فهرست مطالب

  • سال بیست و چهارم شماره 2 (تابستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/05/05
  • تعداد عناوین: 14
|
  • گرایلی، جعفرپور، فلاحتی رستگار، ذبیح نیا مقدم صفحه 122
    به منظور شناسایی ویروس موزاییک چغندرقند در استان خراسان رضوی در تابستان 1386 نمونه برداری از بوته های دارای علایم موزاییک، لکه های نکروتیک و پیچیدگی برگهای میانی از مزارع چغندرقند صورت گرفت و همچنین جهت تعیین پراکنش این ویروس در سطح استان نمونه برداری تصادفی انجام شد. نمونه های آلوده به ویروس با استفاده از آزمون DAS-ELISA مورد بررسی قرار گرفته و مشخص گردید. جهت استخراج RNA ی ویروس از برگهای آلوده از روش رسوب با PEG6000 استفاده شد. سپس با استفاده از آغازگر اختصاصی cDNA مربوطه ساخته و برای انجام RT-PCR مورد استفاده قرار گرفت. باند محصول واکنش RT-PCR به اندازه -bp658 بر روی ژل آگارز 1 درصد مشاهده شد. وجود این ناحیه تکثیر شده در نمونه های آزمایشی، آلودگی به ویروس مذکور را در مناطق مورد بررسی تایید می کند. نتایج بدست آمده نشان داد که متوسط میزان پراکنش BtMV در استان خراسان رضوی، از 530 نمونه جمع آوری شده در این سال، 9/14 درصد می باشد. آلودگی در همه شهرستان های مورد مطالعه به نسبت های مختلف وجود داشت و بیشترین میزان آلودگی مربوط به شهرستان فریمان بوده است.
    کلیدواژگان: ویروس موازییک چغندرقند، DAS، ELISA، RT، PCR
  • سرابی، نصیری محلاتی، نظامی، راشدمحصل صفحه 128
    سلمه تره یکی از مهمترین علف های هرز مزارع ذرت است. به منظور ارزیابی کمی رقابت ذرت با علف هرز سلمه تره آزمایشی در سال 1385 تحت شرایط آب و هوایی مشهد در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. در این آزمایش تاثیر زمان نسبی سبز شدن علف هرز سلمه تره بر رشد و عملکرد ذرت دانه ای رقم سینگ کراس 704 در سطوح مختلف تراکم این علف هرز مورد مطالعه قرار گرفت. آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا درآمد. زمان سبز شدن علف هرز سلمه تره با 3 سطح: سبز شدن سلمه تره به ترتیب 14 روز زودتر، 7 روز زودتر و همزمان با ذرت به عنوان فاکتور اصلی و تراکم این علف هرز با 6 سطح به ترتیب صفر، 4، 8، 12، 16 و 20 بوته در مترمربع به عنوان فاکتور فرعی در نظر گرفته شد. تجزیه داده های آزمایش نشان داد که سبز شدن زود هنگام علف هرز سلمه-تره نسبت به ذرت در تراکم های بالا کاهش معنی داری در تعداد ردیف دانه در بلال، تعداد دانه در بلال و وزن هزار دانه بوجود می آورد. بیشترین کاهش در سبز شدن 14 روز زودتر سلمه تره نسبت به ذرت و تراکم های بالای این علف هرز (12، 16 و 20 بوته در مترمربع) مشاهده شد، بطوری که تحت این شرایط بوته های ذرت به طور کامل در سایه انداز بوته های سلمه تره قرار گرفتند و بلالی تولید نشد. کمترین کاهش در اجزای عملکرد نیز مربوط به زمان سبز شدن همزمان ذرت با سلمه تره در تراکم پایین این علف هرز (4 بوته در مترمربع) بود. بطور کلی بر اساس یافته های این تحقیق با افزایش تعداد روزهای سبز شدن علف هرز سلمه تره نسبت به ذرت توان رقابتی ذرت کاهش یافته و افت شدیدی در اجزای عملکرد ذرت دانه ای مشاهده شد.
