فهرست مطالب

  • سال چهارم شماره 2 (پیاپی 14، تابستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/07/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمد خاقانی، داود نجاتی، رضا جعفری ترکسلویه صفحات 1-22
    مساله جبر و اختیار یکی از جنجالی ترین و غامضترین بحث های کلامی است. این بحث ریشه تاریخی بسیار قدیم دارد و در گفته ها و اندیشه های فلاسفه، عرفا، شعرا و دیگران به جلوه های گوناگون نمود یافته است. مفهوم جبر یکی از مفاهیم کلیدی و کاربردی اشعار حافظ شیرازی و ابوالعلاء معری است. گروهی آن دو را بر مسلک جبر و گروهی دیگر با تفسیر و تاویل ابیاتشان آنها را معتقد به اختیار می دانند. این نوشتار سعی در بررسی این موضوع و مقایسه تطبیقی اشعار این دو شاعر نامی، در این زمینه دارد. گرچه در ترازوی دیدگاه هر دو شاعر در زمینه جبر و اختیار، کفه جبر سنگینی می کند؛ ولی هاله ای از تردید و آشفتگی بر جهان بینی هر دو سایه می گستراند که در بسیاری از موارد در نگرش حافظ، به اندیشه اختیار انگارانه تصریح دارد؛ ولی ابوالعلا تنها به برگزیدن روشی میانه بسنده می کند و بندرت سخن از اختیار می گوید. بنابراین می بینیم که در نگرش خواجه شیراز نوعی معنویت توام با رندی است که این امر از جهان بینی معری دریافت نمی گردد.
    کلیدواژگان: جبر، اختیار، حافظ، معری، ادب فارسی و عربی
  • ناصر محسنی نیا صفحات 23-44
    روابط متقابل ادبی و فرهنگی میان ملل عالم؛ بخصوص ملل هم جوار از دیرباز مرسوم ومتداول بوده است. در این میان، رابطه فرهنگی، زبانی و ادبی ملت ایران وملت عراق درطول تاریخ، بیش از هر ملت دیگری بوده است وجمیل صدقی زهاوی، شاعرمعاصر عراق، متوفای 1936 میلادی جایگاه ویژه ای دارد. نگارنده بر آن است تا درباره زندگی،آثار و افکار این شاعربزرگ معاصر عراق و جهان عرب مطالبی را قلمی نماید. از زندگی و سبک شعری وجایگاه او در شعر معاصرجهان عرب سخن گفته، توان مندی های شاعر در زبان وادب فارسی و میزان آشنایی او با ادبیات فارسی تا سرحد امکان روشن نماید. در این میان، پیوندهای جمیل صدقی زهاوی با ادب فارسی وبزرگان معاصرآن همانند؛ ملک الشعرای بهار و... نیز بررسی می گردد. هم چنین،حضورجمیل صدقی زهاوی درکنگره بزرگداشت هزاره شاهنامه فردوسی(1934) در تهران، بررسی و مختصر تحلیلی از اشعار فارسی و عربی صدقی زهاوی در این کنگره، یادکردی از ملامحمد زهاوی،والد پارسی سرای جمیل صدقی؛ از جمله مواردی هستند که در این مقاله به آن ها پرداخته می شود. گمان نگارنده این است که موضوعهایی این گونه،کمک شایانی به درک بهتر تعامل ادبی و فرهنگی ادبیات فارسی با ادبیات و فرهنگ دیگر کشورها؛ از جمله کشورهای عربی و مسلمان خواهد بود.
    کلیدواژگان: جمیل صدقی زهاوی، زبان و ادبیات فارسی، ادبیات عربی معاصر، عراق، ملک الشعرای بهار، ادبیات تطبیقی
  • عصمت خویینی صفحات 45-58
    وجود فعل مرکب و تعیین ملاک هایی روشن برای تشخیص این نوع فعل از گروه های فعلی و افعال ساده یکی از جنجال برانگیزترین مباحث دستور؛ بخصوص در سال های اخیر بوده است. نویسنده ضمن اشاره و پاسخ گویی به برخی از شبهات موجود در ماهیت آن، کوشیده است دایره افعال مرکب فارسی را از آنچه معتقدان عدم گسترش پذیری فعل مرکب بدان قایلند،وسیع تر گرداند و با تحلیل ساختار این نوع فعل از دیدگاه معنا وصرف، به شناسایی هر چه بیشتر این واقعیت زبانی وچگونگی عملکرد آن در زبان مدد رساند.
