فهرست مطالب

علوم زیستی ورزشی - پیاپی 1 (تابستان 1388)
  • پیاپی 1 (تابستان 1388)
  • 150 صفحه، بهای روی جلد: 5,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1388/07/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ولی الله دبیدی روشن، هاجر عباس زاده صورتی، ضیاء فلاح محمدی صفحه 5
    برای مطالعه تاثیر یک جلسه دویدن استقامتی فزاینده در دو محیط با دمای طبیعی و دمای ملایم بر برخی شاخص های دستگاه انعقادی، 27 دانشجوی دختر رشته تربیت بدنی دانشگاه مازندران انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه، NTG یا تمرین در محیط با دمای طبیعی (2 ± 23 درجه سانتیگراد)، HTG یا تمرین در محیط با دمای ملایم (2 ± 33 درجه سانتیگراد) و گروهی موسوم به HG که بدون انجام تمرین فقط در معرض محیط با دمای ملایم قرار داشتند، تقسیم شدند. رطوبت آزمایشگاه برای هر سه گروه در دامنه 5 ±55 درصد حفظ شد. پروتکل آزمون گیری با شدت 65 تا 75 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی هر فرد روی نوارگردان بدون شیب اجرا شد. خونگیری با شرایط کاملا مشابه در سه مرحله پایه، میان آزمون و 30 دقیقه پس از فعالیت و به دنبال 12 تا 14 ساعت ناشتایی شبانه انجام شد. برای تعیین مقادیر فیبرینوژن، APTT و PT از روش های انعقادی استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری های مکرر، آنالیز واریانس و t مستقل در سطح 05/0≤ P تحلیل شد. نتایج حاکی از افزایش غیرمعنادار مقادیر فیبرینوژن سه گروه و افزایش معنادار مقادیر APTT گروه های HTG و NTG در مراحل مختلف تحقیق بود. افزایش زمان PT نیز در گروه NTG در مرحله میان و پس آزمون و هم چنین در گروه های NTG و HTG در مرحله پس آزمون در مقایسه با مقادیر پایه معنادار بود. بررسی تغییرات بین گروهی نیز اختلاف معناداری را به لحاظ آماری در مقادیر PT بین گروه های NTG و HG در مرحله پس آزمون نشان داد. براساس این یافته ها می توان گفت که انجام فعالیت بدنی با شدت متوسط موجب بروز تغییراتی در دستگاه انعقادی شده ولی استرس گرمایی ملایم تاثیر زیادی بر دستگاه انعقاد خون نداشته است.
    کلیدواژگان: دو استقامتی فزاینده، استرس گرمایی ملایم، دستگاه انعقادی، دختران فعال
  • داریوش شیخ الاسلامی وطنی، عباسعلی گایینی، عبدالامیر علامه، علی اصغر رواسی، محمدرضا کردی، ابوالفضل دادخواه صفحه 23
    هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تاثیر فعالیت ورزشی سرعتی و یک دوره بی تمرینی متعاقب آن، بر مقدار پراکسیداسیون لیپید (MDA) و پاسخ دستگاه ضداکسایشی (FRAP، اسید اوریک، بیلی روبین و پروتئین تام) بود. بدین منظور 35 سر موش نر 3 ماهه به صورت تصادفی در 2 گروه تمرین سرعتی (15 = n) و کنترل (15 = n، بدون هیچ گونه برنامه تمرینی) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه تمرینی به مدت 12 هفته، هفته ای 3 جلسه، با مدت و شدت مشخص تمرین کردند (از هفته هشتم تا دوازدهم 5 سر موش از آزمودنی های این گروه، بی تمرینی را تجربه کردند تا تاثیرات بی تمرینی بررسی شود). آزمودنی ها به صورت جداگانه در آزمایشگاه حیوانات با شرایط کنترل شده (دما، رطوبت و چرخه روشنایی _ تاریکی (12:12 ساعت)) نگهداری شدند و از غذای استاندارد موش استفاده کردند. متغیرهای MDA و FRAP به صورت دستی و دیگر متغیرها به وسیله کیت ارزیابی شدند. پس از سه مرحله خونگیری (پیش آزمون، میان آزمون (انتهای هفته هشتم)و پس آزمون (انتهای هفته دوازدهم))، نتایج حاصل از آنالیز واریانس دو راهه با اندازه گیری های مکرر نشان داد دو گروه حداقل در یکی از مراحل ارزیابی به لحاظ متغیر MDA (022/0 = P)، FRAP (005/0 = P) و بیلی روبین (002/0= P) با یکدیگر تفاوت معنی داری داشتند، درحالی که پروتئین تام و اسیداوریک دو گروه اختلاف معنی داری با هم نداشتند. همچنین، در گروه تجربی طی زمان های مختلف اندازه گیری به لحاض شاخص MDA (001/0 = P)، FRAP (001/0 = P) و بیلی روبین (008/0 = P) و اسیداوریک (012/0 = P) تفاوت معناداری مشاهده شد. در کل، نتایج این تحقیق نشان می دهد که یک دوره تمرین سرعتی موجب ایجاد سازگاری نسبی در دستگاه ضداکسایشی و اکسایش لیپید می شود، اما در اثر بی تمرینی نتایج معکوس خواهد شد.
