فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 16 (بهار 1389)
  • پیاپی 16 (بهار 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/02/07
  • تعداد عناوین: 10
|
  • از ساختار معنادار تا ساختار رباعی / (نگاهی جامعه شناختی به ارتباط میان جه ان بینی عصر رودکی با ساختار رباعی)
    احمد خاتمی، منا علی مددی، عیسی امن خانی صفحه 1
    رباعی قالب شعری ای است که نخست در میان شاعران ایرانی رواج یافته، سپس به شعر عرب راه پیدا کرده است؛ اما با وجود آنکه عده ای چون شمس قیس رازی رباعی را ساخته رودکی می دانند، به دلیل عدم وجود اسناد کافی، درباره اینکه مبدع آن چه کسی است، اتفاق نظری وجود ندارد؛ تا جایی که گروهی معتقدند که رباعی ریشه در خسروانی های پیش از اسلام داشته است و برخی نیز نخستین رباعی ها را به صوفیه منسوب کرده اند.
    در این مقاله نویسندگان با اعتقاد به اینکه چنین پژوهش هایی نتیجه متقنی نخواهد داشت، این موضوع را از منظری دیگر نگریسته، تلاش کرده اند تا با استفاده از نظریه ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن که میان شکل اثر و جهان نگری حاکم بر عصری که اثر در آن شکل گرفته است، ارتباط برقرار می کند نشان دهند که چگونه قالب رباعی البته در معنای مصطلح و امروزی آن که از ساختاری منطقی برخوردار است، انعکاس جهان نگری عقلانی شاعران خردگرای سبک خراسانی است، نه شکل تکامل یافته شعر ایران پیش از اسلام.
    کلیدواژگان: رودکی، رباعی، ساختارگرایی تکوینی، ساختار معنادار
  • نصرالله امامی، زهرا نصیری شیراز صفحه 21
    رباعی از جمله قالب های مورد توجه شاعران فارسی زبان بوده و هست و در این میان، ابن یمین فریومدی شاعر مشهور و قطعه سرای چیره دست قرن هشتم نیز به این قالب، دل بستگی های خاصی داشته است. رباعی های ابن یمین از تنوع مضمونی خاصی برخوردار است و به همین سبب رباعی های او را باید از جمله رنگین ترین رباعی های فارسی به شمار آورد. این تنوع تا آنجاست که رباعی های ابن یمین را می توان در یک طبقه بندی موضوعی، به هشت گونه تقسیم کرد که هر کدام از آنها نشان دهنده جبنه هایی از خلاقیت های شعری و جهان بینی این شاعر است. از آنجا که قالب رباعی از قرن هفتم اندک اندک می رفت تا رونق و رواج خود از دست بدهد، تنوع مضمونی و لطافت های تعبیری ابن یمین موجب توجه دوباره ای به این قالب شد. رباعی های ابن یمین، مجال آن را فراهم کرده تا بسیاری از مضامینی را که شاعر در قطعات خود با تفصیل آورده است، باردیگر به صورت موجزتری در رباعی های او نیز بخوانیم.
    کلیدواژگان: ابن یمین، رباعی، مضمون، طبقه بندی، ارزش ادبی
  • جلیل مشیدی صفحه 41
    در اینکه ابوالفضل بیهقی اهل سنت بوده تردیدی نیست؛ اما اینکه بر منوال کدامین فرقه می گشته جای درنگ است. از سویی در تاریخ او اعتقاد استواری بر تقدیرگرایی که ذهن را به جانب جبر می برد، وجود دارد؛ در حالی که بیهقی ضمن تقدیرمداری، با توجه به مسئولیتی که برای کارهای شخصیت های تاریخش قائل است، ظاهرا اختیار آدمی را منکر نیست. از دیگر سوی، تمجید و توصیف هایی گسترده از خرد و خردورزی به چشم می آید و این در حالی است که خردگرایان معتزلی را هم رتبه زندیقان و دهریان، دشمنان دین می شمارد. این چه شیوه و مذهبی تواند بود؟
    اشعری نمی تواند باشد؛ زیرا اشاعره با خردورزی چندان میانه ای نداشتند و حتی تمییز نیک و بد را از حیطه عقل برکنار می دانستند و حسن و قبح شرعی را گردن می نهادند؛ ضمن آن که از جنبه سیاسی نیز تا زمان به قدرت رسیدن سلجوقیان (حدود نیمه قرن پنجم هجری) مکتب اشعری از موقعیت خوبی برخودار نبود. اما در همان زمان که اشعری در بصره و بغداد به اصلاح عقاید دینی پرداخت در ناحیه سمرقند، ابومنصور ماتریدی (متوفای 333هجری) با آرمانی مشابه اشعری ظهور کرد که به سبب اهمیت دادن به خرد – نه تا حد معتزله- شاگردان اشعری را به خود جلب کرد و آنان از عقاید ماتریدی به عنوان احیا کننده تسنن کامل دفاع می کردند. بنابراین، ابوالفضل بیهقی را «ماتریدی» توان دانست؛ به ویژه که در تاریخ خود از ابوحنیفه به نیکی یاد می کند و این، گمان حنفی بودن او را تایید می کند. در زمان قدیم، بیشتر حنفیان ماتریدی بودند؛ در این نوشتار، با در نظر گرفتن برخی نوشته های بیهقی در تطبیق و مقایسه با اندیشه های اشاعره و ماتریدیه، احتمال ماتریدی بودن ابوالفضل بیهقی مطرح شده است.