    کلیدواژگان: فعل مرکب، فعلیار، همکرد، گروه، گسترش پذیری
  • محمد طاهری، محمد مؤمنی ثانی صفحات 59-76
    ظهور مزدک در تاریخ عصر ساسانی، یکی از مهم ترین حوادث تاریخ ایران در عهد پادشاهی ساسانی است که به جهت وجود اختلافات فراوان درگزارشهای مورخان از این رویداد، همچنان موضوعی غامض و در خورتوجه و بازکاوی است. یکی از روایات اصیل و در عین حال متفاوت در این باره،گزارش شاهنامه فردوسی است که محتوای آن با دیگر منابع تاریخی؛ از جمله تاریخ طبری وکامل ابن اثیر دارای اختلافات ساختاری است. فردوسی در نقل حوادث مربوط به دوران قباد ساسانی که ظهور مزدک از جمله مهمترین این حوادث است؛ با جابه جایی و آمیختن وقایع تاریخی مربوط به پیش و پس از ظهور مزدک، روایتی نسبتا متفاوت ازاین دوران به دست داده که مقایسه و سنجش آن با گزارش سایر تواریخ می تواند در جهت رفع ابهامات وپیچیدگی های مربوط به این حادثه منحصر به فرد در تاریخ ایران مؤثر باشد.
    کلیدواژگان: تاریخ، شاهنامه شناسی، مزدک، بررسی تطبیقی
  • زرین واردی، حمیده نظری اصطهباناتی صفحات 77-102
    بسیاری از داستان های کهن حماسی و عامیانه زیر بناهایی اساطیری دارند. شخصیت ها، موجودات و حوادث این گونه داستان ها غالبا در لایه ای اساطیری پیچیده شده اند، چنان که گاهی تمیز واقعیت از افسانه دشوار می نماید.
    سام نامه منظومه ای نیمه حماسی- نیمه غنایی است که داستان سفر سام را برای یافتن معشوقش بیان می کند. این منظومه که شامل تعداد زیادی داستان های تو در توی کوتاه است، از برخی جهات دارای الگوها اساطیری است. ریشه برخی از این الگوها را در اسطوره های ایرانی؛ بخصوص در اوستا و شاهنامه می توان یافت و ردپای بعضی دیگر را در اساطیر ملل غیر ایرانی می توان جستجو کرد. سام، قهرمان سام نامه قابل قیاس با انسان خدایان اسطوره های غیر ایرانی و پهلوانان اسطوره ای ایرانی است. همچنین شخصیت های زن سام نامه دارای وجوه تشابه فراوانی با ایزدبانوان اسطوره ای است. آنچه در این پژوهش کوتاه مورد نظر است، یافتن بن مایه های اساطیری در برخی از حوادث پیش روی سام و مقایسه قهرمان و برخی شخصیت های این منظومه با الگوهای اساطیری است.
    کلیدواژگان: سام نامه، اسطوره، انسان، خدا، ایزد بانو، نیروهای متافیزیکی، دیو و اژدها
  • آرش اکبری مفاخر، رقیه شیبانی فر صفحات 103-124
    این مقاله به روایت شناسی داستان هفت گردان به روایت فردوسی در شاهنامه و قصه افراسیاب بن پشنگ به روایت انوشیروان مرزبان در روایات داراب هرمزدیار می پردازد. به این منظور پس از بررسی خلاصه دو روایت از دیدگاه راویان، روایت شناسی، ساختارشناسی تطبیقی و ریشه شناسی بنیادهای آیینی و اساطیری، دو روایت مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی ها نشان می دهد که روایت فردوسی، روایتی دهقانی، ملی و خردگراست که در آن حذف های آیینی (زردشتی بودن رستم) و اسطوره-ای (دیدار افراسیاب با اهریمن) به چشم می خورد. اگرچه به نظر می-رسد، این آیین زدایی پیش از فردوسی صورت گرفته؛ اما ممکن است، اسطوره زدایی از سوی وی انجام شده باشد. در برابر، روایت انوشیروان روایتی موبدی با تکیه بر آموزه های مزدیسنایی، اصیل، یکدست، کامل و دارای ژرف ساختی اسطوره ای و آیینی است که با الگوهای اساطیری- آیینی داستان های ایرانی همخوانی دارد. این داستان نقشی مهم در الگوشناسی روایی داستان های حماسی ایران، در گذر از روایت موبدی به دهقانی دارد.
