فهرست مطالب

تحقیقات نظام سلامت حکیم - سال سیزدهم شماره 2 (تابستان 1389)
  • سال سیزدهم شماره 2 (تابستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/07/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • احمد براتی، علی جنتی، سوگند تورانی، نادر خالصی، معصومه قلی زاده صفحه 1
    مقدمه
    این مطالعه با هدف ارزیابی دیدگاه متخصصین، مدیران و سیاست گذاران نظام سلامت ایران در خصوص توسعه خدمات مراقبت سلامت در منزل انجام گرفت.
    روش کار
    در این مطالعه که به روش کیفی و با استفاده از روش تحلیل درون مایه انجام شد، با استفاده از پرسشنامه نیمه ساختار یافته با 3 نفر از صاحب نظران نظام سلامت مصاحبه گردید و 16 نفر در جلسات بحث گروهی متمرکز شرکت کردند. بعد از پایان هر بحث گروهی و مصاحبه، برداشت ها با مشارکت کنندگان چک گردید. متن مصاحبه های اولیه همزمان توسط دو نفر از اعضای هیات علمی تحلیل شد و سپس تلفیق گشت.
    یافته ها
    پنج درون مایه اصلی در خصوص مزایای مراقبت در منزل به دست آمد: مزایای اقتصادی، مزایای اجتماعی، مزایا برای بیمار، خانواده، و سیستم سلامت. نتایج نشان داد که مراقبت سلامت در منزل باعث تقویت همبستگی در خانواده ها، جامعه و نظام سلامت، و باعث ارتقای کیفیت زندگی بیماران، سلامتی جامعه و کاهش هزینه های سلامت می گردد. مراقبت در منزل، رضایت بیمار و خانواده وی را افزایش داده و منجر به افزایش کیفیت خدمات ارایه شده (به علت ارایه شدن در محیط صمیمی خانوادگی) و همچنین کاهش خطاهای پزشکی و عوارش ناشی از فرآیندهای بیمارستانی می گردد.
    نتیجه گیری
    طبق نظر شرکت کنندگان، مراقبت در منزل به دلیل داشتن مزایای فوق می تواند با بهره گیری از ظرفیت خانواده ها، جامعه و سازمان های غیردولتی، نقش عمده ای در ارایه خدمات سلامتی ایفا نموده و به توسعه مشارکت جامعه کمک کند. بدیهی است برای شناسایی دقیق مزایای مراقبت در منزل انجام مطالعات عمیق تر و مبتنی بر شواهد از جمله ارزیابی هزینه اثربخشی و ضرورت دارد.
    کلیدواژگان: مراقبت سلامت در منزل، خدمات پرستاری در منزل، ایران
  • مهدی یوسفی، علی اکبری ساری، علیرضا اولیایی منش، محمد عرب صفحه 10
    مقدمه
    تخصیص بهینه و مبتنی بر نیاز منابع از وظایف مهم نظام سلامت می باشد. هدف این مطالعه مقایسه روش های موجود تخصیص منابع و تطبیق آنها با شرایط کشور و همچنین بررسی امکان انتخاب و بومی سازی ترکیبی از این شاخص ها و ارزیابی وضع موجود تخصیص منابع نظام سلامت در ایران بر اساس آنها است.
    روش کار
    با استفاده از بانک های اطلاعاتی Medline و Google Scholar و تماس با افراد خبره، روش ها و شاخص های تخصیص مبتنی بر نیاز منابع شناسایی شدند و با انتخاب ترکیب مناسبی از آنها نسبت سهم هر استان از منابع نظام سلامت برآورد گردید. سپس وضع موجود تخصیص منابع در ایران بررسی و با وضعیت تخصیص منابع مبتنی بر شاخص های منتخب مقایسه شد.
    یافته ها
    مهم ترین شاخص هایی که برای تخمین نیاز مناطق مختلف به منابع نظام سلامت مورد استفاده قرار گرفته اند عبارتند از جمعیت، مرگ ومیر، شاخص های اقتصادی- اجتماعی، هزینه های مربوط به بیماری های شایع، هزینه های اضافی مربوط به مناطق دور افتاده و روستایی، میزان مصرف منابع در گذشته، خدمات پزشک خانواده و هزینه های دارویی. هر کشور با توجه به شرایط خود و میزان دسترسی به داده ها، ترکیبی از این شاخص ها را استفاده کرده است. مقایسه مدل مبتنی بر شاخص های منتخب با وضع موجود تخصیص بودجه وزارت بهداشت نشان می دهد 12 استان از بودجه زیادتر، 14 استان از بودجه کمتر و 4 استان از بودجه متناسب برخوردار بوده اند.
    نتیجه گیری
    ترکیب مناسبی از جمعیت، مرگ و درجه محرومیت هر استان می تواند به تخصیص مبتنی بر نیاز منابع نظام سلامت کمک نماید. بین منابع تخصیص یافته و مقدار بودجه ای که بر اساس روش مبتنی بر نیاز محاسبه شده است در برخی استان ها اختلاف زیادی وجود دارد. توسعه و تکمیل این الگو و استفاده از اطلاعات دقیق می تواند مبنای مناسبی برای تخصیص منابع باشد.
    کلیدواژگان: تخصیص منابع، تخصیص مبتنی بر نیاز، نظام سلامت، عدالت، ایران
  • آزاده امیری ریگی، صابر محمدی، هاشم سزاوار، مازیار مراد یلاکه، میرسعید عطارچی صفحه 21
    مقدمه
    انفارکتوس حاد میوکارد یکی از دلایل شایع بستری در بیمارستان و مرگ ومیر در جوامع صنعتی محسوب می شود. این اختلال در برخی کارگران باعث از کارافتادگی و یا ناتوانی در انجام بعضی کارها می شود. هدف این مطالعه بررسی میزان بازگشت به کار و شناسایی متغیرهای دموگرافیک، شغلی و بالینی می باشد.
