فهرست مطالب

علوم کشاورزی و منابع طبیعی - سال شانزدهم شماره 2 (پیاپی 71، 1388)
  • سال شانزدهم شماره 2 (پیاپی 71، 1388)
  • ویژه نامه 2
  • 376 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1389/11/10
  • تعداد عناوین: 36
|
  • اقتصاد کشاورزی
  • بررسی ارتباط متقابل بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات در اقتصاد ایران
    مجید احمدلو، حسین مهرابی بشرآبادی صفحه 1
    این مطالعه ارتباط متقابل بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات در اقتصاد ایران را در فاصله سال های 2007-1959 بررسی می کند. به همین منظور از روش هم انباشتگی و مدل تصحیح خطای برداری استفاده گردید. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از بانک اطلاعات سری های زمانی بانک مرکزی و پایگاه داده های مرکز آمار ایران گردآوری شد. نتایج نشان داد که یک رابطه علیت دوطرفه بلندمدت بین سه بخش اصلی اقتصاد ایران وجود دارد. همچنین یک رابطه کوتاه مدت (29/0) از ارزش افزوده بخش خدمات به کشاورزی، یک رابطه کوتاه مدت (59/0) از ارزش افزوده بخش خدمات به صنعت و در نهایت یک رابطه کوتاه مدت (08/0) از نیروی کار بخش خدمات به ارزش افزوده آن برقرار شد. نتایج به دست آمده چارچوب مناسبی برای سیاست گذاری بین بخشی و توسعه متوازن بخش ها در راستای رشد و توسعه فراگیر اقتصاد ایران فراهم می آورد.
    کلیدواژگان: رابطه علی، بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات در اقتصاد ایران، مدل تصحیح خطای برداری
  • ترویج کشاورزی
  • تحلیل مولفه های موثر بر مدیریت آب کشاورزی در شهرستان زرین دشت ازدیدگاه کشاورزان
    یاسر محمدی، حسین شعبانعلی فمی، علی اسدی صفحه 9
    هدف از این پژوهش، تحلیل مولفه های موثر بر مدیریت آب کشاورزی در شهرستان زرین دشت از شهرستان های استان فارس از دیدگاه کشاورزان بود. این مطالعه از نوع پیمایشی بوده و برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسش نامه که پایایی مقیاس اصلی آن از طریق آلفای کرونباخ برابر با 87/0 تائید گردید، استفاده شد. روایی پرسش نامه نیز توسط اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تهران، کارشناسان مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان زرین دشت و کارشناسان سازمان آب شهرستان داراب مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل 4648 نفر از زارعان شهرستان زرین دشت بود که با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه به تعداد 150 نفر تعیین و برای انتخاب نمونه ها، روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از اولویت بندی مولفه های موثر بر مدیریت آب کشاورزی نشان داد که، سیاست های حمایتی دولت، جلوگیری دولت از حفر بی رویه چاه های جدید و مهارت و تخصص کارشناسان بخش ترویج به عنوان مهم ترین مولفه های موثر بر مدیریت آب کشاورزی شناخته شدند. همچنین نتایج تحلیل عاملی مولفه های موثر بر مدیریت آب کشاورزی وجود شش مولفه (نهادی و قانون گذاری، آموزشی و ترویجی، اقتصادی، اجتماعی، نظام بهره برداری، سازمانی- اداری) را نشان داد که 41/71 درصد از واریانس کل را تبیین نمودند.
    کلیدواژگان: مدیریت آب کشاورزی، تحلیل عاملی، شهرستان زرین دشت، استان فارس
  • جنگلداری
  • تعیین الگوی پراکنش محیطی و فراوانی گونه های سرخس در سری یک طرح جنگلداری شصت کلاته
    ندا حسین پور، رامین رحمانی، حبیب زارع، محمدهادی معیری صفحه 19
    پوشش گیاهی کف جنگل بخش مهمی از اکوسیستم جنگل به حساب می آید. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین پراکنش و فراوانی گونه های سرخس با فراوانی گونه های درختی غالب و برخی از عوامل غیرزنده رویشگاه (شامل فیزیوگرافی، نور و خاک) در سری یک طرح جنگلداری شصت کلاته انجام شده است. نمونه برداری با 172 پلات به ابعاد 20×20 متر (400 مترمربع) در 6 دامنه ارتفاعی شامل (350 تا 450، 450 تا 550، 550 تا650، 650 تا750، 750 تا 850، 850 تا 950 متر) انجام شد. در کلیه پلات ها ارتفاع از سطح دریا، شیب زمین، شدت نور، ضخامت لاشبرگ، بایومس گونه های سرخس و درصد پوشش گونه های درختی ثبت شدند. در مرکز هر پلات یک نمونه از لایه 20 سانتی متری سطح خاک برای تعیین رطوبت، اسیدیته، ماده آلی و بافت خاک برداشته شد. مقایسه بایومس گونه های سرخس در تیپ های جنگلی، طبقات ارتفاعی و دامنه های رطوبت خاک با آنالیز واریانس و آزمون دانکن در سطح 5 درصد انجام، و ارتباط بین فراوانی گونه های سرخس و عوامل غیرزنده رویشگاه با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون بررسی شد. شباهت اکولوژیک بین گونه های سرخس با استفاده از آنالیز خوشه ایبه دست آمد. نتایج نشان داد تاثیر اکولوژیک گونه های Dryopteris filix-mass (L.) Schott و Pteris cretica L. در مقایسه با سایر گونه های سرخس کاملا متمایز و به مراتب بیش تر است. گونه های درختی غالب بر افزایش و کاهش بایومس گونه های سرخس تاثیری معنی دار دارند. به جز Asplenium adiantum-nigrum L.، فراوانی سایر گونه های سرخس در تیپ های جنگلی یکسان نیست. گونه های سرخس از نظر سرشت اکولوژیک دارای ویژگی های اختصاصی می باشند و بر همین اساس در سه گروه طبقه بندی شدند. ارتفاع از سطح دریا، رطوبت خاک و گونه های درختی غالب (راش، ممرز و انجیلی) به عنوان مهم ترین عوامل موثر بر فراوانی و پراکنش مکانی گونه های سرخس در جنگل شصت کلاته می باشند.
    کلیدواژگان: فراوانی سرخس ها، اکوسیستم جنگل، ارتفاع از سطح دریا، رطوبت خاک، پراکنش مکانی
  • زراعت و اصلاح نباتات
  • بررسی پایداری عملکرد دانه ژنوتیپ های عدس در کشت بهاره در شرایط دیم
    سید حسین صباغ پور، یدالله فرایدی، مسعود کامل، ناصر الهیاری صفحه 33
    در این پژوهش به منظور بررسی عملکرد و پایداری ژنوتیپ های عدس در کشت بهاره در شرایط دیم، تعداد 11 ژنوتیپ در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 4 تکرار به مدت 3 سال (1383-1380) در 4 ایستگاه تحقیقات کشاورزی کرمانشاه، مراغه، زنجان و اردبیل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تجزیه مرکب سه ساله در 4 منطقه نشان داد اثر ژنوتیپ و اثر متقابل سال × مکان و سال × مکان× ژنوتیپ معنی دار بود. نتایج تجزیه پایداری عملکرد دانه ژنوتیپ ها براساس روش ضریب تغییرات محیطی نشان داد که ژنوتیپ های FLIP 97-1L، FLIP 82-1L و FLIP 92-15L با عملکرد بالا و تغییرات کمتر جزء ژنوتیپ های پایدار محسوب شدند. با استفاده از روش مجموع رتبه، ژنوتیپ های FLIP 92-15L، FLIP 92-12L و FLIP 82-1L به عنوان ژنوتیپ های پایدار شناخته شدند. گزینش هم زمان برای عملکرد و پایداری نشان داد که ژنوتیپ های FLIP 82-1L، FLIP 92-12L و FLIP 92-15L از نظر پایداری وضعیت بهتری نسبت به بقیه ژنوتیپ ها و رقم محلی دارند و همچنین نتایج تجزیه پایداری عملکرد دانه ژنوتیپ ها بر پایه روش غیرپارامتری رتبه نشان داد که ژنوتیپ 5 پایدارترین لاین در بین ژنوتیپ ها بود. بنابراین ژنوتیپ های FLIP 92-12L، FLIP 82-1L و FLIP 92-15L با توجه به عملکرد بالاتر از میانگین کل و رقم محلی و وجود پایداری آنها در غالب روش ها به عنوان ژنوتیپ های برتر انتخاب گردیدند و ژنوتیپFLIP 92-12L به علت تولید بالاترین عملکرد از دو ژنوتیپ دیگر شاخص تر می باشد.
    کلیدواژگان: عملکرد دانه، پایداری، کشت بهاره، عدس
  • بررسی همبستگی و روابط علی و معلولی عملکرد و برخی صفات مهم زراعی در ژنوتیپ های پنبه
    سکینه دماوندی کمالی، نادعلی باباییان جلودار، عمران عالیشاه صفحه 43
    افزایش عملکرد یکی از اهداف مهم اصلاح پنبه است. برنامه ریزی یک برنامه اصلاحی در جهت بهبود عملکرد، مستلزم شناخت طبیعت و روابط بین صفات مختلف موثر بر عملکرد می باشد. تجزیه روابط علی و معلولی صفات (تجزیه علیت) امکان تعیین اثرات مستقیم و غیرمستقیم صفات بر عملکرد را فراهم می سازد. در این پژوهش به منظور تعیین رابطه های فنوتیپی و ژنوتیپی و تعیین اثر مستقیم و غیر مستقیم برخی صفات مهم زراعی روی عملکرد وش پنبه، آزمایشی روی 10 رقم پنبه در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی طی دو سال زراعی 1384 و 1385 در ایستگاه تحقیقات پنبه کارکنده اجرا گردید. نتایج تجزیه واریانس در سطح 1 درصد اختلاف معنی داری میان ژنوتیپ ها برای صفات عملکرد چین 1، عملکرد کل، ارتفاع بوته، تعداد غوزه، تعداد شاخه رویا و همچنین در سطح 5 درصد برای صفات عملکرد چین 2 و طول بلندترین شاخه رویا نشان داد. همبستگی فنوتیپی و ژنوتیپی صفات نشان داد که صفت عملکرد وش در بوته، همبستگی مثبت و معنی داری با تعداد بوته بارده، عملکرد چین 1 و 2، و ارتفاع بوته دارد. تجزیه علیت صفات مورد بررسی نشان داد که عملکرد چین 1، وزن غوزه و تعداد غوزه دارای اثر مستقیم مثبت و تعداد شاخه زایا دارای اثر مستقیم منفی بر عملکرد هستند. با توجه به تحلیل نتایج تجزیه همبستگی و تجزیه علیت صفاتی چون عملکرد چین 1، وزن غوزه، تعداد غوزه و زودرسی از عوامل مهم تعیین کننده عملکرد (وش) پنبه شناسایی شدند. نتایج این پژوهش همچنین نشان داد، تجزیه همبستگی و تعیین اثرات مستقیم و غیرمستقیم صفات، اطلاعات مفیدی را برای طراحی یک برنامه اصلاحی موفق فراهم نمود.
    کلیدواژگان: پنبه، تجزیه علیت، ضریب همبستگی، عملکرد
  • شیلات
  • مقایسه برخی پارامترهای اسپرم شناختی و بیوشیمیایی سمن ماهی سفید مولد در زمان های مختلف مهاجرت تولید مثلی
    شارمین تکه، محمدرضا ایمانپور، محمد سوداگر، علی شعبانی صفحه 53
    در این مطالعه اثر زمان مهاجرت تولیدمثلی مولدین ماهی سفید به رودخانه شیرود روی برخی پارامترهای اسپرم شناختی (طول دوره تحرک اسپرم، تحرک اسپرم، اسپرماتوکریت، تراکم اسپرم و حجم اسپرم) و بیوشیمیایی (یون های سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، pH، پروتئین کل، گلوکز و کلسترول) سمن بررسی شد. به این منظور زمان مهاجرت تولیدمثلی مولدین به سه دوره تقسیم و از 30 ماهی نر نمونه برداری شد. برای اندازه گیری درصد و طول دوره حرکت اسپرم از میکروسکوپ فازکنتراست مجهز به دوربین و متصل به کامپیوتر استفاده شد. برای اندازه گیری اسپرماتوکریت پس از سانتریفوژ کردن لوله های میکرو محتوی سمن با استفاده از میکروهماتوکریت خوان، درصد اسپرم به پلاسمای سمن اندازه گیری شد. غلظت اسپرم با روش استاندارد هماسیتومتری با واحد 109× در هر میلی لیتر سمن محاسبه گردید. میزان pH نیز توسط pH متر اندازه گیری شد. اندازه گیری یون های سدیم و پتاسیم به وسیله دستگاه فلیم فتومتر، یون های کلسیم و منیزیم و همچنین گلوکز، کلسترول و پروتئین کل با دستگاه اسپکتروفتومتر صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که طول دوره تحرک اسپرم، درصد تحرک اسپرم و یون پتاسیم (01/0< P) همچنین اسپرماتوکریت، تراکم اسپرم، یون کلسیم و pH در زمان های مختلف مهاجرت تولیدمثلی مولدین ماهی سفید اختلاف معنی داری (05/0< P) داشت. اما حجم اسپرم دهی، سدیم، منیزیم، گلوکز، پروتئین کل و کلسترول در زمان های مختلف مهاجرت تولیدمثلی مولدین ماهی سفید اختلاف معنی داری (05/0> P) نداشت.
    کلیدواژگان: ماهی سفید، زمان مهاجرت تولید مثلی، پارامترهای اسپرم شناختی، بیوشیمیایی، سمن
  • اثرات ماهیان کاراس و سوفد بر بازماندگی و برخی شاخص های رشد ماهی کپور معمولی
    محمدرضا ایمانپور، یعقوب شیخی، معظمه کردجزی، سیدمحمود عقیلی صفحه 63
    در این پژوهش اثرات ماهیان سوف و کاراس روی بقاء و برخی شاخص های رشد (میانگین وزن انفرادی، فاکتور وضعیت، نرخ رشد ویژه و بیوماس نهایی) ماهی کپور معمولی Cyprinus carpio در کشت چند گونه ای کپورماهیان (300 قطعه کپور با وزن 15/44 گرم)، طی یک دوره پرورش 8 ماهه در منطقه دیکجه شهرستان گنبد مورد مطالعه قرار گرفت. به این منظور 8استخر 3 هکتاری انتخاب، و در 4 تیمار (الف- پاک سازی کاراس و بدون رهاسازی سوف، ب- پاک سازی کاراس و رهاسازی سوف (200 قطعه 2 گرمی)، ج- بدون پاک سازی کاراس و بدون رهاسازی سوف، د- بدون پاک سازی کاراس و با رهاسازی سوف) تقسیم بندی شد. مراحل آماده سازیاستخر (تخلیه آب، خشک کردن، آهک پاشی و کوددهی پایه) در کلیه تیمارها انجام پذیرفت و دراستخرهای تیمارهای الف و ب، جهت اطمینان از پاک سازی ماهیان کاراس دوره قبل، سم پاشی (آندوسولفان با دوزppm 1/0) صورت گرفت و در ورودی آنها توری نصب گردید. فاکتورهای فیزیکوشیمیایی آب 2 بار در ماه اندازه گیری، و نمونه برداری از غذای زندهاستخرها و همچنین نمونه برداری از ماهی به منظور بیومتری و تعیین شاخص های رشد یک بار در ماه انجام شد. در پایان دوره پرورش میانگین وزن انفرادی، نرخ رشد ویژه و بیوماس نهایی کپور معمولی در تیمار ب نسبت به سایر گروه ها بیشتر بود و از نظر آماری اختلاف معنی داری (01/0P<) با یکدیگر داشتند. اما در خصوص فاکتور وضعیت و درصد بازماندگی اختلاف معنی داری وجود نداشت. با توجه به موارد ذکر شده جهت افزایش راندمان تولید ماهی کپور معمولی پاک سازی کاراس و رهاسازی سوف پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: کاراس، سوف، کپور معمولی، بقاء شاخص های رشد
  • بررسی عادات غذایی سیاه ماهی در رودخانه زرین گل، استان گلستان
    محمد قلی زاده، رسول قربانی، عبدالرسول سلمان ماهینی، عبدالمجید حاجی مرادلو، حسین رحمانی، مسعود ملایی، مهناز نعمتی صفحه 70
    سیاه ماهی از جمله ماهیان با رژیم غذایی گیاه خواری است که به لحاظ دارا بودن رژیم غذایی خاص فاقد رقابت غذایی با دیگر گونه های ماهیان در بسیاری از رودخانه ها و دریاچه ها است. این مطالعه در آبان ماه 1386 در رودخانه زرین گل که از شاخه های رودخانه گرگان رود است، انجام شد. تعداد 100 قطعه ماهی به وسیله دستگاه الکتروشوکر با قدرت 7/1 کیلووات و جریان مستقیم و ولتاژ 400-300 ولت صید شد. در بررسی رژیم غذایی ماهیان مشاهده گردید که از بین پریفیتون های خورده شده، شاخه کریزوفیتا دارای بالاترین درصد فراوانی بود، به طوری که بیش از 97 درصد پریفیتون های یافت شده مربوط به این شاخه بود. بقیه گروه ها مربوط به شاخه های دیگر کلروفیتا، سیانوفیتا و اوگلنوفیتا بودند. در مطالعه فون جانوری موجود در دستگاه گوارش با استفاده از درصدهای فراوانی و احتمالی براساس روش کاستلو، دیپترا به عنوان طعمه اصلی محسوب می گردد. به نظر می رسد سیاه ماهی در نهر زرین گل بیشتر رژیم گیاه خواری داشته باشد، اما گاهی از کف زیان و لارو حشرات آبزی نیز تغذیه می کند.
