فهرست مطالب

  • سال یکم شماره 1 (بهار 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/05/01
  • تعداد عناوین: 6
|
  • غلامرضا ارجمندی، ابوالقاسم نوروزی صفحه 1
    در مقاله ی حاضر رسم خون بری یا خون بس، به عنوان یکی از روش های سنتی حل منازعات قومی با منشاء قتل در میان عشایر بختیاری شهرستان ایذه، مورد مطالعه قرار گرفته است. خون بس مانند دیگر سنت ها و رسم های سرزمین بختیاری نه تنها در ایل های دیگر لر، بلکه در میان دیگر اقوام ایرانی، از جمله عرب ها و بلوچ ها هم با نام ها و عناوین دیگر، رایج است. وجود و رواج رسم خون بس در میان اقوام مختلف، البته به معنای یکسانی آن در تمام جرئیات نیست، و به خصوص در آئین برگزاری، میزان غرامت یا خون بهاء و نوع خون بهاء تفاوت های قابل ملاحظه ای دیده می شوند، که نشانگر تغییر در این رسم در مناطق مختلف کشور احتمالا بر اساس میزان توسعه یافتگی است. در حالی که از تداوم این رسم در میان اقوام مختلف صحبت می کنیم، نباید فراموش کرد که تحت تاثیر عوامل مختلف، آفتاب عمر این رسم رو به افول است. به همین سبب مطالعاتی از این دست در کنار پرسش های اساسی ملازم با آن، از جهتی تلاشی است برای مستند کردن این رسم قضایی. با توجه به این که پژوهش حاضر به دنبال ادراک معنایی است، از روش پژوهش کیفی استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهند که علی رغم وجود تشکیلات حقوقی و قضایی مدرن، بسیاری از خانواده های جامعه ی عشایری شهرستان ایذه ترجیح می دهند منازعات ناشی از قتل را از طریق رسم خون بس فیصله دهند.
    کلیدواژگان: خون بس، خون بری، خون بها، خون بست، خون و چوب، خون فصل، منازعات قومی، خون و کالات، بختیاری، ایذه
  • حسین بهروان، سیدعلیرضا میرانوری صفحه 45
    تحقیق حاضر به تحلیل جامعه شناختی بازگشت مجدد معتادان به اعتیاد در مرکز اجتماع درمان مدار (TC) شهر مشهدباتاکید بردیدگاه برچسب درکنار دیدگاه های ساختاری-کارکردی، کنترل ونیاز می پردازد. روش تحقیق پیمایشی و داده ها از طریق پرسشنا استاندارد به دست آمده است. جا آماری 120 نفر معتادانی بودند که سابقه ترک اعتیاد داشته و در مرکز اجتماع درمان مدار شهر مشهد برای درمان حضور داشتند. حجم نمونه 105 نفر از معتادان دارای سابقه ترک بودند که به طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد: دفعات بازگشت به اعتیاد با متغیرهای برچسب رابطه معنادار مثبت، با متغیرهای ساختاری کارکردی رابطه معنادار و با متغیرهای کنترل اجتماعی و احساس نیاز به مواد مخدر رابطه معنادار ندارد. تحلیل های رگرسیون چندگانه و نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که برچسب، سن، احساس تبعیض و نگرش مثبت به اعتیاد مهمترین و تعیین کننده ترین عوامل تاثیرگذارمستقیم ومثبت و رضایت اجتماعی مهمترین عامل تاثیر گذار مستقیم و معکوس بر دفعات بازگشت به اعتیاد محسوب می شوند. عوامل کنترل اجتماعی و احساس نیاز به مواد مخدر نیز تاثیر غیر مستقیم بر دفعات بازگشت مجدد به اعتیاد دارند
    کلیدواژگان: دفعات بازگشت به اعتیاد، برچسب، نگرش مثبت به اعتیاد، اجتماع درمان مدار شهر مشهد
  • غلامرضا جمشیدیها، سیاوش قلی پور صفحه 79
    مقاله حاضر بر اساس تجربه مدرنیته در سرزمین لک ها، به بررسی و تبیین خودکشی زنان و دختران می پردازد. پس از مروری بر ادبیات نظری، روش تفسیری برای این بررسی انتخاب و داده ها بر اساس مشاهده، مصاحبه و تجربه زیسته گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدرنیزاسیون سریع و شتابان با تمام مظاهر خود در طی دو دهه وارد یک سرزمین کاملا منزوی، با آداب و رسوم کهن شده و نسل مقارن با این تغییرات، بر اساس آموزه های مدرن پرورش یافته اند. بنابراین، پس از بلوغ، هنگام تصمیم گیری برای زندگی آینده، سعی کردند که بر اساس آموزه هایشان عمل کنند. اما با مخالفت شدید نسل های گذشته که حامل سنت های کهن بودند، روبرو گشتند. کنترل ناشی از سنت های قدرتمند و احساس بی قدرتی در تعیین سرنوشت سبب شد که تعدادی از زنان و دختران به افراطی ترین پناهگاه]خودکشی[در مقابل مصیبت های زندگی روی آورند.