    کلیدواژگان: هفت گردان، قصه افراسیاب بن پشنگ، روایت شناسی، ساختارشناسی
  • سلمان ساکت صفحات 125-156
    تاریخ بیهق اثر ابوالحسن علی بن زید بیهقی، معروف به ابن فندق، یکی از مهم ترین تواریخ محلی ایران است. این اثر همان گونه که از نامش برمی آید، تاریخ ناحیه بیهق (سبزوار کنونی) و شرح احوال بزرگان و نامداران آنجاست. موضوع این کتاب جغرافیای تاریخی است که بسیاری از زوایای تاریک ناحیه بیهق و بخشهایی از خراسان آن روزگار را روشن می سازد. این کتاب که نخستین بار به کوشش احمد بهمنیار در سال 1317 خورشیدی به چاپ رسید، سرشار از اشعار عربی و فارسی است که تاکنون تحقیقی جامع درباره آنها صورت نگرفته است، حال آنکه بیهقی با احاطه کم نظیری که به ادب عربی و فارسی داشته، جای جای کتاب خود را به نمونه های شعری شعرای معروف و یا شاعران غیرمعروف اهل بیهق زینت داده است. در این جستار نگارنده به پژوهش درباره اشعار عربی مقدمه و خاتمه کتاب که به شیوه نثرهای مصنوع سده ششم در بر گیرنده تعداد زیادی شواهد شعری است، پرداخته و کوشیده است، افزون بر معنی ابیات، تا حد امکان مآخذ و گویندگان آنها را مشخص نماید.
    کلیدواژگان: تاریخ بیهق، ابوالحسن بیهقی، شعر عربی، ترجمه
|
  • M.Khaghani, D.Nejat, R.Jafari Pages 1-22
    The subject of ‘Determinism’ and ‘Free will’ is one of the most debatable and abstruse theological arguments. This argument has very old historical roots and has been appeared in different ways in the sayings and thoughts of philosophers، mystics، poets and others. It can be said that the concept of determinism is one of the key and practical concepts in the poetry of Hafez and Abu Ala Maari. Judging from the form of words، some people assume that these two poets belong to determinism and another group of people assume that they believe in free will by commenting and interpreting theirs verses. This study tries to deal with this matter and do a comparative study of the poetry of these two eminent poets in this ground. Although in the scales of the attitudes of the two poets determinism outweighs free will، a halo of doubt and distraught shadows on the ideologies of these two، so that in Hafez’s attitude it tends towards the specification of free will-oriented thought in many cases، while Maari just suffices to follow a mean manner، and speaks scarcely about determinism. We see، therefore، that in Hafez’s attitude there is a type of spirituality combined with profligacy (rindi) which cannot be elicited from Abu-Al-Ala’s ideology.
  • N. Mohseni Nia Pages 23-44
    Mutual cultural and literary relations among world nations، especially neighboring countries، have been customary and conventional. A prevalent relation، worth mentioning، could be that of Iran and Iraq. The contemporary Iraqi poet، Jameel Sedqi Zohawy (d. 1936)، possesses a particular status in this regard. The author tries to write about his life، works، views، style and position in contemporary Arab world، and also his competence in and familiarity with Persian language and literature. No doubt Zohawy''s friendship with contemporary Iranian men of letter like the late poet laureate Bahar، his attendance in the congress for the millennium of “Ferdowsi’s Shahnameh” and presentation of Persian and Arabic poems in this congress، are studied in this article. Also stated in the article are some words on the Farsi poems of Jameel''s father، Mula Mohammad Zohawy. The author believes that these topics are great steps in understanding literary and cultural cooperation of Persian language & literature with that of Arab and Muslim countries.
