فهرست مطالب

Veterinary Research - Volume:11 Issue:3, 2010
  • Volume:11 Issue:3, 2010
  • تاریخ انتشار: 1389/08/01
  • تعداد عناوین: 16
|
  • دکتر علی رضاخانی، دکتر ر. اس پیری، دکتر ک. ج بلیسیت صفحه 200
    این مطالعه شیوع آریتمی های قلبی در یک دوره ثبت 24 ساعته و مقایسه ضربان قلب و فراوانی آریتمی در دو گروه اسبچه با سنین متفاوت را نشان می دهد. الکتروکاردیوگرام با استفاده از سیستم هالتر مانیتورینگ از 24 اسبچه که 14 راس کمتر از 15 سال و 10 راس بیشتر از 15 سال سن داشتند ثبت گردید. تحلیل الکتروکاردیوگرام های ثبت شده نشان داد که تنها 3 راس از 24 راس اسبچه ها ریتم منظم را در یک دوره 24 ساعته نشان دادند. در 21 راس باقیمانده 6 نوع آریتمی که اغلب آن ها با واسطه واگ می باشند عبارتند از آریتمی سینوسی (12 مورد)، بلوک سینوسی دهلیزی (6 مورد) و بلوک دهلیزی بطنی درجه 2 (10 مورد) تشخیص داده شد. ضربان های زودرس دهلیزی (3 مورد) و بطنی (1 مورد) تنها در اسبچه های مسن دیده شد. مطالعه نشان داد که بین ضربان قلب و شیوع آریتمی بین دو گروه اسبچه اختلاف معنی داری مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: قلب، دیسریتمی، هالتر مانیتورینگ، اسبچه
  • دکتر فرشید فتاح نیا، دکتر ابراهیم روغنی، مهندس علیرضا حسینی، دکتر حسن درمانی کوهی، دکتر محمدجواد ضمیری صفحه 206
    در این تحقیق، اثر سطوح مختلف موننزین بر مصرف خوراک، میزان تولید و ترکیب شیر و پروفیل اسیدهای چرب شیر گاوهای شیری بررسی شد. چهار راس گاو چند شکم زایش با میانگین وزنی 47 ± 517 کیلوگرم و 8/19 ± 101 روز شیردهی که به طور انفرادی نگهداری می شدند در یک طرح مربع لاتین 4× 4 با 4 دوره آزمایشی 21 روزه مورد استفاده قرار گرفتند. جیره های آزمایشی شامل 4 جیره دارای 0، 10، 20 و 30 میلی گرم موننزین در هر کیلوگرم ماده خشک جیره بود که به صورت کاملا مخلوط و دو بار در روز به گاوها تغذیه شدند. مصرف ماده خشک در بین گروه های آزمایشی مشابه بود. مصرف موننزین موجب افزایش تولید شیر گردید (P<0.05). درصد چربی و پروتئین شیر تحت تاثیر افزودن موننزین قرار نگرفتند اما میزان تولید چربی روزانه و چربی استاندارد شده بر اساس 4 درصد افزایش یافت (P<0.05). موننزین موجب کاهش درصد اسیدهای چرب کوتاه زنجیره و اشباع چربی شیر گردید، اما اثری بر درصد اسیدهای چرب متوسط و بلند زنجیره نداشت. اسیدهای چرب غیر اشباع با افزودن موننزین افزایش نشان داد (P<0.05). بر اساس یافته های این آزمایش افزودن موننزین موجب کاهش بیوهید روژنه شدن اسیدهای چرب غیراشباع در شکمبه و در نتیجه افزایش درصد اسیدهای چرب غیراشباع چربی شیر گردید که از نظر تغذیه ای برای سلامتی انسان اهمیت دارد.
    کلیدواژگان: موننزین، پنبه دانه، ترکیب اسیدهای چرب شیر، گاوهای شیری
  • دکتر فواد المصری، دکتر محمد حسن زاده صفحه 214
    جهت بررسی رابطه بین پارامترهای آناتومی قلب و سیستم تنفس و میزان گازهای تنفسی خون با وقوع سندرم آسیت در دو نژاد مختلف از جوجه های گوشتی که دارای سرعت رشد و حساسیت متفاوتی نسبت به وقوع آسیت بودند، 340 قطعه جوجه از هر یک از دو نژاد تهیه گردید. در طول دوره پرورش نسبت وزن و حجم قلب، نسبت وزن و حجم ریه و نیز حجم قفسه سینه پرنده قبل و بعد از خروج قلب و ریه، میزان گازهای تنفسی pCO2 و pO2 خون سیاهرگی، پارامترهای رشد و میزان وقوع آسیت آن ها مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه حجم ریه و حجم قفسه سینه جوجه های گوشتی که از سرعت رشد بیشتری برخوردار بودند و در نتیجه به سندرم آسیت بیشتری مبتلا شدند، به شکل معنی داری بالاتر از جوجه هایی که از سرعت رشد کمتری برخوردار بودند مشاهده گردید. در حالی که جوجه های با رشد سریع نسبت به جوجه های با رشد کند، همزمان فشار گاز تنفسی pCO2 بیشتر و pO2 کمتری در خون سیاهرگی خود نشان دادند. نتایج این تحقیق نشان داد که یک رابطه ای بین ناکافی بودن رشد و تکامل پارامترهای سیتم قلبی-ریوی و میزان گازهای تنفسی جوجه های گوشتی که مستعد ابتلا به سندرم آسیت هستند، وجود دارد.
