در حالیکه عملکرد در شرایط هرس تحت تاثیر ژنهای با اثر فوق غالبیت کنترل می گردد، ولی در شرایط غیرهرس غالبیت نقشی در کنترل عملکرد نداشت. رقم میرپنجی بهترین رقم از نظر وزن و عملکرد بود در حالیکه رقم عباسعلی توانایی تولید میوه زیاد را داشت. وراثت پذیری بالای عمومی و خصوصی برای صفات تعداد میوه، وزن، طول، عرض و ضخامت گوشت نشانگر اثر کم محیط بر روی این صفات و نقش زیاد اثرات افزایشی بود.
  • طاهره برنا، رضا امید بیگی صفحه 107
    ماریتیغال (Silybum marianum L.) گیاهی است مرتعی، دارویی که در نقاط مختلف کشور ایران به صورت خودرو می روید. این تحقیق در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 4 تیمار و 3 تکرار انجام شد. در این مطالعه تاثیر سه نسبت مختلف نیتروژن، فسفر و پتاس به مقادیر 0K 0P 0N، 50K100P100N، 100K150P150N و 150K200P200N کیلوگرم در هکتار و تیمار شاهد (بدون مصرف کود) مورد مطالعه قرار گرفت. متغیرهایی نظیر ارتفاع ساقه، تعداد کاپیتول در بوته، قطر کاپیتول، تعداد دانه در کاپیتول، وزن هزار دانه و عملکرد دانه در هکتار مورد اندازه گیری قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که نسبت های مختلف NPK تاثیر معنی داری بر ارتفاع بوته، تعداد بذر در کاپیتول و عملکرد بذر در هکتار دارد. حداکثر ارتفاع (81/107 سانتی متر) مربوط به تیمار 150K200P200N، بیشترین تعداد بذر در کاپیتول (08/223) مربوط به تیمار100K150P150N و بیشترین عملکرد بذر (6/3 تن در هکتار) از تیمار 50K100P100N بدست آمد. مقدار کل سیلیمارین و سیلی بین با افزایش مصرف کود کاهش نشان داد. بطوریکه با افزایش مصرف مقادیر NPK (تیمار 100K200P200N) سبب تحریک رشد رویشی گردیده و میزان تولید سیلی مارین و سیلی بین را کاهش داد. این در حالی است که عدم مصرف کود (تیمار شاهد) در مقایسه با تیمار 150K200P200N به میزان 57/20 درصد سبب افزایش مقدار کل سیلیمارین گردید. در بین تیمارهای کودی تیمار 100K150P150N دارای بیشترین درصد سیلی بین موجود در سیلی مارین بود این در حالی است که در تیمار شاهد با وجود آنکه میزان کل سیلی مارین با تیمار100K150P150N و 50K100P100N در یک سطح قرار داشت اما میزان سیلی بین در سیلی مارین تا حد صفر کاهش یافت. بنابراین با توجه به نتایج این تحق‍‍‍یق بهترین نسبت کودی از لحاظ عملکرد بذر، عملکرد سیلی مارین و سیلی بین در رقم بوداکالازی و در منطقه پیکان شهر نسبت کودی 50K100P100N توص‍‍‍یه م‍‍‍ی شود.
