فهرست مطالب

Veterinary Research - Volume:11 Issue:2, 2010
  • Volume:11 Issue:2, 2010
  • تاریخ انتشار: 1389/05/01
  • تعداد عناوین: 12
|
  • دکتر جلیل مهرزاد، دکتر ماکس پپه، دکتر کریستین بورونیک صفحه 102
    قدرت دفاعی پستان در مقابل پاتوژن های ایجاد کننده ورم پستان به عوامل زیادی در پستان و خون وابسته می باشد. اولین سد دفاعی سلولی در برابر عوامل پاتوژن در پستان فاگوسیت هایی نظیر نوتروفیل ها و ماکروفاژها می باشند. امروزه محققان کاملا پذیرفته اند که نوتروفیل ها عامل کلیدی در سیستم دفاعی گاو در مقابله با عوامل ورم پستان می باشند. نوتروفیل ها تنها لکوسیت های موجود در شیر بوده که قادر به تولید مقادیر زیادی از رادیکال های آزاد برای کشتن میکروب های بلعیده شده می باشند. در این مطالعه نقش فعالیت نوتروفیل ها به عنوان یک عامل دفاعی در مقابل پاتوژن های داخل پستانی در گاوهای شیری و عوامل فیزیوپاتولوژیک تاثیر گذار بر فعالیت نوتروفیل های خون و شیر بررسی می شود. به غیر از نقش آن ها در مکانیسم سد دفاعی اولیه، نوتروفیل ها به طور غیر مستقیم نیز در سد دفاعی ثانویه نقش دارند. برای به حداقل رساندن آسیب های بافتی ناشی از پاتوژن ها و مواد اکسیداتیو حاصل از نوتروفیل ها، کشتن باکتری ها به وسیله این سلول های دفاعی باید خیلی سریع صورت پذیرد، که به نوبه خود می تواند بین واکنش های التهابی، فعالیت باکتری کشی نوتروفیل ها و آسیب های بافتی تعادل ایجاد کند. این تعادل حاصله بین واکنش های نوتروفیل و پاتوژن می تواند تحت تاثیر عوامل فیزیولوژیک (تعداد و مراحل شیرواری) و پاتولوژیک (تاثیرات موضعی و عمومی ورم پستان) گاوها قرار گیرد. هورمون ها، متابولیت ها و پروتئین های فاز حاد نیز روی فعالیت نوتروفیل ها تاثیر گذار بوده، بنابراین می توانند روی پیامد ورم پستان، به خصوص در حوالی زایمان موثر باشند. فعالیت نوتروفیل ها در گاوهای سالم بعد از زایمان تا حدی ارثی بوده که با حساسیت و یا مقاومت حیوان به عفونت های پستانی ارتباط دارد. علیرغم پیشرفت ها در علوم دامپزشکی، تغذیه و بیولوژی مولکولی، ورم پستان همچنان یک مسئله مهم در گاوهای شیری پر تولید بوده است. راه حل اصلی و بلند مدت برای مبارزه با بیماری های عفونی مرتبط به زایمان و شیرواری در گاوهای شیری، مقاوم کردن سیستم ایمنی به وسیله روش های مناسب فیزیولوژیکی و مدیریت می باشد. این موضوع به یک مطالعه فراگیر روی تغییرات ایمنوفیزیولوژیکی در گاوهای شیری در طول دوره شیرواری و ورم پستان نیاز دارد. مطالعه تحلیلی حاضر بر روی مهم بودن نوتروفیل ها برای پستان و فاکتورهای موثر روی فعالیت نوتروفیل ها در گاوهای شیری تمرکز دارد.
    کلیدواژگان: گاو شیری، شیرواری، ورم پستان، نوتروفیل، ایمنی
  • دکتر ذبیح الله خاکسار، دکتر غلامعلی جلودار، دکتر هومن همتیان صفحه 119
    هدف از این تحقیق بررسی اثرات دیابت مادری روی تشکیل ساختارهای نخاعی به خصوص در ناحیه شبکه بازویی نخاع شوکی در جنین می باشد. شانزده موش صحرایی ماده سالم تهیه و به دو گروه مساوی تقسیم شدند. در یکی از گروه ها با تزریق آلوکسان دیابت ایجاد گردید. هر دو گروه توسط جفت گیری طبیعی باردار شدند. پس از زایمان نمونه گیری از ناحیه شبکه بازویی نخاع شوکی نوزادان در روزهای 7، 14، 21 و 28 به عمل آمد. در زمان نمونه گیری وزن نوزادان نیز اندازه گیری می گردید. پس از به کار بردن تکنیک های بافت شناسی، پارامترهای بافتی مختلفی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که به صورت معنی دار، کاهشی در قطر عرضی و افزایشی در قطر عمودی و کاهشی نیز در تعداد نورون های ماده خاکستری نخاع در گروه نوزادان مادران دیابتی (ODM) نسبت به گروه کنترل وجود دارد. وزن نوزادان ODM به صورت معنی دار از گروه کنترل بیشتر بود (P<0.05). هیپرگلیسمی مادری در دوران جنینی اثرات خطرناکی روی طناب نخاعی دارد، به خصوص در ناحیه شبکه بازویی نخاع که می تواند در طول مدت زندگی پس از تولد باقی بماند.
