فهرست مطالب

پژوهشنامه ادبیات تعلیمی - پیاپی 1 (بهار 1388)
  • پیاپی 1 (بهار 1388)
  • 158 صفحه، بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1388/03/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نصرالله امامی صفحات 1-16
    بدیع الزمان فروزانفر که در جایگاه یکی از برجسته ترین محققان و استادان زبان و ادبیات فارسی به عنوان پژوهشگر بی ملال آثار مولانا جلال الدین رومی شناخته شده است، بخشی از مطالعات خود را به نقد ادبی اختصاص داده بود و بی هیچ گزافه ای باید او را از پیشگامان نقد ادبی در ادبیات معاصر فارسی به شمار آورد. در میان این آثار، کتاب سخن و سخنوران دارای ارزش و اعتبار خاصی است و با توجه به آن که اثر مذکور نخستین پژوهش مدون دانشگاهی در تحلیل انتقادی شعر کهن فارسی و به اعتباری اولین تاریخ ادبیات تحلیلی و انتقادی در زبان فارسی به شمار می رود، پرداختن به ارزشهای انتقادی آن می تواند بخشی از تاریخ نقد ادبی در ایران را ترسیم کند. این اثر که آمیزه ای از پژوهش و ذوق ادبی را در خود جمع دارد، نشان می دهد که چگونه استاد زنده یاد ما در حالی که هنوز بسیاری از آثار شعری و دیوانهای کهن تنها به شکل نسخ خطی قابل استفاده بود و بسیاری از معاصرانش کار نقد را با مباحث خشک لغوی و انشاپردازی در آمیخته بودند، بابی تازه در برابر مشتاقان و محققان ادبیات فارسی گشود و ذهن آنان را به ضرورت تصحیح و چاپ انتقادی این آثار متوجه ساخت. شکل انتخاب شاعران مورد بحث در سخن و سخنوران، به عنوان شاعران صاحب سبک و جریان ساز و گزینش نمونه هایی از سروده های آنان در این اثر، سبب شد تا سخن و سخنوران را نخستین نمونه گزیده پردازی در ادبیات فارسی نیز به شمار آورند. در نهایت، باید پذیرفت که این اثر ارجمند از نخستین سرمشق های بررسی انتقادی در شعر کهن فارسی و الگویی برای نسل بعد بوده است.
    کلیدواژگان: بدیع الزمان فروزانفر، سخن و سخنوران، دیدگاه های انتقادی
  • مهدی تدین صفحات 17-36
    محمد بن جریرطبری، مورخ و مفسر بزرگ ایرانی در قرن سوم هجری قمری است. طبری در نگارش آثار خود شیوه و روش خاصی را دنبال می کند؛ از جمله آنکه همچون بیشتر مورخان و مفسران، در اخبار مربوط به انبیا و اقوام پیشین و بویژه آنچه در قرآن ذکری از آن رفته است، به روایات منقول از یهود و نصاری؛ «اسرائیلیات» استناد می کند که گاه به ایجاد نقاط ضعفی در آثار او منجر شده است.
    از سوی دیگر، طبری برای نخستین بار در تاریخ اسلام و در فضایی که گروهی با تفسیر مخالف بودند و گروهی آن را به شرط نقل از صحابه و احادیث نبوی جایز می دانستند، تفسیر کاملی از قرآن فراهم آورد که بر روایات مبتنی بود.
    اما ترجمه هایی که از آثار طبری صورت گرفته، با متن اصلی این آثار تفاوت بسیار دارد که البته ارزش ادبی و فواید لغوی و هنری این آثار قابل انکار نیست.
