فهرست مطالب

  • سال بیست و ششم شماره 1 (پیاپی 38، بهار 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/04/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • محمد قویدل سیوکی، مریم السادات حسین زاده مقدم صفحه 1
    ناحیه مورد مطالعه خولین دره نامیده می شود که در 19 کیلومتری جنوب فاضل آباد و 46 کیلو متری جنوب شرق شهر گرگان قرار دارد.تعداد 62 نمونه بصورت سیستماتیک از رسوبات پالئوزوئیک پیشین این ناحیه برداشت گردید و در آزمایشگاه پالینولوژی مدیریت اکتشاف وزارت نفت مورد تجزیه شیمیایی قرار گرفت. اغلب نمونه ها حاوی پالینومورفهای فراوان (کیتینوزوآ، آکریتارش، اسکلوکودونت و کریپتوسپور) می باشد که از میان گروه های مختلف پالینومرف، تنها آکریتارش ها در حد جنس و گونه مورد مطالعه قرار گرفتند و در مجموع 55 گونه آکریتارش متعلق به 29 جنس شناسایی شد. واحدهای سنگ چینه ای پالئوزوئیک پیشین در ناحیه مورد مطالعه شامل سازندهای لالون، آبستو و ابرسج می باشد. در این تحقیق مشخص گردید که سازند لالون فاقد پالینومورف بوده و بر مبنای موقعیت چینه شناسی آن، به کامبرین پیشین نسبت داده شد. اما سازند آبستو دارای آکریتارش فراوان از جمله: Saharidia downiei، Acanthodiacrodium ubui، Micrhystridium shinetonense، Dactylofusa squama و Athabascaella penika می باشد که بر مبنای ارزش چینه شناسی آنها زمان اردویسین پیشین (ترمادوسین) برای این سازند پیشنهاد می شود. سازند ابرسج نیز دارای آکریتارش، کیتینوزوآ، اسکلوکودونت و کریپتوسپور فراوان است. از مهمترین آکریتارش های آن می توان Baltisphaeridium perclarum، Orthosphaeridium insculptum، Veryhachium subglobosum، Villosacapsula setosapellicula، Actinotodissus crassus، Tunisphaeridium eisenackii و Dactylofusa spinata را نام برد که زمان اردویسین پسین را برای این سازند پیشنهاد می کنند. بر مبنای ارزش چینه شناسی گونه های آکریتارش در سکانس رسوبی پالئوزوئیک پیشین ناحیه مورد مطالعه دو نبود چینه شناسی بزرگ وجود دارد. اولین نبود چینه شناسی بین سازندهای لالون و آبستو وجود دارد که زمان کامبرین میانی و پسین را در بر می گیرد و معرف عدم رسوبگذاری سازند میلا در ناحیه مورد مطالعه می باشد. دومین نبود چینه شناسی بین سازندهای آبستو و ابرسج وجود دارد که رسوبات بخشی از اردویسین پیشین (آرنیگین) و تمام اردویسین میانی (لانویرین- لاندلین) را در بر می گیرد (آکریتارش های آرنیگین و اردویسین میانی بصورت نابرجا در سازند ابرسج وجود دارند). این دو نبود چینه شناسی احتمالا با فعالیتهای کوهزایی کالدونین در ناحیه مطابقت دارد.
    وجود آکریتارش ها در سازند آبستو و نیز حضور اجتماع کیتینوزوآ، آکریتارش، اسکلوکودونت و کریپتوسپور در سازند ابرسج معرف ته نشین شدن این دو سازند در محیط دریایی کم عمق می باشد. آکریتارش های سازند آبستو کاملا شبیه اجتماعات آکریتارشی است که تا کنون از افق های رسوبی همزمان در زاگرس، ایران مرکزی و سایر نقاط البرز و نیز کشور های الجزایر، لیبی، عربستان سعودی، مراکش، تونس و انگلیس گزارش شده اند که معرف ارتباط قطعی ناحیه مورد مطالعه با ابرقاره گندوانا در زمان اردویسین است. آکریتارش های اردویسین پسین انتشاری مشابه در دو ابر قاره گندوانا و لورازیا دارند اما وجود بیوزون های کیتینوزوآی مربوط به گندوانا همراه با گونه های آکریتارش سازند ابرسج، بار دیگر ارتباط ناحیه مورد مطالعه را به ابر قاره گندوانا در زمان اردویسین پسین نشان می دهد.