    کلیدواژگان: دیابت مادری، موش صحرایی، نوزاد، آلوکسان، اتساع بازویی
  • دکتر سید امیرحسین جلالی، دکتر غلامرضا نیکبخت بروجنی، دکتر حسن تاجبخش، دکتر محمد کاظم کوهی، دکتر مجید گلکار، دکتر محمد ربانی صفحه 125
    انترفرن گاما یکی از سیتوکین های کلیدی در تعیین پاسخ ایمنی وابسته به سلول هایT کمکی نوع یک است. در این مطالعه از بافت طحال گاو RNA تام استخراج گردید و به کمک روش RT-PCR ژن انترفرن گامای گاوی همسانه سازی شد. cDNA ژن انترفرن گاما به ناقل بیانی پستانداریpcDNA3.1(+) که تحت کنترل پیش برنده سیتومگالوویروس انسانی (CMV) است، انتقال یافت. پس از تعیین توالی ژن مشخص شد که ردیف اسید آمینه های این پروتئین با ردیف های گزارش شده در پایگاه اطلاعات ژنتیکی برای گاو (100%)، گوسفند (95%)، بز (95%)، شتر (86%)، لاما (83%)، اسب (77%)، سگ (75%)، گربه (75%)، انسان (61%)، موش (44%) و مرغ (35%) شباهت دارد. بیان ژن انترفرن گامای گاوی نو ترکیب در شرایط آزمایشگاهی با انجام آزمون الیزا تایید گردید. حداکثر بیان ژن در زمان های 96 و 144 ساعت بعد از ترانسفکشن در مایع رویی سلول های رده اپتلیال کلیه میمون (COS-7) بود. نتایج نشان می دهد که ناقل بیانی pcDNA3.1(+) و سلول های COS-7 ترانسفکت شده با روش دی اتیل آمینواتیل دکستران (DEAE) اجازه بیان ژن انترفرن گاما را داده و این پروتئین در مایع رویی کشت سلولی به خوبی ترشح می شود.
    کلیدواژگان: انترفرن گاما، گاو، همسانه سازی، COS، 7
  • دکتر عزیزاله خداکرم تفتی، دکتر زهرا رضوی صفحه 134
    آدنوکارسینوم ریوی گوسفند یک تومور ریوی واگیردار و انتقال پذیر گوسفند مشابه کارسینوم برونکیولو-آلوئولر ریوی انسان می باشد. در مطالعه حاضر، 9400 ریه ی متعلق به گوسفندان کشتار شده در استان فارس، ایران مورد بررسی مورفوپاتولوژیک قرار گرفت و ادنوکارسینوم ریوی گوسفند در 21 ریه (22/0%) تشخیص داده شد. میزان فراوانی ابتلای لوب های مختلف ریوی شامل لوب راسی (62%)، لوب قلبی (33%)، لوب میانی (33%)، لوب دیافراگماتیک (62%) و لوب ضمیمه (5%) مشخص گردید. در 12 ریه شکل کلاسیک بیماری به صورت توده های سفت و سفید مایل به خاکستری به طور عمده در لوب های قدامی شکمی همراه با سطح مقطع مرطوب و وجود مایع کف آلود در مجاری هوایی مشاهده شد. در 9 ریه شکل آتیپیک بیماری به صورت ندول های کوچک با مرز مشخص اطرافی به طور عمده در لوب های دیافراگماتیک همراه با سطح مقطع خشک و نبود یا مقدار کم مایع در مجاری هوایی مشاهده شد. در هر دو شکل بیماری تغییرات هیستوپاتولوژیک تقریبا مشابه تشخیص داده شد و شامل رشد آسینی یا پاپیلری سلول های توموری بافت پوششی الوئول ها و پرولیفراسیون پولیپ مانند بافت پوششی برونشیولی بود. مقادیر متغیری بافت همبند، کانون های میکسوماتوز و نفوذ لنفوسیت ها و پلاسماسل ها در بافت بینابینی نواحی مبتلا و تعداد زیادی ماکروفاژهای الوئولی در الوئول های نواحی مجاور مشاهده شد. هیچگونه ضایعه متاستاتیک در عقده های لنفاوی ناحیه ای یافت نشد. یافته های این مطالعه نشان می دهد اشکال کلاسیک و آتیپیک بیماری مراحل مختلف یک بیماری بوده و دو بیماری مجزا محسوب نمی شوند.
    کلیدواژگان: ادنوکارسینوم ریوی گوسفند، مورفوپاتولوژی، شکل کلاسیک، شکل آتیپیک
  • دکتر فرخنده رضائی، دکتر محسن دانش مسگران، دکتر علیرضا هروی موسوی صفحه 139
    در این آزمایش تاثیر منابع مختلف کربوهیدرات های غیرفیبری (NFC) (شامل ساکارز یا نشاسته) بر مقدار و نرخ هضم سلولز خالص، pH محیط کشت و غلظت نیتروژن آمونیاکی در شرایط برون تنی (in vitro) ارزیابی شد. تیمارها عبارت بودند از سلولز تجاری که به صورت مکمل نشده و یا مکمل شده با ساکارز یا نشاسته یا مخلوط مساوی از آن ها به مقدار 467 میلی گرم کربوهیدرات غیرفیبری به ازای هر گرم سلولز به مدت 24، 48 و 96 ساعت در دمای 39 درجه سانتی گراد کشت داده شدند. سپس بعد از گذشت هر یک از مدت زمان های مذکور، pH محیط کشت، غلظت نیتروژن آمونیاکی و مقدار سلولز باقیمانده اندازه گیری شدند. کنتیک ناپدید شدن سلولز با استفاده از مدل نمایی (D(t) = D(i).exp (-k. time) + I) ارزیابی شد که در آن D(t)عبارت از بخش دارای پتانسیل هضم، D(i)، بخش باقیمانده، k، نرخ هضم سلولز و I، بخش غیر قابل هضم هستند. افزودن NFC باعث کاهش معنی داری (P<0.01) در ناپدید شدن سلولز شد. ثابت نرخ ناپدید شدن سلولز برای تیمار مکمل نشده با NFC در مقایسه با سلولز مکمل شده باNFC به طور معنی داری (P<0.05) بیشتر بود. بخش غیر قابل هضم سلولز در تیمارهای حاوی ساکارز و ساکارز + نشاسته در مقایسه با تیمار مکمل نشده به طور معنی داری (P<0.05) بیشتر بود. افزودن NFC باعث کاهش معنی داری (P<0.01) در pH محیط کشت شد در حالیکه بر غلظت نیتروژن آمونیاکی (میلی گرم در دسی لیتر) تاثیر معنی داری (P>0.05) نداشت.