    روش کار
    در یک مطالعه 384 بیمار که بین سال های 85 تا 87 با تشخیص انفارکتوس حاد میوکارد در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) بستری شده بودند مورد بررسی قرار گرفته و اطلاعات مربوط به بازگشت به کار به صورت مصاحبه تلفنی استخراج شدند. اطلاعات لازم در مورد متغیرهای دموگرافیک، شغلی و بالینی بیماران از پرونده پزشکی آنها جمع آوری شد.
    یافته ها
    303 نفر (79%) از بیماران به کار برگشتند. میانگین مدت زمان بازگشت به کار برابر 23/2 ماه بود (انحراف معیار 2/2). عوامل پیش گویی کننده بازگشت به کار عبارت بودند از سن، طول مدت بستری، میزان کسر جهشی بطن چپ، سابقه دیابت، رخداد آنژین بعد از انفارکتوس میوکارد در بیمارستان و انجام عمل بای پس کرونر (05/0 p <).
    نتیجه گیری
    بازگشت به کار متعاقب انفارکتوس حاد میوکارد تحت تاثیر عوامل بالینی، دموگرافیک، روحی- روانی و شغلی می باشد. علاوه بر توجه به عوامل بالینی و عوامل دموگرافیک، بررسی عوامل شغلی به طور دقیق از جمله نوع شغل و انرژی مورد نیاز آن و بررسی تناسب آن با وضعیت بالینی فرد در بازگشت به کار موفقیت آمیز، تاثیرگذار می باشد.
    کلیدواژگان: انفارکتوس میوکارد، بازگشت به کار، ارزیابی ظرفیت کار
  • محمد طاهری، معصومه پورمحمدرضا یتجریشی، گیتا موللی، مهدی رهگذر، بهار عرشی صفحه 29
    مقدمه
    در نظریه دلبستگی، رفتار مادرانه و واکنش های مادرانه به فرزند تحت تاثیر سبک دلبستگی است. هدف این پژوهش ارزیابی ارتباط سبک دلبستگی مادران با بلوغ اجتماعی فرزندان پسر عقب مانده ذهنی آموزش پذیر است.
    روش کار
    در این پژوهش همبستگی سبک دلبستگی مادر و بلوغ اجتماعی دانش آموزان پسر عقب مانده ذهنی بررسی شده است. نمونه پژوهش با استفاده از تمام شماری 127 دانش آموز پسر عقب مانده ذهنی دوره راهنمایی شهر شیراز در هر سه پایه اول، دوم و سوم که در سال تحصیلی 8- 1387 به تحصیل اشتغال داشتند به همراه مادران آنها به دست آمد. برای جمع آوری داده های مربوط به سبک دلبستگی مادر از پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان (AAS) (1987) استفاده شد و داده های مربوط به بلوغ اجتماعی دانش آموزان پسر عقب مانده ذهنی به وسیله آزمون بلوغ اجتماعی واینلند (1965) جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از همبستگی اسپیرمن و تحلیل واریانس استفاده شد.
    یافته ها
    مهارت های ارتباطی دانش آموزان پسر عقب مانده ذهنی با سبک دلبستگی ایمن در مادران ارتباط مثبت معنادار (001/0 p<) و با سبک دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) در مادران ارتباط منفی معنادار داشت (به ترتیب 019/0 p= و 001/0 p<).
    نتیجه گیری
    هر چه سبک دلبستگی مادران ایمن تر باشد، میانگین نمرات بلوغ اجتماعی فرزندان پسر آنها بالاتر و هر چه سبک دلبستگی مادران ناایمن تر (اجتنابی و دوسوگرا) باشد، میانگین نمرات بلوغ اجتماعی فرزندان پسر آنها کمتر می باشد.
    کلیدواژگان: سبک دلبستگی، بلوغ اجتماعی، عقب ماندگی ذهنی آموزش پذیر
  • محسن علی آبادی، مریم فرهادیان، حسین محجوب، غلامحسین صدری صفحه 38
    مقدمه
    شاخص سلامت و میزان مرگ و میر کودکان از جمله شاخص های مهم بهداشتی است که بررسی های مختلف نشان دهنده تفاوت آنها در استان های کشور می باشد. هدف از این پژوهش، ارزیابی این شاخص ها در استان های کشور و بررسی ارتباط آن با شاخص های اجتماعی و اقتصادی می باشد.
    روش کار
    داده های مرتبط با شاخص های سلامت بر اساس اطلاعات مرکز توسعه و ارتقاء سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمع آوری گردید. با استفاده از روش تحلیل عاملی، رتبه سلامت در استان ها تعیین شد و با استفاده از رگرسیون چندگانه با توجه به نمره استاندارد شده در اولین عامل تلخیص شده از تحلیل عاملی، ارتباط بین وضعیت سلامت کودکان با وضعیت اجتماعی اقتصادی استان ها ارزیابی گشت.
    یافته ها
    بررسی 46 شاخص سلامت و مرگ و میر کودکان در اولین فاکتور تحلیل عاملی نشان داد که به ترتیب استان های تهران، گیلان، سمنان، اصفهان از نظر این شاخص ها در وضعیت مطلوب تری قرار دارند و نیز استان های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، خوزستان و لرستان به ترتیب در وضعیت نامطلوب تری قرار دارند. همچنین ارزیابی وضعیت سلامت با 13 شاخص مرتبط با وضعیت اجتماعی اقتصادی نشان داد شاخص های جمعیت کودکان زیر 5 سال و میزان بی سرپرستی کودکان در وضعیت سلامت اثر منفی داشته است. علاوه بر این استان هایی که مهاجرپذیر بوده اند از لحاظ وضعیت سلامت درشرایط مطلوب تری قرار داشته اند.