    کلیدواژگان: مالون دی آلدئید، دستگاه ضداکسایشی، تمرین سرعتی و بی تمرینی
  • بختیار ترتیبیان، بهزاد حاجی زاده، اصغر عباسی صفحه 43
    هدف از تحقیق حاضر، بررسی پاسخ درازمدت حجم ها و ظرفیت های ریوی به غلظت های سرمی کورتیزول در کشتی گیران جوان بود. در این پژوهش، 24 کشتی گیر آماتور جوان و داوطلب سالم با میانگین سن 8/0± 9/23 سال، قد 7/5 ± 64/180، وزن 3/7 ± 3/76 کیلوگرم و شاخص توده بدنی 5/8 ± 4/23 شرکت داشتند. آزمودنی های تحقیق، تمرینات خاص کشتی را به شکل فزاینده و تا شدت 85 درصد حداکثر ضربان قلب تمرین، 3 جلسه در هفته و به مدت 12 هفته انجام دادند. از کشتی گیران جوان در وضعیت پایه، 6 هفته اول تمرینات تا شدت 75 درصد ضربان قلب تمرین، 6 هفته دوم تمرینات تا شدت 85 درصد ضربان قلب تمرین و هفته اول بازگشت به حالت اولیه آزمون های ریوی به عمل آمد. نمونه های خون جمع آوری و غلظت های کورتیزول سرم آنها با روش ELISA اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که تغییرات کورتیزول سرم، متغیرهای عملکرد ریوی FEV1 (001/0 = P، مراحل اول و دوم تمرینات)، FVC (001/0=P، مراحل اول و دوم تمرینات)، FIV1 (001/0 = P، مرحله دوم تمرینات)، VC (037/0=P، مراحل اول و دوم تمرینات)، وTV/TI (0001/0 =P، مرحله دوم تمرینات) را طی تمرینات شدید کشتی به طور معنی داری تحت تاثیر قرارداد، به طوری که به ازای تغییر هر واحد از سطح کورتیزول، این متغیرهای ریوی به طور معنی داری تغییر یافتند. در مجموع، نتایج تحقیق نشان می دهد که متعاقب 12 هفته تمرینات شدید کشتی، برخی از حجم ها و ظرفیت های تنفسی کشتی گیران جوان تحت تاثیر تغییرات غلظت کورتیزول سرم، تغییر می یابند. و این نوع یافته ها تاکنون گزارش نشده است.