    کلیدواژگان: محمدبن جریرطبری، تاریخ، تفسیر، روش، ترجمه
  • ابوالقاسم رادفر صفحات 37-58
    دستاوردهای فراوان از آثار و تحقیقات خاورشناسان در زمینه های گوناگون علمی، فرهنگی، ادبی و هنری در ارتباط با ایران، گویای این واقعیت است که کشور ایران از گذشته های دور تا سده های اخیر همواره مهد فرهنگ و تمدن و یکی از چند تمدن محدود جهان باستان بوده است. به بیان هرتسفلد (Herzfeld): «ایران مرکز تمدن ما قبل تاریخ بوده» و به شهادت باستان شناسان و محققانی که در این منطقه کاوش کرده اند، ایران در دوره های قدیم و پیش از دوره هخامنشیان، آغاز به کار آفرینش هنری و صنعتی کرده است.
    در حال حاضر که هویت های ملی خود به خود و ناخواسته در حال تضعیف هستند و همه کشورها به اجبار به سوی سیاست گذاری جهانی سازی قدرتهای بزرگ جهان گام برمی دارند، حفظ هویت بسیار الزامی است.
    از آنجا که مهمترین مؤلفه های هویتی ما را بستگی جغرافیایی، نژادی، قومی، فرهنگی و زبانی و دینی، ادبی و هنری تشکیل می دهد، باید هرچه بیشتر در پاسداری از آنها کوشید، بویژه زبان که نقش آن از میان سایر عوامل سازنده هویت ملی بیشتر است، زیرا انتقال فرهنگ هر ملت به وسیله زبان آن ملت صورت می پذیرد. زبان و ادبیات یک جامعه پایه تفکر و آیینه تاریخ آن جامعه است. هنر پویا و مستمر ایرانی در طول تاریخ در ابعاد و زمینه های گوناگون نیز همواره برای ما حیات بخش و غرورآفرین بوده است، بنابراین، باید جلوه های گوناگون آن را نیز به عنوان مؤلفه های هویتی پاسداری کنیم، زیرا هنرمندان گذشته ما هم هیچ گاه میراث ملی خود را فراموش نکردند و با جان و دل درصدد ارتقای آن بودند.
    آری، جلوه های هویت هنری ما به حدی زیاد و گسترده است که اگر امروزه قدری به خود آییم و به ریشه های اصیل خود باز گردیم و در جستجوی خویشتن خویش باشیم، مسلما می توانیم در آینده ای نه چندان دور، هویت اصیل و بومی خود را غرورآفرینانه بازیابیم.
    کلیدواژگان: هویت، ایرانی بودن، هنر، بازگشت به خویش
  • مهدی نوریان صفحات 59-68
    صائب تبریزی درخشانترین و نامدارترین شاعر سبک هندی در شعر فارسی است. او در سفر طولانی خود به هندوستان، شناخت و آگاهی عمیقی از فرهنگ آن سرزمین به دست آورد و افزون بر آن، در سراسر عمر پربار خود، در دیوانهای شاعران پارسی گوی ایران و هند، با دقت فراوان تتبع کرد و با تلفیق این دو فرهنگ اصیل، سرمایه بزرگی از معانی و مضامین والای انسانی فراهم ساخت و در اشعار خود از آن بهره بسیار برد. بنابراین، دیوان صائب تبریزی را می توان از یک دیدگاه، عصاره این دو فرهنگ دانست. در این گفتار، این مطالب با شواهد و دلایلی گوناگون بررسی و اثبات می شود.
    کلیدواژگان: صائب، هند، ایران، شعر پارسی، سبک هندی، پیوند فرهنگی، مضامین انسانی
  • حسین آقاحسینی صفحات 69-94
    توجه به عقل و تعقل از همان آغاز ظهور اسلام به عنوان یکی از راه های اساسی معرفت و رسیدن به حقیقت در آیات و روایات مطرح شد؛ به طوری که جاهلیت را عین بی عقلی و اسلام را عین عاقلی بیان کرده اند. تاثیر این نوع تفکر را در شعر شاعران سده های نخست ادب فارسی، بویژه فردوسی و ناصر خسرو بخوبی می توان دید؛ تا آنجا که ستایش خرد و عقل یکی از بن مایه های شعر آنان به شمار می رود.
