فهرست مطالب

ایرانی آموزش در علوم پزشکی - سال دهم شماره 4 (پیاپی 28، زمستان 1389)
  • سال دهم شماره 4 (پیاپی 28، زمستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/12/23
  • تعداد عناوین: 13
|
  • محمد هادی صافی، مسعود فلاحی خشکناب، مهدی راسل، مهدی رهگذر صفحه 323
    مقدمه
    موفقیت هر سازمان بستگی به تلاش و رضایت شغلی کارکنان آن سازمان دارد. شناخت عوامل مؤثر در ایجاد رضایت شغلی می تواند در افزایش رضایت شغلی اعضای هیات علمی و ایجاد انگیزه در جهت انجام فعالیت های آموزشی و پژوهشی مفید باشد. این مطالعه با هدف تعیین میزان رضایت شغلی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران انجام شد.
    روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - مقطعی می باشد که 94 نفر از اعضای هیات علمی شاغل در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران در سال1387 در آن مشارکت داشتند. گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS به صورت میانگین و انحراف معیار و تحلیل مولفه های اصلی تجزیه و تحلیل گردید.
    نتایج
    میانگین و انحراف معیار نمره کل رضایت شغلی اعضای هیات علمی (91/16±6 /72) از حداکثر نمره 135 و به تفکیک حیطه های مورد بررسی در حیطه اقتصادی (12/2±00/7) از حداکثر نمره 15، حیطه آموزشی (81/1±31/9) از حداکثر نمره 15، حیطه پژوهشی (41/2±47/11) از حداکثر نمره 20، حیطه اداری (29/3±95/13) از حداکثر نمره 25، حیطه انگیزشی (81/5±77/26) از حداکثر نمره 50 و حیطه رفاهی (47/1±11/4) از حداکثر نمره 10 شده است. در تحلیل مولفه های اصلی حیطه های انگیزشی، پژوهشی، اقتصادی، اداری، آموزشی و رفاهی، مشخص گردید که حیطه انگیزشی با 84/0 بیشترین نقش و حیطه اقتصادی با 65/0 کمترین نقش را در میزان رضایت شغلی اعضای هیات علمی داشت.
    نتیجه گیری
    اعضای هیات علمی نسبت به حیطه های مختلف شغلی خود «نسبتا ناراضی» می باشند. این رضایت در حیطه های آموزشی، پژوهشی و انگیزشی کمی بهتر از رفاهی، اداری و اقتصادی بوده است. لازم است مدیران و رهبران نظام آموزشی با تدوین اهداف مناسب و برنامه ریزی استراتژیک در جهت ایجاد رفاه و رضایت شغلی اعضای هیات علمی گام بردارند.
    کلیدواژگان: رضایت شغلی، اعضای هیات علمی، نیاز شغلی، اقتصادی، آموزشی، پژوهشی، اداری، انگیزشی، رفاهی
  • گیتی آتش سخن، ناهید بلبل حقیقی، حسین باقری، حسین ابراهیمی صفحه 333
    مقدمه
    برای قضاوت در مورد عملکرد، نیاز به طیف گوناگونی از منابع اطلاعاتی است و صاحب نظران در مورد به کارگیری گروه های ارزشیابی برای تعیین میزان دستیابی دانشجویان به اهداف یادگیری تاکید دارند. پژوهش حاضر به منظور مقایسه خودارزشیابی، ارزشیابی همتا و ارزشیابی مدرس بالینی در فرآیند ارزیابی مهارت های بالینی دانشجویان مامایی در اتاق زایمان بیمارستان فاطمیه و امام حسین (ع) دانشگاه علوم پزشکی شاهرود صورت گرفته است.
