فهرست مطالب

پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) - سال هشتم شماره 1 (پیاپی 15، بهار و تابستان 1389)
  • سال هشتم شماره 1 (پیاپی 15، بهار و تابستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/05/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد سعیدی مهر، فاطمه ملاحسنی صفحه 5
    ازلیت خداوند، غالبا به یکی از دو معنای زمان مندی (جاودانگی در زمان) یا بی زمانی (فرازمان بودن خداوند) تفسیر شده است. در دوره معاصر، ویلیام کریگ کوشیده است تا به نوعی میان این دو معنای رایج از ازلیت خدا (بی زمانی و زمان مندی) جمع کند. در نظر وی، خداوند بدون خلقت، بی زمان است؛ اما پس از خلقت، به دلیل صدق نسبت واقعی خدا با جهان زمانی و نیز علم او به حوادث زمانی، زمان-مند می شود. نظریه کریگ در باب ازلیت الهی، بر مبانی متافیزیکی خاصی استوار است: مانند این که او، از سویی نظریه نسبی زمان؛ و از سوی دیگر، نظریه ترتیبی زمان را پذیرفته است. در بادی امر ممکن است چنین به نظر آید که دیدگاه کریگ، نظریه ای منسجم و گامی در جهت تلفیق دو معنای ازلیت است، اما با تامل و دقت درمی یابیم که اشکالاتی بر این دیدگاه وارد است که قبول آن را به عنوان نظریه ای موجه برای تفسیر ازلیت الهی دشوار می سازد. برخی از مهم ترین اشکال های دیدگاه او عبارت-اند از: لزوم وقوع تغییر در ذات خدا، تاثر حق تعالی از فعل خود، و تعطیل فیض در وضعیت عدم خلقت.
    کلیدواژگان: ازلیت خداوند، زمان، زمان مندی، بی زمانی، ویلیام کریگ
  • حسین هوشنگی، احمدرضا احمدی دارانی صفحه 33
    مسئله الهی یا عقلی بودن حسن و قبح در کنار بررسی وجوه معناشناختی و هستی شناختی آن ها، از مسائل دیرپای علم کلام است. اما در کنار کلام، جریان عقلی اصیل فلسفی هم جسته و گریخته به این مسئله پرداخته است. در حکمت صدرایی، بر خلاف فلسفه مشاء، با نوعی رجوع به موضع عقلی عدلیه در این باره مواجه می شویم.
    دیدگاه هستی شناختی صدرا در این باره را می توان در نظریه ارتباط واقعی میان اعمال و ملکات حسنه و سیئه با سرنوشت و صور اخروی یافت؛ بلکه عینیت ثواب و عقاب اخروی با افعال حسن یا قبیح، گویای نوعی عینیت داشتن صفت حسن و قبح است. از نظر معرفت شناختی، میزان دخالت هر یک از عقل و شرع در تشخیص و تمییز حسن و قبح بررسی می شود. در بحث عقل، تمایز نهادن میان عقل نظری و عملی؛ و در بحث شرع، نسبت حسن و قبح با احکام پنج گانه تکلیفی حائز اهمیت است. دین، هم در هدایت به سوی شناخت حسن و قبح برخی اعمال که عموم انسان ها به سبب قصور عقل از تشخیص آن عاجزند، نقش ایفا می کند؛ و هم با الزام به تکالیف و اعمالی، قوه تشخیص خیر و شر را در انسان ها شکوفا می کند.
    کلیدواژگان: دین، حسن و قبح عقلی، حسن و قبح شرعی، ملاصدرا
  • حسن یوسفیان، محسن جوادی صفحه 53
    در قرن سیزدهم میلادی، برخی از اصحاب کلیسا نظریه ای را به پیروان لاتینی ابن رشد درباره «رابطه میان آموزه های دینی و فلسفی» نسبت دادند که امروزه، به نظریه «حقیقت دوگانه» (مضاعف) معروف شده است. با نگاهی به سخنان ابن رشد و ابن رشدیان و با تحلیل مفهوم دوگانگی حقیقت و با بهره گیری از سخنان کسانی که به بررسی نظریه یاد شده پرداخته اند، می توان درباره مقصود از این دوگانگی، احتمالات هفت گانه ای را مطرح ساخت که در ذیل چهار عنوان کلی قرار می گیرند: دوگانگی هستی شناسانه، دوگانگی معرفت شناسانه، دوگانگی زبان شناسانه، و دوگانگی عمل گرایانه
    کلیدواژگان: حقیقت دینی، حقیقت فلسفی، دوگانگی حقیقت، ابن رشد، ابن رشدیان
  • جواد دانش صفحه 77
    نقش عواملی چون عواطف و احساسات، خواستههای پیشینی، گناهان و رذایل اخلاقی و... در تکون معرفت، از دیرباز مورد توجه فیلسوفان بوده است. ملاصدرا نیز با تلقی خاصی که درباره معرفت الهی دارد و از سویی آن را مترادف با حکمت دانسته؛ و از سوی دیگر، تحقق چنین معرفتی را مسبوق به تهذیب و استکمال نفس انسانی میانگارد، در حقیقت، موانع معرفت به خداوند را همان موانع حکمت و کمال انسانی معرفی میکند. بدین ترتیب، تقرب به عالم قدس و دست رسی به معرفت حضرت حق، در گرو تزکیه نفس و تهذیب اخلاق از زشتی ها، معاصی و رذایلی چون بخل، کبر، عجب، غیبت، حب جاه و ریاست، خصومت، شرب خمر، دروغ گویی و... و التزام به شریعت خواهد بود.
