فهرست مطالب

علوم زمین - پیاپی 73 (پاییز 1388)
  • پیاپی 73 (پاییز 1388)
  • بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1388/08/01
  • تعداد عناوین: 23
|
  • صفحه 1
  • محسن شیرخانی، مجید قادری، نعمت الله رشیدنژاد عمران، رامین محمدی نیایی صفحه 3
    کانسار چند فلزی(Poly metallic) آی قلعه سی در 30 کیلومتری جنوب خاوری تکاب و در زون ساختاری ارومیه- دختر قرار گرفته است. برای انجام تجزیه Enzyme LeachSM در این کانسار، 723 نمونه از افق B خاک برداشت و بر پایه نتایج تجزیه و تحلیل داده ها، شش ناهنجاری اکسیداسیونی A-F مشخص شد. پنج محدوده ناهنجاری به عنوان اهداف حفاری مشخص شده اند، در صورتی که ناهنجاری C برای حفاری مناسب نبوده، زیرا توده ای مدفون بدون غنی شدگی روی است. ناهنجاری های B، D و E دارای مقادیر بالای روی هستند. علت بالابودن روی در ناهنجاری D، برونزدهای کانی سازی روی و وجود باطله های معدنی در سطح است. به نظر می رسد ناهنجاری های B و E بر روی مناطق کانی سازی شده مدفون (در ژرفای کم) قرار گرفته اند. ناهنجاری های A، C و F دارای مقدار بسیار کمی روی هستند. ناهنجاری A ممکن است بر روی یک زون پنهان کانی سازی روی قرار گرفته باشد که در ژرفای زیادی مدفون شده است، به همین دلیل یکی از اولویت های حفاری است. ناهنجاری F برای حفاری مناسب نیست، زیرا به نظر می رسد که این زون کانی سازی بسیار باریک باشد.
    کلیدواژگان: آنزیم لیچ، ناهنجاری اکسیداسیونی، آی قلعه سی، تکاب
  • فریبرز مسعودی، محمد محجل، فرزانه شاکر اردکانی صفحه 11
    منطقه زرین در شمال اردکان واقع و بخشی از پهنه ایران مرکزی است. بخش های همگن و یکنواختی از توده گرانیتی زرین در پهنه برشی قرار گرفته و میلونیت ها و اولترامیلونیت ها تشکیل شده اند. شواهد ریزساختاری و بررسی دگرشکلی نشان می دهد که تغییرات شیمیایی و ساختاری به موازات پیشرفت دگرشکلی در میلونیت ها ایجاد شده است. بیشترین تغییرات شیمیایی متعلق به کاهش قابل توجه مقادیر Fe، Mg، Ti و P از میلونیت ها به اولترامیلونیت ها است. سیلیس همزمان با افزایش کوارتز مدال، یک افزایش کند در پهنه میلونیتی نشان می دهد؛ ولی میزان Al2O3 در طول میلونیتی شدن، کم و بیش ثابت است. مقدار K2O در میلونیت ها نسبت به پروتومیلونیت ها به علت کاهش پورفیروکلاست های فلدسپار و فلدسپار قلیایی زمینه کاهش می یابد. اما با افزایش نسبی پلاژیوکلاز، فلدسپار قلیایی و اپیدوت در زمینه، مقادیرNa، Ca و K در اولترامیلونیت ها افزایش می یابد. در اثر تغییرات ساختاری، دانه های کوارتز در دگرشکلی ضعیف در پروتولیت و پروتومیلونیت ها تبلور مجدد و Sub grain و با پیشرفت دگرشکلی در میلونیت ها و اولترامیلونیت ها پدیده مهاجرت مرز دانه ای در تبلور مجدد را نشان می دهند. در طی دگرشکلی پیشرونده، در فلدسپارهای قلیایی شکستگی و پرتیتی شدن ظاهر می شود و ماکل های پلاژیوکلاز خمش نشان می دهند. با پیشرفت دگرشکلی پدیده تبلور مجدد در مرز دانه های فلدسپار قلیایی و دوقلویی در دانه های پلاژیوکلاز شکل می گیرند. با توجه به شواهد ساختاری، حرارت دگرشکلی در منطقه زرین به طور پیوسته از حدود oC 400 در پروتولیت گرانیت و پروتومیلونیت ها تا oC 500 یا بیشتر در میلونیت ها و اولترامیلونیت ها در شرایط مشابه رخساره شیست سبز افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: گرانیت زرین، اردکان، پهنه برشی، دگرشکلی
  • احمد لشگری، محمد رضا قاسمی، منوچهر قرشی صفحه 17
    گسل کاسپین(خزر) به عنوان مرز جلگه کاسپین و کوه های البرز یک عارضه زمین ساختی مهم است که می توان آن را گسل پیشانی شمالی رشته کوه البرز در نظر گرفت. فرو نشست گودال کاسپین در شمال و برپایی کوه های البرز و راندگی آن بر روی جنوب حوضه کاسپین جنوبی در راستای این گسل صورت می گیرد. در این مقاله بخشی از گسل کاسپین بین طول های جغرافیایی 30 °52 تا 00 °53، که در نیمه شمالی نقشه زمین شناسی قائم شهر واقع شده است، به صورت قطعه ای در نظر گرفته می شود که بر روی زمین رخنمون ندارد و هنوز به سطح نرسیده است اما تاثیر عملکرد آن به صورت ساختار هایی از جمله تاقدیس های در حال رشد نمایان شده است. این مقاله با معرفی ویژگی های کلی ریخت زمین ساختی منطقه به توصیف طاقدیس های فعال (در حال رشد) و تاثیرات ریخت زمین ساختی- از جمله تاثیر بر روی رودخانه های منطقه، از خاور تا باختر منطقه مورد بررسی، می پردازد.
    کلیدواژگان: گسل کاسپین، قائم شهر، زمین ریخت شناسی، تاقدیس درحال رشد
  • پرویز گرایی، کریم سلیمانی، سید رمضان موسوی، عطا الله کاویان صفحه 29
    در حوزه های شمالی ایران ترکیب عوامل طبیعی و انسانی باعث تشدید پدیده زمین لغزش و خسارات زیاد ناشی از آن شده است. لزوم بررسی و تحقیق در خصوص این پدیده، عوامل مؤثر در وقوع آن و همچنین شناسایی مناطق حساس برای پیشگیری یا اجتناب از خسارات ناشی از آن به خوبی احساس می شود. در مراحل اولیه این تحقیق، پس از بررسی های میدانی، مرور مطالعات انجام شده در مناطق مشابه با حوزه لاجیم رود، استفاده از افراد بومی و تکمیل پرسشنامه ها، عوامل مؤثر اولیه در وقوع زمین لغزش های منطقه تشخیص داده شدند. سپس لایه های اطلاعاتی مربوط به این عوامل در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی تهیه شد. به منظور کمی کردن عوامل و وزن دهی آنها از درصد سطح لغزش یافته در واحدهای مختلف استفاده شد و تجزیه و تحلیل آماری رگرسیون چند متغیره با استفاده از روش گام به گام انجام گرفت که در نهایت مدلی با حذف عامل ارتفاع برای منطقه ارائه شد و عوامل زمین شناسی، کاربری اراضی، شیب و فاصله از جاده به ترتیب بیشترین تاثیر را دارا بودند، و حوزه آبخیز لاجیم رود با استفاده از مدل به دست آمده از نظر خطر وقوع زمین لغزش پهنه بندی شد. در پایان برای ارزیابی درستی مدل و نقشه پهنه بندی، مدل به دست آمده را برای حوزه آبخیز مجاور (حوزه ورکی) که از بسیاری لحاظ مشابه حوزه لاجیم رود بود به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که بیشترین سطح لغزش یافته در حوزه ورکی در پهنه بسیار پر خطر و خطرناک که با مدل به دست آمده از حوزه لاجیم رود پهنه بندی شده است اتفاق افتاده است. بنابراین درستی مدل پیشنهادی برای منطقه مورد مطالعه مورد تایید است.
    کلیدواژگان: زمین لغزش، پهنه بندی خطر زمین لغزش، رگرسیون چند متغیره، مدل سازی، سیستم اطلاعات جغرافیایی، حوزه آبخیز لاجیم رود
  • مریم عبدی، مجید قادری، نعمت الله رشیدنژاد عمران، علی نجفی صفحه 37
    در جنوب باختری شازند، دو مورد کانه زایی رگه ای تنگستن- مس در محدوده های نظام آباد و ده حسین مشخص شده است. رگه های گرمابی کوارتز- تورمالین کانه دار، سنگ های میزبان متفاوتی (گرانیت بیوتیتی و ماسه سنگ کم دگرگونه) دارند. با توجه به شباهت فلزات کانه-ساز (تنگستن- مس- قلع- سرب- روی) در دو محدوده ده حسین و نظام آباد، یکسان بودن کانی شناسی رگه ها (کوارتز-تورمالین نوع دراویت) و مشابهت الگوی تغییرات REE در این دو محدوده، می توان نتیجه گرفت که رگه های کانه دار ده حسین و نظام آباد، یک منشا دارند؛ یعنی هنگامی که فاز سیال حاوی بور در منطقه فعال بوده است، موجب کانه سازی نوع رگه-های کوارتز-تورمالین دار در منطقه شده است. همچنین با توجه به بی بار بودن توده های نفوذی موجود در منطقه و دیگر شواهد کانی شناسی- ژئوشیمیایی به دست آمده در این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که تنگستن و دیگر عناصر فلزی در رگه های کانه دار نظام آباد و ده حسین، منشا رسوبی/ دگرگونه دارند.