    روش ها
    در پژوهش حاضر که یک مطالعه توصیفی مقطعی است، تعداد 85 دانشجوی مامایی سال آخر به صورت نمونه گیری در یک مقطع زمانی انتخاب و به سه صورت دانشجو، گروه همتا و مدرس بالینی مورد ارزشیابی قرار گرفتند. میزان مهارت های بالینی آنان با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته ای که شامل دو بخش ارزشیابی مهارت های عمومی و مهارت های اختصاصی بود، مورد سنجش قرار گرفت. تجزیه و تحلیل یافته ها توسط نرم افزار SPSS توسط آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه و توکی انجام شد.
    نتایج
    بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، میانگین و انحراف معیار امتیاز خودارزشیابی، ارزشیابی همتا و ارزشیابی مدرسین بالینی از مهارت های بالینی عمومی به ترتیب 46/0±21/4 و 28/0±21/4 و 47/0±97/3 بود. میانگین و انحراف معیار امتیاز خودارزشیابی، ارزشیابی همتا و ارزشیابی مدرسین بالینی از مهارت های بالینی اختصاصی به ترتیب 54/0±91/3، 27/0±87/3 و 41/0±66/3 بود. آزمون آماری آنالیز واریانس تفاوت معناداری را در مهارت های بالینی عمومی و اختصاصی و کل بین سه نوع ارزشیابی نشان داد.
    نتیجه گیری
    با توجه به اختلاف نمرات روش های مختلف ارزشیابی، خودارزشیابی و ارزشیابی همتا را می توان به عنوان روشی مکمل با سایر روش های ارزشیابی از جمله ارزشیابی مدرس در سنجش عملکرد بالینی دانشجویان منظور کرد.
    کلیدواژگان: خودارزشیابی، ارزشیابی همتا، ارزشیابی مدرس، مهارت های بالینی، دانشجویان مامایی، اتاق زایمان
  • مرضیه شایسته فرد، حجت هوشیاری، بهمن چراغیان، شیلا لطیف زاده صفحه 340
    مقدمه
    علیرغم افزایش کمیت و کیفیت تحقیق پرستاری، کاربرد یافته های تحقیقات بین پرستاران محدود است. به نظر می رسد که در فرآیند انتشار و کاربرد یافته ها، عواملی به صورت موانع و تسهیل کننده ها عمل نمایند. این مطالعه با هدف تعیین موانع و تسهیل کننده های بکارگیری نتایج تحقیقات در بالین از دیدگاه پرستاران شاغل در مراکز درمانی آبادان و خرمشهر انجام شد.
    روش ها
    این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی بود که درآن پرستاران شاغل در بیمارستان های آبادان و خرمشهر در سال 1386 به روش نمونه گیری آسان مورد بررسی قرار گرفتند. حجم نمونه معادل کل جامعه پژوهش برابر100 نفر بوده است. پرسشنامه مورد استفاده به 3 بخش شامل مشخصات دموگرافیک، موانع کاربرد نتایج تحقیقات در بالین، و تسهیل کاربرد نتایج تحقیقات در بالین بود که بعد از تایید روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری میانگین، انحراف معیار، فراوانی نسبی، تحت نرم افزار spss. استفاده شد
    نتایج
    سه مانع اول بکارگیری نتایج تحقیقات در بالین، کافی نبودن تسهیلات جهت بکارگیری یافته های تحقیق با میانگین و انحراف معیار (7/0±54/3) نداشتن وقت کافی جهت اجرای ایده های جدید (86/0±37/3) و عدم همکاری نزدیک بین دانشگاه ها و بیمارستان (94/0±36/3) بود. برگزاری دوره های بازآموزی جهت آموزش یافته های جدید تحقیقی (54/0±73/3)، آموزش پرستاران در جهت افزایش آگاهی در زمینه روش تحقیق (54/0±69/3) و تجهیز کتابخانه بیمارستان به ژورنال های متعدد و امکان دسترسی به اینترنت (63/0±68/3) به عنوان مهم ترین تسهیل کننده ها تعیین شد.
