فهرست مطالب

  • سال چهل و یکم شماره 3 (پاییز 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/12/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • بهروز سرابی، محمدرضا حسندخت، محمد اسماعیل حسنی، تیمور رمک معصومی صفحه 197
    مارچوبه خوراکی (L. (Asparagus officinalis یک سبزی قدیمی بومی اروپا، آسیا و آفریقا می باشد. منبع ژنتیکی مارچوبه در ایران محدود است و تنها تعداد بسیار کمی بوته مارچوبه خوراکی در کوه های شهرستان طالقان پیدا شده اند. به منظور ارزیابی صفات مورفولوژیک این سبزی ارزشمند، 58 بوته درون توده طالقان مطالعه و با رقم مری واشینگتن مقایسه گردید. نتایج نشان داد که میانگین بعضی صفات مورد ارزیابی از جمله ارتفاع بوته، تعداد شاخه درجه یک، قطر ساقه اصلی، طول شاخه درجه یک و تعداد فلس تا محل اولین انشعاب پانیکولی به ترتیب 81/133 سانتی متر، 38/38، 3/5 میلی متر، 6/39 سانتی متر و 78/14 بودند. ژنوتیپ های مورد بررسی 97/68 درصد نر و 03/31 درصد ماده بودند. میانگین طول اسپیر (3/6%)، قطر اسپیر (4/30%) و وزن تر اسپیر (2/52%) در ژنوتیپ های وحشی مارچوبه از رقم مری واشینگتن کمتر بودند. در گیاهان مورد بررسی گل ها از نیمه دوم اردیبهشت تا نیمه اول خرداد ظاهر و در اواسط تیر میوه های سبز رنگ تشکیل شدند. تعداد بذر در میوه های حبه رسیده قرمز که در اواسط شهریور جمع آوری گردیدند، از چهار تا شش عدد در میان گیاهان مورد بررسی متغیر بود. ضرایب همبستگی ساده بین صفات اندازه گیری شده نشان داد که قطر اسپیر با طول فلس های روی اسپیر بالاترین همبستگی مثبت را در سطح 99 درصد داشتند. در تجزیه عامل ها، صفات در چهار عامل اصلی قرار گرفتند که دو عامل اول 74/44 درصد از واریانس کل را توجیه کردند و نه صفت را شامل شدند. همچنین ژنوتیپ های مورد بررسی در تجزیه خوشه ای به پنج گروه تقسیم شدند و گروه سوم که همگی جنسیت نر داشتند، از لحاظ میانگین کلیه صفات اندازه گیری شده، بالاتر از میانگین کل قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان داد که ژنوتیپ های مارچوبه وحشی از تنوع قابل توجهی برخوردار بودند و این منطقه می تواند به عنوان یکی از رویشگاه های طبیعی مارچوبه خوراکی معرفی شود و لازم است که تنها منبع ژنتیکی این گیاه ارزشمند حفظ گردد.
    کلیدواژگان: اسپیر، تجزیه عامل ها، تجزیه خوشه ای، همبستگی، ژنوتیپ
  • حمید ظفری نیا، کاظم ارزانی، ایوبعلی قاسمی صفحه 209
    در راستای بررسی سازگاری ارقام گلابی آسیایی با شرایط آب و هوایی ایران که توسط گروه علوم باغبانی دانشگاه تربیت مدرس در دست انجام است پژوهش حاضر به منظور بررسی اولیه سازگاری 9 رقم گلابی آسیایی در دو منطقه اصفهان انجام شد. بدین منظور ارقام گلابی آسیایی (Pyrus serotina Rehd.) پیوند شده بر روی پایه‎های دانهالی گلابی اروپایی (Pyrus communis L.) در فصل رویشی 1387 در منطقه پیر بکران اصفهان جهت اندازه‎گیری میزان عناصر غذایی ازت، فسفر و پتاسیم و میزان کربوهیدرات کل در 3 مرحله رشد رویشی بر روی برگ‎های برداشت شده مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین این اندازه‎گیری‎ها در منطقه کبوترآباد اصفهان و بر روی ریشه و قسمت‎های هوایی (برگ و شاخه) و بصورت تخریبی بر روی نهال‎های پیوند شده و در طی فصل رشد رویشی در سال 1388 تکرار شد. نتایج نشان داد که ارقام گلابی آسیایی از نظر صفات یاد شده به صورت معنی‎داری تحت تاثیر قرار گرفتند و در مقایسه با ارقام بومی این منطقه یعنی سبری (SB) و شاه میوه (SH) در شرایط بسیار مناسب قرار دارد. نتایج تجزیه عناصر غذایی ازت، فسفر و پتاسیم برگ و نیز کربوهیدرات محلول برگ در هر دو سال و در هر سه مرحله نمونه‎گیری نشان از تفاوت معنی‎دار در بین ارقام گلابی داد. در طول فصل میزان ازت و فسفر برگ به طور معنی‎داری کاهش یافت اما میزان پتاسیم به طور معنی‎داری افزایش داشت. کربوهیدرات محلول برگ نیز در هر سه مرحله نمونه‎گیری تفاوت معنی‎داری نشان داد، به طوری که مقدار کربوهیدرات برگ در سال اول به طور معنی‎داری به تدریج از اوایل فصل تا اواسط فصل رو به افزایش گذاشته و از این زمان تا اواخر فصل مقدار آن کاهش پیدا نمود. اگرچه میزان کربوهیدرات برگ در سال دوم تا اواسط فصل رو به کاهش گذاشته و سپس مقدار آن اواخر فصل افزایش داشت. ریشه‎ها مهم‎ترین اندام ذخیره کننده کربوهیدرات بوده و مقدار کربوهیدرات محلول ساقه، ریشه و نیز فسفر و پتاسیم ریشه در طول فصل رشد شروع به کاهش کرد. مقدار درصد ازت و پتاسیم ساقه در طول فصل کاهش یافته و مقدار فسفر آن ابتدا کاهش و سپس افزایش پیدا کرد. مقدار ازت ریشه نیز در طول فصل افزایش پیدا کرد.