    کلیدواژگان: معرفت الهی، استکمال نفس انسانی، معرفت به حقیقت اشیاء، فضائل و رذایل اخلاقی، ملاصدرا
  • حسین شمس، امیرعباس علی زمانی صفحه 101
    تقریرهای مختلفی از براهین جهان شناختی در اثبات وجود خدا ارائه شده که یکی از معتبرترین آن ها، برهان وجوب و امکان است. ابن سینا آن را در چند کتاب خود به ویژه در «اشارات و تنبی هات» به تفصیل مطرح کرده؛ و آن را برهان صدیقین نامیده است. فیلسوف دین معاصر، ریچارد سویین برن نیز در ذیل براهین جهان شناختی، این برهان را مورد اشاره قرار داده است. هر چند تقریر این دو فیلسوف از برهان مذکور دارای مبانی و پیش فرض های مشترکی است؛ از قبیل غیر بدیهی دانستن وجود خدا، اثبات پذیر دانستن آن و استفاده از یکی از ویژگی های عالم به نام امکان، اما تفاوت های عمده ای نیز میان آن دو وجود دارد: از جمله این که ابن سینا، با ارائه برهان وجوب و امکان که یک قیاس مبتنی بر بدیهیات است، وجود خدا را به صورت یقینی اثبات پذیر می-داند، اما سویین برن با تکیه بر روش استقرایی و ارائه مجموعه براهین به جای یک برهان، وجود خداوند را به صورت محتمل قابل اثبات می داند. در این مقاله، با بررسی و مقایسه این دو تقریر معلوم می گردد که تقریر ابن سینا از این برهان، بر تقریر سویین برن رجحان دارد.
    کلیدواژگان: براهین جهان شناختی، برهان وجوب و امکان، قیاس، استقراء، دلیل انباشتی، ابن سینا، سویین برن
  • محمد محمدرضایی، طاهر کریم زاده صفحه 127
    پژوهش حاضر، به بررسی و نقد کثرت گرایی دینی در فلسفه دین سید حسین نصر می پردازد. در این تحقیق، ابتدا رابطه سنت، دین و حکمت خالده از نگاه نصر بررسی شده و سپس مبانی کثرت-گرایی دینی در فلسفه دین وی بررسی و تبیین می-گردد. «قائل شدن به مبدا واحد برای تمام ادیان»، «تمایز میان ظاهر و باطن در عالم و در دین»، «قائل شدن به وحدت باطنی و کثرت ظاهری در عالم هستی و در دین»، «تفکیک حقیقت به حقیقت مطلق و حقیقت نسبی» و «وجود عناصر متشابه در ادیان مختلف»، مبانی و دلایلی است که نصر برای حقانیت ادیان گوناگون؛ و قائل شدن به کثرت گرایی دینی، در آثار مختلف خود به آن ها استشهاد کرده است. در این تحقیق، سعی بر آن بوده است که این مبانی، تبیین شده و مورد بررسی قرار گیرند. پس از آن، رویکرد کثرت گرایانه نصر نقد شده و اشکالاتی نیز درباره آن مطرح شده است.
    کلیدواژگان: کثرت گرایی دینی، وحدت متعالی ادیان، دین، حکمت خالده، سنت، سنت گرایان، سیدحسین نصر
  • عبدالرسول کشفی، سیاوش اسدی صفحه 151
    پاسکال، در باب نظریه های توجیه معرفت-شناختی، حامی «نظریه مبناگروی» است. از منظر او، باورهای پایه بر سه قسم اند: باورهای پایه تجربی، باورهای پایه ریاضی، و باورهای پایه دینی. پاسکال، توجیه باورهای پایه تجربی را از طریق «تجربه»؛ و توجیه دو قسم ریاضی و دینی را از طریق منبعی موسوم به «دل» می داند. این مقاله می کوشد با واکاوی آثار پاسکال، جایگاه «دل» را در اندیشه پاسکال، در مقام توجیه باورهای پایه ریاضی و دینی، به خصوص باورهای دینی، نشان دهد؛ و بدین وسیله، تقریری روشن از معرفت-شناسی او ارائه کند. همچنین می کوشد تا معلوم سازد از منظر پاسکال، تفاوت دل با عقل چیست؛ و چرا پاسکال در نظام معرفت شناسی خود، دل را به جای عقل به کار گرفته است.
