فهرست مطالب

  • سال چهلم شماره 4 (زمستان 1388)
  • تاریخ انتشار: 1389/03/16
  • تعداد عناوین: 10
|
  • امیر صحرارو، مصباح بابالار، علی عبادی، مینا کوهی حبیبی صفحه 1
    در این تحقیق، ریزازدیادی گیاه انجیر رقم جامی کن از مریستم انتهایی گیاهچه‎های رشد یافته در شرایط گلخانه مورد بررسی قرار گرفت. برای مرحله استقرار اندازه ریزنمونه مریستمی در دو سطح (4/0-2/0 و 7/0-5/0 میلیمتر)، نوع محیط کشت در دو سطح (MS و B5) و غلظت هورمون بنزیل آدنین (BA) در سه سطح (5/0، 1 و 5/1 میلی گرم در لیتر) بصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی مورد مطالعه قرار گرفتند و پس از یک ماه، درصد بقای ریزنمونه های مریستمی اندازه‎گیری شد. سپس مریستم‎های خوب رشد یافته برای مرحله باززایی استفاده گردیدند. برای مرحله پرآوری فاکتورهای غلظت هورمون BA در سه سطح (1، 5/1 و 2 میلی‎گرم در لیتر) به تنهایی یا در ترکیب با سه غلظت هورمون نفتالین استیک اسید (0، 1/0 و 5/0 میلی‎گرم در لیتر) بصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی بررسی شدند. محیط کشت بکار رفته برای این مرحله محیط کشت پایه MS بود و برداشت داده‎ها (تعداد و طول شاخه‎های تولیدی) پس از 6 هفته انجام شد. در مرحله ریشه‎زایی، غلظت هورمون ایندول بوتریک اسید در 4 سطح (5/0، 1، 5/1 و 2 میلی‎گرم در لیتر) در قالب طرح کاملا تصادفی آزمون گردید. محیط کشت مورد استفاده نیزMS نیمه غلظت بود و پس از 5 هفته، درصد گیاهچه‎های ریشه‎دار شده، تعداد و طول ریشه‎های تولیدی، داده برداری شدند. طبق نتایج بدست آمده، بیشترین درصد بقای ریزنمونه مریستمی در مرحله استقرار در محیط حاوی 5/0 میلی‎گرم در لیتر BA دیده شد و بیشترین میزان زنده‎مانی نیز مربوط به ریزنمونه‎های با اندازه بزرگ‎تر بود. در مرحله پرآوری، غلظت 2 میلی‎گرم در لیتر BA نسبت به سایر غلظت‎ها، بیشترین تعداد شاخه را حاصل نمود و این در حالی بود که کوتاهترین طول شاخه نیز در این سطح BA بدست آمد. همچنین بیشترین طول شاخه در غلظت 1 میلی گرم BA دیده شد. در مرحله ریشه زایی، حداکثر تعداد گیاهک های ریشه دار شده در غلظت‎های 5/1 و 2 میلی گرم در لیتر IBA حاصل گردید، همچنین بیشترین تعداد ریشه برای هر گیاهچه در محیط حاوی 2 میلی گرم در لیتر IBA دیده شد.