    کلیدواژگان: پتاسیم، ازت، تغییرات فصلی، کربوهیدرات محلول، فسفر
  • مهناز کیانی، ذبیح الله زمانی، احمد خلیقی، محمدرضا فتاحی مقدم، مجید رضا کیانی صفحه 223
    ذخایر توارثی پایه های اساسی برنامه های اصلاحی گیاهان بوده و مخزن ژنی برای اصلاح ارقام با ویژگی‎های مطلوب را فراهم می کنند. در این بین شناسایی دقیق ژنوتیپ‎ها پیش نیاز بهره‎برداری کامل از آن محسوب می شود. در این تحقیق پاجوش های26 ژنوتیپ گل‎محمدی جمع آوری شده از مناطق عمده کشت و پرورش آن در ایران (استان‎های فارس، اصفهان، کرمان، آذربایجان شرقی و خراسان رضوی) در ایستگاه تحقیقات گروه علوم باغبانی دانشگاه تهران در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی کاشته شدند. در طی دو سال تعداد 50 صفت کمی و کیفی در این گیاهان مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس نتایج تجزیه واریانس داده‎ها غالب صفات مورد بررسی در محدوده ژنوتیپ‎ها معنی‎دار بودند و ژنوتیپ‎ها بر اساس تجزیه آماری خوشه‎ای به روش وارد در فواصل اقلیدسی محاسبه شده در 7 گروه قرار گرفتند. 14 ژنوتیپ در گروهی واحد قرار گرفتند که نشان‎دهنده نزدیکی ژنتیکی تعداد زیادی از ژنوتیپ‎های گل‎محمدی جمع آوری شده از استان‎های فارس، اصفهان و کرمان می باشد. ژنوتیپ‎‎های آذربایجان شرقی نیز گروهی مستقل را تشکیل دادند. از بین دیگر ژنوتیپ ها یک ژنوتیپ پاکوتاه (3 Gاز تهران) و یک ژنوتیپ با تعداد خار کم (24 Gاز خراسان رضوی) در گروه‎هایی مستقل قرار گرفتند. مقایسه بین انحراف میانگین صفات کمی گروه‎های حاصل از آنالیز خوشه‎ای از میانگین کل هر صفت و نتایج حاصل از مقایسه جمعیت‎ها تاثیر حضور برخی از ژنوتیپ‎ها را در متمایز شدن نمونه های برخی از استان‎ها مشخص کرد. مطالعه حاضر افق‎های تازه‎ای را در ارتباط با ذخیره توارثی گل‎محمدی در ایران نشان داد که می‎تواند در برنامه‎ریزی‎های اصلاحی آن مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: تجزیه خوشه ای، صفات کمی و کیفی، ذخیره توارثی، تنوع مورفولوژیکی، Rosa damascena
  • شهروز رفیع زاده، مهدی نصر اصفهانی، شاهین واعظی صفحه 235
    پیاز خوراکی (Allium cepa L.) یکی از محصولات مهم و استراتژیک بوده که با توجه به اهمیت این محصول در ایران انجام یک بررسی جامع در تعیین خصوصیات سیتوژنتیکی توده‎های مربوطه امری اجتناب‎ناپذیر است. لذا، ده توده پیاز بومی مورد کشت در سطح کشور شامل: سفید کاشان، قرمز آذرشهر، درچه اصفهان، سفید قم، قولی قصه زنجان، محلی یاسوج، هرسین، اسحاق‎آباد نیشابور، ابرکوه یزد، رامهرمز، در مقایسه با دو رقم خارجی شامل: تگزاس ارلی گرانو و سوییت اسپانیش انتخاب و ویژگی‎های سیتولوژیکی آنها شامل: تعداد کروموزوم، طول بزرگ‎ترین و کوچک‎ترین کروموزوم، نسبت طول بزرگ‎ترین به کوچک‎ترین کروموزوم، میانگین نسبت بازوی بلند به کوتاه، میانگین نسبت بازوی کوتاه به بلند، میانگین طول کروموزوم‎ها و تقارن کاریوتیپی در هر رقم مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که، عدد پایه کروموزومی در همه توده‎های مورد بررسی X=8 و تعداد کروموزوم 2n=2x=16 بوده و کروموزوم‎های ژنوم دوازده توده مورد مطالعه از نوع متاسانتریک، ساب متاسانتریک و ساب تلوسانتریک می‎باشند. تجزیه، کاریوتیپی توده‎ها نیز با