    کلیدواژگان: پالینواستراتیگرافی، رسوبات پالئوزوئیک پیشین، خولین دره
  • لیلا عبدی، حسین رحیم پور بناب صفحه 25
    پلایای میقان به فرم حوضه درون قاره ای بسته ای می باشد که در 15 کیلومتری شمال شرقی شهر اراک واقع شده است. سطح آب پلایای این حوضه متاثر از حجم آب های زیر زمینی وارده به آن، بارندگی و تبخیر است. به منظور مطالعه شورابه ها و نحوه تکامل آن با حفر چاهک هایی در سه روند مشخص از مرکز پلایا به سمت حاشیه آن و به فواصل مشخص 2 کیلومتری، 19 نمونه شورابه از محدوده پلایا برداشته شد. با انجام آزمایشات شیمی بر روی شورابه ها و آنالیز XRD بر روی رسوبات ، ترکیبات یونی شورابه ها و کانی های موجود در رسوبات مشخص گردید. کاتیون های موجود در شورابه به ترتیب فراوانی شامل: سدیم، منیزیم، کلسیم و پتاسیم و آنیون ها شامل: کلر، سولفات و بیکربنات بودند. کانی های تبخیری موجود در رسوبات را کلسیت، ژیپس، هالیت، گلوبریت، تناردیت و میرابلیت تشکیل می دهند. بررسی تجزیه شیمیایی آبهای ورودی بیانگر این واقعیت است که این آب ها دارای نسبت مولی HCO3<
    کلیدواژگان: هیدروژئوشیمی، تکامل شورابه، پلایای میقان
  • ئارام بایت کل، اسدالله محبوبی، محبوبه حسینی برزی، رضا موسوی حرمی صفحه 43
    نهشته های مخلوط آواری-کربناته سازند شیرگشت، به سن اردویسین، در دو برش کوه عاشقان و کوه راهدار، واقع در زیرپهنه کلمرد در ایران مرکزی دارای مجموعه متنوعی از آثار فسیلی هستند. گسترش ایکنوفاسیس ها اساسا وابسته به شرایط محیط رسوبی از جمله نوع رسوب، مواد غذایی در دسترس، میزان اکسیژن و سطح انرژی است. نهشته های سازند شیرگشت در محیط های رسوبی چون حاشیه ساحلی، دور از ساحل و جزایر سدی- لاگونی ته نشین شده اند. در این سازند، 5 ایکنوفاسیس شناسایی شدند که 3 نوع ایکنوفاسیس کروزیانا، اسکولایتوس و سیلنیکنوس تحت کنترل بستر و ایکنوفاسیس مخلوط کروزیانا-اسکولایتوس نیز تحت کنترل شرایط رسوبی و شوری محیط تشکیل شده اند. همچنین، سطوح پیشرونده فرسایشی (سطوح دوباره فعال شده) مناسبترین نواحی جهت گسترش مجموعه ایکنوفاسیس های تحت کنترل بستر یعنی ایکنوفاسیس گلوسی فانجیتس بوده است. در رسوبات حاشیه ساحلی بالایی- پیش ساحل در مجموعه جزایر سدی پیشرونده تحت تاثیر امواج در این سازند، مجموعه اسکولایتوس و سیلنیکنوس با تنوع کم مشاهده می شوند. همچنین وجود اثر زیستی جانوران رسوب تا معلق خوار (مخلوط کروزیانا-اسکولایتوس) در نهشته های حاشیه ساحلی میانی و قسمت های بالایی حاشیه ساحلی پایینی سازند شیرگشت، حاکی از فراوانی مواد غذایی در بستر و ستون آب می باشد. رسوبات مخروط های شسته شده-لاگونی این سازند که تحت تاثیر نوسانات شوری و اکسیژن قرار گرفته اند دارای مجموعه ای از مخلوط کروزیانا-اسکولایتوس می باشند. رسوبات حاشیه ساحلی پایینی و دور از ساحل سازند شیرگشت، بوسیله مجموعه متنوعی از آثار فسیلی در محیط کاملا دریایی مشخص می شوند که وجود ساختارهای تغذیه کننده از رسوبات و گریزینگ (ایکنوفاسیس کروزیانا) دلالت بر وجود چنین محیطی است.