    کلیدواژگان: بنزیل آدنین (BA)، انجیر (Ficus carica L.)، ایندول بوتریک اسید (IBA)، نفتالین استیک اسید (NAA)، مریستم
  • معصومه لایق، غلامعلی پیوست، حبیب الله سمیع زاده، محمد خصوصی صفحه 11
    به منظور بررسی اثرات شوری محلول غذایی بر رشد، عملکرد و صفات کیفی گوجه فرنگی (Lycopersicon esculentum Mill. cv. Falkato) در سیستم کشت کیسه ای، آزمایشی در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با چهار سطح هدایت الکتریکی 5/1 (شاهد) 5/3، 5/5 و 5/6 دسی‎زیمنس بر متر و سه تکرار صورت گرفت. شاخص های رشدی از جمله عملکرد کل، عملکرد بازارپسند و غیر بازارپسند، تعداد، قطر، ماده خشک و میانگین وزن میوه، تعداد و سطح برگ و تعداد گل در خوشه و همچنین برخی صفات کیفی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که با افزایش هدایت الکتریکی محلول غذایی، عملکرد کل، میانگین وزن میوه و شاخص سطح برگ به طور معنی داری کاهش یافت، در حالی که درصد ماده خشک میوه روندی افزایشی داشت. بیشترین عملکرد از تیمار محلول شاهد و تیمار 5/3 دسی زیمنس بر متر به ترتیب با 33/14 و 25/13 کیلوگرم در متر مربع به دست آمد که اختلاف معنی داری بین این دو تیمار وجود نداشت. اما تفاوت آنها با عملکرد تیمار های 5/5 دسی‎زیمنس بر متر (18/10 کیلوگرم در مترمربع) و 5/6 دسی‎زیمنس بر متر (73/9 کیلوگرم در مترمربع) معنی دار بود (01/0 < = P). همچنین با طبقه بندی میوه ها بر اساس قطرمیوه، در سه درجه مشخص شد که با افزایش هدایت الکتریکی محلول غذایی درصد میوه های درجه یک کاهش ولی درصد میوه های درجه دو و سه افزایش می یابد که این خود عامل مهمی در کاهش محصول بازارپسند است. تعداد میوه، تعداد برگ و تعداد گل در خوشه در تیمار های آزمایشی اختلاف معنی داری نشان ندادند. به طور کلی افزایش هدایت الکتریکی یا به عبارتی افزایش سطح شوری در محلول غذایی کشت های بدون خاک تا 5/3 دسی زیمنس بر متر، تاثیر معنی داری بر عملکرد و برخی از اجزای آن ندارد و نتایجی نزدیک به هدایت الکتریکی نرمال، جهت پرورش گوجه فرنگی را سبب می شود. اما در سطوح بالا تر عملکرد با شدت بیشتری تحت تاثیر این عامل بوده و کاهش معنی داری را نشان می دهد. همچنین با افزایش هدایت الکتریکی محلول غذایی، میزان مواد جامد محلول، اسید قابل تیتر، هدایت الکتریکی عصاره میوه، درصد ماده خشک میوه و میزان ویتامین ث به طور معنی داری افزایش می یابد. این در حالی است که pH عصاره میوه تفاوت معنی داری نشان نمی دهد. افزایش سطوح شوری محلول غذایی همچنین سبب کاهش مقادیر پتاسیم، نیتروژن، کلسیم و افزایش مقادیر سدیم و کلر در میوه می شود.
    کلیدواژگان: کلرید سدیم، گوجه فرنگی، کشت بدون خاک، تنش شوری
  • عبدالستار دارابی، عبدالکریم کاشی، مصباح بابالار، محسن خدادادی صفحه 23
    به منظور تعیین آستانه طول روز و درجه حرارت تجمعی برای تشکیل سوخ و آنالیز رشد رقم های قرمز ایرانشهر، سفید بهبهان و پریماورا آزمایشی به مدت یکسال (1386-1385) در ایستگاه تحقیقات کشاورزی بهبهان در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهارتکرار اجرا شد. بذرها در اوایل آبان ماه در خزانه کشت و نشاها در اوایل بهمن ماه به زمین اصلی منتقل شدند. تاریخ تشکیل سوخ به روش نسبت تشکیل سوخ (حداکثر قطر سوخ تقسیم بر حداقل قطر گردن) محاسبه گردید. در رقم های قرمز ایرانشهر، سفید بهبهان و پریماورا آستانه طول روز برای تشکیل سوخ به ترتیب 12 ساعت و 7 دقیقه (29 اسفند)، 12 ساعت و 52 دقیقه (24 فروردین) و 12ساعت و 35 دقیقه (15 فروردین) و درجه حرارت تجمعی 3/1036، 2/1317 و 9/ 1178درجه روز