    کلیدواژگان: مدرنیته، مدرنیزاسیون، خودکشی، نسل، سنت
  • سهیلا صادقی فسایی صفحه 107
    این مطالعه که با روش کیفی انجام شده و می کوشد تا تصور و راهبرد زنان نسبت به خشونت های خانگی را از زبان خود آنان بازگوید. خشونت علیه زنان نه یک امر شخصی یا خصوصی، بلکه یک مسئله عمومی به لحاظ اجتماعی بودن آن است. این امر ریشه در عمق رویه های فرهنگی و اجتماعی دارد. یعنی خصوصی تلقی کردن خشونت خانگی، تحلیل عمیق آن را دشوار می کند. در مصاحبه های کیفی، زنان کاملا بر این موضوع واقف بودند که زندگی آنان به وسیله اشکال مختلف خشونت تهدید می شود و بستر اجتماعی و ارزش-هایی که در جامعه زنان را بی اعتبار می سازد، به طور کامل مشوق خشونت علیه آنهاست. در این تحقیق موضوعات کلیدی مرتبط با بستر و زمینه ای که خشونت در آن اتفاق می افتد و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی بررسی می شود. این تحقیق اگر چه اطلاعاتی غنی درباره تجربه زیسته زنان فراهم می آورد که در فهم ما نسبت به موضوع بسیار مؤثر است و چون از نمونه کوچکی به دست آمده و قابل تعمیم نیست، به ناچار محدودیت هایی برای تحقیق ایجاد کرده است. اما اطلاعات به دست آمده در این تحقیق با بسیاری از تحقیقات کمی و کیفی، که در سایر کشورها انجام گرفته است، تطابق دارد.
    کلیدواژگان: خشونت خانگی، پنهان سازی، مناسبات جنسیتی
  • سیداحمد فیروزآبادی، علیرضا صادقی صفحه 143
    مقاله حاضر در پی فهم و سنجش ابعاد طرد اجتماعی در بین «زنان فقیر روستایی» بوده و به وضعیت طرد اجتماعی زنان فقیر برحسب متغیرها و شاخص های طرد اجتماعی می پردازد. سئوالات اصلی تحقیق این است که چگونه زنان در چرخه زندگی به گونه ای نظام مند از جریان اصلی اجتماع طرد و به حاشیه رانده می شوند؟چه عللی به طرد زنان از عرصه های اجتماعی انجامیده است؟ الگوی توزیع ابعاد طرد اجتماعی در میان زنان چگونه است؟ دراین تحقیق که از دو روش کمی (پیمایش) و کیفی (مصاحبه) استفاده شده، چهار بعد اصلی طرد اجتماعی یعنی: طرد از شبکه های حمایتی، روابط اجتماعی، مشارکت اجتماعی و همچنین شرمساری یا بدنامی اجتماعی، مورد سنجش قرار گرفته و توزیع آن در 169 نفر نمونه تحقیق به دست آمده است. همچنین با استفاده از روش کیفی کوشش شده درک عمیق تری از تجربه زیسته زنان در مورد طرد، فرایندها و علل آن به دست آید. بدین منظور، نمونه ای متشکل از 51 نفر از زنان به گونه ای هدفمند و بر اساس ویژگی های مختلف آنها تعیین و مورد مصاحبه قرار گرفته اند.