    نتیجه گیری
    ضروری است تلاش های همه جانبه در ابعاد فردی و سازمانی صورت گیرد تا امکانات و تسهیلات لازم برای کاهش و از بین بردن موانع ذکر شده فراهم شده و در این راستا پرستاران قادر باشند در جهت تغییر روش های مراقبتی بر اساس شواهد گام بردارند
    کلیدواژگان: تحقیقات بالینی، دیدگاه، موانع، تسهیل کننده ها، پرستاران
  • فرنگیس شوقی شفق آریا، کمال درانی، ابوالفتح لامعی، رضا لباف قاسمی صفحه 350
    زمینه
    در سال های اخیر رویکردهای مختلف مدیریت کیفیت مانند اعتباربخشی، مدیریت جامع کیفیت، نظام پیشنهادات ایزو 9000 و بهره وری در دانشگاه های علوم پزشکی مورد توجه قرار گرفته و هر دانشگاه دلایلی برای انتخاب آنها داشته است. هدف از انجام این پژوهش تعیین رویکردهای انتخاب شده در دانشگاه های علوم پزشکی و آگاهی از دلایل انتخاب و اقدامات به عمل آمده در راستای آن رویکردها است.
    روش ها
    مطالعه حاضر از نوع پیمایشی بود.جامعه آماری را معاونین آموزشی کلیه 41 دانشگاه علوم پزشکی وابسته به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل داده بودند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ای شامل 27 سؤال بود.
    نتایج
    شصت و دو درصد دانشگاه ها رویکرد مدیریت جامع کیفیت، 46 درصد نظام پیشنهادات،41 درصد اعتباربخشی، 22 درصد بهره وری و 16 درصد رویکرد ایزو9000 را انتخاب کرده بودند. از بین دلایل، دلیل «آشنایی با الزامات رویکرد» بیشترین تاثیر را (69 درصد) در انتخاب رویکرد اعتباربخشی و کمترین تاثیر را (62 درصد) در انتخاب ایزو داشته است. دلیل «آگاهی و اعتقاد» بیشترین تاثیر را (75 درصد) در بهره وری و کمترین تاثیر را (69 درصد) در نظام پیشنهادات و دلیل «وزارت متبوع» بیشترین تاثیر را (77 درصد) در ایزو و کمترین تاثیر را (68 درصد) در انتخاب نظام پیشنهادات داشته است. از بین اقدامات، بیشترین «آموزش ها» (66 درصد) در مورد رویکرد اعتباربخشی و کمترین (58 درصد) در مورد نظام پیشنهادات ارائه شده است. بیشترین «حمایت» (66 درصد) از ایزو و کمترین (60 درصد) از رویکردهای اعتباربخشی و مدیریت جامع کیفیت به عمل آمده است. «بیشترین موفقیت» (72 درصد) مربوط به رویکردهای بهره وری و نظام پیشنهادات و کمترین (62 درصد) مربوط به ایزو و اعتباربخشی بوده است.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد دانشگاه ها به علت دستورهای اداری پی در پی دچار سر درگمی شده بودند. با توجه به این که انتخاب آگاهانه و داوطلبانه بیشتر از دستور اداری در انتخاب یک رویکرد می تواند نقش داشته باشد، به همین دلیل رویکرد مدیریت جامع کیفیت که بطور داوطلبانه انتخاب شده بود، فراوانی بیشتری را به خود اختصاص داده بود. لذا پیشنهاد می گردد که با آگاهی دادن به مدیران در مورد مدیریت کیفیت و نهادینه نمودن آن با تغییر فرهنگ سازمانی تحولی در نظام مدیریتی ایجاد شود که سازمان ها آن را به عنوان یک ضرورت انکارناپذیر درون سازمانی پذیرفته و برای آن برنامه ریزی نمایند.