    کلیدواژگان: آسیت، pCO2، جوجه های گوشتی، آناتومی، سیستم قلبی، ریوی
  • دکتر علیرضا بدل توانا، دکتر مسعود حق خواه، دکتر عبدالله حسین خان ناظر صفحه 222
    راه های ایجاد آلودگی با باکتری سودوموناس فلورسنس در خط تولید شیر پاستوریزه در یک کارخانه بزرگ لبنیات در جنوب ایران مورد بررسی قرار گرفت. نمونه های شیر خام و پاستوریزه از شش نقطه در طول خط تولید اخذ شد و تمام نمونه ها تا رسیدن شمارش باکتری های هوازی به CFU mL-1 107-106 در دمای C°7 نگهداری شد. برای تشخیص باکتری کلنی ها به صورت تصادفی از روی محیط کشت انتخاب گردید. در نمونه های شیر بلافاصله پس از دستگاه پاستوریزه کننده هیچ گونه باکتری گرم منفی سرماگرایی جدا نگردید. آلودگی با این باکتری ها اغلب در مرحله پر کردن بسته های شیر رخ داد. از 1/34% بسته های شیر پاستوریزه باکتری های گرم منفی سرماگرا و از 9/4% آن ها سودوموناس فلورسنس جدا گردید. بیست و سه جدایه های سودوموناس فلورسنس از نظر ویژگی های فنوتیپی و 16S-23S PCR ribotyping مورد بررسی قرار گرفتند و تحلیل فیلوژنتیکی بر اساس ویژگی های فنوتیپی و ژنوتیپی انجام شد. این جدایه ها در شش بیوتایپ (B1-B6) قرار گرفتند. در اغلب موارد یک ریبوتایپ مشخص برای هر بیوتایپ یافت شد، هر چند برای هر کدام از بیوتایپ های B2 و B6 دو ریبوتایپ مشخص گردید. روش 16S-23S PCR ribotyping امکان تفکیک جدایه ها را فراهم آورد و بر این اساس جدایه ها در 5 ریبو تایپ قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: شیر، آلودگی ثانویه، سودوموناس فلورسنس، ریبوتایپینگ، فنوتایپینگ
  • مهندس مجتبی ارجمندفر، دکتر محمدجواد ضمیری، دکتر ابراهیم روغنی، دکتر محمد خوروش، دکتر غلامرضا قربانی صفحه 233
    دو گروه هفت راسی از گاوهای پرتولید شکم اول با میانگین (و انحراف معیار) تولید 3/1 ± 0/35 کیلوگرم شیر در روز، روز شیردهی 3/4 ± 0/180 و وضعیت بدنی 2/0 ± 2/3 به کار برده شدند. گاوها با جیره دارای 35% سیلوی ذرت، 25% علوفه و 40% کنسانتره تغذیه شدند و به طور آزاد به نمک دسترسی داشتند. به یک گروه، آب دارای 1400 = TDS و به گروه دیگر آب شیرین شده دارای 570 = TDS در شرایط استرس گرمایی (شاخص دما-رطوبت بیشتر از 72) داده شد. مقدار شیر روزانه، هفته ای یک بار اندازه گیری شد. برای اندازه گیری درصد پروتئین، چربی و لاکتوز شیر، نمونه برداری در روزهای 21 و 42 آزمایش انجام شد. برای اندازه گیری غلظت های سرمی +Na، +K، +2Ca،+2Mg و هورمون های T3 و T4، خونگیری در روزهای 21 و 42 آزمایش، از سیاهرگ دمی انجام شد. برای اندازه گیری غلظت اسیدهای چرب فرار و pH شکمبه نمونه گیری از مایع شکمبه در روز 42 آزمایش انجام شد. مقدار و ترکیب شیر، غلظت کانی ها (بجز پتاسیم) و هورمون های تیرویید، غلظت اسیدهای چرب فرار و اسیدیته مایع شکمبه تغییر معنی داری نشان نداد (P>0.05)، هر چند تولید شیر در گروه تغذیه شده با آب شیرین دو کیلوگرم بیشتر بود. غلظت پتاسیم خون به طور معنی داری در گروه تغذیه شده با آب شور بالاتر بود (P<0.05). با توجه به یافته های این آزمایش، کاهش TDS آب در گاوداری مورد مطالعه ضروری نیست.
    کلیدواژگان: گاو، شیر، شیرین کردن آب شور، هورمون های تیرویید، مجموع مواد محلول در آب
  • دکتر عباس ابویسانی، دکتر آنگوس مک کینون، دکتر آر. تیفور تسیرلیوگلو، دکتر آلن ا. ترانسن، دکتر جیتونگ گو صفحه 239
    سلول های بنیادی جنینی از توده سلولی داخلی (ICM) بلاستوسیست استحصال شده و با توانایی خودنوزایی نامحدود و پرتوانی خود مشخص می شوند. تاکنون فقط تعداد محدودی گزارش از جداسازی سلول های بنیادی جنینی در حیوانات و به ویژه اسب ارائه شده است، در حالیکه جداسازی سلول های بنیادی جنینی اسب به منظور بهره گیری از آن ها در بیوتکنولوژی و درمان بیماری ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در مطالعه اخیر، تلاش شد تا سلول های بنیادی جنینی اسب از بلاستوسیست تشکیل شده در رحم جدا شده و خصوصیت پرتوانی آن ها در شرایط کشت مختلف حفظ شود. سلول های بنیادی جنینی اولیه اسب بر روی سلول های فیبروبلاست جنینی موش قادر به تکثیر و خودنوزایی بودند. مطالعه ایمنوهیستوشیمی سلول های بنیادی جنینی اسب در پاساژ پانزدهم نشانگر وجود مارکرهای SSEA-1، Oct-4، TRA1-60، GCTM-2 و TRA1-81 در برخی از سلول های کلونی ها بود. در ادامه به منظور بهینه نمودن شرایط کشت سلولی، سلول های بنیادی جنینی اولیه در محیط کشت پایه واجد فاکتورهای رشد مختلف: 1) فقط hLIF، 2) فقط bFGF، 3) هم hLIF و هم bFGF و 4) بدون وجود هیچ فاکتور رشد در حضور و یا عدم حضور سلول های حمایت کننده هترولوگ (MEF) کشت داده شدند. نتایج حاصله نشان داد که سلول های حمایت کننده هترولوگ برای حفظ حالت تمایز نیافته سلول های بنیادی جنینی اسب ضروری هستند و مورفولوژی سلول های بنیادی جنینی بدون توجه به وجود و یا عدم وجود hLIF حفظ می شود. یافته های ما پیشنهاد می کند که hLIF نه یک فاکتور ضروری و نه یک فاکتور منفی برای رشد سلول های بنیادی جنینی اسب می باشد؛ به نظر می رسد که bFGF تاثیر منفی داشته و ترکیب توامان این دو فاکتور قادر به بهبود وضعیت شرایط کشت سلول های بنیادی جنینی اسب نمی باشد.
    کلیدواژگان: سلول های بنیادی جنینی، اسب
  • دکتر رضا کسروی، دکتر محمود بلورچی، دکتر نیما فرزانه، دکتر حسام الدین سیفی، دکتر عباس برین، دکتر پرویز هورشتی، دکتر فرامرز قراگزلو صفحه 249
    هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط نتایج آزمون حساسیت ضد میکروبی پاتوژن های ورم پستان تحت بالینی با پیامد درمان به دنبال تجویز داخل پستانی فراورده داخل پستانی حاوی نفسیلین، پنی سیلین و دی هایدرواسترپتومایسین بوده است. در مجموع 86 پاتوژن داخل پستانی از 43 راس گاو در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. بیشتر عفونت های داخل پستانی از استافیلوکوک های کوآگولاز منفی، کلیفرم ها و استرپتوکوک های محیطی ناشی شده بود. حساسیت آنتی بیوتیکی به روش انتشار دیسک تعیین گردید. نرخ بهبودی باکتریولوژیک برای جدایه های حساس، نسبتا حساس و مقاوم در گروه درمانی استاندارد (3 تزریق داخل پستانی فراورده مذکور با فواصل 24 ساعته) به ترتیب، 4/84%، 9/88% و 100% بود. این ارقام در گروه درمانی تمدید شده (6 تزریق داخل پستانی با فواصل 24 ساعته) برای هر سه گروه حساسیت 100% به دست آمد. نتایج درمان با نتایج آزمون حساسیت ضد میکروبی همخوانی نداشت. بر اساس نتایج این مطالعه، نتایج آزمون حساسیت ضد میکروبی به روش انتشار دیسک جهت پیشگویی پیامد باکتریولوژیک در درمان عفونت های داخل پستانی با استفاده از ترکیب نفسیلین، پنی سیلین و دی هایدرواسترپتومایسین مفید نیست.