    کلیدواژگان: کربوهیدرات های غیرفیبری، سلولز، کنتیک ناپدید شدن، نیتروژن آمونیاکی
  • دکتر آمنه جاوید، دکتر مدیحه جاوید غنی، دکتر صفیه صوفیان، دکتر سعید رضائی زارچی، دکتر سید مهدی کلانتر صفحه 145
    دست یابی به سیستم کشت پیشرفته برای فولیکول های پری آنترال در فناوری زیستی مربوط به تولید تعداد بالای اووسیت و ایجاد جنین آزمایشگاهی و انتقال آن بسیار مهم است. برای دست یابی به این هدف، مطاله حاضر به بررسی کشت فولیکول های پری آنترال در حضور محیط کشت ها، سرم و غلظت های متفاوت FSH پرداخته است. فولیکول های پری آنترال موش نژاد سرین با سن 6 هفته به اندازه 5 ± 95 میکرومتر در سه نوع محیط کشت NCSU23، TCM199 و L-15 برای 6 روز کشت داده شد. برای محیط کشت TCM199 افزایش در قطر فولیکول (115 میکرومتر)، بقاء (39%)، بلوغ اووسیت (32%) و GVBD (29%) در مقایسه با دو محیط کشت دیگر مشاهده گردید (P<0.05). کشت شش روزه افزایش رشد فولیکول ها در مقایسه با روزهای دو، چهار و هشت روز نشان داد (P<0.05). همچنین اثرات مقایسه ای FCS، PGS، ESFCS و hpgMS با غلظت های متفاوت (1، 2، 5 و 10%) مورد بررسی قرار گرفت. این آزمایش با سرم و محیط کشت مناسب در حضور mIU/ml 100 از FSH تکرار گردید. مشاهده شد که 5% از FCS بیشترین افزایش را در قطر فولیکول (134 میکرومتر)، بقاء (52%)، بلوغ اوسیت (49%) و GVBD (45%) در مقایسه با کنترل و دیگر انواع سرم نشان داد (P<0.05). در حالی کهmIU/ml 100 از FSH به همراه 5% FCS در محیط کشت TCM199 افزایش مشخصی در قطر فولیکول (197 میکرومتر)، بقاء (96%)، بلوغ اووسیت (91%) و) GVBD67%؛ (P<0.0001 را نشان داد. بنابراین، در مطالعه حاضر شرایط محیط کشت مناسب برای رشد فولیکول پری آنترال و اووسیت در آزمایشگاه معرفی گردید.
    کلیدواژگان: سرم، FSH، شکست وزیکول های ژرمینال، بلوغ اووسیت، بلوغ فولیکول
  • دکتر رامین خاکسار، مهندس معصومه مسلمی، دکتر هدایت حسینی، مهندس اقدس تسلیمی، مهندس آتنا رمضانی، دکتر زهره امیری، دکتر امین سبز واری صفحه 154
    دو بهر فرانکفورتر حاوی 55 درصد گوشت مرغ با دو نوع روغن مختلف (حاوی روغن های کانولا و سویا) تولید شدند. بهر 1 حاوی روغن کانولا و بهر 2 حاوی روغن سویا بود. آنالیزهای مختلفی برای تعیین تغییرات لیپید در هر دو بهر در طول نگهداری انجام شد. آنالیز ترکیب اسیدهای چرب با استفاده از کروماتوگرافی گازی تغییرات کمی را در اسیدهای چرب هر یک از بهرها در طول زمان نشان داد. از نقطه نظر تغذیه ای، بهر 1 حاوی خواص بهتری در طول نگهداری بود. آنالیز شیمیایی واکنش های اکسیداسیون نظیر پراکسید و TBA (تیوباربیتوریک اسید) و آنالیز اسیدهای چرب آزاد را در بر می گرفت. هر یک از آزمون های شیمیایی روند متفاوتی در طول زمان داشت اما هر دو بهر در تمام زمان های آزمایش مقادیر کمتری از سطح بیشینه داشتند. در ارتباط با آنالیز میکروبی، باکتری های سرماگرا در هر دو بهر روند رو به کاهشی تا روز 30 داشتند و پس از آن رشد میکروبی افزایش یافت. در بهر 1 تفاوت معنی دار تنها در روز 1 مشاهده شد اما تفاوت های معنی دار در بهر 2 بیشتر بود و تفاوت های معنی دار در روزهای 15، 30 و 45 مشاهده شد. همچنین شمارش لاکتوباسیل ها پس از پخت تا انتهای نگهداری معنی دار نبود (بعد از فرایند پخت رشد میکروبی قابل تعیین نبود). در انتهای نگهداری این نتیجه حاصل شد که بهر 1 کیفیت بالاتر و پایداری بیشتری نسبت به بهر 2 داشت و روغن کانولا می تواند جایگزین مناسبی برای روغن سویا در فراورده های گوشتی باشد.