    کلیدواژگان: حجم ها و ظرفیت های ریوی، کورتیزول سرم، کشتی گیران
  • محمد عزیزی، فرهاد رحمانی نیا، حمید محبی، محمد علی آذربایجانی صفحه 57
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر فعالیت بدنی بر پاسخ کورتیزول و انرژی مصرفی مردان چاق و لاغر بود. به این منظور 12 دانشجوی پسر غیرورزشکار به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و پس از بررسی سوابق پزشکی – ورزشی و تکمیل رضایت نامه، به دو گروه چاق (با میانگین سنی 9/1 ±83/22 سال، شاخص توده بدنی 8/1 ±08/31 کیلوگرم بر مترمربع و حداکثر اکسیژن مصرفی 9/3 ± 45/35 میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه) و لاغر (با میانگین سنی 1 ±17/21 سال، شاخص توده بدن 3/1 ± 2/18 کیلوگرم بر مترمربع و حداکثر اکسیژن مصرفی 3 ±86/45 میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه) تقسیم شدند. پروتکل فعالیت بدنی در ساعت 8 صبح انجام شد و شامل 30 دقیقه دویدن بر روی تردمیل با شدت 65% حداکثر اکسیژن مصرفی بود و به وسیله دستگاه گازآنالایزر گازهای تنفسی اندازه گیری می شد. نمونه های بزاقی قبل از فعالیت، بلافاصله بعد از فعالیت، 15 و 30 دقیقه بعد از فعالیت جمع آوری شد. از آزمون های آماری t – استودنت و آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر برای ارزیابی کورتیزول، انرژی مصرفی، اکسیژن مصرفی و نسبت تبادل تنفسی بین دو گروه در حالت استراحت و فعالیت در سطح (05/0 P<) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که تفاوتی بین سطح پایه کورتیزول بین دو گروه چاق و لاغر وجود ندارد، درحالی که غلظت کورتیزول در گروه چاق بلافاصله بعد از فعالیت، 15 و 30 دقیقه بعد از فعالیت، به طور معنی داری بیشتر از گروه لاغر بود (05/0 P<). همچنین میانگین انرژی مصرفی فعالیت (کیلوکالری در دقیقه، یا کیلوکالری در دقیقه به ازای هر کیلوگرم توده بدون چربی) درگروه چاق به طور معنی داری بیشتر از گروه لاغر بود (05/0 P<)، اما تفاوت معنی داری بین مقدار اکسیژن مصرفی و نسبت تبادل تنفسی بین دو گروه مشاهده نشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که درصد چربی بدن بر مقدار انرژی مصرفی و غلظت کورتیزول تاثیر می گذارد، و افراد چاق هنگام فعالیت، انرژی مصرفی بیشتر و سطح کورتیزول بالاتری نسبت به افراد لاغر دارند.
    کلیدواژگان: کورتیزول، انرژی مصرفی، درصد چربی بدن و فعالیت بدنی
  • امیر رشیدلمیر، قنبری نیاکی، فاطمه رهبری زاده صفحه 75
    اظهار شده که ممکن است گرلین در پاسخ هورمون رشد به فعالیت های ورزشی نقش داشته باشد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی اثر شش هفته تمرینات کشتی و تمرینات دایره ای مبتنی بر فنون کشتی، بر گرلین پلاسما و برخی هورمون های تنظیم کننده قند خون در کشتی گیران تمرین کرده خراسانی است. به این منظور، 30 نفر از کشتی گیران تمرین کرده با میانگین سنی 5/1± 5/18 سال و BMI 81/6 ± 8/24 به صورت داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. متغیرهای اندازه گیری عبارت بودند از: گرلین و گلوکز پلاسما، هورمون های رشد، کورتیزول و انسولین سرمی که گرلین پلاسما به روش الیزا، گلوکز به روش آنزیمی و مابقی توسط کیت های رادیوایمونواسی اندازه گیری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری t زوجی استفاده شد. نتایج نشان داد که شش هفته تمرین کشتی و تمرینات دایره ای مبتنی بر فنون کشتی موجب کاهش معنی دار هورمون های رشد، انسولین و کورتیزول و افزایش معنی دار گرلین شد. در نتیجه می توان گفت که افزایش گرلین در پاسخ به تعادل منفی انرژی، ترشح هورمون رشد را تحریک نمی کند و ساز و کارهای دیگری در این زمینه مؤثرند.