    کلیدواژگان: گاو شیری، ورم پستان تحت بالینی، آزمون حساسیت، درمان
  • دکتر احمدرضا راجی، احسان نوروزی صفحه 255
    مطالعه بافت شناسی دستگاه گوارش در گونه های مختلف ماهی جهت شناسایی بیماری های دستگاه گوارش آن ها از اهمیت زیادی برخوردار می باشد لذا در این تحقیق که برای اولین بار انجام گرفته است ساختمان بافتی و شیمی بافتی دستگاه گوارش در دو گونه ماهی، گربه ماهی راه رونده (همه چیز خوار) و پیرانا (گوشتخوار) مورد مطالعه قرار گرفت. برای این منظور 5 قطعه گربه ماهی (طول 32 سانتی متر و وزن 240 گرم) و 5 قطعه ماهی پیرانا (طول 22 سانتی متر و وزن 190 گرم) بالغ و سالم و از جنس نر تهیه گردید، سپس ماهی ها به روش انسانی کشته شده، برشی در سطح شکمی آن ها داده شده و مری، معده و روده ها خارج گردید، از بخش های مختلف شامل مری (ابتدا و انتها)، معده (کاردیا، فوندوس، پیلور) و روده ها (ابتدا، انتها، روده های کور پیلوریک) نمونه بافتی به ابعاد نیم سانتی متر تهیه و بعد از شستشو با فسفات بافر در محلول بوئن ثابت گردیدند، مراحل آبگیری، شفاف کردن و آغشتگی با پارافین برای تمام نمونه ها انجام گرفت و برش بافتی به ضخامت 5 تا 7 میکرومتر تهیه و با رنگ های هماتوکسیلین و ائوزین، ون گیسون، ورهوف، آلسین بلو، پاس، رنگ آمیزی و به وسیله میکروسکوپ نوری الیمپوس مطالعه و تصاویر بافتی تهیه گردید. نتایج نشان داد که در تمام بخش های دستگاه گوارش در هر دو گونه چهار لایه بافتی شامل مخاط، زیر مخاط، لایه عضلانی و سروزی از داخل به خارج مشابه سایر گونه های ماهی دیده می شود. مخاط مری در گربه ماهی و پیرانا دارای چین های طولی عمیق فراوان و اپیتلیومی از نوع سنگفرشی مطبق غیر شاخی به همراه سلول های موکوسی فراوان می باشد که موکوس این سلول ها در رنگ آمیزی پاس و آلسین بلو مثبت شدند، جوانه های چشایی و عضله مخاطی در ساختمان بافتی مقاطع عرضی مری در این دو گونه مشاهده نشد. در نمونه های مری گربه ماهی و پیرانا لایه عضلانی مخطط به صورت طولی داخلی و حلقوی خارجی و در تمام طول مری مشاهد گردید. مخاط معده دارای اپیتلیومی از نوع استوانه ای ساده بوده و دارای پیت های معده می باشد.لایه موکوسی معدی در هر دو گونه پاس مثبت و آلسین بلو منفی می باشد. لایه مخاطی روده در گربه ماهی و پیرانا دارای تعداد زیادی چین می باشد و اپیتلیوم مخاط روده نوع استوانه ای ساده به همراه سلول های موکوسی است که رنگ پذیری این سلول ها برای پاس و آلسین بلو مثبت می باشد، تعداد سلول های موکوسی در گربه ماهی به مراتب بیشتر از ماهی پیرانا مشاهده شد. روده های کور پیلوریک که به صورت زوائد کوچک چسبیده به معده و تنها در پیرانا مشاهده گردید دارای اپیتلیومی از نوع استوانه ای ساده بوده و ترشحات موکوسی در آن از نوع خنثی می باشد. مطالعه انجام شده نشان داد که ساختمان بافتی و هیستوشیمی در این دو گونه ماهی با وجود نوع تغذیه متفاوت تشابه زیادی با هم داشته و تفاوت های مشاهده شده عبارتند از وجود زوائد روده کور پیلوریک در معده پیرانا و عدم حضور آن در گربه ماهی، عدم حضور جوانه چشایی در مری هر دو گونه و همچنین حضور تعداد زیادی سلول های جامی با ترشحات موکوسی در اپیتلیوم روده در پیرانا نسبت به گربه ماهی. درآخر مشاهده گردید که خصوصیات هیستوشیمی ترشحات موکوسی سطح مخاطات با وجود نوع تغذیه متفاوت در دو گونه از یک نوع می باشد و لذا نوع تغذیه متفاوت نمی تواند تاثیر زیادی بر خصوصیات هیستوشیمیایی لوله گوارش در این دو گونه ماهی داشته باشد.
