فهرست مطالب

  • سال دوم شماره 2 (پیاپی 3، پاییز و زمستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/12/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدعلی جزی، جمشید شهاب پور صفحه 131
    معدن سرب نخلک در 55 کیلومتری شمال شرق انارک و در امتداد رشته کوهی منفرد موسوم به کوه نخلک واقع شده است. کانی شناسی ماده معدنی ساده بوده و گالن و باریت، کانی های اصلی و اولیه را تشکیل می دهند و سروزیت کانی اقتصادی ثانویه پس از گالن می باشد. کانی های اسفالریت، کالکوپیریت، پیریت، تترائدریت- تنانتیت و آکانتیت از دیگر کانی های اولیه اند که به صورت ادخالهای کمیابی درون گالن حضور دارند. علاوه بر سروزیت، دیگر کانی های ثانویه عبارتند از: انگلزیت، پلاتنریت، ولفنیت، مالاکیت و غیره. سنگ میزبان در اثر فرآیند دولومیتی شدن به دولوستون تبدیل شده است. چهار نوع دولومیت در سنگ میزبان تشخیص داده شده اند که شناخته شده که شناخته شده ترین آنها دولومیتهای نوع زین اسبی است. بافتهای متنوعی از جمله بافتهای برشی، کوکاد، نواربندی قشری و کلوفرم در رگه های کانسار وجود دارد که این بافتها از نوع بافتهای پرکننده فضای خالی هستند. آزمایش نمونه های گالن نخلک نشان داد که تعدادی از عناصر کمیاب ارزشمند درون این کانی تمرکز یافته اند که مهمترین آنها نقره است. جفت عناصر Ag-As، Zn-Cd، As-Cuو As-Sb دارای همبستگی بالایی نسبت به یکدیگر می باشند. برخی از همبستگی ها به سبب حضور ادخال کانی های بیگانه درون گالن است. نمودار سه تایی Ag-Sb-Bi نشان می دهد که گالن نخلک غنی از نقره و آنتیموان و فقیر از بیسموت می باشد. نسبت Sb/Bi (3773) در گالن، شرایط تشکیل در دمای پایین را نشان می دهد. با توجه به چینه شناسی کربناتی کرتاسه بالایی، دگرسانی دولومیتی سنگ میزبان، کانسارسازی دیرزاد و لایه کران، عدم ارتباط با فعالیتهای آذرین و همچنین بافهای پرکننده فضای خالی، ویژگی های کانی شناسی و شواهد ژئوشیمیایی، مدل کانسارسازی نوع دره می سی سی پی برای کانسار سرب نخلک پیشنهاد می شود.
  • بتول تقی پور، فرید مر صفحه 153
    توده های لوکوکرات با ترکیب گرانیتی تا گرانودیوریتی در شمال غرب باتولیت شیرکوه، واحدهای رسوبی منطقه شامل کنگلومرا (کرتاسه پایینی)، ماسه سنگ و شیل- ماسه سنگهای تریاس- ژوراسیک را تحت تاثیر قرار داده اند. توده های لوکوکرات در پی ایجاد دگرگونی مجاورتی در منطقه، دگرسانی گرمابی وسیعی را در این سنگهای میزبان به وجود آورده اند. فازهای دگرسانی تاخیری بیشتر ماسه سنگهای آرکوزی سازند سنگستان را تحت تاثیر قرار داده و سبب شکل گیری زونهای دگرسانی پروپیلیتیک، کوارتز- سریسیت، آرژیلیک پیشرفته و سیلیسی در منطقه شده است. زون کوارتز- سریسیت گسترده ترین زون دگرسانی در این منطقه است. زون دگرسانی آرژیلیک پیشرفته با مجموعه کانی های زیر مشخص شده است: ژاروسیت، آلونیت و فیروزه، که این کانی ها جزئی از کانی های آلومینیم، فسفات- سولفات دار (APS) می باشند. با در نظر گرفتن مجموعه کانی های ژاروسیت، آلونیت و فیروزه و واکنشهای رخ داده بین این کانی ها، دگرسانی های این منطقه در یک سامانه با فوگاسیته بالای اکسیژن و اسیدیته بالا شکل گرفته است.