    نتیجه گیری
    استان هایی که وضعیت اجتماعی اقتصادی بهتری داشته اند از لحاظ وضعیت سلامت و نیز میزان مرگ و میر کودکان در شرایط مطلوب تری قرار داشته اند، لذا توسعه اقتصادی و اجتماعی از عوامل مهم و تاثیرگذار در وضعیت سلامت کودکان در استان های مختلف کشور محسوب می گردد.
    کلیدواژگان: وضعیت سلامت، شاخص های وضعیت سلامت، شاخص های اقتصادی، اجتماعی، مشخصات جمعیت
  • زهرا حسامی، علی رمضان خانی، بابک شریف کاشانی، سعید فلاح تفتی، غلامرضا حیدری صفحه 45
    مقدمه
    مطالعات مختلف نشان می دهد که سیگارکشیدن تا حد زیادی توانایی های فرد را در انجام حرکات فیزیکی کاهش می دهد، بنابراین باعث خستگی زودرس در ورزشکاران می شود. ورزشکاران از افراد محبوب و خاص جامعه هستند که رفتار آنها می تواند الگویی برای جوانان و نوجوانان باشد. در این مطالعه وضعیت استعمال دخانیات و آگاهی و نگرش ورزشکاران مرد 10 تیم ملی کشور مورد بررسی قرار گرفت.
    روش کار
    این یک مطالعه مقطعی- توصیفی است که بر روی ورزشکاران مرد تیم های ملی 10 رشته مختلف ورزشی انجام شد. موارد مورد مطالعه به صورت سرشماری مورد پرسشگری قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد سازمان بهداشت جهانی بود و اطلاعات توسط پرسشگری مجرب، به روش چهره به چهره از افراد کسب شد. نهایتا اطلاعات بدست آمده به وسیله نرم افزار SPSS16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    220 نفر در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سن افراد مورد مطالعه 10 ± 8/28 بود. 88 نفر (40%) از جامعه مورد مطالعه تجربه مصرف سیگار یا قلیان را ذکر کردند. 30 نفر (6/13% کل جامعه مورد نظر) سیگاری بودند. 7 نفر (3/23%) سیگار خود را ترک کرده بودند. نمره متوسط آگاهی در مورد مضرات دخانیات در این جامعه 1/2 ± 4/20 و نمره متوسط نگرش 9/1 ± 3/66 بوده است.
    نتیجه گیری
    شیوع استعمال دخانیات در ورزشکاران مرد تیم های ملی مورد نظر نسبت به جامعه عمومی مردان کمتر است ولی رقم به دست آمده نگران کننده می باشد. آگاهی در مورد مضرات دخانیات در این جامعه کم می باشد ولی نگرش قابل قبول است. البته ارتباط معنی داری بین آگاهی و نگرش وجود نداشت.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، ورزشکاران، دخانیات
  • مهدی باسخا، مجید صباغ کرمانی، کاظم یاوری صفحه 51
    مقدمه
    شکست بازار آزاد در تامین اندوخته فردی و اجتماعی بهداشت، که از آن به عنوان سرمایه نیز یاد می شود، زمینه دخالت دولت در این بخش مهم را فراهم نموده است. از سوی دیگر برنامه توسعه هزاره سازمان ملل نیز تاکید زیادی در توسعه شاخص های بهداشتی داشته است. این موضوع سبب شده است تا تامین بخشی از نیازهای بهداشتی و آموزشی جامعه بر دوش دولت گذاشته شود.
    روش کار
    در مطالعه حاضر، به منظور بررسی میزان تاثیرگذاری هزینه های دولت بر متغیرهای کمی بخش بهداشت در کشورهای منتخب عضو سازمان کنفرانس اسلامی، از روش های اقتصادسنجی متداول و داده های دوره زمانی 2005 -1991 استفاده گردیده است.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده حاکی از تاثیر مثبت و معنی دار هزینه های دولت بر متغیر های مختلف بهداشتی می باشد. به علاوه مشاهده گردید که درآمد سرانه از جمله مهم ترین متغیرهایی است که شاخص های در نظر گرفته شده برای وضعیت بهداشتی (نرخ مرگ و میر نوزادان و کودکان زیر 5 سال) را تحت تاثیر قرار داده است. متغیر باسوادی بزرگسالان که برای بررسی تاثیر وضعیت آموزش بر بهداشت در مدل ها وارد گردیده، تاثیری مطابق با انتظارات تئوریک داشته و از معنی داری مناسبی برخوردار می باشد.
    نتیجه گیری
    با توجه به تاثیر معنی داری که هزینه های دولت بر متغیرهای کمی سلامت داشته است، می توان عنوان نمود که در راستای نیل به اهداف هزاره توسعه سازمان ملل، انجام هزینه های مذکور یکی از مهم ترین ابزارهای موجود بوده و بدون انجام این هزینه ها، دستیابی به این اهداف کمی، میسر نخواهد گردید.
    کلیدواژگان: هزینه های بهداشتی دولت، برون دادهای بهداشتی، پانل دیتا، توسعه انسانی، اهداف هزاره سوم
  • رامین روانگرد، محمد عرب، حجت زراعتی، آرش رشیدیان، علی اکبری ساری، نسرین نیرومند، سمانه منصوری صفحه 59
    مقدمه