    کلیدواژگان: بافت شناسی، دستگاه گوارش، گربه ماهی، پیرانا
  • دکتر محمد حیدرپور بمی، دکتر پروانه خضرائی نیا، دکتر حمیدرضا حدادزاده، دکتر بهرام کاظمی صفحه 262
    گونه های تیلریا در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری جهان شایع بوده و برخی از آن ها موجب خسارات اقتصادی زیادی در نشخوارکنندگان می گردند. دو گونه تیلریا لستوکاردی و تیلریا اویس به عنوان عوامل ایجاد کننده تیلریوز گوسفندی در ایران در نظر گرفته می شوند. اما جوانب اپیدمیولوژیک تیلریوز گوسفندی در ایران به خوبی شناخته نشده و انجام مطالعات بیشتر با استفاده از روش های حساس و اختصاصی مورد نیاز است. در مطالعه گذشته، ما یک روش nested PCR-RFLP برای تشخیص گونه های تیلریا در گوسفندان طراحی نمودیم. در مطالعه حاضر گونه های تیلریای درگیر در تیلریوز گوسفندی در پنج منطقه مختلف نیمه شرقی ایران (زابل، لار، فردوس، سمنان و گرگان) ارزیابی گردید. از 220 نمونه خون حاوی EDTA جمع آوری شده از گوسفندان در مناطق فوق، 60 درصد (220/132) آن ها در روش nested-PCR آلودگی با گونه های تیلریا را نشان دادند، در حالی که با بررسی میکروسکوپی تنها 27/22 درصد (220/49) نمونه ها مثبت تشخیص داده شدند. در آزمایش RFLP محصولات PCR، 3/55 درصد (132/73) نمونه های خون آلوده به تیلریا لستوکاردی و 7/44 درصد (132/59) آلوده به تیلریا اویس تشخیص داده شدند. در این مقاله میزان آلودگی با این دو گونه در مناطق مختلف مورد مقایسه قرار خواهد گرفت. مطالعه حاضر اولین مطالعه ای است که در آن با استفاده از روش های مولکولی تیلریوز گوسفندان در مناطق مختلف ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: تیلریوز گوسفندی، تیلریا اویس، تیلریا لستوکاردی، nested PCR، RFLP، ایران
  • مهندس پریسا فاضلی، دکتر محمدجواد ضمیری، دکتر عباس فرشاد، مهندس بهروز خلیلی صفحه 267
    اثر تزریق زیرپوستی ویتامین ث بر ویژگی های منی بزهای مرخز (2 تا 4 سال سن) بررسی شد. بزهای نر به سه گروه چهار تایی تقسیم و به ترتیب، با مقادیر صفر (یک میلی لیتر محلول نمک فیزیولوژیک)، 20 میلی گرم و 40 میلی گرم ویتامین ث به ازای هر کیلوگرم وزن زنده و به طور روزانه بین 6 ژوئیه 2006 تا 6 اکتبر 2006 (15 تیرماه تا 15 مهرماه 1385) تزریق شدند. نمونه های خون از سیاهرگ گردن، ماهانه و نمونه های منی هر 15 روز یکبار با به کارگیری واژن مصنوعی، گرفته شد. ابعاد بیضه (محیط بیضه ها درون اسکروتوم، و طول و عرض آن ها) یک روز پیش از اسپرم گیری، اندازه گیری شد. اثر اصلی ویتامین ث و برهم کنش بین ویتامین ث و زمان نمونه برداری بر اندازه های بیضه معنی دار نبود. اثر برهم کنش ویتامین ث و زمان نمونه برداری بر غلظت ویتامین ث در پلاسمای خون و مایع منی، و نیز بر میزان جنبایی اسپرم، درصد اسپرم زنده، ناهنجاری های اسپرم، و شمار کل اسپرم زنده و بهنجار معنی دار بود. ویتامین ث موجب افزایش معنی دار درصد اسپرم های دارای حرکت پیشرونده شد. مقدار 40 میلی گرم ویتامین ث موجب افزایش میزان جنبایی اسپرم ها شد و این اثر تا یک ماه پس از قطع تزریق ویتامین، هم چنان دیده شد. درصد اسپرم های زنده و حرکت کلی اسپرم ها نیز الگوی همانندی را نشان دادند. تاثیر دوزهای 20 و 40 میلی گرم ویتامین ث بر کاهش درصد اسپرم های نابهنجار یکسان بود. شمار کل اسپرم های زنده و بهنجار نیز در پی تزریق ویتامین ث افزایش یافت و این اثر تا مدتی پس از قطع تزریق ویتامین ث، پدیدار بود. یافته های این آزمایش، اهمیت ویتامین ث را برای تولیدمثل بزهای نر نشان می دهد، هم چنان که برای دیگر پستانداران نیز گزارش شده است. از سویی ، در برخی شرایط ممکن است سنتز ویتامین ث در بدن نشخوارکنندگان برای تولید مثل بهینه، بسنده نباشد.
    کلیدواژگان: بز نر، منی، اسپرم، بیضه، ویتامین ث
  • دکتر بهمن مصلی نژاد، دکتر حسین حمیدی نجات، دکتر رضا آویزه، دکتر مسعود قربانپور نجف آبادی، دکتر محمدحسین راضی جلالی صفحه 273
    کریپتوسپوریدیوم پارووم یک انگل تک یاخته ای مشترک بین انسان و دام بوده و تعداد زیادی از میزبانان مهره دار را مبتلا می کند. مطالعه اخیر جهت تعیین شیوع کریپتوسپوریدیوم پارووم در سگ های شهری و روستایی منطقه اهواز انجام شده بود. نمونه های مدفوع از 93 قلاده سگ به صورت تصادفی و در فاصله اردیبهشت ماه 1384 تا شهریور ماه 1386 به دست آمدند. سگ های تحت مطالعه به 2 گروه (شهری و روستایی) و بر اساس سن به 3 گروه (کمتر از 6 ماه، 6 ماه تا 3 سال و بالای 3 سال) تقسیم بندی شدند. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون مربع کای و آزمون دقیق فیشر مورد آنالیز قرار گرفتند. میزان شیوع کریپتوسپوریدیوم پارووم در این سگ ها، 3/4% (4 تا از 93 مورد)، با استفاده از روش الایزا به دست آمد و این نشان می دهد که آنتی ژن آن در اکوسیستم محیط موجود است. اگر چه میزان شیوع عفونت در سگ های روستایی (3 تا از 47 مورد؛ 4/6%) در مقایسه با سگ های شهری (یکی از 46 مورد؛ 17/2%) بیشتر بود اما تفاوت معنی داری از نظر آماری بین گروه های مختلف دیده نشدند (P>0.05). با این وجود عفونت، شیوع بیشتری در سگ های اسهالی (3 تا از 17 مورد؛ 65/17%) در مقایسه با سگ های غیر اسهالی (یکی از 76 مورد؛ 3/1%) داشت و تفاوت از نظر آماری نیز معنی دار بود. (P=0.019) عفونت بین گروه های سنی مختلف نیز معنی دار نبود (P>0.05). وقوع همزمان کریپتوسپوریدیوم پارووم با دیستمپر (1 نمونه) و پاروویروس (1 نمونه) در سگ های مورد مطالعه دیده شد. رنگ آمیزی زیل-نلسون تغییر شکل یافته نیز انجام شده بود و شیوع عفونت 15/2% (2 تا از 93 مورد) به دست آمد. این مطالعه نشان داد که کریپتوسپوریدیوم پارووم می تواند به عنوان یک فاکتور خطر، به ویژه برای سگ هایی که در تماس با یکدیگر هستند در جمعیت سگ های شهری و روستایی مطرح باشد.
