فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 17 (تابستان 1389)
  • پیاپی 17 (تابستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/05/12
  • تعداد عناوین: 10
|
  • صفحه 0
  • محمدرضا نصراصفهانی، سید مرتضی هاشمی، داود حاتمی صفحه 1
    از میان داستان های دوره های سه گانه اساطیری، پهلوانی و تاریخی شاهنامه فردوسی، داستان های دوره پهلوانی زمینه هایی استوارتر و جذاب تر برای پژوهش دارند. جدا شدن کارکرد پهلوانی از خویشکاری شخص اسطوره- شاه- پهلوان در داستان های این دوره و تجلی آن در خویشکاری شخص جداگانه ای به نام پهلوان، با کنش ها و احساس هایی به طور فزاینده از نوع رفتارها و عواطف انسان معمولی از یک سو، و گرایش فردوسی به کاوش و گزارد انگیزه های درونی پهلوانان در برابر رویدادهای حماسی از سوی دیگر، بعد شخصیت (قهرمان) پردازی را ژرف تر کرده و ساختار را از سطح روایت حماسی صرف به سطح ساختار درامی و تجسم عملی تحول بخشیده که جلوه آن در برخی از داستان های پهلوانی بارزتر است. بررسی جنبه های دراماتیک داستان های پهلوانی، افزوده بر شناسایی قابلیت های نمایش، به تشخیص روشمندانه و درست تر هویت نوعی آنها نیز کمک بسیاری می کند.
    مقاله حاضر، با گزینش یکی از معروف ترین داستان های پهلوانی شاهنامه، داستان رستم و سهراب و با تاکید مقدماتی بر اصالت روایت ایرانی آن در قیاس با روایت های غیرایرانی و همچنین درنگی بر نام نوعی، به واکاوی جنبه های دراماتیک آن بر پایه پوئتیکای ارسطو، به منزله کهن ترین و – در عین حال- معتبرترین رساله در شناخت ساز وکار درام درآثار منظوم و غیرمنظورم کلاسیک، می پردازد و نتایج کار خود را برمی شمارد.
    کلیدواژگان: شاهنامه فردوسی، داستان های پهلوانی شاهنامه، داستان رستم و سهراب، هنر شاعری، فن شعر، پوئتیکای ارسطو، جنبه های دراماتیک
  • قاسم مختاری، محمود شهبازی، مژگان نصیری صفحه 31
    فردوسی شاعر بلند آوازه ایران زمین است که با سرودن شاهنامه به عنوان یکی از گران سنگ ترین آثار حماسی، در آسمان شعر و ادب فارسی درخشید. در قرن هفتم هجری، نخستین ترجمه عربی از شاهنامه توسط فتح بن علی بنداری اصفهانی، به فرمان ملک معظم عیسی ایوبی انجام شد. این ترجمه منثور و مختصر که جنبه هنری و زیباشناختی شاهنامه را وانهاده بود، تا دوره معاصر در ادبیات عربی تاثیر چشمگیری نداشت؛ اما در دوره معاصر و به فضل تلاش های بی وقفه برخی از ناقدان و نویسندگان جهان عرب، از جمله عبدالوهاب عزام که به زبان فارسی تسلط داشت و پژوهش های گسترده ای در زمینه شاهنامه به زبان عربی انجام داد، برخی شاعران و ادیبان معاصر عرب تحت تاثیر فردوسی قرار گرفته و او را الگو و اسوه شعری خود قرار دادند و از فردوسی به عنوان شاعری بزرگ و الگویی بی همتا یاد کردند؛ اما داستان های شاهنامه در آثار شاعران عرب چندان بازتابی نداشت، که گرایش به ادبیات غرب، ترجمه منثور و از بین رفتن ویژگی های ادبی آن در ترجمه و فراهم نبودن زمینه حماسه در ادبیات عربی از دلایل آن است.
    کلیدواژگان: فردوسی، شاهنامه، ادبیات عربی
  • زینب نوروزی صفحه 49
    نظامی گنجوی، در شعر زبانی پیچیده و استعاری دارد. او با واژگان بسیار بازی می کند و برای تاثیرگذاری عاطفی، بر مخاطب می کوشد. این نوشته، پژوهشی درباره زبان شعری او بر اساس نظریه های فرمالیستی با هنجارگریزی است. مهم ترین وجه هنجارگریزی، دوری از تکرار لفظ و معنای عادی است، آن چیزی که شاعر همیشه در پی آن بود. ما با بررسی عناصر این بافت می توانیم ترفندهای هنری و شاعرانه وی را در خلق آثار ادبی کشف کنیم. نظامی، با عدول از زبان معیار و آشنایی زدایی، به خلق این زبان پرداخته است. البته، هنجارگریزی باید بر اساس زبان هنجار و زمان کاربرد آن بررسی شود. در ساختار شعر وی، هنجارگریزی های موسیقایی، واژگانی، دستوری و معنایی نقشی اساسی دارند.