    طول مدت اقامت یکی از شاخص های میزان مصرف منابع بیمارستانی است. در این مطالعه عوامل بالینی و غیربالینی (دموگرافیک و بیمارستانی) موثر بر مدت اقامت بیماران در بیمارستان تخصصی زنان دانشگاه علوم پزشکی تهران بررسی شده است.

    روش کار

    در یک مطالعه توصیفی- تحلیلی و مقطعی، پرونده 3421 بیمار بخش های انکولوژی، جراحی و زایمان در سال 1387 بررسی شد و با استفاده از فرم ثبت اطلاعات و مصاحبه، اطلاعات بیمار جمع آوری گردید. جهت تحلیل داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنف، من- ویتنی، کروسکال- والیس و ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد.

    یافته ها

    میانه مدت اقامت در این بیمارستان، 8/50 ساعت و در بخش های زایمان، جراحی و انکولوژی به ترتیب 5/48، 4/54 و 2/94 ساعت بود. متغیرهای افزایش دهنده طول مدت اقامت عبارت بودند از: مجرد بودن، کارگر، کشاورز، دامدار و بازنشسته بودن همسر بیمار، بیمه خدمات روستایی، بستری در بخش انکولوژی، بستری شدن در روز چهارشنبه و پنجشنبه، بستری توسط متخصص داخلی، رزیدنت بودن پزشک بستری کننده بیمار، نیاز به پیگیری پس از ترخیص و یا برخورداری از بهبودی نسبی در زمان ترخیص، بستری به صورت الکتیو، تعداد کل بررسی های پاراکلینیکی انجام شده برای بیمار و مبتلا بودن بیمار به بیماری های سیستم گوارشی، نئوپلاسم و بیماری های غدد درون ریز (05/0 p<).

    نتیجه گیری

    سیاست گذاران از بین این متغیرها تنها در مورد روز پذیرش بیمار و تعداد آزمایش ها، رادیوگرافی ها و سونوگرافی های انجام شده می توانند تصمیم گیری کنند، بدین ترتیب که از پذیرش های غیرضروری در روزهای آخر هفته جلوگیری نمایند و از سوی دیگر تست های تشخیصی را حتی الامکان قبل از پذیرش و بستری شدن بیمار انجام دهند.