  • زهرا کریمی سعیدآبادی، سیداحمد مظاهری، محمدحسن کریم پور صفحه 167
    منطقه ارغش در 45 کیلومتری جنوب غرب نیشابور واقع شده است. واحدهای نیمه عمیق در منطقه شامل بیوتیت هورنبلند کوارتز مونزودیوریت پورفیری، هورنبلند بیوتیت کوارتز مونزودیوریت پورفیری، هورنبلند مونزونیت پورفیری، بیوتیت هورنبلند مونزونیت پورفیری، مونزودیوریت پورفیری و بیوتیت کوارتز مونزودیوریت پورفیری می باشد. واحدهای آتشفشانی در منطقه شامل هورنبلند بیوتیت داسیت، بیوتیت هورنبلند داسیت، آندزیت و بازالت بالشی است. واحدهای درونی شامل هورنبلند مونزودیوریت، هورنبلند مونزونیت، کوارتز مونزونیت، هورنبلند کوارتز مونزودیوریت، بیوتیت گرانودیوریت، هورنبلند گرانودیوریت، بیوتیت هورنبلند گرانودیوریت، بیوتیت کوارتز دیوریت و پیروکسن دلریت می باشد.
    پنج نوع آلتراسیونی که در منطقه شناسایی شده شامل پتاسیک، پروپیلیتیک، کربناته، سیلیسی و سرسیتی است و براساس فراوانی کانی های حاصل از دگرسانی به 12 زون تفکیک شده است. کانی سازی اولیه از نوع کانی سولفیدی پیریت به صورت افشان با فراوانی 3-4% بوده و کانی سازی ثانویه شامل لیمونیت، هماتیت و ژاروسیت است. برای انجام مطالعات دقیق هاله های ژئوشیمیایی و مشخص کردن زون بندی ژئوشیمیایی عناصر، تعداد 20 نمونه خرده سنگی و 8 نمونه رسوب آبراهه برداشت شد. نمونه ها به روش طیف سنجی جذب اتمی (AAS) برای فراوانی عناصر (Cu، Zn، Pb، Ag and Sb) آنالیز شدند. در نمونه های رسوب رودخانه فراوانی مس 34-58 ppm، روی45-422 ppm، سرب28-42 ppm و نقره 2-12 ppm می باشد، در حالی که در نمونه های خرده سنگی میزان مس8-1137 ppm، روی 13-411 ppm، سرب 15-97 ppm و نقره 3-32 ppm است.
  • بالنده امین زاده، جمشید شهاب پور، مرتضی اسدی پور صفحه 191
    مولیبدنیت در کانسار مس پورفیری سرچشمه در 5 فرم مختلف تشکیل شده است که عبارتند از: (1) مولیبدنیت در رگه های کوارتز؛ (2) مولیبدنیت در رگه های کوارتز که توسط رگه های پیریت پر شده اند؛ (3) مولیبدنیت در رگه های کوارتز - پیریت - کالکوپیریت؛ (4) رگه های مولیبدنیت با مقادیر بسیار پایین کوارتز و (5) مولیبدنیت انتشاری. رگچه های دارای مولیبدنیت به دلیل درشت بودن ذرات مولیبدنیت در آنها در صورت خردایش مناسب (ذرات مولیبدنیت در اندازه 74 میکرون) به آسانی از دانه های باطله جدا شده و بازیابی مولیبدنیت از آنها به خوبی انجام می گیرد. آنچه باعث افت شدید در بازیابی مولیبدنیت در برخی روزها گردیده است، وجود مولیبدنیت های انتشاری است. این نوع مولیبدنیت ها به دلیل دانه ریز بودن در مرحله خردایش به درجه آزادی مطلوب نمی رسند و در صورت خردایش تا حد 74 میکرون نیز در مراحل فلوتاسیون مانند یک کانی هیدروفیل رفتار می کنند و در فاز باطله تجمع می یابند.