    اما به سبب اختلافات مذهبی و ظهور مکاتب کلامی، بویژه پس از ظهور ابوالحسن اشعری در سده سوم و تثبیت اندیشه های او به وسیله مدارس نظامیه در سده پنجم و ترویج این اندیشه ها در آثار کسانی، همچون محمد غزالی، به جای مبارزه با معتزله و فلاسفه، مخالفت با عقل رواج یافت.
    تاثیر این نوع اندیشه با ظهور سنایی در ادب فارسی آشکار شد و از آن پس خردستیزی و هیچکاره دانستن عقل یکی از اساسی ترین مضامین شعر شد و عقل بزرگترین رقیب عشق به شمار رفت و این اندیشه سالها حکمرانی کرد؛ به طوری که کوششهای بزرگانی، چون ملاصدرا در حکمت متعالیه یا آثار نویسندگانی، چون صائن الدین علی ترکه نیز نتوانست این نوع اندیشه را بکلی از میان ببرد.
    کلیدواژگان: عقل، عشق، اشاعره، معتزله، حکمت متعالیه
  • «کاری نیمه تمام از مردی تمام» / «غزل های سعدی، تصحیح [بدون] توضیح دکتر غلامحسین یوسفی»
    کاووس حسن لی صفحات 95-106
    سخن شناسان و سخن سنجان زبان فارسی، غزلهای سعدی شیرازی را همواره از شاهکارهای بی همانند شعر فارسی به شمار آورده اند. دیوان غزلیات سعدی تاکنون چندین بار تصحیح و منتشر شده است. یکی از این تصحیحات که در سال 1385 (شانزده سال پس از درگذشت شادروان دکتر یوسفی) منتشر شد، کتابی است با نام غزل های سعدی، تصحیح و توضیح دکتر غلامحسین یوسفی. این تصحیح که با همکاری دکتر پرویز اتابکی صورت پذیرفته است، با متن غزلهای سعدی، به تصحیح محمدعلی فروغی تفاوتهای آشکار دارد، اما بسیاری از این تفاوتها در کتاب نشان داده نشده است، در حالی که متن مصحح فروغی، یکی از منابع مورد استفاده در تصحیح یاد شده بوده است. غلامحسین یوسفی پیش از تصحیح غزلهای سعدی، تصحیح بوستان و گلستان را به ترتیب در سالهای 1359 و 1363 منتشر کرده بود، اما از دیدگاه کیفی، اثر اخیر او هرگز همسنگ با دو اثر گذشته اش نیست. در این مقاله مواردی از تفاوتهای متن غزلهای سعدی در دو تصحیح فروغی و یوسفی مقایسه و بررسی شده است.
    چاپ این کتاب در کنار چاپ فروغی و چاپهای دیگر نشان می دهد که این متن گرانمایه تا چه اندازه هنوز نیاز به تصحیح دارد.
    کلیدواژگان: غزل سعدی، محمدعلی فروغی، غلامحسین یوسفی
  • محمدرضا صرفی صفحات 107-132
    مقاله حاضر به منظور بررسی گونه های مختلف «صور بیانی مضاعف» در شعر فارسی نگارش یافته است و قصد دارد با بررسی نمونه های به دست آمده از این صور بیانی، به تحلیل و دسته بندی آنها بپردازد. روش تحقیق در این گفتار کتابخانه ای بوده، نتایج به دست آمده، به روش توصیفی و تحلیلی طبقه بندی و ارائه شده اند.
    صور بیانی مضاعف، گونه هایی بسیار کمیاب از صور خیال هستند که در آن، یک صورت بیانی با یک صورت بیانی دیگر و یا با یک آرایه بدیعی ترکیب شده، تشکیل یک صورت بیانی مضاعف را می دهد. بر این اساس، صور بیانی مضاعف به دو دسته کلی تقسیم می گردد:الف) ترکیب دو صورت بیانی با یکدیگر؛ که خود دو گونه است: 1. ترکیب یک صورت بیانی با همان صورت بیانی؛ مانند: استعاره در استعاره (که به سه گونه تقسیم می شود: «استعاره در استعاره» در استعاره مصرحه؛ «استعاره در استعاره» در استعاره مکنیه؛ «استعاره در استعاره» به صورت ترکیب استعارهمصرحه با استعارهمکنیه)، تشبیه در تشبیه، کنایه در کنایه، مجاز در مجاز؛ 2. ترکیب یک صورت بیانی با صورت بیانی دیگر؛ مانند: تشبیه بعد از استعاره، استعاره در تشبیه، کنایه در تشبیه و.... ب) ترکیب یک صورت بیانی با یک آرایه بدیعی؛ مانند: استعاره در ای هام، استخدام در استعاره، ای هام در تشبیه و...