رشد بود. برداشت سوخ در زمان افتادگی50 تا80 درصد برگ‎ها و شروع خشک شدن آنها انجام گرفت. نتایج آنالیز رشد مشخص نمود که در همه رقم های مورد بررسی مرحله رشد کند تا 135 روز بعد از جوانه زدن ادامه داشته و سپس مرحله رشد سریع گیاه آغاز شد. رقم سفید بهبهان شاخص سطح برگ، سرعت رشد نسبی، سرعت رشد محصول و سرعت رشد سوخ بیشتری از دو رقم دیگر داشت، به همین دلیل عملکرد ماده خشک سوخ این رقم از سایر رقم ها برتر بود. عملکرد تازه سوخ رقم پریماورا برتری معنی‎داری (در سطح 1%) بر دو رقم دیگر داشت. با این وجود با توجه به اختلاف بسیار معنی-دار درصد ماده خشک سوخ رقم های مورد مطالعه، عملکرد ماده خشک سوخ این رقم ها نیز مورد تجزیه واریانس قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد از لحاظ عملکرد ماده خشک سوخ در هکتار رقم سفید بهبهان بر سایر رقم ها در سطح 5% برتری دارد
    کلیدواژگان: درجه حرارت تجمعی، طول روز، پیاز، تشکیل سوخ، آنالیز رشد
  • عبدالحسین ابوطالبی، حامد حسن زاده، محمدصادق عربزادگان صفحه 35
    در این پژوهش تاثیر چهار پایه مرکبات شامل نارنج (Citrus aurantium)، بکرائی(C. reticulata × C. auralimetta)، لیموآب (C. aurantifolia) و ولکامرلمون(C. volkameriana)? بر میزان کلروفیل و غلضت عناصر معدنی (نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، سدیم، آهن، روی، مس، منگنز، کلر و بور) برگ پیوندک لیموشیرین رشد یافته در گلدان های حاوی خاک آهکی در گلخانه در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار مورد بررسی قرار گرفت. براساس نتایج نوع پایه تاثیر معنی داری بر میزان کلروفیل برگ پیوندک داشت و بیشترین میزان کلروفیل روی پایه لیموآب بدست آمد. تحت تاثیر نوع پایه، غلظت سایر عناصر، به غیر از بور، در برگ پیوندک اختلاف معنی دار داشت. غلظت نیتروژن در برگ پیوندک روی همه پایه ها کمتر از حد مطلوب بود و پایه نارنج بالاترین غلظت کلر و سدیم را در برگ پیوندک داشت.
    کلیدواژگان: پایه ها، پیوندک، عناصر پرمصرف، مرکبات، عناصر کم مصرف
  • مصباح بابالار، مریم ذوالفقاری، روح انگیز نادری، محمدعلی عسگری سرچشمه، حسین یزدانی صفحه 41
    این تحقیق به منظور بررسی امکان استفاده از سنگ‎های آپاتیت ایران در سیستم زئوپونیک و ارزشیابی این مواد به عنوان جایگزینی برای کودهای فسفاته در کشت رز گلخانه ای در طی سال‎های 85-1384 و در گلخانه های گروه علوم باغبانی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی کرج به مرحله اجرا گذاشته شده است. در این تحقیق پنج بستر کشت شامل: M1 مخلوط وزنی از 89% خاک زراعی + 10% کلینوپتیلولیت + 1% آپاتیت منطقه جیرود. M2مخلوط وزنی از 82% خاک زراعی + 15% کلینوپتیلولیت + 3% آپاتیت منطقه جیرود.M3 مخلوط وزنی از 89% خاک زراعی + 10% کلینوپتیلولیت + 1% آپاتیت منطقه موندون.M4 مخلوط وزنی از 82% خاک زراعی + 15% کلینوپتیلولیت + 3% آپاتیت منطقه موندون و M5 شامل خاک زراعی به تنهایی بود (شاهد). پنج محلول غذایی که سه محلول بر پایه محلول کوئیک و لسن و دو محلول دیگر با غلظت کم در حدود غلظت عصاره خاک بر پایه پیشنهاد هلر، برای تغذیه گیاهان بکار برده شد که عنصر فسفر در این محلول‎ها متغیر بود. رقم رز در این آزمایش Black Magic بود. نتایج تحقیق نشان داد با توجه به pH بسترها و محلول‎های غذایی و طول دوره ی کشت، جذب فسفر و سایر عناصر از خاک و بسترهایی که میزان سنگ آپاتیت کمتر داشته اند بیشتر و آسان تر صورت گرفته و رشد گیاهان در این بسترها بهتر بوده همچنین سنگ آپاتیت منطقه موندون نسبت به جیرود عملکرد بهتری داشته است.