    کلیدواژگان: تغییرات لیپید، فرانکفورتر مرغ، روغن سویا، روغن کانولا، نگهداری یخچالی
  • دکتر احمدعلی محمدپور صفحه 164
    جهت بررسی شکل ظاهری و بافت شناسی غده بزاقی مولار گربه، از پنج قلاده گربه اهلی استفاده شد. پس از تشریح نمونه ها، نتایج ماکروسکوپی نشان داد که در گربه، غده بزاقی مولار مستطیلی شکل بوده و به صورت مورب در گودی زیر مخاطی لب پایین و در نزدیکی گوشه دهان قرار دارد. سطح پشتی آن در مجاورت عضله ی جوشی و شاخه ی خلفی عصب صورتی و سطح شکمی آن در زاویه سیاهرگ صورتی عرضی و قسمت دهانی عضله شیپوری واقع شده بود. انتهای خلفی غده در مجاورت سیاهرگ های صورتی قدامی و انتهای قدامی آن در نزدیکی قسمت عرضی سیاهرگ وداج قرار گرفته بود. میانگین طول و عرض غده مولار در سمت چپ به ترتیب 3/0 ± 5/11 میلی متر و 3/0 ± 4/3 میلی متر و در سمت راست به ترتیب 8/0 ± 2/9 میلی متر و 8/0 ± 1/4 میلی متر تعیین گردید. میانگین طول این غده در سمت چپ بیشتر از راست بوده و اختلاف حاصله معنی دار بود (P<0.001). در نتایج بافت شناسی غده بزاقی مولار توسط کپسولی از بافت پیوندی متراکم نامنظم احاطه شده بود. تیغه هایی از بافت پیوندی از کپسول به داخل غده کشیده شده بود و آن را به لوب و لوبول تقسیم کرده بود. نوع واحدهای ترشحی از نوع سروموکوزی با غالبیت موکوز بودند. شکل واحدهای ترشحی غده از نوع لوله ای آسینی مرکب بود و اکثر واحدهای لوله ای طویل و شاخه دار بودند. این غده فاقد مجاری رابط و مخطط بود.
    کلیدواژگان: گربه، بافت شناسی، غده بزاقی مولار، مورفولوژی
  • دکتر محمد موذنی، دکتر مریم انصاری لاری، دکتر مصطفی مسعودفر، دکتر سعید حسین زاده، امیر موتابی علوی صفحه 168
    فاسیولوزیس یک بیماری با گسترش جهانی است که اهمیت اقتصادی و بهداشتی قابل ملاحظه ای دارد. فاسیولا هپاتیکا مهمترین عامل این بیماری در انسان و حیوانات اهلی است. اگرچه مطالعات قابل توجهی در زمینه درجه حرارت ایده آل و زمان مورد نیاز برای رشد میراسیدیوم در داخل تخم های انگل صورت گرفته است اما اطلاعات کمی در مورد میزان دقیق حساسیت تخم های این انگل در مقابل حرارت وجود دارد. در مطالعه حاضر تخم های انگل فاسیولا هپاتیکا، ابتدا در زمان های متفاوت (1، 2، 3، 4 و 5 ساعت) به میزان 40، 45 و 50 درجه سانتی گراد حرارت داده شدند و سپس به مدت 16 روز در انکوباسیون 28 درجه سانتی گراد قرار گرفتند. در روز شانزدهم، تشکیل یا عدم تشکیل میراسیدیوم در داخل تخم ها مورد بررسی قرار گرفت. در حالیکه میزان تشکیل میراسیدیوم در تخم های گروه کنترل 52% بود، این میزان در تخم هایی که به مدت 1، 3 و 5 ساعت به میزان 40 درجه سانتی گراد حرارت دیده بودند به ترتیب 4/51%، 4/42% و 9/39% بود. میزان مذکور در تخم هایی که در زمان های یاد شده به میزان 45 درجه سانتی گراد حرارت دیده بودند به ترتیب 46%، 5/42% و 7/33% بود. در تخم هایی که به مدت 1، 2، 3، 4 و 5 ساعت به میزان 50 درجه سانتی گراد حرارت دیده بودند میزان تشکیل میراسیدیوم به ترتیب 96/1%، 57/0%، 07/0%، 0% و 0% بود. نتایج این مطالعه نشان داد که تخم ها در مقابل حرارت های بالا حساسند و نگهداری تخم ها به مدت 4 ساعت در حرات 50 درجه سانتی گراد آن ها را کشته و مانع تشکیل میراسیدیوم می شود (P<0.001). در بسیاری از مناطق روستایی استفاده از مدفوع دام ها به عنوان کود حیوانی ممکن است موجب آلودگی مزارع و چراگاه ها به تخم انگل شود. با توجه به یافته های این تحقیق توصیه می شود در مناطقی که شیوع انگل فاسیولا هپاتیکا بالاست، مدفوع دام ها قبل از استفاده به عنوان کود حیوانی به مدت کافی روی هم انباشته شود و یا اینکه در گرم خانه های مخصوص حرارت داده شود.