استفاده از پارامترهای طول نسبی کوتاه‎ترین کروموزوم (S%)، شکل کلی کاریوتیپ TF%)) و اختلاف دامنه طول نسبی کروموزوم DRL)) تعیین شد. شکل کلی کاریوتیپ‎ها حاکی از تقارن نسبی هر دوازده توده است. بررسی طول نسبی کوتاه‎ترین کروموزوم S%)) و اختلاف دامنه طول نسبی کروموزوم (DRL) نشان داد، با توجه به فاکتور طول نسبی کوتاه‎ترین کروموزم توده‎های رامهرمز و سفید کاشان به ترتیب دارای نامتقارن‎ترین کاریوتیپ می‎باشند و توده‎های هرسین و قرمز آذرشهر به ترتیب دارای متقارن‎ترین کاریوتیپ هستند. همچنین، به لحاظ اختلاف دامنه طول نسبی کروموزم نیز توده‎های هرسین و سفید کاشان دارای نامتقارن‎ترین کاریوتیپ و توده‎های رامهرمز و تگزاس ارلی گرانو دارای متقارن‎ترین کاریوتیپ می‎باشند. البته، سایر توده‎های مورد آزمون در حد واسط این دو طیف واقع شدند. همچنین، با توجه به مطالعات انجام شده توده‎های درچه اصفهان، سفید کاشان، قولی قصه، محلی یاسوج، رامهرمز و اسحاق‎آباد نیشابور دارای ماهواره کوچک بودند که مشابه رقم خارجی تگزاس ارلی گرانو بود و توده‎های ابرکوه، سفید قم، هرسین و قرمز آذرشهر دارای ماهواره بزرگ‎تر و مشخص‎تر بودند که مشابه رقم خارجی یلو سوییت اسپانیش بود. همچنین، دیاگرام مربوط به پراکنش توده‎ها بر اساس دو مؤلفه A1 و A2، جمعیت‎های مورد بررسی را در سه گروه متمایز قرار داد که این امر موید نتایج حاصل از تجزیه خوشه‎ای بود.
    کلیدواژگان: ایران، سیتوژنتیک، توده، پیاز، بومی، میتوز، کاریوتیپ
  • ابوذر شیخ علیان، علی وزوایی، علی عبادی، محمدرضا فتاحی مقدم، علی سرخوش صفحه 247
    بادام با نام علمی Prunus dulcis Miller [D.A. Webb] دارای خودناسازگاری گامتوفیتیک است. برای کشت وسیع و تجاری بادام استفاده از ارقام خودسازگار و کشت حداقل دو رقم سازگار با هم الزامی است. تعیین خودناسازگاری در بادام روش‎های متعددی دارد که جدیدترین آنها استفاده از آغازگرهای اختصاصی به روش PCR است. در این آزمایش از جفت آغازگر اختصاصی AS1II و AmyC5R برای تعیین آللهای خودناسازگاری در بعضی ارقام ایرانی، ژنوتیپ‎های برتر در کلکسیون پردیس کشاورزی دانشگاه تهران و چند رقم خارجی به عنوان شاهد، استفاده شد. این جفت آغازگر برای تعیین آلل‎های خودناسازگاری (S- آلل) S1، S2، S3، S5،S7، S9، S10، S11، S12 وS13 مناسب است. نتایج به دست آمده در این آزمایش نشان داد که اندازه باندهای ارقام خارجی با گزارش‎های ارائه شده به طور کامل مطابقت دارد. بنابراین باندهای شناخته شده مربوط به ارقام خارجی ملاک مقایسه باندهای مربوط به ژنوتیپ‎ها و ارقام ایرانی مورد بررسی قرار گرفت. با مقایسه اندازه باندها نوع آلل خودناسازگاری مربوط به ژنوتیپ یا رقم مورد مطالعه پیش‎بینی گردید. اندازه باندهای ارقام ایرانی و ژنوتیپ‎های برتر مرکز تحقیقات باغبانی پردیس کشاورزی دانشگاه تهران عبارتند از: «یلدا» به اندازه 1100 و 2000 جفت باز متعلق به S1 وS7؛ «شاهرودی-5»، «آذر» و «شکوفه» به اندازه 1200 جفت باز متعلق به Sf یا S3؛ «تلخ-13» با باندی به اندازه 2000 جفت باز متعلق به S7 و باندی به اندازه 1600 جفت باز متعلق به S12؛ ژنوتیپ دیرگل شماره 5 به اندازه 1200 و 1400 جفت باز که متعلق به S1 و S13؛ ژنوتیپ دیرگل شماره 11 به اندازه 1400 جفت باز متعلق به S13 می باشد.