    کلیدواژگان: زئوپونیک، کلینوپتیلولیت، بستر کشت، محلول غذایی، آپاتیت
  • خلیل حمزه زاد، ولی ربیعی، لطفعلی ناصری، سیاوش همتی صفحه 53
    در این مطالعه برای افزایش عمر انباری و کیفیت میوه هلو رقم زعفرانی، میوه ها با اشعه ماوراء بنفش (UV-C) با شدت 2-Wcm 4- 10× 435 /1 با سه زمان مختلف صفر (شاهد)، 5 و 15 دقیقه و همچنین غوطه وری در محلول کلریدکلسیم با دو غلظت صفر (شاهد) و 3 درصد تیمار شدند. این آزمایش به صورت آزمایش فاکتوریل با طرح پایه کاملا تصادفی با 4 تکرار بود. میوه های هلو پس از برداشت و پس از اعمال تیمارهای مورد نظر 45 روز در سردخانه در دمایC °0 و رطوبت نسبی 5±90 درصد نگهداری شدند. صفات مورد بررسی در این آزمایش عبارت بودند از: سفتی بافت میوه، درصد مواد جامد محلول کل، اسیدیته قابل تیتراسیون، نسبت TSS/TA، pH آب میوه، درصد کاهش وزن، درصد پوسیدگی و میزان اسید آسکوربیک. نتایج تجزیه واریانس داده ها نشان داد که پرتوتابی با اشعه UV-C و غوطه وری در کلرید کلسیم قابلیت انباری میوه ها را افزایش و کیفیت میوه ها را در پایان دوره نگهداری بهبود دادند. پرتوتابی فاکتورهایی مانند pH، TSS/TA و پوسیدگی را کاهش و اسیدیته قابل تیتراسیون، سفتی میوه و اسید آسکوربیک را افزایش داد. غوطه وری در کلرید کلسیم سفتی میوه و اسیدیته قابل تیتراسیون را افزایش و درصد کاهش وزن، درصد پوسیدگی و TSS/TA را کاهش داد.
    کلیدواژگان: عمر انباری، هلو، پرتوتابی ماوراء بنفش، کلرید کلسیم
  • موسی رسولی، محمدرضا فتاحی مقدم، ذبیح الله زمانی، علی ایمانی، علی عبادی صفحه 61
    بادام (Prunus dulcis) یکی از مهمترین میوه های خشک مناطق معتدله است که اکثر ارقام آن خودناسازگار بوده و برای تولید میوه تجارتی نیاز به گرده دهنده مناسب و سازگار دارند، لذا بررسی چگونگی تشکیل میوه و تعیین سازگاری ارقام مختلف از اهمیت بالایی در صنعت میوه کاری برخوردار است. از طرفی ایجاد ارقام خودسازگار بویژه در شرایط اقلیمی نامناسب برای گلدهی (دمای پائین) که فعالیت حشرات گرده‎افشان کننده به صورت کافی و مناسب نباشد از اهمیت خاصی برخوردار است. در این پژوهش، رقم خودسازگار «سوپرنووآ» به عنوان پایه مادری با استفاده از دانه گرده ارقام «شاهرود21»، «شاهرود12»، «فراجیلو»، «10-4»، «5-11» و همچنین گرده رقم «سوپرنووآ» به عنوان پایه های پدری، با دو روش مختلف گرده‎افشانی شدند. طبق نتایج بدست آمده تمام ارقام مورد بررسی با رقم «سوپرنووآ» سازگار بودند. همچنین از نظر درصد تشکیل میوه بین ارقام (نوع دانه گرده) در مرحله 2 و 3 تفاوت معنی‎داری وجود داشت اما بین نوع گل‎های گرده‎افشانی شده رقم «سوپرنووآ» (اخته شده یا نشده) از نظر درصد تشکیل میوه تفاوتی مشاهده نگردید. گل‎های گرده‎افشانی شده رقم «سوپرنووآ» با گرده رقم «شاهرود 21» دارای بیشترین درصد تشکیل میوه بودند. همچنین کمترین درصد تشکیل میوه مربوط به گل‎های خودگرده‎افشانی شده رقم «سوپرنووآ» بود.
