فهرست مطالب

زمین شناسی اقتصادی - سال دوم شماره 1 (پیاپی 2، بهار و تابستان 1389)
  • سال دوم شماره 1 (پیاپی 2، بهار و تابستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/07/07
  • تعداد عناوین: 7
|
  • بهزاد مهرابی، مجید قاسمی سیانی * صفحه 1

    کانسار پلی متال چشمه حافظ در بخشی از کمربند آتشفشانی ترود- چاه شیرین در جنوب شرق دامغان واقع شده است. در این ناحیه ولکانیسم های کالک آلکالن و کانی زایی های همراه عمدتا در ارتباط با گسلهای اصلی انجیلو و ترود (شمال شرقی- جنوب غربی) است. سنگهای دارای رخنمون در ناحیه مورد مطالعه از توالی آتشفشانی – تخریبی نظیر ماسه سنگ، توف ها و برش های آتشفشانی و به طور عمده گدازه های آندزیتی و آندزیت بازالت در منطقه چشمه حافظ تشکیل شده است. دگرسانی ها در منطقه چشمه حافظ شامل پروپلیتیک، سرسیتی شدن، آرژیلیتی شدن و سیلیسی شدن است. کانی سازی در منطقه معدنی در سه مرحله شامل: مرحله اول) کوارتز، کلسیت با مقدار کمی پیریت و کالکوپیریت؛ مرحله دوم) مرحله اصلی کانی سازی سولفیدی است که شامل گالن خودشکل اولیه، سپس گالن، اسفالریت و کالکوپیریت و در نهایت گالن، کالکوپیریت، پیریت، تتراهدریت، بورنیت و دیژنیت و مرحله سوم) شامل رگه های کوارتز و کربنات فاقد آثار کانی سازی همراه با مقدار کم پیریت و کالکوپیریت است. با توجه به نتایج تجزیه شیمیایی 12 نمونه معرف از بخشهای مختلف رگه ها، عیار میانگین عناصر به ترتیب عبارتند از 15/0گرم در تن (ppm) طلا، 23/3 گرم در تن (ppm) نقره، 47/4 درصد وزنی سرب، 73/1 درصد وزنی روی، 64/2 درصد وزنی مس است. بر اساس مطالعات سیالات درگیر میانگین دمای همگن شدن و شوری در منطقه چشمه حافظ به ترتیب C 300-140 و 7/4 تا 18 درصد وزنی معادل نمک طعام است. نمودار دمای همگن شدگی و شوری سیال نشان می دهد که کانی سازی در منطقه چشمه حافظ بر اثر تزریق متناوب سیال با شوری بالا و اختلاط با سیال با شوری کمتر و رقیق شدگی آن تشکیل شده است. به منظور ارزیابی وضعیت کانی سازی در عمق از روش ژئوفیزیکی قطبش القایی و مقاومت سنجی استفاده شده است. نتایج ژئوفیزیک کانی سازی را در شمال غرب معدن (گردنه توتو) تایید می کند.