    کلیدواژگان: آلل، خودناسازگاری، بادام، PCR، آغازگر
  • قادر خضری، سید جلال طباطبائی صفحه 253
    استفاده از آبکشت و تامین محلول‎های غذایی مناسب عامل مهم در بهینه‎سازی تولید و رسیدن به کشاورزی پایدار است. در ایران تولید محصولات گلخانه‎ای از جمله خیار رو به توسعه است ولی محلول‎های غذایی مختلفی پیشنهاد می‎شود که مزیت نسبی آنها مطالعه نشده است. به این منظور تاثیرات شش نوع محلول غذایی رایج دنیا شامل محلول غذایی هوگلند (NSHog)، محلول استاینر (NSSt)، محلول ناپ (NSKnop)، فرمول انگلستان (NSU.K)، فرمول هلند (NSNeth) و فرمول دانشگاه تبریز (NSUT) بر رشد، عملکرد و کیفیت دو رقم خیار گلخانه‎ای به نام‎های نگین (Negeen) و کاترینا (Katrina) مورد مطالعه قرار گرفت. طرح آزمایش از نوع بلوک‎های کامل تصادفی با سه تکرار (هر تکرار 48 گیاه) بود. بذور خیار 48 ساعت پس از جوانه‎زنی در کانال‎های حاوی پرلایت و ورمی‎کولایت (به نسبت V:V 3:1) کاشته شده و گیاهان تا نخستین برداشت با یک چهارم غلظت و از زمان نخستین برداشت تا انتهای آزمایش با نصف غلظت محلول‎های غذایی مختلف تغذیه گردیدند. میوه‎ها یک روز در میان برداشت و نهایتا پس از گذشت شش ماه عملکرد نهایی محاسبه گردید. خصوصیات رویشی و فیزیولوژیکی گیاه در دو مرحله یعنی در طول رشد گیاه و انتهای رشد اندازه‎گیری شدند. نتایج نشان داد که محلول‎های غذایی تاثیر معنی‎داری (01/0P?) بر عملکرد خیار داشتند به طوری که NSU.K و NSHog حداکثر عملکرد و محلول NSKnop حداقل عملکرد را داشتند. با همان محلول‎های غذایی، رقم نگین نسبت به رقم کاترینا 30 درصد افزایش محصول نشان داد. خصوصیات رویشی و کیفی گیاه نیز تحت تاثیر محلول‎های غذایی و ارقام قرار گرفت. سطح برگ گیاهان در محلول‎های NSU.K، NSHog و NSKnop حداکثر بود. همچنین سطح برگ رقم نگین نسبت به رقم کاترینا افزایش معنی‎داری را نشان داد. همبستگی قوی (76/0r2=) بین سطح برگ و عملکرد به دست آمد. حداقل شاخص کلروفیل در تیمارهای NSStو NSNeth دیده شد. تاثیر تیمارها و ارقام بر درصد مواد جامد محلول (TSS) میوه‎ها معنی‎دار شد به طوری که حداکثر TSS در تیمار NSHog و حداقل در NSNeth و NSU.T دیده شد ولی حداکثر TSS دمبرگ در تیمار NSNeth مشاهده گردید. نیتروژن برگ برای تیمار NSSt بیشترین میزان را دارا بود که با محلول‎های دیگر متفاوت بود (05/0 P?) در حالی که نیتروژن برگ رقم کاترینا با رقم نگین تفاوت معنی‎دار داشت. پتاسیم برگ در تیمار NSU.K بیشترین میزان را نشان داد ولی در بین ارقام تفاوت معنی‎داری مشاهده نشد. فسفر برگ‎ها نیز در بین ارقام معنی‎دار شد. در نهایت میزان اسید قابل تیتراسیون (TA) میوه‎ها در...
    کلیدواژگان: خیار، کیفیت، آبکشت، محلول غذائی، کلروفیل
  • علیرضا طلایی، مجید اسمعیلی زاده، حسین لسانی، امان الله جوانشاه، حسین حکم آبادی صفحه 265
    به منظور بررسی اثر حلقه برداری، تنک میوه، اوره، ساکاروز و روی بر ماندگاری جوانه‎های گل پسته آزمایشی با 12 تیمار شامل حلقه‎برداری، تنک میوه، اوره)5/0 درصد(، ساکاروز)3 و 5 درصد(و ترکیب هر دو با اوره، سولفات روی)05/0 درصد و 1/0 درصد روی خالص(و ترکیب هر دو با اوره در 3 تکرار و طی دو مرحله در سال‎های 1386 و 1387 به اجرا در آمد. تیمارها در دو مرحله رشد سریع اندوسپرم و هضم اندوسپرم و شروع تشکیل لپه‎های بذر اعمال شدند. براساس نتایج به دست آمده دراین پژوهش تیمارهای مذکور باعث کاهش درصد ریزش جوانه گل و افزایش وزن خشک آن شدند. کمترین مقدار ریزش و بیشترین وزن خشک جوانه گل مربوط به تیمار حلقه‎برداری بود. همه تیمارها به جز روی 05/0 درصد و ساکاروز 3 درصد سبب کاهش معنی‎دار ریزش جوانه‎ها شدند. همچنین اختلاف وزن خشک جوانه‎های گل کلیه تیمارها با شاهد معنی‎دار بود. بررسی روند ماندگاری جوانه‎های گل نیز نشان داد که بیشترین میزان و سرعت ریزش جوانه‎های گل در فاصله بین 15 تیر تا 15 مردادماه می‎باشد که نقش تیمارها کاهش سرعت و مقدار ریزش در این فاصله بود. بین مراحل مختلف تیمار از نظر آماری تفاوت معنی‎داری وجود نداشت.