  • علی امامعلی پور، حسین عبدلی اسلاملو، بهزاد حاج علیلو صفحه 199
    در ناحیه مسجدداغی، دو نوع کانی سازی مس پورفیری- طلای اپی ترمالی در پیوند با یک مجموعه آذرین آتشفشانی- نفوذی حدواسط روی داده است. انواع دگرسانی های سیلیسی، آرژیلیک پیشرفته، آرژیلیک حدواسط و پروپیلیتیک در ارتباط با کانی سازی اپی ترمالی شناخته شده اند که حالت منطقه ای دارند. بررسی تغییرات جرمی عناصر با استفاده از عنصر Zr به عنوان عنصر بی تحرک ناظر، گویای غنی شدگی SiO2و تا حدودی K2OوAl2O3، و تهی شدگی Na2O، MgO و CaO در زون دگرسانی سیلیسی است. عناصرSr، Pb، As، Rb، Ba و Cu نیز دارای غنی شدگی هستند. زون دگرسانی آرژیلیک پیشرفته، در اکسیدهای اصلی، SO3، Al2O3 SiO2، K2O L.O.I و MgO غنی شدگی و در Fe2O3 CaO، Na2O و MnO تهی شدگی نشان می دهند. در این زون Sr، Cu، Ba و Zn کاهش یافته اند. زون پروپیلیتیک از نظر اکسیدهای SiO2 CaO، MgO، و L.O.I غنی شدگی و در اکسیدهای Na2O و K2O تهی شدگی نشان می دهد. شواهد ژئوشیمیایی و کانی شناسی نشان می دهند که آب شویی گرمابی فلدسپارها و کانی های مافیک در سنگ اولیه، و تشکیل تجمعات کوارتز، کائولینیت، پیریت، باریت، آلونیت و سرسیت در زون آرژیلیک پیشرفته و تجمعات کلریت، اپیدوت و کلسیت در زون پروپیلیتیک، مسؤول ایجاد تغییرات شیمیایی یاد شده است. به نظر می رسد افزایش و کاهش عناصر توسط عواملی نظیر ترکیب شیمیایی محلولهای گرمابی، تغییرات دما و نسبت سنگ/آب کنترل شده است. شاخصهای دگرسانی CIA و MIA در سنگهای دگرسان، نشانگر بالا بودن شدت دگرسانی ها در زونهای سیلیسی و آرژیلیک پیشرفته در مقایسه با زون پروپیلیتیک است.
  • زهرا اعلمی نیا، محمدحسن کریم پور، محمدرضا حیدریان شهری صفحه 217
    منطقه کلاته تیمور در 20 کیلومتری شمال غرب کاشمر و 4 کیلومتری روستای کلاته تیمور در استان خراسان رضوی قرار دارد. این منطقه جزیی از کمربند آتشفشانی- درونی شمال گسل درونه است و از نظر ساختاری در جنوب زون سبزوار، حد فاصل گسلهای درونه و تکنار واقع شده است. سنگهای منطقه شامل دو واحد اصلی مجموعه سنگهای آذرآواری- آتشفشانی با سن ائوسن زیرین تا میانی و سنگهای نیمه عمیق می باشد. سنگهای آتشفشانی با طیف ترکیبی آندزیت بازالت، آندزیت، لاتیت، تراکیت، داسیت و ریوداسیت به صورت گدازه، توف، لاپیلی توف و آگلومرا دیده می شود. بر اساس پیمایشهای صحرایی و مطالعات آزمایشگاهی، چندین توده نفوذی در منطقه برای اولین بار شناسایی شد. توده های نفوذی با رخنمون کوچکی به شکل استوک دیده می شوند. نفوذی ها شامل کوارتز هورنبلند بیوتیت مونزودیوریت پورفیری، کوارتز بیوتیت مونزودیوریت پورفیری، کوارتز دیوریت پورفیری و میکرودیوریت می-شود. بارزسازی هاله های دگرسانی در محدوده مورد نظر با استفاده از طول موجهای VNIR و SWIR مربوط به تصاویر سنجنده های ETM+7 و استر انجام گرفت. آلتراسیون در منطقه، گستردگی خطی دارد و شامل انواع پروپیلیتیک، سرسیتیک، آرژیلیک و سیلیسی است. با وجود وسعت زیاد آلتراسیون در منطقه، وسعت کانی سازی در سطح محدود است. فراوانی کانی سازی سولفیدی کمتر از 3% و بیشتر به شکلهای افشان، استوک ورک و پرکننده فضای خالی دیده می شود. در منطقه چشمه نقره، آثار فعالیتهای معدن کاری قدیمی مشاهده می شود که بیانگر اهمیت معدنی این منطقه در زمانهای گذشته است. اکتشافات ژئوشیمیایی باعث کشف نا هنجاری هایی از عناصر طلا، مس، سرب، روی، نقره، ارسنیک، آنتیمون، جیوه و بیسموت گردیده است. بررسی های ژئوشیمی سنگی در نواحی آلتراسیون، نشان دهنده همبستگی طلا با عناصر مس، سرب، روی و نقره می باشد. با توجه به الگوی آلتراسیون، توزیع غیریکنواخت کانی سازی و درصد پایین کانی زایی سولفیدی، مطالعات بیشتر می تواند بر روی سیستم منطقه در تیپ کانسار طلا- مس گرمابی از نوع کم سولفید صورت گیرد.