    کلیدواژگان: تراکم_ذرت_رقابت_زمان نسبی سبز شدن و سلمه تره
  • ربیعی مطلق، فلاحتی رستگار، روحانی، جعفر پور، جهان بخش صفحه 137
    گونه های فوزاریوم یکی از بیمارگرهای مهم پیاز در ایران بوده که بعضا بذرزاد می باشند. بدین منظور بذور تولیدی در چهار شهرستان از استان-های خراسان رضوی و شمالی جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفتند. در آزمایش اول بذور بدون ضدعفونی سطحی و ضد عفونی شده با هیپوکلریت سدیم 1درصد در محیط PDA کشت گردیدند. در آزمایشی دیگر بذور ضدعفونی شده به مدت 3 دقیقه در خاک اتوکلاو شده و تحت شرایط گلخانه کاشته شدند و در آزمایش سوم مبادرت به تشخیص ملکولی آلودگی بذور گردید. از بذور کشت در محیط PDAو گیاهچه ها در گلخانه، دو گونه ی Fusarium Proliferatumو F.oxysporum جدا و شناسایی شدند. فراوانی گونه ی F. Proliferatum در بین قارچ های حاصله از کشت بذور در محیط PDA و در بین قارچ های جدا شده از گیاهچه ها به ترتیب 15-0 و 7/6-0 درصد بود. این فراوانی در مورد گونه ی F. oxysporum 48-0 و 10-0 درصد تعیین گردید. به منظور تشخیص ملکولی آلودگی بذور به گونه F. proliferatum، پس از استخراج DNA از بذور و انجام پی. سی. آر با آغازگر اختصاصی، با استفاده از نرم افزار labwork 3/0/2 مبادرت به مقایسه وزن ملکولی باندهای مربوطه روی‍ژل گردید و تفاوت واضحی بین وزن ملکولی باندهای مربوط به بذور مناطق مختلف مشاهده شد. مقایسه نتایج حاصل از کشت بذور در محیط PDA و بررسی های ملکولی نشان داد که همبستگی مثبت و معنی داری بین آن ها از نظر میزان آلودگی بذور به F. proliferatum وجود دارد. با توجه به نتایج این تحقیق دو گونه ی F. proliferatum و F. oxysporum را می توان به عنوان دو بیمارگر بذرزاد در پیاز معرفی نمود.
    کلیدواژگان: پیاز، بذرزاد، فوزاریوم، خراسان، شناسایی ملکولی
  • بوتیمار، صادقی نامقی صفحه 145
    در سال های 1386 و 1387، تنوع گونه ای کنه های پسته با جمع آوری نمونه های متعدد از باغ های پسته در نقاط مختلف شهرستان مه ولات برای اولین بار بررسی گردید. هشت رقم پسته شامل اکبری، اوحدی، بادامی سفید، برگ سیاه، قرمز، کله قوچی، گرمه و ممتاز از لحاظ شدت آلودگی به دو گونه از کنه های زیان آور غالب در باغ پسته ایستگاه تحقیقات کشاورزی شهرستان مه ولات در طول فصل رشد مورد مقایسه قرار گرفتند. در این بررسی9 گونه کنه متعلق به 9 جنس، 7 خانواده و 3 راسته شناسایی شدند که چهار گونه از آنها گیاهخوار بودند. گونه ی Shevtchenkella recki (Bagd.) برای ایران و گونه های Typhlodromus bagdasarjani Wainstein & Arutunjan و Tyrophagus brevicrinatus Robertson برای استان و کلیه نمونه ها برای شهرستان ثبت جدید اعلام می شوند. در بین گونه های گیاهخوار، Sh. recki و Tenuipalpus granati Sayed گونه های غالب شناخته شدند. تجزیه واریانس تفاوت آلودگی ارقام مختلف پسته به جمعیت کنه های گیاهخوار غالب را در سطح احتمال 5 % معنی داری نشان داد. رقم های قرمز، اوحدی و کله قوچی بیشترین و رقم گرمه کمترین آلودگی را به کنه های گیاهخوار غالب داشتند. در این بررسی بیشترین آلودگی به کنه های گیاه خوار در ماه های مرداد و شهریور دیده شد. در بین ارقام مختلف پسته کمترین و بیشترین تراکم جمعیت کنه Sh. recki بترتیب در رقم های گرمه و کله قوچی و در مورد کنه Tenuipalpus granati Sayed، کمترین و بیشترین انبوهی جمعیت بترتیب روی گرمه و رقم اوحدی ثبت گردید. انبوهی جمعیت هر دو گونه کنه در سطح زیرین برگ های پسته در ارقام مختلف بیشتر بود.