    کلیدواژگان: کریپتوسپوریدیوم پارووم، الایزا، سگ، اهواز، ایران
  • دکتر محمدعلی راد، دکتر شهرام جمشیدی، دکتر شایان شعاعی، دکتر علیرضا باهنر، دکتر سوسن سیمانی، دکتر احمد فیاض، دکتر علیرضا زواره ای، دکتر علیرضا جنانی، دکتر محمد تقی خانی، دکتر سید جاوید آل داود، علی علیاری صفحه 279
    هاری بیماری ویروسی کشنده ای، با نشانه های بالینی آنسفالیت حاد می باشد که به وسیله نوعی ویروس”نوروتروپ“انتقال پیدا می کند. این ویروس در خانواده رابدوویریده و جنس”لیسا ویروس“قرار دارد. انتقال بیماری به انسان تقریبا در تمام موارد به دنبال آلودگی با بزاق پستانداران صورت می گیرد. ویروس هاری از طریق آلودگی ناحیه گاز گرفته شده به داخل محل جراحت در واقع تزریق می شود. با توجه به تثبیت ویروس در سیستم عصبی مرکزی، تقریبا تمام موارد بیماری باعث مرگ حیوان و یا انسان مبتلا به هاری خواهد شد. از این رو نقش واکسیناسیون در کنترل بیماری هاری در حیوانات و همچنین روش های درمانی پس از گزش در افراد گاز گرفته شده توسط حیوانات مشکوک به هاری، با استفاده از واکسن های کشت سلولی از مدت ها قبل مورد توجه محققین قرار داشته است. در مطالعه حاضر، واکسن هاری BHK تهیه شده در انستیتو پاستور ایران با نوع مشابه خارجی آن تهیه شده در شرکت خدمات بهداشتی حیوانی شرینگ-پلاگ اسپانیا، بر روی 12 قلاده سگ در دو گروه 6 تایی مورد بررسی قرار گرفت. از خون حیوانات مذکور در طی 18 ماه، ماهانه یکبار نمونه گیری به عمل آمد. در انتهای هر ماه عیار پادتن (آنتی بادی) خنثی کننده هاری با استفاده از روش تست سریع ممانعت از تشکیل اجسام فلورسانس (RFFIT) در نمونه های سرم در آزمایشگاه اختصاصی بخش هاری انستیتو پاستور ایران، مورد ارزیابی و اندازه گیری دقیق قرار گرفت. در هر دو گروه حیوانات تحت بررسی پاسخ کافی ایمنی زایی تا حداقل یک سال پس از تزریق واکسن ها، بدون ایجاد هر گونه عوارض جانبی، ادامه داشت. با توجه به اثرات ایمنی زایی واکسن هاری چه ایرانی و چه غیر ایرانی، تزریق سالانه یک نوبت از آن ها جهت ایجاد ایمنی در سگ های سالم برای پیشگیری از هاری کافی خواهد بود. میانگین تیتر پادتن در پایان مطالعه و در انتهای ماه هجدهم پس از تزریق واکسن”رابدومون“اسپانیایی در سگ های گروه اول (خارجی) برابر با 60/0 ولی در سگ های گروه دوم (ایرانی) برابر با 65/0 واحد بین المللی در هر میلی لیتر سرم بود که اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود. استاندارد جهانی (WHO) میزان حداقل تیتر پادتن برای پیشگیری از هاری در انسان و دام 50/0 واحد بین المللی در هر میلی لیتر سرم خون می باشد که در این مطالعه میانگین آن حتی تا پایان ماه هفدهم پس از تزریق واکسن های BHK کشت سلولی در سطح قابل قبولی بود (نیم واحد بین المللی در میلی لیتر سرم یا بالاتر). اما، در پایان ماه هجدهم اندازه این تیتر در 2 قلاده از سگ های گروه اول (مصرف واکسن خارجی) و در یک قلاده سگ از گروه دوم (مصرف واکسن ایرانی) در حد 40/0 واحد بین المللی در یک میلی لیتر سرم بود که از نظر حفظ ایمنی سگ ها علیه هاری در حد قابل قبول نمی باشد. لذا، در شرایط اپیدمیولوژی و انتشار بیماری هاری در کشور ما (ایران)، تزریق واکسن هاری به طور سالانه (حداقل هر 12 ماه یکبار) در سگ های خانگی، زنده یاب، شکاری، و سگ های گله و نگهبان که در معرض خطر گاز گرفتگی توسط حیوانات دیگر هستند، همواره موکدا توصیه می شود.
    کلیدواژگان: تیتر پادتن، واکسن هاری BHK، آزمایش سریع ممانعت از تشکیل اجسام فلورسانس
  • دکتر سعید حصارکی، دکتر غلامرضا عابدی، دکتر ساناز ریسمانچی صفحه 283
    این گزارش درباره یک مورد تومور بافت استرومایی آلت تناسلی گاو نر دو رگه نژاد هلشتاین به ابعاد 5/6 × 9 × 7 سانتی متر می باشد که در سطح مقطع رنگ سفید خاکستری داشت. هیچگونه آثار متاستاز از قبیل تورم گره های لنفاوی منطقه مشاهده نگردید. تومور مورد گزارش متشکل از دستجات مواج حاوی سلول های دوکی با هسته های کشیده بزرگ و رشته های متراکم بود. پلئومورفیسم فراوان با شاخص (ایندکس) میتوزی پایین همراه بود. در بررسی ایمونوهیستوشیمیایی، سلول های توموری از لحاظ وایمنتین و S100 مثبت و از لحاظ اکتین عضله صاف، دسمین، C-KIT و GFAP منفی بودند، لذا با توجه به این نتایج تومور مذکور فیبروسارکوما تشخیص داده شد.
    کلیدواژگان: گاو نر، فیبروسارکوما، آلت تناسلی، ایمونوهیستوشیمی
  • دکتر حسین حملی، دکتر جواد اشرفی هلان صفحه 287
    یک راس تلیسه هلشتاین با علائم سخت زایی به بخش مامایی کلینیک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تبریز ارجاع داده شد. در معاینه واژینال مشخص گردید که جنین در وضعیت خلفی قرار دارد. با انجام چند مانور مامایی، یک گوساله نر به صورت زنده متولد گردید. پدیده بسیار جالب حضور دو چین پوستی کیسه ای شکل، به ابعاد 12 × 12 سانتی متر در سمت راست و 18 × 12 سانتی متر در سمت چپ گردن گوساله، و وجود ضربان قلب در زیر پوست ناحیه پایینی گردن آن بود. گوساله در حدود دو دقیقه بعد از تولد، به علت عدم توانایی در تنفس و آپنه شدید تلف گردید. به هنگام کالبد شکافی قلب خارج از قفسه سینه، در زیر پوست گردن قرار داشت. جهت قرار گرفتن آن به صورت معکوس بود به طوریکه، قاعده قلب در پایین گردن و راس آن به طرف سر گوساله قرار گرفته بود. نوک قلب بر خلاف گوساله های سالم، به شکل گرد و مدور مشابه قلب گوشتخواران بود. در مطالعات هیستوپاتولوژیکی، پر خونی شدید، ادم و هموسیدروزیس در ریه ها، پر خونی پاسیو سیاهرگی و آتروفی پراکنده عضلات میوکارد در قلب مشاهده گردید. بر اساس یافته های آناتومیکی و هیستوپاتولوژیکی، ناهنجاری به عنوان، ناهنجاری مادر زادی نابجایی گردنی قلب توام با دو کیسه گردنی، تشخیص داده شد.