    کلیدواژگان: سیاه ماهی، عادات غذایی، نهر زرین گل علی آباد
  • غلامرضا دریانبرد، علی شعبانی، فرهاد کیمرام، سعید گرگین صفحه 77
    کفال ماهیان از گونه های اصلی و غالب در ترکیب صید ماهیان استخوانی در سواحل جنوبی دریای خزر می باشند و پس از ماهی سفید با صید سالانه بالغ بر 4500 تن، در تولید پروتئین دریایی و درآمدزایی در سه استان شمالی کشور نقش به سزایی دارند. در دهه اخیر کفال طلایی بالغ بر 95 درصد از ترکیب صید کفال ماهیان را تشکیل می دهد. به منظور تعیین دوره تولیدمثلی، زمان اوج تخم ریزی و طول بلوغ جنسی که در مدیریت صید و بهره برداری پایدار از ذخایر آبزیان بسیار مهم می باشد، این پژوهش با 12 ماه نمونه برداری از دی ماه 1385 تا آذرماه 1386 انجام شد. نمونه های مورد نیاز در فصل صید ماهیان استخوانی از 53 شرکت تعاونی پره در استان مازندران و در خارج از فصل صید، با استفاده از پره چشمه ریز در سواحل این استان تهیه گردید. میانگین طول چنگالی و وزن کل به ترتیب 71/5±8/32 سانتی متر و 4/232±8/402 گرم و میانگین سن 42/1±3/4 سال محاسبه شد. سن بلوغ برای جنس های نر و ماده به ترتیب 7/3 و 8/4 سال تعیین گردید. براساس مشاهدات ظاهری اندام های جنسی و بررسی شاخص گنادی، دوره تولیدمثل این ماهی از مهرماه تا آذرماه و زمان اوج تخم ریزی در نیمه اول آبان ماه تعیین شد. مقدار هماوری مطلق 1/75426±4/740259 عدد تخمک محاسبه شده و مشاهده گردید که با افزایش طول، وزن و سن ماهی بر مقدار آن افزوده می شود. طول بلوغ جنسی در این پژوهش 6/26 سانتی متر (طول چنگالی) تعیین گردید. براساس نتایج این مطالعه شروع فصل صید ماهیان استخوانی در سواحل ایرانی دریای خزر مصادف با زمان اوج رسیدگی جنسی و تخم ریزی این ماهی بوده و اندازه طول بلوغ جنسی به مقدار 4/1 سانتی متر کاهش یافته و ماهیان کفال طلایی در اندازه های کوچک تری نسبت به گذشته به بلوغ جنسی می رسند.
    کلیدواژگان: دریای خزر، سواحل ایران، کفال طلایی، هماوری، طول بلوغ جنسی
  • حجت الله جعفریان صفحه 89
    در این آزمایش به منظور بررسی عملکرد رشد ماهی قزل آلای رنگین کمان در دو نوع آب با شوری های مختلف، دو گروه از ماهیان جوان قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی 37/3±1/29 گرم به ترتیب در تیمار آب لب شور، با شوری ppt 950/2 و تیمار آب شیرین ppt 57/0 برای مدت 40 روز پرورش داده شدند. هر یک از تیمارها در سه تکرار (245 قطعه ماهی قزل آلا) اجرا گردید. در پایان آزمایش داده های به دست آمده در قالب آزمون t-test، آنالیز و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که عملکرد رشد و تغذیه در ماهی قزل آلای پرورشی در آب لب شور، افزایش یافته و در مقایسه با آب شیرین اختلاف معنی دار داشت (05/0P<). وزن و طول نهایی ماهیان قزل آلا (3/5±69/82 گرم، 6/2±1/19 سانتی متر) در تیمار آب لب شور، در مقایسه با تیمار آب شیرین (5/7±2/69 و 1/3±6/17 سانتی متر) اختلاف معنی دار داشت (05/0P<). همچنین در تیمار آب لب شور، پارامترهای ضریب رشد روزانه، نرخ رشد ویژه طول، سرعت رشد طولی و سرعت رشد وزنی به طور معنی دار نسبت به تیمار آب شیرین افزایش یافت (05/0P<). پایین ترین ضریب تبدیل غذایی (6/1)، بالاترین نسبت کارآیی پروتئین (8/1) و چربی (7/7) در تیمار آب لب شور به دست آمد و با تیمار آب شیرین اختلاف معنی داری نشان داد (05/0P<). آزمایش حاضر نشان داد که ماهی قزل آلای رنگین کمان در آب لب شور در مقایسه با آب شیرین از قابلیت رشد خوبی برخوردار بوده و عملکرد رشد این ماهی در آب لب شور بیشتر است.
    کلیدواژگان: قزل آلای رنگین کمان، آب لب شور، آب شیرین، رشد
  • عرفان کریمیان، آرش جوانشیر، رسول قربانی صفحه 99
    در این پژوهش بزرگ بی مهرگان کف زی برای ارزیابی کیفیت آب رودخانه قشلاق سنندج مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه ها طی 3 بار نمونه برداری از 3 ایستگاه در اردیبهشت ماه، تیرماه و مردادماه سال 1386 توسط نمونه ردار سوربر جمع آوری شدند. بزرگ بی مهرگان کف زی در سطح خانواده شناسایی، و سپس کیفیت آب با استفاده از روش هیلسنهوف و جدول شاخص زیستی تعیین گردید. در این مطالعه 12 خانواده مشاهده شد که 8 خانواده مربوط به شاخه بندپایان، 3 خانواده مربوط به شاخه کرم های حلقوی، و 1 خانواده مربوط به کرم های پهن بود. بیش ترین فراوانی در ایستگاه 1 و 2 مربوط به موجودات راسته یک روزه ها، بهاره ها و ناجورپایان می باشد که از خانواده مربوط به حشرات که نشان دهنده شاخص آب های با کیفیت خوب هستند، در حالی که در ایستگاه 3 با میزان متوسط و زیاد مواد آلی، خانواده پلاتیسنمیده از فوق راسته سنجاقک ها و گلوسیفونیده از فوق راسته زالوها به عنوان خانواده هایی از جانوران آبزی که نشان دهنده شاخص آب های آلوده با تحمل بالا می باشند، شناسایی شدند. براساس نتایج جدول شاخص زیستی، درجه آلودگی آلی ایستگاه 2 در تمام ماه های نمونه برداری و ایستگاه 1 به جز تیر ماه (طبقه کیفی خوب) در طبقه کیفی بسیار خوب و ایستگاه 3 در سه طبقه کیفی خوب (اردیبهشت ماه)، متوسط (تیر ماه) و تا حدودی ضعیف (مرداد ماه) قرار گرفتند.
    کلیدواژگان: شاخص زیستی، بزرگ بی مهرگان کف زی، رودخانه قشلاق سنندج، ایران
  • علوم باغبانی
  • بررسی کیفی و مدیریتی گلخانه های فعال تولید گیاهان زینتی در منطقه گرگان
    سیده صغری حسینی درویشانی، حسین زارعی صفحه 110
    منطقه گرگان دارای میکروکلیمای ویژه ای است که آن را مناسب تولیدات گلخانه ای خاصی می نماید. همچنین بسیاری از برتری های استان مازندران که پیش قدم در تولید دامنه وسیعی از گیاهان زینتی بوده است نیز برخوردار می باشد. تحقیق اخیر گلخانه های فعال تولیدکننده گل و گیاهان زینتی منطقه را مورد ارزیابی قرار داد. بررسی های انجام شده برروی انواع سیستم ها، سازه های گلخانه ای و مسایل و مشکلات گلخانه داران منطقه صورت پذیرفته است. روش به کار رفته جهت گردآوری اطلاعات از نوع مصاحبه مستقیم با مالکین، باغبانان و کارشناسان باغبانی جهاد کشاورزی منطقه گرگان بوده است. به علاوه از کلیه گلخانه های مورد بررسی مشاهده دقیق و عکس برداری صورت گرفته است که به عنوان منبع مکمل داده ای از آنها استفاده گردیده است. نتایج حاصله بیانگر این واقعیت است که گلخانه های منطقه از لحاظ فناوری احداث و گلخانه داران منطقه از نظر دانش فنی روز گل کاری دنیا در سطح بسیار پایینی قراردارند و ازاستانداردهای بین المللی فاصله دارند. همچنین از عمده ترین مشکلاتی که گلخانه داران منطقه با آن مواجه بودند، موانع اقتصادی در جهت تجهیز گلخانه ها و عدم سرمایه گذاری کافی و حمایت نشدن از سوی سازمان های دولتی، بالا بودن هزینه تولید و عدم امکان صادرات گل بوده است.
    کلیدواژگان: گلخانه، گرگان، مشکلات گل کاری، گیاهان زینتی
  • اثر پیش تیمار سدیم نیتروپروساید بر برخی عوامل بیوشیمیایی گیاهچه گوجه فرنگی تحت تنش خشکی
    فاطمه نصیبی، خسرو منوچهری کلانتری، منصوره خداشناس صفحه 121
    تنش خشکی یکی از مهم ترین تنش های محیطی است که رشد گیاهان و تولید محصولات کشاورزی را محدود می کند. نیتریک اکسید یک رادیکال گازی به نسبت پایدار است که به عنوان مولکول سیگنالینگ کلیدی در گیاهان عمل می کند و در بسیاری از فرایندهای فیزیولوژیکی، پاتوفیزیولوژیکی و نموی به عنوان واسطه دخالت دارد و به تازگی پیشنهاد شده که این ماده در پاسخ گیاهان به تنش های محیطی نیز شرکت می کند. در این پژوهش پیش تیمار سدیم نیتروپرساید (SNP)1 به عنوان رهاکننده نیتریک اکسید (NO)، و ترکیب پالاینده آن 4و4و5و5 و تترامتیل ایمیدازولین-1 اکسیل-3- اکسید (PTIO) به مدت دو روز در گیاهان شاهد و تحت تنش خشکی استفاده شد و نقش NO در برخی پاسخ های بیوشیمیایی به تنش خشکی مورد بررسی قرار گرفت. داده های این مطالعه نشان داد که پیش تیمار SNP سبب کاهش پراکسیداسیون لیپید و مقدار پراکسیدهیدروژن در گیاهان تحت تنش گردید. تنش خشکی و پیش تیمار SNP اثر معنی داری بر رنگیزه های فتوسنتزی نداشت. خشکی سبب افزایش مقدار گروه های کربونیل و کاهش گروه های تیول پروتئینی و غیرپروتئینی به عنوان شاخص اکسیداسیون پروتئین شد هر چند پیش تیمار گیاهان با SNP گروه های کربونیل را کاهش و گروه های تیول را افزایش داد و سبب تخفیف اکسیداسیون پروتئین ها تحت تنش خشکی گردید. مقدار پرولین، آمینواسیدهای آزاد کل و قندهای محلول تحت تنش خشکی افزایش معنی داری نشان دادند. پیش تیمار با SNP فقط سبب افزایش پرولین گردید و بر سایر اسمولیت ها اثر نداشت. مقدار فنل های محلول، به عنوان آنتی اکسیدان های غیرآنزیمی، تحت تنش افزایش یافت و تیمار با SNP مقدار این ترکیبات را تحت تنش خشکی افزایش داد. پیش تیمار گیاهان با SNP توام با 4و4و5و5 و تترا متیل ایمیدازولین-1 اکسیل-3- اکسید (PTIO) (یک پالاینده NO) اثر حفاظتی SNP را کاهش داد و این نشان داد که اثر حفاظتی SNP مربوط به NO رها شده و به نظر می رسد که اثرات حفاظتی NO در شرایط تنش ممکن است مربوط به توانایی NO در مقابله با گونه های فعال اکسی‍‍ژن (ROS) و کاهش صدمات اکسیداتیو باشد.
    کلیدواژگان: تنش خشکی، پر اکسیداسیون لیپید، نیتریک اکسید، اکسیداسیون پروتئین، پلی فنل ها
  • مطالعه اثرات طولانی مدت تغذیه بر فعالیت فولیکولی تخمدان در قبل و بعد از بلوغ جنسی در تلیسه های برهمن
    فیروز صمدی صفحه 134
    هدف از این مطالعه، تعیین اثرات طولانی مدت تغذیه بر فعالیت فولیکولی تخمدان در قبل و بعد از بلوغ جنسی در تلیسه های برهمن بود. تعداد 22 راس گوساله برهمن در حال رشد، به طور تصادفی و براساس سن و وزن اولیه به 2 گروه مساوی تقسیم شدند. گروه 1، تلیسه هایی که از چراگاه خوب تغذیه و گروه 2، تلیسه هایی که از چراگاه فقیر تغذیه کردند. فعالیت فولیکولی تخمدان در هر دو گروه با استفاده از دستگاه فراصوت1 به صورت هفته در میان ثبت شد. متوسط تعداد فولیکول های ذخیره ای (2-0 میلی متر) در تلیسه های گروه 1 به طور قابل ملاحظه ای بیش از گروه 2 بوده است (05/0P<). میانگین تعداد فولیکول های کوچک (5-3 میلی متر) در طول آزمایش در نوسان بوده و با این وجود، متوسط تعداد فولیکول های بالا در گروه 1 به طور معنی داری بیشتر بود (05/0P<). الگوی رشد فولیکول های متوسط (9-6 میلی متر) برای هر دو گروه در طول آزمایش مشابه بوده است (05/0P>). اندازه بزرگ ترین فولیکول در طول دو ماهه اول آزمایش افزایش یافت (05/0P<)، اما پس از آن ثابت ماند. میانگین تعداد فولیکول های بزرگ (حداقل 10 میلی متر) در بین گروه های آزمایشی تفاوت معنی داری نداشت (05/0P>). اگرچه درصد فولیکول های کوچک، متوسط و بزرگ در بین گروه های آزمایشی یکسان بوده، اما درصد فولیکول های ذخیره ای در تلیسه های تغذیه شده از چراگاه خوب بیشتر بوده است (05/0P<). اندازه بزرگ ترین فولیکول آماده برای تخمک ریزی در تلیسه های گروه 1 بیش از گروه 2 بود (05/0P<). درصد تخمک ریزی برای تیمارهای 1 و 2 به ترتیب 100 و 10 می باشد (05/0P<). این نتایج نشان می دهند که تغذیه ممکن است با تحریک فولیکول های ذخیره ای و نیز با افزایش اندازه فولیکول های بالغ سبب افزایش میزان تخمک ریزی شود.