    کلیدواژگان: گرلین، تمرین دایره ای مبتنی بر فنون کشتی، هورمون رشد، کورتیزول، انسولین
  • احمد همت فر، ناصر جواهری زاد، ماندانا شکرچیان صفحه 89
    برتری برگشت به حالت اولیه با فعالیت های تداومی ملایم (continuous) در مقابل برگشت به حالت اولیه غیرفعال به خوبی مشخص شده اما زمان این گونه برگشت به حالت اولیه طولانی است (60 – 20 دقیقه) و شدت آن نیز قابل کنترل نیست. از طرفی بعد از اغلب فعالیت های ورزشی کوتاه مدت، به برگشت به حالت اولیه کوتاه مدت نیاز است تا ورزشکار به سرعت به حالت طبیعی برگردد و اجرای مطلوب تری داشته باشد. این نوع برگشت به حالت اولیه، به طور کامل از نظر مدت، شدت و نوع فعالیت شناخته نشده است. هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر برگشت به حالت اولیه کوتاه مدت (3 دقیقه) در تکرار فعالیت های صخره نوردی بر روی غلظت لاکتات CPK، LDH خون صخره نوردان نخبه مرد است. به این منظور 10 صخره نورد مرد نخبه (با میانگین سنی 92/2± 24 سال، وزن 19/6 ± 60 کیلوگرم، قد 73/5 ± 173 سانتیمتر و BMI 98/2 ± 19) به صورت داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. در این مطالعه، صخره نوردران به صورت جابه جایی یا Cross over به فاصله 5 روز در دو آزمایش شامل چهار مرحله 2 دقیقه ای فعالیت صخره نوردی با 3 دقیقه برگشت به حالت اولیه غیرفعال بعد از هر فعالیت در آزمایش اول و 3 دقیقه برگشت به حالت اولیه فعال بعد از هر فعالیت در آزمایش دوم شرکت کردند. هنگام برگشت به حالت اولیه فعال، آزمودنی با شدت VO2max45 درصد بر روی تردمیل می دوید. قبل از هر صعود 2 دقیقه برای نمونه گیری خون از آزمودنی ها در نظر گرفته شد. برای اندازه گیری لاکتات نمونه خونی از مویر گ های لاله گوش و برای LDH و CPK خون، نمونه خونی از ورید ساعد در هر دوره گرفته شد. نمونه گیری خون قبل از صعود اول و بلافاصله بعد از هر دوره برگشت به حالت اولیه انجام گرفت. نتایج نشان داد بین برگشت به حالت اولیه فعال و غیرفعال در مقدار لاکتات و LDH (005/0P<) و CPK (039/0 P<) اختلاف معنی داری وجود دارد. بنابراین بعد از هر دوره برگشت به حالت اولیه فعال، صخره نوردان صعود بعدی را با مقدار لاکتات، LDH و CPK کم تری نسبت به برگشت به حالت اولیه غیرفعال شروع کردند.
    کلیدواژگان: برگشت به حالت اولیه (فعال و غیرفعال)، لاکتات، CPK، LDH، صخره نوردی
  • فرزین حلب چی، علیرضا استقامتی، محمدعلی منصورنیا صفحه 105
    امروزه دوپینگ در ورزشکاران به معضل پیچیده ای تبدیل شده است. باتوجه به اینکه کشتی، ورزش ملی و بومی کشور محسوب می شود و با عنایت به اینکه احتمال سوء مصرف دارو باتوجه به ماهیت قدرتی این رشته زیاد است، بر آن شدیم تا میزان آگاهی کشتی گیران باشگاه های شهر تهران در مورد دوپینگ و برآورد آنها از شیوع فعلی در کشور را بررسی کنیم. به این منظور در یک مطالعه مقطعی، 426 نفر در دوره زمانی 86 – 1385 مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای این کار از پرسشنامه ای که روایی و پایایی آن به صورت pilot بر روی 30 نفر مورد سنجش قرار گرفته بود، استفاده شد. برای اجرا، پرسشگران طرح به باشگاه هایی که با نمونه گیری خوشه ایتصادفی انتخاب شده بودند مراجعه و پرسشنامه را بین ورزشکاران توزیع و پس از تکمیل، دریافت کردند. داده ها با برنامه SPSS آنالیز آماری شد.یافته های تحقیق نشان داد آگاهی کشتی گیران از سه حیطه دوپینگ، آشنایی با داروهای غیرمجاز و شناخت عوارض جانبی به ترتیب در 8/70، 8/95 و 5/99 درصد موارد ضعیف یا متوسط ارزیابی شد. در مورد مشاوران ورزشکاران، 8/40 درصد دوستان، 13 درصد مربی و 2/5 درصد پزشکان را عنوان کردند. به ترتیب 4/35 و 5/12 درصد کشتی گیران شیوع سوءمصرف در رقابت های لیگ و ورزشکاران هم باشگاهی خود را بیش از 50 درصد برآورد کردند. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که کشتی گیران شهر تهران در حوزه دوپینگ دانش مناسبی ندارند، به همین دلیل تدوین برنامه آموزشی جامع با عنایت به کلیه مخاطبان و با هدف رفع ناآگاهی، اصلاح باورهای نادرست، هوشیار ساختن آنان در مورد تبعات دوپینگ و توجه به ارزش ها در مواجهه با دوپینگ، ضروری است.