    کلیدواژگان: گرما، اثر کشنده، تخم، فاسیولا هپاتیکا، کنترل
  • دکتر حسن برجی، دکتر غلامرضا رزمی، دکتر احمدرضا موثقی، دکتر ابوالقاسم نقیبی، دکتر محسن ملکی صفحه 174
    به منظور تعیین شیوع انگل های کرمی دستگاه گوارش، تغییرات فصلی کرم های روده ای و تغییرات فصلی تعداد تخم در مدفوع، بررسی کشتارگاهی در شترهای کشتار شده در کشتارگاه مشهد انجام شد. در بررسی یک ساله از مهرماه 1386 تا شهریور 1387 نمونه مدفوع 306 نفر شتر مورد آزمایش مدفوع قرار گرفت. 1/75% شترها در آزمایش مدفوع واجد حداقل یک نوع تخم نماتود بودند. در آزمایش شناورسازی مدفوع تخم نماتودهای نماتودیروس، استرونژیلوئیدس، تریشوریس، مارشالاژیا و تخم نماتودهای متوسط مشاهده گردید. در ادامه این بررسی دستگاه گوارش 50 نفر شتر جهت جداسازی و تعیین جنس و گونه و شمارش کرم های موجود در آن مورد بازرسی قرار گرفت. در بازرسی محتویات دستگاه گوارش، کرم های تریکوسترونژیلوس پروبولوروس (64%)، تریشوریس گلوبولوزا (40%)، کاملوسترونژیلوس منتولاتوس (38%)، تریکوسترونژیلوس کلوبریفورمیس (34%)، استیلزیا گلوبیپونکتاتا (30%)، نماتودیرلا درومداری (22%)، همونکوس لونژیستیپس (18%)، نماتودیروس اویراتیانوس (16%)، کوپریا اونکوفورا (16%)، تریشوریس باربتوننسیس (10%)، پارابرونما اسکریابینی (10%)، نماتودیرلا کاملی (10%)، مارشالاژیا مارشالی (4%)، تلادورساژیا سیرکومسینکتا (4%)، مونزیا بنه دنی (3%)، مونزیا اکسپانزا (3%) و تریکوسترونژیلوس ویترینوس (2%) جدا شد. نماتودیرلا درومداری، تریکوسترونژیلوس پروبولوروس، کوپریا اونکوفورا و نماتودیروس اویراتیانوس برای اولین بار از شتر یک کوهانه در ایران گزارش می شود. ضایعات ماکروسکوپی آسیب شناسی در شیردان و روده های کوچک و بزرگ شامل پرخونی، افزایش ضخامت و حضور کانون های خونریزی در مخاط بود. در مقاطع آسیب شناسی در شیردان، واکنش های التهابی (شامل نفوذ ائوزینوفیل ها و لنفوسیت ها) و در روده ها آتروفی پرزها مشاهده شد. مطالعه حاضر، میزان شیوع انگل های کرمی و ضایعات آسیب شناسی مشاهده شده در دستگاه گوارش شترها، ضرورت استفاده از داروهای ضدکرمی برای افزایش سلامت و کارایی شترها را مورد تاکید قرار می دهد.
    کلیدواژگان: انگل های کرمی دستگاه گوارش، فراوانی، آسیب شناسی، کاملوس درومداریوس، ایران
  • دکتر جواد تاجیک، دکتر غلامرضا محمدی، دکتر مهرناز راد، دکتر احمد براتی صفحه 180
    سندرم خونریزی دهنده روده یک بیماری کشنده در گاو شیری می باشد که علت آن شناخته نشده است. در یک گله گاو شیری در استان خراسان رضوی، دو گاو علائم بالینی شامل افسردگی، بی اشتهایی، کاهش تولید شیر، کاهش حرکات شکمبه، دندان قروچه و دهیدراتاسیون را نشان دادند. در کالبدگشایی خونریزی گسترده و تشکیل لخته های خون در داخل ژژنوم مشاهده گردید و کشت باکتریایی از محتویات و جراحات دیواره روده حضور تعداد زیاد باکتری کلستریدیوم پرفرینژنس را نشان داد. با انجام بزل شکمبه، وقوع اسیدوز تحت حاد در گاوهای تازه زا و گاوهایی که در اواسط دوران شیرواری بودند مشخص گردید. بر پایه یافته های بالینی و کالبدگشایی نوع بیماری سندرم خونریزی دهنده روده تشخیص داده شد و این گزارش احتمال مشاهده سایر موارد وقوع سندرم خونریزی دهنده روده در گاو شیری در ایران را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: سندرم خونریزی دهنده روده، گاو شیری، ایران
  • دکتر حسین کاظمی مهرجردی، دکتر کامران سرداری، دکتر محمدرضا امامی صفحه 184
    پارگی های درجه ی 3 ناحیه ی پرینه در 7 راس مادیان با استفاده از روش یک مرحله ای گوتز ترمیم شدند. در تمامی مادیان ها التیام بدون بروز هیچ گونه عوارضی صورت گرفت و میزان باروری بعد از انجام جراحی 1/70 درصد بود. در زایمان های بعدی در هیچ کدام از آن ها پارگی مجدد ناحیه ی پرینه دیده نشد. سه مادیان چندین بار بعد از عمل، زایمان راحت و بدون مشکل داشتند. به نظر می رسد که ترمیم پارگی های درجه ی 3 با روش یک مرحله ای گوتز پیش آگهی خوبی از نظر باروری های بعدی در مادیان داشته باشد.