    کلیدواژگان: تنگستن، مس، رگه ای، کانی شناسی، ژئوشیمیایی، منشا، نظام آباد، ده حسین، شازند
  • مریم فرمهینی فراهانی، احمد خاکزاد، هوشنگ اسدی هارونی، محمد هاشم امامی، ایرج رسا صفحه 51
    محدوده اکتشافی کهنگ در 73 کیلومتری شمال خاوری اصفهان و 10 کیلومتری خاور شهرستان زفره قرار دارد. این اندیس معدنی بر روی کمربند آتشفشانی- نفوذی ارومیه – دختر واقع شده و اولین بار بر اساس پردازش داده های ماهواره ای TM مورد شناسایی قرار گرفته است. بر اساس مطالعات اولیه، همچون بررسی های صحرایی، ژئوفیزیکی و دورسنجی و همچنین مطالعات سنگ شناسی و کانه نگاری، این منطقه از لحاظ وجود ذخیره مس و مولیبدن پورفیری مستعد شناخته شده است. محدوده کهنگ یک منطقه دگرسان و برشی شده است. به طوری که می توان گفت بیش از 90% سنگ های این محدوده تحت تاثیر سیالات گرمابی به مقدار کم تا زیاد دگرسان شده اند. به نظر می رسد کانی سازی در منطقه تا حد زیادی توسط ساختارهای زمین ساختی کنترل می شود. سنگ های منطقه از نوع حد واسط تا اسیدی بوده به طوری که، روند تغییرات از حاشیه به سمت قسمت های مرکزی به سمت سنگ های اسیدی تر و جوان تر است. به منظور بررسی های ژئوشیمیایی در این محدوده 10 کیلومتر مربعی، 174 نمونه از خاک های منطقه به روش سیستماتیک و 143 نمونه سنگی از رخنمون های موجود در منطقه برداشت شده و تحت تجزیه شیمیایی 45 عنصری قرار گرفتند. پس از حصول اطمینان از دقت در نتایج تجزیه، اقدام به پردازش داده ها و محاسبه پارامترهای آماری شد. سپس به کمک روش های آماری دو متغیره و چند متغیره میزان همبستگی بین عناصر بررسی شدند. در مرحله بعد، برای بررسی رفتار ژئوشیمیایی عناصر مرتبط با مس و مولیبدن و تشخیص محدوده های بی هنجاری، نقشه هایی رسم شد. رسم نقشه ها در یک مرحله بر اساس داده های نرمال استاندارد و محاسبه درصدها و در مرحله بعد به روش حدآستانه ای به اضافه مقادیری از انحراف معیار صورت گرفت و مشخص شد که بیشترین تمرکز عناصر تحت کانساری مانند مس و مولیبدن در قسمت های مرکزی منطقه و در کوارتز مونزونیت ها و دیوریت ها صورت گرفته در صورتی که بیشترین میزان غلظت عناصر فوق کانساری همچون سرب، روی و نقره در قسمت های حاشیه ای و در سنگ های آندزیتی منطقه اتفاق افتاده است. پس از آن برای تفکیک و تشخیص نا هنجاری های با اهمیت، از روش P.N و برای تعیین بهترین مناطق، جهت عملیات حفاری و نیل به نتایج بهتر و دقیق تر، از روش هاله های مرکب استفاده شد. سپس برای ارزیابی سطح فرسایش در محدوده کانساری از روش سولووف استفاده شد و مشخص شد که خوشبختانه کانسار در ژرفا قرار دارد و توسط فرسایش از بین نرفته است.
    کلیدواژگان: بررسی های ژئوشیمیایی، ذخیره پورفیری، هاله های مرکب، کهنگ
  • حمید بهرامی، علی ارومیه ای، مرتضی احمدی، سمانه سلیمانی صفحه 57
    بررسی پایداری فضاهای زیر زمینی پیش از حفاری و با توجه به میزان تغییرشکل های نهایی، از ملزومات طراحی است. در مدل سازی های مختلف یا تحلیل های تجربی، محدوده اطراف بخش حفر شده به شکل یک پارچه به صورت محیط پیوسته یا ناپیوسته، مدل و تحلیل می شود. به نظر می رسد در حفاری انفجاری به علت تخریبی که بسته به نوع انفجار، جنس توده سنگ و غیره رخ خواهد داد، ناحیه پیرامونی یکپارچه نباشد. در این تحقیق، ناحیه ای تخریب یافته به نام «هاله خرد شده» در اطراف تونل در نظر گرفته شد تا مدل سازی در دو حالت یک پارچه (بدون وجود هاله خردشده) و بار دیگر با اعمال هاله خرد شده در اطراف آن انجام شود. روش المان مجزای سه بعدی که نسبت به دیگر روش های عددی، از همخوانی بیشتری با محیط ناپیوسته توده سنگ برخوردار است، انتخاب و با استفاده از نرم افزار 3DEC 4.0، به مدل سازی تغییرات ناشی از پیشروی پرداخته شد. مطالعه موردی تونل گاوشان که در حدود کیلومتر 10 از دهانه ورودی در گابروهای سری افیولیتی با پارامترهای مقاومتی به نسبت خوب حفر شده، انجام شد. شرایط مناسب نصب ابزار دقیق و از سویی عدم اجرای پوشش بتنی در بخش یاد شده باعث ثبت بهینه رفتار طبیعی زمین در این ناحیه شده و کنترل دقیق تر نتایج را فراهم شده است. بررسی خروجی ها حاکی از همخوانی بیشتر مدلی که اطراف آن هاله خرد شده اعمال شد با نتایج ابزاردقیق است.
    کلیدواژگان: هاله خرد شده، حفاری انفجاری، تحلیل عددی، 3DEC، تونل گاوشان
  • فرهاد خوشبخت، حسین معماریان، محمد محمدنیا صفحه 65
    شکستگی های طبیعی از مهم ترین عوامل تعیین کننده رفتار هیدرولیکی مخازن نفت و گاز هستند. شناخت صحیح این شکستگی ها در برنامه های تولید و توسعه میادین نفت حائز اهمیت است. کارآمدترین ابزار برای مطالعه ویژگی های شکستگی ها، لاگ های تصویری هستند که تصویری با قدرت تفکیک بالا از دیواره چاه برداشت می کنند. این لاگ ها امکان تعیین نوع، جهت یابی، بازشدگی و ژرفای دقیق شکستگی ها را فراهم می کنند. در این مطالعه شکستگی های استخراج شده از لاگ های تصویری(FMI) دو چاه واقع در یک میدان کربناته در جنوب باختر ایران مورد تحلیل آماری قرار گرفته است. این دو چاه در موقعیت ساختاری یکسان (یال جنوب باختری میدان) و نزدیک همدیگر واقع شده اند. در این مطالعه با مقایسه شکستگی های موجود در سازندهای یکسان در دو چاه مجاور، تشابه ها و تفاوت های شکستگی های سیستماتیک بررسی شده است و سعی شده است به این سؤال پاسخ داده شود که آیا شکستگی های یک سازند که از دو چاه واقع در یک موقعیت ساختاری یکسان برداشت شده اند، مشابه هستند یا خیر؟ مطالعه حاضر نشان داد که مرز لایه بندی مشاهده شده در لاگ های تصویری چاه A و B از نظر چگالی و جهت یابی به طور کامل مشابه هستند. چگالی شکستگی های باز در چاه A به طور کامل متفاوت از چاه B بوده ولی جهت یابی آنها به نسبت مشابه است و در نهایت چگالی و جهت یابی شکستگی های پرشده در هر دو چاه مشابه یکدیگر هستند. الگوی شکستگی در سازند آسماری و پابده کم و بیش مشابه بوده در حالی که وضعیت شکستگی ها در سازند گورپی که در ژرفای بیشتری قرار دارد، به طور کامل متفاوت از این دو سازند است. مقایسه لاگ های چگالی مرز لایه بندی و شکستگی ها نشان داد که زون های با چگالی بالای شکستگی در قسمت هایی از سازندها قرار دارد که ستبرای لایه بندی در آنها کم است مانند سازند پابده که در این میدان به طور کامل لایه ای (لامینار) است.