    کلیدواژگان: گوساله، کیسه های گردنی، ناهنجاری مادر زادی، سخت زایی، نابجایی گردنی قلب
|
  • Rezakhania., Pirie, R. S., Blissitt, K. J Page 200
    This study describes the prevalence of cardiac dysrhythmias occurring over a single 24 h period in ponies and compares the heart rate and frequency of dysrhythmias in two groups of ponies of different ages. Electrocardiograms were recorded using a Holter monitoring system from twenty four ponies aged less than 15-year-old (n = 14) and greater than 15-year-old (n = 10). Subsequent analyses of cardiac rhythm revealed that only 3/24 ponies maintained a regular rhythm throughout the recording period. In the remaining 21 ponies, 6 different types of dysrhythmias were detected, the majority of which were vagally mediated; sinus arrhythmia (n = 12), sinoatrial block (n = 6) and second degree atrioventricular block (n = 10). Premature beats of both atrial (n = 3) and ventricular (n = 1) origin were observed only in the older group. There were no significant differences between the 2 groups with respect to mean 24-h heart rates or the prevalence of cardiac dysrhythmias.
  • Fatahniaf., Rowghanie., Hosseini, A. R., Darmani Kohih., Zamiri, M. J Page 206
    The objective of this study was to determine the effects of feeding different levels of monensin on feed intake, milk production and composition, and milk fatty acid profile in lactating Holstein cows. Four multiparous cows averaging 517 ± 47 (SD) kg in body weight and 101 ± 19.8 (SD) days in milk were housed individually in tie-stalls. The study was conducted as a 4 × 4 Latin square design for four periods (14-d for adaptation and 7-d for sampling). Cows were offered four dietary treatments (0, 10, 20, or 30 mg of monensin/kg of DM) as total mixed ration, twice daily. Dry matter (DM) intake was similar among treatments. Monensin supplementation significantly increased (P<0.05) milk yield and 4% fat corrected milk (FCM). Milk fat and protein percentages were not affected by monensin supplementation, but fat yield was increased. Monensin reduced the percentage of the short-chain and saturated fatty acids in milk fat, but had no effect on the percentages of medium- and long-chain fatty acids. Monensin supplementation increased (P<0.05) unsaturated fatty acids concentrations in milk fat. Based on the results of this study, feeding monensin was effective in inhibiting the biohydrogenation of unsaturated fatty acids in the rumen, and consequently increased the percentage of unsaturated fatty acids in milk fat, which improves the health characteristics of milk for human consumption.
  • Al-Masrif., Hassanzadeh, M Page 214
    The present study was designed to examine the anatomical parameters of the cardiopulmonary system, the function of venous blood gas parameters and the development of ascites incidence in two genetic line chickens. Three hundred forty day-old chickens from two pure broiler breeder lines, which were different in their growth rate and susceptibility to ascites syndrome were obtained. The relative heart and lung weights, the volumes of the heart, lung and thorax cavity, the incidence of ascites, and the venous blood gas parameters in these two genetic line chickens were followed. In the present study, the incidence of ascites and right ventricular hypertrophy was markedly higher in the fast-growing broiler chickens compared to the slow-growing chickens, as two genetic line chickens exhibited significant differences in their growth performance traits. The volumes of the thorax cavity, before and after removing the heart and lung tissues, were lower in fast-growing broiler chickens compared to the slow-growing chickens. The relative lung volume was significantly lower in the fast growth chickens than the slow growth chickens at the earlier age, but it did not differ at the later age. Additionally, a rise in carbon dioxide tension and a decline in oxygen pressure in the venous blood of rapid growth compared to the slow growth broiler chickens were observed. It could be concluded that there is an association between the insufficiencies of the cardiopulmonary system with the function of the venous blood gas parameters and the development of ascites syndrome in fast growing broiler chickens.
  • Bedeltavanaa., Haghkhahm., Nazer, A Page 222
    Contamination sites of Pseudomonas fluorescens were traced in the production line for milk pasteurization in a large dairy plant in Shiraz, Iran. Samples of raw and pasteurized milk were collected at six sites along the line. All milk samples were incubated at 7°C until the aerobic plate count had reached 106-107 cfu mL-1. Colonies were picked randomly and identified. No growth of gram negative psychrotrophic bacteria (GNP) was detected in the immediately pasteurized milk samples (just after the pasteurization), during long incubation at 7°C. Recontamination most often occurred in the filling step. In this study 34.1 and 4.9% of the milk packages showed contamination with GNP and P. fluorescens, respectively. Twenty three P. fluorescens isolates were examined for phenotypic characteristics and 16S-23S PCR ribotyping. Phylogenetic analysis was conducted on the phenotypic and genotypic characteristics. The P. fluorescens isolates were shown to belong to 6 biotypes (B1-B6). The predominance of a particular ribotype was often observed for a given biotype, although there were two ribotypes in each of the B2 and B6 biotypes. The 16S-23S PCR-ribotyping technique allowed differentiation between the isolates. Based on this method, the isolates belonged to 5 subtypes. Phylogenetic analysis based on 16S-23S PCR-ribotyping and phenotypic characterization could be helpful in tracking contamination routes in the production line for milk pasteurization.
  • Arjomandfarm., Zamiri, M. J., Rowghanie., Khorvashm., Ghorbani, Gh Page 233
    Fourteen primiparous Holstein cows (180.0 ±4.3 days in milk) with a mean (±SD) daily milk yield of 35.0 ± 1.3 kg and a body condition score of 3.2 ± 0.2 were allotted into two groups (n = 7), and were fed a ration consisting of (dry matter basis) 35% corn silage, 25% alfalfa hay and 40% concentrates. Salt was provided free choice. The experiment was performed during the period of heat stress, i.e., when the temperature-humidity index was greater than 72. One group was offered desalinated water containing 570 mg total dissolved solids (TDS) and another group was offered water containing 1400 mg TDS per L. Milk yield was measured weekly, and milk samples were taken on days 21 and 42 for determination of milk composition. Blood samples were taken on days 21 and 42 from the median caudal vein of the tail and the serum concentrations of Na+, K+, Ca2+, Mg2+, tri-iodothyronine (T3) and thyroxine (T4) were measured. Ruminal fluid was taken by rumenocentesis on day 42 for determination of volatile fatty acids (VFA) and pH. Milk yield, milk composition, serum concentrations of T3 and T4, Na+, Ca2+ and Mg2+, ruminal fluid VFA concentration and pH were not significantly affected by water TDS (P>0.05); however, cows receiving desalinated water produced 2 kg more milk per cow per day. Serum K+ concentration was significantly higher in cows consuming saline water (P<0.05). The present data indicated that water with a TDS of 1400 mg per L had no adverse effect on lactating cows; therefore, it is not necessary to desalinate water in the region under study. However, in light of the possible effects of saline water on thyroid hormones, further studies concerning the influence of saline water on the metabolism of high producing cows in hot climates are warranted.