    کلیدواژگان: فعالیت فولیکولی تخمدان، تغذیه، تلیسه های برهمن
  • تاثیر ترکیبات جایگزین آنتی بیوتیک بر پاسخ ایمنی همورال و برخی فراسنجه های سرم خون جوجه های گوشتی
    حجت ضیایی، محمدامیر کریمی ترشیزی، مسلم باشتنی، حسین نعیمی پور، اعظم زینلی صفحه 142
    در این پژوهش به منظور بررسی تاثیر استفاده از آنتی بیوتیک و جایگزین های آن بر پاسخ سیستم ایمنی هومورال و غلظت برخی فراسنجه های سرم خون، از تعداد 360 قطعه جوجه خروس یک روزه راس در قالب طرح بلوک های کاملا تصادفی (6 تیمار و 4 تکرار) استفاده شد. جیره های آزمایشی شامل: 1- جیره پایه، 2- جیره پایه + 15 قسمت در میلیون آنتی بیوتیک ویرجینیامایسین، 3- جیره پایه + 1/0گرم پروبیوتیک پروتکسین در هر کیلوگرم خوراک، 4- جیره پایه + 1/0 گرم پری بیوتیک ایمنووال در هر کیلوگرم خوراک، 5- جیره پایه + مخلوط گیاهان دارویی دایجستروم به میزان 45/0 گرم در هر کیلوگرم خوراک و 6- جیره پایه + اسید آلی فورمیسین به میزان 4/0 گرم درهر کیلوگرم خوراک بودند. جوجه های تغذیه شده با جایگزین های آنتی بیوتیک محرک رشد افزایش معنی داری در پاسخ سیستم ایمنی به آنتی ژن گلبول قرمز گوسفند نشان دادند (05/0P<). مکمل سازی خوراک جوجه های گوشتی با جایگزین های آنتی بیوتیک محرک رشد سبب کاهش معنی دار غلظت کلسترول، تری گلیسرید و لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL1) سرم شد (05/0P<)، بدون آن که سطح لیپوپروتئین با چگالی بالای (HDL2) سرم را تحت تاثیر قرار گیرد (05/0P>). غلظت سرمی آنزیم های کبدی در خون جوجه های گوشتی تغذیه شده با جایگزین های آنتی بیوتیک به طور معنی داری در مقایسه با جیره های شاهد و آنتی بیوتیک کاهش یافت (05/0P<). ترکیبات جایگزین آنتی بیوتیک در این مطالعه ضمن بهبود پاسخ ایمنی، تاثیر مطلوبی بر کارکرد کبد داشته و کلسترول سرم خون را نیز کاهش داد.
    کلیدواژگان: جوجه های گوشتی، جایگزین های آنتی بیوتیک، سیستم ایمنی همورال، فراسنجه های خون
  • اثر هم کشتی سلول های پوششی لوله رحم گاو بر تکوین رویان گاو
    معصومه اسحاقی، یوسف جعفری آهنگری، حسام دهقانی صفحه 154
    استفاده از سیستم هم کشتی مدت ها است که با هدف بهبود کیفی رویان پستانداران، شبیه سازی محیط داخلی بدن در آزمایشگاه، افزایش بقاء رویان و حمایت محیط های کشت، کاهش استرس های محیطی و متابولیسمی محیط های کشت به کار رفته است. تاثیر سلول های پوششی لوله رحم گاو در دو مرحله لقاح و تکوین آزمایشگاهی رویان گاو از اهداف خاص این پژوهش بود. در آزمون اول تخمک ها پس از بلوغ در غیاب سلول های پوششی لوله رحم بارور شده و در شرایط حضور و حضور نداشتن سلول های پوششی لوله رحم کشت داده شدند و مراحل مختلف تکوین مورد بررسی قرار گرفت. میزان تکوین رویان در مراحل مختلف 4 سلولی، 8 سلولی و بلاستوسیستی در محیط کشت TCM-199 در حضور سلول های پوششی نسبت به سایر محیط ها (TCM-199 بدون هم کشتی، SOF و KSOM بدون هم کشتی) بالاتر بود. شرایط هم کشتی با سلول های پوششی در هنگام لقاح آزمایشگاهی و سپس تداوم هم کشتی با محیط های کشت TCM-199 منجر به تولید رویان های دو سلولی بیشتری (17/72 درصد) در مقایسه با محیط SOF بدون هم کشتی (5/61 درصد)، محیط TCM-199 بدون هم کشتی (6/53 درصد) و KSOM بدون هم کشتی (42 درصد) شد. محیط کشت SOF نسبت به TCM-199 توانست در حمایت از تکوین رویان تا مرحله بلاستوسیستی موفق تر عمل کند. هر چند که درصد مراحل اولیه تکوین رویانی به طور جزیی در محیط کشت TCM-199 در مقایسه با محیط SOF بیش تر بود، اما این روند با نزدیک شدن به مراحل مورولا و بلاستوسیست تغییر کرد و محیط کشت SOF به تولید درصد بالاتری از بلاستوسیست در مقایسه با TCM-199 منجر شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هم کشتی با سلول های پوششی لوله رحم گاو باعث افزایش راندمان لقاح و تکوین بهتر رویان می شود. در شرایط غیرهم کشتی، محیطSOF از محیط TCM-199 در تکوین رویان اولیه گاو بهتر عمل می کند.
    کلیدواژگان: تکوین رویان، محیط کشت، سلول های پوششی لوله رحم، هم کشتی
  • اثر کمبود دائمی انسولین بر مصرف خوراک، شاخص های رشد، ترکیب گوشت و فراسنجه های خون در گوسفند زل
    فرید مسلمی پور، نورمحمد تربتی نژاد، همایون خزعلی، سعید حسنی، تقی قورچی صفحه 164
    در این پژوهش برای بررسی اثر کمبود دائمی انسولین بر مصرف خوراک، شاخص های رشد، ترکیب لاشه و فراسنجه های خون در گوسفند زل، تزریق درون رگی چهار دوز صفر، 25، 50 و 75 میلی گرم استرپتوزوتوسین در کیلوگرم وزن بدن به ترتیب به عنوان تیمارهای شاهد، دوز کم، متوسط و زیاد استفاده شد. 20 گوسفند نر با میانگین وزن 1±4/19 کیلوگرم در قالب طرح کاملا تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند. دوره پژوهش شامل 8 هفته متوالی بود و تزریق در پایان هفته سوم انجام گرفت. مصرف خوراک و آب و توزین دام ها به طور هفتگی اندازه گیری گردید. نمونه های خون سیاهرگی به طور هفتگی در حالت ناشتا جمع آوری، و فراسنجه های خون به روش اسپکتروفتومتری و هورمون ها به روش رادیوایمیونواسی اندازه گیری شد. داده ها به روش اندازه گیری های مکرر تجزیه گردید. با تزریق دوز بالا، حیوانات به خاطر شرایط غیرعادی از مسیر آزمایش کنار گذاشته شدند. نتایج بیانگر بروز هایپواینسولینمیا در گروه دوز متوسط بود که با کاهش معنی دار غلظت انسولین مشخص شد. غلظت لپتین نیز در گروه دوز متوسط از شاهد کمتر بود (05/0>P). گروه دوز متوسط افزایش معنی داری در سطح گلوکز، تری گلیسریدها، کلسترول، پروتئین خام، ازت اوره ای و اجسام کتونی خون نسبت به گروه شاهد نشان داد (05/0>P). تزریق دوز متوسط باعث پرخوری و افزایش مصرف آب شد (05/0>P) ولی به رغم افزایش مصرف خوراک، وزن بیشتری نسبت به گروه شاهد کسب نشد و ضریب تبدیل خوراک بیشتر بود. درصد پروتئین و چربی خام در گوشت و کبد تفاوت معنی داری بین گروه ها نداشت (05/0
    کلیدواژگان: هایپواینسولینمیا، فراسنجه های خون، مصرف خوراک، رشد، گوسفند
  • تاثیرات دما و درصد افزایش آب به خمیر زیتون بر خصوصیات کیفی و کمی روغن استحصالی
    عباس اکبرنیا، حسین مبلی، اسدالله اکرم، منوچهر حامدی، شاهین رفیعی صفحه 174
    در این پژوهش به منظور بررسی اثر تغییر درجه حرارت و میزان افزایش آب به خمیر زیتون بر کیفیت و کمیت روغن زیتون استحصالی، تاثیر دو فاکتور دمای واحد هم زن در سه سطح 30، 45 و 60 درجه سانتی گراد و آب اضافه شده به خمیر زیتون در سطوح 15، 30 و 45 درصد وزن نمونه، مورد بررسی و تحقیق قرار گرفت. این آزمون در سرعت دورانی ثابت 12 هرتز واحد خردکن و زمان هم زدن 10 دقیقه انجام شد. نتایج به دست آمده به وسیله آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی مورد مقایسه قرار گرفتند. مقایسه میانگین ها براساس آزمون چنددامنه ای دانکن در سطح 5 درصد نشان داد که با افزایش دمای واحد هم زن میزان اسیدیته و پراکسید روغن و همچنین رطوبت تفاله افزایش می یابد که این موضوع به ترتیب سبب کاهش کیفیت و کمیت روغن استحصالی می شود ولی از سوی دیگر افزایش دما موجب کاهش روغن باقی مانده در تفاله شده این پدیده کمیت روغن استحصالی را افزایش می دهد. اضافه شدن آب به خمیر سبب کاهش رطوبت و روغن باقی مانده در تفاله شد که این امر کمیت روغن استحصال شده را افزایش داد. در این راستا برای به دست آوردن روغن بکر در خط فرآوری روغن کشی با در نظر گرفتن کیفیت و کمیت روغن استحصالی، تیمار دمای 30 درجه سانتی گراد و 45 درصد آب اضافه شده به خمیر زیتون پیشنهاد گردید.
    کلیدواژگان: زیتون، واحد هم زن، اسیدیته، پراکسید، روغن بکر
  • بررسی اثر خصوصیات کیفی دو رقم گندم بومی ایران (کوه دشت و زاگرس) بر فرایند مالت سازی
    محبوبه کشمیری، یحیی مقصودلو، مهدی کاشانی نژاد صفحه 181
    مالت، غلات جوانه زده ای هستند که منبع مناسبی از کربوهیدرات، پروتئین، انواع ویتامین های گروه ب و املاح معدنی می باشند. مالت سازی فرایند پیچیده بیوتکنولوژیکی است که شامل خیساندن، جوانه زنی و خشک کردن مالت سبز در شرایط کنترل شده دما و رطوبت می باشد. در این پژوهش دو رقم گندم (کوه دشت و زاگرس) از سازمان جهاد کشاورزی استان گلستان تهیه گردید و پس از دو ماه انبارداری، ویژگی های فیزیکوشیمیایی و رویشی آنها تعیین شد. سپس از گندم های مورد بررسی در مقیاس آزمایشگاهی مالت تهیه و به منظور بررسی کیفیت آن عصاره گیری انجام شد و ویژگی های فیزیکوشیمیایی ورت حاصل مانند بازدهی استخراج عصاره آب گرم، شدت رنگ، قند احیاءکننده، pH، بریکس، ازت کل محلول و ازت α- آمینو آزاد بررسی گردید. آنالیز واریانس با استفاده از نرم افزار SAS و مقایسه میانگین داده ها با استفاده از آزمون دانکن در سطح 5 درصد انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد طی فرایند مالت سازی قدرت دیاستاتیک و بازدهی استخراج عصاره آب سرد افزایش و وزن هزاردانه، خاکستر و پروتئین دو رقم گندم کاهش یافت. همچنین ارتباط مستقیمی بین مقدار ازت کل دانه و قدرت دیاستاتیک وجود داشت اما رابطه آن با بازدهی استخراج عصاره آب گرم و سرد معکوس بود (05/0P<). وزن هزاردانه (78/40 گرم)، بازدهی استخراج عصاره آب سرد (77/20 درصد) و بازدهی استخراج عصاره آب گرم (154/67 درصد) مالت گندم کوه دشت بیشتر اما مقدار خاکستر (3/1 درصد)، قدرت دیاستاتیک (°L 91/179) و ازت کل (18/2 درصد) آن کمتر از مالت گندم زاگرس بود (05/0P<). نتایج بررسی ویژگی های کیفی ورت حاصل از دو رقم مالت حاصل از گندم نشان داد که قند احیاءکننده (192/64 گرم بر لیتر) و بریکس ورت مالت گندم کوه دشت (w/w 25/8 درصد) در مقایسه با ورت مالت گندم زاگرس بیشتر و ازت کل محلول (742/0 درصد) و ازت α- آمینو آزاد آن کمتر (585/98 میلی گرم بر لیتر) بود (05/0P<).
    کلیدواژگان: گندم، مالت، ازت کل، ورت
  • شیوع بیماری زنگ زرد گندم در مزارع آبی مناطق سردسیری استان کهگیلویه و بویراحمد
    علی ویانی صفحه 190
    شهرستان های بویراحمد و دنا جزو مناطق سردسیری استان کهگیلویه و بویراحمد بوده و گندم اصلی ترین گیاه مورد کشت در این مناطق می باشد. بررسی های به عمل آمده نشان داد که زنگ زرد مهم ترین بیماری گندم در نواحی یاد شده است و در برخی مناطق به صورت همه گیری نیز در می آید. در این پژوهش به منظور تعیین درصد آلودگی، مزارعی به صورت تصادفی انتخاب و تعداد بوته های سالم و آلوده در 20 نقطه هر مزرعه شمارش گردید. یادداشت برداری از شدت و تیپ آلودگی در مرحله برگ پرچم با مقیاس اصلاح شده کب صورت گرفت. اولین علایم ظهور زنگ زرد در سال 1384 در دوم اردیبهشت ماه و در منطقه دشتروم مشاهده شد. این بیماری در 6/81 درصد مزارع گندم آبی مناطق مورد بررسی و در تمامی نواحی مورد بازدید شامل دشتروم، کاکان، سررود جنوبی، سررود شمالی، دنا و پاتاوه و با میانگین وقوع 98/15±54/12 درصد وجود داشت. در منطقه دشتروم، اپیدمی شدید بیماری مشاهده شد که در این ناحیه، تمامی مزارع با میانگین 3/18±5/37 درصد و با شدت و تیپ آلودگی S 100-80 آلوده بودند. در آزمایش های مزرعه ای با استفاده از سیستم مه پاشی و هم در شرایط آبیاری جوی و پشته ای و در حالت آلودگی طبیعی، کلیه ارقام گندم مورد کشت در مناطق نمونه برداری شده شامل الموت، الوند، امید، دنا و شهریار، آلوده به زنگ زرد شده و در مقابل این بیماری کاملا حساسیت نشان دادند.
    کلیدواژگان: گندم، زنگ زرد، کهگیلویه و بویر احمد
  • ارتباط بین نشانگرهای RAPD و حساسیت پایه ای به تریفلومیزول در جدایه های فوزاریوم عامل پوسیدگی طوقه برنج
    علی حسین نژاد، دوستمراد ظفری، فریدون پاداشت دهکایی صفحه 197
    سه گونه Fusarium fujikuroi، F. proliferatum و F. verticillioides به عنوان عامل پوسیدگی طوقه برنج در مناطق مختلف معرفی شده اند. جهت پیگیری ایجاد مقاومت به قارچ کش جدید در جدایه های قارچ عامل بیماری، یافتن حساسیت پایه ای، قبل از کاربرد در سطح مزرعه الزامی می باشد. تنوع ژنتیکی به عنوان یکی از عوامل اصلی تفاوت در حساسیت پایه ای به قارچ کش ها شناخته شده است. در این پژوهش، حساسیت پایه ای 46 جدایه قارچ های عامل بیماری به قارچ کش تریفلومیزول در محیط کشت PSA حاوی غلظت های مختلف از ماده موثره این قارچ کش مورد مطالعه قرارگرفت و سپس EC50 و MIC قارچ کش برای هرکدام از جدایه ها محاسبه شد. 21 جدایه منتخب، متعلق به سه جمعیت آمیزشی (گونه) مختلف، جهت بررسی های مولکولی با استفاده از نشانگرهای RAPD مقایسه شدند. نتایج نشان داد که جدایه های مختلف براساس هم پوشانی حدود اطمینان 95 درصد EC50، در 4 گروه قرار گرفته و تنها دو جدایه، حساسیت کمتری نسبت به این قارچ کش داشتند. در دندروگرام به دست آمده از نشانگرهای RAPD، جدایه های با EC50 بالاتر، حساس ترین و کم ترین حساسیت جدایه ها، تفاوت بیشتری با سایرجدایه ها نشان دادند. جدایه های F. fujikuroi نیز از لحاظ شاخص MIC تمایز جالب توجهی نشان دادند. تفاوتی که با استفاده از نشانگرهای RAPD در بین جدایه ها مشاهده شد، اثبات کرد که تفاوت در حساسیت پایه ای به تریفلومیزول، ناشی از تنوع ژنتیکی است.