    کلیدواژگان: سازند شیرگشت، زیرپهنه کلمرد، ایکنوفاسیس ها، بستر
  • الهام اسدی مهماندوستی، محمدحسین آدابی، بهرام علیزاده صفحه 69
    میدان نفتی مارون یکی از مهمترین میادین نفتی ایران در جنوب فروافتادگی دزفول شمالی در کمربند چین‎خورده زاگرس است که تحت مطالعه ژئوشیمی آلی قرار گرفته است. 23 نمونه بیتومن استخراج شده از سازندهای مخزن و منشاء گرو، گدوان، داریان، کژدمی، سروک، گورپی و پابده از چاه‎های متفاوت میدان نفتی مارون برای اولین بار انتخاب و با دستگاه کروماتوگرافی گازی- طیف‎سنج جرمی (GC-Ms) آنالیز و مورد مطالعه ژئوشیمیایی و بیومارکری قرار گرفت. به منظور مقایسه بیتومن استخراج‎شده از مخزن بنگستان، تعداد 5 نمونه نفت خام از مخزن بنگستان و یک نمونه از مخزن خامی نیز مطالعه شده است. نسبت‎های بیومارکرهای مختلف از برش‎های اشباع و آروماتیک از قبیل نمودار تغییرات استران C29/C27 (R) در برابر نسبت Pr/Ph، تغییر مقادیر استران‎های C29، C28، C27، وجود مقادیر کم شاخص گاماسران، تغییرات نسبت ترپانهای سه حلقه ای C22/C21 در مقابل C24/C23، نسبت پائین ترپان‎های سه حلقه ای C26/C25 در برابر مقادیر بالای C31R/C30Hopane، استفاده از نمودار تغییرات نسبت استران C27 (Dia/Dia+Reg) در برابر مقادیر Pr/(Pr+Ph) و نمودار استاندارد تغییرات مقادیر نسبت دی‎بنزوتیوفن به فنانترن (Dibenzothiophene/Phenanthrene) در برابر نسبت پریستان به فیتان (Pr/Ph) نشان‎دهنده تشکیل آنها از سنگ منشاء شیلی-کربناته است.تغییرات نسبت C32-hopane 22S/(22S+22R) در برابر C29-Sterane 20S/(20S+20R)، شاخص متیل‎فنانترن-1 و تغییرات نسبت‎های ایزومری 20S/(S+R) در مقابل abb/(abb+aaa) برای استران ‍C29 نشان می‎دهد که سنگ یا سنگ‎های مولد نفت خام مخزن بنگستان و خامی وارد پنجره نفتی شده‎اند در حالی که نمونه‎های بیتومن کژدمی، گرو و گدوان در مرحله اولیه تشکیل نفت بوده و نمونه‎های آلی گورپی و پابده با قرار گرفتن در محدوده نابالغ، بلوغ کمتری را نسبت به سایر نمونه‎ها نشان می‎دهند. تغییرات C21/(C21+C29) Sterane، C27/(C27+ C29) Sterane و MPR در برابر عمق نشان می‎دهد که با افزایش عمق، بلوغ حرارتی از نمونه‎های پابده و گورپی به سمت کژدمی و گرو افزایش می‎یابد.