    کلیدواژگان: پسته_کنه های زیان آور و مفید_انبوهی جمعیت_Shevtchenkella recki_Tenuipalpus granati
  • مجاب، زمانی صفحه 151
    تنش های شوری و خشکی از تنش های محیطی رایج در کشور است که بر مراحل مختلف رشد و نمو گیاهان اثر می گذارند. به منظور بررسی تاثیر تنش شوری و خشکی، بر خصوصیات جوانه زنی و رشد گیاهچه علف هرز ازمک (Cardaria draba) آزمایشی در محیط پتری دیش در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال 1387 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سطوح مختلف پتانسیل اسمزی و ماتریک ناشی از تنش شوری و خشکی در چهار سطح 3/0-، 5-، 10- و 15- بار به همراه تیمار شاهد (آب مقطر) بودند. نتایج نشان داد که با منفی تر شدن پتانسیل اسمزی و ماتریک درصد و سرعت جوانه زنی، وزن تر گیاهچه، ریشه چه و ساقه چه، طول ریشه چه و ساقه چه به طور معنی داری نسبت به شاهد کاهش یافت (05/0≥ P) و این کاهش در تنش خشکی به طور معنی داری در اکثر صفات نسبت به تنش شوری بیشتر بود. کاهش طول ساقه چه در هر دو تنش بیشتر از ریشه چه بود که نشان دهنده ی حساسیت بیشتر این صفت می باشد. زمان رسیدن به 50 درصد حداکثر جوانه زنی در هنگام مواجه با سطوح تنش به طور معنی داری افزایش یافت. برازش مدل لجستیک سه پارامتری رابطه بین سطوح مختلف تنش و درصد جوانه زنی را به خوبی توجیه نمود. پارامتر X 50 مدل مذکور حاکی از کاهش 50 درصدی حداکثر جوانه زنی ازمک در پتانسیل-های اسمزی 997/ 23 بار و ماتریک 22/6 بار می باشد که این امر حساسیت بیشتر ازمک را به تنش خشکی نشان می دهد.
    کلیدواژگان: جوانه زنی، پتانسیل اسمزی، بیولوژی، علف هرز
  • لونی، فرازمند صفحه 159
    شپشه آرد Tribolium confusum Duval (Col.: Tenebrionidae) از جمله آفات انباری است که از لحاظ کمی و کیفی خسارت زیادی به آرد می رساند. در این تحقیق تاثیر ترکیبات تنظیم کننده رشد حشرات شامل تفلوبنزورون، هگزافلومورون و پایری پروکسی فن روی شاخص های تغذیه ای مراحل لاروی و حشره کامل شپشه آرد مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج اثر ترکیبات مورد مطالعه روی شاخص های تغدیه ای نشان داد که در غلظت های پایین 60 و 250 ppm ترکیبات پایری پروکسی فن و هگزافلومورون و در غلظت 1000 ppm ترکیب تفلوبنزورون دارای بیشترین تاثیر بر روی نرخ رشد نسبی و نرخ مصرف نسبی بودند. با افزایش غلظت ترکیبات مقادیر نرخ رشد نسبی و نرخ مصرف نسبی کاهش و مقدار بازدارندگی تغذیه افزایش یافت. ترکیب تفلوبنزورون در غلظت 1000ppm دارای پایین ترین درصد شاخص بازدهی تبدیل غذای بلعیده شده (5/61درصد روی حشرات کامل و 5/49 درصد روی لاروها) و بالاترین درصد شاخص بازدارندگی تغذیه (92 درصد روی حشرات کامل و لاروها) بود. با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که ترکیبات تنظیم کننده رشد حشرات می توانند به عنوان حشره کش های کم خطر برای کنترل شپشه آرد مورد استفاده قرار گیرند.
    کلیدواژگان: تنظیم کننده رشد حشرات، تفلوبنزورون، هگزافلومورون، پایروپروکسی فن، شپشه آرد، نرخ رشد نسبی، نرخ مصرف نسبی، شاخص بازدهی تبدیل غذای بلعیده شده، شاخص بازدارندگی تغذیه
  • رفیعی کرهرودی، محرمی پور، فرازمند، کریم زاده اصفهانی صفحه 165
    شب پره هندی Plodia interpunctella Hübner (Pyralidae) یکی از آفات مهم محصولات انباری در ایران می باشد که برای کنترل آن آفت از سموم شیمیایی تدخینی استفاده می شود. استفاده از اسانس های گیاهی و ترکیبات آن به دلیل خطرات کم آن روی پستانداران می تواند جایگزین مناسبی به جای سموم مرسوم تدخینی باشد. در این تحقیق اثر دور کنندگی 18 اسانس گیاهی روی حشرات کامل و لارو سن آخر شب پره هندی بررسی گردید. همچنین سمیت تنفسی اسانس ها روی لارو سن یک این شب پره مطالعه شد. بررسی میزان دورکنندگی ترکیبات روی حشره کامل شب پره هندی نشان داد که اسانس رزماری و شوید با غلظت 2 میکرولیتر اسانس در 2 گرم غذا 100درصد دورکننده حشرات کامل بودند و جعفری و زوفا با 8/14 درصد کمترین دورکنندگی را داشتند. شوید و رزماری روی لارو سن آخر هم بیشترین دورکنندگی را داشتند. نتایج بررسی سمیت تنفسی اسانس های گیاهی روی لارو سن یک شب پره هندی نشان داد که اسانس همه گیاهان مورد بررسی دارای LC50 کمتر از 26 میکرولیتر اسانس بر لیتر هوا بودند که حاکی از سمیت قابل توجه اسانس گیاهان می باشد. شوید با LC50 معادل 48/25 میکرولیتر اسانس بر لیتر هوا کمترین سمیت و اسانس دارچین، زیره، بومادران گل سفید و بادرنجبویه به ترتیب با 12/2، 06/5، 20/5 و 57/5 میکرولیتر بر لیتر هوا بیشترین سمیت را روی این حشره داشتند. بنابراین بسیاری از این اسانس های گیاهی به ویژه شوید و رزماری از نظر دور کنندگی پتانسیل بالایی برای استفاده در برنامه های کنترل تلفیقی این آفت در انبارها را دارا می باشد.