    کلیدواژگان: خمسه نظامی، نقد ادبی، فرمالیسم، هنجارگریزی، آشنایی زدایی
  • حسین نوین صفحه 69
    مولوی بر اساس دریافت های شهودی خود و با تاسی از آیات قرآنی و دانش دینی خود، کلی‍ه ذر ات عالم را با شعور، زنده و فع‍ال می شمارد که در یک هماهنگی کامل و ذاتی، با شعور حاکم بر هستی در ارتباط است. این ارتباط زمانی کامل می شود که اجزاء هستی؛ از جمله انسان، از بعد ماد ی خود دور شده، بر بعد معنوی و روحی خود بیفزاید. این همان قانون آنتروپی (کهولت ماد ی) و نگانتروپی (افزایش حیات معنوی) در فیزیک است. مولوی مانند انیشتین به دو نوع نور حسی و تقدیری معتقد است و مرگ انسان را نیز تبد ل بعد مادی به نور تقدیری و جاودانگی برمی شمارد. در نظر مولوی بهره مندی انسان از نور تقدیری و ازلی و ارتباط با کلیت حاکم بر جهان هستی و دست یابی به جاودانگی نورانی، در سایه کسب قابلی‍ت حس‍ی یا شعور باطنی و شهود میسر است.
    کلیدواژگان: آنتروپی، النهایه، جاودانگی، شهود، عرفان مولوی، نگانتروپی، هستی
  • علی شیخ مهدی، مصطفی مختاباد صفحه 87
    مقاله حاضر در پی تبیین این مسئله است که هرگونه بررسی ریشه ای نمایش تعزیه به ناگزیر به جست وجوی پیشینه شناسی نمایش در ایران منجر می شود. از این رو، آنچه را که پژوهشگران فرنگی و ایرانی در این زمینه انجام داده اند، این مقاله با استفاده از شیوه کتابخانه ای و مراجعه به اسناد و با روش تاریخی - توصیفی به بررسی و نقد دیدگاه ها، کتاب ها و مقالات پژوهشگران رویکردهای هشت گانه مذکور پرداخته است. در پایان، این مقاله به این نتیجه رسیده است که پای بندی پژوهشگران رویکردهای مذکور برای یافتن خاستگاهی واحد برای نمایش ایرانی تعزیه باعث گردیده است که آنان از گستردگی ارتباط نمایش با سایر منابع خاستگاهی غفلت بورزند و از این رو افق های ناگشوده نمایش در ایران همچنان کشف نشده باقی بماند.
    کلیدواژگان: شرق شناسی، نمایش دینی، تعزیه، ادبیات نمایشی
  • حسین حسن پور آلاشتی، رضا عباسی صفحه 113
    عنوان مکتب فرانکفورت غالبا به میراث فکری و نظری گروهی از روشنفکران برجسته آلمانی و نظریه اجتماعی خاص آنان اطلاق می گردد که نظریه زیبایی شناسی انتقادی (critical aesthetic theory) از دل آن بیرون می آید. این نظریه بر خلاف برخی مکاتب نقد ادبی به ویژه نقد جامعه شناختی- که از اصالت آثار ادبی و خالق آن اثر می کاهند و آثار ادبی را یکسره محصول عوامل بیرونی تلقی می کنند- می کوشد به آثار ادبی نقشی مستقل تر ببخشد. اندیشمندان نظریه انتقادی برای هنر و به ویژه ادبیات، ملاک هایی برشمردند تا بر اساس بینش انتقادی خود، اصالت یک اثر ادبی را مورد نقد قرار دهند. در این نوشتار ابتدا مفاهیم اصلی در زیبایی شناسی انتقادی؛ چون انتقاد در هنر یا اثرادبی (critical of art)، منش ایدئولوژیکی- قوه سیاسی- هنر (Ideological nature of art)، هنر انقلابی (revolutionari art) و خودمختاری در هنر (Autonomy of art)، مورد بررسی قرار گرفته است و با بررسی دیوان فرخی دانسته شد که شاعر در حوزه زبان از رهگذر ترکیبات خاص، زبان حماسی، ایجاد تحول معنایی در تعبیرات رایج در غزل، کاربرد لغات فرنگی و اصطلاحات عامیانه نگرش انتقادی خاص خویش را ارائه کرده است.