    نگارنده در این مقاله، پیش از بررسی این تصاویر مضاعف با شواهدی از شعر فارسی، به تحلیل ارزش زیبایی شناختی این گونه تصاویر بر مبنای نظریات مختلف پرداخته است.
    این نوشتار، نگرش و دیدی «از گونه دیگر» است به دنیای صور بیانی، که می تواند دریچه ای برای کاوش های بعدی در این زمینه باشد.
    کلیدواژگان: صور بیانی مضاعف، تزاحم در تصویر، تعدد و تضاعف تصاویر، آرایه مضاعف، استعاره، تشبیه، کنایه، مجاز، طول ادراک
  • اسحاق طغیانی صفحات 133-146
    آزادی نیازی است فطری که یکی از ویژگی های آشکار و برجسته انسان محسوب می گردد؛ چون او موجودی است که آزاد آفریده شده است؛ آنچنان که در کلام علی (ع) نیزآمده است: «بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است». انعکاس این ویژگی مهم انسانی در متون ادب پارسی از دیرباز سابقه دارد و آثار آن را از ابتدای شکل گرفتن ادبیات پارسی دری به شکلهای گوناگون در آثار بازمانده می توان مشاهده کرد.
    در این مقاله، نگارنده کوشیده است با بررسی آثار برجسته متون ادب پارسی در عرصه اشعار به جای مانده از قدیم تاکنون این موضوع را پی گیری و تحلیل نماید و به این نتیجه رسیده است که آزادی مشخصا با سه مفهوم کاملا متمایز در ادبیات فارسی خودنمایی می کند:اولین مفهوم همان است که بیشتر در نزد شاعران متقدم، نظیر: ناصرخسرو و مسعودسعد کاربرد داشته است و آن آزادی و رهایی از زندانها و حصارهایی است که انسانهای آزاده به علل گوناگون در آن گرفتار می شوند. در این مقام شاعرانی، مانند: مسعود سعد وخاقانی و در دوره های معاصر گویندگانی، چون: ملک الشعرای بهار و فرخی یزدی اشعاری زیر عنوان «حبسیه» از خود به یادگار گذاشته اند که در دوران اخیر از آنها با عنوان «ادبیات زندان» یاد شده است. دومین مفهوم، مفهومی است که در متون عرفانی به عنوان یک مضمون عالی معنوی با آن مواجهیم و آن آزادی از تعلقات و محدودیتهای مادی زندان گونه ای است که روح آدمی را به بند می کشد و او را از رسیدن به مراحل والای تکامل باز می دارد. جسم و تن، زمان و مکان، خواهش های نفسانی، نیکنامی و حب جاه و مال، از جمله این تعلقات است که در قالب داستان، قصه و تمثیلهای شیرین از آنها سخن به میان آورده اند.
    در مرتبه سوم، آزادی مفهومی است که در ادبیات کهن ما سابقه ندارد و درحقیقت، معنایی است امروزی که در دوره های معاصر و از زمان مشروطیت، در اثر آشنایی با فرهنگ غرب در ادبیات ما وارد شد و کسانی، چون میرزاده عشقی، نسیم شمال (سیداشرف الدین گیلانی)، فرخی یزدی، ملک الشعرای بهار، دهخدا و امثال آنها در این باب داد سخن داده اند.