  • طوبی صالحی، مجید قادری، نعمت الله رشیدنژاد عمران صفحه 235

    کانسار روی- سرب- مس (نقره) گمیش تپه در 90 کیلومتری جنوب غرب زنجان و در بخش شمال غربی زون ارومیه- دختر قرار دارد. رخنمون های سنگی منطقه معدنی را توالی های آتشفشانی- رسوبی و رسوبی الیگومیوسن و مجموعه ولکانو- پلوتونیکی پلیوسن (دایک های با ترکیب آندزیت پورفیری، توده نیمه عمیق داسیتی و ولکانیک های ریوداسیتی) تشکیل می دهند. از دگرسانی های موجود در کانسار می توان به دگرسانی های سیلیسی، سیلیسی- سولفیدی، سریسیتی، کربناتی، آرژیلیکی و پروپیلیتی اشاره کرد. کانه زایی اصلی در کانسار گمیش تپه، به صورت رگه ای و در امتداد گسلی نرمال با روند شمال شرقی- جنوب غربی و شیب تقریبا قائم در سنگ های میزبان چون کریستال لیتیک توف داسیتی، گنبد نیمه عمیق داسیتی، خصوصا توف ریولیتی رخ داده است. پاراژنز کانی شناسی در رگه های کانه دار از پیریت، آرسنوپیریت، کالکوپیریت، بورنیت، اسفالریت فقیر از آهن، گالن، تتراهدریت و اسپکیولاریت تشکیل شده است که کانی هایی مانند کوارتز، کلسیت، کلریت و کانی های رسی، آنها را همراهی می کنند. براساس نتایج آنالیزهای شیمیایی، میانگین عیار عناصر از رگه های کانه دار، شامل 6% روی؛ 4% سرب؛ 2% مس و ppm 88 نقره است. همچنین، الگوی توزیع عناصر نادر خاکی نمونه های دگرسان شده توده نیمه عمیق داسیتی (پلیوسن) و توف ریولیتی (الیگومیوسن) در مقایسه با نمونه های سالم، از عناصر LREE غنی شدگی دارند، در صورتی که HREE رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. بی هنجاری منفی Eu در الگوهای بهنجار شده کندریتی سنگ های فوق، در ارتباط با افزایش نسبت سنگ/سیال و تجزیه پلاژیوکلازهایی است که از Eu نسبتا غنی هستند. الگوی عناصر نادر خاکی توف سیلتی (کمرپایین ماده معدنی) در مقایسه با سنگ دیواره رگه های کانه دار، غنی شدگی از همه REE و بی هنجاری مثبت از Eu نشان می دهد. اما در نمونه های کانسنگی، نسبت LREE به HREE و میزان Eu در مقایسه با توف ریولیتی (میزبان رگه های معدنی) و توف سیلتی، غنی شدگی بیشتری نشان می دهند که علت آن، تاثیر سیالات ماگمایی- گرمابی غنی از کلر است که سبب دگرسانی در طول زون کانه زایی، تهی شدگی از LREE و Euدر سنگ های میزبان و سرانجام، تمرکز و حمل این عناصر در سیال کانه ساز شده است.

|
  • M.A. Jazi, J. Shahabpour Page 131
    Nakhlak lead mine is located at the Nakhlak mountain 55 km NE of Anarak town in Isfahan province. The mineralogy is simple; galena and barite are the main primary minerals and cerussite is the main secondary mineral. Sphalerite, pyrite, chalcopyrite, tetrahedrite-tennantite and acanthite occur as minor and trace mineral inclusions in galena. Secondary minerals are anglesite, plattnerite, wulfenite and malachite. The host rock has undergone a pre-mineralization dolomitization process. Four types of dolomite have been identified which saddle dolomite is the most distinguished. Open space filling textures occur in the form of breccia, cockade, crustification and colloform. Analysis of the galena samples indicates presence of many trace elements in galena among which silver is the most important. Element pairs such as Ag-As, Zn-Cd, As-Cu and As-Sb are highly correlated. This correlation may be explained by the presence of inclusions. Ag-Sb-Bi ternary diagram indicates that galena samples from Nakhlak are rich in Ag and Sb and poor in Bi. Sb/Bi (3773) ratio in galena is suggestive of a low temperature of formation for the deposit. The Upper Cretaceous carbonate host rocks and their dolomitization, the stratabound and epigenetic mineralization, the absence of igneous activity, the open space filling texture, the simple mineralogy and geochemistry all point to a Mississippi valley type model for the Nakhlak Pb deposit.