    کلیدواژگان: تاریخ بیهقی، اشاعره، ماتریدیه، حنفیه، تقدیرگرایی، خردورزی
  • افسانه ناظری صفحه 55
    «وقت» در نزد عرفای مسلمان، معنا، مفهوم، تعابیر و ویژگی های خاصی دارد. ویژگی هایی که متناظر بر«فنای ناسوتی و ظهور لاهوتی» عارف است. در این وقت یا «لحظه حال» است که واقعه های روحانی و شهود حقایق باطنی به وقوع می پیوندد. حالی که مابین گذشته وآینده و در عین حال جامع هر دو است. بر این اساس «وقت» صوفی در «آن» و آناتی می گذرد که بعد و امتداد زمانی ندارد و لذا، در مکانی رخ می دهد که به آن اشاره نمی توان کرد؟ بدینسان، «وقت صوفی» به منزله حضور و «بودن» در مکان و زمانی دیگر است که از قواعد زمان و مکان محسوس مبراست و ویژگی ها و مختصات وجودی خاص خود را دارد.
    هدف اصلی این مقاله در وهله نخست، جستجو و بررسی چیستی وجوه مفهومی، کیفی، ماهیت و هستی شناختی«وقت صوفی» و به طور اخص چگونگی این وقت، ویژگی ها و شاخصه های زمانی– مکانی مطرح درآن است. ویژگی هایی که در نهایت زمان و مکان دیگری(لحظه حال- عالم ملکوت) را در عرصه اندیشه و خیال می گستراند. به طوری که جمع اضداد، «همزمانی» گذشته، حال وآینده و... از وجوه و شاخصه های آن است که درکلیه ابعاد وجودی عارف تسری دارد.
    در این راستا با توجه به نوع مسئله، بررسی پیشینه تحقیق وخلاء در اطلاعات موجود، با استناد بر آراء، اندیشه ها و توصیف های صوفیه و با هدف گشایشی به سوی معناهای نهفته در عرفان و فرهنگ غنی ایرانی- اسلامی، دربخش اول از روش توصیفی– تبیینی و سپس در بخش دوم از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته شده است.
    کلیدواژگان: وقت، حال، صوفی، مظهریت حق، لحظه حال سرمدی، زمان و مکان
  • جمشید مظاهری، محمدرضا نصراصفهانی، آرمان ماناسریان صفحه 81
    مردم ایران زمین، مردمی با فرهنگ و سنن ریشه دار و کهن هستند. آثار فرهنگ عوام ایرانیان، آثاری است غنی و پربار که بازگو کننده بسیاری از اعتقادات و باورهای آنهاست. تاکنون از دیدگاه های مختلفی به فرهنگ عوام نگریسته اند و آثار ادبی آن را از جنبه های گوناگون مانند محتوا، ساختار، سبک، زبان و... مورد بررسی قرار داده اند. در نوشتار حاضر با تاکید بر دو قصه از مجموعه جامع الحکایات، قصه های شایع در میان اهالی فرهنگ و گاه عموم مردم را با توجه به اصل «وحدت محتوا و صورت» بررسی کرده ایم. اصلی ترین هدف ما در این مقاله- که روش کار را از تحقیقاتی از این دست متمایز می کند- بررسی چگونگی ارتباط محتوا و صورت است؛ اینکه در طول داستان، محتوا و صورت چگونه یکدیگر را تکمیل می کنند و چه فرایندی رخ می دهد تا داستانی شکل بگیرد و چه عناصری در شکل گیری حکایت قدیمی ایرانی موثر است.