    کلیدواژگان: اسانس های گیاهی، شب پره هندی، دورکنندگی، سمیت تنفسی، آفات انباری
  • محسن یزدانیان*، رضا فرشباف پورآباد، محمد رضا رشیدی، مصطفی ولیزاده، نادره رشتچی زاده، امیر منصور وطنخواه، علی اصغر حمیدی صفحه 173

    مهارکننده های آنزیم های گوارشی ترکیباتی پروتئینی یا غیرپروتئینی هستند که با متصل شدن به جایگاه فعال و یا به سوبسترای آنزیم، فعالیت آن را مهار می کنند. ترکیبات مهارکننده ی گیاهی به دلیل داشتن اثر بسیار قابل توجه روی آنزیم های گوارشی حشرات و در نتیجه روی نشوونمای آن ها و نیز بی خطر بودن گیاهان تراژن تولید شده، امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته اند. در بررسی حاضر، اثر NaCl، Tris، اتیلن دی آمین تترااستات دی سدیم دی هیدرات (EDTA)، سدیم دودسیل سولفات (SDS) و مهارکننده ی آلفا- آمیلاز استحصالی از دانه های گندم (WAAI type 1) طی 60 دقیقه انکوباسیون روی فعالیت آلفا- آمیلاز بزاقی حشرات کامل سن Graphosoma lineatum (L.) بررسی گردید. آب مقطر نیز به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که اثر نوع ترکیب مهارکننده روی فعالیت کلی آلفا- آمیلاز در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. به طور کلی، فعالیت آلفا- آمیلاز در NaCl، EDTA و Tris بیش ترین مقدار خود را داشت (حدود54 درصد شاهد) و با هم فاقد اختلاف معنی دار بودند. پس از آن، بیش ترین فعالیت آنزیم مربوط به SDS (تقریبا 31 درصد شاهد) و سپس WAAI (تقریبا 5/12 درصد شاهد) بود که با هم و نیز با سه ترکیب قبلی اختلاف معنی دار داشتند. همچنین، آلفا- آمیلاز بزاقی حشرات کامل ماده در مقایسه با آلفا- آمیلاز بزاقی حشرات کامل نر در مقابل غلظت های پایین ترکیبات مهارکننده ی NaCl، EDTA، Tris و SDS (1 و 2 میلی مولار) مقاومت بیش تری نشان داد و در اوایل دوره ی انکوباسیون، توسط آن ها به میزان کم تری مهار شد

    کلیدواژگان: آلفا، آمیلاز بزاقی، ترکیبات مهارکننده، فعالیت، Graphosoma lineatum
  • راسخ، خرازی پاکدل، اللهیاری، پاول میکائود صفحه 187
    حشرات پارازیتویید ضمن کاوشگری از میزبان ها با تصمیم های متعددی مواجه می شوند از جمله این که، چه مدتی را در لکه ای از میزبان سپری نموده و بعد از چه زمانی باید آن را به امید یافتن لکه ای بهتر ترک نمایند. پژوهش حاضر به منظور تعیین تاثیر تجربه محرومیت از میزبان و همچنین اثر سن، بر چگونگی تخصیص نسبت های زمانی مرتبط با رفتارهای مختلف کاوشگری و همچنین راهبرد تخم گذاری در زنبورهای ماده Lysiphlebus fabarum انجام شد. در این مطالعه با مشاهده مداوم زنبورهای ماده طی حضور در لکه (دیسک برگی با 15 پوره سن دوم شته سیاه باقلا)، تعداد و مدت زمان بروز رفتارهای مختلف زنبور ثبت و با تشریح شته های پارازیته، راهبرد تخم گذاری آن ها تعیین شد. زنبورهایی که مدت زمان بیشتری از شته های میزبان محروم شده بودند، افزایش دو برابری مدت زمان حضور در لکه را نشان داده و نسبت به زنبورهای با تجربه بیشتر تماس با میزبان، سه برابر بیشتر شته های در دسترس را پارازیته نمودند. نتایج همچنین نشان داد در زنبورهایی که مدت زمان بیشتری از دسترسی به میزبان محروم بودند، دفعات بروز و مدت زمان صرف شده برای تمامی رفتارهای مرتبط با پارازیتیسم؛ شامل جستجو کردن، خم نمودن شکم و حمله با تخمریز، به طور معنی داری بیشتر بود، اما مقایسه دفعات و مدت زمان بروز رفتارها در «واحد زمانی حضور در لکه» در هیچ موردی اختلاف معنی داری را در زنبورهای دو تیمار نشان نداد. رفتارهای