    کلیدواژگان: لاگ تصویری، شکستگی باز و پرشده، جهت گیری، چگالی شکستگی، سازند
  • فریدون رضائی، محمد عیوضی صفحه 71
    شهر تهران بر روی نهشته های آبرفتی جوان بنا شده و گسترش سریع شهرنشینی سبب پوشیده شدن نهشته های کوترنری شده است. افزایش شهرنشینی بدون رعایت مسائل زمین شناسی و ژئوتکنیکی مشکلات فنی، مهندسی و اقتصادی زیادی را در پی داشته است. از آنجا که تکیه گاه همه سازه ها بر روی زمین است، بررسی و شناخت ویژگی های فیزیکی و مکانیکی لایه های خاک امری ضروری است. تعیین پارامترهای مقاومتی و تهیه نقشه ژئوتکنیک محدوده مورد مطالعه امکان مناسبی برای مطالعات مقدماتی پروژه های عمرانی خواهد بود و به مهندسان و طراحان دید کلی از وضعیت ژئوتکنیک منطقه می دهد. تاکنون مسائل ژئوتکنیکی و زمین شناسی مهندسی در شهرهای ایران به صورت دقیق مورد بررسی قرار نگرفته، اما در برخی از کشورهای دنیا، نقشه های زمین شناسی مهندسی و ژئوتکنیکی شهری ارائه شده که از نظر اقتصادی، مدیریتی، محیط زیست، سامان دهی، طراحی و توسعه شهری بسیار مفید بوده است. نقشه های پهنه بندی ظرفیت باربری، نشست، روانگرایی، پارامترهای مهندسی خاک و مقاطع زمین شناسی با استفاده از اطلاعات گمانه ای در مناطق مختلف جهان در جهت اهداف شهرسازی راه سازی، فضاهای زیرزمینی و غیره تهیه می شود. تحقیق حاضر در راستای تحقق این امر به بررسی و تعیین پهنه بندی ژئوتکنیک منطقه و ارائه مشخصات و پارامترهای مقاومتی و تعیین ظرفیت باربری مجاز و میزان نشست برای تعیین نوع سازه با توجه به مقاومت زمین و یا تقویت زمین برای اعمال بارهای بیش از مقاومت مجاز به دست آمده و میزان نشست تعیین شده و همچنین طراحی پی سازه با توجه به جنس لایه های تشکیل دهنده زمین در ژرفای مختلف، در زمین های خاور و جنوب خاور تهران در محدوده برگ 1:25000 قلعه مرغی پرداخته است. با توجه به نتایج به دست آمده در این خصوص 6 پهنه شناسایی شده است. پهنه های 3-1 از مقاومت متوسط (3
    کلیدواژگان: پهنه بندی، ظرفیت باربری، نشست، پارامتر های مقاومتی
  • راضیه محمدی، محمد هاشم امامی، منصور وثوقی عابدینی صفحه 79
    منطقه مورد مطالعه در حدود 230 کیلومتری جنوب باختری تهران قرار گرفته است. مطالعات زمین شناسی بر روی این منطقه حاکی از وجود توده های نفوذی بازیک به سن احتمالی میوسن و گدازه هایی با طیف ترکیبی اسیدی تا بازیک به سن اولیگومیوسن است. سنگ های نفوذی به طور عمده ترکیب گابرویی داشته و گدازه ها را داسیت- ریوداسیت، آندزیت، تراکی آندزیت، هورنبلند آندزیت، آندزیت بازالتی و تراکی بازالت تشکیل می دهد سنگ های نفوذی بیشتر ماهیت قلیایی و گدازه ها کم و بیش ماهیت کلسیمی- قلیایی را نشان می دهند. در مطالعات ژئوشیمیایی ایزوتوپی گدازه های آندزیتی منطقه در محدوده ترکیب کل زمین قرار می گیرند، اما به نظر می رسد سنگ های گوشته ای ضمن استقرار در پوسته (بویژه پوسته قاره ای بالایی) با آن دچار آلودگی شده است. ترکیب BSE به طرف غنی شدگی از نسبت 87Sr/86Sr جابه جا شده است که نمونه ای از سنگ ها چنین وضعیتی را نشان می دهد. نمودارهای عنکبوتی مربوط به عناصر کمیاب نشان می دهد که جایگاه زمین ساختی توده های نفوذی منطقه با محیط زمین ساختی کششی مطابقت می نمایند. این در حالی است که گدازه ها دارای نمودارهای عنکبوتی با روند یکنواختی نبوده و به مناطق فرورانش شباهت بیشتری دارند. این مسئله بیانگر آن است که توده های نفوذی منطقه مورد مطالعه با سنگ های آتشفشانی بخش جنوبی آن تفاوت ژنتیکی دارد.
    کلیدواژگان: خاستگاه ماگمایی، ژئوشیمی ایزوتوپی، آوج، رزن، آلایش ماگمایی، سنگ های آتشفشانی، سنگ های نفوذی
  • محمود قاسمی، مرتضی مؤمن زاده، عبدالمجید یعقوب پور، امیرعباس میرشکرایی صفحه 89
    کانسار روی سرب مهدی آباد یکی از کانسارهای معروف سرب و روی در ایران است که در 110 کیلومتری جنوب خاوری یزد، ناحیه ایران مرکزی قرار می گیرد. سنگ میزبان کانسار، سنگ های کربناتی کرتاسه زیرین، شامل سه سازند سنگستان، تفت و آبکوه می باشد. سازند سنگستان به طور عمده از شیل و سیلتستون با میان لایه های کالک آرنایت تشکیل شده است. سازند سنگستان توسط دولومیت و سنگ آهک دولومیتی و آنکریتی سازند تفت پوشیده می شود. سازند آبکوه از نظر سنگ شناسی شامل سنگ آهک چرتی و سنگ آهک رسی به همراه سنگ آ هک ریفی توده ای می باشد که بر روی سازند تفت قرار می گیرد. ساختار کانسار مهدی-آباد به صورت ناودیس بزرگی با راستای شمالی جنوبی است و توسط گسل های متعدد دستخوش تغییرات فراوانی شده است. از مهم ترین این گسل ها، گسل نرمال تپه سیاه می باشد که به احتمال زیاد، همزمان و بعد از رسوبگذاری فعال بوده است. اسفالریت و گالن کانی های اصلی و باریت، پیریت و کالکوپیریت، کانی های فرعی در بخش سولفیدی است. کانی های سروزیت (PbCO3)، اسمیت زونیت (ZnCO3)، همی مورفیت (Zn4(Si2O7)(OH)2.H2O) و هیدروزنسیت (Zn5(CO3)2(OH)6) کانی های اصلی بخش اکسیده کانسار می باشند. شکل توده معدنی در این کانسار لایه ای و عدسی و هم شیب با سنگ های میزبان است. همچنین کانی سازی به صورت تمرکزهای متقاطع به شکل پرشدگی شکستگی ها، حفره های کارستی، کلوفرم، افشان و خوشه انگوری در کانسار قابل مشاهده است. از نظر کمی نسبت حجم توده های لایه ای و عدسی همساز با سنگ های میزبان، به مراتب بیشتر از بخش پرشدگی شکستگی ها و کارست ها است.
    کلیدواژگان: مهدی آباد، کرتاسه زیرین، روی و سرب، ایران، گسل تپه سیاه
  • حبیب بیابانگرد، دکترعباس مرادیان، یعقوب بوالی صفحه 99
    آتشفشان مرکب و لایه ای تفتان در جنوب خاور زاهدان، در خاور ایران قرارگرفته است. این آتشفشان، به دلیل ایجاد مناطق مرتفع، یک محدوده آب و هوایی ویژه را در منطقه خشک خاور ایران به وجود آورده و به دلیل بارش برف و باران بیشتر از مناطق اطراف، از مناطق آبی پر اهمیت در استان سیستان و بلوچستان است. بررسی های صحرایی و تجزیه های آب سیزده چشمه از باختر این آتشفشان گویای ارتباط نزدیک سنگ های سخت منطقه و آب چشمه هاست. داده های هیدروژئوشیمیایی نشان می دهد که تغییرات موجود درکاتیون ها و آنیون های منیزیم (150-2)، کلسیم (465-11)، سدیم (444-5/10)، پتاسیم (5/1-330)، سولفات (1050-8)، نیترات (6/58)، بی کربنات (8/353-0)، کلر(1520-65/10) و جزء ملکولی سیلیس (87/182-11/6) به طور کلی بر حسب میلی گرم در لیتر متاثر از ترکیب شیمیایی سنگ های آتشفشانی هستند. تغییرات ترکیبی بارز موجود در چشمه های معدنی تفتان به این دلیل است که آب بسیاری از چشمه ها با منشا جوی تحت تاثیر سنگ شناسی های منطقه قرارگرفته اند. هرچند تعداد اندکی از چشمه ها دارای آب ماگمایی و دسته ای هم دارای آب مخلوط ماگمایی و جوی هستند.