    کلیدواژگان: حساسیت پایه ای، تریفلومیزول، RAPD، Fusarium
  • رضا رفیعی، عبدالرسول سلمان ماهینی، نعمت الله خراسانی صفحه 208
    پسماند از تولیدات غیرقابل اجتناب هر جامعه و مدیریت پسماند یکی از نیازهای اصلی آن جامعه است. از این رو، استقرار سامانه مدیریت پسماند ضروری است. در سیستم مدیریت مواد زاید جامد، با توجه به میزان تولید و ترکیب پسماند، گزینه های مختلفی برای مدیریت آن وجود دارد که علاوه بر هزینه های اقتصادی، بار محیط زیستی مختلفی در بر دارند. انتخاب گزینه های مناسب تر نیاز به ابزارهای پشتیبان تصمیم گیری دارد. ارزیابی چرخه حیات یکی از این ابزارهای پشتیبان تصمیم گیری می باشد که در دهه اخیر معرفی شده و مورد استفاده قرار گرفته است. در مطالعه حاضر، از این رویکرد به منظور بررسی وضعیت حاضر سامانه مدیریت پسماند شهر مشهد استفاده گردید. به این منظور، 3 سناریو شامل (1) انتقال مستقیم پسماند، (2) کمپوست کردن و (3) انتقال غیرمستقیم از راه ایستگاه های انتقال در نظر گرفته شد. داده های مورد نیاز سیاهه نویسی چرخه حیات با بررسی منابع و طرح های پژوهشی پایان یافته، تهیه پرسش نامه و تکمیل آن به وسیله پرسنل و نیز کار صحرایی جمع آوری شد. سیاهه نویسی چرخه حیات به کمک مدل IWM-1 صورت پذیرفت. سپس، نتایج به دست آمده از سیاهه نویسی به 5 طبقه اثر شامل مصرف انرژی، گازهای گلخانه ای، گازهای اسیدی، مه دود فتوشیمیایی و خروجی های سمی تخصیص داده شد. مقادیر سیاهه شده در فاکتورهای ویژگی سازی ضرب گردید و در نهایت نمایه بوم شناختی برای هر یک از سناریوها به دست آمد. از نقطه نظر محیط زیستی، نتایج این مطالعه نشان داد که کمپوست کردن به عنوان یکی از گزینه های مدیریتی و نیز کاربرد ایستگاه های انتقال پسماند در مواردی که محل دفن و سایر تاسیسات سامانه مانند کارخانه بازیافت و کمپوست در فواصل دور از نقاط ثقل تولید قرار می گیرند، نقش مهمی در کاهش بار آلاینده ها و نیز مصرف انرژی ناشی از سامانه مدیریت پسماند دارد.
    کلیدواژگان: ارزیابی چرخه حیات، پشتیبان تصمیم گیری، مدیریت پسماند شهری، شهر مشهد
  • مهندسی آب و آبخیزداری
  • مطالعه آزمایشگاهی میدان جریان اطراف صفحات مستغرق مقابل دهانه آبگیر جانبی در کانال uشکل
    حسین منتصری، مسعود قدسیان، امیر احمد دهقانی صفحه 221
    در طراحی آبگیرهای واقع در رودخانه ها، همواره باید شرایطی را انتخاب کنیم تا آب منحرف شده توسط آبگیر، دارای حداکثر دبی جریان و حداقل دبی رسوب باشد. از راهکارهای کاهش رسوب ورودی به آبگیرهای جانبی می توان جانمایی آبگیر در قوس خارجی رودخانه و استفاده از صفحات مستغرق را نام برد. صفحات مستغرق پره های کوچکی هستند که جهت انحراف رسوبات از مقابل دهانه آبگیر به کار می روند. عملکرد اصلی صفحات مستغرق، ایجاد جریان ثانویه است. میدان جریان در اطراف آبگیر های جانبی واقع در قوس خارجی رودخانه ها و اندرکنش این میدان با جریان ثانویه ناشی از صفحات مستغرق، کاملا سه بعدی و پیچیده می باشد. شناخت این میدان جریان می تواند مهندسان را در کاربرد بهتر صفحات در قوس یاری نماید. در این پژوهش به منظور شناخت این میدان جریان پیچیده، مولفه های سه بعدی سرعت جریان در یک کانال قوسی U شکل با حضور آبگیر جانبی و یک آرایش دو ردیفه از صفحات مستغرق که در مقابل آبگیر جانبی نصب شده است، توسط سرعت سنج سه بعدی ADV برداشت و تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد صفحات، جریان ثانویه ای تولید می کنند که هم جهت با جریان ثانویه قوس می باشد. همچنین خطوط جریان در صفحات افقی نشان می دهند صفحات مستغرق سبب کاهش عرض صفحه تقسیم جریان در لایه های نزدیک بستر و افزایش عرض صفحه تقسیم جریان در تراز بالای صفحات می گردند. محاسبه قدرت جریان ثانویه در قوس نشان می دهد نصب صفحات در محدوده آبگیر، موجب افزایش قدرت جریان ثانویه شده و از شدت کاهش قدرت جریان ثانویه بر اثر مکش آبگیر می کاهد. محاسبه تنش برشی بستر نشان می دهد مقدار تنش برشی در دهانه آبگیر افزایش یافته است. نتایج ارایه شده در این مقاله می تواند برای توسعه و صحت سنجی مدل های عددی روی میدان جریان حول صفحات مستغرق در نزدیکی آبگیر جانبی در قوس نیز مفید باشد. نتایج ارایه شده در این مقاله می تواند برای توسعه و صحت سنجی مدل های عددی روی میدان جریان حول صفحات مستغرق در نزدیکی آبگیر جانبی در قوس نیز مفید باشد.
    کلیدواژگان: کانال u شکل، آبگیر جانبی، صفحات مستغرق، میدان جریان
  • استهلاک انرژی جریان در سرریزهای پلکانی توری سنگی با به کارگیری صفحات نفوذناپذیر
    مهدی مفتاحی هلقی، احمد عزیزی، امیر احمد دهقانی، نرگس سادات الحسینی صفحه 234
    امروزه سازه های توری سنگی به دلیل سهولت اجرا، دسترسی آسان، دوام و اقتصادی بودن، به صورت گسترده جهت حفاظت از سازه های آبی مورد استفاده قرار می گیرند. سرریزهای پلکانی توری سنگی، بیشتر در مسیر رودخانه ها جهت حفاظت از بستر رودخانه و حوزه های آب خیز مورد استفاده قرار می گیرند. این گونه سرریزها به لحاظ کارآیی مناسب در استهلاک انرژی جریان، مورد توجه بیشتر طراحان قرار گرفته است. در این سرریزها دو نوع جریان روگذر و درون گذر وجود دارد که در استهلاک انرژی نقش دارند. نتایج آزمایش ها نشان می دهند که افت انرژی جریان روگذر به مراتب از جریان درون گذر بیشتر است. در این پژوهش به منظور افزایش پراکنش انرژی جریان از یک سو و افزایش پایداری سازه ای از سوی دیگر از صفحات فلزی در اندازه های مختلف در درون توری سنگ ها استفاده گردید و نقش ارتفاع صفحه در میزان افت انرژی مورد بررسی قرار گرفت. در آزمایش های انجام شده شیب بالادست به دلیل پایداری سازه ای 1:1، شیب های پایین دست 1:1، 1:2 و 1:3، ارتفاع سرریز 30 سانتی متر، ارتفاع صفحه ها 10، 20 و 30 سانتی متر و دبی جریان در محدوده 10 الی 40 لیتر بر ثانیه بوده است. نتایج آزمایش ها، افزایش راندمان افت انرژی جریان در صفحات با ارتفاع 10 سانتی متر را نسبت به سایر حالات نشان داده است. بیش ترین استهلاک انرژی مشاهده شده در دبی 5/13 لیتر بر ثانیه، شیب پایین دست 1:1 و ارتفاع صفحه 10 سانتی متری، 6/82 درصد بوده است.
    کلیدواژگان: سرریز گابیونی پلکانی، پراکنش انرژی جریان، صفحه نفوذ ناپذیر
  • ارزیابی تغییرات کاربری اراضی با استفاده از تصاویر ماهواره ای: مطالعه موردی حوضه آبخیز تنگ سرخ شیراز
    حسین آهنی، اردوان قربانی، مرضیه رستگار مقدم، سیدرشید فلاح شمسی، مجید باقرنژاد صفحه 242
    رشد روزافزون جمعیت و تاثیر آن بر عرصه های طبیعی به همراه بهره برداری غیراصولی سبب تخریب کاربری ها و اکوسیستم شده است. به طوری که با ارزیابی تغییرات کاربری ها، امکان برنامه ریزی و مدیریت اراضی جهت کاهش اثر تخریبی بهره برداری ها امکان پذیر می گردد. در این راستا استفاده از علوم و فنون جدید مانند سنجش از دور و تصاویر ماهواره ای کمک شایانی به ارزیابی درست و منطقی در زمان کوتاه و هزینه کم می نماید. در این پژوهش با استفاده از تصاویر لندست و اسپات و اصلاح خطاهای ژئومتری، رادیومتری و اختلاف فصل تصویربرداری، بهترین ترکیب باندی انتخاب و نقشه کاربری اراضی حوضه آب خیز تنگ سرخ شیراز با استفاده از طبقه بندی نظارت شده و الگوریتم حداکثر احتمال تشابه برای سال های 1367 و 1384 تهیه شد. درستی نقشه های تولیدی با آزمون صحت کلی و آماره کاپا محاسبه و نتایج نشان داد میزان تغییرپذیری اراضی بایر از 2/4 به 5/11 درصد و دیم زارها از 8/12 به 1/17 درصد افزایش، در مقابل سطوح جنگلی از 8/29 به 3/28 درصد و مراتع از 9/36 به 8/26 درصد کاهش یافته است. تحلیل آماری در سطوح 1 و 5 درصد نشان داد طبقات زراعت آبی برای نقشه 1367 به ترتیب 73/0 و 77/0 درصد و برای باغ 53/0 و 57/0 درصد از بیش ترین و کم ترین درصد اطمینان برخوردار است. برای نقشه 1384 در سطوح آماری بالا طبقات مرتع به ترتیب 79/0 و 82/0 و مناطق مسکونی 66/0 و 70/0 درصد از بیش ترین و کم ترین درصد اطمینان برخوردار بوده است. با توجه به آزمون صحت و درصد حدود اطمینان نقشه های تهیه شده از دقت قابل قبول برخوردار بوده اند.
    کلیدواژگان: تغییر کاربری اراضی، تصاویر ماهواره ای، لندست، اسپات، طبقه بندی رقومی، شیراز
  • مدل سازی برآورد نسبت تحویل رسوب رگبار در حوزه آبخیز چهل گزی بر اساس ویژگی های اقلیمی و هیدرولوژی
    لیلا غلامی، سیدحمیدرضا صادقی، عبدالواحد خالدی درویشان صفحه 253
    استفاده از نسبت تحویل رسوب در حوزه های آبخیز به منظور تبدیل مقادیر اندازه گیری و یا تخمینی رسوب به فرسایش خاک برای متخصصان حفاظت خاک و آب ضروری است. حال آن که عملکرد کلیه مدل های موجود و استناد به نتایج به دست آمده از آنها به دلیل تفاوت در فرآیند فرسایش خاک و تولید رسوب در آبخیز محل تهیه آنها همواره سوال برانگیز بوده است. از این رو، در پژوهش حاضر سعی بر آن بوده تا از طریق اندازه گیری مقدار فرسایش خاک و تولید رسوب 11 رگبار مطالعاتی، مقدار دقیق نسبت تحویل رسوب تعیین، و ارتباط آن با عوامل مختلف اقلیمی و هیدرولوژیکی در حوزه آبخیز چهل گزی سد قشلاق مورد بررسی قرار گیرد. نتایج به دست آمده از مدل سازی، دلالت بر امکان برآورد مناسب نسبت تحویل رسوب با استفاده از متغیرهای دبی اوج، حجم روان آب و عامل فرسایندگی با ضریب تعیین و خطای نسبی به ترتیب حدود 98 و 33 درصد داشته است. هم چنین نتایج آزمون t جفتی نبود اختلاف معنی دار بین مقادیر مشاهده ای و تخمینی نسبت تحویل رسوب را تایید نمود.
    کلیدواژگان: استان کردستان، تولید رسوب، سد قشلاق، مدل فرسایش خاک، نسبت تحویل رسوب
  • برآورد حجم رسوب گذاری در مخازن سدهای کرج و دز و مقایسه آن با نتایج هیدروگرافی
    ابوالفضل مساعدی، سید فضل الله هاشمی نجفی، محمد حیدرنژاد، مرتضی نبی زاده، محمد ابراهیم مشکاتی صفحه 261
    فرسایش و انتقال رسوب از پدیده هایی می باشند که در مراحل مختلف تبدیل بارش به رواناب و در مسیر انتقال جریان به وقوع می پیوندند. بخشی از رسوبات در حال انتقال در مخازن سدها ته نشین می شوند که می توانند عواقب فنی، اقتصادی و یا حتی اجتماعی نامطلوب به بار آورند. بنابراین باید میزان رسوب گذاری در مخزن سد قبل از احداث آن و همچنین در هنگام بهره برداری با اطمینان قابل قبولی برآورد شود. از سوی دیگر تعیین مقدار دقیق فرسایش و یا رسوب گذاری در عمل بسیار مشکل بوده ولی روش های متفاوتی برای برآورد آنها پیشنهاد شده است. در این پژوهش به منظور برآورد میزان رسوب ورودی به مخازن سدهای دز و کرج و همچنین میزان رسوب خروجی از این سدها، براساس آمار دبی و غلظت رسوب متناظر آنها در ایستگاه های هیدرومتری ورودی و خروجی این سدها، معادلات منحنی های سنجه رسوب ماهانه در این ایستگاه ها تعیین گردید. سپس با استفاده از معادلات به دست آمده و براساس مقادیر دبی روزانه، دبی رسوب ورودی به هر سد و خروجی از آن در طول دوره ای که عملیات هیدروگرافی در سدها انجام شده است، برآورد شد. با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی نیز، پس از تعیین مناسب ترین آرایش شبکه و مدل، دبی رسوب ورودی و خروجی هر سد برآورد گردید. سپس مقادیر دبی رسوب با توجه به وزن مخصوص رسوبات به حجم رسوب ورودی و یا خروجی تبدیل شدند. با استفاده از نتایج هیدروگرافی های انجام شده، مقادیر حجم رسوب گذاری در مخزن هر یک از سدها در طول دوره هیدروگرافی تعیین شد. آن گاه مقادیر حجم رسوب برآوردی در هر سد با مقدار واقعی رسوب گذاری مقایسه گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که معادلات سنجه رسوب، مقدار رسوب گذاری را برای سد دز حدود 70 درصد میزان حجم واقعی و برای سد کرج حدود 97 درصد مقدار واقعی برآورد نموده اند، حال آن که شبکه عصبی مصنوعی برای سد دز 115 درصد حجم واقعی و برای سد کرج 94 درصد حجم واقعی برآورد داشته است. پیشنهاد می گردد که مشابه این پژوهش در مورد تعدادی بیش تر از رودخانه ها و مخازن سدها از مناطق مختلف جهان با شرایط متفاوت اقلیمی و هیدرولوژیکی انجام شوند تا کارآیی روش ذکر شده مورد بررسی بیش تری قرار گرفته و بتوان به توسعه این روش کمک نمود.
    کلیدواژگان: رسوب، بار معلق، منحنی سنجه رسوب، شبکه عصبی مصنوعی، سد دز، سد کرج
  • حل توزیع عرضی سرعت جریان در رودخانه ها / مطالعه موردی: ایستگاه هیدرومتری ملاثانی، رودخانه کارون)
    عبدالرضا ظهیری، سیدعلی ایوب زاده، بهروز دهان زاده صفحه 273
    یکی از معمول ترین روش های تعیین دبی جریان رودخانه ها، اندازه گیری توزیع عرضی سرعت جریان در ایستگاه های هیدرومتری است. این کار در شرایط جریان طبیعی رودخانه و به ویژه در مواقع سیلابی، باید به طور منظم و به دفعات زیاد انجام شود. هزینه، زمان و خطرات انجام این کار در شرایط سیلاب قابل توجه می باشد. برای بهینه نمودن این فرآیند، استفاده از دستگاه های نوین اندازه گیری سرعت و نیز مدل های ریاضی دوبعدی و شبه دوبعدی مناسب، اجتناب ناپذیر است. در این مقاله، با ارایه یک مدل ریاضی شبه دوبعدی متناسب با تئوری هیدرولیک جریان در دشت های سیلابی سعی شده امکان محاسبه به نسبت دقیق توزیع عرضی سرعت در رودخانه ها در هر دو شرایط جریان عادی و سیلابی فراهم شود. این مدل در ایستگاه هیدرومتری ملاثانی از رودخانه کارون مورد آزمون قرار گرفته است. تحلیل نتایج محاسباتی نشان می دهد که متوسط خطا در برآورد دبی های عادی و سیلابی جریان در این ایستگاه حدود 9 درصد است.