زنبورهای پنج روزه با زنبورهای جوان یک روزه مورد مقایسه قرار گرفته و نشان داده شده است که زنبورهای پنج روزه مدت زمان بیشتری در لکه های میزبان مانده و تعداد بیشتری شته را پارازیته نمودند، ولی تعداد شته های پارازیته شده در «واحد زمانی حضور در لکه» اختلاف معنی داری را نشان نداد. بر اساس نتایج به دست آمده، دفعات بروز و مدت زمان صرف شده برای تمامی رفتارهای مرتبط با پارازیتیسم در زنبورهای مسن تر به طور معنی داری بیشتر از زنبورهای یک روزه بود، ولی مقایسه داده های رفتاری در «واحد زمانی حضور در لکه» نشان داد که در هیچ موردی اختلاف معنی داری بین زنبورهای دو تیمار وجود ندارد. بر اساس نتایج مطالعه حاضر، تجربه زمانی متفاوت در رو در رو شدن با شته های میزبان و همچنین سن زنبور پارازیتویید، تاثیری بر میزان زمان اختصاص داده شده روی هر یک از رفتارهای کاوشگری ندارد، به عبارت دیگر راهبرد کاوشگری از لکه میزبان با تفاوت در سن زنبور یا دسترسی قبلی به میزبان، تغییر نمی کند.
    کلیدواژگان: مدت زمان حضور در لکه، اختصاص رفتاری، دفاع شته، ماده زایی
  • حاجی زاده، فرجی، رفعتی فرد صفحه 196
    کنه های خانواده Laelapidae یک خانواده بزرگ با انتشار جهانی هستند. بسیاری از آنها انگل خارجی پستانداران کوچک یا در ارتباط با بندپایان می باشند. سایر گونه ها شکارگرهایی با زندگی آزاد و خاکزی هستند، برخی نیز در مواد انباری یافت می شوند. جهت تعیین فون کنه های Laelapidae استان گیلان طی سالهای 88-1386 نمونه برداری هایی از زیستگاه های مختلف مانند خاک، بقایای گیاهی و مواد انباری به عمل آمد. در مجموع 17 گونه از 5 جنس متعلق به دو زیر خانواده مختلف جمع آوری و شناسایی شدند. از این تعداد چهار گونه برای فون ایران و 10 گونه برای فون استان گیلان جدید هستند. علاوه بر معرفی گونه های شناسایی شده از استان گیلان، خصوصیات تاکسونومیکی چهار گونه جدید برای فون ایران بررسی و کلیدی نیز برای شناسایی کنه های خانواده Laelapidae استان گیلان ارائه می شود. لیست گونه های شناسایی شده به تفکیک زیرخانواده و جنس به شرح زیر است. گونه های جدید برای فون ایران با یک ستاره مشخص شده اند.
    کلیدواژگان: گزارش گونه جدید
  • شیخ الاسلام زاده، صادقی نامقی صفحه 210
    طی سال های 1387و 1388 تنوع گونه ای کنه های زیان آور درختان پهن برگ سایه دار و درختچه های زینتی فضا های سبز مشهد مورد مطالعه قرار گرفت. در این بررسی 13 گونه و 10 جنس متعلق به سه خانواده Tetranychidae، Tenuipalpidae وEriophyidae جمع آوری و شناسایی شدند. در فهرست ذیل گونه هایی که با یک و دو ستاره مشخص شده اند به ترتیب برای خراسان رضوی و ایران جدید می باشند.
    کلیدواژگان: فضای سبز، کنه، ایران
  • یوسفی، پنجه که، حاجیان شهری، سالاری، فلاحتی رستگار صفحه 218
    جهت ارزیابی وقوع بیماری غربالی و عوامل موثر در شدت آن از مناطق عمده پرورش ارقام تجاری درختان میوه هسته دار نمونه برداری به عمل آمد. قارچ اصلی عامل غربالی (Wilsonomyces carpophilus) از باغات آلوده جداسازی گردید. برای تعیین نحوه زمستانگذرانی قارچ در اندامهای زمستانگذران، شستشوی جوانه ها و به دنبال آن سانتریفیوژ آنها و کشت لکه ها روی محیط غذایی صورت گرفت و معلوم شد که قارچ در جوانه ها به صورت میسلیوم و کنیدی و در سرشاخه ها به صورت میسلیوم به سر می برد. ارزیابی بیماری در مناطق مختلف نشان داد که واکنش ارقام هسته دار به این بیماری در داخل یک اقلیم، ثابت است اما در مکانهای مختلف با یکدیگر فرق می کند.