    کلیدواژگان: پارگی ناحیه ی پرینه، مادیان، تکنیک جراحی، روش گوتز
|
  • Mehrzadj., Paapem., Burvenich Page 102
    Protection of the mammary gland against mastitis-causing pathogens is mediated by many factors in the gland and blood circulation. The professional phagocytic cells of bovine udder، polymorphonuclear neutrophils (PMN) and macrophages، comprise the first line of defense against invading mastitis pathogens. Most researchers now accept that the PMN is a key factor in the cows’ defense against intramammary infections. The PMN are the only leukocytes in the milk compartment that are capable of producing large amounts of reactive oxygen species (ROS) to kill phagocytosed bacteria. In this review، the role of PMN function as an effective defense against intramammary pathogens in dairy cows and physiopathological influencing factors on blood and milk PMN functions are discussed. Apart from playing a crucial role in the first line of defense mechanism، the PMN can also، indirectly، interfere with the complex interactions of second line of defense against pathogens. To minimize mammary tissue damage caused by bacterial toxins and oxidative products released by PMN، elimination of invading bacteria should proceed quickly. This can provide balance among inflammation reactions، bactericidal activity and tissue damage. The good balance between host-pathogen interactions might be affected by the physiological (e. g.، stage and number of lactation) and pathological (e. g.، local-systemic effect of mastitis) status of dairy cows. Hormones، metabolites and acute phase proteins also influence PMN functions، thereby affecting the outcome of mastitis. This is especially the case around parturition. PMN function in healthy cows after parturition is highly heritable and has been related to the cow’s susceptibility to clinical mastitis. Despite advances in veterinary science، nutrition and molecular biology، mastitis is still a very big problem in high yielding dairy cows. The long-term and fundamental solution for mastitis affecting high yielding dairy cows is to strengthen cows’ immune systems by means of attainable physio-immunological approaches. This requires a comprehensive study on the immunophysiological alterations throughout lactation and during mastitis. This review focuses on some factors affecting PMN functions during the lactation cycle and mastitis in high yielding dairy cows.
  • Khaksarz., Jelodar, G. A., Hematian, H Page 119
    This study was conducted to evaluate the effects of maternal diabetes on fetal spinal structure، especially in brachial enlargement. Sixteen adult female rats were divided into two groups. Diabetes was induced in one group by alloxan agent. Both groups became pregnant by natural matting. On days 7، 14، 21 and 28 after birth، the brachial enlargement of the spinal cord was collected from offspring of all rats and the weight of neonates was measured. Various histological parameters were determined using histological techniques. The results revealed a significant decrease in transverse spinal diameter and number of neurons of gray matter and an increase in vertical spinal diameter in spinal cord of offspring of diabetic mothers (ODM) as compared with the control group. The body weight of ODM was significantly more than that of the control group (P<0. 05). Maternal hyperglycemia exhibited deleterious effects on spinal cord، especially brachial enlargement during fetal life which remained persistent during postneonatal period.
  • Jalali, S. A. H., Nikbakht Brujeni, Gh., Tadjbakhshh., Koohi, M. K., Gholkarm., Rabbani, M Page 125
    Interferon gamma (IFN-γ) is one of the key cytokines in defining T helper 1 lymphocyte immune responses. In this study، the bovine IFN-γ gene was cloned from spleen tissue RNA using the reverse transcription-polymerase chain reaction (RT-PCR). IFN-γ cDNA was sub-cloned and expressed in mammalian expression plasmid (pcDNA3. 1(+)) under the control of the human cytomegalovirus (CMV) promoter. The predicted amino acid (aa) sequence of bovine IFN-γ compared with corresponding known sequence from bovine (Bos taurus) was 100% identity and with ovine، caprine، camel، lama، equine، canine، feline، human، mice and chicken cytokine was 95، 95، 86، 83، 77، 75، 75، 61، 44 and 35%، respectively. Invitro expression of recombinant bovine IFN-γ (rBoIFN-γ) and secretion to culture medium was confirmed by ELISA test. Maximum expression of rBoIFN-γ occurred at 96 and 144 h after transfection in COS-7 cells. These results showed that pcDNA3. 1 expression vector and COS-7 cells transfected by diethylaminoethyl (DEAE) -dextran allowed the high level expression of bovine IFN-γ gene and the release of protein in supernatant of cell culture.
  • Khodakaram, Taftia., Razavi, Z Page 134
    Ovine pulmonary adenocarcinoma (OPA) is a contagious and transmissible lung cancer of sheep resembling human bronchiolo-alveolar carcinoma. In the present study، lungs of 9400 sheep slaughtered i Fars province، Iran were examined morphopathologically. The OPA was diagnosed in the lungs of 21 (0. 22%) out of 9400 sheep. Frequency of involvement of different lobes in the affected lungs was included apical lobe (62%)، cardiac lobe (33%)، middle lobe (33%)، diaphragmatic lobe (62%) and accessory lobe (5%). In 12 sheep، the classical form observed as firm، white to grayish coalescing masses mostly in the cranio-ventral lobes associated with wet cut surface and frothy fluid in the airways. In 9 sheep، atypical lesions observed as small clearly demarcated nodules mostly in diaphragmatic lobes associated with dry cut surface and minor fluid in the airways. Histopathological changes were almost similar in the two forms. They consisted of an acinar or papillary growth of neoplastic cells in the alveoli and polypoid proliferation of bronchiolar epithelium. There were variable amounts of connective tissue، myxomatous foci and infiltration of lymphocytes and plasma cells in the interstitial tissue of the affected alveoli. No metastatic lesion was observed in the lymph nodes. The findings of this study show that atypical and classical forms represent different stages or manifestations of a single disease spectrum.