  • محدثه پناهی شهری، محمدحسن کریم پور، فاطمه شبانی صفحه 21
    منطقه مورد مطالعه در30 کیلومتری جنوب سبزوار و محدوده روستای هلاک آباد واقع شده است. کانی سازی به دو صورت فلزی و غیرفلزی (کائولین) صورت گرفته است. کانی سازی پیریت به صورت بافت افشان و رگچه ای و مرتبط با آلتراسیون نوع آرژیلیک در محل توده های نفوذی مونزونیتی تشکیل شده است. کالکوپیریت نیز به طور محدود در محل رگچه ها همراه با پیریت دیده می-شود. اکسیداسیون کانی های سولفیدی اولیه سبب تشکیل مقادیر زیادی از کانی های اکسید- سولفات آهن مانند هماتیت، لیمونیت و ژاروسیت در بخشهای سطحی شده است. اکتشافات ژئوشیمیایی بر مبنای رسوبات رودخانه ای و سنگی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آنالیز رسوبات رودخانه ای و سنگی، بی هنجاری مس و روی را در قسمتهایی از منطقه نشان می دهد. بی هنجاری مس و روی به ترتیب در بخش غربی معدن هلاک آباد به بیش از ppm 500 و 900 می رسد. در بخش شرقی منطقه با وجود افزایش میزان کانی سازی سولفیدی (پیریت) مقادیر عناصر مس و روی کاهش نشان می دهد. این پدیده به دلیل هوازدگی و اکسیده شدن کانی های سولفیدی در سطح و انحلال این عناصر است. وجود سیستم آلتراسیونی مناسب، توده های نیمه عمیق مونزونیتی و الگوی کلی زمین شناختی در منطقه مؤید پتانسیل اکتشافی برای سیستم مس پورفیری در منطقه هلاک آباد است.
  • مجید هاشمی تنگستانی، مسلم عزیزی صفحه 39
    معدن خاک نسوز استقلال آباده با ترکیب اصلی کائولینیت و پیروفیلیت و تولیدی بالغ بر یک میلیون تن در سال، یکی از بزرگترین کانسارهای رسوبی در ایران است. فرآیندهای ناآمیختگی طیفی خطی و پالایش تطبیقی تنظیم شده آمیخته برای شناسایی کسر فراوانی و توزیع مکانی کانی های رسی موجود در این معدن بر روی دسته داده های مرئی - فروسرخ نزدیک و فروسرخ موج کوتاه (VNIR+SWIR) سنجنده استر اعمال شد. ارزیابی فراوانی زیرپیکسلی داده استر نشان داد که پیکسل های با فراوانی نسبی بالا از دو کانی کائولینیت و پیروفیلیت در دو محدوده متفاوت رخنمون پیدا کرده اند. بررسی دو روش ناآمیختگی طیفی، نشان دهنده قابلیت بهتر روش پالایش تطبیقی تنظیم شده آمیخته نسبت به الگوریتم ناآمیختگی طیفی خطی برای تعیین کسر نسبی کانی های رسی در ناحیه مورد مطالعه است
  • جعفر عبدالهی شریف، علی امامعلی پور، * عارف علی پور، مجتبی مختاریان اصل صفحه 51

    در حال حاضر در کشور های پیشرفته کامپیوتر از ضروری ترین ابزار کار برای پژوهشگران علوم وابسته به زمین بشمار می رود و به گونه ای گسترده در مدل سازی سه بعدی ذخایر معدنی وذخایرسنگ تزئینی مورد استفاده قرار می گیرد. با استفاده از مدلسازی سه بعدی ذخایر معدنی و جزئیات خیره کننده ای که توسط این مدلها در اختیار تیم های پژوهشی و اکتشافی قرار می گیرد، جنبه های نا پیدا و جالبی از ساختار ژنتیکی و سرگذشت زمین شناسی این ذخایر هویدا می شود. در نوشتار حاضر که حاصل پژوهش انجام شده بر روی گروهی از نهشته های آرگونیتی استان آذربایجان غربی است، مدلسازی نهشته های تحت بررسی و رهیافتهای ژنتیکی حاصل از مطالعه مدل منجربه اکتشاف ذخایر دیگری از این تیپ کانسنگ که در بازار سنگ تزیینی ایران از مقبولیت بالایی برخوردار هستند، شده است. در جریان مدلسازی این ذخایر که محصول فعالیت چشمه های آب گرم هستند توسط مدل تهیه شده مظهر چشمه های آهک ساز و راستای قرار گیری آنها بر روی یکی از شکستگی های پنهان منطقه تعیین و محل تقریبی ذخایر جدید جهت اکتشاف های بعدی تعیین شد. در محلهای تعیین شده هم اکنون ذخایر جدیدی در حال اکتشاف و بهره برداری هستند.