    نتایج تحقیق گویای آن است که طرد و محرومیت انباشتی زنان به موقعیت کنونی آنها برنمی گردد بلکه به گونه ای فرایندی، با پیشینه و گذشته آنها، با ویژگی های فردی، ساختار خویشاوندی، فقر مزمن و بین نسلی و با برخی وقایع خاص در ارتباط است. علاوه برآن، عوامل اجتماعی و فرهنگی (غیردرآمدی) متعددی در به حاشیه راندن زنان از جریان اصلی اجتماع نقش دارند که به نوبه خود می تواند فرصت خروج از فقر و محرومیت را برای آنها دشوار سازد.
    کلیدواژگان: طرد اجتماعی، فقر، زنان سرپرست خانوار، روستا
  • علیرضا محسنی تبریزی، علیرضا جزایری، نعمت الله بابایی صفحه 175
    فرا تحلیل 49 اثر تحقیقی با رویکرد روانی اجتماعی مربوط به پیشگیری از سوءمصرف مواد در داخل، طی سال های 1384 0â137 نشانگر نتایج زیر است: با توجه به تعدد متغیرهای مستقل اثرگذار بر گرایش به سوءمصرف براساس ضرائب اثرگذاری درجه بندی کوهن به ترتیب میزان های تاثیر، متغیرهای آموزش مهارت های زندگی و مقاومت اجتماعی و گروه همال و نوع دوستان هریک با 43 درصد میانگین اثرگذاری بر متغیر وابسته (رفتار اعتیادی و گرایش به سوءمصرف مواد)، آگاهی از اثرات مواد با 42 درصد میانگین اثرگذاری، کیفیت مناسبات و روابط فامیلی با 41 درصد میانگین اثرگذاری، عوامل خلقی و شخصیتی و جابجائی های مکانی و مهاجرت هریک با 39 درصد میانگین اثرگذاری، سن با 38 درصد میانگین اثرگذاری، نظارت و کنترل والدین و بیماری افسردگی هر کدام با 36 درصد میانگین اثرگذاری، متغیرهای رفتاری شخصیتی با 35 درصد میانگین اثرگذاری، تعاملات درون گروهی و عملکرد تحصیلی هریک با 34 درصد میانگین تاثیر، تاثیرات فیلم و کاریکاتور، عوامل خانوادگی و وضعیت فعالیت اقتصادی هریک با 33 درصد میانگین اثرگذاری، گروه درمانی و اعتیاد پدر هریک با 32 درصد میانگین اثرگذاری، سابقه اعتیاد در خانواده، اعتیاد پدر و حساسیت در روابط متقابل و سرند اختلال همراه هریک با 31 درصد میانگین اثرگذاری و آگاه سازی از طریق پوستر و کاریکاتور با â3 درصد میانگین اثرگذاری به عنوان عوامل موثر بر رفتار اعتیادی در مطالعات مرور شده مطرح اند که براساس ضرائب اثرگذاری درجه بندی کوهن در حد اثرات بالنسبه موثر می توان آنها را طبقه بندی کرد.