    کلیدواژگان: سال‎آوری، ریزش جوانه، حلقه‎برداری، پسته، محلول‎پاشی
  • حمید علی پور، فرشته غفاری موفق صفحه 275
    به منظور بررسی تاثیر کاربرد بهاره روغن ولک (3 و 5 در هزار) به تنهایی و ترکیب آن با 4 نوع کود کامل بر صفات فیزیولوژیک، عملکرد و کیفیت پسته، این تحقیق در قالب طرح بلوک‎های کامل تصادفی با 12 تیمار در سه تکرار بر روی رقم پسته اوحدی در منطقه چترود کرمان به مدت دو سال اجرا گردید. محلول‎پاشی هر تیمار طی دو مرحله (10 و 30 اردیبهشت) با مقادیر توصیه شده مربوط به هر کود برای هر تیمار انجام شد. بعد از محلول‎پاشی مرحله دوم، صفات اکوفیزیولوژیک شامل تعرق، دمای سطح برگ، هدایت روزنه ای، میزان فتوسنتز، میزان فلورسنس کلروفیل حداکثر (fm)، متغیر (fv)، متغیر به حداکثر (fv/fm) و صفات کیفی شامل درصد خندانی، درصد ناخندانی، درصد پوکی، وزن 100 دانه، اونس و وزن کل محصول، همچنین عناصر غذایی برگ شامل میزان فسفر، پتاسیم، آهن، روی، منگنز و مس در نمونه های برگی تهیه شده از درختان در مرداد ماه اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که مصرف مکمل‎های غذایی به تنهایی می تواند باعث افزایش درصد خندانی و پوکی در محصول گردد ولی اختلاط آنها با روغن ولک در فصل بهار بر روی خصوصیات کیفی محصول اثر منفی دارد. همچنین اختلاط روغن ولک با مکمل‎های غذایی باعث کاهش درصد خندانی و پوکی در محصول می شود.
    کلیدواژگان: صفات فیزیولوژیک، پسته، روغن ولک
  • عباس میرزاخانی، روح انگیز نادری صفحه 283
    این آزمایش به منظور بررسی اثرات زمان برداشت سوخ و تنظیم کننده رشد ایندول بوتیریک اسید و همچنین بررسی تغییرات تنظیم‎کننده های رشد ایندول استیک اسید (IAA) و آبسایزیک اسید (ABA) در خلال تکثیر از طریق فلس‎برداری سوسن چلچراغL. ledebourii (Baker) Boiss اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل زمان‎های برداشت سوخ از رویشگاه طبیعی واقع در منطقه داماش در استان گیلان (صفر، 50، 100 و150 روز پس از گلدهی) و غلظت ایندول بوتیریک اسید (صفر، 300 و 600 میلی‎گرم در لیتر) بود. فلس‎های بیرونی سوخ پس از جدا شدن از محل طبق و تیمار با IBA جهت باززایی سوخک در بستر ماسه و پیت (50:50) قرار گرفتند. نتایج نشان داد که زمان برداشت سوخ‎ها تاثیر معنی‎داری بر روی شاخص‎های سوخک‎های باززایی شده ندارد. بیشترین تعداد سوخک تولید شده در سوخ‎های برداشت شده در 100 روز پس از گلدهی و تیمار 300 میلی‎گرم در لیتر IBA مشاهده گردید، این سوخک ها همچنین دارای بیشترین قطر نیز می‎باشند. تاثیر موقعیت فلس و زمان برداشت سوخ بر غلظت تنظیم‎کننده‎های رشد IAA و ABA درون‎زا معنی‎دار بود. نتایج نشان داد که در مرحله گلدهی میزان ABA در فلس‎های مادری بیشتر از فلس‎های دختری می‎باشد و به تدریج مقدار آن تا 100 روز پس از گلدهی کاهش می‎یابد. محتوای IAA در فلس‎های مادری و دختری تا 100 روز پس از گلدهی به تدریج افزایش می‎یابد و مجددا در 150 روز پس از گلدهی هم در فلس‎های مادری و هم در فلس‎های دختری کاهش می‎یابد.
    کلیدواژگان: HPLC، اسید ایندول استیک، سوسن چلچراغ، فلس‎برداری، آبسایزیک
  • فاطمه مرادی پور، فرشاد دشتی، بهمن زاهدی صفحه 291
    اثر پیوند بر عملکرد و برخی صفات کمی و کیفی دو رقم خیار گلخانه ای روبرتو و دانیتو روی 5 پایه کدو به نام های شینتوزا و کایروشینتوزا (Cucurbita maxima × C. moschata)، کدو تنبل (C. maxima cv. Goriki)، کدوی برگ انجیری(Cucurbita ficifolia. cv. Korodame) و کدو قلیانی (siceraria Lagenaria) مورد بررسی قرار گرفت. عملیات اجرایی این طرح در سال 1386 و در گلخانه های تجاری امزاجرد همدان انجام گرفت. برای اجرای این طرح از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در 4 تکرار استفاده شد. نتایج نشان داد که نوع پایه تاثیر معنی داری روی عملکرد و شاخص های رشد دارد. خیار پیوندی روی پایه رقم گوریکی دارای بالاترین عملکرد (5/8 کیلوگرم در بوته) بود ولی اختلاف معنی داری با پایه شینتوزا (13/8 کیلوگرم در بوته) نداشت. گیاهان پیوند شده روی کدو قلیانی و گیاهان غیرپیوندی (شاهد) هر کدام به ترتیب با 6/6 و 8/6 کیلوگرم در بوته، پایین ترین میزان عملکرد را دارا بودند. خیارهای پیوندی روی پایه گوریکی، زودرس تر و گیاهان غیر پیوندی دیررس تر از سایرین بودند. شاخص های رشدی نظیر ارتفاع بوته، تعداد گره، تعداد شاخه فرعی، تعداد کل میوه، درصد وزن تر و خشک بوته، ساقه و ریشه، در پایه کدو برگ انجیری بیشتر و در پایه کدو قلیانی و گیاهان شاهد کمتر از سایر پایه ها بود. نوع رقم خیار بر هیچ یک از صفات رویشی تاثیر معنی داری نداشت.