    کلیدواژگان: شدت بیماری، زمستانگذرانی، درختان میوه هسته دار، خراسان رضوی
  • رحیمی مقبلی، مدرس اول، کریمی برنگ صفحه 222
|
  • E. Rabiei Motlagh, M. Falahati Rastegar, H. Rouhani, B. Jafarpour, V. Jahanbakhsh Page 137
    Fusarium species are one of the most important pathogens on onion in Iran and out of whit few are transmitted by onion seeds. In order to identify onion seed borne Fusaria in Razavi and Northern Khorasan provinces, in the September 2007 seed samples from different field of four localities were studied using cultural media, greenhouse assay and molecular technique respectively. In the first experiment surface disinfested and nonsterlized onion seeds were cultured on PDA, in the second experiment surface disinfested seeds were planted in outoclaved soil under greenhouse condition.. F. proliferatum and F. oxysporum were detected and isolated from seeds cultured on PDA and seedlings grown in greenhouse. The rate of F. proliferatum transmitted by seed found to be 0-15 and 0- 6.7 % on PDA and greenhouse respectively, while it was between 0-48 and 0-10 %. for F. oxysporum. For molecular studies after extracting F. proliferatum DNA isolated from seed samples and performing PCR by selecting specific primers, molecular weights of bands on agarose gel were compared using the labwork 3,0,2 software. Distinctive difference were observed between molecular weights of bands from diverse regions. A positive significant correlation was also observed between the results of culture media and molecular methods. The result of this study confirmed that F. proliferatum and F. oxysporum are both seed borne on onion.
    Keywords: Onion, Seed borne, Fusarium, Khorasan, Molecular detection
  • M. Boutimar, H. Sadeghi Namaghi Page 145
    During 2007 and 2008, a survey on species diversity of Acari associated with pistachio trees and seasonal dynamics of the dominant injurious species was conducted in Mahvelat region for the first time. 8 varieties of pistachio including Akbari, Owhadi, Badami, Barg siah, Ghermez, Kalah ghochi, Germeh and Momtaz, commonly grown in the region were compared in terms of infestation to the two predominant species of injurious mites. As a result, 9 species of mites belonging to 9 genera, 7 families and 3 orders were identified, 4 of which were phytophagous. Of collected species, the eriophyid species, Shevtchenkella recki (Bagd.) and two species namely Typhlodromus bagdasarjani Wainstein & Arutunjan and Tyrophagus brevicrinatus Robertson were new for Iranian and the province fauna respectively. Among the phytophagous mites, Sh.recki and T. granati were the dominant species. ANOVA showed a significant difference between varieties of pistachio in terms of infestation to the dominant phytophagous mites. The highest and least level of pistachio infestation to phytophagous mites was observed on Ghermez, Owhadi, Kallah ghochi and Germeh variety respectively. In this study, the highest population of the dominant phytophagous mites was observed on August and September. Among the different varieties of pistachio the least and highest density of Sh. recki was observed on Germeh and Kallah ghochi varieties respectively. The least and highest density of Tenuipalpus granati Sayed was observed on Germeh and Owhadi varieties respectively. On all sampling dates, the density of both mite species on lower surface was higher than upper surface of leaves.
    Keywords: Pistachio, Harmful, beneficial mites, Population density, Tenuipalpus granati, Shevtchenkella recki, Pistachio varieties
  • M. Mojab, Gh. Zamani Page 151
    During 2007 and 2008, a survey on species diversity of Acari associated with pistachio trees and seasonal dynamics of the dominant injurious species was conducted in Mahvelat region for the first time. 8 varieties of pistachio including Akbari, Owhadi, Badami, Barg siah, Ghermez, Kalah ghochi, Germeh and Momtaz, commonly grown in the region were compared in terms of infestation to the two predominant species of injurious mites. As a result, 9 species of mites belonging to 9 genera, 7 families and 3 orders were identified, 4 of which were phytophagous. Of collected species, the eriophyid species, Shevtchenkella recki (Bagd.) and two species namely Typhlodromus bagdasarjani Wainstein & Arutunjan and Tyrophagus brevicrinatus Robertson were new for Iranian and the province fauna respectively. Among the phytophagous mites, Sh.recki and T. granati were the dominant species. ANOVA showed a significant difference between varieties of pistachio in terms of infestation to the dominant phytophagous mites. The highest and least level of pistachio infestation to phytophagous mites was observed on Ghermez, Owhadi, Kallah ghochi and Germeh variety respectively. In this study, the highest population of the dominant phytophagous mites was observed on August and September. Among the different varieties of pistachio the least and highest density of Sh. recki was observed on Germeh and Kallah ghochi varieties respectively. The least and highest density of Tenuipalpus granati Sayed was observed on Germeh and Owhadi varieties respectively. On all sampling dates, the density of both mite species on lower surface was higher than upper surface of leaves.