    کلیدواژگان: رودخانه کارون، توزیع عرضی سرعت، مدل ریاضی شبه دو بعدی، واسنجی، صحت سنجی
  • بررسی تاثیر استفاده از الکل های سنگین بر کاهش تبخیر از سطح مخازن آب
    مهدی پیری، موسی حسام، امیر احمد دهقانی، مهدی مفتاح هلقی، علی اکبر غزلی صفحه 284
    تبخیر از سطح مخازن آب علاوه بر اتلاف آب، موجب افزایش غلظت املاح و کاهش کیفیت آب نیز می گردد. کاربرد الکل های سنگین می تواند موجب کاهش شدت تبخیر و کاهش غلظت نمک آب، گردد. در این پژوهش دو نوع الکل هگزادکانول و اکتادکانول و ترکیبی از این الکل ها که در اتانول حل شده بودند و معادل 20 و 40 گرم در هکتار، هر دو روز یک بار روی سطح تشت های تبخیر کلاس A اسپری شدند. عمق آب داخل تشت ها، در دو مرحله زمانی به ترتیب با استفاده از غلظت های 20 و 40 گرم در هکتار در مراحل اول و دوم و در مجموع طی مدت 38 روز اندازه گیری، و مقادیر آن با نمونه شاهد (بدون الکل)، مقایسه شد. برای انجام آنالیز آماری از نرم افزار آماری MINITAB استفاده گردید. نتایج نشان می دهد استفاده مجزا از هر دو نوع الکل، در کاهش تبخیر موثر بوده، ولی استفاده از ترکیب آنها می تواند تاثیر بیشتری در کاهش تبخیر از سطح آب، داشته باشد. در صورت استفاده از یک نوع الکل، استفاده از اکتادکانول، نتایج بهتری را نشان می دهد.
    کلیدواژگان: کاهش تبخیر، هگزادکانول، اکتادکانول، سطح مخازن آب
  • گزارش کوتاه علمی
  • ارزیابی تاثیر کاهش سطوح مواد مغذی جیره بر عملکرد و کیفیت تخم مرغ، مرغ های تخم گذار در اواخر دوره تخم گذاری
    علی نوبخت، فرشید مظلوم صفحه 294
    این آزمایش به منظور ارزیابی اثرات کاهش سطوح مختلف مواد مغذی بر عملکرد مرغ های تخم گذار در مرحله آخر تخم گذاری انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با تعداد 256 قطعه مرغ تخم گذار سویه تجاری های- لاین(W-36) از سن 73 تا 83 هفتگی در 4 تیمار و 4 تکرار (با تعداد 16 قطعه مرغ تخم گذار در هر تکرار) انجام گردید. جیره های غذایی شامل جیره غذایی براساس توصیه های مواد مغذی راهنمای پرورش سویه های- لاین (W-36) برای مرحله آخر تخم گذاری (شاهد) و جیره های غذایی دارای 5، 10 و 15 درصد مواد مغذی کمتر از توصیه های مواد مغذی راهنمای پرورش که با انرژی قابل سوخت و ساز یکسان بودند و به مدت 10 هفته مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که عملکرد و صفات تخم مرغ تحت تاثیر معنی دار جیره های غذایی آزمایشی قرار نگرفته اند. مقایسه بین عملکرد و صفات تخم مرغ گروه های آزمایشی نشان داد که نه تنها کاهش 15 درصدی سطوح مواد مغذی موجب ایجاد تفاوت معنی دار در صفات تولیدی نسبت به شاهد نمی گردد، بلکه از لحاظ عددی در اغلب موارد موجب بهبود عملکرد و صفات تخم مرغ گردیده و باعث کاهش قابل توجه قیمت خوراک به ازای هر کیلوگرم تخم مرغ تولیدی نیز می گردد. نتیجه گیری می شود در مرغ های تخم گذار سویه های- لاین (W-36)، در زمان جیره نویسی براساس توصیه های راهنمای پرورش این سویه، کاهش 15 درصدی سطوح مواد مغذی در اواخر دوره تخم گذاری (73 تا 83 هفتگی) بدون داشتن اثرات سوء بر عملکرد و کیفیت تخم مرغ این سویه امکان پذیر است.
    کلیدواژگان: کاهش مواد مغذی، کیفیت پوسته، عملکرد، مرغ تخم گذار
  • اثر دوزهای مختلف هورمون eCG بر پارامترهای تولید مثلی بز کرکی رائینی
    یدالله بدخشان، یوسف جعفری آهنگری، فیروز صمدی، امیرحسن حیدری صفحه 298
    در این آزمایش اثر دوزهای مختلف هورمون eCG بر پارامترهای تولیدمثلی شامل، درصد پاسخ به فحلی، طول دوره فحلی، فاصله تا آغاز فحلی، درصد آبستنی، درصد زایش، طول دوره آبستنی و چندقلوزایی بز کرکی رائینی در فصل غیرتولیدمثلی مورد بررسی قرار گرفت. تزریق دوزهای صفر، 200، 300، 400 و 500 واحد بین المللی به پاسخ به فحلی 100 درصد در همه تیمارها و فاصله تا آغاز فحلی پس از خارج کردن سیدر 11/20، 30/19، 30/22، 98/21 و 33/21 ساعت و طول مدت فحلی به ترتیب 11/19، 43/20، 80/18، 02/18 و 64/18 ساعت منتهی شد. درصد آبستنی به ترتیب 60، 68، 74، 83 و 87 و درصد زایش به ترتیب 93، 93، 88، 85 و 86 به دست آمد. هیچ کدام از پارامترهای بالا تفاوت معنی داری را نشان ندادند (05/0P>). طول دوره آبستنی به ترتیب 38/149، 13/149، 52/149، 31/148 و 31/147 روز و چندقلوزایی به ترتیب 31/1، 35/1، 29/1، 91/1 و 09/2 بوده است. طول دوره آبستنی و چندقلوزایی گروه دریافت کننده 400 واحد با گروه 500 واحد و گروه شاهد (صفر) با گروه های 200 و 300 واحد مشابه بود. تنها بین گروه 500 واحد با گروه های شاهد، 200 و 300 واحد هورمون اختلاف معنی دار در طول آبستنی مشاهده شد (05/0P<). چندقلوزایی در گروه 400 و 500 واحد به لحاظ آماری با گروه های شاهد، و دریافت کننده 200 و 300 واحد تفاوت داشت (05/0P<). این آزمایش نشان می دهد تزریق دوز 500 واحد هورمون باعث افزایش چندقلوزایی و دوزهای کمتر از 500 واحد باعث بهبود پارامترهای تولیدمثلی بز کرکی رائینی می گردد.
    کلیدواژگان: eCG، بز رائینی، فصل غیر تولید مثلی
  • GIS ابزاری کارآمد در تعیین سیاست ها و برنامه های مدیریت خطر زمین لغزش
    جمال مصفایی، مجید اونق صفحه 303
    زمین لغزش یکی از خطرات طبیعی است که همه ساله خسارات جانی و مالی فراوانی را به همراه دارد. بنابراین، باید مناطق حساس را شناسایی و با اولویت بندی این مناطق، سیاست ها و برنامه های مدیریت خطر زمین لغزش را ارایه نمود و تا حدی از خطر وقوع و خسارت زمین لغزش ها کاست. در این مقاله خطر زمین لغزش با استفاده از مدل رگرسیون چندمتغیره در سطح تفصیلی و مقیاس 50000/1 در بخشی از آب خیز الموت پهنه بندی، و براساس دو پارامتر خطر زمین لغزش و وجود یا نبود تاسیسات، اولویت بندی قسمت های مختلف منطقه برای اعمال برنامه مدیریتی مشخص شده است. به این منظور، ابتدا نقشه پراکنش زمین لغزش آب خیز الموت رود با تفسیر استریوسکوپی عکس های هوایی و بازدیدهای میدانی تهیه شد. سپس، با مرور منابع عواملی را که می توانند در زمین لغزش موثر باشند استخراج، و از بین آنها، 8 عامل زمین شناسی، شیب، جهت، ارتفاع، فاصله از گسل، کاربری زمین، میزان بارش و شتاب زمین لرزه به عنوان عوامل موثر زمین لغزش در آب خیز الموت انتخاب گردید. نتایج به دست آمده از روش گام به گام نشان داد که 5 عامل زمین شناسی، میزان شیب، طبقات ارتفاعی، فاصله از گسل و کاربری اراضی ارتباط معنی داری را با زمین لغزش های منطقه دارند که ضریب تعیین بین این عوامل به عنوان متغیرهای مستقل و لگاریتم مساحت لغزش به عنوان متغیر وابسته 7/60 درصد بوده است. نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش با معادله یادشده در 6 طبقه تهیه گردید و براساس آزمون کای اسکوئر مشخص شد که تفاوت معنی داری بین مساحت مورد انتظار و مساحت واقعی طبقات خطر زمین لغزش (01/0P<) وجود دارد. نتایج بیانگر آن است که 42 درصد سطح آب خیز در طبقات خطر I و II قرار گرفته است و نیاز به برنامه مدیریتی خاصی ندارد. 47 درصد سطح آب خیز در طبقات خطر III و IV قرار می گیرد که سیاست مدیریت در این مناطق حفظ وضعیت موجود می باشد. حدود 10 درصد سطح آب خیز نیز در طبقات خطر V و VI قرار می گیرد که با توجه به وجود و یا نبود تاسیسات به ترتیب باید از دو سیاست کنترل خطر و اجتناب از خطر استفاده نمود.
    کلیدواژگان: پهنه بندی خطر، مدیریت زمین لغزش، رگرسیون چند متغیره، آب خیز الموت
  • بررسی پرتودهی گاما بر جوانه زنی و برخی خصوصیات مورفولوژیکی دو رقم کلزا
    مهتاب صمدی گرجی، نادعلی باباییان جلودار، نادعلی باقری صفحه 315
    این آزمایش به منظور بررسی مقادیر مختلف پرتودهی اشعه گاما بر جوانه زنی بذر و خصوصیات موفولوژیکی کلزا اجرا گردید. در این آزمایش دو رقم کلزا (003RGS و 91/7045PF)، 5 دز اشعه گاما (500، 700، 900، 1100 و 1300 گری) و شاهد (بدون دز) در شرایط آزمایشگاهی و در مزرعه ای به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی در دو سال زراعی 86-1385 و 87-1386 مورد مطالعه قرار گرفتند. بذرهای ارقام یاد شده در مرکز تحقیقات کشاورزی و پزشکی هسته ای کرج با اشعه گاما از منبع کبالت 60 پرتودهی شدند. براساس نتایج بررسی آزمایشگاهی، بالاترین ضریب تنوع نسبی، گسترده ترین دامنه تنوع و بیشترین میزان تغییر واریانس تیمار نسبت به شاهد در رقم 91/7045PF مشاهده شد و این نشان می دهد که عکس العمل این رقم به تیمارهای موتاژنی بیشتر بوده است. در بررسی مزرعه ای در گیاهان نسل دوم 2M تحت تیمارهای آزمایشی، تنوع ژنتیکی معنی داری در بیشتر صفات مورد مطالعه در مزرعه مشاهده شد. به طوری که ارتفاع گیاه در هر دو رقم در بیشتر موارد نسبت به شاهد کاهش یافت. همچنین پرتودهی روی میانگین طول خورجین و وزن هزاردانه در هر دو رقم روند افزایشی داشت. در بین تمام صفات مورد بررسی، صفت تعداد خورجین در شاخه فرعی در هر دو رقم در بیشتر موارد بیشترین ضریب تغییرات را نشان داد که بیان کننده تاثیرپذیری بیشتر این صفت نسبت به مقادیر مختلف پرتودهی اشعه گاما می باشد. براساس نتایج به دست آمده پرتودهی اشعه گاما در کاهش ارتفاع گیاه، افزایش تعداد شاخه فرعی، افزایش میانگین طول خورجین و افزایش وزن هزاردانه اثرات سازنده ای داشته است. بنابراین می توان از تنوع مطلوب ایجاد شده در برنامه های اصلاحی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: کلزا، پرتو گاما، ضریب تنوع نسبی، جوانه زنی بذر، خصوصیات مورفولوژیکی
  • مطالعه رفتار شهروندان گرگانی در مصرف آبزیان و فرآورده های شیلاتی
    سیدمحمود عقیلی، رقیه صفری، مریم رحمانی، بهاره شعبانپور صفحه 325
    برای آگاهی از رفتار مصرف آبزیان و محصولات شیلاتی پژوهشی در سال 1386 در شهر گرگان با جمع آوری اطلاعات از 343 خانوار گرگانی به طور تصادفی انجام، و اطلاعات جمع آوری شده به کمک برنامه SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که سرانه مصرف آبزیان برای هر فرد گرگانی 12/9 کیلوگرم و اولویت خانوارهای گرگانی به ترتیب در مصرف ماهیان دریای شمال، پرورشی گرمابی و سردابی می باشد. خانوارهای گرگانی در خرید فرآورده های شیلاتی به کیفیت و تازگی، قیمت، بهداشتی بودن مکان توزیع توجه می نمایند. فقط 5/39 درصد خانوارهای گرگانی تمایل به خرید ماهیان بسته بندی نشان دادند و اطمینان نداشتن به تازگی، بهداشتی بودن، داشتن وقت کافی و بالا بودن قیمت ماهی بسته بندی از دلایل تمایل نداشتن به استفاده از ماهیان بسته بندی عنوان شد. 4/58 درصد پاسخ گویان ترجیح می دهند برای خرید ماهی و میگوی بسته بندی به نمایندگی های شیلات مراجعه کنند که ضرورت برنامه ریزی برای ایجاد و نظارت بر چنین فروشگاه هایی را بیش از پیش نمایان می سازد
    کلیدواژگان: رفتار مصرف، آبزیان، گرگان
  • اثر فشار اسمزی و pH بر رشد رویشی سه گونه فوزاریوم
    علی خدایی، کامران رهنما، محمدحسن سرایلو صفحه 330
    اثر پنج سطح پتانسیل اسمزی روی رشد و سه سطح pH بر رشد میسلیوم سه گونه فوزاریوم Fusarium semitectum، F. moniliform و F. solani جدا شده از مزارع سیب زمینی و گندم استان گلستان در روی محیط کشت سیب زمینی دکستروز آگار (PDA) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دادند که مناسب ترین پتانسیل برای هر سه گونه 1- مگاپاسکال و مناسب ترین pH برای گونه F. semitectum و F. solani برابر 6/5 و برای F. moniliforme برابر 5/6، در حالی که نامناسب ترین پتانسیل برای گونه یاد شده به ترتیب پتانسیل اشباع، پتانسیل اشباع و 2- مگاپاسکال و نامناسب ترین pH به ترتیب 5/4، 5/4 و 6/5 می باشد.