    کلیدواژگان: پایه کدو، پیوندک، خیار گلخانه ای، پیوند، صفات رویشی
|
  • Page 197
    Asparagus (Asparagus officinalis L.) is an ancient vegetable originated from Europe, Asia and Africa. The germplasm of A. officinalis in Iran is limited, with only some individual plants have been found in Taleghan Mountains. In order to evaluate the morphological characteristics of this valuable vegetable, 58 individual plants from Taleghan population were studied and compared with Mary Washington cultivar. Results showed that the means obtained from some evaluated traits as plant height, number of first rate branches, main stem diameter, length of first rate branches and number of scales under the first panicle branches were 133.81 cm, 38.38, 5.3 mm, 39.6 cm and 14.78 respectively. The evaluated genotypes were composed of 68.97% male and 31.03% female. The means of spear length (6.3%), spear diameter (30.4%) and fresh weight of spears (52.2%) in wild asparagus genotypes were less than those in Mary Washington cultivar. In the studied plants, flowers appeared from early May to early June with green fruits being formed about early July. The number of seeds per red mature berry fruit, collected around early September, varied from 4 to 6 among the evaluated plants. The simple correlation coefficient among the measured characteristics showed that the spear diameter with the length of spear scales had the highest positive correlation at a 99% level. In factor analysis, the characteristics were divided into four main factors, the two first of which verified 44.74% of the total variance and included 9 characteristics. Also, the evaluated genotypes were divided into five groups in cluster analysis with the means of all evaluated characteristics of the third group, completely consisting of male genotypes, higher than those of the total means. Results finally showed that the wild asparagus genotypes possessed a relatively high diversity, so that this local could be considered as a natural origin of A. officinalis and the only genetic resource of this valuable plant which should be dearly preserved.
  • Page 209
    In line with an investigation regarding to evaluation of the compatibility of the Asian Pear cultivars with Iran climatic conditions – currently being carried out at the Horticultural Department of Tarbiyat Modares University (TMU) – the present preliminary study was performed in two regions in Isfahan. Asian pear (Pyrus serotina Rehd.) cultivars (grafted on European pear seedling rootstocks) were evaluated at three main vegetative growth stages for leaf N, P and K and total soluble carbohydrates during 2008 growing season under Pirbakran, Isfahan environmental conditions. In addition, the same assessments were carried out destructively on harvested samples of roots and aerial parts of budded trees (shoots and leaves) during 2009 growing season under Kabootarabad of Isfahan climatic conditions. Results revealed significant differences among the studied Asian pear cultivars in which they also showed a better performance in comparison with local Shahmiveh and Sebri pears. Significant differences were also observed among the studied cultivars as regards leaf mineral analysis of N, P and K and soluble carbohydrate during both seasons and under both experimental sites. From the beginning to the end of the growing season, N and P of leaf were decreased while K concentration being significantly increased. Leaf soluble carbohydrates showed significant differences for the three sampling stages. On the other hand, leaf soluble carbohydrate in the first season (2008) from the beginning to mid-season increased while starting to decrease until the end of the season, although, the level of leaf carbohydrates decreased until the mid-season during the second growing season (2009), then started to increase until the end of the season. It seems that roots were the major storage organ for carbohydrates, in which soluble carbohydrate of shoots, roots as well as P and K in the roots showed a reduction during the growing season. The level of shoot N and K decreased, while the content of shoot P decreased first and then increased during the growing season. In addition, there was an increase observed in root N during the growing season.
  • Page 223
    Genetic resources constitute the building blocks of crop improvement programs. These provide the basic raw material as well as reservoir of genes for breeding high-quality cultivars. Characterization of germplasm is the prerequisite for subsequent utilization of the resources. In this study, suckers of twenty six Damask rose genotypes (Rosa damascena Mill.) were collected from some of the most important cultivation regions of Iran (Fars, Isfahan, Kerman and Azarbiejan provinces). These genotypes were planted at the Horticultural Research Center, University of Tehran based upon a complete randomized block design. For 2 years, 50 quantitative and qualitative morphological traits were evaluated to characterize the phenotypic variability. Analysis of variance revealed significant differences of characters accounting to the genetic variation in this species. Cluster analysis, using Ward's Method separated genotypes into 7 groups according to Squared Euclidian Distances. Fourteen genotypes stood in the first group indicating the high similarity of the most studied genotypes. These genotypes were mainly from Kerman, Fars and Isfahan provinces. However genotypes from East Azarbiejan formed a distinct and separate group. Within other genotypes, one with unique bushy growth habit (G3 from Tehran) and one with few prickles (G24 from Khorasan Razavi) were identified. Comparing mean deviation of quantitative traits of recognized groups in cluster analysis and regions’ comparison results revealed the weight of some distinct genotypes in making some provinces distinguishable for some traits. This study provided new insight into the germplasm of Damask roses in Iran being valuable for the design of constructive breeding programs.