  • ربابه جعفری*، موسی نقره ئیان، محمد مکی زاده، قانعی صفحه 61

    منطقه نظام آباد جزئی از زون سنندج- سیرجان است که در جنوب غرب شهرستان اراک واقع است. عمده سنگهای توده نفوذی منطقه، کوارتزدیوریت و به ندرت گرانودیوریت است که توسط دایک هایی از لوکوگرانیت آلکالن، پگماتیت ها و رگه های کوارتز- تورمالین همراه با کانه زایی و فاقد کانه زایی قطع شده اند. کانی های اصلی کوارتزدیوریت شامل هورنبلند سبز، بیوتیت، پلاژیوکلاز، کوارتز و به مقدار کمتر پیروکسن است. کانی های اصلی لوکوگرانیت های منطقه شامل میکروکلین، ارتوکلاز، کوارتز، آلبیت و به مقدار خیلی کم، بیوتیت و مسکوویت است. کانی های فرعی شامل آپاتیت، زیرکن، اسفن، اپیدوت، آلانیت، تورمالین و اپاک می باشد. حضور کانی های آب دار نظیر بیوتیت و آمفیبول اولیه در سنگ مشخص می کند ماگمای اولیه بیش از 3 درصد وزنی آب دارد. حضور آندالوزیت و گارنت در برخی از کوارتزدیوریت های منطقه مربوط به آلایش ماگمای کالکوآلکالن با پوسته، در حین صعود است. بافتهای غالب اولیه در سنگها، گرانولار، گرانوفیر و پوئی کلیتیک می باشد. بافتهای ثانویه، پرتیت، سرسیتیزاسیون، کلریتیزاسیون و کائولینتیزاسیون هستند. فعالیتهای گرمابی جدیدتر و استرین های تکتونیکی را می توان عامل ایجاد پرتیت در لوکوگرانیت ها دانست. Kلازم برای سرسیتیزاسیون فلدسپارها علاوه بر خود کانی از کلریتی شدن بیوتیت حاصل شده است. تبدیل بیوتیت به مسکوویت، نشان دهنده عملکرد سیالات غنی از K+ در مراحل بعدی است. با استفاده از آنالیزهای انجام شده بر روی سنگهای منطقه، مشخص گردید که توده نفوذی از نوع کالک آلکالن، متاآلومینه تا پرآلومینه و K متوسط تا بالاست. بررسی عناصر اصلی در نمودار های هارکر مشخص کرد که با افزایش SiO2 مقدار اکسیدهای FeO، MnO، CaO و Al2O3 کاهش و Na2O و K2O افزایش یافته است که حاکی از نقش مهم تبلور تفریقی ماگما در تشکیل سنگهای گرانیتوئیدی نظام آباد است.