    کلیدواژگان: آتشفشان تفتان، سیستان و بلوچستان، هیدروژئوشیمی، توده های سنگی سخت، چشمه
  • حمید نظری، جان فرانسوا ریتز، رضا سلامتی، منوچهر قرشی، عباس قاسمی، حسن حبیبی، فرشاد جمالی، شهریار جوادی پور صفحه 109
    تهران و مجموعه شهرهای پیرامون آن در گستره اثر گسل های جنبا و لرزه زایی چون گسل های شمال تهران و مشا در سوی شمال- شمال خاوری و گسل های پارچین و پیشوا در بخش جنوبی خود قرار می گیرند. گستره تهران در میان خود نیز دربردارنده مجموعه ای از پاره گسل ها و پدیده های کم و بیش خطی است که از برخی از آنها با نام های نیاوران، محمودیه، داوودیه، در بخش های شمالی شهر و ری و کهریزک در بخش جنوبی شهر یاد می شود. در گذشته با استناد بر زمین لرزه های تاریخی منسوب به ری و نواحی پیرامون آن و شواهد و پدیده های زمین ریختی، بیشتر این ساختارهای خطی که گاه با پرتگاه آشکار نیز همراه هستند در میان پهنه آبرفتی جنوب تهران در شمار افراز های گسله دسته بندی شده اند. از آن میان می توان به مجموعه شمال ری و کهریزک به عنوان شاخص ترین آنها در بخش جنوبی تهران و ری اشاره داشت. بود یا نبود گسل های ری و کهریزک از دیدگاه لرزه زمین ساختی و زمین شناسی شهری بسیار با اهمیت است. از آنجاکه تاکنون، پژوهش های نوین نوزمین ساختی با بهره گیری از طیف گسترده ای از دانش روز چون پارینه لرزه شناسی و ژئوفیزیک در گستره مورد مطالعه طی چند سال گذشته هرگز موفق به تایید وجود چنین ساختارهای گسل و لرزه زا در گستره جنوبی تهران نشدند. در این نوشتار بر اساس داده های حاصل از پژوهش های پارینه لرزه شناسی، ژئوفیزیکی و ویژگی های لرزه زمین ساختی گستره مورد مطالعه و همچنین زمین شناسی کواترنری حوضه رسوبی پیش بوم البرز (نمونه: نهشته های ساحلی«Shoreline» در ناحیه پارچین) و مناطقی دیگر با ویژگی های ریختاری مشابه چون تراس های برآمده در پنجه مخروط افکنه رودخانه کردان (باختر کرج)، این پرتگاه ها را در شمار افرازهای کرانه ای (Shoreline) در پنجه مخروط افکنه بزرگ تهران می انگارد. روش به کار گرفته شده در این پژوهش، دربرگیرنده بررسی و تحلیل تصاویر ماهواره ای گوناگون چون (Landsat،Spot،Quick bird)، عکس های هوایی در مقیاس 55000: 1، همراه با به کارگیری GPS kinematics در نقشه برداری و تهیه مدل های رقومی سه بعدی (DEM) از پهنه پرتگاه کهریزک، حفر ترانشه های پارینه لرزه شناسی و اجرای برش های ژئوفیزیکی (ژئوالکتریک و ژئورادار) در بخش های گوناگون از پرتگاه های مجموعه ری و کهریزک بوده است.
    کلیدواژگان: تهران، ری، کهریزک، افراز کرانه ای، پارینه لرزه شناسی
  • راحله توکلی، سید علی آقانباتی صفحه 115
    سازندهای تیرگان و سرچشمه به سن آپتین، از واحدهای سنگ چینه ای کپه داغ هستند که از جهات گوناگون بخصوص ویژگی های سنگی و زیستی، به خوبی درخور قیاس با واحدهای سنگ آهک اربیتولین دار در ایران مرکزی است. شباهت های یاد شده سبب شد که در این مقاله، واحدهای یاد شده را در برش مزدوران (کپه داغ) و برش بهارستان (اصفهان) مقایسه نماییم. با مطالعه 71 نمونه سنگی و 57 نمونه شسته شده(واشینگ) از این دو برش به شباهت های زیستی و سنگی زیادی دست یافتیم که شباهت محیط های زیستی و نوع حوضه رسوبی این واحدها، این امکان را قوت می بخشد که دریای آپتین تا آلبین کپه داغ تا ایران مرکزی گسترش داشته و این دستاورد، می تواند بیانگر پیوند نزدیک در حوضه کپه داغ و ایران مرکزی در زمان یاد شده باشد.
    کلیدواژگان: کپه داغ، تیرگان، سرچشمه، شوریجه، اوربیتولین، آمونیت
  • غلامرضا تاج بخش، محمدهاشم امامی، حسین معین وزیری، نعمت الله رشید نژاد عمران صفحه 123
    کمپلکس نفوذی اولترامافیک – مافیک هشتسر، در 20 کیلومتری خاور شهرستان کلیبر، در استان آذربایجان شرقی قرار دارد. این کمپلکس حلقوی قلیایی، حاصل نفوذ فازهای مختلف ماگمایی تحت اشباع و اشباع با سن های مختلف ائوسن بالایی تا الیگوسن- میوسن است. بررسی های سنگ شناسی نشان می دهد که این توده شامل سه فاز اصلی است. فاز اول از ملانوآلکالی پیروکسنیت غنی از مانیتیت، آلکالی پیروکسنیت پلاژیوکلازدار و ملاآلکالی گابرو به همراه دایک های پگماتویید گابرو تشکیل یافته است. فاز دوم از لوکوگابرو - دیوریت نفلین دار تا نفلین مونزودیوریت و نفلین مونزونیت تشکیل شده و فاز سوم سی ینیت به همراه کوارتزمونزو سی ینیت تا گرانیت با طبیعت کلسیمی – قلیایی است. مطالعات ژئوشیمیایی نشان می دهند که فازهای تحت اشباع از عناصر کمیاب بویژه LREE و LILE به شدت غنی شده اند. این ماگماها از یک ماگمای مادر با ماهیت آلکالن پتاسیک، از یک گوشته متاسوماتیک سرچشمه گرفته است. انواع سنگ های مختلف فازهای تحت اشباع بر اثر فرایندهای ناآمیختگی ماگمایی، تبلور بخشی و تجمع بلورین به وجود آمده اند. ماگمای کلسیمی - قلیایی فاز سوم نیز به طور معمول از ذوب پوسته زیرین به علت نفوذ فازهای اول و دوم ناشی شده است. جایگیری خاص و حلقوی این کمپلکس در نتیجه فوران و تخلیه آشیانه ماگمایی بزرگ و زونه پس از فرونشست کالدرا مانند ردیف آتشفشانی سازند مجیدآباد در منطقه هشتسر بوجود آمده است.
    کلیدواژگان: اولترامافیک، مافیک، کمپلکس حلقوی قلیایی، هشتسر، آذربایجان شرقی
  • فرزام یمینی فرد، علی سیاهکالی مرادی، مازیار حسینی، رحیم نوروزی صفحه 133
    از تاریخ خرداد 1383 تا آذر 1387 فعالیت لرزه ای بسیار کمی در مجاورت گسل های شمال تهران، طالقان، کهریزک و محدوده شهر تهران ثبت شده است. در مقابل، فعالیت لرزه ای در امتداد گسل های مشا، گرمسار، کندوان و گسل های حاشیه جنوبی دریای خزر قابل توجه است. به طور کلی شاهد کاهش فعالیت لرزه ای در منطقه البرز مرکزی از طول جغرافیایی o51 خاوری به سمت باختر هستیم. دو زمین لرزه در باختر شهر تهران با ژرفاهای 15 و 17 کیلومتر تعیین محل شده اند که یکی از آنها دارای سازوکار کاملا امتدادلغز می باشد. لرزه خیزی قابل توجهی در امتداد گسل مشا بویژه در مجاورت شهرهای دماوند و بومهن و منطقه لواسانات بزرگ ثبت شده است. سازوکارهای محاسبه شده در امتداد این گسل ترکیبی از حرکات امتداد لغز و معکوس را نشان می دهد که بر حرکت فشاری- عبوری گسل مشا با مؤلفه چیره امتداد لغز چپگرد و ادامه این نوع حرکت تا منطقه لواسانات در جنوب انتهای خاوری گسل شمال تهران دلالت می کند. تعیین محل دقیق تعدادی از وقایع، نشانگر وقوع وقایع در بازه ژرفای 4 تا 32 کیلومتر است. به طور کلی سازوکارهای تعیین شده در منطقه، ترکیبی از سازوکارهای امتداد لغز و معکوس هستند و به نظر می رسد هرچه از حاشیه جنوبی البرز به سمت شمال ایران مرکزی پیش می رویم سازوکارهای معکوس، بیشتر چیره می شوند که می تواند نشان دهنده جدایش لغزش در حاشیه جنوبی البرز باشد.