    کلیدواژگان: فراتحلیل، سوءمصرف مواد، اندازه اثر، عوامل روانی، اجتماعی، پیشگیری علم محور، عوامل محافظت کننده، عوامل خطرآفرین، عوامل تاب آور
|
  • Page 1
    This article discusses the concept of khon-bori or khon-bas, a method of conflict resolution in the case of blood feuds among the Bakhtiaris of Izeh. Khon-bori or khon-bas exists among other Lors as well as other ethnic groups such Arabs and Baluch (under different names). Our research, employing a set of qualitative methodologies, indicates that despite the existence of formal judicial channels in Izeh, many families still prefer to employ khon-bas to resolve their conflicts. Our research, employing a set of qualitative methodologies, indicates that despite the existence of formal judicial channels in Izeh, many families still prefer to employ khon-bas to resolve their conflicts.
  • Page 45
    This article offers a sociological analysis of drug addicts’ relapse in the therapeutic community (TC) of Mashhad, Iran, during 2008-9. It benefits from labeling as well as structural-functional, social control, and need perspectives. A random sample of 105 addicts was surveyed for the purpose of this study. Results indicate that the frequency of relapse (dependent variable) has a positive correlation with labeling and structural-functional variables but no significant correlation with social control and need variables. Regression and path analyses show that the variables of labeling, age, sense of discrimination, and positive attitude to drug have the most direct and positive effect and the variable of social satisfaction have the most indirect and negative effect on the dependent variable. Furthermore, the variables of social control and need have no significant effect on frequency of relapse.
  • Page 79
    In this article, we benefit from a set of qualitative methodologies, including observations and interviews, to analyze suicide among Lak girls and women from the perspective of modernity. Our results indicate that rapid modernization in an erstwhile isolated and traditional area has changed the process of socialization for the new generation based on modern beliefs. As girls grow up, they have difficulty reconciling their modern learning with the beliefs of the previous generation who see themselves as guardians of traditions. Against the background of these conflicting relations as well as female powerlessness vis-à-vis traditional mores, some girls and women are pushed to committing suicide when encountering life crises.
  • Page 107
    This qualitative study presents women’s perceptions of domestic violence and their coping strategies based on self-narratives collected from a small sample in Iran. By limiting women’s access to life opportunities, domestic violence is a major obstacle to social, economic, and political equity and by extension to development. Violence against women goes beyond being a personal or a private issue. It is a social problem and a public issue. Yet, in the prevailing culture, domestic violence is considered a private matter. The study analyzes the context of domestic violence against the background of social and cultural norms. In-depth interviews conducted for this research indicate women’s awareness of the threat to their lives from domestic violence as well as the social context and prevailing values (degrading women in the society) that encourage more violence against them. Research findings are in line with observations in many other countries.
  • Page 143
    Using a set of social exclusion indicators, this article analyzes the various dimensions of social exclusion of women in Iran’s poor rural areas. Research for this article was conducted in the Malard villages of Shahryar (Tehran Province), using qualitative and quantitative methodologies. A sample of 169 persons was drawn for the quantitative part of the research while the qualitative part comprised in-depth interviews with 51 women. Four aspects of exclusion were probed – support networks, social relations, social participation and social stigma. Research results indicate that social exclusion experienced by rural women is rooted in their historical and cumulative deprivation, their backgrounds and personal characteristics, village kinship structures, chronic and cross-generational poverty, and particular life events. There are also a host of cultural and social factors that currently prevent many women from overcoming poverty and exclusion.
  • Page 175
    This article offers a systematic meta-analysis of 49 psychosocial studies conducted in the past ten years on the causes of addictive behavior in Iran. It examines the following variables with effects on substance abuse (ordered according to magnitudes of effect sizes based on Cohen’s interpretation: range=medium to small effects): quality of life skills and resistance to competency training programs; peer prod rug influence; knowledge about substance abuse; parent-child interaction and family bonding; psychological and personal factors; displacement and migration; age; parental monitoring and supervision; depression; knowledge; attitude and practice; occupation and economic activities; academic performance; modeling of drug use through film and cartoon; familial factors; father’s addiction; gender; father’s addiction and interpersonal conflict; co morbidity; history of familial drug use; increasing knowledge through poster and caricature; physical illness; SES; religious beliefs; psychological profile; increasing knowledge and awareness through film; father’s addiction and academic performance.