  • مریم جاویدی مقدم، محمدرضا حیدریان شهری، محمدحسن کریم پور صفحه 77
    کانی سازی آهن کلاته شاهین در 107 کیلومتری جاده قوچان- نیشابور (استان خراسان رضوی) قرار دارد. توده های نیمه عمیق با ترکیب مونزونیت تا هورنبلند دیوریت پورفیری در آهکهای کرتاسه نفوذ کرده اند. واحدهای رسوبی منطقه از قدیم به جدید شامل آهکهای مربوط به کرتاسه زیرین و میکروکنگلومرا تا ماسه سنگهای مربوط به ائوسن و پلیوسن- کواترنر می باشد. کانی سازی در این منطقه طی دو مرحله هیپوژن و سوپرژن شکل گرفته است. در مرحله هیپوژن، پیریت، مگنتیت و اسپکیولاریت و در مرحله سوپرژن، گوتیت، لیمونیت و هماتیت تشکیل شده اند. بررسی شرایط دمایی و فوگاسیته اکسیژن، دمای تشکیل کانی های هیدروترمالی شرق منطقه را در محدوده کمتر از oC350 معرفی می نماید. در غرب منطقه، میزان هماتیت و گوتیت بسیار کمتر و اغلب به صورت رگه و رگچه ای همراه با دولومیت هیدروترمالی می باشند. محلولهای هیدروترمالی عامل کانی سازی در غرب منطقه نسبت به شرق با میزان سولفید کمتر، اکسیدان تر و دمای کمتر بوده اند. نتایج آنالیز ژئوشیمی به روش جذب اتمی برای عناصر Fe، Mn، Mg و Ca، نشان دهنده بیشترین میزان آهن (4/30 درصد) در محل ترانشه در شرق منطقه است. آهن و منگنز در محل ترانشه همبستگی مثبت نشان می دهند. همچنین رابطه ای بین میزان این عناصر و فاصله از توده ها وجود ندارد. بنابراین توده های نفوذی منطقه غیربارور بوده و نقشی در کانی سازی ندارند. شدت کل میدان مغناطیسی در 742 نقطه در دو شبکه 5×20 متر اندازه گیری شد. نقشه های شدت کل میدان مغناطیسی، انتقال به قطب و همچنین ادامه به سمت بالا با نرم افزار Mapper ER تهیه شد. بررسی نقشه های تهیه شده، وجود آنومالی های A، B، C، F، E، D1، D2 و D3 را در منطقه نشان می دهد. با توجه به این که در فاصله تقریبا 40 متری آنومالی های B وC، توده هورنبلند دیوریت پورفیری رخنمون دارد، این احتمال وجود دارد که منبع آنومالی ها مربوط به توده نفوذی باشد. از طرفی به دلیل وجود کانی سازی هماتیت در آهک های منطبق بر آنومالی های B و C این احتمال نیز وجود دارد که منبع این آنومالی ها مربوط به کانی سازی مگنتیت در عمق باشد. بنابراین در محل این دو آنومالی، حفاری اکتشافی پیشنهاد می شود.
  • حسینعلی تاج الدین، ابراهیم راستاد، عبدالمجید یعقوب پور، محمد محجل صفحه 97
    کانسار سولفید توده ای غنی از طلا (و نقره) باریکا، در 18 کیلومتری خاور سردشت، در شمال باختر پهنه دگرگونه سنندج- سیرجان قرار دارد. واحدهای سنگی رخنمون یافته در محدوده باریکا، مجموعه ای از سنگهای آتشفشان- رسوبی زیردریایی دگرگون شده کرتاسه، شامل متاولکانیکهای آندزیتی، متاتوفیت، فیلیت و اسلیت می باشند. کانسار باریکا، از دو بخش کانسنگ چینه سان و زون استرینگر تشکیل شده است که به طور کامل در واحد متاولکانیک آندزیتی Kmv1 قرار گرفته اند. بخش چینه سان کانسار، متشکل از کانسنگ های سولفیدی و باریتی همراه با بخشهای فرعی از نوارهای سیلیسی است که به صورت توده ای و یا نوارهای موازی بر روی رگه های سیلیسی زون استرینگر، که کمرپایین بخش چینه سان را قطع کرده اند، قرار گرفته است. بخش چینه سان کانسار از نظر کانی شناسی تنوع زیادی داشته و از پیریت، اسفالریت، گالن، استیبنیت، مجموعه ای از سولفوسالت ها و طلا (الکتروم) تشکیل یافته است. کانی شناسی رگه های سیلیسی زون استرینگر ساده بوده و شامل پیریت، گالن، اسفالریت، تترائدریت و مقادیر نادر کالکوپیریت می باشد. هر دو بخش کانسنگ چینه سان و زون استرینگر، در اثر عملکرد پهنه برشی باریکا به شدت دگرشکل شده اند. عیار متوسط طلا و نقره در بخش چینه سان کانسار به ترتیب 3/8 و 420 گرم بر تن و در رگه های سیلیسی زون استرینگر به ترتیب 7/0 و 32 گرم بر تن اندازه گیری شده است. عیار مجموع فلزات پایه در کانسار باریکا همواره کمتر از 1 درصد است.
|
  • Mehrabi, Ghasemi Siani Page 1

    The Cheshmeh Hafez polymetal deposit is located in Troud – Chahshirin mountain range in Southeastern Damghan. In this province, the volcanism and associated mineralization are closely related to major faults Anjilo and Troud with NW-SE trend. The exposed rocks in the study area consist of volcano clastic sequence of sandstone, tuff, volcano breccias and mostly andesitic and andesitic- basalt flows at Cheshmeh Hafez district. Alteration in Cheshmeh Hafez area is consisting of Proplilitization, Sericitization, Argillic alteration and Silicification. Mineralization occurred in three district stages; 1) quartz, carbonate with early pyrite and chalcopyrite assemblages; 2) the main stage of sulfide deposition, comprises early euhedral galena followed by galena and sphalerite, then galena, chalcopyrite, tetrahedrite, pyrite, bornite and digenite, and 3) quartz and calcite barren veins with minor pyrite and chalcopyrite. The average assays from 12 samples of Cheshmeh Hafez veins are; 0.15 g/t Au, 3.23 g/t Ag, 4.47 wt % Pb, 2.64 wt % Cu, and 1.73 wt % Zn. Fluid- inclusion homogenization temperatures (Th) in quartz fall within range of 140º-300º with salinities ranging from 4.7 to 18 wt. % NaCl equivalent. Comparison of Th versus final ice melting (Tmice) values indicates the occurrence of fluid mixing process. In order to evaluate extent of mineralization in depth, IP and RS techniques were used, which indicate the presence of mineralization in depth.