    کلیدواژگان: شهر تهران، گسل، لرزه خیزی، سازوکار کانونی، جدایش لغزش
  • رضا میرزایی محمودآبادی، یعقوب لاسمی، مسیح افقه صفحه 139
    سازند شیلی پابده به سن پالئوسن- الیگومیوسن در فارس، خوزستان و لرستان گسترش دارد. مرز زیرین سنگ چینه ای این سازند در منطقه شیراز توسط بخش شیل ارغوانی از سازند گورپی مشخص می شود. مرز بالایی آن با سازند آسماری تدریجی و همساز است. به منظور مطالعه محیط رسوبی و چینه نگاری سکانسی سازند پابده در منطقه شیراز تعداد 2 برش چینه نگاری(زنجیران و شاه نشین) انتخاب و بررسی شد. مطالعات سنگ شناسی به شناسایی 9 رخساره میکروسکوپی پلاژیک و آهک های دوباره نهشته شده انجامید. آهک های دوباره نهشته شده در زمان بالا بودن سطح آب دریا و نرخ بالای تولید کربنات و ریزش آن به بخش ‍ژرف دریا شکل گرفته اند. مطالعات چینه نگاری سکانسی نشان می دهد که سازند پابده در منطقه مورد مطالعه از دو سکانس رسوبی تشکیل شده است. در برش زنجیران مرز زیرین و بالایی سکانس 1 از نوع دوم و مرز بالایی سکانس رسوبی 2 از نوع پیوستگی هم ارز با ناپیوستگی است. در برش شاه نشین مرز زیرین از نوع دوم و مرز بالایی از نوع پیوسته هم ارز با ناپیوستگی است.
    کلیدواژگان: سازند پابده، شیراز، بخش شیل ارغوانی، برش شاه نشین، سکانس رسوبی
  • سمیرا زندی فر، محمدولی ولی زاده، محمدعلی برقی، محمد رضا فرودی جهرمی صفحه 147
    سرگذشت تبلور یک سنگ در اندازه و پراکندگی کانی های آن ثبت می شود. اندازه بلورهای پورفیروبلاست در سنگ های دگرگونی، اطلاعات مفیدی را در باره محیط رشد آنها ارائه می کند. با توجه به تنوع کانی شناسی در اسکارن حسن آباد و فراوانی پورفیروبلاست های گارنت در زون های مختلف دگرگونی و بویژه ابعاد متفاوت این کانی در اولین زون دگرگونی اسکارن شمال خاور روستای حسن آباد، پراکندگی اندازه بلورهای این کانی مورد مطالعه قرار گرفته است. از آنجا که این مطالعات، به دقت بالایی نیاز دارد، از سطح برش نمونه ها، تصاویر رقومی تهیه و در نرم افزار تخصصی تجزیه تصاویر جی مایکروویژن (JMicrovision) تجزیه و تحلیل شد. همان طور که انتظار می رفت، دو شیب متفاوت به دست آمده در این مطالع،ه ما را با سه فرض احتمالی روبرو می کند: 1- تاثیر ترکیب سنگ اولیه؛ 2- زمان رشد بلور؛ 3- شارش سیال های اطراف توده نفوذی. با توجه به حضور کانی کلینتونیت، وزوویانیت و گارنت و وجود درز و شکاف های فراوان در منطقه، نقش سیال در درشت شدن اندازه پورفیروبلاست گارنت در محل هایی از اولین زون دگرگونی پر اهمیت تر به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: پراکندگی اندازه بلورها، گارنت، دگرگونی مجاورتی، جی مایکروویژن، روستای حسن آباد یزد
  • محمد حسین آدابی، مینا خطیبی مهر، سید علی معلمی، عباس صادقی، محمد علی صالحی صفحه 153
    سازند زیارت در برش نمونه واقع در شمال دهکده توچال (جنوب خاور تهران) با ستبرای 5/212 متر در بالای کنگلومرای فاجان و در زیر سازند کرج واقع شده است. سن سازند زیارت پالئوسن پسین تا ائوسن میانی است. مطالعات سنگ نگاری مقاطع نازک منجر به شناسایی 11 ریز رخساره شده است که به احتمال قوی در یک سکوی کربناته از نوع رمپ تک شیب (هوموکلاین) نهشته شده است. از فرایند های دیاژنزی تاثیر گذار می توان میکرایتی شدن، سیمانی شدن، تراکم، نئومورفیسم، انحلال، دولومیتی شدن، شکستگی و سیلیسی شدن را بیان کرد که در قالب محیط های دیاژنزی هوازی(متئوریکی) و تدفینی سازند زیارت را تحت تاثیر قرار داده اند. مطالعه و بررسی عناصر اصلی و فرعی سنگ آهک های سازند زیارت بیانگر آن است که این آهک ها در آب و هوای حاره ای و در ژرفای کم نهشته شده اند و کانی شناسی اولیه آراگونیتی داشته اند. رسم مقادیر Mn در برابر Sr/Ca نشان دهنده محیط دیاژنزی باز همراه با تبادل بالای آب به سنگ (water/ rock interaction) در سازند زیارت است. دمای اولیه دیاژنتیکی تدفین کم ژرف (early burial digenetic temperature) با استفاده از سنگین ترین ایزوتوپ اکسیژن در نمونه های میکرایتی و با در نظر گرفتن ایزوتوپ اکسیژن آب دریای ائوسن به میزان ‰85/0-، در حدود 39 درجه سانتی گراد محاسبه شده است. در بررسی با میکروسکوپ کاتدلومینسانس سیمان های کربناته سازند زیارت به دلیل قرار گرفتن بین محدوده زون هوازی و زون تدفین کم ژرف، بیشتر لومینسانس تیره (Dull) تا قهوه ای دارند و ویژگی لومینسانس های زرد پررنگ کمتر دیده می شود. این مطلب نیز توسط مطالعات ایزوتوپی اکسیژن و کربن تایید شده است.
    کلیدواژگان: سازند زیارت، ریزرخساره، محیط رسوبی، دیاژنز، ژئوشیمی
  • حمیدرضا نانکلی، بهزاد وثوقی، فرهاد ثبوتی، خالد حسامی، مرتضی طالبیان صفحه 176
    مطالعه رفتار سنگ کره(سنگ کره) به عنوان یک لایه مکانیکی قوی که شامل پوسته و گوشته بالایی است از جمله مباحث روز علوم ژئودینامیک است. در این مقاله با استفاده از مدل سازی عددی سه بعدی به روش المان محدود و استفاده از یک ریولوژی ویسکوز وابسته به دما (خزشی) در دو حالت مرطوب و خشک رفتار مکانیکی سنگ کره در زاگرس با استفاده از دو ژئوترم گرم و سرد مورد بررسی قرار می گیرد. ستبرای پوسته بالا و پایین و همچنین قسمت گوشته بالایی بر اساس نگاشت های زلزله شناسی ((Yaminifar، 2007; Paul، 2006; Hatezfeld، 2003 در مناطق مختلف زاگرس در نظرگرفته شده است. گسل ها به صورت المان های ویژه در مدل جاسازی شدند و از قانون کولمب پیروی می کند. نتایج نشان می دهد که مرز تغییر شکل (BDT) برای ژئوترم سرد و ریولوژی مرطوب در ژرفای 10.5کیلومتری و برای ژئوترم سرد و ریولوژی خشک در ژرفای 14کیلومتری رخ می دهد. همچنین این مرز تغییر شکل(BDT) برای ژئوترم گرم به ترتیب در ژرفای 8 و 11 کیلومتری رخ می دهد. این نتایج تطابق خوبی با ژرفای زمین لرزه هایی که در منطقه زاگرس رخ می دهد (Tatar، 2004; Jackson، 2008) دارد و گویای استحکام سنگ کره در قسمت پوسته متمرکز است.