  • Abavisania., Mckinnona., Tecirlioglu, R. T., Trounson, A. O., Guo, J Page 239
    Embryonic stem cells (ESCs) are originally derived from the ICM of blastocysts and are characterized by their ability to self-renew and their pluripotencies. Only a few reports have been published on ESC isolations and line establishment in animals, even fewer in horses. However, it is still important to isolate equine ESCs for animal biotechnology and therapeutic applications. In the present study, we tried to derive horse ESC lines from the ICM of blastocysts fertilized in vivo and maintain their pluripotencies in different conditions. The primary horse ESCs were able to self-renew when they were cultured in basic medium on γ-irradiated MEFs. After 15 passages, immunohistochemistry of the putative horse ESCs showed that some cells in the colonies were positive for Oct-4, SSEA-1, GCTM-2, TRA-1-60 and TRA-1-81. Moreover, to optimize the culture conditions, these putative horse ESCs were cultured in basic medium supplemented with human leukemia inhibitory factor (hLIF) only, human basic fibroblastic growth factor (hbFGF) only, or hbFGF plus hLIF with or without heterologous (MEF) feeder cells. Based on our results, the heterologous feeder (MEF) cells are necessary to maintain the undifferentiated state for horse ESCs, and ESC-like cell morphology of horse ESCs were well maintained in the basic medium supplemented with or without hLIF. This result suggested that hLIF was neither prerequisite nor negative for maintenance of horse ESCs; bFGF seemed to be negative for maintenance of horse ECSs and the combination of hLIF and bFGF was unable to improve the culture condition.
  • Kasravir., Bolourchim., Farzanehn., Seifi, H. A., Barina., Hovareshtip., Gharagozlou, F Page 249
    The objective of the present study was to determine whether there was an association between the in vitro antimicrobial sensitivity test results of subclinical mastitis pathogens and bacteriological cure following intramammary treatment using a combination of nafcillin, penicillin, and streptomycin (NPS). Eighty-six intramammary pathogens from 43 cows were examined in this study. Most intramammary infections were due to coagulase-negative staphylococci, coliforms, and environmental streptococci. The antibiotic sensitivity to NPS was determined using the Kirby-Bauer disc diffusion method. Bacteriological cure rates for sensitive, intermediate, and resistant isolates in the standard treatment group (3 intramammary infusions of NPS once daily) were 84.4, 88.9, and 100%, respectively. These figures in the extended treatment group (6 intramammary infusions of NPS once daily) were 100% for the 3 categories. Bacteriological cure was not associated with the sensitivity test result. Based on this study, Kirby-Bauer sensitivity test results were not useful as predictors of the bacteriological outcome of subclinical mastitis treated with intramammary NPS.
  • Raji, A. R., Norouzi, E Page 255
    The purpose of this study is to describe the histological and histochemical features of digestive tract in two aquarium fishes with different types of feeding habits which are omnivorous (Walking catfish) and carnivorous (piranha), respectively. Five adult Walking catfish (L: 26.4 ± 3.4 cm, W: 265 ± 55 g) and five adult piranha (L: 23.6 ± 4.5 cm, W: 247 ± 50 g) were used for this study. The fishes were killed by decapitation method and small pieces (0.5 cm ´ 0.5 cm) from the esophagus, cardiac, fundus and pyloric portions of the stomach, proximal, distal parts of intestine and pyloric caeca were fixed by immersion in Bouin’s solution. The specimens were processed through routine paraffin embedding technique and cut at 5-7 µm and stained with hematoxylin and eosin, Van Gieson, Verhoof, Alcian blue, PAS, and AB+PAS technique for different microstructural and microfibrilar structures. The morphological and histochemical structures of all specimens were studied with a light microscope and micrographs were prepared. The esophagus of Walking catfish and piranha are found to have numerous deep longitudinal folds, stratified squamous epithelium with numerous mucous cells which react positively to PAS and AB stains. Taste buds and muscularis mucosa were not seen in the esophagus of both species. The muscularis mucosa was organized in longitudinal and circular layers of striated muscular fibers. The mucosa of the stomach was formed by simple columnar epithelium with folds and gastric pits formed by the invagination of the mucosal layer into the lamina propria. The surface epithelium of the stomach reacted positively to PAS but negatively to AB staining. The mucosal surface of the intestine in Walking catfish and piranha has numerous folds lined by simple tall columnar cells, along with goblet cells which reacted positive to PAS and AB staining, so that goblet cells in the intestine of Walking catfish were significantly more than in piranha. The Caeca pyloric was found only in piranha and it showed an elongated fold lined with columnar cells and numerous mucous cells which reacted positively to PAS.
  • Heidarpour Bamim., Khazraiiniap., Haddadzadeh, H. R., Kazemi, B Page 262
    Theileria species are common in tropical and subtropical regions and cause great economical losses in ruminants. Two species, T. lestoquardi and T. ovis, are suspected to cause ovine theileriosis in Iran. The epidemiological aspects of ovine theileriosis in Iran are poorly understood and further investigations by sensitive and precise techniques are required. In a previous study, a sensitive and specific PCR-RFLP method was used for the identification of Theileria spp. in sheep. In the present study, Theileria species involved in ovine theileriosis were determined in five different regions in eastern half of Iran (Zabol, Lar, Ferdows, Semnan and Gorgan). Blood samples were collected in EDTA. Of 220 blood samples obtained from sheep in different regions, 60% (132.220) were positive for Theileria spp. by nested-PCR compared with 22.27% (49.220) by microscopic examination. Using RFLP of PCR products, out of 132 positive blood samples, 55.3% (73.132) were positive for T. lestoquardi and 44.7% (59.132) were positive for T. ovis. The infection with these two Theileria species in different areas is compared in the article. This is the first report in which ovine theileriosis has been studied in different regions in Iran using molecular identification techniques.