    کلیدواژگان: کروماتوگرافی گازی، طیف‎سنج جرمی، بلوغ حرارتی، بیتومن استخراج‎شده، بیومارکر، مخزن بنگستان، میدان نفتی مارون
  • جهانبخش دانشیان، لیلا فضلی، داریوش باغبانی صفحه 89
    در این تحقیق رسوبات سازندهای گورپی و تاربور در چاه قطب آباد واقع در شمال شرق جهرم در استان فارس، به جهت مطالعه زیست چینه نگاری انتخاب شدند. سازندگورپی در این چاه از 450 متر سنگ آهک رسی تشکیل شده که در مرز زیرین خود به طور پیوسته بر روی سازند ایلام و در مرز بالایی خود به صورت ناپیوسته زیر سازند تاربور قرار گرفته است. سازند تاربور نیز در این چاه از 105 متر سنگ آهک و سنگ آهک دولومیتی تشکیل شده که در مرز بالای خود به صورت پیوسته زیر سازند ساچون قرار گرفته است. نمونه های برداشته شده از سازندهای فوق در چاه قطب آباد مورد بررسی قرار گرفتند و 15 جنس و 28 گونه از روزن بران پلانکتونیک و 10 جنس و 10 گونه از روزن بران کف زی شناسایی شدند. بر اساس تجمع روزن بران به ویژه گسترش چینه شناسی روزن بران پلانکتونیک شاخص، سن سازند گورپی در چاه قطب آباد کامپانین- ماستریشتین و سازند تاربور ماستریشتین است.
  • بهمن سلیمانی، منا رجب زاده صفحه 103
    مخزن خامی در یکی از میادین نفتی جنوب غربی ایران در فروافتادگی دزفول (میدان M) از نظر زون بندی مخزن و مدل سازی با استفاده از نرم افزار RMS مورد بررسی قرار گرفته است. این مخزن از سازندهای فهلیان، گدوان و داریان تشکیل شده و به یازده زون مخزنی تقسیم می شود. این مخزن از نوع مخازن کربناته می باشد. جهت آماده سازی داده ها برای تهیه نقشه ها و مدل های پتروفیزیکی مخزن خامی، مراحل مختلفی همچون حذف داده های پرت، حذف روند، انتقال داده ها، تهیه گرید زمین شناسی، تعیین ساختار فضائی داده ها انجام شد. بر اساس اطلاعات ژئوفیزیکی و پتروفیزیکی، مدل های ساختمانی و پتروفیزیکی مخزن خامی تهیه شد. با استفاده از مدلهای مذکور و نقشه های میانگین تخلخل و اشباع آب و نسبت ضخامت خالص به کل در تمامی زونها، حجم درجای اولیه نفت مخزن 402 میلیون بشکه متعارفی برآورد گردید.
    کلیدواژگان: مخزن خامی، نرم افزار RMS، مدلهای ساختمانی و پتروفیزیکی، فروافتادگی دزفول
  • رضا بهبهانی، راضیه لک، سعید خدابخش، حسن محسنی، زهره آتشمرد، مجید معینی صفحه 121
    به منظوربررسی نقش پارامتر های راک – اول در تعیین نوع کروژن، سیستم تراکت و پتانسیل هیدروکربن زایی، سه ناحیه متفاوت {سازند پابده در زون زاگرس چین خورده، زیر زون رزن- آبگرم (رسوبات ژوراسیک برش ده لیان و قمشلو) ومغزه 15 متری از رسوبات بستر خلیج فارس در ناحیه بوشهر} مورد نمونه برداری قرار گرفتند. مشاهدات صحرائی و بررسی های صورت گرفته بر رخساره های ژوراسیک زیر زون رزن- آبگرم نمایانگر آن است که برش قمشلو از چهار بخش (ماسه سنگ زیرین، شیل های ماسه ای، ماسه سنگ بالایی و تناوب ماسه سنگ با شیل های میکادار) و برش ده لیان از پنج بخش (شیل، سیلتستون، ماسه سنگ زیرین، آهک های ماسه ای و ماسه سنگ بالایی) تشکیل شده است. بر اساس مطالعات مشابه انجام شده بر رخساره های سازند پابده (مادستون، پکستون، وکستون و شیل) هفت گروه رخساره میکروسکوپی (Microfacies) شناسایی گردیدند. بر اساس آنالیز دانه بندی صورت گرفته بر مغزه مطالعه شده از رسوبات بستر خلیج فارس در منطقه ساحلی بوشهر 5 نوع رسوب سیلت رسی، رس سیلتی، گل ماسه ای، گل گراولی و ماسه گلی گراولی شناسایی شدند.