  • B. Taghipour, F. Moore Page 153
    Northwest of Shir-Kuh batholith, a number of leucocratic granitic and granodioritic plutons have intruded sedimentary hosts including shale-sandstone (Triassic-Jurassic) and sandstone-conglomerate (Lower Cretaceous). Contact metamorphism and hydrothermal alterations are widespread. Late alteration assemblage mainly occurs in arkosic sandstones of Sangestan Formation and includes propylitic, quartz-sericitic, advanced argillic and silicific zones. Quartz-sericite zone is the most widespread. Advanced argillic alteration is characterized by the following assemblage: jarosite, alunite, turquoise, from the Al-Phosphate-Sulfate group (APS). Considering this mineral assemblage and probable interactions taking place between the minerals, a geochemical environment with high fO2 and low pH is thought to be prevailing at the time of alteration and formation of alunite, jarosite and turquoise.
  • Z. Karimi, S.A. Mazaheri, M.H. Karimpour Page 167
    The Arghash area is located 45 km to southwest of Neyshabour. The subvolcanic rocks in the area consist of biotite hornblende quartz monzodiorite porphyry, hornblende biotite quartz monzodiorite porphyry, hornblende monzonite porphyry, biotite hornblende monzonite porphyry, monzodiorite porphyry and biotite quartz monzodiorite porphyry units. The volcanic rocks consist of hornblende biotite dacite, biotite hornblende dacite, and andesite and pillow lava. The plutonic rocks consist of hornblende monzodiorite, hornblende monzonite, quartz monzonite, hornblende quartz monzodiorite, biotite granodiorite, hornblende granodiorite, biotite hornblende granodiorite, biotite quartz diorite and pyroxene dolerite units. Five types of alteration including propylitic, carbonate, argillic, silicification and sericitic were recognized. Those are subdivided into twelve sub-zones based on the mineral abundances and intensity of alteration. Primary pyrite, 3-4%, is found mainly as disseminated. Secondary mineralization includes limonite, hematite and jarosite. Twenty rock chip and 8 stream sediment samples were collected for geochemical exploration. The samples were analysed for Cu, Zn, Pb, Ag and Sb using Atomic Absorbtion Spectrophotometric (AAS) method. In stream sediment samples, Cu abundance is 34-58 ppm, Zn 45-422 ppm, Pb 28-42 ppm and Ag 2-12 ppm; whereas in rock chip samples, Cu abundance is 8-1137 ppm, Zn 13-411 ppm, Pb 15-97 ppm and Ag 3-32 ppm.
  • B. Aminzadeh, J. Shahabpour, M. Asadipour Page 191
    Molybdenite occurs in five forms in the Sar Cheshmeh porphyry copper deposit, namely, (1)-veinlets with quartz-molybdenite, (2)-veinlets with quartz-molydenite that were filled with pyrite, (3)-veinlets with quartz-molybdenite-pyrite–chalcopyrite, (4)-Molybdenite veinlets with very low quartz and (5)-disseminated molybdenite grains. Because of their large size, the veinlet-related molybdenite grains are easily liberated from the gangue minerals, provided the grinding is properly conducted (74 micron). Because of their fine-grain size, the disseminated molybdenite grains are not liberated from the gangue and enter the tailings during the flotation process.
  • A. Imamalipour, H. Abdoli, B. Hajalilo Page 199
    Two types of mineralization including porphyry copper and epithermal gold mineralization have occurred in relation with an intermediate volcano-plutonic complex in Masjeddaghi area. Different alterations including silica, advanced argillic, intermediate argillic and propylitic have been distinguished in relation with epithermal mineralization, which have a zonal pattern. Elemental mass gains and losses during alterations were calculated using Zr as an immobile monitor. Silica zone has enriched in SiO2 and relatively in Al2O3 and K2O, and has depleted in Na2O, MgO and CaO. Ba, Sr, Pb, Rb and Cu elements have also enriched. The advanced argillic zone shows enrichment in SO3, Al2O3, SiO2, K2O, MgO and L.O.I; and depletion in Fe2O3, CaO, Na2O, MnO and MgO. Barium, Cu, Sr and Zn have depleted in this zone. Propylitic zone has enriched in MgO, CaO, L.O.I and SiO2, and has depleted in Na2O and K2O. Geochemical and mineralogical evidences indicate that the hydrothermal leaching of mafic minerals in parent rocks and formation of quartz, kaolinite, sericite and alunite assemblage in advanced argillic zone; and chlorite, epidote and calcite assemblage in propylitic zone is responsible for the above mentioned chemical variations. It is likely that the gains and losses of elements have been controlled by agents such as water/rock ratios, temperature changes and chemistry of hydrothermal solutions. The CIA and MIA indicators in the altered rocks indicate the intensity of alteration in silica and advanced argillic zones in comparison with propylitic zone.