  • Page 235
    Onion is one of the important strategic crop plants of a highly valuable nutritional food source, consumed almost around the whole world. Thus, the genetically oriented studies around the plant are valuable and inevitable. For a following of these studies, some onion masses from various regions throughout Iran, including: Kashan-White, Azarshahr-Red, Isfahan-Dorcheh, Ghom-White, Zanjan-Gholigheseh, Yasouj-Local, Herssin, Nishabour-Ishaghabad, Yazd-Abarkoh, Ramhormoz against two important commercial varieties, Texas-Early-Grano, and Yellow-Sweet-Spanish were taken into consideration. The obtained results were Arc Signed and, then subjected to DMRT-analysis and as well to cluster analysis according to Ward’s Minimum Variance Method, using the cluster procedure of SAS computer software. The base chromosome numbers were=8 for the studied masses in which number of chromosomes, Length of the longest chromosome, length of the shortest chromosome, longest/shortest length ratio, average of long arm/short arm ratio, as well as the average of chromosome ratios were recorded. The types of chromosomes were found to be Meta-Centric, Sub-Meta-Centric and sub-Telo-Centric. A comparison of the relative length of the shortest chromosome (S %) showed that whereas Kashan-White and Ramhormoz masses, had the more symmetric karyotype respectively, Azarshahr-Red and Herssin were respectively of the lesser symmetric karyotype. A comparison of Differences in Relative Length (DRL) revealed that, Kashan-White and Herssin masses are of the more symmetric karyotype respectively, while Ramhormoz and Texase-Erly-Grano are respectively of a lesser symmetric karyotype. Also, in this study it was shown that Isfahan-Dorcheh, Kashan-White, Zanjan-Gholigheseh, Yasouj-Local, Ramhormoz and Nishabour-Ishaghabad masses carry, Micro Satellites that are similar to those in Texas-Early-Grano masses’ and Yazd-Abarkoh, Ghom-White, Herssin and Azarshahr-Red masses possess, Macro Satellites similar to those in Yellow-Sweet-Spanish masses. According to the dispersion diagram, based on A1 (Intra Asymmetry Chromosomal Index) and A2 (Inter Asymmetry Chromosomal Index), the masses were grouped into two distinct classes, as in confirmation with the results of Cluster Analysis.
  • Page 247
    Almond, Prunus dulcis Miller [D.A. Webb], is gametophytically self-incompatible. Therefor establishment of commercial orchards, it is needed to select and grow at least two of its cultivars that are compatible with each other. Determination of self-incompatibility in almond can be accomplished in several ways, the most recent method being by the use of specific primers in PCR. In this work, a pair of primers, AS1II and AmyC5R were employed, to determine incompatibility in some Iranian cultivars and genotypes available in the Horticultural Experimental Center of the University of Tehran along with some foreign cultivars used as control. This primer pair employed to determine s-alleles such as S1, S2, S3, S5, S7, S9, S10, S11, S12 and S13. In this experiment, the foreign cultivars showed the same size of S-allels as stated in the previous reports, so the known foreign alleles were taken as basis of the assessment of Iranian cultivars and genotypes. The Iranian cultivars and genotypes showed alleles as follows: "Yalda" with 1100 and 2000 bp belonging to S1 and S7; "Shahroodi", "Azar" and "Shokoofeh" with a size of 1200 bp belonging to S3 or Sf; "Talkh-13" with 2000 and 1300 bp which belonged to S7 and S12. Genotype number (5) with 1200 and 1400, the first one belonging to S1 and the second one to S13 Genotype number (11) with 1400 bp which belonged to S13.
  • Page 253
    Hydroponics technique accompanied by adjustment of nutrient solution seems to optimize crop production and help in establishing sustainable agriculture. In recent years, the greenhouse production of cucumber has been increased in Iran, however there are just a few proper nutrient solutions employed in growing the crop. In line with this, an experiment was conducted to find the effect of various important nutrient solutions including, NSUT, NSKnop, NSSt, NSUK, NSNeth, and NSUT on the growth, yield and quality of cucumber (Cucumis sativus L cvs Negeen and Katrina) grown in hydroponics. The experiment was arranged in a completely randomized design of three replicates. The seeds of cucumber were sown in the media containing perlite and vermiculite (3:1 V:V) and then were irrigated with different nutrient solutions. The fruits were harvested during the growing period and the final yield calculated over six months. The vegetative and physiological characteristics were studied during the experimental period as well as at the end of the period. The results showed that the yield of the cucumber crop was significantly affected by various nutrient solutions, so that the highest yield was obtained in either of NSHog and NSUK while, the lowest yield observed in NSKnop. The yield in cv Negeen was 30% higher than that in cv Katrina. Various nutrient solutions changed the leaf area, with the leaf area in the NSUK, NSKnop and NSHog being higher than those in other nutrient solutions. Leaf area in Negeen cv was higher than that in cv. Katrina. A positive correlation (r2=0.76) was found to exist between leaf area and the yield. SPAD value decreased in both NSSt and NSNeth. Total soluble solids (TSSs) in fruits was significantly affected by either of nutrient solution and cultivars with the maximum TSS being observed in NSHog while the minimum in either of NSNeth and NSUT. In petiole, maximum TSS was found in NSNeth treatment. The concentrations of N and K were significantly affected by the type of nutrient solutions. Leaf potassium content was the highest in treatment NSU.K, while there was no difference observed in K concentration between the cultivars. Nutrient solution had no effect on P concentration. Maximum titratable acidity of the fruits (TA) was observed in NSU.K treatment. It can be concluded that since NSU.K and NSHog improved the yield in cucumber crop, they can be recommended for use in the greenhouse cucumber production, however need arises for an....