    بر پایه مطالعات ژئوشیمی آلی، 65 درصد نمونه های بیتومین دار بخش های میانی و تحتانی سازند پابده در مرحله بالغ (تولید نفت) و 35 درصد آن ها در مرحله نابالغ قرار گرفته اند. بر اساس همین مطالعات نمونه های زیر زون رزن- آبگرم، گاز زا می باشند ولی از نظر توان هیدرو کربن زایی در رتبه ضعیف (Poor) قرار می گیرند. با بررسی کروژن های مطالعه شده، در سازند پابده فراوانی با کروژن های تیپ II و II-III، در مغزه بوشهر فراوانی با کروژن های تیپ II، III و مخلوط II-III و در زیر زون رزن – آبگرم فراوانی با کروژن های تیپ III و IV می باشد. بر اساس دیاگرام شاخص هیدروژن در برابر TOC، نتایج زیر بدست می آید: برای مغزه بوشهر، 73 درصد از نمونه های مطالعه شده مرحله پیشروی آب دریا و 27 درصد مرحله سطح پایین آب را نشان می دهند. همچنین نمونه های سازند پابده مرحله پیشروی آب دریا و نمونه های زیر زون رزن – آبگرم مرحله سطح پایین آب را نشان می دهند.
    کلیدواژگان: راک، اول، کروژن، سیستم تراکت، پتانسیل هیدروکربن زایی، مرحله پیشروی آب دریا، ژئوشیمی آلی
  • سید احمد بابازاده، سارا بهاران، مهناز پروانه نژاد شیرازی، محمد بهرامی صفحه 145
    تشکیلات پابده برای اولین بار در برش تنگ زنجیران (زاگرس چین خورده، فارس داخلی) به منظور معرفی بیوزون ها و گسترش زمانی آنها، بر اساس جدیدترین بیوزوناسیون ارائه شده در حوضه تتیس مطالعه شده است. در این مطالعه 15 بیوزون گزارش شده است (1b- S.triloculinoides Subzone، 1c- G.compressa / P.inconstans Subzone، 2- P.uncinata Zone، 3a- M.angulata Subzone، 3b- G.pseudomenardii / M.angulata Subzone،4- G.pseudomenardii Zone، 5- M.velascoensis Zone، 6- M.subbotina Zone، 7- M.aragonensis / M.formosa Zone، 8- G.kugleri / M.aragonensis Zone، 9- H.nuttalli Zone،10- M.lehneri Zone، 11- O.beckmanni Zone، 12- M.spinulosa Zone، 13- T.cerroazulensis Zone، 14- H.alabamensis Zone، 15- small Globigerinids- Haploghragmium slingeri Ass.، zone.). بر اساس بیوزون های ارائه شده، سن سازند پابده، پالئوسن پیشین (بخش میانی دانین) تا الیگوسن پیشین تعیین شده است.