    کلیدواژگان: محتوا و صورت، نظام تصاویر، سلیم جوهری، حبیب عطار، قصه
  • سیامک صاحبی، محمد ها دی فلاحی، نسترن توکلی صفحه 109
    این نوشتار، جستاری با رویکردی گفتمان شناسانه در زمینه زبان شناسی ادبیات است که به بررسی چگونگی توزیع ساخت های گفتمان مدار در سطح عبارات، جملات و متن گلستان سعدی می پردازد؛ تا میزان صراحت و پوشیدگی مؤلفه های زبانی به کار رفته در بیان مفاهیم گلستان را مورد مطالعه قراردهد. این نوشتار می کوشد تا از این گذار، جنبه ای از راز ماندگاری سخن سعدی در گذر زمان را تحلیل کند.
    مقاله حاضر، بر مبنای این باور که توجه به ساخت گفتمانی در بررسی انواع متون می تواند در شناخت، درک و تفسیر هرچه بهتر آن مؤثر افتد و با اتکا به این امر که گفتمان قطعه ای زبانی و بامعناست که از چهار ویژگی نظام مندی، جهت مداری، هدف مندی و کلان زبانی برخوردار است؛ دست به بهره گیری از جنبه زبان شناختی الگوی ون لیوون (1996)، که الگویی مطرح در زمینه تحلیل گفتمان انتقادی است، زده است و در صدد پاسخ به این سؤال است که چگونه یک اثر با بهره گیری از مؤلفه های زبانی، محتوا و درونه خود را در ساخت فرهنگی نسل های مختلف جاودان می سازد؟
    ازاین رو، مقاله پس از مروری مختصر بر ارتباط زبان شناسی و ادبیات، به بیان مسئله و شیوه به کار رفته در انجام تحقیق می پردازد. سپس گفتمان، تحلیل گفتمان، گفتمان شناسی انتقادی و الگوی ون لیوون، به عنوان مفاهیم پایه معرفی و تشریح می گردند و به دنباله، مؤلفه های مطرح در الگوی ون لیوون، تحت دو دسته مؤلفه های پوشیده و صریح، ارائه و با آوردن مثال های متعدد تبیین می شوند.
    در ادامه، ضمن تقسیم ساخت های متنی گلستان به دو دسته ساخت های گفتمان مدار روایی و پیام گزار، متنی از باب نخست مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و نشان داده می شود که مؤلفه های گفتمان مدار مبتنی بر پوشیدگی از قبیل حذف، منفعل سازی، تشخص زدایی، نوع ارجاعی و طبقه بندی، در مقایسه با مؤلفه های مبتنی بر صراحت، از بسامد بالایی در گلستان برخوردارند.
    در آخر، پس از محاسبه میزان رازآلودگی و تبیین آن، چنین استنباط می شود که یکی از ابعاد راز ماندگاری سخن سعدی بهره گیری وی از مؤلفه های گفتمان مدار مبتنی بر پوشیدگی (از دیدگاه گفتمان شناسی نه عرفان و ادبیات) است که برای وی این امکان را فراهم آورده است تا به خلاف بسیاری از متون، با بافت زدایی زمانی، مکانی، تاریخی، سیاسی و پوشیده کردن کارگزاران، کنش گران و کنش پذیران حکایات، پیام خود را از زبان اینان برجسته کرده و اثر خود را در ورای زمان، برای تمامی عصرها و نسل ها جاودان سازد.
    کلیدواژگان: سعدی، گلستان، گفتمان شناسی انتقادی، ساختار های گفتمان مدار، مؤلفه های گفتمان مدار، کارگزاران
  • زینب محمد ابراهیمی، مرضیه فرقانی فرد صفحه 135
    مقوله فعل مرکب از جالب ترین، ظریف ترین و در عین حال پیچیده ترین بخش های پژوهش های نحوی است که توجه بسیاری از زبان شناسان و مدرسان آموزش زبان دوم /خارجی را به خود معطوف کرده است. این پژوهش سعی دارد با استفاده ازتحلیل ساختار فعل مرکب فارسی گفتاری معیار در چارچوب نظریه حاکمیت و مرجع گزینی و نیز با استفاده از شیوه های نوین و علمی آموزش زبان و واژه، راهکار علمی و کارآمدی جهت آموزش فعل مرکب فارسی به غیرفارسی زبانان به دست دهد. بر طبق این پژوهش، فعل های مرکب فارسی گفتاری معیار را می توان به لحاظ تعداد موضوع های آن به دو دسته یک موضوعی و چند موضوعی تقسیم کرد. برای آموزش فعل مرکب به غیر فارسی زبانان، بهتر است در سطح مبتدی از فعل های مرکب یک موضوعی و در سطوح بالاتر از فعل های مرکب با موضوع های بیشتر استفاده کرد. بعلاوه استفاده از متن های گفتاری که به صورت طبیعی و به منظور ایجاد ارتباط تهیه شده اند مناسب تر به نظرمی رسد.