    کلیدواژگان: Sf، تشکیل میوه، بادام
  • داوود خوشبخت، علی اکبر رامین، بهرام بانی نسب، سیروس آقاجان زاده صفحه 71
    شوری یکی از بزرگترین عوامل محدودکننده رشد گیاهان و تولید محصول در بسیاری از نقاط جهان می‎باشد که از دیر باز مورد توجه بوده است. مرکبات جزء گیاهان حساس به شوری می باشند. از آنجا که گونه های تجاری مرکبات به صورت پیوندی تکثیر می‎شوند؛ میزان تحمل پیوندک به شوری، بستگی زیادی به نوع پایه مورد استفاده دارد. پژوهش گلخانه‎ای با هدف ارزیابی تحمل به شوری نه پایه مرکبات شامل: پایه های نارنج، بکرائی، کلئوپاترا، رانگ‎ پورلایم، رافلمون، ماکروفیلا و سیتروملو، سیترنج و پونسیروس بصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی با سه تکرار و چهار سطح شوری شامل: شاهد، 25، 50 و 75 میلی‎مول در لیتر نمک NaCl، با هدایت الکتریکی به ترتیب 5/1، 5/4، 79/6 و 06/9 دسی‎زیمنس بر متر در دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان اجرا گردید. نتایج نشان داد که با افزایش سطح شوری، شاخص های تعداد برگ، ارتفاع گیاه، سطح برگ، وزن تر و خشک برگ، ساقه و ریشه، تعداد و طول ریشه کاهش می یابد. نتایج مقایسات میانگین صفات مورد بررسی نشان داد که اختلاف‎های معنی داری بین پایه های مرکبات وجود دارد. در بین پایه ها، نارنج، کلئوپاترا و رانگ پورلایم کمترین و پونسیروس، سیترنج و سیتروملو بیشترین کاهش در شاخص های رشدی اندام هوایی و ریشه را نشان دادند.
    کلیدواژگان: پایه ها، ریشه، شوری، رشد رویشی اندام هوایی، مرکبات
  • عزیز ابراهیمی، محمدرضا فتاحی مقدم، ذبیح الله زمانی، کورش وحدتی صفحه 83
    به منظور بررسی تنوع ژنتیکی و شناسایی ژنوتیپ‎های دارای صفات برتر گردو، 608 ژنوتیپ مختلف گردو در شهرستان نی ریز ارزیابی و نتایج آن ثبت شد. صفاتی از قبیل رنگ مغز، شکل میوه، روزنه انتهای میوه، بافت پوست و گوشتی بودن مغز کدبندی و صفاتی مانند وزن مغز، درصد مغز و ضخامت پوست نیز اندازه گیری شد. ارتباط و همبستگی بین صفات در بیشتر موارد در سطح 1 تا 5 درصد معنی‎دار بوده و صفات وزن دانه با وزن مغز و همچنین ارتباط بین زمان باز شدن برگ با زمان برداشت محصول مثبت و معنی‎دار بود. در نهایت تعداد 44 ژنوتیپ برتر مشخص و با 10 صفت مورد ارزیابی بیشتر قرار گرفتند. آنالیز حاصل از تجزیه با روش وارد ژنوتیپ‎های برتر را در چهار گروه مختلف قرار داد. بیشترین اختلاف ژنتیکی مشاهده شده بین دو ژنوتیپ 564 و 536 با ژنوتیپ‎های 483، 572 و 581 بود. در بین ژنوتیپ‎های برتر تعداد 7 ژنوتیپ که به طور متوسط 85 درصد از خصوصیات مربوط به یک ژنوتیپ امید بخش (دیر برگی، باردهی جانبی و کیفیت مطلوب دانه) و قابل معرفی گردو را دارا بودند مشخص گردیدند.