    Keywords: Pistachio, Harmful, beneficial mites, Population density, Tenuipalpus granati, Shevtchenkella recki, Pistachio varieties
  • S. Loni, H. Farazmand Page 159
    Confused flour beetle, Tribolium confusum Duval (Col.: Tenebrionidae) is one of the most important stored product pests of flour in Iran. In this research the effects of insect growth regulators (IGRs): teflubenzuron, hexaflumuron and pyriproxyfen were studied on larval and imago nutritional indices of confused flour beetle. The results showed that they were more effective on relative growth rate (RGR) and relative consumption rate (RCR) in the low concentration of 65 and 250 ppm of pyriproxyfen and hexaflumuron, and concentration of 1000 ppm of teflubenzuron. The results showed that, RGR and RCR indices decreased and feeding detterent index (FDI) index increased the concentration of compounds. The lowest efficacy of conversion of ingested food (61.5% in imago and 49,5% in larvae) and the highest feeding deterrent index (92% in imago and larvae) were recorded for confused flour beetle larvae and imago treated with teflubenzuron (1000 ppm). So, the IGRs could be used as safe insecticides to control the confused flour beetle.
    Keywords: Insect growth regulator, Teflubenzuron, Hexaflumuron, Pyriproxyfen, Confused flour beetle, Tribolium confusum, RGR, RCR, ECI, FDI
  • Z. Rafiei Korahroodi, S. Moharramipour, H. Farazmand, J. Karimzadeh Esfahani Page 165
    Indian meal moth, Plodia interpunctella Hübner (Pyralidae) is one of the most important stored-product insects that are controlled by fumigants. However, the use of plant essential oils and their constituents may have the advantage over conventional fumigants in terms of low mammalian toxicity and can be used as alternatives to conventional fumigants. Therefore, in this research, repellent activity of 18 plant essential oils was investigated on adults and last instar larvae of Indian meal moth. Also, fumigant toxicity of the essential oils was studied on the first instar larvae. Repellency of the essential oils on adults showed that Anethum graveolens and Rosmarinus officinalis at 2 µliter essential oil in 2 grams food had 100% activity. Hyossopus officinalis and Petroselinum sativum showed the lowest (14.8%) repellency. Consistent with adult repellency, both of R. officinalis and A. graveolens had high repellency on larvae. The fumigant toxicity results of the oils showed that all plants had LC50 values less than 26 µl/l air, indicating strong fumigant toxicity on first instar larvae. Dill was less toxic (LC50= 25.48 µl/l air); while Cinnamomum zeylanicum, Carum carvi, Achillea millefolium and Melissa officinalis were the most toxic with LC50 values of 2.12, 5.06, 5.20 and 5.57 µl/l air, respectively. Consequently, most of these plant essential oils specially Rosemary and Dill may have high potential for using in integrated control of Indian meal moth in storage, in terms of repellency.
    Keywords: Essential oils, Indian meal moth, Repellency, Fumigant toxicity, Stored product pests
  • M. Yazdanian, R. Farshbaf Pour Abad, M. R. Rashidi, M. Valizadeh, N. Rashtchi Zadeh, A. M. Vatankhah, A. A. Hamidi Page 173

    Digestive enzyme inhibitors are proteinacious or nonproteinacious compounds which reduce an enzyme activity through attaching to its active site and/or its substrate. Nowadays, plant enzyme inhibitors are of great importance because 1) these have considerable effects on insect digestive enzymes and as a result on their development; and 2) the transgenic plants expressing them are safe. In this study, the effects of NaCl, ethylenediamine tetraacetate disodium dehydrate (EDTA), Tris, sodium dodecyl sulfate (SDS) and an alpha-amylase inhibitor derived from wheat kernels (WAAI) on alpha-amylase activity of adults of the stripped bug Graphosoma lineatum (L.) during 60 minutes incubation was studied. Distilled water was considered as the control. The results showed that the effects of the inhibitor type on adult alpha-amylase activity was significant (P

  • A. Rasekh, A. Kharazi Pakdel, H. Allahyari, J.P. Michaud Page 187
    Parasitic insects face many decisions when foraging for host, some for example frequently have to make decisions with regard to staying in or leaving their current patch. In this study, we investigated how the foraging and oviposition behavior of Lysiphlebus fabarum is influenced by (1) a female’s previous experience of encountering aphids host and (2) age of female parasitoids. To test this, I released individual L. fabarum females onto bean leaf disks with 15 second-third instar of A. fabae in the laboratory and made continuous observations, and then females’ proportional time allocation to various activities and oviposition decisions were measured. Pre-trial exposure of females to aphids for a period of 24 h, as opposed to one h, showed females that experienced more host deprivation remained more than twice as long in arenas as those from a 24 h exposure to aphids. Furthermore, all measured distinct behavior was higher for less experience females. Because of the large effect of treatment on patch residence time, the incidence or duration of various behaviors was expressed as a fraction of patch residence time and then re-analyzed. Data showed no difference in the incidence and duration of all behaviors. In the second experiment, Five days old females remained more than three times as long in arenas as did one d-old females and scored higher values for the incidence and duration of almost all behaviors. However, when values were expressed as fractions of patch time there were no significant differences between young and old females, suggesting that age like experience, had no effect on proportional time allocation to various behaviors during patch exploitation.