  • Panahi Shahri, Karimpour, Karimpour, Shabani, Shabani Page 21
    The investigated area is located 30 Km south of Sabzevar in Halakabad village. Geological phenomenons in area follow a trend of NW-SE. Mineralization consists of metallic and non-metallic (kaolin) mineralization. Disseminated and veinlet mineralization is generally associated with argillic alteration type. Pyrite is the most widespread type of sulfide mineralization in Halakabad occurrences. It usually displays a euhedral habit and have occurred at least in two generations. Calcopyrite is common in veinlets although in minor amounts. Secondary sulfuric acid weathering of the ore has generated huge surficial amounts of oxide and sulfate minerals which of hematite and jarosite are the most abundant. Geochemical exploration was conducted over both drainage geochemistry and rock geochemistry. Results show that some of the stream sediments have higher concentrations of Copper and Zinc than normal. This anomalies maches with monzonite outcrops in area. The chip rock geochemical data shows highest values in west of halakabad mine for Cu and Zn respectively 500 and 900 ppm. These data represents that all samples collected from surficial areas of east of area contain lower concentrations of Copper while sulfide mineralization is more than the other parts. Presence of favorable alteration system in region, presence of monzonite subvolcanic intrusions and regional geological criteria indicates a possible Cu-Au porphyry system in Halakabad area.
  • M. Hashemi Tangestani, M. Azizi Page 39
    Esteghlal fireclay mine, northern Abadeh, with dominant composition of kaolinite and pyrophyllite, and annual production of over a million tons, is one of the largest sedimentary deposits in Iran. Linear Spectral Unmixing (LSU) and Mixture Tuned Matched Filtering (MTMF) processes were applied on the VNIR + SWIR dataset of ASTER for identifying the frequency fraction and distribution of clay minerals in this mine. Sub-pixel frequency assessment of ASTER data showed that distribution of pixels with higher fractions belong to the kaolinite and pyrophyllite, outcropped in two different parts of the mine. Comparison of LSU and MTMF output results showed that MTMF is more reliable to determining the relative fraction of clay minerals at the study area.
  • Sharif, Imamalipour, Alipour, Mokhtarian Page 51

    In recent days, computer is becoming one of the most essential instruments in advanced countries for the researchers and the domain of its application is going to be increased every day. Using the 3D modeling of the earth, its mine resources and the brilliant details which are given by the models, the researching and exploring groups will find out the inconspicuous and attractive aspects of the genetic structure and the geological history of these resources. In this paper which is a result of the researches done as the case study on a group of aragonite deposits in West Azarbaijan province, modeling of under study mineral deposits and the genetic approaches obtained from the models lead into explore and discover some other resources of the same minerals which is widely accepted recently in the market of decorative rocks in Iran. In modeling procedure of these resources which is a product of the geysers, the profile of these lime generating springs and their directional order on some specific hidden fracture is determined and approximate location of the new resources for the next explorations is assigned. At the moment, these assigned locations as new resources are being explored and even exploited.

  • Jafari, Noghreeian, Makizadeh, Ghanee Page 61

    Nezam-Abad area is located in southwest of Shazand (Arak) which is a part of Sanandaj-Sirjan zone. Major intrusive rocks of Nezam-Abad are quartz diorite and minor amount of granodiorite. Leucogranitic, pegmatite dykes and quartz-tourmaline veins were intruded the quartz diorite. Quartz diorites are mainly composed of plagioclase, hornblende, biotite, quartz and pyroxene as major minerals. Major minerals of leucogranite are microcline, orthoclase, albite, quartz, biotite and muscovite. Accessory minerals consist of apatite, zircon, sphene, epidote, allanite, tourmaline and opaque. The presence of hydrous minerals like hornblende and biotite in these rocks indicate that the corresponding magma initially contained >3 wt% H2O (wet magma). The occurrences of garnet and andalusite minerals suggest assimilation process. Primary textures in these rocks are granular, granophyre, and poikilitic. Secondary textures are perthite, myrmekite, sericitization, chloritization and kaolinitization. Later hydrothermal activities and tectonic strains are factors for presence of perthite texture in leucogranite. K amount for sericitization of feldspars come from the K-feldspars and chloritization of biotite. Transformation of biotite to muscovite indicates the act of K rich fluid in later stages. On the basis of chemical analysis on the intrusive rocks, it is shown that the magma was calc-alkaline, metaluminous-peraluminous and medium-K to high-K. Study of major elements in Harker diagrams indicates Al2O3, FeO, Fe2O3 and CaO decrease with increasing of SiO2 and K2O and Na2O increase indicating that fractional crystallization may have played an important role in the formation of granitoid rocks from Nezam-Abad.