  • Z. Alaminia, M.H. Karimpour, M.R. Haidarian Shahri Page 217
    The area is located 20 km northwest of Kashmar and about 4 km of Kalateh Taimour in Khorasan Razavi province. The study area is part of Tertiary volcanic-plutonic belt north of Daruneh fault and its situation in tectonic inliers between two important active faults, Doruneh and Taknar. Volcanic rocks are mainly intermediate to acid pyroclastic type. They formed during early Tertiary. The volcanic rocks of the Kalateh Taimour area are predominantly andesitic basalt, andesite, latite, trachyte, dacite and rhyodacite and are observed as lava, tuff, lapilli tuff and agglomerate. Field evidences and study show several subvolcanic bodies including quartz hornblende biotite monzodiorite porphyry, quartz biotite monzodiorite porphyry, quartz diorite porphyry and microdiorite which are intruded sometime in mid-Tertiary. In this belt, new methods of image processing were used for enhancing the alteration zones to help near infra red and short wavelength infrared and bands example band ratios and principle component method. Propylitic, sericitic and argillic are the main alteration types. Minor silicification is found in some areas. Alteration is extent but mineralization is limited. Mineralization is mainly controlled by fault system. Several mineralized faults are being discovered. Open space filling features are abundant. In the study area, disseminate and stock work mineralization are abundant. The amount of sulfide minerals is very small. Ancient mining is present in the area. Stream sediment geochemical study shows a very broad and high level of gold anomaly. Rock geochemical study show very high levels of Au, Ag, Cu, Pb, Zn and Au value is correlative to Cu, Pb, Zn and Ag values. Due to alteration modeling, non uniformity in mineralization and low abundance of sulfide mineralization suggest study in low sulphidation Au-Cu deposit
  • T. Salehi, M. Ghaderi, N. Rashidnejad-Omran Page 235

    Gomish-Tappeh Zn-Pb-Cu (Ag) deposit is located 90 km southwest of Zanjan, in northwestern part of Urumieh-Dokhtar volcano-plutonic zone. Exposed rocks at the area include Oligo-Miocene volcano-sedimentary and sedimentary sequences as well as Pliocene volcano-plutonic sequence (andesite porphyry dykes, dacitic subvolcanic dome and rhyodacitic volcanics). Alteration in the deposit developed as silicic, silicic-sulfidic, sericitic, carbonate, argillic and propylitic. Main mineralization at the Gomish-Tappeh deposit is observed as veins occurring in a steeply-deeping normal fault defined by an NE-SW trend in host rocks such as dacitic crystal litic tuff, dacitic subvolcanic dome, specifically the rhyolitic tuff. Paragenetic minerals in the ore veins consist of pyrite, arsenopyrite, chalcopyrite, bornite, low-Fe sphalerite, galena, tetrahedrite and specularite. Gangue minerals accompanying the ores include quartz, calcite, chlorite, sericite and clay minerals. Based on geochemical data, average grades for samples from the ore veins at the Gomish-Tappeh deposit are: 4% Pb, 6% Zn, 2% Cu and 88 ppm Ag. Moreover, REE distribution patterns for altered samples of the dacitic subvolcanic dome and acidic tuff when campared with fresh samples, show enrichment in LREE, while HREE demonstrate various bahaviours. The negative Eu anomaly in chondrite-normalized REE patterns for these rocks is related to the increase in fluid/rock ratio and destruction of those grains of plagioclase enriched in Eu. REE distribution patterns for the silty tuff (footwall to the ore) campared with acidic tuff represent enrichment in all REE as well as positive Eu anomalies. However, the ore samples indicate more enrichment in LREE/HREE ratios and higher Eu contents when campared with wallrock of the ore veins (silty tuff). This is due to the influence of chloric magmatic-hydrothermal fluids that caused alteration along the ore zone, releasing LREE and Eu from the host rocks and finally, concentrating and transporting these elements in the ore fluid.