    کلیدواژگان: فعل مرکب، نظریه حاکمیت و مرجع گزینی، ساخت موضوعی، زبان فارسی گفتاری معیار، راهکار آموزشی
  • لیلا شریفی صفحه 155
    مقاله حاضر به بررسی پیام کوتاه و زبانی می پردازد. که حاصل مخفف سازی جوانانی است که از تلفن همراه استفاده می کنند، می پردازد. اختصارسازی انواعی دارد، اما آنچه در این مقاله بدان اشاره می شود اختصار و کوتاه شدگی مختص پیامک است که جوانان برای غلبه بر سختی تایپ و اتلاف وقت مبدع آن شده اند. خالق ادبیاتی که قواعد زبانی را در هم شکسته و وارد حوزه جدیدی از کلام شده است و به شدت قوانین حاکم بر تلفظ و دستور زبان معیار را نادیده می گیرد. زبانی که محدودیت های مرزهای جغرافیایی را نمی بیند و نشانی از جهانی شدن به همراه آورده است. این پژوهش نشان می دهد که حذف حروف در پیامک منظم و قابل پیش بینی است و قواعد آن تحت کنترل دو اصل واج شناختی «شکل و زمینه» (درسلر1996) و «قوی-قویتر» (دونگان 1985/1978) می باشد. نتایج نشان می دهند که اصول واج شناختی، فرایند کاهش طول کلمات پیامک را البته بدون در نظر گرفتن سطح هموندی یا نواختی، در کنترل دارد.
    کلیدواژگان: پیامک، مخفف سازی، اصول واج شناسی، اصول همیاری
  • محمد غلامرضایی، زهره ملاکی صفحه 177
    در دوره مشروطه که فرهنگ اسلامی و تمدن نوین با یکدیگر روبرو شدند، به دلیل تفاوت هایی که میان آن دو وجود داشت، روشنفکران و روحانیون که نیروهای مؤثر اجتماعی بودند هر یک در مقابل تجدد و دین دیدگاه های خاصی ابراز کردند. روشنفکران به سه گروه مخالف دین، طرفدار استفاده ابزاری از دین و معتقد به سازگاری اسلام وتمدن نوین و روحانیون به دو گروه محافظه کاران مخالف تجدد و مشروطه خواهان طرفدار سازش اسلام و دموکراسی تقسیم شدند. این مقاله با روش تحلیل محتوای کیفی و با تامل در اشعار هفت تن از شاعران مردمی این دوره، به بررسی نگرش دینی آنها پرداخته است و به این نتیجه رسیده که سه جریان فکری عمده در میان شاعران وجود داشته است. یک جریان، دین را در مقابل تجدد قرار می دهد و متجدد شدن را منوط به حذف دین از جامعه می داند. جریان دیگر، به حذف بسیاری از سنت های دینی و تغییر در کارکرد آن معتقد است و بیشتر بر بعد ایمانی دین تاکید می کند. جریان سوم تجدد را بر بستر سنت های دینی می پذیرد و با استفاده از ابزار اجتهاد، خواهان تغییر در بعضی از سنت ها و اصلاح آنهاست. این جریان به حفظ دین در جامعه تاکید می کند.
    کلیدواژگان: شاعران مشروطه، نگرش دینی، تجدد و مشروطه، سنت و مدرنیته در شعر فارسی
|
  • Ahmad Khatami, Mina Ali Madadi, Isa Amankhani Page 1
    Quatrain is a form that first enjoyed wide currency among Iranian poets, then it found its way to Arab poetry; however, though it is believed by some, like Shams Qys Razi, that Rudaki first developed quatrain, due to lack of adequate documentation, there is no agreement on who was its inventor. Some believe that quatrain can be traced to the pre-Islamic form of poetry known as Khusrovani, others relate it to Sufis. In this paper, the authors believe that such arguments will never lead to a defensible result. So the issue needs to be viewed from another perspective. To do so, using Lucien Goldman’s theory of Genetic Structuralism, according to which there is a homologous relationship between the inherent structure of literary works and the key structures of the social context of the author, they have tried to show how quatrain is the reflection of rationalistic worldview of the rationalist poets of the Khurasani school of poetry rather than the evolution of Iranians pre-Islamic poetry.