|
  • Page 13
    Garlic (Allium sativum. L) has been and is clonally propagated, because it does not produce seed under standard conditions. Knowledge of plant recourses genetic diversity can be a first and most important step in achieving breeding program purposes. Because of its high accuracy and reproducibility among different genetic diversity assessment techniques Amplified Fragment Length Polymorphism (AFLP) has its unique importance. To discriminate among closely related garlic clones AFLP was applied to Analyze the genetic relations among Iranian garlic clones. Thirty-seven clones collected from the main cultivation areas of Iran were analyzed to evaluate their genetic diversity. A total 330 unambiguous bands were obtained by five primer combinations of EcoRI+3 and MseI+3, of which, 231 demonstrated clear polymorphism, representing 69% of total bands. Dendrogram obtained from Unweighted Pair Group Method with Arithmetic Averaging (UPGMA) using the coefficient of Jacard clustered Iranian garlic clones in 8 main groups, then the AFLP results were compared with morphological analysis. Based on AFLP results there existed relative high similarities among groups (0.58- 1) even though some of the clones showed very high similarity (>0.95). Sixteen clones in the 1st and 5th group shared 100% of bands of each group indicating that they are likely duplicate ones. In general there were not any significant relationships detected between genetic diversity and geographical origins. Clones of different ecological climates were classified in one group and in some cases clones that had close origins were clustered with clones from other geographical areas. The potential use of AFLP could show not only the differentiation among species, but also between botanical varieties and well-defined ecotype groups. Finally it can be concluded that AFLP fingerprinting technique with discrimination of duplicate accessions in germplasm collection can decrease costs of conservation of plant material, especially in the case of garlic that is propagated by asexual reproduction. The results of AFLP were in broad agreement with the morphological classification.
  • Page 23
    To reduce peat while increasing the Water Holding Capacity (WHC) of casing soil in button mushroom production an experiment was conducted in 2006 with three hydrogel treatments of: T0= casing soil with no hydrogel, as control, T1= casing soil + 10% hydrogel (V/V), and T2= casing soil + 20% hydrogel (V/V) with three replicates in a completely randomized design. Results indicated that treatment 1 significantly increased the total yield as compared to other treatments. The lowest yield was obtained through T2 due to an eventual decrease of casing soil porosity. The results also indicated that hydrogel use treatments could increase grade one button mushrooms, while decreasing mushrooms of grade three. Because of the increase in total yield and dry matter content of mushrooms a 10%. Hydrogel, as additional supplement for the casing, is recommended.
  • Page 29
    Eight accessions of Thyme medicinal plant, belonging to Iranian endemic Thymus daënensis, T. eriocalyx, T. migricus and an unknown Thymus spp species, were tested for karyotypic analysis, using squash technique and 2% (w/v) aceto-orcein staining method. Chromosomal parameters examined were: short arm (S), long arm (L), total length of chromosome (TL), arm ratio (AR), r-value, total chromosome volume (TCV), relative length of chromosome (RL), form percentage of chromosome (F%), Difference range of relative length of chromosome (DRL), total form percentage of karyotype (TF%), symmetry index (S%), centromeric index (CI), total chromatin length (X), dispersion index (DI) and coefficient of variation (CV%). ANOVA showed significant differences between accessions for S, TL and TCV. Six accessions were distinguished as diploids and two as tetraploids. The mean length of chromosomes ranged between 0.88 and 1.07 µm. The most common karyotype formula (KF) was 30m (5 accessions), followed by 28m, 56m and 58m+2sm (1 accession of each). Karyotypes were mostly symmetrical, falling in the Stebbins 1A category, except for A8 accession which fell in category. The present study indicated intra- and inter-specific variations in Thyme accessions.
  • Page 45
    To evaluate morphological markers linked with drought stress resistance for screening almond genotypes in the breeding programs the effect of drought stress was studied on six nominated almond genotypes seedlings. The six pre-selected water stress mimposed almond genotypes included: homozygote sweet (Butte from University of California), heterozygote sweet (Shahrood12, Shahrood18, Shahrood21 and White) and homozygote Bitter (Bitter Genotype). Moisture treatments were: well irrigated plants (?s=-0.33 MPa) vs drought stressed ones (?s=-1.8 MPa). The factorial experiment was conducted based on a randomized complete block design (2 irrigation factors, 6 genotype factors) of 3 replications. Such morphological and physiological traits as: leaf RWC and water potential, stomatal size and density, leaf and root N content, chlorophyll fluorescence, leaf size, root and shoot dry weight (DW), were assessed. Results indicated that different genotypes show varied degrees of resistance to drought stress. Analysis of leaf morphological traits and water status in plants showed genotypes, different strategies in coping up with and compensating for the effect of drought. All genotypes preserved their leaves although, having produced smaller leaves. Leaf size, root or shoot DW, stomatal density and root or leaf nitrogen content were not correlated with drought resistance in the studied seedlings. Ratio of root DW to leaf area increased with drought in White cultivar, while (by considering chlorophyll fluorescence and water relations) this genotype was the most resistant to drought among the studied cultivars. Specific leaf area (SLA) and stomatal size being the lowest in Butte led to the conclusion that it was the least resistant to drought.