    کلیدواژگان: زیست چینه نگاری، روزن داران پلانکتون، سازند پابده، جنوب شرق شیراز
|
  • Page 1
    The lower Paleozoic succession is well-developed in the southern Fazelabad town (Kholin-Darreh area) which is located approximately 46 km southeastern Gorgan city. A total of 62 surface samples were treated and investigated in the palynological laboratory of Exploration Directorate of National Iranian Oil Company. Most of the samples contain acritarchs, chitinozoans, scolecodonts and cryptospores. In this study, the investigation has only focused on identification of acritarch group at the level of species and genera. In general, 55 acritarchs species (29 genera) were identified.The studied rock units of area consist of Lalun, Abastu, and Abarsaj formations. This study points out that Lalun Formation lacks any palynomorphs, yet it is attributed to the early Cambrian, based upon its stratigraphical position. The Abastu Formation contains acritarch taxa among which are: Saharidia downiei, Acanthodiacrodium ubui, Micrhystridium shinetonense, Dactylofusa squama, Athabascaella penika, Vulcanisphaera africana, Cymatiogalea cylindrata and, Cymatiogalea cylindrata. Considering the stratigraphical values of these acritarch species, the Abastu Formation is suggested to be the lowermost Early Ordovician (Tremadocian). The Abarsaj Formation is characterized by presence of abundant acritarchs, chitinozoans, scolecodonts and cryptospores which important acritarch taxa are: Baltisphaeridium perclarum, Baltisphaeridium oligopsakium, Orthosphaeridium insculptum, Veryhachium subglobosum, Villosacapsula setosapellicula, Actinotodissus crassus, Tunisphaeridium eisenackii, Dactylofusa spinata and Multiplicisphaeridium bifurcatum. Based on stratigraphic values of these acritarch species a Late Ordovician is suggested for this formation.The stratigraphical distribution of the encountered acritarch species within the studied rock units reveals two major hiata within the lower Paleozoic sedimentary sequences.The first hiatus appears between Lalun and Abastu formations and encompasses the Upper and Middle Cambrian strata (Mila Formation). The second hiatus occurs between Abastu and Abarsaj formations. This hiatus includes upper part of Early Ordovician (Arenigian) and the whole Middle Ordovician (Llanvirian – Llandelian). This is indicated with some reworked acritarch taxa from Arenigian and Middle Ordovician as well as early Late Ordovician in the Abarsaj Formation. The two mentioned hiata probably correspond to Caledonian orogeny. Based on presence of chitinozoan, scolecodonts, acritarchs and criptospores a shallow marine environment is suggested for these two formations.On the other hand, acritarchs species of Abastu Formation have been reported from Zagros Basin, Central Iranian Basin, other parts of Alborz Mountain Ranges and other parts of the world (Libya, Algeria, Saudi Arabia, Morocco, Tunisia and England), indicating good relationship between the Kholin-Darreh area and Gondwanan supercontinent during the Ordovician period.The acritarch taxa within the Abarsaj Formation show broad similarity with those of Gondwanan and Laurasia paleocontinents, representing cosmopolitan nature. However, based on established chitinozoan biozones in the Abarsaj Formation a Gondwanan realm is suggested for the studied area during the Late Ordovician.