  • Nasrallah Emami, Zahra Nassiri Shiraz Page 21
    Quatrain is one of the forms of much interest for Farsi- speaking poets. Ibn Yamin Faryumadi, the famous poet and Qat’ah writer of the eighth century, was especially fascinated by this form. His quatrains enjoy a big variety in content; they can be considered among the colorful quatrains of Farsi language. They can be classified into eight groups; each of them highlights a particular aspect of his worldview and poetic creativity. Since the opening of the seventh century, quatrain form went to lose its prosperity and currency; hence, the variety in content and subtle points of Ibn Yamin’s quatrains drew attentions to this form again. The quatrain form provided opportunity for the themes and contents, already dealt with by the poet in detail in his Qat’ahs, to be expressed briefly in another form.
  • Jalil Moshayyedi Page 41
    Abolfazl Beyhaqi, no doubt, was a Sunni Muslim, but of what branch of it is open to question. In his Tarikh, there is such a strong belief in destiny that he appears as a fatalist. On the other hand, regarding the responsibility he believes his historical characters had, he does not seemingly deny free will. Moreover, wisdom and rationalism are widely praised there, while he considers the Mo’tazileh rationalists as foes of Islam as Zendiqs (atheists) and Dahris (materialists). So, what religion could it be called? It cannot be marked as Ashari because the Ash’aris do not agree with rationalism. They do not even consider distinguishing between the good and bad as a matter of rationalistic practice. They had commitment just to what the Shar’ (Divine Law) knows as good or bad. Besides, they were not in a politically good position until the Seljuk took power in about the latter half of the fifth century AH, while in the time when in Basrah and Baqdad, Ash’ari began to reform religious beliefs, in Samarqand district, Abu-Mansour Matoridi (died in 333 AH) emerged with the ideology close to that of Ash’ari’s. Due to the importance he gave to rationalism, of course not so much as Ash’ari did, he attracted Ash’ari’s students who defended his views as revival of perfect Sunni Religion. Abolfazl Beyhaqi praises Abu Hanifah in his Tarikh; since most Hanafis were Matoridis, he can be considered as “Matoridi”. The present article, comparing and contrasting some writings of Beihaqi with Ash’ari and Matoridi beliefs, brings up and studies the probablity of his being Matoridi.
  • Afsaneh Nazeri Page 55
    For Muslim Gnostics, “Time” has special meanings, implications and features which indicate “passing-away of human nature and manifestation of the Divine”. It is the very “Time” or “Present Time” when spiritual experiences and intuition of interior Truths happens. The “Present Time” is between the past and future, but at the same time includes both. Accordingly, Sufi Time is going on in the present “Moment”, the moment having no temporal dimension; therefore, it goes on in a place which has no extensions. Hence, Sufi Time means to be “present” in a place and time free from the regulations of ordinary place and time. It has its own existential features and characteristics. The main objective of the present article is to explore what the sense, quality, quiddity, and ontological respects of Sufi Time are, and what spatial-temporal features it has; the features that, eventually, at the mind of a Sufi will develop the time and space (the Present Moment- world of Dominion) which “coincidence” of the past, the present and the future, a contradiction in terms, is one of its features that dominates all his existential aspects. Regarding the research question, its history, and lack of related literature, the research method of the first part is descriptive-explanatory, and of the second part is descriptive-analytic. In doing so, we have relied on the views and terminology of mysticism so that we would unveil the meanings hidden in Iranian-Islamic mysticism and its rich culture.
  • Jamshid Mazaheri, Mohammad Reza Nsra Isfahani, Arman Manasryan Page 81
    Iranians are the people with ancient traditions and culture. Their folkloric works are rich and reflective of their beliefs. So far, there have been various approaches to the study of folklore, each focusing on different aspects such as content, structure, style, language, and so on. The present article studies “the unity of form and content” in popular tales, concentrating on two of them, chosen from Jame’ al-Hekayat. Its main purpose, which distinguishes it from the previous researches on the subject, is to find the relationship between content and form, the way they match in the course of a tale, the process of forming a tale, and the elements involved in forming the Iranian ancient tales.