    کلیدواژگان: مدت اقامت بیمار، بیمارستان تخصصی زنان، عوامل بالینی و غیربالینی
|
  • Barati A., Janati A., Tourani S., Khalesi N., Gholizadeh M. Page 1
    Introduction
    The aim of this study was to understand the viewpoint of professionals about developing home health care system (home care services and home nursing) in Iran.
    Methods
    In this qualitative study, semi structured interviews and focus group discussions were conducted and thematic analysis was performed. After each session, the correctness of all notes was checked with the participants. For expert validation, interview contents were separately checked with two academic members and then were combined.
    Results
    Five themes regarding home health care advantages were identified which were: economic advantages, social advantages, advantages for the patient, family, and health care system. Findings indicate that home care insures solidarity in family and society it will also promote the quality of life and community health, and reduce health care costs. Home care increases satisfaction of patient and family and improves quality of services, since it is being provided in familiar and friendly context. It also reduces medical errors and adverse affects caused by clinical and hospital procedures.
    Conclusion
    Based on participants’ perception, home care has socioeconomic advantages and uses the capacity of the families, communities, and non governmental organizations in service provision thus, plays an important role in providing health care services. Implementing home care will help to develop better community participation, which is a principle of primary health care that has not yet been reached in Iran. Obviously, evidence-based studies such as assessment of cost effectiveness are needed to identify the exact benefits of home health care systems in Iran.
  • Yousefi M., Akbari Sari A., Arab M., Oliaeemanesh A. Page 10
    Introduction
    This study aims to explore the applicability of a needs-based resource allocation method in Iran and to compare healthcare resources currently allocated to Iranian provinces using this method.
    Methods
    MEDLINE and Google Scholar were searched and experts were contacted to identify methods of resource allocation based on needs in addition, experts were interviewed to explore which methods are more appropriate in Iran according to the level and accuracy of data available. A combination of indicators was used to estimate the relative amount of resources each province should receive and compare it with the exact amount each province received.
    Results
    The main indicators were population, mortality rate, socio-economic indicators, costs of prevalent diseases, extra costs for rural areas, previous budget, costs of family physician services, hospital services and drugs. In Iran reliable data about population, mortality and the level of deprivation is available for each province. Comparing the two methods, 12 provinces have received a relatively high budget, 14 a relatively low budget and in 4 provinces the budget was relatively balanced.
    Conclusion
    Using a good combination of indicators has the potential to improve allocation of Iran’s healthcare resources based on needs. There are currently significant differences between the amount of budget allocated to each Iranian province and the amount should have been allocated according to the needs-based method used in this study. This method has the potential to be further developed for allocating resources, although any change should be implemented gradually and over time.
  • Amiri Rigi A., Mohammadi S., Sezavar H., Moradi Lakeh M., Attarchi M. Page 21
    Introduction
    Acute myocardial infarction (AMI) is one of the most common causes of hospitalization and mortality in industrialized countries. Work disability is common in these patients. This study was aimed to learn the main demographic, professional and clinical variables which may
    Methods
    In this study we surveyed 384 patients referred to Hazrat Rasoul Hospital from 2005 to 2008. The patients were interviewed through phone calls to collect data of return to work. Demographic, clinical and occupational variables were collected from the medical records.
    Results
    79% of patients (303 patients) returned to work. The mean time the patients returned to work was 2.23 months (SD=2.2). Based on logistic regression analysis, predictor factors of returning to work were: age, duration of hospitalization, ejection fraction, history of diabetes mellitus, and occurrence of angina after AMI in hospital and CABG surgery (P-value<0. 05).
    Conclusion
    Successful return to work after first myocardial infarction is related to clinical, demographic, psychological and occupational factors. Also, based on the study results, precise evaluation of occupational factors such as job title, metabolic rate required for work and fitness for work may affect successful return to work.
  • Taheri M., Tajrishi M., Movallali G., Rahgozar M., Arshi B. Page 29
    Introduction
    According to the attachment theory, maternal behavior and maternal reactions toward her child is affected by her attachment style. The purpose of this study was to evaluate the relationship between maternal attachment and social maturity of their mentally retarded sons.
    Methods