  • Javidi Moghadam, Haiydarian Shahri, Karimpour Page 77
    Iron mineralization of Kalate Shahin is located 107 km on the Ghoochan-Neyshaboor road (in Khorasan Razavi province). Subvolcanic intrusive bodies of quartz monzonite to monzonite porphyry intruded the Cretacous limestone. Sedimentary units of the area in decreasing age include Cretaceous limestone and Eocene and Paleocene-Quaternary microconglomerate to sandstone. Mineralization in the region formed in two stages, hypogene and supergene. Pyrite, magnetite and specularite formed in the hypogene and goethite and hematite in the later. Investigation of ƒO2 and temperature conditions indicated that temperature of hydrothermal minerals in the east of the area was less than 350ºC. The amount of goethite and hematite in the west of the area is much less than the east and is frequently present as vein and veinlet associated with hydrothermal dolomite. The source of mineralization, hydrothermal solution in west of the area had lower sulfide and temperature but was more oxidized than the east. The result of geochemical analysis using AAS method for Fe, Mn, Mg and Ca elements indicated the highest amount of iron (30.4%) at the trench on the east of the area. Iron showed positive correlation with Mg at this location. There is also relation between the amount of these elements and the distance from the intrusive bodies. Therefore, the intrusive bodies of the area had no role in the mineralization. Total magnetic intensity (TMI) was measured at 742 stations on 2 grid of 20×5 meter. Map of TMI colour image along with contour, Reduction To the Pole (RTP) and upward continued were prepared using ER Mapper. Inspection of magnetic maps indicated distributed anomalies in the area, maybe related to the covered hornblend diorite porphyry which outcrops at about 40 meter apart. Due to the presence of hematite in limestone that correlates with anomalies B and C,magnetite mineralization at depth also may be the causative source of these magnetic anomalies. Therefore, drilling exploration at location of anomalies B and C is proposed.
  • Tajeddin, Rastad, Yagubpur, Mohajjel Page 97
    Barika gold (and silver) rich massive sulfide deposit is located 18 km east of Sardasht, north western part of Sanandaj-Sirjan metamorphic zone. Rock units outcropped in this area are Cretaceous metamorphosed volcano-sedimentary rocks in green schist facies, and include association of meta-andesite, meta-tuffite, phyllite and slate rocks, where the meta-andesitic unit (Kmv1) is host rock to the deposit. Barika deposit is composed of stratiform ore and stringer zone. Stratiform part contains massive and banded sulfide and barite associated with subordinary silica bands underlain by stringer silicic zone. The massive and banded ore is surrounded by an extensive zone of silicic stringer veins and disseminated mineralization within strongly altered and deformed andesitic volcanic rocks. Ore mineral assemblages in stratiform part of the deposit are quite variable and consist of pyrite, sphalerite, galena, stibnite, a variety of sulfosalt minerals and gold (electrum). Ore mineral assemblages in silicic veins in the stringer zone are simpler and consist of pyrite, galena, sphalerite, tetrahedrrite and trace chalcopyrite. Average gold and silver grades in stratiform ore are 8. 3 and 420 g/t respectively and in silicic stringer veins are 0. 7 and 30 g/t. Base metal content in both parts of the deposit are less than 1%. Based on our research, Barika is an immature Kuroko type massive sulfide deposit, which contains only black ore. The Barika deposit underwent low-grade metamorphism and high grade deformation after the ore deposition event. Geologic processes appear to control the mode of occurrence of gold in the deposit. In synvolcanism stage, deposition of a gold–bearing low temperature (140-200°C) and low salinity (1-9. 6 wt% NaCl) hydrothermal fluid formed a Kuroko black ore type deposit. In the stage of mineralization, invisible gold was concentrated in framboidal pyrite and other sulfide minerals. The main effect of progressive metamorphism (D1) on gold mineralization is recrystallization of the framboidal pyrite and migration of submicroscopic gold to the crystal boundary to form electrum under low to moderate strain. Highly strain and deformation (D2) on the deposit caused the remobilization of gold and accompanied َAs, Sb, Ag, and Pb minerals and continued to form coarse-grained electrum (up to 3 mm) in open space fractures. The formation of barren silica veins (D3) and high angle normal faults (D4) are the results of retrograde metamorphism.