    کلیدواژگان: رویکرد، مدیریت کیفیت، معاونین آموزشی، دانشگاه های علوم پزشکی، آموزش
  • محمدرضا صفوی، حسین محجوبی پور، محمدعلی محمد زاده، عظیم هنرمند صفحه 357
    مقدمه
    رعایت استاندارد های بیهوشی از ضروریات بوده و لازم است قبل، حین و در خاتمه روند بیهوش کردن بیماران وضعیت موجود طبق چک لیست استانداردی ارزیابی شود و در صورت وجود مشکل، راه حل منطقی ارائه گردد. هدف این مطالعه طراحی چک لیست ارزیابی میزان رعایت استانداردهای بیهوشی و بررسی وضع موجود مراعات استانداردها توسط متخصصین و رزیدنت های بیهوشی در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی گیلان می باشد.
    روش ها
    ابتدا مراحل مختلف فرآیند بیهوش کردن بیمار از هنگام ورود به اتاق عمل تا زمان خروج وی مشخص گردید. در هر مرحله استانداردها بر اساس کتاب های معتبر و نظریه های اصلاحی اخذ شده از اساتید بیهوشی و با توجه به شرایط موجود بیمارستان های دانشگاه مربوطه تدوین و چک لیست آن استخراج گردید. فعالیت متخصصین و رزیدنت های بیهوشی (20 نفر) بر اساس چک لیست فوق به صورت غیر محسوس در طی 6 ماه مشاهده و ارزیابی شد. داده ها با محاسبه توزیع فراوانی تحلیل گردید.
    نتایج
    بیشترین موارد عدم رعایت استاندارد به ترتیب نزولی مربوط بودند به: آماده سازی اتاق عمل (5/52 درصد)، قبل از انتوباسیون (2/42 درصد)، قبل از اکستوباسیون (40 درصد)، حین بیهوشی (5/34 درصد)، ترخیص از ریکاوری (3/33 درصد)، بعد از انتوباسیون (7/27 درصد)، قبل از ریکاوری (2/27 درصد)، حین ریکاوری (1/17 درصد)، هنگام انتوباسیون (8/13 درصد)، هنگام ورود بیمار به ریکاوری (3/11 درصد)، تحویل بیمار به ریکاوری(10 درصد)، موقع اکستوباسیون (9 درصد)، بعد از اکستوباسیون (0 درصد).
    نتیجه گیری
    ضرورت داشتن چک لیست و بکارگیری آن در زمان بیهوش کردن بیماران در اتاق عمل برای حفاظت بیمار از خطرات با این مطالعه مشخص و نقاط ضعف عملکرد کنونی مشخص گردید. بر اساس نتایج مطالعه حاضر می توان مداخلات آموزشی و مدیریتی برای بهبود مراعات استانداردها را طراحی نمود
    کلیدواژگان: بیهوشی، استانداردهای بیهوشی، مراقبت بعد از بیهوشی، راهنمای آموزشی، درمانی، ارزیابی
  • رباب لطیف نژاد رودسری، حمیده جعفری، بی بی لیلا حسینی، اکرم اسفلانی صفحه 364
    مقدمه
    آموزش الکترونیکی به عنوان پیشرفته ترین روش آموزشی در دنیای امروز مطرح است. با توجه به آغاز استفاده از این روش های مدرن آموزشی در دانشگاه های جهان و ایران، نیازبه اطلاع از دانش و نگرش دانشجویان به عنوان مهم ترین عناصر سیستم آموزشی، ضروری می نماید. لذا این مطالعه به منظور بررسی دانش و نگرش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد نسبت به آموزش الکترونیکی طراحی گردید.
    روش ها
    پژوهش توصیفی مقطعی حاضر برروی 380 نفر از دانشجویان ترم 2 و بالاتر دانشگاه علوم پزشکی مشهد درسال 1388 که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند، انجام گرفت. دانش و اطلاعات فن آوری دانشجویان با استفاده از پرسشنامه پژوهشگر ساخته معتبر و پایا سنجیده شد. از مقیاس نگرش آموزش الکترونیکی میشرا (Mishra) برای سنجش نگرش استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی (آزمون های من ویتنی، کراسکال والیس، آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی اسپیرمن و پیرسون) و توسط نرم افزار SPSS انجام گرفت.