    All male mentally retarded students of secondary schools of Shiraz during academic year of 2008-2009 (127 students) were included. The adult attachment style questionnaire (AAS) (1987) was used to assess maternal attachment and Vineland's social test (1965) was used to assess the social maturity of mentally retarded male students. The Spearman correlation and sheffe's method were used for data analyses.
    Results
    Secure attachment style of mothers had a positive significant correlation with social maturity of mentally-retarded boys of secondary school (p<0.001) while insecure avoidant and insecure ambivalent attachment style of mothers had negative significant correlation with it (p=0.019 and p<0.001, respectively).
    Conclusion
    Mother's with more secure attachment style have children with higher social maturity and mothers with more insecure attachment style (avoidant and ambivalent), have children with less social maturity.
  • Farhadian M., Mahjub H., Sadri Gh, Aliabadi M. Page 38
    Introduction
    Child health and child mortality rate are important health indicators in different communities. Different studies have shown variations in these indicators in Iran’s provinces. The purpose of this study was to evaluate children's health status and its relationship with social and economic indicators in Iran.
    Methods
    Data of health indicators were collected from the Center for health promotion and development of Ministry of Health and Medical Education. Based on factor analysis method, the health rank of each province was determined. Based on the standardized score of the first factor of factor analysis, the relation between children’s health status and socioeconomic status of provinces was assesses using multiple regression.
    Results
    Assessment of 46 health and mortality indicators as the first factor showed that provinces of Tehran, Gilan, Semnan and Esfahan have more favorable health status, while provinces of Sistan Baluchestan, Hormozgan, Khuzestan and Lorestan have more unfavorable condition. In addition, assessment of health status based on 13 indicators of socioeconomic condition showed that the number of population under 5 years and the number of orphans have negative impact on health status. Furthermore, the provinces with more immigrants had better health status.
    Conclusion
    Provinces with better socioeconomic status have more favorable child health status. Therefore, socioeconomic development was found as an important factor affecting health status of provinces.
  • Hessami Z., Ramezankhani A., Sharifkashani B., Falahtafti S., Heydari Gr Page 45
    Introduction
    Many studies have shown that smoking decreases the quality of physical activities and results in the early fatigue among athletes. Generally, athletes are so popular in society and they can be considered as role models for the young generation. In this study, smoking status in champion sportsmen and their knowledge and attitude toward this issue were studied.
    Methods
    This was a cross-sectional study which was run among the sportsmen of 10 different national teams. Data was collected through face to face questioning from the members of popular national teams during their camping time. The questionnaires were designed based on the standard WHO questionnaire. Finally, the data was analyzed by software SPSS 16.
    Results
    In this study 220 sportsmen were studied. Their mean age was 28.8 ± 10 years. 88 sportsmen (40.7%) reported the experience of cigarette or hookah smoking. 30 sportsmen (13.6%) were smokers. 7 sportsmen (6.4%) were ex-smokers. The mean score of their knowledge about harmful effects of smoking was 21.02 ± 22.6 and the mean score of their attitude was 66.3 ± 13.9.
    Conclusion
    The prevalence of s moking among sportsmen is lower than the society however, it is still worrisome. In this population knowledge about harmful effect of smoking is low, but their attitude is acceptable meanwhile, there is no significant relation between their knowledge and attitude. It is suggested to do further studies on this issue.
  • Basakha M., Sabbagh Kermani M., Yavari K. Page 51
    Introduction
    Market failure in providing individual and social stock of health, or capital, cause exigency of government interference in these sectors. Therefore, providing a part of society’s needs in the field of health is one of the basic acts of government. It has been further argued that unless government intervenes, the provision of equity cannot be achieved.
    Methods
    The main purpose of the present study is to conduct a survey on effectiveness of governmental financial support of health sector in some Islamic Organization Countries (OIC). Thus, we applied classical econometrics methods (including cross section and panel data) using data period of 1991-2005.
    Results
    Results show that government health expenditure has a positive and significant effect on various social indicators. In addition, it was shown that per capita income is one of the important determinants of health indicators (such as infant mortality and under-five mortality rate). Adult’s literacy rate is one of the significant variables affecting health status In other words the health and education sectors correlate to each other.
    Conclusion
    Studying the role of government in providing finance to the health sector and observation of its outcomes shows that we cannot condemn the priority of public sector in developing countries’ health sector. Moreover achieving millennium development goals needs governmental financial support, specially in the field of health care.
  • Ravangard R., Arab M., Zeraati H., Rashidian A., Akbarisari A., Niroomand N., Mansoori S. Page 59
    Introduction