    کلیدواژگان: رشد میسلیوم، Fusarium، پتانسیل آب، pH
  • بررسی اثرات غنی سازی کاه گندم با استفاده از اوره و ملاس بر محتوی پروتئین خام، فیبر خام کاه غنی شده و فراسنجه های خونی بره های نر پرواری نژاد دالاق
    جواد مهدیخوانی بازه حوض، احمدرضا یزدانی، نورمحمد تربتی نژاد، بهنام قربانی صفحه 333
    هدف این مطالعه، بررسی اثرات غنی سازی کاه گندم با اوره و ملاس بر کیفیت کاه و همچنین پژوهش در مورد به کارگیری درصدهای مختلف کاه آمونیاکی در جیره بره های نر دالاق می باشد. در این پژوهش کاه گندم آمونیاکی به میزان 0، 9، 18 و 27 درصد جایگزین کاه گندم معمولی در جیره بره های پرواری گردید. 24 عدد بره نر دالاق در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار و 6 تکرار به کار گرفته شدند. طول دوره آزمایش 84 روز بود. پروتئین خام و فیبر خام مواد خوراکی اندازه گیری شد. خون گیری در ابتدا و انتهای دوره آزمایش از سیاهرگ گردنی انجام شد. آمونیاکی شدن کاه گندم با اوره سبب افزایش محتوای پروتئین خام از 4/3 به 5/7 درصد و کاهش مقدار الیاف نامحلول در شوینده خنثی از 02/70 به 2/61 درصد و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی از 4/47 به 4/41 درصد گردید. نتایج این مطالعه نشان داد که تیمارهای مختلف تاثیر معنی داری برروی گلوکز خون بره ها در هیچ یک از دوره های نمونه گیری نداشته است. غلظت اوره سرم خون در ابتدای دوره آزمایش به ترتیب برای هر یک از تیمارها 9/18، 8/28، 07/23 و 1/26 تعیین شد که تمام تیمارها نسبت به شاهد افزایش معنی داری را نشان دادند. اما میانگین داده های اوره در انتهای دوره آزمایش بین هیچ یک از تیمارها معنی دار نبود. بنابراین کاه گندم غنی شده با اوره و ملاس اثر نامطلوبی بر فراسنجه های خونی شامل گلوکز و اوره ندارد و از سوی دیگر می تواند ازت بیشتری را برای دام فراهم نماید.
    کلیدواژگان: اوره، بره های دالاق، کاه گندم، ملاس
|
  • Investigation of Interaction among Agriculture, Industry and Services Sectors in Iran's Economy
    M. Ahmadlu, H. Mehrabi Boshrabadi Page 1
    This study investigates interaction among agriculture, industry and services sectors in Iran’s economy from 1959 to 2007. For this objective, co-integration technique and vector error correction model (VECM) was applied. Data set were obtained from Iran’s central bank time series database and statistic center of Iran database. The results of this study showed that there is long-run bidirectional causality among services, agriculture and industry in Iran’s economy. Also there is short-run unidirectional causality from services to agriculture (0.29), from services to industry (0.59) and labor of services to value-added of services. The results provide an appropriate framework to inter-sectoral policy making and sectors simultaneous developing.
  • Analysis of Effective components on Agricultural Water Management in Zarindasht County from Farmers viewpoint
    Y. Mohammadi, H. Shabanali Fami, A. Asadi Page 9
    The main purpose of this research was to Analysis of Effective components on Agricultural Water Management in Zarindasht County, Fars Province from Farmers viewpoint. A survey was conducted among farmers in Zarindasht County, Fars province. To collect data, a questionnaire was designed. Questionnaire's reliability was confirmed through computing Cronbach's Alpha coefficient which was 0.87 and Face validity of the questionnaire was confirmed by three groups included Tehran university agricultural extension and education department scientific board members, Zarindasht County's Agricultural Jihad Experts, and Darab County Water Organization Experts. The Study's statistical population was included 4648 farmers of Zarindasht County. Using Cochran's formula, 150 farmers was selected as statistical sampling. Also sampling was carried out through proportional stratified sampling method. The findings revealed that support policies of governmental, restriction of over digging of new wells by government and skills of extension experts, were indicated as the priorities of effective factors of agricultural water management. Also factor analysis revealed six factors, including (Institutional & Legislation, Educational & Extensional, Economic, Social, Exploitation System, and Administrative-Organizational) that totally explained the 71.19 of total variance.
  • Determining the spatial distribution pattern and abundance of fern species in the series number one of the Shastkalateh experimental forest
    N. Hossein Pour, R. Rahmani, H. Zare, M.H. Moayeri Page 19
    Forest ground vegetation is considered to be an important part of forest ecosystems. The aim of this study was mainly to quantify the relationships between the distribution and abundance of fern species with the abundance of dominant trees and also with some abiotic factors of habitats (including physiography, light, and soil) in the series number one of the Shastkalateh experimental forest. As a sample size, a number of 172 plots with dimension of 20*20 m2 across six elevation classes (including 350-450, 450-550, 550-650, 650-750, 750-850, and 850-950 meters above the see level) were used. For each plot, altitude, slope, light intensity, thickness of litter layer, biomass of fern species, and tree canopy cover were measured. At the center of each plot, a soil sample with the depth of 20 cm of topsoil was taken. Soil samples were then analysed to determine moisture content, texture, pH, and, organic C. The biomass of fern species was compared among forest types, elevation classes, and soil moisture using ANOVA and Duncans's multiple range tests at 0.05 level. The relationships between fern species abundances and some abiotic factors of the stand were established using Pearson correlation coefficient. Ecological similarity between the fern species were investigated using cluster analysis. Results of this study show that ecological impact of Dryopteris filix-mass (L.) Schott and Pteris cretica L. are more significant in comparison to other species of ferns. The dominant tree species significantly influence on the abundance of fern species. With the exception of Asplenium adiantum-nigrum L., the abundance of fern species is not the same at the different types of forest stands. In this study, fern species are classified into three groups based on their specific ecological requirements. Elevation, soil moisture content and dominant tree species (Oriental beech, Hornbeam, and Ironwood) are among the most important factors influencing on abundance and spatial distribution of fern species in the Shastkalateh experimental forest.
  • Stability analysis of grain yield of lentil genotypes at spring planting in rainfed condition
    S.H. Sabaghpour, Y. Ferayedi, M. Kamel, N. Alahyari Page 33
    To study the stability of grain yield in lentil genotypes in spring planting under rainfed condition, 11 genotypes were evaluated in randomized complete block design with four replications at Kermanshah, Maragheh, Zanjan and Ardebil Research Stations during three years (2001-04). The results of combined analysis showed that interaction effects of year × location, and year × location × genotypes were significant. A significant difference was also found among the genotypes at 5% level of probability. Results of stability analysis on grain yield using environmental coefficient variation method indicated that genotypes number 2, 1 and 3 with high yielding and less variation were identified as stable genotypes. Rank Sum of Method (RSM) found genotypes number 3, 5 and 2 were the most stable genotypes. Also results of stability analysis on grain yield using simultaneous selection for yield and stability showed that number 2, 5, 3 were the most stable genotypes. Stability analysis by non-parametric method of rank showed that genotype number 5 was the most stable genotype. Overall based on different stability analysis methods genotypes number 2 (FLIP 82-1L), 5 (FLIP 92-12L) and 3 (FLIP 92-15L) were the most stable genotypes. FLIP 92-12L due to the highest yield is superior to the other genotypes.
  • Correlation and Path coefficient analysis of yield and some important agronomic traits in cotton genotypes
    S. Damavandy Kamali, N. Babaian Jelodar, O. Alishah Page 43
    Yield development is one of the main objective in cotton breeding program. Planning of a breeding program for the Improvement of yield, requires information of the nature and the association between the different influencing characters on yield. Path analysis provides determination of the direct and indirect effects of the traits on yield. In order to assesment of phenotypic and genotypic correlation and determination of the direct and indirect effects of some important agronomical traits on seed cotton yield, the experiments were laid out on 10 cotton genotypes in a randomized complete block design (RCBD) in Karkandeh cotton research station during 2005-2006. Significant genotypic differences existed among the genotypes at 1% level for seed cotton yield (first picking and total yield), plant height, number of boll per plant, monopodial branches number and also at 5% level for second picking and the longest monopodial branches length. Phenotypic and genotypic correlation of traits analysis showed positive and significant correlation between seed cotton yield with first picking, second picking, plant number per row and plant height. Path analysis results indicated that first picking, boll weight and boll number had positive direct effect and sympodial branch numbers had negative direct effect on seed cotton yield. Base on correlation and path analysis results, some traits including first picking, boll weight, number of bolls per plant and earliness were distinguished as the main determining factors for seed cotton yield. Also, the result of present study indicated that the correlation analysis and direct and indirect effect estimation would provide useful information for planning a successful breeding program.
  • Comparison of some spermatological and biochemical parameters of semen in Mahisefid (Rutilus frisii kutum) at different of broodstock spawning migration times
    Sh. Takeh, M.R. Imanpour, M. Sudagar, A. Shabani Page 53
    In this study effects of broodstock spawning migration time of Mahisefid (Rutilus frisii kutum) to Shiroud river on spermatological (sperm movement duration, sperm motility, spermatocrit, spermatozoa concentration and sperm volume) and biochemical (Na+, k+, Ca2+, Mg2+, pH, total protein, glucose and cholesterol) parameters of semen were investigated. For this goal the broodstock migration times were divided to 3 term and Samples was taked from 30 males. Sprem movement duration and spermatozoa motility (%) were was recorded by stero-microscope with camera connected to computer. The spermatocrit was measured by micro-hematocrit centrifuged. The sperm density was calculated with hemacytometer standard method (×109 per ml semen). pH was measured with pH meter. Na+ and K+ ions were measured by flame photometer, and Ca2+, Mg2+, glucose, cholesterol, total protein were measured by spectrophotometer. The result showed that sprem movement duration, spermatozoa motility (%) and K+ were significant (P<0.01) also spermatocrit, spermatozoa concentration, pH and Ca2+ concentration at the spawning migration times were significant (P<0.05). But sperm volume, Na+, Mg2+, glucose, cholesterol, total protein were not significant (P>0.05).
  • The effects of carass and pikeperch on survival and some growth indices of common carp (Cyprinus carpio Linneaus 1758)
    M.R. Imanpoor, Y. Sheikhi, M. Kordjazi, S.M. Aghili Page 63
    In this research that was carried out for 8 months in Dikjeh area of Gonbad, the effects of carass and pikeperch on survival and growth indices of common carp (Cyprinus carpio) in carp polyculture (300 carps, 44.15 gr) were studied. Therefore, 8 ponds were chosen, each of them 3/h, and they were divided to four treatments: A- obliterating carass without stocking (introducing) pikeperch B- obliterating carass alongwith stocking (introducing) pikeperch (200 perchs, 2 gr) C- without obliterating carass and without stocking (introducing) pikeperch D- without obliterating carass and alongwith stocking (introducing) pikeperch. Preparation process of ponds(to empty of water, to dry, to spray lime and to fertilize) were performed in all treatments. To make sure of obliterating carasses in treatments A and B, the ponds were sprayed with poison (Andosulfan with 0.2 ppm) and the water entrances were fixed with net. Physicochemical factors of water were measured twice a month, and sampling of natural food, and also sampling of fish in order to biometery and determining growth indices were performed once a month. At the end of period, individual average weight, specific growth rate and final biomass of common carp in treatment B were more than the other groups and statistically there was significant difference (P<0.01) among them. But condition factor and survival percent had no significant difference. Regarding the results mentioned, Obliterating carass with introducing pikeperch is suggested to increase production output of common carp.
  • Food habits of Capoeta capoeta gracilis in Zarrin-Gol Stream, Golestan Province
    M. Gholizade, R. Ghorbani, A.R. Salman Mahini, A.M. Hajimoradloo, H. Rahmani, M. Mollaei, M. Nemati Page 70
    Capoeta capoeta gracillis is a herbivorous fish that has not any food competition with other fishes due to its particular habits in many rivers and lakes. This study was conducted in October 2007 in Zarrin-Gol Stream, a branch of the Gorgan-rood River. A hundred fish were captured by electro shockers (1.7 kw, 150-200v). In study of food habits of fishes, main food item were prephytons specially Chrysophyta phylum with 97%. The rest of them were Chlorophyta, Cyanophyta and Euglenophyta. In study of Fp (possibility percent) of prey with Castello method, Diptera was main prey. It seems, that this fish has mostly herbivorous regime in Zarrin-Gol Stream, but it feed sometimes of macro benthoses and aquatic larvae.
  • Gh.R. Daryanabard, A. Shabani, F. Kaymaram, S. Gorgin Page 77
    Mullets are one of the dominant fishes in the catch composition in the Southern coasts of the Caspian Sea and after Kutum have a worthy roll in production of marine proteins and incomings in three Northern provinces of Iran. Golden grey mullet constitute about 95% of the species composition of mullet in the catch in the last decade. In order to determine the reproduction period, the peak time of spawning and LM50% this study was carried out from January 2007 to December 2007 randomly from 53 beach seines in the coastal waters of the Caspian Sea (Mazandaran province). The mesh size used in this study was 30, 33 mm in the fishing season and 8 mm in the cod end from March to October. Mean fork length, total weight and age of grey golden mullet were estimated respectively 32.8±5.71 Cm, 402.8±322.4 g and 4.3±1.42 year. Maturity age of the male and female were identified respectively 3.7 and 4.8 years. On the base of GSI and apparent observation of sex organs, the spawning period was begun from the beginning of Mehr to Azar and the peak of spawning activity was determine in first half of Aban. Absolute fecundity was calculated 740259.4±75426.1 and it was increased by length, weight and age growth. LM50% (length of maturity) was calculated 26.6 Cm (fork length). The results showed overlap between the peak of spawning activity and the beginning time of fishing season. Also, the length of maturity decreased about 1.4 Cm and they were matured sooner than past in the Caspian Sea.
  • H. Jafaryan Page 89
    In this experiment for study of growth performance of rainbow trout in two kinds of waters, two groups of juvenile rainbow trout (Oncorhynchus mykis) with the mean weight of 29.1±3.37 g were cultured in brackish water treatment with salinity of 2.950 PPt. and fresh water with 0.57 PPt. for 40 days respectively. Each treatment was conducted in triplicates (245 rainbow Trout fish). At the termination of experiment, the obtained data were analyzed in t-test experiment. The results showed that growth and feeding performance of Raibow trout in brackish water was increased and had significant difference (P<0.05) in comparison with fresh water. The final body weight and final body length of Raibow trout fish (82.69±5.3 g, 19.1±2.6 cm) in brakish water treatment had significant difference (P<0.05) in comparison with fresh water treatment (69.2±7.5 g and 17.6±3.1 cm) (P<0.05). Also in brackish water treatment, the parameters of daily growth coefficient, specific growth rate of length, velocity of length and velocity of weight in comparison with fresh water treatment was significantly increased (P<0.05). The lowest food conversion ratio (1.6), highest protein efficiency ratio (1.8) and lipid efficiency ratio (7.7) were obtained in brackish water treatment and showed significant difference (P<0.05) with fresh water. The present study showed that rainbow trout had a good ability of growth in brackish water in comparison with fresh water and growth performance of this fish in brakish water is higher.
  • E. Karimian, A. Javanshir, R. Ghorbani Page 99
    Benthic macroinvertebrates were investigated to assessment water quality in Gheshlagh River. Samples were collected from three stations by surber sampler in May, June and July 2007. Benthic macroinvertebrates were identified in the family level and then water quality was determined by using of Hilsenhoff method and FBI table. In this study, 12 families were observed: 8 families of Arthropoda Phylum, 3 families of Annelida phylum, 1 family of Platyhelminthes phylum. Ephemeroptera, Plecoptera and Amphiopda (Insects) dominated in stations 1 and 2 that these orders are indices for high quality waters, While in station 3 with fairly significant and significant organic pollutions, Platycnemidae family of Odonta order and Glossiphonidae family of Hirudinea order were identified as index families of polluted waters with high tolerance. On the basis of FBI index, organic pollution grade and water quality was very good at station 2 for all sampling months as well as station 1 except June (good), but it was good in May, fair in June and fairly poor grades in July at station 3.
  • An Investigation on the Quality and Management Status of Active Greenhouses of the Gorgan Area Producing Ornamental Plants
    S.S. Hosseini Darvishani, H. Zarei Page 110
    Gorgan area has special climate that makes it suitable for many greenhouse products. Moreover, similar to Mazandaran province which has been pioneer in floriculture industry of Iran, Gorgan benefits from its special climate. Current research was an investigation on active greenhouses of the area. Research was focused on greenhouses internal systems, greenhouse structures and problems farmers facing. So a qualitative methodology based on a face to face interview with owners and gardeners of the greenhouses and horticultural experts of Jahade-keshaverzy of Gorgan area were taken place. Moreover accurate observation and photography of all cases were taken place to be used as complementary source of data. Results showed that most of the Greenhouses are poor form the point of installed technological equipments and the educational level of farmers are not at the same level of first world countries and they do not use equal standards. Of the most popular problems which farmer of Gorgan area were facing were lack of enough economical support to complete internal equipments of their glasshouses and lack of enough investment in floriculture industry of the area. Moreover lack of enough support by the governmental institutions and export problems were other main difficulties.