    کلیدواژگان: آزادی، ادب فارسی، شعر، متون عرفانی، ادبیات معاصر
|
  • N. Emami Pages 1-16
    Professor Badiolzaman Foruzanfar is considered to be one of the great researchers in the field of Molana jala ledineroumi: part of his research is related to the literary critisicm which has put him as a pioneer in this area. His book ‘words and eloquents, has’ special prestige in the literary criticism. This book is one of the first academic formulated book in Farsi. Paying attention to the critique values of this book can reveal some of the histroricel background in the field of literary criticism in Iran. The book contains both researches and literary talent. This work shows how professor made use of old manuscript verses Divan at hand to open up new horizon for the researchers enthusiasts. This book written at a time when the literary critisicm was filled with wordy explanation and composithion like style. Foruzanfar in his book focus the attention of researchers to the need for the revision and critical publicathion of the old Divans. Selection of poets in the ‘words and eloquents’ as classical poets and movement – makers in the history put this book as one of the first selected books in the Persian literatures. Finally, it should be mentioned that this book is one of the first literary critisicms in the Persian literature.
  • M.Tadayon Pages 17-36
    Mohammad Ibn Jarire al Tabari is the great historiand and commentator in the third century. Tabari followed special style in his writing. For example like most historians and commentators in the news about prophets and races of the past specially what has been mentioned in the Koran, Tabari relyed on narratives of Jews and Nasari which some led to weaknesses in his writing. Taberi for the first time in the his history of Islamic in an atmosphier in which some groups were contradict with commentary and other groups consider commentataory allowable on the condition that it was based on prophet helpers and propletic commentaryies gave a complete commentary of Koran based on the narratives.Although the translations based on Tabri’s works are quite different its literary value and aestethic aspect can not be ignored.
  • A.Q. Radfar Pages 37-58
    Numerous achievements of the works and researches by orientalists in various fields of science, culture, literature and art of Iran clearly express the fact that from the ancient time till the recent centuries Iran has been regarded as a cradle of culture and civilization, and one of the few civilizations of the ancient world. Herzfeld says: “Iran has been the focus of prehistory civilization”, and based upon the testimony of those archaeologists and excavators who have excavated the historical sites, the Iranians initiated creation of artistic and industrial works during ancient time and even before the Achaemenian period. At present which national identity is weakening spontaneously and unwantedly, and which all the nations are forced to follow globalization policy of the superpowers, it is must to safeguard national identity. As the most important components of our identity formed by geographical, racial, ethnic, cultural, linguistic, religious, literary, and art attachments we have to spare no effort to safeguard them chiefly the language which plays a significant role among the other elements, because language is a key-factor in exchange of culture. Language and literature of any society is regarded as basis of thought and mirror of history of that society. In the history, the Iranian dynamic and permanent art in its various dimensions and backgrounds has always brought about our joviality and pride so that we are also commited to preserve its different manifestations as the components of our identity. Our earlier artists never forgot their national heritage and made a serious attempt to elevate it. It is quite right that the manifestations of our artistic identity are so various and expanded that today, by taking into account the genuine sources of our identity we will be able to rebuild our genuine and vernacular identity as a source of pride.
  • S.M.Noorian Pages 59-68
    Saebetabrizi is one of the brilliant and famous Persian poets in Indian style. During his long journey to Indea,he gained deep insight into Indean culture. Moreover through his fruitful life, he probed deeply into Farsi Diavans of Indean and Persian poets. By synthetizing these two nobel cultures, He compiled a large number of concepts pertaining to human valuse and benefited from them in his poetry. Therefore Saeb’s Divan, from one perspective, is considered to be the essence of these two cultures. In this article some evidence has been presented to confirm the synthetizing cultures of India and Iran in saeb’s Divan.