    Length of stay (LOS) is an indicator of resource utilization in hospitals. In this survey, we have studied the patient's LOS and its influential clinical and nonclinical factors in gynecology and obstetrics hospital affiliated with Tehran University of Medical Sciences.

    Methods

    This survey is a cross sectional descriptive-analytical study. We reviewed 3421 inpatient charts in oncology, surgery and obstetrics units in 2008. The required data were collected using a data collection sheet and inpatients interviews. Data were analyzed using Kolmogrov-Smirnov, Mann-Whitney, Kruskal-Wallis, and Spearman correlation tests.

    Results

    The median of LOS in the studied hospital was 50.8 hours and 48.5, 54.4 and 94.2 hours in obstetrics, surgical and oncology units, respectively. The factors which increased LOS were being single, having worker or farmer & stockbreeder or retired husbands, rural insurance coverage, admission in oncology unit, admissions on Wednesdays and Thursdays, being admitted by internists and by residents, relative recovery or need to follow up at discharge time, elective admission, the number of performed diagnostic experiments, and diseases such as gastrointestinal, neoplastic or endocrine diseases (all p values<0.005).

    Conclusion

    Among influential factors, policymakers and managers can only change the admission days and the number of diagnostic experiments in order to decrease LOS. Thus, they should prevent admissions in last days of week, except emergent admissions, and primary diagnostic experiments should be performed before admitting into the hospital to be able to use hospital beds and other resources properly.