  • Page 25
    Meighan Playa is a sedimentary inland closed basin which is located in 15 km northeastern part of Arak. In this playa water-level is controlled by the amount of rainfall, evaporation and groundwater input. To study brine origin and evolution 19 water samples from three transects were collected by digging holes with specified intervals of 2 km. By doing chemistry experiments on the brine and X-Ray diffractometer analysis on the sediments, the ions concentrations of brine and mineralogical composition of sediments were identified. Major cations, according to their abundance, are Sodium, Magnesium, Calcium and Potassium and anions include Chloride, Sulfate, and Bicarbonate, respectively. Dominant evaporative minerals in sediments are Calcite, Gypsum, Halite, Glauberite, Thernadite and Mirabilite. Chemical analysis studies of input water indicates that the water has molar ratio of HCO3 <
  • Bayetgola., Mahboubia., Hossaini Barzim., Moussavi- Harami, R Page 43
    The mixed siliciclastic succession of Shirgesht Formation (Ordovician) have a diverse trace fossils in Kuh-e Asheghan and Kuh-e Rahdar sections of Kalmard block in the Central Iran. Ichnofacies development is primarily controlled by environmental factors, e.g. sediment type, food accessibility, oxygenation and energy level. The Shirgesht Formation was deposited in some subenvironments including shoreface, offshore and barrier island-lagoon. F ive ichnofacies have been recognized in these subenvironments: three ichnofacies include Cruziana, Skolithos and Psilonichnus are controlled by bottom factors and mixed Skolithos–Cruziana ichnofacies controlled by local conditions, such as salinity. Erosinal transgressive surfaces (i.e. ravinement surfaces) are the most elegant manner of generating widespread, substrate-controlled ichnofacies assemblages such as, Glossifungites ichnofacies. Upper shoreface/foreshore sediments accumulated on a storm-dominated, prograding barrier island coast and are characterized by low-diversity Skolithos and Psilonichnus elements. Middle Shoreface and proximal lower shoreface sediments of Shirgesht Formation are characterized by a diverse mixture of by suspension to deposit-feeding trace-makers (mixed Skolithos–Cruziana), reflecting the presence of adequate food resources in both the substrate and in the water column. Washover fan/lagoonal sediments are characterized by a mixed Skolithos–Cruziana ichnofacies consistent with deposition in a setting subject to periodic salinity and oxygenation stresses. Finally, the offshore-lower shoreface trace-fossils of shirgesht formation is diverse, consistent with fully marine equilibrium communities in unstressed environments, which predominance of deposit-feeding structures,with associated grazing structures (cruziana ichnofacies), supports a lower shoreface and offshore setting.
  • Page 69
    Marun oil field is one of the main Iranian oil field in Dezful Embayment, Zagros area which was studied geochemically in this paper. Twenty three extracts bitumens from different source and reservoir rocks including Garue, Gadvan, Dariyan, Kazhdumi, Sarvak, Gurpi and Pabdeh formations from different oil wells were analyzed by Gas Chromatography Mass Spectrometry (GC-MS), to evaluate their biomarker content. In addition, five crude oils of Bangestan and one crude oil of Khami reservoirs were studied geochemically to compare with extract bitumen. Different saturate and aromatic biomarkers ratios such as C29/C27 (R) vs. Pr/Ph diagram, variation of C27, C28, C29 sterane, low amount of Gammacerane, variation of C22/C21 vs., C24/C23 Tricyclic Terpanes, low amount of C26/C25 in compare with higher amounts of C31R/C30 Hopane, C27 (Dia/Dia+Reg) Diasterane vs. Pr/(Pr+Ph) and standard diagram of Dibenzothiophene/Phenanthrene vs. Pr/Ph indicate that studied oils were generated from shaly carbonates source rock(s). C32-hopane 22S/(22S+22R) vs. C29-Sterane 20S/(20S+20R), methylphenanthrenes Index-1 and C29 20S/(S+R) vs., C29 abb/(abb+aaa) show that Bangestane and Khami crude oils are situated in oil window while Kazhdumi, Garue and Gadvan organic matter are at the beginning of oil window. Based on different biomarker parameters, Gurpi and Pabdeh samples located in immature zone and show low thermal maturity in compare with other samples. Variation of C21/(C21+C29) Sterans, C27/(C27+ C29) Sterans and MPR value versus depth indicate that thermal maturity increased with increasing depth from Pabdeh and Gurpi to Kazhdumi and Garue samples.