  • Page 55
    Some crops have been observed to posses effects of allelopathic type. It would be interesting and useful as well to study these plant's allelopathic effects on other crop plants, particularly in rotation and intercropping. So, in this study, the allelopathic potential of cucumber organ's extract on seedling growth of cucumber, eggplant, pepper, and tomato was evaluated using a randomized factorial experiment, in a hydroponic system under greenhouse conditions. In this research, the first variable was plant type (cucumber, eggplant, pepper, and tomato) while the second one cucumber organ type (leaf, root, or stem) extract. Alcoholic extracts (5% w/v) of leaf, root, and stem of cucumber were prepared. The extract's effects on plant growth indices namely: number of leaves and flowers, root and shoot length, root and shoot fresh weight, as well as root and shoot dry weight were investigated. Results showed that all cucumber organ extracts exert significant inhibiting effect on growth indices of all tested plants. Under the allelopathic effect of cucumber organ extracts, eggplant and cucumber faced the most respective reduction in growth, in comparison with other plants tested. Therefore, it becomes evident that cucumber exerts the most allelopathic effect on eggplant. Also, a considerable reduction of cucumber growth could be attributed to self-toxicity in cucumber. In comparison with other cucumber organ extracts, root extract has the most retarding effect on plant growth. So, can be said that it has the most allelopathic effect. This phenomenon could be attributed to an initial production of allelopath chemicals in roots.
  • Page 61
    Breeding of almond to attain self compatible cultivars is among the objectives followed in almond breeding. Early identification of self-compatible genotypes from self-incompatible ones is very important in saving of time and expenses. There are different methods of either classical or molecular nature to recognize self-compatibility in genotypes. In this study, PCR-based method with specific primers was employed to determine self-compatible genotypes. Almond self-incompatibility system is of a gametophytic type controlled by a single multi-allele locus, expressed as S-RNase in style. In this research work, two commercial cultivars of Ferragnes (s1s3) and Ferralise (s1s3) were reciprocally crossed with self-compatible cultivar of Tuono (s1sf). Progenies (s1sf and s3sf) were grown and selfed (Bagging method) when they entered the flowering stage. Seeds of new generation were made to germinate following stratification. Seedlings were then studied through simple and multiplex PCR. Results indicated that the ratio of self-compatible to self-incompatible progenies was as according to Mendelian rules (1:1). Therefore, PCR was recognized as a precise method for identification of self-compatible genotypes when they are still very young.
  • Page 69
    One of the problems encountering gerbera production is the decreasing flower quality and yield especially when grown in non-standard greenhouse coditions. In this research the effect of weekly humic acid (HA) (500 mg/L) spray was studied and compared with application of 2 solutions containing 3.5 and 7 meq/L of calcium along with the same concentration of HA on Gerbera jamesonii L. It was demonstrated that although HA spray did not increase the uptake of most nutrients yet it could improve the yield in comparison with the solution alone a pplications. Calcium uptake was higher in the treatment involving HA along with a higher Ca concentration. There was no significant difference observed in postharvest life and total protein content among treatments. HA spray could significantly improve cell membrane stability of petal parts and decrease the stress imposed by scape senescence. It was probably through the hormone-like action of HA that the postharvest life of flowers was improved.