  • The effect of sodium nitroprusside (SNP) pretreatment on some biochemical parameters in tomato seedlings (Lycopersicun esculentum) under drought stress
    F. Nasibi, Kh. Manoochehri Kalantari, M. Khodashenas Page 121
    Drought stress is a major environmental constraint which inhibits the growth of plants and limits crop production. Nitric oxide (NO) is a relatively stable free radical gas which may act as a key signaling molecule in plants and mediates various physiological, pathophysiological and developmental processes and recently it has been suggested that it is involved in plant response to environmental stress. In this research sodium nitroprusside (SNP) was used as NO donor and 4,4,5,5-tetramethylimidazoline-1-oxyl-3-oxide (PTIO) was used as a NO scavenger for 2 days in control and drought stressed plants, and the role of NO on some biochemical responses of Lycopersicun seedlings to drought stress was investigated. Data in this study showed that, SNP pretreatment decreased lipid peroxidation and hydrogen peroxide content in drought stressed plants. Drought stress and SNP pretreatment had no effects on photosynthetic pigments. Drought caused increase in carbonyl groups content and decrease in protein and non-protein thiol groups, an indicator of protein oxidation. However, SNP pretreatment reduced carbonyl content and increased thiol groups and alleviated the protein oxidation under drought stress. The amounts of proline, total free amino acids and soluble sugars increased significantly under drought stress. Treatment of plants with SNP only increased the proline content and had no effects on other osmolytes. Soluble phenols content as non-enzymatic antioxidant, increased under drought stress and SNP treatment increased the amount of these compounds. Pretreatment of plants with SNP and phenyl 4,4,5,5-tetramethylimidazoline-1-oxyl-3-oxide (PTIO) (a NO scavenger) reduced the protective effects of SNP in our research, which suggests that the protective effect of SNP is exerted through NO release. The protective effects of NO in drought stress may be due to its ability to counteract reactive oxygen species (ROS) and reduce the oxidative damages.
  • Study of long-term nutritional effects on ovarian follicular function in pre- and postpubertal period in Brahman heifers
    F. Samadi Page 134
    The objective of this study was to determine the long-term nutritional effects on ovarian follicular function during the pre- and postpubertal period in Brahman heifers. Twenty-two growing heifers were randomly assigned into two equal groups based on their age and initial body weight. Group 1, heifers that fed on pasture with good condition and group 2, heifers that fed on pasture with bad condition. Ovarian follicular function for both groups was observed bi-weekly using ultrasound. The mean number of follicles with 0-2 mm was greater in heifers of group 1 compared to heifers of group 2 (P<0.05). The mean number of small-sized follicles (3-5 mm) fluctuated during the experiment. However, the mean number of small-sized follicles in heifers of group 1 was significantly greater (P<0.05). Growth pattern of medium-sized follicles (6-9 mm) was similar for both groups during the experimental period (P>0.05). The size of large-sized follicles increased during the two first months of experiment (P<0.05), thereafter it was constant. The mean number of large follicles did not differ between experimental groups (P>0.05). Although the percentage of small-, medium- and large-sized follicles did not differ between experimental groups, the percentage of primordial follicle was significantly greater for heifers fed on good pasture (P<0.05). The size of the pre-ovulatory follicle was greater for heifers in group 1 than heifers in group 2 (P<0.05). The percentage of ovulation for treatments 1 and 2 was 100 and 10, respectively (P<0.05). These results show that nutrition may through stimulating of smaller-sized follicles (0-2 mm) and also increasing of the size of ovulatory follicle increase the proportion of ovulation.
  • Efficiency evaluation of antibiotic growth promoter's alternatives on immune response and some blood metabolites in broiler chickens
    H. Ziaei, M.A. Karimi Torshizi, M. Bashtani, H. Naeemipour, A. Zeinali Page 142
    A study was conducted to evaluate efficiency of antibiotic growth promoter's alternatives on immune response and on concentrations of some blood parameters using 360, 1-d-old male broiler chickens (Ross 308) in a randomized complete block design. Six experimental groups were: 1- Control (basal diet without antibiotic or antibiotic alternatives), 2- Antibiotic (Virginamycin, 15 PPM), 3- Probiotic (Protexin, 0.1 g/kg), 4- Prebiotic (mannan-oligosaccharide, Immnowall- 0.1 g/kg), 5- Medicinal Plants (Digestarom, 0.45 g/kg) and 6- Organic acids (Formycine Gold PX, 0.4 g/kg). Antibody production against sheep red blood cells was increased by diet supplementation of growth promoter antibiotic alternatives in diets (P<0.05). Antibiotic alternatives applied in present study significantly reduced the cholesterol, triglyceride and LDL concentrations of blood serum (P<0.05), while serum HDL levels remained unaffected (P>0.05). Concentration of hepatic enzymes in blood serum of chickens fed diets containing growth promoter antibiotic alternatives, reduced compared to control and antibiotic groups. Antibiotic growth promoter's alternatives used in this study improved the immune system and liver performances in broiler chickens, as these additives can reduce cholesterol levels of blood serum.
  • The effects of bovine oviduct epithelial cell co-culture on the development of preimplantation bovine embryo
    M. Eshaghi, Y. Jafari Ahangari, H. Dehghani Page 154
    Co-culture systems have been used to increase the quality of in vitro-produced mammalian embryos, to simulate the in vivo conditions, to support in vitro culture media, and to decrease the level of environmental and metabolic stresses on the in vitro-cultured embryos. The specific objectives of this research were to evaluate the effects of bovine oviduct epithelial cell (BOEC) co-culture on the in vitro fertilization and in vitro development of bovine preimplantation embryos. First, in vitro matured oocytes were fertilized and cultured in different media in the presence and the absence of BOEC cells. Development of these embryos were evaluated and compared at 4-cell, 8-cell, and blastocyst stages. The medium TCM-199 plus BOEC co-culture had the best performance in supporting the development of 4-cell, 8-cell, and blastocyst embryos. Co-culture with BOEC cells during in vitro fertilization, also resulted in an increase in the rate of 2-cell embryo production. The percentage of 2-cell embryos produced in TCM-199+BOEC cells was significantly higher (72.17%) than that in TCM (53.6%), SOF (61.5%), and KSOM media (42%) without BOEC co-culture. To evaluate the net effects of SOF and TCM-199 media apart from the effects of co-cultured cells, the presumably fertilized oocytes were cultured in two groups; SOF and TCM-199, and their development to the blastocyst stage was recorded at different hours post fertilization. Although, TCM-199 medium supported the development of early stages slightly better than SOF, the situation reversed after 16-cell stage and the number of morula and blastocyst stage embryos was significantly higher in SOF medium. Results of this research show that co-culture with BOEC cells increases the efficiency of in vitro fertilization and the number of embryos produced at different stages of preimplantation. In the absence of co-culture conditions, SOF medium overall is a better medium than TCM-199 for the in vitro culture of preimplantation bovine embryo.
  • Effect of Permanent Hypoinsulinemia on Feed Intake, Growth Parameters, Meat Composition and Blood Metabolites in Zel Sheep
    F. Moslemipur, N.M. Torbatinejad, H. Khazali, S. Hasani, T. Ghoorchi Page 164
    To investigate effect of permanent hypoinsulinemia induction on feed intake, growth parameters, carcass composition and blood metabolite's levels in Zel sheep, 4 intravenous injections of doses 0, 25, 50 and 75 mg streptozotocin /kg BW were used as control, low-dose, middle-dose and high-dose, respectively. Twenty male sheep weighing 19.4±1 kg divided into four groups as a completely randomized design. The duration of the experiment was 8 consecutive weeks, and injections were performed at the end of third week. Animals in high-dose group omitted from the experiment because of abnormalities. Feed and water intakes and animal weight were measured weekly. Blood samples were collected weekly at fasting via venipuncture. Blood metabolites and hormones were measured via spectrophotometery and radioimmunoassay, respectively. Data were analyzed as repeated measures design. Results showed that a marked hypoinsulinemia in middle-dose group occurred with a significant decrease in insulin concentrations. Leptin concentrations in middle-dose group were lower than control group (P<0.05). Middle-dose injection caused significant increases in blood glucose, triglycerides, cholesterol, total protein, blood urea nitrogen and keton body levels versus control group (P<0.05). Middle-dose group showed hyperphagia and enhanced water intake (P<0.05), but instead of increased feed intake, it was enabled to gain more weight than control group (P<0.05), and feed conversion ratio increased. Protein and fat percentages of meat and liver did not have any significant differences among groups (P>0.05). In conclusions, results showed that decreased insulin and leptin levels can enhance feed intake in sheep without improving growth parameters. Furthermore, decrease in insulin level can decrease blood glucose, triglycerides, cholesterol, total protein, blood urea nitrogen and keton body levels with no effect on meat composition.
  • The effects of ratio of water and temperature on olive paste in mixture unit on quality and quantity of extracted olive oil
    A. Akbarnia, H. Mobli, A. Akram, M. Hamedi, S. Rafiee Page 174
    In order to investigate the effect of various parameters on quality and quantity of olive oil and to obtain pure oil, the Ratios for mixing water and olive paste at the rate of 15, 30 and 45% and mixing temperature in three levels 30, 45 and 60 0C for mixing unit in oil extraction were first chosen. Velocity revolution of crushing unit was 12Hz and mixing temperature was 10 0C to remain constant. In this experiment, data were compared and analyzed in a factorial experiment based on complete random block design. The means were compared using Duncan's multiple range test and showed that oil acidity and peroxide increasing at higher mixing temperatures, this means that with increasing temperature the oil quality were decreasing. With increasing mixing temperature the humidity of pumice were increasing, this means that the quantity of olive oil decreasing. But with Increasing the mixing temperature pumice fat was decreasing, this means that the quantity of olive oil increasing. To increasing the mixing water and olive paste to cause that humidity and fat of pumice decreasing, this means that the quantity of olive oil was increasing. Therefore the best treatment on quality and quantity of olive oil extraction is 300C for temperature and 45% for mixing water respectively.
  • Effect of malting on physico-chemical properties of two wheat varieties (Kohdasht, zaghros)
    M. Kashiri, Y. Maghsoudlou, M. Kashaninejad Page 181
    Malt is germinated cereal grain being rich in carbohydrates, proteins and B group vitamins and minerals. Malting is complex biotechnological process that includes steeping; germination and kilning of cereal grains under controlled conditions of temperature and humidity. In this study, two Wheat varieties (Kohdasht, Zagros) were obtained from Jahad-e-Agricultural organization of Golestan province. The preliminary assessment of samples such as viability and physico chemical properties were determined after two months storage. Malts were made from them in laboratory scale, mashed and then physicochemical properties of wort such as hot water extract, color, pH, Brix, reduced sugar, total solid nitrogen and free α-amino nitrogen were measured. Analysis of variance was performed with SAS and the differences among means were evaluated using the Duncan's multiple range tests. The results showed that during malting diastatic power and cold water extract improved and thousand kernel weight and protein content were decreased (P<0.05). The results also confirmed that there were linear relationship between nitrogen content (wheat), diastatic power, cold and hot water extract. Thousand kernel weight (40.78 gr) and cold water extract (20.77%) of malted wheat (Kohdast) was more than Zagros but ash (1.3%), diastatic power (179.91 °L) and total nitrogen (2.18%) of it was less (P<0.05). The results of physico-chemical properties of malted wheat showed that kohdasht variety had more hot water extract (67.154%), reduced sugars (64.192 g/L) and brix (8.25% w/w) but lower total soluble nitrogen (0.742%) and free amino nitrogen (98.585 mg/L) compared to Zagros (P<0.05).
  • Prevalence of yellow rust disease in irrigated wheat fields in the cold regions of Kohghilooye and Boyerahmad province
    A. Viani Page 190
    Boyerahmad and Dena are two cold areas of Kohghilooye and Boyerahmad province where bread wheat is cultivated as main crop. Based on investigations, yellow rust is one of the most important diseases of wheat in these areas, which appeares as epidemic in some regions. In order to determination of disease incidence, several fields were randomly selected and number of healthy and infected plants were countered in twenty areas of each field. Infection type and disease severity were also recorded at flag leaf stage using modified cobb’s scale. First symptoms of yellow rust was observed in Dashteroom in 22 April 2005. Yellow rust disease was existed in all surveyed regions and 81.6 persent of wheat irrigated fields were contaminated with average of disease incidence 12.54±15.98 peresent. Sever epidemy was observed in Dashteroom region where 100 percent of fields were infected with average of disease incidence 37.5±18.3 persent and 80-100 S infection type and disease severity. In field triales that were done in natural infection condition and by use of mist irrigation and also furrow irrigation, all of wheat cultivated varieties including Alamot, Alvand, Dena, Omid and Shahriar showed susceptibility to yellow rust.
  • Relationship between RAPD markers and baseline sensitivity to triflumizole in Fusarium isolates, causal agents of rice bakanae disease and foot rot
    A. Hosseinnezhad, D.M. Zafari, F. Padasht Dehkaei Page 197
    Three species of Fusarium verticillioides, F. fujikuroi and F. proliferatum, have been considered as the causal agents of rice bakanae disease and foot rot in different regions. To detect resistance to new fungicide in fungal isolates of disease causal agent, identification of baseline sensitivity is necessary before its application in field level. Genetic variation has been identified as one of the major factors differing baseline sensitivity to fungicides. In this study, baseline sensitivity of 46 isolates to triflumizole was investigated in PSA medium amended with different concentrations of fungicide active ingredient, and EC50 and MIC of this fungicide were calculated for each isolate. Also 21 isolates, belong to 3 mating populations were selected for molecular studies using RAPD markers. The results showed that different isolates placed on 4 groups on the basis of overlapping 95% confidence limits for EC50 and only two isolates had less sensitivity to triflumizole. In constructed dendrogram by RAPD markers, isolates with higher EC50, the most and the least sensitive isolates showed more difference with others. Also F. fujikuroi isolates showed markedly difference based on MIC value. The observed differences among isolates using RAPD markers confirmed that differences in baseline sensitivity to triflumizole rooted in genetic variation.
  • R. Rafiee, A.R. Salman Mahiny, N. Khorasani Page 208
    Solid Waste is one of the unavoidable products of every society that necessitates the establishment of municipal solid waste management (MSWM) system. Because of variability in quantity and composition of municipal solid wastes, the management methods are varied in terms of costs and environmental effects. Choice of the appropriate methods is largely facilitated through a decision support tool (DST). Life Cycle Assessment (LCA) with cradle to grave approach is one such tool that has been introduced in the last decade. In this study, we used this method to study the municipal solid waste management system of Mashad city. We developed three scenarios consisting of direct transport, composting and establishment of transfer stations. Inventory data for life cycle assessment were gathered from relevant literature, completed projects and through questionnaires and field works. The life cycle inventory (LCI) was accomplished using IWM-1 model and the results of the model were allocated to five categories consisting of energy consumption, greenhouse gases, acid gases, photochemical gases and toxic emissions. In every category, the ecological index as a quantitative measure to compare scenarios was calculated. From an environmental view, the results of this study showed that the composting alternative for managing wastes in Mashad city has lower environmental loads. Also, in the case that landfills and processing facilities are far apart, establishment of transfer stations may have important role in decreasing the energy consumption and environmental emissions.
  • Experimental Study on turbulent flow field around submerged vanes at a lateral diversion in a U shape rectangular channel bend
    H. Montaseri, M. Ghodsian, A.A. Dehghani Page 221
    In design of intakes, it is important that we choose conditions that maximum water and minimum sediment is diverted. Locating intakes in outer bank of bends and using submerged vanes are some of methods for reducing sediment entry into the lateral intake. Submerged vanes are small flow training structures, designed to modify the near bed flow pattern and redistribution of flow and sediment transport within the channel cross section. The vanes are generating secondary circulation in the flow. The flow field around lateral intakes located in the outer bank of channel bends and the interaction between this flow field and secondary flow due to submerged vanes is completely three dimensional and complex. The study of this flow field is useful for the engineers engaged in designing such structures. In this paper, measurement of three-dimensional turbulent flow field around a two array submerged vanes at a lateral intake in a U shape channel bend, was taken using an Acoustic Doppler Velocimeter (ADV). The results show that the submerged vanes generate a secondary flow that is unidirectional with secondary flow in the bend. Also with the installation of submerged vanes at lateral intakes, the width of dividing stream line in lower layers of flow is reduces. The strength of secondary flow in various sections of the bend was also calculated using vortex strength criteria. It was found that the maximum strength of secondary flow occurs at section 45 degree of the bend. However there is another local peak value around section 135 degree. The installation of vanes, causes increasing of strength of secondary flow around the intakes. The bed shear stresses in the vicinity of the intake are determined by Reynolds shear stresses. The results presented in this paper would be useful for the development and validation of numerical models, for studying the flow field around the submerged vanes at lateral intake in U shape bends.