    کلیدواژگان: ارزیابی مورفولوژی، تنوع ژنتیکی، گردو، .، همبستگی صفات
  • محمدرضا ناروئی راد، مریم الله دو، احمد قاسمی، حمیدرضا فنایی صفحه 95
    به منظور حفاظت از ذخایر ژنتیکی و شناسایی نقاط قوت و ضعف توده های محلی سیستان و مقایسه آن با ارقام اصلاح شده، 53 توده محلی به همراه 3 رقم فرفاکس، شوگر بی-بی و چارلستون گری (شاهد) به صورت آزمایشی در سال 1386 در قالب طرح لاتیس مستطیل با دو تکرار اجرا گردید. صفات مورفولوژی شامل طول بوته، وزن میوه، وزن بذر، تعداد میوه، طول میوه، عرض میوه، درصد قند و عملکرد بودند. میزان تنوع فنوتیپی، ژنوتیپی، محیطی، توارث‎پذیری عمومی صفات، نسبت تنوع ژنوتیپی به محیطی، ضریب همبستگی صفات، رگرسیون گام به گام، تجزیه خوشه ای و تجزیه به مولفه های اصلی با استفاده از نرم-افزارهای Excell و SAS نسخه 1/9 محاسبه گردید. نتایج نشان داد ارقام و توده‎ها از نظر صفات طول میوه، عرض میوه، درصد قند و عملکرد اختلاف معنی‎داری در سطح 5 درصد داشتند. در مورد همه صفات، ضریب تنوع فنوتیپی از ضریب تنوع ژنتیکی بیشتر بود، که نشان‎دهنده تاثیر عوامل محیطی بر روی صفات مورد بررسی می‎باشد. نسبت تنوع ژنوتیپی به محیطی در همه صفات به جز صفت وزن بذر پایین بود. همبستگی فنوتیپی بین صفات، نشان داد که بین عملکرد و وزن میوه، طول میوه و عرض میوه همبستگی مثبت و معنی‎دار داشتند. تجزیه خوشه‎ای براساس صفات مورفولوژی توده‎های جمع آوری شده را به چهار گروه قابل متمایز تفکیک نمود. تجزیه به مولفه های اصلی صفات اشاره داشت به اینکه دو مولفه اول 36 و 19 درصد (55 درصد از کل) از تنوع کل را توجیه نمودند. 78 درصد از تنوع توسط پنج مولفه اول، قابل توجیه بود. در مولفه اول، صفت عرض میوه (54 درصد)، عملکرد (53 درصد)، وزن میوه (50 درصد)، طول میوه (37 درصد) و در مولفه دوم صفت تعداد میوه (52 درصد)، وزن بذر (48 درصد) و درصد قند (28 درصد) بیشترین تاثیر را در توجیه تنوع ژنتیکی دارا بودند.
    کلیدواژگان: تجزیه کلاستر، تنوع ژنتیکی، توارث‎پذیری عمومی، .، هندوانه
|
  • Page 1
    A methodology to regenerate whole plants of fig tree (Ficus carica cv. Jaami-e-Kan) from apical meristem of greenhouse plantlets was developed. Two meristematic explants size (0.2-0.4 and 0.5-0.7 mm), two kinds of culture media and three concentrations of 6-benzyladenine (0.5, 1 and 1.5 mgrl-1) were tested as a completely randomize design (CRD) with a simple factorial arrangement for establishment stage of meristem explants. The survival in percentage of meristems was recorded at the end of 5th week. Best developed meristems were taken for proliferation stage. MS medium supplemented with BA (0.5, 1, 1.5, 2 mgl-1) and NAA (0, 0.1, 0.5 mgl-1) through a completely randomized design with a simple factorial arrangement were employed for shoot regeneration. Data were started to be recorded following 6 weeks. Four concentrations of IBA were added to ½ MS and the experiment conducted under a completely randomized design of a simple factorial arrangement and applied for rooting stage. Percentage of rooting plants, the number of roots per plant and length of roots were assessed after 5 weeks in culture. A high percentage of survival was obtained in BA 0.5 mgl-1 treatment. Meristems of larger sizes showed the most survival. The proliferation rate was found to be higher in the medium containing 2 mgl-1 BA than in the other concentrations while the shortest shoots obtained in this concentration. The highest number of rooted plants were obtained from 1.5 and 2mgl-1 IBA. Also, 2 mgl-1 of IBA treatment was shown to generate the greatest number of roots per plant.
  • Page 11
    The objective of this study was to evaluate the effect of NaCl application on yield and some growth parameters of tomato (Lycopersicum esculentum cv. Falkato). The study was carried out during September 2005 until May 2006 using soilless culture. The plants were fed with a complete nutrient solution, of electrical conductivity at levels of (a) 1.5 (control) (b) 3.5, (c) 5.5, (d) 6.5 dSm-1 replicated three times. Sodium chloride was added to the standard nutrient solution (control) to obtain the higher EC levels. Results indicated that total yield, mean fruit weight, and leaf area were significantly reduced with increasing salinity levels, while dry matter percentage was increased. Highest total yields were found by control and as well by the treatment (b) with 14.33 and 13.25 kg/m2 respectively with no significant differences observed. Treatments (c) and (d) had the lowest total yields of 10.18 and 9.73 kg/m2 respectively. Increase in salinity affected the size of fruits, so that the fruits in grade 1 were reduced while fruits of grade 2 and 3 were increased. Total soluble solid (TSS), titrable acidity (TA), fruit juice electrical conductivity, fruit dry matter, and the level of vitamin C increased with higher salinity. Salinity increasing also reduced the levels of K, N and Ca, while increasing the amounts of Na and Cl in fruits.