  • Page 89
    In order to study of stratigraphic distribution and biostratigraphy of foraminifera in the Gurpi and Tarbur formations, Qutbabad well located at northeast of Jahrum in Fars province have been selected. The Gurpi Formation in Qutabad well composed of 450m argillaceous limestone and conformably overlies the Ilam Formation and unconformably underlies the Tarbur Formation. The Tarbur Formation in Qutbabad well composed of 105m limestone and dolomitic limestone, and recognition 15 genera and 28 species of planktonic foraminifera and 10 genera and 10 species of benthonic foraminifera. On the basis of stratigraphic distribution of index species, the age of the Gurpi Formation’s sediments is Campanian to Maastrichtian and age of the Tarbur Formation is Maastrichtian
  • Bahman Soleimani, Mona Rajab Zadeh Page 103
    The Khami reservoir in one of the selected oil field, in SW of Iran in Dezful embayment was investigated in view of reservoir zonation and modeling using RMS software. This reservoir consists of Fahlyan, Gadvan and Daryan formations and can be divided into 11 zones. The reservoir may be classified as a carbonate reservoir type. To provide used data in constructing mapping and petrophysical modeling of the Khami reservoir performed in different stages such as remove scatter data, remove trend, transfer data, geological girding, determine spatial structure of data. On the basis of geophysical information and petrophysical data, structural and petrophysical models of the reservoir were constructed. By using these models and the average porosity, water saturation and N/G thickness maps of all zones, the in- situ fluid volume of the reservoir is estimated to be 402 billion barrel (bbl).
  • Page 121
    In order to determine kerogen type, system tract and hydrocarbon production potential three different regions, including Pabdeh Formation in folded Zagros zone, Razan/Ab-e-Garm subzone (Jurassic sediments of Dehlyan and Ghameshlo sections) and 15m core of the Persian Gulf bed sediments in Bushehr region were investigated using Rock-eval parameters. Field studies and examinations on Jurassic facies of Razan/Ab-e-Garm subzone indicate that Ghameshlo section contains four parts (lower sandstone, sandy shale, upper sandstone and alternation of sandstone and mica-bearing shale), and Dehlyan section has five parts (shale, siltstone, lower sandstone, sandy limestones and upper sandstone). Based on similar studies on Pabdeh Formation facies (mudstone, packstone, wackestone and shale), seven group of microfacies were studied. Based on granulometry analysis on studied core of the Persian Gulf in the coastal area of Bushehr, five sedimentary types comprising clayey silt, sandy mud, Gravelly mud, gravelly muddy sand were determined. Based on organic geochemistry studies, 65% of bitumen-bearing samples in of middle and lower parts of pabdeh formation are in mature (oil-prone), and 35% in immature stages. Based on these studies, samples of Razan/Ab-e- Garm subzone produce gas. But these mentioned samples are poor in hydrocarbon generation. Studied kerogens indicate the following results; kerogen types II and II-III are the most abundant in Pabdeh Formation, kerogen types II,III and mixture of II-III are in majority in Bushehr core, and kerogen types III and IV are the commonest in Razan/Ab-e-Garm subzone. Based on hydrogen index versus TOC (total organic carbon) diagram, the results are as follows.In Bushehr core, 73% of studied samples indicate transgressive systems tract, and 27% of them are placed in low stand system tract. Meanwhile, Pabdeh Formation samples indicate transgressive systems tract, and Razan/Ab-e-Garm samples exhibit low stand system tract.
  • Page 145
    Pabdeh Formation was studied for the first time in Tang-e Zanjiran section (Folded Zagros, Interion Fars) in order to determination of biozonations and their temporal distributed biozonations based on newest biozonation in Tethys basin. The following 15 biozons were recorded (1b- S. triloculinoides subzone, 1c- G.compressa / P.inconstans subzone, 2- P.uncinata zone, 3a- M.angulata subzone, 3b- G.pseudomenardii / M. angulata subzone, 4- G. pseudomenardii zone, 5- M. velascoensis zone, 6- M. subbotina zone, 7- M. aragonensis / M. formosa zone, 8- G. kugleri / M. aragonensis zone, 9- H. nuttalli zone,10- M. lehneri zone, 11- O. beckmanni zone, 12- M. spinulosa zone, 13- T. cerroazulensis zone, 14- H. alabamensis zone, 15- small Globigerinids- Haploghragmium slingeri ass. zone). On the basis of presented biozonations, the age of Pabdeh Formation was attributed from an early Paleocene (mid part Danian) to early Oligocene.