    کلیدواژگان: ریولوژی، المان محدود، سنگ کره، ژئوترم، زاگرس
  • مهدی یزدی، حمید رضا پاکزاد، مرجان مشکور، رحمت الله الهامی، محسن جاوری، فریدون بیگلری صفحه 187
    این تحقیق در ارتباط با بقایای حیاتی، مجموعه های ابزار سنگی و لایه های رسوب گذاری شده دو محدوده زندگی انسان به سن پلیستوسن تا عهد حاضر، در ایران مرکزی است. این دو محدوده مبارکه (قلعه بزی) و یکه چاه (نزدیک گلپایگان)، از نقاطی هستند که بقایای شکار شده حیاتی و مصرف شده توسط انسان درآنها مورد بررسی قرار گرفته است. مجموعه ابزار های سنگی موسترین به دست آمده از دو محدوده از دیدگاه منشا آنها مورد توجه قرار گرفته است. در قلعه بزی ابزار های سنگی ساخته شده با منشا قلوه سنگ های اوپالی است (انتخاب شده توسط انسان) که از زاینده رود انتخاب شده اند. منشا این قلوه سنگ ها آهک های نومولیت دار با سن پالئوسن تا ائوسن است که به سیلیکا (اوپال) تبدیل شده و از منطقه بابا حیدر (زاگرس) توسط زاینده رود تا گاوخونی حمل شده اند. در نهایت ابزار های سنگی یکه چاه بیشتر کوارتزیت و شیل ماسه (به احتمال به سن ژوراسیک) هستند. لایه های سیاه (لنزهای زغال دار) در غارهای قلعه بزی و یکه چاه، (در زیر سطح) نمونه برداری شده و پس از الک کردن و شستشو، از دیدگاه ذرات تشکیل دهنده و رسوب شناسی مورد مطالعه قرار گرفتند. نمونه های مطالعه شده از هر دو منطقه (قلعه بزی و یکه چاه) دارای بقایای چوب سوخته شده (زغال)، قطعات بزرگ پستانداران (بیشتر اسب) و خرده های میکروسکوپی حیاتی شامل ماهی، خزنده، دو زیست، پوست تخم پرندگان و دانه های گیاهی است. یکسان بودن عکس های SEM تهیه شده از قطعات ناخن و نوک پرندگان شکار شده و مصرف شده از مبارکه و یکه چاه این احتمال را تقویت می کند که رژیم غذایی انسان در این دو منطقه شبیه به هم بوده است. این تحقیق برای نخستین بار حضور انسان شکارگر و جمع کننده را در ایران مرکزی اثبات می نماید. مجموعه ابزار سنگی مشابه با سن مزولیتیک و با سن نئولیتک نیز از منطقه تپه آشنا در چادگان توسط این تحقیق مطالعه شده است.
    کلیدواژگان: چرت، آهک نومولیت دار، لنزهای ذغال دار، مجموعه ابزار سنگی، ایران مرکزی
  • صفحه 189
|
  • M. Shirkhani, M. Ghaderi, N. Rashidnejad-Omran, R. Mohammadi-Niaei Page 3
    AyQalesi polymetal deposit is located 30 km southeast of Takab in Orumieh-Dokhtar structural zone. For Enzyme LeachSM analysis at the deposit، 723 samples were collected from B-horizon soils. Based on the analytical results and data interpretation، six oxidation anomalies، A through F، have been defined. Five of these are recommended as drill targets while one، anomaly C، is not recommended for drilling because it appears to represent a buried intrusion without significant Zn enrichment. Anomalies B، D and E have very high Zn values. For anomaly D، this is because of outcropping Zn mineralization and the presence of mine waste at surface. Anomalies B and E may occur above shallowly buried mineralized zones. Anomalies A، C and F contain much less Zn. Anomaly A may overlie a concealed zone of Zn mineralization that could be buried to a substantial depth. Anomaly F is not recommended for drilling because it appears to be a quite narrow mineralized zone.
  • F. Masoudi, M. Mohajjel, F. Shaker Ardekani Page 11
    The Zarrin area in the north of Ardekan is the part of Central Iran Zone. Some homogenous parts of Zarrin granite located in the shear zone changed to mylonites and ultramylonites. Microstructural evidence and deformation investigation show that chemical and structural changes occurred during the progressive deformation in mylonites. The most obvious chemical change is the noticeable decrease on Ti، Mg، Fe and P from mylonites to ultramylonites. Silica shows a slight increase in the mylonitic zone with progressive increase in modal quartz، but Al2O3 is nearly constant during the mylonitization. Because of decrease on feldspar porphyroclasts and feldspar grains in the matrix، compare to protomylonites، K2O decreases in mylonites. However، with relative increase on plagioclase، K-feldspar and epidote in the matrix، Ca، Na and K increase in ultramylonites. As a result of structural changes، quartz grains in weakly deformed protolith and protomylonite show recrystallization and sub grain. In a progressive deformation process، quartz in mylonites and ultramylonites reveals grain boundary migration in recrystallization. During the progressive deformation، K-feldspars become perthitic with fractures and plagioclases show kinking in their twins. With progress in deformation، recrystallization on K-felspar''s margins and twins in plagioclase grains are formed. Based on structural evidence، temperature of 400ºC has been estimated for deformation in Zarrin area in protogranites and protomylonites. The temperature continuously increases up to 500ºC or more in green schist facies in the mylonites and ultramylonites.
  • A. Lashkari, M. R. Ghassemi, M. Qorashi Page 17
    The Caspian (Khazar) fault is the boundary between the Caspian plain and Alborz Mountain. As a major tectonic feature، this fault may be considered as the northern mountain front fault of the Alborz Range. Subsidence of the Caspian Sea in north، uplift of the Alborz Mountain، and its over thrusting on southern part of South Caspian basin has occurred along the Caspian fault. In this paper، a segment at the fault which is located between longitudes 52° 30׳ and 53° 00׳ - in the northern part of geological map of Qaemshahr - is considered as a segment that does not outcrop. This paper introduces the general structural and morphotectonic characteristics of this zone and describes the characteristics of the active anticlines (growing folds) and morphotectonic effects in this zone such as effects on rivers.
  • P. Garaei, K. Soleimani, S.R. Mousavi, A. Kavian Page 29
    In basins of the northern part of Iran، combination of natural and human factors has intensified landslide and related numerous damages. The investigation importance of this phenomena and effective factors of landslide occurrence and also determining susceptible zones it order to preventing and avoiding its effects is required. At the beginning، of this research after field investigation، review of previous works in similar Lajemrood basin and using questionnaire، were recognized primary effective factors on landslide occurrence. Thin preparing effective factors maps in Geographic Information System. In order to quantifying the factors and weighting them، landslides percentage in different units was determined. For statistical analysis of multiple regressions the stepwise method was used which concluded with ignoring the elevation factor as regional model. Finally، geology، land use، slopes and distance from the road has the most effects on landslides. For evaluation of the accuracy of this model، neighboring basing (Varakee basin) with similar characteristics was chosen. The results have indicated that the most recorded area landslides in Varaki basin occurred in high and high hazard zonation. Thus، it can be concluded that presented model can be used for the study area.
  • M. Abdi, M. Ghaderi, N. Rashidnejad-Omran, A. Najafi Page 37
    Two cases of tungsten-copper vein-type mineralization have been studied in the Nezam-abad and Deh-hossein areas، in southwest of Shazand. The hydrothermal quartz-tourmaline mineralized veins have different host rocks (biotitic-granite and meta-sandstone). Considering similar ore metals (tungsten-copper-tin-lead-zinc) in the Nezam-abad and Deh-hossein areas، same mineralogy of veins (quartz-dravite) and similar REE variation patterns in the two areas، it is suggested that the Nezam-abad and Deh-hossein mineralized veins have the same origin. It means، when the Br-bearing fluids were active، they caused the quartz-tourmaline vein-type mineralization in this area. Considering the barren intrusions in the area and other mineralogical-geochemical evidences in this study، it could be concluded that tungsten and other metallic elements in the Nezam-abad and Deh-hossein ore-bearing veins have a sedimentary/metamorphic origin.
  • M. Farmahini Farahani, A. Khakzad, H. Asadi, M.H. Emami, I.Rasa Page 51
    Regional exploration of Kahang is located at 73 km of north east of Esfahan city and 10 km of east of Zefreh town. This deposit is located in Uromieh-Dokhtar volcanoplotonic belt. For the first time this deposit was investigated with using the satellite images processing (TM). Base on the primary study، such as field survey، geophysical study، R. S. and petrography and mineralogy investigation the region was founded suitable place for resources of Copper (Cu) and Molybdenum (Mo). Kahang region is an alteration and breccia zone. In generally، more than %99 of rocks of this region are affected by hydrothermal fluids become in the low and high alteration degrees. The rocks of the area include Andesite، porphyritic andesite، Dacite، porphyritic rhyodasite، Diorite، Quartz monzonite and porphyry micro granite. In plutons، from rim to center of massive، is a trend from basic to acid features with less age. For geochemical surveying، 174 soil samples in systematic method and 143 rock samples of the area have been collected. They are been analyzed for 45 elements using ICP – MS method in Amdel laboratory of Australia. After assurance of accuracy of the results، statistic parameters are calculated. Then correlation coefficient measures of data calculation using two and multi variables analyze methods. Thus، based on mean measures and standard deviation of normalized data of elements، anomaly of locations is distinguished and they are presented as a table. At this stage for separation and identification of important anomalies using P. N. method. For introducing of the best locations for excavation and also study of geochemical behaviors of Cu and Mo، anomalous maps of 10 elements drown include of Cu، Mo، Au، Ag، Pb، Zn، As، Sb، Mn and Ba. The anomalous maps are drown in first step based on standard normalized duet and percent measures and in the second step with threshold limits plus amounts of standard deviation. Accordingly، it is delineate that the most concentration of hypogenous ores such as Cu and Mo in central part of area in Quartz monzonites and Diorites occurred، whereas the most concentration of supergeous ores such as Pb، Zn and Ag in the rim part of area in andesitic rocks occurred. Finally، for attainment of better results and recognition of anomalies correlated to ores، the composites haloes method is used and the map of composite haloes of supergene and hypogen ores are prepared based on standard normalized data. Solovov method is used for evaluation of erosion surface in ore area. On this base، if the amount of sum of standard normalized data of supergen ore to hypogens ratio is larger than one، we can conclude that the main ore bodies exist in the depth and it conserved from erosion processes.