  • Khoeini Pages 45-58
    The problem of compound verb and determining clear criteria for distinguishing this form of verb from verb phrase and simple verb has been a subject of hard debates among grammarians، especially over the last few years. While providing answers to some of the existing open questions about compound verbs، this paper focuses on analysis of the structure of this grammatical category from two aspects، semantic and morphological، and establishes a framework that offers a clear pattern for the analysis of this linguistic phenomenon based on the presented information. It is our belief that compound verb، like all compound words، is one of the linguistic phenomena playing a role in extension of semantic field in Persian language.
  • M.Taheri M. Momeni San Pages 59-76
    Mazdak appearance on Sassanid era is one of the most important historical events of Persian history which has certain complexity and ambiguity. This event has narrated extensively by Ferdowsi in Shahnameh and the historians and researchers of Shahnameh have always referenced to Shahnameh in their analysis of this story. They also have used the contents of the national epic in their reviews. But the wonder is that neither Iranian researchers nor the orientalists referred to several fundamental differences between the narrative of Shahnameh and other histories about this event. The most important difference is the change of a part of Ghobad history after the emergence of Mazdak in Shahnameh. In this paper، the advent of Mazdak is studied critically in Shahnameh and other historical sources.
  • H. Nazari, Z. Varedi Pages 77-102
    Many ancient epic and folk stories have mythological bases. Characters، creatures and events in these stories are presented with a mythological coverings، so that sometimes it is impossible to distinguish reality from myth. Sam-Nameh is a half epic- half lyric series which depicts the story of Sam''s travel for finding his beloved. This series، which consists of many intervowen short stories، in some respects adopts mythological patterns. Some of these patterns have their roots in Iranian myths، especially in Avesta and Shahnameh، and some others can be traced back tonon–Iranian mythology. Sam، the protagonist، is comparable to the Gods in non-Iranian myths and heroes in Iranian myths. Also، the female protagonists share a lot of similar characteristics with mythological goddesses. The present study aims to detect mythological bases in some events experienced by Sam and to compare the protagonist and some other characters with mythological patterns.
  • A. Akbari Mafakher, R. Sheybani Pages 103-124
    This article aims at a narratological study of the “Haftgordan story” of Ferdowsi’s Shahnameh and the story of “Afrasyab-ibn Pashang” as narrated by Anushirvan Marzban in Hormozdyar. After a review of the summaries of the two narratives، a comparative structural study of the works coupled with a study of their mythical and ritual origins are presented. These studies show that Ferdowsi’s account of the story is characterized by its bucolic، nationalistic and rationalistic nature as well as the exclusion of some ritual (Rostam as a Zoroastrian hero) and mythical (Afrasyab’s visit to Satan) parts. Although it seems that the exclusion of ritual parts may have occurred some time before Ferdowsi، it is quite probable that the omission of mythical parts was his own decision. Conversely، Anushiravan’s narrative، originating from priestly order with emphasis on the teachings of Mazdisnai، is more original and unified، and it enjoys from an equally mythical and ritual deep structure that is more in harmony with the similar patterns in Persian stories. This story particularly plays an important role in the analysis of the Persian epic in its transmission from priestly to bucolic narration.
  • S. Saket Pages 125-156
    Tarikh-e Baihaq by Abu al-Hasan Ali Ibn Zaid-e Baihaqi، known as Ibn-e Fundoq، is undoubtedly one of the most important and significant works on local historiography. As the title of the book indicates، it deals with the region of Baihaq (now: Sabzevar)، as well as the biographies of the renowned persons who lived there. In fact، the book is a historical geography which illuminates many ambiguous dimensions of that area. Since Ibn-e Fonduq had unique knowledge of Persian and Arabic literature، he cited many poems of famous and non-fomous poets of Beigaq in his work. Thus، this book has a lot of Arabic and Persian poems remained without any scholarly research so far. In this paper، I have dealt with the Arabic poems of the preamble and of the epilogue which demonstrated the current technical prose of the 6th century and also tried to give the meaning of the Arabic poems as well as distinguishing the poets.