  • Mohammad Hadi Falahi, Nastaran Tavakoli, Siamak Sahebi Page 109
    With a discourse analysis approach in the field of linguistic study of literature, the present article queries the distribution of discourse-based structures in Saadi’s Gulestan at the level of phrases, sentences and texts in order to explore the degree of explicitness and implicitness of linguistic features used to express ideas in Gulestan, and to find the mystery of eternality of Sa’di’s speech. Presupposing that taking account of discourse structure can be helpful for understanding and interpreting a text, and relying on the fact that discourse is a meaningful linguistic unit having four features of systematicality, intentionality, objectivity, and being macro-linguistics, here in this article we have applied linguistic aspect of Van Leeuven’s model (1996) to find an answer to the question that what makes a work live on in cultural construction of different generations due to its linguistic features. Hence, after brief review of the relationship between literature and linguistics, we first introduce the subject and the research method. After that, critical discourse analysis and Van Livon’s model are introduced as basic concepts. This is followed by explaining the two categories of explicit and implicit features involved in Van Leeuven’s model. Dividing textual structure of Gulestan into two groups of narrative discourse-based and informative discourse-based structures, we analyze a text from the first chapter of Gulestan. Text analysis shows that in Gulestan the discourse-based features of implicitness such as deletion, passivization, de-personalization, referential and classificatory types are of high frequency in comparison with the features of implicitness. Measuring and explaining the degree of mysteriousness, we conclude that one reason for the eternality of Sa’di’s Gulestan is his use of the discourse-based features of implicitness. (Notice that here we deal with implicitness from a discourse approach not Gnostic and poetic one). This has made it possible for Sa’di to de-contextualize his narratives temporally, spatially, historically, politically; to hide their agents, actors, and patients, so communicate his own message through their speech prominently and effectively, and thereby make his work eternal for all centuries and generations.
  • Zeinab Mohammad Ebrahim, Marzieh Forqani Fard Page 135
    The category of compound verbs is one of the most interesting, subtle and yet complex part of syntactic researches that has attracted the attentions of many linguists and teachers teaching a second/ foreign language. Analyzing the structure of compound verbs in spoken standard Farsi language in terms of Government and binding theory, and using a new scientific method of teaching language and vocabulary, the present research tries to provide a new practical and effective way of teaching Farsi compound verbs to the speakers of languages other than Farsi.According to the finding of the research, the compound verbs can be divided into two groups: one-argument verbs and multi-argument verbs. At elementary levels, it is better to start teaching with the first group. The second group should be taught at higher levels. Moreover, it seems appropriate to use spoken materials that have already been recorded in real communication contexts.
  • Leila Sharifi Page 155
    This paper investigates short messages, and the language resultant from abrivations made by the young people using mobile phones. Abrivation in language has many types, but what this article means by abrivation is the type the youth invented for saving time and ease of typing in sending messages. They have developed a literature that has broken the language rules, the rules governing pronunciation and grammar of standard languages. It knows no geographical boundary. It has signs of globalization. This research shows that dropping word letters in SMS is regular and predictable; the rules governing it are controlled by two phonological principles of “figure-ground” (Dressler 1996) and “strong-stronger” (Dongen 1978/1985). According to the Findings of the research, phonological principles controls decreasing the length of words in SMS, of course not considering suprasegmental elements.
  • Mohammad Gholamrezayee, Zohreh Malaky Page 177
    In the constitutional period, when Islamic tradition and modern civilization faced each other, due to their differences, clergymen and intellectuals who were the effective social forces of the time reacted differently to it. Intellectuals were of three types: against religion; pro-religion but with stress on instrumental use of it; and pro-religion believing in compatibility of Islam and modern civilization. Clergymen were of two types: conservatives, against modernity; and constitutionalists believing in compromise between Islam and democracy. This article, using the method of qualitative content analysis, and studying the poems of seven popular poets of this period, surveys their attitudes to religion. The research reveals three main current of thought among the poets: one places religion against modernity and believes that modernization demands total removal of religion from society. Other flow believes in eliminating most religious traditions, changing their function, and emphasizes just on faith dimension of religion. The third current accepts modernization on the ground of religious traditions, and supports the change and reform to some of them just through Ijtihad. This movement stresses the preservation of religion in society.