    کلیدواژگان: دانش و نگرش، دوپینگ، کشتی
  • روح الله رنجبر، محمدرضا کردی، عباسعلی گایینی صفحه 123
    هدف از این پژوهش، مطالعه تاثیر مصرف کافئین بر توان بی هوازی، شاخص خستگی و سطوح لاکتات خون دانشجویان پسر ورزشکار بود. به همین منظور از میان داوطلبان شرکت کننده، 16 نفر با میانگین وزن 1/9± 9/68 کیلوگرم، قد 7± 73/1 سانتیمتر و سن 2 ± 24 سال به روش تصادفی ساده (قرعه کشی) انتخاب و براساس شاخص خستگی حاصل از پیش آزمون، به صورت زوج های همتا به دو گروه کافئین (8 = n) و دارونما (8 = n) تقسیم شدند. از آزمودنی ها درخواست شد که 24 ساعت قبل از شروع آزمون، از فعالیت جسمانی شدید و 48 ساعت قبل از شروع آزمون، از خوردن یا آشامیدن هرگونه ماده حاوی کافئین پرهیز کنند. جلسه اول آزمون رست (پیش آزمون)، بعد از گذشتن دست کم 4 ساعت از صرف غذا انجام شد و 6 دقیقه بعد از آزمون مقدار لاکتات خون آنها سنجیده شد. جلسه دوم آزمون رست (پس آزمون)، یک هفته بعد دقیقا مشابه جلسه اول صورت گرفت، به طوری که آزمودنی ها مصرف معمولی کافئین را ادامه دادند و 48 ساعت قبل از آزمون، مصرف آن را قطع کردند. در پس آزمون، آزمودنی ها مصرف معمولی کافئین را ادامه دادند و 48 ساعت قبل از آزمون، مصرف آن را قطع کردند. در پس آزمون، آزمودنی ها یک ساعت قبل از شروع آزمون، کافئین یا دارونما را به مقدار 6 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن در قالب کپسول های ژلاتینی مصرف کردند. تجزیه و تحلیل یافته ها با استفاده از آزمون های آماری t وابسته و مستقل (05/0 =P)، نشان داد مصرف کافئین بر میانگین توان، حداقل توان و شاخص خستگی تاثیر مثبت داشته، درحالی که بر اوج توان و مقدار لاکتات خون تاثیر معنی دار نداشت. به نظر می رسد مصرف کافئین در بهبود میانگین عملکرد فعالیت های رفت و برگشت سریع کوتاه مدت مؤثر باشد.
    کلیدواژگان: کافئین، توان بیهوازی، شاخص خستگی، لاکتات خون، دانشجویان پسر ورزشکار
|
  • Page 5
    The purpose of this research was to study the effect of one session of a progressive endurance running in two environments (natural temperature and moderate temperature) on some markers of the clotting system (fibrinogen, activated thromboplastin time or APTT, prothrombin time or PT) in active girls. 27 physical education female students from Mazandaran University were selected and divided randomly into three groups: exercise in an environment with natural temperature or NTG group (23+2c), exercise in an environment with moderate temperature or HTG group (33+2c) and a group without exercises called HG which was only exposed to an environment with moderate temperature. Laboratory environment humidity was maintained in the range of 55+5% for all groups. The protocol was performed based on Karvonen formula with intensity 65%-75% VO2max for each subject on a non-gradient treadmill. The blood samples following 12 to 14 hours of a nightly fasting were gathered in a similar condition in three phases: the baseline level, mid-test and 30 minutes after the exercise. Coagulant manner was used to determine the levels of fibrinogen, APTT, and PT. The data were analyzed by repeated measures, ANOVA and t – student at P?0.05. The results showed that fibrinogen levels in three groups increased insignificantly in all phases. On the other hand, the increase of PT in NTG group in the mid-test and posttest and in NTG and HTG groups in posttest was significant when compared with the baseline level. Inter-group changes showed a significant difference in PT level between HG and HTG groups in the posttest phase. Based on these findings, it can be said that physical activity with moderate intensity induced the changes in clotting system, but mild heat stress did not affect the blood clotting system.