  • Energy Dissipation of Gabion Stepped Weirs by Using Impermiable Plates
    M. Meftah Halaghi, A. Azizi, A.A. Dehghani, N. Alhoseini Page 234
    Due to high performance, stability and economics, gabion structures are widely used for protecting the hydraulic structures. Gabion stepped weirs are usually used in river beds and catchments. These structures are attractive for designers because they can be used for dissipating of energy. In these weirs, there are two types of flow, inflow and over flow. The previous studies show that over flow is more effective than inflow for dissipating the energy. In this study, three sizes of plates have been used inside of gabion stepped weirs for assessing the energy dissipation. In the experiments, upstream slope is 1:1, downstream slope is 1:1, 1:2, 1:3, the height of the weir is 30 cm, height of the plates is 10, 20, 30 cm and the discharge differs from 10 to 40 liter per second. The width, height and length of the flume are 60 cm, 60 cm, and 11.5 m respectively. The results show that the optimum height of plate for getting maximum energy dissipation (82.5%) is 10 cm, which is occurred in discharge 13.5 liter per second.
  • Land use change detection using satellite imagery in Tangeh-Sorkh watershed of Shiraz
    H. Ahani, A. Ghorbani, M. Rastegar Moghadam, S.R. Falah Shamsi, M. Baghernejad Page 242
    Population increase and its effects on natural lands by mismanagement have been caused land use and ecosystem degradation. By the detection of land use/ cover change, it would be created the possibility of the planning and land management for reducing the magnitude of land degradation factors. In this regard, science and technologies of remote sensing and satellite imagery can help to detect correctly the land use/ cover change in short period with the low cost. In this research, land use maps of Tang-Sorkh watershed in Fars province using Landsat 4 (TM) and SPOT 5 (High Resolution Geometry) images by considering geometric and radiometric corrections, image acquisition times and band combinations using Optimum Index Factor were produced. Land use maps using supervised classification (Maximum Likelihood) for 1988 and 2005 for change detection (between 18 years) were produced. The accuracy of the produced maps using overall accuracy and Kappa statistic were calculated and results show that, barrier lands has increased from 4.2 to 11.5 percent, and dry farming lands has also increased from 12.8 to 17.1 percent. On the other hand, forest lands have decreased from 29.8 to 28.3 percent and rangelands have also reduced from 36.9 to 26.8 percent. Statistical analyses in the level of 1 and 5 percent showed that the irrigated farming lands on the 1988 land use map were 0.73 and 0.77 percent, and garden 0.53 and 0.57 percent as the lowest and highest significance. Results for the land use map of 2005 were 0.79 and 0.82 percent for rangelands, and 0.66 and 0.70 for residential areas as the lowest and highest significance. By considering accuracy assessment and the significance of the results for produced maps, the results were acceptable.
  • Modeling Storm-Wise Sediment Delivery Ratio Model in Chehelgazi Watershed by using Climatic and Hydrologic Characteristics
    L. Gholami, S.H.R. Sadeghi, A.V. Khaledi Darvishan Page 253
    Application of sediment delivery ratio in watershed level in order to convert measured or estimated amounts of sediment into soil erosion values is necessary for water and soil conservationists. However, the performance of all available models and relying on their results is questionable because of differences in soil erosion and sediment generation process in the watersheds where those models originally developed. Therefore, the present study attempted to correlate the exact values of sediment delivery ratios obtained through measuring soil erosion and sediment generation amounts to climatic and hydrologic characteristics of 11 storm events in Chehelgazi Watershed of Gheshlagh Dam. The results obtained from modeling process indicated that the sediment delivery ratio could be predicted reliably with respective determination coefficient and relative error of about 98 and 33% using peak discharge, runoff volume and erosivity factor variables. The results of t-test analysis also verified nonsignificant difference between observed and estimated sediment delivery ration obtained through applying developed model.
  • Estimation of sediment volumes in Karaj and Dez Reservoirs and their comparison with Hydrographic surveying
    A. Mosaedi, S.F. Hashemi Najafi, M. Heydarnezhad, M. Nabizade, M.E. Meshkati Page 261
    Erosion and sediment transportation are phenomenons that are occurred in the courses of rainfall conversion to runoff and in the flow of water in stream. Parts of the transporting material settled down in dam reservoirs which have not only some technical trouble, but also economic and even social disasters. So it is important to estimate the amount of sedimentation accurately, before and during of reservoir operation. On the other hand, determination of the actual amount of erosion or sedimentation is too difficult, but different methods of estimation have been suggested. To estimate the amount of input and output sediments discharge from these dams, we have used monthly sediment rating curves (SRC) which are established in up and down streams stations. Then by using the equations and based on the daily flow discharge, the daily input and output sediment discharges were estimated during hydrographic surveying period. Besides the estimation method mentioned above, to estimate the input and output sediment discharge, the artificial neural network (ANN) was used and the best arrays of network and model were founded. For both methods the volumes of sediments were estimated base of specific density of sediments. Besides the estimation methods (SRC & ANN), the volumes of sediments in each of reservoirs are also determined based of hydrographic surveying and compared with the results of different estimations. The results indicated that the sediment rating curves (SRC) were estimated the amount of sediment as 70 percent and %97 of the actual volume in Dez and Karaj dams respectively. By using the artificial neural network (ANN), these estimations were %115 for Dez and %94 for Karaj. To find the efficiency of these methods, we suggest that these methods will be applied to some other reservoirs with different climatic and hydrological regimes.
  • Numerical solution of velocity lateral distribution in rivers (Case study: Karoun river at Molasani station)
    A.R. Zahiri, S.A. Ayyoubzadeh, B. Dahanzadeh Page 273
    The most applicable method for determination of flow discharge in rivers is measurement of lateral distribution of velocity in hydrometric stations. This task should be done regularly and many times in natural flow conditions and specially during floods. Costs, time and dangers of this task during high floods are very considerable. For optimizing this process, application of recent digital devices and also two dimensional and quasi-two dimensional mathematical models are unavoidable. In this paper, a quasi-two dimensional numerical model suitable for flood hydraulic theory of floodplains is presented to make possible the prediction of velocity lateral distribution in both inbank and overbank flow conditions. This numerical model has been tested in Karoun rivet at Molasani hydrometric station. The model result’s analysis show that the mean error in prediction of inbank and flood discharges in this station is nearly 9 percent.
  • Determining of effect of using heavy alcohols on reduction of evaporation in water storage surface
    M. Piri, M. Hesam, A.A. Dehghani, M. Meftah Halaghi, A.A. Ghazali Page 284
    Evaporation from water storages cause the loss of water, and increased salt concentration, decrease water quality also. Heavy alcohols application might cause rate of evaporation reduction and decrease salt concentration water. In this study, Class A pans were treated with octadecanol and hegzadecanol alcohols (C18H33OH and C16H37OH respectively) equivalent to 20 and 40 gr per hectare during tow days. These alcohols were dissolved in ethanol prior to application. The water level was measured in 2 stages within 38 days. Then the daily evaporation was measured and the statistical results were obtained using MINITAB software. The results show that the separately use of any two type alcohols, be effective on evaporation reduction. The mixing of two type alcohols together is more effective then using each alcohol separately. The octadecanol is also much more effective than hegzadecanol.
  • Evaluation the effects of different nutrients density on performance of laying hens in late phase of laying
    A. Nobakht, F. Mazloom Page 294
    This study was conducted to evaluate the effects of different nutrient density on performance of Hy-line (W-36) laying hens in late phase of laying. This experiment was conducted with two hundred and fifty six laying hens from 73 to 83 weeks in a completely randomized design with 4 treatments and 4 replicates with 16 birds in each replicate. Experimental diets were isocaloric and included: diet with nutrients recommended by Hy-line company for commercial production of laying hens in late phase of laying (control), diet with 5 percent lower level of nutrients than nutrients recommended, diet with 10 percent lower level of nutrients than nutrients recommended and diet with 15 percent lower level of nutrients than recommended for 10 weeks. The results of this experiment showed that the performance and egg quality in laying hens did not affected by different experimental diets (P>0.05). The comparison of performance and egg quality among treatments showed that 15 percent reduction of nutrient level than recommended by Hy-line company levels for commercial production of laying hens in late laying period not only had not any adverse effect on performance and egg quality of laying hens but also in more circumstance have positive effects on performance and egg quality and can reduce the price of feed production per kg of egg. Based on the results of this experiment reduction of 15 percent nutrient level than nutrients recommended by Hy-line Company for laying hens in late laying period (73 to 83 weeks) had not any adverse effect on performance and egg quality.
  • Effect of different dosage of eCG hormone on reproductive parameters of Rayini down goat
    Y. Badakhshan, Y. Jafari Ahangari, F. Samadi, A.H. Heydari Page 298
    In this experiment, effect of different dosage of eCG on reproductive parameters such as, response to estrus, estrous duration, interval to estrus after CIDRs removal, conception percent, parturition percent, conception duration and litter size of Rayini goat in nonbreeding season were investigated. Administration of dosages 0, 200, 300, 400, 500 IU resulting to 100% response to estrus in all of groups and interval to estrus after CIDRs removal were 20.11, 19.30, 22.30, 21.98, 21.33 hours respectively. Estrous Duration were 19.11, 20.43, 18.80, 18.02, 18.64 hour respectively. Conception percent 60, 68, 74, 83, 87 and parturition percent 93, 93, 88, 85, 86 were observed. None of above parameters had significant difference)P>0.05). Conception duration was 149.38, 149.13, 149.52, 148.31, 147.64 and litter size was 1.31, 1.35, 1.29, 1.91, 2.09 respectively. Conception duration and litter size were similar between 400 IU group with 500 IU group and control group with 200, 300 IU received groups, but conception duration of 500 IU received group with control, 200 and 300 IU groups indicated significant difference)P<0.05). Litter size of 400 IU received group and 500 IU were statistically different from control, and 200, 300 IU received groups)P<0.05). This experiment showed that, increase in litter size by administration 500 IU eCG and below this dose would be able to improve reproductive parameters of Rayini goat
  • GIS an efficient tool for identifying policies and programs of landslide hazard management
    J. Mosaffaie, M. Ownegh Page 303
    Landslide is one of natural hazards that makes numerous financial and life damages each year. Therefor we must detect susceptible areas, and with prioritizing of them, policies and programs of landslide hazard management will be offered in order to reduce landslid occurance hazard and damages. In this study, landslide hazard is zoned using multivariate regression model at a part of Alamout watershed in general level (1/50000 scale). Then, by two parameter including landslide hazard and installation existence, watershed was prioritized for use of management programs. So first landslide distribution map of area was prepared using study of air photos and field visitations. After reviewing available resources along with reviewing the benefit of experts, eight parameters including (lithology, slope, aspect, height, distance to foult, land use, rain and earthquake acceleration) were selected as landslide effective factors. AHP and pair comparing technique was used for quantitating of qualitative catagouries of land use, aspect, and lithology parameters. Results of stepwise method shows that there is high correlation bettwen five parameters including lithology, slope, height, distance to foult, land use, and occurred landslides. Determination coefficient between these parameters as constant variable and logharithm of landslide area as dependent variable was 60.7. Potential landslide hazard map was provided with this equation using geographic information system (GIS) and crossing layers in Arc gis software. Chi square test was used for comparing of difference between hazard classes of models. Results shows that measured chi square rate is meaningful at 99% of confidence interval, and there is suitable dissociation among landslide hazard classes. 42 percent of watershed area is located in hazard classes of I&II and dosnt need to any specific management program. About 47 percent of area is located in hazard classes of III & IV that maintain of existent condition is the policy of management in these areas. About 10 percent of area is located in hazard classes of V& VI that considering installation existence or not two policies including hazard control and avoiding of hazard must be used respectively.
  • Assesment of gamma ray irradiation effects on germination and some morphological characters in two rapeseed (Brassica napus L.) cultivars
    M. Samadi Gorji, N.A. Babaeian Jelodar, N.A. Bagheri Page 315
    In order to determine the effect of different dosages of gamma ray radiation (500, 700, 900, 1100, 1300 gry) on germination and morphological characters of two rapeseed cultivars (PF, RGS003) a field experiment was conducted at Sari Agricultural Research Station of University of Mazandaran, for two consecutive years of 2006-2007. The seeds were irradiated with gamma rays in Nuclear Research Center for Agriculture and Medicine Karaj, Iran. The experiment was conducted in a randomized complete block design. The traits of study were number of secondary branches, plant height, number of pod in primary branches, number of pod in secondary branches, pod length and 1000 grain weight. Statistical analysis showed a significant difference among the traits of study. The maximum relative coefficient of variation, the most expansive amplitude of variation and heighest variance were obtained among plants derived from Pf cultivar. These results showed that there have been more interaction between Pf cultivar and gamma rays. In the most cases, plant height was reduced as compared with the control. Pod length and 1000 grain weight of both cultivars were increased as a result of gamma ray irradiation. Among the all studied traits, number of pod in secondary branches of both cultivars exhibited maximum coefficient of variation. So, these traits should be utilized in canola breeding program.
  • Study of Gorgan citizen behavior in consumption of the aquatics and fishery products
    S.M. Aghili, R. Safari, M. Rahmani, B. Shabanpoor Page 325
    To understand the aquatics and fishery products consumption behavior in Gorgan city, in the year of 1386, an investigation was conducted using questionnaire, 343 families were selected using independent random method. Collected information were analyzed using SPSS program. Result showed that per capita consumption of each person in this city is 9.12 Kg and the tendensity of Gorgani families is, respectively, fishes of Caspian Sea, warm and cold water. Factors such as quality and freshness, price, and healthy point of the place of disturbtion have the most important role in the decision of buying. About 39.5% Gorgani families prefer to buy the packed aquatics. The Lack of confidence on freshness and health of aquatics, having enough time, and their higher prices are the main reasons for the use of packed production. 58.4% consumers prefer to buy from fishery agencies that represent the necessity of creation and control of this shopping in Gorgan.
  • Effects of water potential and pH on growth of Fusarium species
    A. Khodaei, K. Rahnama, M.H. Serailoo Page 330
    Effects of five level of osmotic potential and three levels of pH on the growth of three species of Fusarium including Fusarium semitectum, F. moniliform and F. solani, isolated from potato and wheat fields in Golestan province were studied. The experiment was conducted on potato dextrose agar (PDA) media in six replicates. Results showed that the most favorable potential for all species was-1MPa and the most favorable pH was 5.6, 5.6 and 6.5 for F. semitectum, F. solani, and F. moniliforme respectively, While the most unfavorable potential was 0, 0 and -2MPa for F. semitectum, F. solani and F. moniliforme, respectively. The most unfavorable pH was 4.5 for F. semitectum and F. solani and 5.6 for F. moniliforme.
  • Effect of treating wheat straw with urea and molasses on crude protein and crude fiber of it and blood metabolites of Dalagh lamb
    J. Mehdikhani Bazehoze, A.R. Yazdani, N.M. Torbatinegad, B. Ghorbani Page 333
    This experiment was carried out to investigate the effects of urea-molasses treating on wheat straw quality and utilization of different percents of ammoniated wheat straw on Dalagh male lambs. Different levels of ammoniated straw were replaced in rations by 0, 9, 18 and 27 percent. Twenty four Dalagh male lambs were used in a completely randomized design and divided in to 4 treatments. Each treatment consisted of 6 lambs during 84 days. Crud protein and fiber of feed stuff were measured. Blood was collected from jugular vein in first and end of experiment. Due to urea ammunition, the CP content of wheat straw increased from 3.4 to 7.5 percent, and NDF, ADF decreased from 70.02, 47.4 to 61.2, and 41.3 percent, respectively. The results of current study showed that, serum glucose was not affected by treatments significantly (P>0.05). Serum urea at the beginning of the experiment for each treatment was 18.9, 28.8, 23.07 and 26.1 respectively. This results showed a significant increase in each treatment compare to control (P<0.05). The mean values of urea were not affected significantly (P>0.05) at the end of the experiment. It could be concluded that ammoniated wheat straw treated with molasses had not adverse effect on blood biochemical parameters and it could provide more nitrogen for lambs.