  • Page 23
    To determine the threshold of photoperiodism and culmulative thermal time related to bulbing and growth analysis of Safid Behbehan, Ghermez Iranshahr and Primavera onion cultivars an experiment was conducted at Behbahan Agricultural Research Station for a year (2006-2007) based on a randomized complete block design of four replications. Seeds were sown in nursery in late October and seedlings transplanted in late January. Earliest time of bulbing was assessed using the bulbing ratio (maximum bulb diameter divided by minimum neck diameter). Bulbing occurred for Ghermez Iranshahr, Safid Behbahan and Primavera cultivars at a photoperiodism of 12 h and 7 min (19 March), 12 h and 52 min (15 April) and 12 h and 34 min (4 April) and cumulative thermal time of 1036.3, 1317.2 and 1179.8 growth degree days respectively. Bulbs were harvested when 50-80% of the foliage tops had fallen and started to collapse. The results of growth analysis indicated that the period of slow growth had been 135 days after emergence (for all the studied cultivars) and then the period of rapid growth of plants being started. Leaf area index (LAI), relative growth rate (RGR), crop growth rate (CGR) and bulb growth rate (BGR) of Safid Behbahan cultivar was higher than those in the other cultivars, so that this cultivar produced the highest yield of bulb dry weight. The yield of Bulb fresh weight in Primavera cultivar was significantly (1% level) higher than that in the other cultivars. However, due to the observation of high significant difference among bulb dry matter percentage in the studied cultivars, analysis of variance was done on yield of bulb dry weight. The obtained results indicated that the yield of bulb dry weight per hectare of Safid Behbahan cultivar was significantly (5% leval) higher than that in the other cultivars.
  • Page 35
    The effect of four citrus rootstocks {sour orange (Citrus aurantium), Bakraeii (C. reticulata × C. limetta, Mexican lime (C. aurantifolia) and Volkamerlemon (C. volkameriana)} were evaluated on sweet lime leaf chlorophyll content and mineral concentrations (N, P, K, Ca, Na, Mg, Fe, Zn, Mn, Cl, Cu, and B) in a completely randomized design of four replications. Budded sweet lime on the above rootstocks were grown in pots containing calcareous soil (pH=8.2) in a greenhouse expriment. Results indicated that rootstocks had significant effects on the leaf chlorophyll content. Highest chlorophyll content was found in lime leaf when budded on Mexican lime rootstock. Rootstock types had significant effects on leaf mineral concentrations except on B. Leaf N concentration was lower than the optimum range inplants on all rootstocks. Scion on sour orange rootstock contained the highest concentrations of both Cl and Na.
  • Page 41
    This research was conducted at the Department of Horticluture, University of Tehran during years 2005-2006, to investigate the use of Iran apatite rocks in zeoponic substrate and as well to evaluate them as substitutes for phosphate fertilizers. Five different substrates namely: M1: 89 wt. % soil+10 wt. % Zeolite + 1 Wt.% Jeyrood apatite; M2: 82 wt.% Soil + 15 wt.% Zeolite+ 3 wt. % Jeyrood apatite; M3: 89 wt. % soil + 10 wt. % zeolite + 1 wt. % Moondoon apatite; M4: 82 Wt. % soil + 15 wt. % Zeolite + 3 wt. % Moondoon apatite; M5: soil only (as control) plus five different nutrient solution of: S1: Coïc and Lesaint solution as control; S2: half strength solution of Coïc and Lesaint; S3: half strength solution of Coïc and Lesaint with no phosphorus, S4: a solution similar to soil solution that is in a proper condition, S5: solution similar to the soil solution but with no phosphorus, were comared during the experimental period (six months). The plant material chosen was Rosa Sp., Var. Black Magic. The results, as based upon substrate pH, mutrient solution pH and culture periods indicated that, phosphorous and other nutrient uptakes from soil substrates containing a low amount of apatite took place more and easier than from the other substrates. The growth in these substrates was also more than that in the others. Furthermore, Mondoon apatite was shown to act more efficienctly than Jeyrood apatite, as substrate.