    کلیدواژگان: نظریه زیبایی شناسی انتقادی، غزل فرخی یزدی، بازسازی زبان، برجسته سازی، تحول معنایی واژگان
  • مریم عاملی رضایی صفحه 151
    شعر زنان عرصه بیان احساسات و عواطف آنان است. عاطفه مادری، اصیل ترین عاطفه زنانه است که در شعر زنان و مردان همواره نمود داشته است. در دوره معاصر با گسترش شعر زنان، تصاویر مادرانه نیز با قلم خود آنان ترسیم شده است. هدف از نگارش این مقاله بررسی مضامین مادرانه در شعر چند شاعر زن مطرح (ژاله قائم مقامی، پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی) از دوره مشروطه تا کنون است و به بررسی این نکته می پردازد که با ورود تفکر مدرن و گرایش به فردگرایی، احساس جدایی میان مادر و کودک چگونه در شعر این شاعران نمود یافته است. همچنین به بررسی این مطلب می پردازد که مضامین مادرانه در شعر این شاعران چه فراز و فرودی داشته و چگونه تبیین یافته است؟ گرچه عاطفه مادرانه همواره یکسان است، توجه به این نکته ضروری است که حوادث و پیشامدهای زندگی شاعر و اعتقادات و جهان بینی او، همچنین تحولات اجتماعی عصر و زمانه شاعر نیز در بروز نوع خاصی از مضامین موثر است. بررسی های انجام شده در این پژوهش نشان می دهد که چهار محور بیان احساسات کودکان و مادران، گفتگوی مادر وکودک، آموزش های مادرانه و دیدگاه مادرانه نسبت به کل هستی از اصلی ترین مضامین مادرانه در شعر این شاعران است. در این مقاله ضمن بررسی مضامین مادرانه در شعر هر یک از شاعران، سیر تحولی این مضمون را نیز با توجه به عصر و دوره هر شاعر پی می گیریم.
    کلیدواژگان: شعر معاصر و مشروطه، مضامین مادرانه، کودکان، زنان
  • آرش مشفقی، ناصر علیزاده خیاط صفحه 181
    با شکوفایی جریان عظیم «مدرنیسم» در قرن بیستم که همه حوزه های حیات بشری را تحت سیطره خویش قرار داد، در ادبیات نیز شاهد دگردیسی رمان و پیدایش شیوه های نوینی برای روایت داستان بودیم. اصطلاح استعاری «جریان سیال ذهن» که نخستین بار توسط «ویلیام جیمز» آمریکایی در حوزه علم روانشناسی مطرح شد، طی همین پروسه «مدرنیسم» وارد حوزه ادبیات داستانی شده، به شیوه ای مدرن به روایت رمان مبدل گشت. در قالب این مقاله کوشیده ایم پس از اشاره ای گذرا به ویژگی ها و مشخصه های «جریان سیال ذهن» با انتخاب داستان هایی از «مصطفی مستور» که آثارش بیشترین شباهت را به شیوه «جریان سیال ذهن» دارد، آنها را از منظر انطباق با معیارهای داستان «جریان سیال ذهن» مورد بررسی و نقد قرار دهیم. به بیان دیگر این مقاله در صدد پاسخگویی به این پرسش است که می توان تعدادی از داستان های «مصطفی مستور» را – آنگونه که آیا برخی از منتقدین گفته اند- در مجموعه داستان های «جریان سیال ذهن» جای داد؟
    در کنار آنچه به عنوان هدف غایی این مقاله عنوان شد، باید گفت که صفت «جریان سیال ذهن» به آن دسته از داستان ها اطلاق می شود که دارنده همه یا بخش اعظمی از ویژگی های «جریان سیال ذهن» باشد. بدین ترتیب نمونه های مستخرج و ارائه شده از داستان های مستور برای تک تک ویژگی های «جریان سیال ذهن» نه به معنای قطعیت انتساب آنها به این شیوه از داستان پردازی، بلکه کوششی است تا درصد وجود این ویژگی ها و شدت و ضعف آنها در داستان های مورد بررسی نشان داده شود
    کلیدواژگان: نقد ادبی، ادبیات داستانی، جریان سیال ذهن، مصطفی مستور
  • مریم اعلایی، فردوس آقاگلزاده، محمد دبیرمقدم، ارسلان گلفام صفحه 211
    هلیدی در دستور نقش گرای نظام مند خود بر این باور است که هدف اصلی زبان انتقال معناست و به همین منظور گویشوران برای تبادل معنا متن را می سازند، یعنی در تعامل؛ تبادل اصوات، کلمات یا جملات مد نظر نیست بلکه آنچه اهمیت دارد رد و بدل کردن معنا است. هدف از تدوین این مقاله بررسی کتاب های درسی علوم انسانی سازمان سمت در چارچوب دستور نظام مند هلیدی و به طور خاص فرانقش بینا فردی است. روشی که در این تحقیق به کار گرفته شد توصیفی- تحلیلی است. نتیجه بدست آمده بیانگر آن است که نویسنده با استفاده از جملات خبری در بسامد بسیار بالا صرفا به ارائه اطلاعات پرداخته و این امر موجب می شود تعامل دو سویه رخ ندهد و نویسنده به هدف خود که همانا انتقال مفاهیم به طرف مقابل است نرسد.