    Keywords: Patch residence time, Behavior allocation, Aphid defense, Thelytoky
  • J. Hajizadeh, F. Faraji, M. Rafatifard Page 196
    The Laelapidae is a large family with worldwide distribution. Many Laelapids are ectoparasitic on small mammals or associated with arthropods, although some species are free living and predators especially in soil habitat; also they are common in stored products. During three years (2007-2009) of faunestic survey, samples were collected from different habitats such as soil, plant litters and stored products in Guilan Province. A total of 17 species from 5 genera and 2 subfamilies were collected and identified. Among the identified species, 4 species are new records for Iran and 10 species for Guilan province mite fauna. Moreover, the taxonomic characteristics of four new species for Iran mite fauna are mentioned. A key is also provided for Guilan Laelapid mite species. The list of identified species is as follows, new species for Iran mite fauna are marked by an asterisk. Subfamily Laelapinae Berlese: A- Genus Androlaelaps Berlese [1- Androlaelaps casalis (Berlese) B- Genus Hypoaspis Canestrini [2- Hypoaspis vacua (Michael) 3- H. lutegiensis* Shcherbak 4- H. karawaiewi (Berlese) 5- H. sclerotarsa Costa 6- H. lubrica Voigts & Oudemans 7- H. nolli Karg 8- H. queenslandica (Womersley) 9- H. angustiscutata* Willmann 10- H. aculeifer (Canestrini) 11- H. minor Costa 12- H. kargi Costa 13- H. astronomica* (Koch) 14- Hypoaspis (Laelaspis) austriaca* Sellnick C- Genus Stratiolaelaps Berlese [15- Stratiolaelaps miles (Berlese)]. Subfamily Haemogamasinae Oudemans: D- Genus Eulaelaps Berlese [16- Eulaelaps stabularis (Koch)] E- Genus Haemogamasus Berlese [17- Haemogamasus pontiger (Berlese).
    Keywords: Laelapinae, Haemogamasinae, New species records
  • S. Sheikholeslam Zadeh, H. Sadeghi Namaghi Page 210
    During 2008-2009 species composition of injurious mites associated with common broad leaf trees and ornamental shrubs in green spaces of Mashhad region was surveyed. As result, 13 mite species belonging to 10 genera and 3 families, Eriophyidae, Tetranychidae and Tenuipalpidae were collected and identified. In bellow list, the new records for Razavi Khorasan and Iran are indicated with one and two asterisks respectively. 1-Eriophyidae: Schevtchenkella ulmi* Farkas,1960; Aceria fraxinivora Nalepa, 1909; Aculops knowltoni** Keifer, 1964; 2-Tetranychidae: Schizotetranychus hindustanicus** Hirst,1924; Eutetranychus orientalis Klein,1936; Eutetranychus africanus** Tucker, 1926; Oligonychus yothersi** Mc Gregore,1914; Oligonychus mangiferus** Rahman & Sapra, 1940; Eotetranychus willametti Ewing; Panonychus ulmi Koch 1836; Tetranychus turkestani Ugrov & Nikolaskii, 1937; Tetranychus urticae Koch, 1836; 3-Tenuipalpidae: Cenopalpus pulcher Canestrini & Fanzago, 1876.
    Keywords: Mite, Green space, Tetranychidae, Tenuipalpidae, Eriophyidae, Iran
  • M. A.Yousefi, N. Panjehkeh, M. Hagian Shahri, M. Salari, M. Falahati Rastegar Page 218
    Disease incidence and favorable condition on disease severity is evaluated. W. carpophilus isolated of infected orchards. For fungus overwintering method in buildup were carried out bud washing by centrifuge and spot culturing on nutrient mediums. Evaluation of shot hole in different areas showed that cultivars response to this disease is fixed inside of a climate but it is differ in different areas to each other. Fungus germination optimum was indicated 95% at 15˚C and its minimum 0.5% at 1˚C in experimental conditions. Fungus overwintering were confirmed as hyphae and conidia inside of bud and as hyphae in twig spots. The result of study indicating climatic effective role that is dominant in area in disease incidence and severity.
    Keywords: Wilsonomyces carpopilus, Shot hole disease intensity, Overwinter, Germination
  • M. Rahimi Moghbeli, M. Modarres Awal, J. Karimi Berang Page 222
  • Page 17