  • Page 23
    The purpose of this study was to determine the effect of interval sprint exercise and a detraining period on lipid peroxidation (MDA) and the response of antioxidant system (FRAP, uric acid, bilirubin and total protein). For this purpose, 35 male rats were divided randomly into two groups: sprint group (experimental) (n=20) and control group (n=15, without any training). Experimental group trained for 12 weeks, 3 sessions per week with given intensities (five trained rats experienced the detraining so that the effects of detraining could be studied from 8th to 12th week). During our experiments, animals were individually housed in a climate-controlled (temperature and humidity) animal laboratory. They had 12:12 hours of light-dark cycle as well as standard rat chow. MDA and FRAP were measured manually while other measurements were performed by a kit. Data were analyzed by two-way repeated ANOVA. The results showed a significant difference between two groups in MDA (P=0.022), FRAP (P=0.005) and bilirubin (P=0.002), durig at least one of the evaluation periods while total protein and uric acid remained unchanged. In the experimental group, indeed, there was a significant difference among various assessments in MDA (P=0.001), FRAP (P=0.001), bilirubin (P=0.008) and uric acid (P=0.012). Generally, this protocol of sprint exercise causes an adaptation of antioxidant system and lipid peroxidation, but detraining reverses these results.
  • Page 43
    The purpose of this study was to examine the longitudinal responses of pulmonary volumes and capacities to serum cortisol in young wrestlers. For this purpose, 24 healthy young wrestlers (age 23.9±0.8 years, height 180.64±0.7 cm, weight 76.3±7.3 kg, BMI 23.4±8.5) volunteered to participate in this study. The subjects performed an incremental wrestling training up to 85% of MHR of the training, three times a week for 12 weeks. The pulmonary tests were performed at rest, first six weeks of training (intensity of 75%), second six weeks of training (intensity of 85%), and at the end of a one–week recovery period. Blood samples were collected to measure serum cotrisol by ELISA. The serum cortisol changes during 12 weeks of the high intensity wrestling training significantly affected FIV1 (P=0.001, stage 2), VC (P=0.037, stages 1,2), Tv/Ti (P=0.001, stage 2) so that a change in every unit of cotrisol were accompanied by a significant change in these pulmonary variables. The results of this study suggested that following 12 weeks of high intensity wrestling training, some pulmonary volumes and capacities of wrestlers changed due to the effect of serum cortisol. No such results have been reported so far.
  • Page 57
    To investigate the effect of exercise on cortisol responses and energy expenditure in obese and lean men, we measured the energy expenditure (EE) and salivary cortisol responses of six obese (age 22.83± 1.9 yr; Vo2max,35.45±3.9 ml/min/kg; BMI 18.2±1.3 kg/m2) sedentary men. The protocol was running on a treadmill for 30 minutes with 65% maximal oxygen consumption. Student t-test and one-way ANOVA with repeated measures were used to evaluate cortisol, EE, Vo2 and RER between groups during the baseline and exercise periods (P<0.05). Our results showed that during the baseline period, there were no differences between lean and obese groups in salivary cortisol. In contrast, immediately, 15 minutes and 30 minutes after the exercise, obese group had significantly higher cortisol concentration than lean group (P<0.05). In obese group, mean EE (Kcal/min or kcal/min/FFM) was significantly higher than lean group, but there were no differences in RER and VO2 between lean and obese groups (P<0.05). It can be concluded that body fat percent affects cortisol response and energy expenditure, and obese men had higher EE and cortisol levels after 30 minutes of exercise than lean men.
  • Page 75
    It has been suggested that ghrelin may play a role in the response of growing hormone (GH) to exercises. The present study was designed to examine the effects of 6 weeks of wrestling and a wrestling–based circuit exercise (WBCE) on plasma ghrelin and some glucoregulatory hormones in well-trained wrestlers. 30 well-trained male wrestlers (age 18.5±1.5 and BMI 24.8±6.81) voluntarily participated in 6 weeks of wrestling and WBCE exercise. Measured variables were plasma ghrelin and glucose, serum GH, cortisol and insulin. Results showed that 6 weeks of training resulted in a significant decrease in GH, cortisol and serum insulin and a significant increase in plasma ghrelin. We concluded that an increase in ghrelin in response to a negative energy balance could not increase GH secretion and other possible mechanisms are involved in this process.