  • Page 77
    To inspect the effect of methyl salicylate (MeSA) vapor on fruit shelf life quality in kiwifruit (Actinidia chinensis cv. Hayward) an experiment was carried out in Citrus Research Institute, Ramsar, Iran in 2006-2007. The experiment was based on a completely random design of three replications. The treatments consisted of MeSA at five rates (0, 8, 16, 24 and 32 µL/L) and storage time of five levels (every month of five month duration of shelf life during the whole period of the experiment. Assessed qualities included: Total Soluble Solids (TSS), Titrable Acidity (TA), vitamin C, pH, firmness of pulp, activity of Ascorbate peroxidase (APX) and fruit ethylene production. The results of the experiments revealed that treatment with 32 µL/L of MeSA had the greatest effect on delay of postharvest ripening of fruits. Fruits treated with 32 µL/L of MeSA had a slower trend in decrease of pulp firmness and vitamin C as well as a slower trend in increase of TSS, ethylene production, and APX activity during storage as compared to control. Fruit TA decreased during shelf life period but MeSA did not have a significant effect on this trait. The highest delay effect of MeSA application on decrease trend of pH was observed in the 24 µL/L of MeSA application treatment.
  • Page 85
    Post-harvest losses particularly due to fungal invasions, is a major factor in limiting the shelf life of many fruits and vegetables. In order to study the effects of essential oils of thyme (Thymus kotschyanus), basil (Ocimum basilicum) and rosemary (Rosmarinus officinalis) on control of grey mold (Botrytis cinerea) disease in pear, a series of in vitro and in vivo (during cold storage of pear fruits) experiments was conducted. The concentration of essential oils used were 0 (control), 100, 200, 300, 400 and 500? l/l of PDA and 0 (control), 100, 300 and 500? l/l for in vitro and in vivo experiments, respectively. The results of in vitro experiment showed that rosemary and thyme oils had the lowest and the highest inhibitory effects on the fungal growth. Rosemary oil had no inhibitory effect on the fungal growth even at 500? l/l of PDA, but thyme oil, at concentrations above 200? l/l of PDA, completely inhibited the fungal growth. The results of in vivo (cold storage of fruits) experiment showed that essential oil treatment had significant inhibiting effects on fungal growth. The number of infected fruits and disease severity were reduced in the treated fruits. With increase in the essential oil concentration, fungal growth was further reduced. The highest vs the lowest number of infected fruits and disease severity were observed in 0 (control) vs 500? l/l of essential oil treatment, respectively. Also the results of this study revealed that thyme and rosemary essential oils had the highest and the lowest reducing effects on the number of infected fruits and on grey mold severity, respectively.
  • Page 107
    Milkthistle (Silybum marianum L.) is a rangeland medicinal plant growing wild in different locations in Iran. In the present research work, the effect of N, P and K in their different proportions of N0P0K0, N100P100K50, N150P150K100 and N200P200K150 kgHa-1 as compared with control (no fertilizer application) on the plant's growth was put to test. Suc variables as plant height, no. of capituls, no. of capituls per plant, diameter of capitul, no. of seeds per capitul, one thousand seed weight, and seed yield were assessed in a randomized complete block design of 4 treatments of each in 3 replications. Results indicated that different proportions of NPK exert different significant effects on plant height, no. of seeds per capitul and on seed yield. The highest plant height (107.81 cm) was resulted from N200P200K150 treatment, the greatest no. of seeds per capitul (223.08) from N150P150K100 and the greatest yield (3.6 tons ha-1) was the result of the treatment N100P100K50. There was a decrease in total silymarin and silybin observed with increase in NPK application. Increase in NPK application caused increase in vegetative growth and decrease in silymarin and silybin. This is while non application of NPK (control) resulted in an increase of 20.57% silymarin as compared with the N200P200K150 treatment. Silybin content of silymarin was the highest in N150P150K100 treatment. This was while even though total silymarin in control was at the same level as in treatments N150P150K100 and N100P100K50, but silybin available in its silymarin was reduced to an even zero level. Therefore it is concluded that the most suitable NPK proportion as regards; seed yield, and silymarin and silybin contents in milkthistle, variety Budakalazi, and in the area of Peykan Shahr, Karaj, Tehran would be N100P100K50.