  • H. Aghhoseini Pages 69-94
    Paying attention to the intellect and wisdom at the outset of islam for understanding the koran and the narratives was presented to the people. This presentation was in such a way that Islam was equal to rationality and pagan was equal to irrationality. The effect of this thought was so obvious in the verses of the early poets of the persiaen literatures like ferdousi and Naser khosrou that the praise of intellect was one of the movties in their verses. Due to religious diversities and the advent of the speech schools, especially ofter the appearance of Abolhasan Ashari in the third century and the establishment of this thought by the militants in the fifith century, the arguments against rationanily started.The effect of this thought with the appearance of Sanai became obvious in the Persian literature. After that irrationality became one of the themes in the poetry and intellection became the biggest rival for the love, this thought was dominant for several years in such a way that the attempts of philosophers like Molla Sadra, in the subject of the supreme philosphy, or writers like saenaldin Ali torkeh couldnt eradicate such thoughts entirely.
  • K.Hasan Ali Pages 95-106
    Experts in the persian language consider saadi’s Gazal as one of the masterpieces in the Persian literatures, the Gazals of saadi’s Divan has revised and published several times. One of the revison in 1385 A.H. sixteen years after the death of Yousefi, published. This book was under the title of saadi’s Gazal revision and comments by gholam Hosein yusufi. This revision which has been done with the help of Parviz Atabaki is quite different from Mohammad Aali Foroughi’s revision. Howerer, many of these differences havn’t been presented in the revision. while foroughi’s revision has been one of the source for the revision, Gholam Hosein yusufi has published Boostan and Golestan in the years 1359, 1363 A.H, namely before the revision of Saadi’s Gazals. Despite of these facts, from quality point of view his latter work is not as equal as the former one. In this article Some differences of saadi’s Gazals in foroughi and yusufi's revision have been compared and contrasted.
  • M.R. Sarfi Pages 107-132
    The goal of the present article is to study the different form of the multiply figurative speeches in the Persian poetry. The attempt is to classify the of figurative speeches. The methodology in this paper is library research and the obtained results is presented analytically and descriptively.Multiply figurative speeches are the rare form of the figurative speech in which one figurative speech is combined with the amother but with a new adornment and form a new one. Based of this analysis multiply figurative speeches are divided into two forms. a)The combination of two figurative speeches with each other. That is of two kinds combination of one figurative speech with itself. like metaphore to metaphore which is divided into three forms. Metaphore to metaphore in stipulated metaphore metaphore to metaphore in the covered metaphore. Finally the combination of the stipulated metaphore with the covered one. Simili to simili, allusion to allusion, and allegory to allegory. The combination of one figurative with another like simili after metaphore, metaphore to simili, allusion to simili and etc…b)The combination of one Figurative speech with a new adornment, like metaphore to ambiguty, in the simili. c)Before studying these figurative speeches in the Persian literatures, I have analysed them from aesthetic point of view based on different theories.
  • E.Toghyani Pages 133-146
    Freedom is an innate need which is a salient feature of human being. Mankind is created free as it cited in Imam Ali’s spcech: Don’t be slave, God has created you freely. The reflection of this feature has been in the Persian literatures long ago, this thought has been presented in the early Persian literatures till the present himes in different ways. In this article I have tried to analyze and follow this sabject matter in the Persian literatures, I have come to the conclusion that freedom has three distinctive meanings in the Persian literatures.The first meaning is in the early poets such as Naser khosrou, Masoude Sad, and khaghani. It refers to the releasing from prisons and abstacles towhich free humans for difherent reasons are involved. In his respect, poets such as Masoude Sad and khaghani and in the recent times lecturers like Malekolshoarabahar and Faroukhi Yazd, have verses under the title of ' imprisonment that at the present times, they are known as prison literatures. The second meaning is in the mystical contexts and refers to the setting free from materialistic obstacles to which human spirits are involved. These materialistic obstacles restrain human spirits to reach to their highest level of the spirituality. Body, time, place, sensual pleasures, ambitious, celebrity, etc… are all obstacles which restrain human spirit these obstacles are Presented through frameworks of novels, anecdotes, allegories etc….The third meaning hasn’t any record in our ancient literatures. It has been started from Mashroutiyat period till the present times. Poets and writers like Mirzadeh eshghi, Nasimeshomal (Seyyed Ashrafodin Gilani) faroukhi yazdi, Malekolshoarabahar, Dehkhoda and the likes have made use of it in their works.