  • H. Bahrami, A. Uromiahy, M. Ahmadi, S. Soleymani Page 57
    In a perfect design of underground spaces، amount of total displacement from the point of stability analysis is fundamental. In empirical and numerical stability analysis periphery of excavated area is consider as a continued mass. When an underground space is excavated by blasting process، so periphery of tunnel is damaged by that process. As a result، those materials are not continued. In this research this area named «Crashed areola». 3 dimensional distinct element methods has more adapted with this area، while compared to other numerical methods. 3DEC 4. 0 which is based on this method was chosen as a numerical codes. 10th kilometers of Gavooshan tunnel which is water conveyance tunnel is considered as a case study. The part of this tunnel which studied in this research is surrounded by ophiolithic gabbro rock mass. For modeling of this tunnel two conditions were considered، first with continue media of rock mass and second discontinue media so called crash areola. One of the advantages of this part of tunnel is installation of instrumentation with very scientific methods and absence of lining in the other hand. The outputs of numerical solution were shown that modeling by considering crash areola is near to data collection by instrumentations.
  • F. Khoshbakht, H. Memarian, M. Mohammadnia Page 65
    Natural fractures are the main factor which control hydraulic behavior of oil and gas reservoir in naturaly fractured reservoirs. Thus it is important to fully characterize these features in fractured reservoirs. Image logs are one of powerful tools in fracture study in wells. ‎Image log is high resolution “pseudo picture” of borehole wall which records properties of fractures. In present study، FMI (Formation Micro Scanner) of two wells located in the same structural setting of a naturally fractured carbonate are considered. Well A and B drilled through three formations (Asmari، Pabdeh and Gurpi) and fracture data of these formations were acquired from these wells. Both wells located in the same structural setting near each other. We compared fractures of each formation in well A with well B to find out similarity and dissimilarity of fractures occurd in the same formation in different wells. This study shows that density and orientation of bedding planes of well A is completely similar to well B. Density of open fractures of well A is totally different from well B but orientations of open fractures are same in two wells. Density and orientation of filled fractures of well A are similar to well B. Pattern of fractures of Asmari and Pabdeh formations are similar but in Gurpi fractures are different. Comparison of density of bedding planes and fractures show that high fracture frequency occurred in the thin beds، for example FMI show that laminar intervals of Pabdeh coincide with highly fractured intervals.
  • F. Rezaei, M. Eivazi Page 71
    The Tehran city، capital of Iran is located on young alluvium deposits which mostly cover due to rapid urban development. This urban development without proper geotechnical and geological assessment may cause great engineering and economic problems. Survey of geotechnical problems are one of the most important issue that consider for building important structures. Most of constructions are based on the ground. Hence the Examination and recognition of physical and mechanical properties of soil layers are so necessary. Present research aims to determine stability parameters، plat bearing and amount of foundation settlement in East and South-Eastern of Tehran in Ghalemorghi area. For this specific zones have been identified، among them، first، second and third zones have middle (2
  • R. Mohamadi, M.H., Emami, M. Vosoghiabedi Page 79
    The area is located about 230 km of southwest of Tehran. Based of geological observations، the plutonic rocks in the area consist of Neogene (Miocene) alkaline gabbro، gabbrodiorite، locogabbro and diabase. The Oligo - Miocene calc-alkaline extrusive rocks are dacite - ryodacite، andesite trachyandesite، hornblendandesite، basaltic andesite and trachybasalt. Studing on isotopic analyses of Nd and Sr indicate that surveyed area were contaminated with crustal rocks of Sialic composition. In isotopy geochemical studies، The Andesite samples are plotted in the limit of BSE; however، it seems that mantling rocks besides being settled in crust (esp. the upper continental crust) have been contaminated with in. The combination of BSE towards enrichment، from the proportion of 87Sr/86Sr has shifted; a sample of rocks shows this position. Spider diagrams related to trace elements of plutonic samples which are used for identifying the tectonic setting show intrusives are in the extensive regime; while the lavas don’t have a steady trend and are similar to subduction zones. This shows that the intrusives of the the investigated area are different genesis from the southern volcanic rocks.
  • M. Ghasemi, M. Momenzadeh, A. Yaghubpur, A. A. Mirshokraei Page 89
    Mehdiabad Zn-Pb-Ba deposit is located 110 km south-east of Yazd، in the Central Iran structural zone. The stratigraphic succession consists of three sedimentary formations of lower Creataceous age. The Sangestan formation، the lowest unit of shale and siltstone with calcarenitic interbeded layers. This unit is overlain by ankeritic massive dolomite and dolomitic limestone of Taft formation. The Abkouh formation at the top is composed of cherty or clayey limestone with conglomeritic intercalation، lenses of massive reef limestone and calcareous shale. The structure of ore body shows a half-graben with a vast N-S syn form being complicated by the presence of poly phase faults. The main normal fault is Tappeh Siah fault، suggested to be active during and after the period of sedimentation. Major minerals are sphalerite and galena with minor pyrite، chalchopyrite in sulfide zone، smithzonite، hydrozincite، hemimorphite and cerussite in oxide zone. Mineralization occurs in stratiform-lenticular orebodies and concordant with host rocks. Also ore bodies showing laminated، disseminated، open space filling، karst filling، colloform and botryoidal textures.
  • H. Biabangard, A. Moradian, Y. Bavali Page 99
    Taftan is a stratovolcano، located to the SE of Zahedan، eastern Iran. Due to the highlands of the volcano، a microclimate is created in the region where precipitation provides some water in the arid region that the volcano is located. Field studies and chemical analyses of thirteen mine springs from western flanks of the volcano indicate that springwater in Taftan is somehow related to volcanic rocks. Based on hydrogeochemical analyses، significant variation in Mg2+ (2-150)، Ca2+ (11-465)، Na+ (10. 5-444)، K+ (1. 5-330)، SO42- (8-1050)، HCO3- (0-353. 8)، NO3- (1. 1-58. 6)، Cl- (10. 65-1520) and mole fraction of SiO2 (6. 11-182. 87) all in mg/L is affected by the chemical composition of volcanic rocks. Since springwater in Taftan shows significant compositional variation، it is concluded that the springs originated mainly due to precipitation، affected by water-rock interaction to some extent. However، a few springs show characteristic of juvenile water and some may have a mixture of juvenile and meteoric water.
  • H. Nazari, J-F. Ritz, R. Salamati, M. Ghorashi, A. Ghasemi, H. Habibi, F. Jamali, Sh. Javadipur Page 109
    Tehran and its surrounding region are within affecting zone of some active faults of North Tehran and Mosha in north-north east and Parchin and Pishva in south. In addition، there are some other shorter faults and linear markers within the urban area of Tehran such as Niavaran، Mahmoudieh and Davoudieh faults in the northern part of city، and Rey and Kahrizak scarps in the south. Previously، according to occurrence of several historical earthquakes in Rey area and also some geomorphologic evidences، most of these markers with the linear scarps in south Tehran alluviums were mentioned as active faults. From seismotectonic and urban geology point of view whether these faults exist or not are an important issue. Recent seismotectonic studies including paleoseismology and geophysics investigations have failed to prove existence of such faults beneath the observed surface scarps. So in this paper according to delivered data from our paleoseismology، geophysical and seismotectonic investigations and also some geological evidences of foreland basin deposits (late Quaternary) in the Central Alborz (ex: shoreline evidences in Parchin area-south east of Tehran) and in some other place such Kordan fan (west of Karadj)، we suggest that these scarps may be a kind of shoreline in front of the Tehran piedmont or the actual faults may be in different place than that suggested by observation of surface escarps. In this research we use satellite imagery (Land Sat، Spot، Quick birds)، aerial photos and GPS kinematics to do Digital Elevation Model (DEM) through the Kahrizak scarp with paleoseismology trenching and geophysical (Geoelectric and Georadar) investigations on different parts of Rey and Kahrizak scarps.
  • R. Tavakoli, S. A. Aghanabati Page 115
    Tirgan and Sarchshmeh Formations، Aptian age، belong lithostratigraphically to Kopeh Dagh، for many reasons، with reference to lithology and biology contents that can be compared with Orbitolina limestone in the Central Iran. The similarities between these unites were the reason to compare the Mozdooran section (Kopeh Dagh) with Baharestan section (Esfehan) by studying 71 lithology samples and 57 washing samples and found many similarities in lithology and biology. The similarities of environments and type of sedimentation basins، would command this possibility that Aptian to Albian sea of the Kopeh Dagh was spread out through the Central Iran. This result can indicate the close relation between the Kopeh Dagh and Central Iran in the aforementioned time periods.