  • Rezaiif., Danesh Mesgaranm., Heravi Mousavi, A. R Page 139
    An in vitro experiment was conducted to determine the effect of supplemental non-fiber carbohydrate (NFC) on the disappearance kinetics of cellulose (Ce) by mixed ruminal microorganisms. Non-supplemented or NFC supplemented cellulose (467 mg NFC/g cellulose as sucrose (CeSu) or starch (CeSt) or a 1:1 mixture of sucrose + starch (CeSuSt)) were incubated for 24، 48، and 96 h at 39°C. After each incubation time، pH، ammonia-N concentration and cellulose disappearance were measured. The disappearance kinetics rate of all samples was determined using first order exponential model of D (t) = D (i). exp (-k. time) + I; where D (t) is potentially digestible fraction; D (i) is potentially digestible residues; k is digestion rate of cellulose (h-1) and I is indigestible fraction. In this experiment، inclusion of NFC to the rumen fluid medium resulted in a significant depression (P<0. 01) in the extent of cellulose disappearance. The disappearance rate constant of cellulose was significantly higher (P<0. 05) in non-supplemented samples as compared with those treatments containing NFC. The indigestible fraction of cellulose was significantly higher (P<0. 05) for treatments containing sucrose or sucrose + starch as the source of supplemental NFC as compared with nonsupplemented cellulose. However، when starch was added، the indigestible fraction of cellulose was similar to those of non-supplemented samples. The inclusion of NFC resulted in a significant reduction (P<0. 01) in pH of the medium، but had no significant effect (P>0. 05) on ammonia-N concentration
  • Javeda., Ghani, M. J., Soufians., Rezaei, Zarchis., Kalantar, S. M Page 145
    Developing a culture system for preantral follicles has important biotechnological implications due to the potential to produce a large number of oocytes for embryo production and transfer. To accomplish this goal، the present study was aimed to culture preantral follicles in the presence of different media، sera and FSH concentrations. Six-week-old preantral follicles (95 ± 5 μm) were cultured in North Carolina State University medium 23 (NCSU23)، tissue culture medium 199 (TCM199) and leibovitz-15 medium (L-15) for 6 days. Tissue culture medium 199 showed a significant increase in the follicle diameter (115 μm)، survival (39%)، oocyte maturation (32%) and germinal vesicle breakdown (GVBD) (29%) rates as compared to L-15 and NCSU23 (P<0. 05). A 6-day culture showed increased follicular growth as compared to 2، 4 and 8-days (P<0. 05). When the experiment was run with 1، 2، 5 and 10% fetal calf serum (FCS)، prepubertal gilt serum (PGS)، embryonic stem cell fetal calf serum (ESFCS) and hypogonadal mouse serum (hpgMS)، the 5% FCS showed increased follicle diameter (134 μm)، survival (52%)، oocyte maturation (49%) and GVBD (45%) as compared to control and other types of sera used (P<0. 05). While 100 mIU/ml FSH + 5% FCS in TCM199 showed a significant increase in follicle diameter (197 μm)، survival (96%)، oocyte maturation (91%) and GVBD (67%: P<0. 0001). So، it is concluded that the TCM199 medium، with the addition of 100 mIU/ml FSH and 5% FCS، is appropriate for the optimal in vitro growth of Syrian mice preantral follicles and enclosed oocytes.
  • Khaksar, R. Moslemy, M. Hosseinih., Taslimia., Ramezania., Amiriz., Sabzevari, A Page 154
    Two batches of frankfurters containing about 55% chicken meat with two different oils (including canola and soybean) were manufactured. Batch 1 included canola oil and Batch 2 included soybean oil in the products. Various analyses were performed to detect the lipid changes of both batches during storage. Fatty acid composition analysis using gas chromatography showed little change in the fatty acids of either batch over time. From a nutritional viewpoint، Batch 1 was more acceptable over time than Batch 2. Chemical analysis included oxidation reactions، such as peroxide and TBA (Thiobarbituric acid) value and free fatty acid analysis. Each chemical experiment had different trends at each time، but both batches had values lower than the maximum levels at all times. With regard to microbial analysis، psychrotrophic bacteria in both batches showed a decreasing order until day 30، and then growth increased. In Batch 1، a significant difference was observed only on day 1، but the differences were more significant in Batch 2، and there were significant differences on days 15، 30 and 45. Also، Lactobacillus counts were not significant after the cooking process until the end of storage (growth was not detectable after the cooking process). At the end of storage، we concluded that Batch 1 had a higher quality and storage stability than Batch 2 and canola oil could be a good substitution for soybean oil in meat products. The data were analyzed with GLM (repeated measures). Differences were reported as significant at P<0. 05. Also، the statistical software was SPSS ver. 11. 5.
  • Mohammadpour, A. A Page 164
    The gross and microscopic anatomy of the molar salivary gland of the domestic cat was studied. In this research، five pair of molar glands from five male adult cats were used. In cat، the molar gland was elongated rectangle shape and was located obliquely in the submucosal fossa of the inferior lip، near the oral commissure. The dorsal border of the molar gland was attached to the masseter muscle and posterior facial nerve. The ventral border was located in the angle of the anterior and transverse facial veins near the buccal part of the buccinator muscle. The caudal end of the gland neighboring the anterior facial vein and cranial end was close to the transverse jugular vein. The mean length and width of the left gland were 11. 5 ± 0. 3 mm and 3. 4 ± 0. 3 mm، respectively. The mean length and width of the right gland were 9. 2 ± 0. 8 mm and 4. 1 ± 0. 8 mm، respectively. The mean length of the left gland was larger than the right and the difference was significant (P<0. 001). In the histological findings the molar gland was surrounded with a dens irregular connective tissue capsule. The septa of the connective tissue from the capsule extended into the gland، dividing the organ into lobes and lobules. The secretory cells made up seromucous units and the mucous cells were predominant. The cells were arranged as compound tubuloacinar type. Most of the tubular units were long and branched، and there were no intercalated or striated ducts.