  • Page 53
    To prolong the storage life and quality of 'Zafarany' peach, fruits were treated with UV-C irradiation with dosage of 1.435×10-4 Wcm-2 with three time durations (0, 5 and 15 min) and as well immersion of fruits in 0 and 3% CaCl2 solution. The experiment was carried out in a completely randomized design (factorial experiment) of four replications. Fruits were harvested in commercial maturity, treated as mentioned, and stord in a cold storage of 0°C (90±5% relative humidity) for 45 days. The quality traits including flesh firmness, total soluble solids (TSS), titrable acidity (TA), TSS/TA ratio, pH, weight loss, decay, ascorbic acid content were recorded. The results showed that UV-C irradiation along with dipping of fruits in CaCl2 solution increased the storage durability and improved the quality factors by the end of cold storage. UV-C irradiation decreased pH, TSS/TA and decay while increasing TA, firmness, and ascorbic acid content in fruits. Dipping in CaCl2 solution increased the firmness and TA while decreasing the weight loss, decay and as well the TSS/TA of fruits.
  • Page 61
    Almond (Prunus dulcis) is one of the most important nut bearing fruit crops among temperate zone crops of the world. Since, most almond cultivars are incompatible, as far as pollination is concerned, proper and compatible pollinizers are decisive for almond commercial production. Hence, a know ledge of sufficient fruit set by using compatible pollinizers is valuable in almond production industry. Moreover, an introduction of compatible cultivars is of special importance in severe environmental conditions not suitable for either flowering or insect pollinators. In this study, the compatible cultivar "Supernova" was considered as a seed parent and was hand pollinated using collected pollen from "Shahrood 21", "Shahrood 12", "Feragello", "4-10","11-5", and "Supernova" itself using two pollination methods ("Supernova with non-emasculated vs. emasculated flowers as seed parent). Results indicated that all used pollinizers were compatible on "Supernova". Significant differences among pollinizers were observed on fruit setting in stages 2 and 3 but there wasnt any significant difference observed between the two types of pollinated flowers (either emasculated or not). The highest fruit set was achieved by using "Shahrood 21", while the lowest setting recorded when "Supernova" was forced to self pollination.
  • Page 83
    To investigate the genetic diversity of Persian walnut (Juglans regia), 608 different walnut genotypes of Neyriz region were evaluated for 30 morphological characteristics including kernel color, fruit shape, shell seal, shell texture and kernel plumpness, kernel weight, percentage of kernel as well as thickness of shell. The correlation between was traits in most cases significant at either 1 or 5% level. There was also positive correlation observed between seed weight with kernel weight. Furthermore, correlation between leaf bearing time and harvest was also significant. Finally the superior genotypes were analyzed with ten characterstics taken into account. The cluster analysis, according to Ward method and Euclidian distance, classified 44 genotypes in four groups. The highest distance was observed between the two genotypes 564 and 536, and the three ones namely: 483, 572 and 581. Forty four genotypes were selected among which 7 genotypes possessed an 85% of the requirements needed for a promising genotype.
  • Page 95
    To conserve the genetic resources and identify the strong and weak points in Sistan watermelon accessions and compare these with improved cultivars of: Sugarbaby and Fairfax, an experiment was carried out, based on rectangular Lattic design of two replications in 2007. The morphological traits studied, included plant length, plant weight, seed weight, fruit number, fruit length, fruit width, sugar percentage and yield. Phenotypic, genetic and environmental variations, broad sense heritability, ratios of genetic variation and environmental variation, coefficient of phenotypic correlation, Stepwise Regression, Cluster Analysis and Principle Component Analysis, using Excell and SAS version 9.1 were carried out. Results showed that fruit length, fruit width, suger percentage and yield of cultivars and of accessions had exhibited different significances at 5% level. In all traits, coefficient of phenotypic variation was greater than coefficient of environmental variation, indicating the effect of environment on investigated traits. Ratio of genetic variation to environmental variation was low in all the traits, except for seed weight. Phenotypic correlation of traits, indicated positive and significant correlations between yield and fruit weight, fruit length and fruit width. Cluster Analysis Separated the accessions into two clusters. Results of Principle Component Analysis for traits, indicated that the first two PCs explained 36 and 19 percent of total variations, and the first five PCs explained 78% of total variations. In PC1 fruit width (54%), yield (53%), fruit weight and fruit length, and in PC2 fruit number (52%), seed weight and suger percentage contributed the widest in explaining the genetic variations.