  • Page 265
    To evaluate the effect of shoot girdling, fruit thinning, urea, sucrose and zinc on inflorescence bud retention in pistachio, an experiment comprised of 12 treatments including girdling, fruit thinning, application of urea (0.5%), and sucrose (3 and 5%) and their combination of the first two with urea plus zinc sulfate (0.05 and 0.1% of pure zinc) as well as a combination of the two with urea, in 3 replications and during 2 stages, was conducted in 2007 and 2008. The treatments were applied in two different stages of fruit growth and development namely: 1. Initiation of rapid growth of seed endosperm, and 2. Endosperm completion and initiation of rapid seed embryo growth. According to the results, all treatments decreased the inflorescence bud abscission while increasing inflorescence bud dry weight. The lowest inflorescence bud abscission and the highest bud dry weight were obtained through girdling. With the exception of 0.05% zinc and 3% sucrose, all the other treatments decreased inflorescence bud abscission significantly, also, significantly increased inflorescence bud dry weight. A study of the inflorescence bud retention at different times during the summer showed that the highest rate and quantity of bud abscission occured between 6th July and 6th August, while the role of the treatments was a reduction of flower bud abscission rate and quantity during this period. There was no significant difference observed among treatments in different stages of fruit growth and development.
  • Page 275
    To find the effects of spring foliar application of Volck® mineral oil and its combination with fertilizer on the physiological، yield and quality characteristics of pistachio fruit، this research was done in the form of a randomized complete block design (RCBD) of 12 treatments and 3 replications on Ohadi pistachio cultivar in Chatrud of Kerman in 2006 and 2007 for a duration of two years. The applied treatments included: T1 (Volck® mineral oil: 0. 2%)، T2 (Volck® mineral oil: 0. 5%)، T3 (Volck® mineral oil: 0. 3 + fertilizer A: 0. 2%)، T4 (Volck® mineral oil: 0. 5% + fertilizer A: 0. 2%)، T5 (Volck® mineral oil: 0. 3% + fertilizer c: 0. 4%)، T6 (Volck® mineral oil: 0. 3% + fertilizer D: 0. 4%)، T7 (Volck® mineral oil: 0. 3% + fertilizer B: 0. 2%)، T8 (fertilizer A:، 0. 2%)، T9 (fertilizer C: 0. 4%)، T10 (fertilizer D: 0. 4%)، T11 (fertilizer D: 0. 2% on the 30th of April)، T12 (fertilizer D: 0. 2% on the 20th of May) and T13 (control). The foliar application in each treatment was done within two times (the 30th of April and 20th of May of 2006 and 2007) with the recommended concentration for each fertilizer on a number of 5 pistachio trees for every treatment. Following the second foliar application، some echophysiological characteristics were assessed. These characteristics included the photosynthetic rate، leaf transpiration temperature، chlorophyll fluorescence، amount of chlorophyll (a، b)، leaf length، and width، number of leaflets، ounce، percent blankness، early splitting as well as cracked nut percentage، weight of 100 nuts، whole product yield، leaf copper، iron، manganese، potassium، zinc and phosphorus contents. The results revealed significant differences among the treatments in most of the measured characteristics at a 5% level of confidence. Also results revealed that application of the applied fertilizer alone improve the qualitative and quantitative trails of the product. Using Volck® mineral oil in 0. 3 and 0. 5% concentration decreased the photosynthesis rate and quality of the product.
  • Page 283
    This experiment was carried out to investigate the effect of bulb harvesting time and Indole butyric acid as well as changes of endogenous growth regulators, Indole acetic acid and Abscisic acid during scale propagation of Lilium ledebourii (Baker) Boiss. Treatments consisted of bulb harvesting time (0, 50, 100 and 150 days after flowering) in the natural habitat of Damash, and IBA concentrations of 0, 300 and 600 ppm. Outer scales were detached from basal plate, treated with IBA, and then placed in medium consisting of sand and peat (50:50) for bulblet formation. Results showed that the highest number as well as weight of bulblets were obtained from scales of bulbs harvested in 100 DAF and from 300 ppm IBA treatments. Effects of scale position and bulb harvesting times on IAA and ABA levels were significant. Results showed that, at flowering stage, the level of ABA in mother scales was greater than in the daughter scales and was gradually reduced until 100 DAF. IAA levels in mother and daughter scales increased until 100 DAF and were then reduced at 150 DAF.
  • Page 291
    The effect of grafting on yield and some other quantitative and qualitative characteristics of two green¬house cucumber cultivars, namely Roberto and Danito grafted on five rootstocks of Shintoza, Kiroshintoza (Cucurbita maxima × C. moschata), Cucurbita maxima (C. maxima cv. Goriki), Fig leaf gourd (C. ficifolia cv. Korodome), and Bottle gourd (Lagenaria siceraria) was investigated in this study. The experiment was carried out as a factorial one in a greenhouse in Amzajerd of Hamedan in 2007. A completely randomized design of four replications was employed in the study. The results of the study indicated that, type of rootstock did have a significant effect on yield and growth parameters. Cucumber grafted on rootstock var. Goriki yielded the highest (8.5 kg/plant), with no significant difference with Shintoza (8.13 kg/plant). Cucumber grafted on rootstock Bottle gourd along with the control had the lowest yields of 6.6 and 6.8 kg/plant. Cucumber grafted on rootstock Goriki compared to other rootstocks, was precocious, whereas non grafted cucumber was late mature. Such growth parameters as height of plant, number of nodes, number of secondary branches, number of fruits, shoot, root and plant wet and dry weighs were higher in Fig leaf gourd compared to others. These traits were low in the non grafted cucumber (control) and in Bottle gourd compared to others. The cucumber cultivar type showed no significant effect on any of the vegetative characters.