  • Moazenim., Ansari, Larim., Masoodfarm., Hosseinzadehs., Mootabi Alavi Page 168
    Fasciolosis is a cosmopolitan parasitic disease with considerable economic and public health importance. Fasciola hepatica is the major cause of fasciolosis in man and domestic animals. Although remarkable research works have been done around the optimum temperature and time required for miracidial development، little is known about the exact susceptibility of Fasciola hepatica eggs to high temperatures. In the present study، Fasciola hepatica eggs were initially incubated at 40°C، 45°C، and 50°C for various times (1، 2، 3، 4 and 5 h)، followed by incubation at 28°C for 16 days. Miracidial formation was subsequently investigated on the 16th day of incubation. Even though the rate of miracidial formation in the control group was 52%، in the eggs incubated at 40°C for 1، 3، and 5 h، the miracidial formations were 51. 4%، 42. 4% and 39. 9%، respectively، and these values in the group incubated at 45°C were 46%، 42. 5% and 33. 7%، as well. However، in the case of incubation at 50°C for 1، 2، 3، 4 and 5 h، these values were recorded as 1. 96%، 0. 57%، 0. 07%، 0. 00% and 0. 00%، respectively. The results indicated that the eggs were susceptible to high temperatures and incubation of the eggs at 50°C for 4 h was enough to significantly inactivate the eggs and prevent miracidial formation (P<0. 001). However، using the livestock faeces as fertilizer in many rural areas may lead to the contamination of pasture. According to the findings of this study، in the areas with a high prevalence rate of Fasciola hepatica، manure storage for a sufficient time or heating the livestock manure before use as fertilizer is strongly recommended.
  • Borjih., Razmi, Gh., Movassaghi, A. R., Naghibi, A. Gh., Maleki, M Page 174
    Abattoir survey was carried out to determine the prevalence of gastrointestinal helminths and the seasonal fluctuations in intestinal worm burdens and faecal worm egg counts of camel in Khorasan Razavi province in the northeast of Iran. A total of 306 dromedaries (Camelus dromedarius) in the Mashhad abattoir، in the northeast of Iran and the capital of Khorasan province were examined between October 2007 and September 2008. By coproscopy examinations، 75. 1% of dromedaries were found to be harboring different types of nematod eggs. Faecal flotation revealed the presence of Nematodirus، Strongyloides، Trishuris، Marshallagia، stongyle type nematode eggs. In addition، gastrointestinal tracts of 50 camels slaughtered in the Mashhad abattoir were used for identification and count of helminths. Postmortem examinations revealed that the prevalence of helminths were Trichostrongylus probolurus (64%)، Trichuris globulosa (40%)، Camelostrongylus mentulatus (38%)، T. colubriformis (34%)، Stilesia globipunctata (30%)، Nematodirella dromedarii (22%)، Haemonchus longistipes (18%)، Nematodirus oiratianus (16%)، Cooperia oncophora (16%)، Trichuris barbetonensis (10%)، Parabronema skrjabini (10%)، Nematodirella cameli (10%)، Marshallagia marshalli (4%)، Teladorsagia circumcincta (4%)، Moniezia benedeni (3%)، Moniezia expansa (3%) and Trichostrongylus vitrinus (2%). Nematodirella dromedarii، Trichostrongylus probolurus، Trichostrongylus colubriformis، Cooperia oncophora، and Nematodirus oiratianus، were identified from dromedary in Iran for the first time. The pathological lesions in the affected abomasums، as well as small and large intestines، were hyperaemic and thickened mucosa with haemorrhagic foci. Histopathological examination revealed inflammatory reaction in the abomasa، flattened mucosa and villous atrophy with inflammatory reactions composed of eosinophils and lymphocytes in the intestines، respectively. The prevalence observed in the present study indicates the necessity of using an anthelmintic drug for increasing the health and productivity of camels.
  • Tajikj., Mohammadi, G. R., Radm., Barati, A Page 180
    Hemorrhagic bowel syndrome is a highly fatal intestinal disease of adult dairy cattle with uncertain cause. In a dairy herd in Khorasan Razavi province، Northeast of Iran، two cows showed depression، anorexia، decrease in milk production، ruminal hypomotility، bruxism and dehydration. At necropsy، massive hemorrhage and clot formation was observed within the jejunum and bacterial culture of the intestinal ingesta and lesions showed the presence of a large number of Clostridium perfringens. Subacute ruminal acidosis was detected in fresh and mid-lactation cows. This report shows the possibility of diagnosis of other hemorrhagic bowel syndrome cases in dairy cows in Iran.
  • Kazemi Mehrjerdih., Sardarik., Emami, M. R Page 184
    Third-degree perineal lacerations in 7 mares were repaired surgically by a one-stage method (Goetz technique). Primary healing occurred in all of them without any complication. The conception rate obtained after surgery was 70. 1%. Five horses out of seven got pregnant after surgery and no further injury was seen at subsequent foaling. Three mares have produced several healthy foals without any subsequent injury. According to the results of the present study، single-stage surgical repair of third-degree perineal laceration (Goetz technique) appeared to have a good prognosis for subsequent fertility in mares.