  • Gh. Tajbakhsh, M. H. Emami, H. Moine Vaziri, N. Rashidnejad Omran Page 123
    Hashtsar ultramafic – mafic intrusive complex is located at about 20 km east of the Kaleybar in the eastern Azerbaijan Province. This alkaline ring complex is formed by the penetrative of undersaturated and oversaturated different magmatic phases with Late Eocene to Oligocene – Miocene ages. Petrographical studies show that this massive consists of three main phases. The first phase is composed of magnetite mela alkali pyroxenite، plagioclase bearing alkali pyroxenite and mela alkali gabbro with coarse grained gabbroic dykes. The second phase consists of the nepheline bearing leuco gabbro - diorite to nepheline monzodiorite and nepheline monzonite، and the third phase is syenite with quartz - monzosyenite to granite with calk-alkaline affinity. Geochemical studies indicate that undersaturated phases are intensively enriched in trace elements، especially in LILE and LREE. These magmas have generated from the parental magma with a potassic alkaline affinity from a metasomatic mantle. The different rocks types of undersaturated phases were produced by the liquid immiscibility، crystal fractionation and accumulation processes. The calc-alkaline magma of the third phase is probably resulted from the lower crust melting due to penetrative of first and secondary phases. Particular and ring emplacement of this complex is concluded by the eruption and discharge of huge and zoned magma chamber، after the caldera subsidence such as، volcanic string of Majid Abad formation in the Hashtsar region.
  • F. Yamini-Fard, A. S-Moradi, M. Hosseini, R. Norouzi Page 133
    From June 2004 to December 2008 low seismic activity was recorded near North-Tehran، Taleghan and Kahrizak faults and inside of Tehran city. In contrast، seismic activity along Mosha، Garmsar and North-Alborz faults is considerable. Generally seismic activity decreases from 51 degrees longitude to west. Two earthquakes with 15 and 17 km depth were located in the west of Tehran city. The calculated focal mechanism for one of them is pure strike-slip. High seismic activity is observed along Mosha fault close to Damavand، Boumehen cities and Lavasant-e-Bozorg region. Calculated focal mechanisms along this fault includes both strike-slip، and reverse mechanisms that implies transpression motion، dominantly left-lateral slip along this fault that continued to Lavasanat region in south of the eastern end of the North Tehran fault. Precise location of some events shows depth range of 4-32 km. Generally، calculated focal mechanisms in studied region include both strike-slip and reverse mechanisms and seems that in southern part، approaching Central Iran، reverse mechanisms are dominant. It implies slip partitioning in southern margin of Central Alborz.
  • R. Mirzaee Mahmoodabadi, Y. Lasemi, M. Afghah Page 139
    Shaley Pabdeh Formation (Paleocene-Oligomiocene) expanded in Fars، Khozestan and Lorestan. Lower Lithostratigraphical limit with Gurpi Formation recognized by purple shale. Upper Lithostratigraphical limith with Asmari Formation is transitional. In order to study sedimentary environments and sequence stratigraphy of Pabdeh Formation two stratigraphic sections were chosen (Zanjiran and Shahneshin). Petrographic study indicated 9 pelagic and calciturbidite microfacies. These microfacies in deep marine deposited. Calciturbidite facies were formed during sea level highstand، when high rate of carbonate production result in transportation of carbonate sediment in deep sea. Sequence stratigraphy study shows that Pabdeh Formation consists of two depositional sequences. In Zanjiran section lower and upper contact of first sequence is type two and upper contact of second depositional sequence is conformity with unconformity. In Shahneshin section the lower contact is type two and upper contact is correlative conformity with unconformity.
  • S. Zandifar, M.V. Valizadeh, M. A. Barghi, M. R. Foroodijahromi Page 147
    The crystallization history of a rock is recorded by the size and the distribution of its minerals. The porphyroblast crystal size in metamorphic rocks can give notable information about its growing medium. Considering the varieties of mineralogy in the Hassan-Abad''s skarn and high frequency of garnet porphyroblasts in different metamorphic zones and special different sizes in the first metamorphic zone of the NE skarn، the crystal size distributions of this mineral is studied. With regard to this، digital photos of cutting surface were provided and analyzed by JMicrovision software. It has been expected، two different slopes can show three suspections: 1- parent rock composition effect; 2- crystal growing time; 3- fluid flow around plutonic rock. According to the presence of clintonite، vesuvianite and garnet and as many as joints in the region، the role of fluid in growing the size of garnet porphyroblast in part of the first metamorphic zone seem to be noticeable.
  • M. H. Adabi, M. Khatibi Meh, R. A. Moallemi, A. Sadeghi, M. A. Salehi Page 153
    The Ziyarat Formation is an Upper Paleocene to Middle Eocene carbonate sequences، located in North of Tochal Village (south-east of Tehran)، near Emam Zadeh Abdollah. The Ziyarat Formation with the total thickness of 212. 5 m conformably overlies the Fajan conglomerate and is overlain by greenish tufaceous siltstone of the Karj Formation. Petrographic studies led to the recognition of 11 microfacies. Different facies and evidences such as the absence of reefal facies، calciturbidite deposits، and widespread tidal flat deposits indicate that the Ziyarat Formation was deposited in a homoclinal carbonate ramp environment. Micritization، cementation، compaction، neomorphism، dissolution، dolomitization، fracturing and silicification are the major diagenetic processes in the Ziyarat Formation، occurring in meteoric and burial diagenetic environments. Major and minor elements and oxygen and carbon isotope values indicate that Ziyarat carbonates were deposited in a shallow warm water tropical environment and original carbonate mineralogy was aragonite. Bivariate plots of Mn versus Sr/Ca and δ18O illustrate that Ziyarat limestones were affected by open system diagenesis with high water/rock interaction. Early burial diagenetic temperature calculation based on heaviest oxygen isotope values of micrite and δw of Eocene seawater of 0. 85 SMOW، shows that temperature was around 39˚C. Cathodluminescence studies of carbonate cements illustrated dull luminescence، because these carbonates afftected by both meteoric and burial diagenesis، and thus typical yellow to orange luminescence and zonations، evidence of meteoric diagenesis، are absent. This statement is confirmed by isotropic evidences.
  • H. R. Nankali, B. Vosoughi, F. Soboutie, K. Hessami, M. Talebian Page 176
    A three-dimensional lithosphere model with horizontal dimensions of 1500 km×600 km and a depth extent of 70 km for the Zagros is constructed from available geophysical data to find out strength of the outermost layers in this area. The structural boundaries of the model are based on the results from the deep seismic sounding profiles. First the finite element model for the temperature is solved in order to obtain initial temperature and the geotherm، after that structural viscoelastic problem is solved using the same mesh as in the thermal initial condition. Preliminary results for wet and dry rheology indicate that the depth of the BDT is about 8 km and 11 km for hot geotherm and 10. 5 km to14 km for cold geotherm. The results are in good agreement with focal depth in the Zagros that most earthquakes occur in 8 to 15 km depth (Tatar et al.، 2004 and Jackson et al.، 2008)، that the long-term strength of the continental lithosphere resided only in its upper part، which was contained wholly within the crust.
  • M. Yazdi, H. R. Pakzad, M. Mashkour, R. Elhami, M. Javeri, F. Biglari Page 187
    Determining and studying collected lithic assemblages، biota remains and deposited beds (regarding to sedimentology) of two rock shelters in the age of Late Pleistocene to recent interval in central Iran were the aims of this research. Mobarekeh (Qaleh Bozi) and Yekeh Chah (near Golpayegan) are two sites in which remains of consumed and hunted biota by human were checked by this research. Lithic assemblages are studied considering their sources. Mousterian lithic assemblages from Qaleh Bozi caves and rock shelters (Hassan Abad Caves) are made of silica pebbles (limestone with Nummulite or cherty beds in the age of Paleocene to Eocene time interval) that hominids had collected from the Zayandeh Rud River in the Middle Paleolithic Period. Finally it should be stated that lithic artifacts in Yekeh Chah are mostly Quartzite sandy shale (probably belong to Jurassic). Black beds (charcoal lenses) in Qaleh Bozi and Yekeh Chah caves were sampled and washed for Determining biota remains and sedimentary components. All washed samples from two localities had remains of: burned wood (charcoal)، large vertebrate mammals (mostly horse)، vertebrate and micro vertebrates (fish، rodent، reptile and amphibian)، egg of birds، seeds and grass. SEM photos related to hunted and consumed birds’ beak and nails from Mobarekeh and Yekeh Chah confirmed that the food of man in those localities could be similar. This research is first report the presence of hunter-gatherer hominids in Central Iran (Mousterian). Lithic assemblages are collected from Separab Naein in the age of Mesolithic and from Tapeh Ashena (Chadegan) in the age of Neolithic as well.