  • Page 89
    It is well established that the active continuous recovery is preferred to passive recovery. But the active period of this recovery is long (20-60 minutes) and the intensity is not controlled. Furthermore, most severe trial exercises need short-term active recovery for better performance so that the athletes can return more rapidly to their normal state and more desirable performance. However, this type of recovery is not thoroughly known concerning time, intensity and type of activity. The purpose of this study was to examine the effect of short duration (3 minutes) active recovery for repeated climbing trial on blood lactate, LDH and CPK concentration in young male elite climbers. For this purpose, 10 elite male rock climbers (age=24±2.92 years), (weight=60±6.19 kg), (height=173±5.73 cm) and (BMI=19±2.98) volunteered to participate in this study. The subjects participated in two tests with a 5-day interval; in the first test, each climber completed four 2-minute climbing trials and 3 minutes of passive recovery; in the second test, each climber completed the same trials but 3 minutes of active recovery. During each 3 minutes of active recovery, every subject ran on a treadmill with 45% VO2max. 2 minutes were considered for blood sampling before each climbing trial. To measure blood lactate, blood samples were collected from earlobe capillaries and for LDH and CPK enzymes, blood samples were gathered from antecubital vein collected during each refocusing phase. Blood samples were taken following the warm-up before the first climbing and after each recovery. The results showed a significant difference between active and passive recovery conditions in lactate concentration, LDH (P<0.005) and CPK (P<0.039) blood enzymes. These factors were lower across all four climbing trials in active recovery. After each active recovery, climbers started the next trial with a lower arterial lactate concentration, LDH and CPK than passive recovery.
  • Page 105
    Nowadays, doping is an intricate dilemma for athletes. Wrestling is the domestic, national and popular sport in Iran. Meanwhile, the prevalence of drug abuse in wrestling is high due to its power-demanding nature. So, we decided to evaluate the knowledge of club wrestlers of Tehran about doping and their estimates of current prevalence in the country. In a cross sectional study, 426 wrestlers were studied during 1385-1386. For this purpose, a questionnaire was used and its validity and reliability were approved in a pilot study of 30 athletes. In this study, researchers selected the clubs by randomized clustered sampling, distributed the questionnaires among wrestlers and collected the completed forms. Data were analyzed with SPSS software. The knowledge of wrestlers in three categories of doping definition, recognition of prohibited drugs and side effects was poor or moderate (70.8%, 95.8% and 99.5% respectively). 4/8%, 13% and 5.2% of participants regarded their friends, coaches and physicians as their main consultants. 35.4% and 12.5% of wrestlers estimated over 50% prevalence of drug abuse in professional leagues and their own clubs respectively. It seems that wrestlers of Tehran do not have good knowledge about doping materials. It seems necessary to design a comprehensive educational program for all audiences aimed to eliminate the ignorance, to correct the inappropriate attitudes, to warn about the adverse consequences and to pay attention to values of fighting against doping.
  • Page 123
    The purpose of this study was to investigate the effect of caffeine ingestion on anaerobic power; fatigue index and blood lactate levels in boys athlete students. Among voluntarers 16 subjects were selected and devided into two caffeine and placebo groups in a simple – randomized manner base on fatigue index in the pretest. They were asked to prevent from doing intensified activities 24 hours prior to test start and eating or drinking which included any caffeine – related materials. The primary RAST test, as a pretest, was performed following 4 hours of lunch meal and after 6 minutes their blood lactate was measured. The secondary rast test was done after a week exactly like the first session: the subjects go on ingestion caffeine casually and interrupt it 48 hours prior to test in post test; the subjects took 6mg/kg caffeine or placebo one hour prior to test start. Dpendent and independent t –test were used as statistical method (P= 0.05) and finding suggest that caffeine ingestion has a significant positive effect on mean power, low power and fatigue index. Totally, it can be noted that caffeine ingestion is effective in shuttle – run performance.