    کلیدواژگان: کتاب های درسی علوم انسانی، دستور نظام مند نقش گرای هلیدی، فرانقش بینافردی، وجه، نهاد
|
  • Mohammad Reza Nasr-E Isfahani, Seyyed Mortaza Hashemi, Davood Hatami Page 1
    Among the mythological, heroic, and historic stories in Shahnameh, the heroic ones are of better ground and more fascinating perspectives for study than the others. Isolation of heroic function from the functions of mythological-king-hero character and its appearance in a particular character named hero, with his own actions and feelings that are increasingly similar to a common human behaviors and emotions on one hand, and Ferdowsi’s (the poet’s) tendency to investigate and interpret the hero’s internal motivations facing epical events, on the other hand, have made the characterization aspect of the work deeper and more elaborate, and also promoted the structure of the story from a mere heroic narration to a dramatic structure with its embodiment potential, that latter effect is more prominent in some of the heroic stories. The study of dramatic aspects of these stories, in addition to understanding the dramatic potentials, helps their typology be more methodological and exact. This article, selecting one of the most well known heroic stories of Shahnameh, i.e. Rustam and Sohrab story, and through an introductory emphasis on the originality of its Iranian version, compared with the non-Iranian ones, attempts to investigate its dramatic aspects based upon Aristotle’s Poetica, as the most ancient and, at the same time, credible thesis on recognizing drama and its mechanism in the context of the classic verse and prose works; and presents its own results.
  • Qasem Mokhtari, Mahmood Shahbazi, Mozhgan Nassiri Page 31
    Firdowsi is the famous Iranian poet who, by composing the epic of Shahnameh (The Book of Kings), secured a prominent place for himself in Persian literature. The first Arabic translation of the book was made in the 7th century A.H. by Fath Ibin Ali Bondari Isfahani by the decree of Malek Mo’adham Issa Ayoubi. However, the translation being in prose and consequently ignoring almost all the aesthetic aspects of the book, had literally no influence on Arab writers. In the current century and thanks to the indefatigable attempts of some Arab writers and critics, such as the prominent Arab scholar Abd-al-Vahhab Izam who also knows Persian very well and has conducted many researches on Shahnameh in Arabic, Shahnameh has found its place among Arab authors and poets who confessed the greatness of Ferdowsi’s unique work. However, the stories of Shahnameh did not reflected that much in Arabic poetry. There may be three reasons for this fact: tendencies to western literature, prose translations of shahnameh where its poetic features have been lost, and the lack of an epic heritage in Arabic literature.
  • Zeynab Nouroozi Page 49
    Nezami Ganjavi employs a complex symbolic language in his poetry. His frequent play with words is an attempt to emotionally affect the readers.The present paper is a study of the language Nezami used in his poetry, based on the formalist theory of the deviation from the norms. A prominent aspect of deviation from norms is to use words for meanings other than their usual ones; this has frequently been used in Khamseh. Studying such deviations helps to discover the artistic and poetic techniques of Nazami’s literary creation. Nezami has created his poems by deviation from standard language, and defamiliarization. Notably, the later should be studied regarding the linguistic norms and the time when they were in use. In the construction of Nezami’s poems, deviations of musical, lexical, syntactic, and semantic types play a crucial role.
  • Hossein Novin Page 69
    On the basis of an intuitive knowledge, as well as by reference to Koran verses and his sacred knowledge, Mowlavi regards all particles of the universe as conscious, living, and dynamic, linked in an innately coordinated manner with the Conscious Totality governing all the being. Within this system, such a connection would be completed when the elements of existence, including human beings, detach themselves from their material aspects and promote their spiritual dimensions. This is what is called the law of entropy and negentropy in physics. Mowlavi's mystic unity of existence confirms this doctrine. He, like Einstein, believes in two kinds of lights, sense and regent; he considers the human death as a process of changing the light of sense into the regent light, and into eternity. All phenomena are moving toward the wisdom governing the existence in a predetermined total coordination with universe of existence. Human beings’ connection with the Totality governing the universe, and reaching eternal illumination is possible in the light of intuition attained through invocation, meditation and purification of the soul.