    نتایج
    میانگین نمره نگرش 17/7±21/37 و میانگین نمره دانش 94/3±63/10 بود. بین نگرش با جنس، مقطع و رشته تحصیلی دانشجویان ارتباط آماری معنا داری وجودداشت. همچنین ارتباط معناداری بین دانش و مقطع تحصیلی و مدت استفاده از کامپیوتر و اینترنت وجود داشت.
    نتیجه گیری
    با توجه به سطح دانش پایین و نگرش نسبتا مثبت دانشجویان نسبت به آموزش الکترونیکی، طراحی برنامه های آموزشی نظیر کارگاه ها به منظور ارتقا آگاهی و توانایی استفاده از آموزش الکترونیکی، به عنوان یک ابزار آموزشی اثربخش، پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: دانش، نگرش، آموزش ا لکترونیکی، دانشجویان، علوم پزشکی
  • وحید عشوریون، مصطفی شریف صفحه 383
    مقدمه
    دوره آموزش پزشکی عمومی تاریخچه طولانی دارد که به قبل از میلاد بر می گردد، ولی آموزش آکادمیک پزشک عمومی از قرن هیجدهم آغاز گردید. این مقاله قصد دارد سیر تحولات آموزش پزشکی را با تاکید بر تربیت پزشک عمومی از سال 1765 تا زمان حال دنبال کرده عوامل تاثیرگذار بر تحولات برنامه درسی آن را شناسایی کند و در پایان برنامه درسی پزشکی عمومی ایران را مورد تحلیل قرار دهد.
    روش
    این مطالعه مروری با استفاده از مرور متون در زمینه تاریخ برنامه درسی پزشکی عمومی در جهان و ایران انجام گرفت.
    نتایج
    بر اساس این مطالعه تاریخ برنامه درسی پزشکی عمومی در پنج دوره قابل مطالعه است: 1870-1765 مدل کارآموزی (Apprenticeship)، 1950–1871 مدل مبتنی بر دیسیپلین ها، 1970-1951 مدل مبتنی بر ارگان سیستم های بدن، 19990-1971 مدل یادگیری مبتنی بر حل مساله و از1991 تا کنون، مدل مبتنی بر شایستگی ها. در ایران نیز آموزش پزشکی نوین به تاسیس دارالفنون در سال 1228 باز می گردد که پس از گذشت بیش از یک و نیم قرن هنوز در قالب سنتی (مبتنی بر دیسیپلین) ارائه می گردد.
    نتیجه گیری
    اگرچه چالش های فراروی آموزش پزشکی کشور با چالش های جهانی مشترک است، رویکرد غالب برنامه درسی پزشکی عمومی در ایران رویکرد دیسیپلینی بوده و برای برخورد با چالش های فوق رویکرد مناسبی به نظر نمی رسد. به همین منظور دیدگاه تاریخی به برنامه درسی پزشکی عمومی برای گذر از زمان و رسیدن به برنامه درسی مطلوب می تواند راه کار مناسبی باشد. شاید بتوان با ایده گرفتن از راه حل های موجود در متون علمی، و بومی سازی آن، چالش های فراروی آموزش پزشکی کشور را مرتفع کرد.
    کلیدواژگان: تاریخ، آموزش پزشکی، برنامه درسی
  • میترا ذوالفقاری، رضا نگارنده، فضل الله احمدی صفحه 398
    مقدمه
    سیستم آموزش الکترونیکی ترکیبی با استفاده از فناوری های پیشرفته و متنوع سعی در بهبود کیفیت یادگیری دارد. این پژوهش با هدف بکارگیری و بررسی اثربخشی سیستم آموزش الکتریکی ترکیبی (با فرایند تجزیه و تحلیل، طراحی، اجرا، ارزشیابی) در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گردیده است.