  • Fazelip., Zamiri, M. J., Farshada., Khalili, B Page 267
    The effect of subcutaneous injections of vitamin C on the seminal characteristics of Markhoz bucks (2–4-year-old) was studied. The bucks, trained to serve an artificial vagina, were randomly allotted into three equal groups (n = 4) and received daily either zero (1 mL normal saline; control group), or 20 (VitC20 group) or 40 (VitC40 group) mg per kg body weight vitamin C from July 06, 2006 to Oct. 06, 2006. Blood samples were taken from the jugular vein at monthly inter, als, and semen samples were collected at 15-day intervals. Testicular dimensions in the scrotum (circumference, width, and length) were also determined on the day before semen collection. The ejaculates were evaluated for volume, sperm concentration, pH, motility, and abnormal and live sperm. Testicular measurements were not affected by administration of vitamin C. The interaction between vitamin C and the sampling time was significant (P<0.05) for the concentration of vitamin C in the blood plasma and seminal fluid, sperm motility, sperm viability, sperm abnormality, and the number of live-normal sperm in the ejaculate. Vitamin C increased the levels of vitamin C in blood and seminal plasma. Both doses of vitamin C increased the percentage of progressively motile sperm showing forward motility. VitC40 injection for 90 days increased sperm motility and the effect was still evident up to 30 days after the cessation of injections. The percentage of live sperm and mass motility showed similar trends. Both doses were equally effective in decreasing the percentage of abnormal sperm. The total number of live and normal sperm in the ejaculate increased by vitamin C injections and the effect was still evident after the injections had been discontinued. The present data indicates the importance of vitamin C in the reproduction of male goats, as also shown for several mammalian species. They further show that under certain conditions, the in vivo synthesis of this vitamin in ruminants might not be sufficient for optimum reproduction.
  • Mosallanejadb., Hamidinejath., Avizehr., Ghorbanpoor Najafabadim., Razi Jalali, M. H Page 273
    Cryptosporidium parvum is a zoonotic protozoan parasite with a wide range of vertebrate hosts. The present study was conducted to determine the prevalence of Cryptosporidium parvum in urban and rural dogs of the Ahvaz area. Faecal samples were collected randomly from 93 dogs between May 2005 and September 2007. The studied dogs were divided into two groups (urban and rural) and based on age into three groups (<6 months, 6 months–3 years and >3 years). The results were analyzed by using Chi-square analysis and Fischer’s exact test. Prevalence to Cryptosporidium parvum antigens was 4.3% (4 of 93) by means of ELISA, indicating that this antigen is present in the ecosystem. The infection was more prevalent in rural dogs (6.4%; 3 of 47) in comparison with urban dogs (2.17%; 1 of 46), nevertheless, there were no significant differences between the different groups (P>0.05), but the infection was more prevalent in diarrheic dogs (17.65%; 3 of 17) compared with non-diarrheic dogs (1.3%; 1 of 76), and the difference was significant (P=0.019). Infection was not significant in the different age groups (P>0.05). Concurrent detection of Cryptosporidium parvum with canine distemper (one sample) and parvovirus (one sample) were shown in the studied dogs. Modified Ziehl-Neelsen staining was also carried out and the prevalence of infection was 2.15% (2 of 93). The use of ELISA allowed the detection of more positive cases than light microscopy. This study showed that Cryptosporidium parvum can be a risk factor, particularly for those dogs in contact together in the population of urban and rural dogs.
  • Rad, M. A., Jamshidi, Sh., Shoaei, Sh., Bahonar, A. R., Simanis., Fayaza., Zavarei, A. R., Janani, A. R., Taghikhanim., Aldavood, S. J., Aliyaria., Howaizin., Eslamin., Biglarip., Rad, I. Page 279
    Rabies is acutely fatal encephalitis caused by a neurotropic virus. This virus belongs to the family of Rhabdoviridae and genus of Lyssavirus. The virus is almost always transmitted to human through infected mammalian saliva. Rabies is inoculated to a wound by an infected animal bite. Since infection is established in the CNS, the outcome is almost always fatal. According to the outstanding role of vaccination against rabies in animals, as well as post-exposure treatment regimen in human, production of cell-cultured rabies vaccine is the most common interest of researchers. Two BHK-rabies vaccines, one made in the Pasteur Institute of Iran and two in Schering-Plough Animal Health of Madrid, Spain have been tested on 12 dogs divided into two groups. Sera were taken monthly over 18 months. To evaluate the titer of the rabies-neutralizing antibody, these sera were analyzed by the rapid fluorescence focus inhibition test (RFFIT) in the end of each month. Both study groups showed a sufficient immunogenic response without any significant difference at least one year after first vaccination. With respect to the effective immunization of rabies vaccines, their annual injections would be sufficient. According to the results, at the end of the study (18th month) serum titer in only one dog (No. 7) was less than protective level. Two animals in group one (No. 2 and No. 5) also had serum titers less than protective level. Mean of post vaccination antibody titer were not different in either groups (P=0.35).
  • Hesarakis., Abedi, Gh., Rismanchi, S Page 283
    This is a report of a penile fibrosarcoma in a two-year-old crossbred Holstein bull. The ulcerated tumor mass with dimensions of 7 × 9 × 6.5 cm, was enveloped the glans and body of the penis. It had a white-gray color at cross section appearance. There was no metastatic evidence of regional lymph node enlargement. Histopathologically, elongated spindle-shaped cells arranged densely in the interwoven pattern had a low rate of mitosis with oddly-shaped nuclei and pleomorphism. Immunohistochemically, the neoplastic cells were positive for vimentin and S100, but negative for α-smooth muscle actin, desmin, C-KIT and GFAP.
  • Hamalih., Ashrafihelan, J Page 287
    A Holstein heifer with symptoms of dystocia was admitted in the Large Animal Clinic at the University of Tabriz. In the vaginal examination, the fetus was found at posterior presentation and by doing some obstetrical maneuvers, a male calf was delivered. An interesting phenomenon was the presence of two skin sacs in dimensions of 12 × 12 cm and 12 × 18 cm at the right and left upper cervical regions, respectively; and also the heart beats under the neck skin at the lower cervical region. Due to severe dyspnea, after 2 min the calf died. At necropsy, the heart was located outside of the thoracic cavity, under the neck skin. The direction of the heart axis was reversed as the base was directed caudoventrally and the apex craniodorsally. Unlike a normal calf’s heart, the shape of its apex was rounded like a dog heart. Histopathologic examination revealed severe congestion, edema and hemosiderosis in the lungs, passive venous congestion and scattered foci of cardiomyolysis in the myocardium. Based on anatomical and histopathological findings, the disorder was diagnosed as bovine fetal Ectopia cordis cervicalis associated with two cervical sacs.
  • Summaries in Persian
    Page 291
  • Authors Guide
    Page 301