  • Ali Sheikhmehdi, Mostafa Mokhtabad Page 87
    This article seeks to explain that any fundamental study about Taziyeh inevitably leads to a chronological investigation of theatrical play in Iran. Therefore, this article, has reviewed the studies conducted by western and Iranian scholars in this field and the eight approaches, using documents and the library references, and employing a historical-expository methodology. Finally, it draws the conclusion that these scholars’ persistence in finding a single origin for the Iranian theatrical play of Taziyeh has led them to ignore its extensive connection with other possible original sources; hence, there remains a lot to be explored about the theatre in Iran.
  • Hossein Hasanpour Alashti, Reza Abbasi Page 113
    Frankfort school is a title for a theoretical and thinking heritage of some prominent German intellectuals and their special social theory from which the critical aesthetic theory emerged. Unlike some schools of literary criticism and particularly sociological criticism that diminish originality of literary works and their creators, and consider them as the products of external factors, it attempts to give literary works an autonomous status. The thinkers of critical theory introduced criteria to evaluate art, especially literature. The present article, first reviews the basic concepts of critical aesthetic theory, such as criticism of art, revolutionary art, ideological nature of art, autonomy of art. Studying Farokhi’s poems reveals the poet’s critical views expressed through linguistic elements of employing particular expressions, heroic language, semantic deviations, using slangs and foreign words.
  • Maryam Ameli Rezaei Page 151
    Women’s Poetry has always been the field of expressing their emotions. Maternity is the purist of the feminine emotions reflected in the poems of both men and women. Extending feminine poetry in contemporary period, maternal images have also been depicted in it by the poetesses themselves. The objective of the present article is to study maternal contents in the poems of Iranian famous poetesses from the period of Constitutionalism to the present, say, Jale Qaem Maqami, Parvin E’tesami, Foruq Farokhzad, Simin Behbahani. It focuses on the fact that emerging modern thinking and individualism introduced the content of separation between mother and child to the feminine poetry. It also studies the ascent and descent of expressing maternal contents in their poetry. Although the nature of maternal emotion is the same, it worth mentioning that it can be affected by factors like the life, beliefs and world view of a poetess herself, the social changes of her time that make some contents more prevailing than the other ones. Findings of the present research shows that the main contents of this type are expressing mother and child emotions, mother and child talk, training child by mother, mothers view on the world and universe. Studying maternal contents in the poetry of every poetess, we will follow its changes regarding their time.
  • Arash Moshfeghi, Naser Alizade Khayat Page 181
    As the colossal movement of»modernism «in the 20th century bloomed, it dominated all aspects of human life. Literature too, faced a metamorphosis in the form of novel, and emergence of new ways in narration. The term» Stream of Consciousness «was first used by the American psychologist» William James«in psychology, then entered the field of literature and became one of the modern narrative techniques. The present study has attempted to, first, give a brief description of the main features of the ‘stream of consciousness’, and then, investigate those features in some of the stories written by the contemporary modern Iranian writer, ‘Mostafa Mastoor’. In other words, the present paper tries to find the answer to the question of the possibility of classifying some of Mastoor’s stories under the title of “stream of consciousness”, as some critics believes. It should be noted that the term ‘stream of consciousness’ is used for the stories having all or most of the features known for it. Therefore, the selected works of Mastoor's as samples do not mean that they are fully written under the rules of the ‘stream of consciousness’, rather, they aim at probing the strength of its effects in these works.
  • Maryam Alaei, Ferdos Aqagolzadeh, Mohammad Dabir Moqadam, Arsalan Golfam Page 211
    In his systemic-functional grammar, Halliday believes that language is primarily aimed at conveying meaning; so speakers form the text in order to communicate what they mean. This implies that in interaction, exchanging of sounds, words or sentences is not intended; what matters is the exchange of meaning. The present article investigates the humanities textbooks published by SAMT within the framework of Halliday’s functional grammar, particularly. The method adopted here is descriptive–analytic. The result obtained from the interpersonal perspective suggests that writers, making frequent use of positive predicative sentences, merely present and bombard information in the form of monologues; the relationship between the reader and the writer consequently breaks off, and writers fails to achieve their end, to wit, communicating concepts to the reader, and reach a dead-end point.