    کلیدواژگان: پاسکال، دل، باور ریاضی، باور دینی، معرفت، شناسی
|
  • Dr. Mohammad Saeedimehr, Fateme Mulla-Hasani Page 5
    The doctrine of Divine eternity is usually construed in two ways: 1) Temporalism, according to which, God everlastingly exists during the time, and 2) Atemporalism or Eternalism which regards Divine existence as timeless and outside time. In his renowned theory of Divine eternity, William Craig acknowledged that "prior to" or sans ceation God's existence is timeless, but after creation He becomes a temporal being since, in this situation, He must sustain a real relation to the temporal world and also have knowledge of temporal events. Craig's theory rests on certain metaphysical principles such as the relative and tensed theories of time. Though Craig's proposal has apparent merits we may reject it due to some of its unreasonable implications: it entails that God's nature becomes changeable and effective by His creatures. It also implies the ineffectuality of God's emanation or effusion sans creation.
  • Dr. Hosein Hushangi, Ahmadreza Ahmadi Darani Page 33
    The study and analyzing of the nature of good and evil in human and divine deeds and the role of religion in this connection was one of the important concern of islamic theologians. mutakallems treat of this subject from epistemological and ontological points of view.One important point being highly neglected, is the stance taken by islamic philosophers in this problem. Mulla Sadra as one of the most outstanding philosophers maintaines that religion plays an effective role in man's occupation of perfection and happyness. and in spite of scattered parts which he wrote about theory of good and evil, we ascribe to him a roughly consistent theory about good and evil. In this article, we seek to infere and reconstruct his theory about the role of religion in determining good and evil.
  • Dr. Hasan Yosefian, Dr. Mohsen Javadi Page 53
    In the years 1270 and 1277, some of the church authorities attributed a theory to Averroists (the Latin followers of Ibn Rushd) which we know as "Double Truth" theory nowadays. Church interpretation of the theory is this: Two contrary truths (one religious another philosophical) can be admitted simultaneously.Studying Averroes and Averroists's teachings, analyzing the very notion of duality of truth, and getting benefit from the works of those who studied the theory, we may distinguish seven meanings for "double truth" which can be categorized in four types: ontological, epistemological, linguistic, and pragmatic duality.
  • Javad Danesh Page 77
    The role played by emotions, feelings, passions and moral sins and vices in human knowledge is a lasting concern of philosophers. Considering the divine knowledge as synonymous with wisdom and taking the self-refinement and self-parification as a necessary background of for divine knowledge, Mulla Sadra holds that the factors preventing the divine knowledge and those preventing the human perfection and wisdom are the same. Accordingly the proximity to sacred world and grasping the divine knowledge depend upon self-disipline and moral purification from guilties and sins like avidity, pride, egoism, back bite, ambition, hostility, drinking wine, lying … and depend upon commitment to sharia (divine law).
  • Hosein Shams, Dr. Amirabbas Alizamani Page 101
    Cosmology arguments concerning verifying God's existence include various versions. One of the most valid of which is Contingency and Necessity Argument. Ibn Sina elaborately mentioned this argument and called it Burhan al-Siddiqin (Proof of the Sinceres) in some of his books especially in "AL-Isharat wa AL-Tanbihat". Richard Swinburn, a recent philosopher of religion, also referred to it in his discussion of cosmology arguments. Although these two philosopher's versions of the argument share premises and fundamentals such as acknowledgment of God's existence not as a self-evident issue, the awareness of the possibility to prove it, and the use of one of world features called Contingency, there are basic differences between them. For in stance, Ibn Sina's version of the argument is a kind of deduction which is on the basic of self-evident proofs and hold that God's existence is believably possible to prove, while that of Swinburn is based on an inductive approach and presents a set of arguments rather than one argument, in which God's existence is contingent to prove. Examining and comparing the two versions, the present paper revealed that Ibn Sina's version is preferable to Swinburns.
  • Dr. Mohammad Mohammadrezaii, Taher Karimzadeh Page 151
    This study seeks to explain and critisise religious pluralism in philosophy of rligion of sayyed Hossain Nasr. Accordingly, we first analyze the relation of tradition, religion and perennial philosophy from the Nasr's view point and then make an explanation of the foundations of pluralism in his view. "Holding a unique sourse for all of the religions", "making distinction between external and internal aspect of universe and religion", "distinguishing absolute truth from relational one", "inward unity and outward plurality in the universe" and "similar elements in differen religions" are the foundations and reasons which are cited by Nasr for religious pluralism in his different works. After explanation of his theory, we tried to criticise his views.