    روش
    در یک مطالعه اقدام پژوهی با رویکرد مشارکتی، در سال 88-1387، ابتدا دیدگاه تمامی اعضاء هیات علمی و دانشجویان پرستاری و مامایی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با سیستم آموزش الکترونیکی ترکیبی توسط پرسشنامه محقق ساخته مورد بررسی قرار گرفت و سپس سامانه آموزش الکترونیکی طراحی گردید. مدرسان داوطلب (17 نفر) پس از شرکت کارگاه های آموزشی دروس خود را به شیوه الکترونیکی ترکیبی آماده و اجرا نمودند. در مجموع 22 درس به این شیوه اجرا شد و در پایان ترم میزان اثربخشی آن (از سه جنبه رضایت، یادگیری و مشارکت) با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و چک لیست مشاهده ارزیابی گردید. داده ها با استفاده از آزمون های توصیفی (فراوانی و درصد) و آزمون های تحلیلی (آزمون مجذور کای و ویلکاکسون) مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    از مجموع 181 دانشجویی که به پرسشنامه پاسخ دادند (پاسخ دهی 2/82 درصد)، 4/67 درصد از اجرای برنامه رضایت کامل داشتند. همچنین 2/88 درصد مدرسان از به کارگیری این شیوه در تدریس رضایت کامل داشتند. دانشجویان و مدرسان استفاده از این روش را به روش رایج تدریس ترجیح می دادند (000/0P=). در میانگین نمرات دانشجویان و میزان مشارکت آنان نسبت به ترم قبل (روش حضوری) تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (001/0P=).
    نتیجه گیری
    آموزش الکترونیکی ترکیبی به عنوان یک ساز و کار جدید که روش های یادگیری و تدریس متنوعی را با هم ادغام می نماید؛ موجب رضایت مندی بیشتری در دانشجویان و استادان شده است و می تواند با امکان انعطاف پذیری در یادگیری و با قابلیت بهره گیری از مزایای هر دو روش آموزش حضوری و الکترونیکی، یادگیری را افزایش دهد. از این رو پیشنهاد می گردد به عنوان یک روش ارائه آموزش مؤثر، در دانشگاه های علوم پزشکی کشور مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: آموزش الکترونیکی، آموزش الکترونیکی ترکیبی، اثربخشی، ارزشیابی
  • فریده فرخی ناهید گلمکانی، مهین تفضلی صفحه 410
    مقدمه
    امتحان جامع مهم ترین آزمون دانشجویان مامایی بوده و می تواند توانایی های حرفه ای آنان را ارزیابی نماید از آنجایی که این امتحان از دغدغه های عمده دانشجویان در طی دوران تحصیلی شان می باشد، مطالعه ای به منظور تعیین نگرش دانشجویان مقطع کارشناسی در مورد امتحان جامع مامایی در دانشکده پرستاری مامایی مشهد در سال 1387 انجام شد.
    روش ها
    در این پژوهش توصیفی33 نفر از دانشجویان کارشناسی مامایی که در شهریور ماه 87 امتحان پایان دوره خود را گذرانده بودند، به روش نمونه گیری در یک مقطع زمانی مورد بررسی قرار گرفتند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت داده های به دست آمده با کمک نرم افزار آماری SPSS و آمار توصیفی، همبستگی پیرسون، آزمون t و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    نگرش دانشجویان در مورد امتحان جامع با میانگین و انحراف معیار 12/10±15/80 در سطح مطلوب برآورد گردید، که در این رابطه نقش میزان رعایت اصول اخلاقی و حرفه ای با میانگین 68/18±66/84 در بالاترین سطح و میزان برخورداری از زمان مناسب جهت اداره مراجع 69/21±02/71 در پایین ترین سطح بود. میانگین و انحراف معیار نمره نگرش دانشجویان به امتحان جامع در محیط زایشگاه 51/10±20/82، در درمانگاه زنان 78/11±38/81، درمانگاه مراقبت های قبل از تولد 91/13±82/80 و در بهداشت مادر و کودک 92/16±54/75 از کل نمره 100 بود. همچنین بین آگاهی دانشجویان از مفاد و فرم های ارزشیابی مربوط به امتحان جامع با نگرش آنها نسبت به امتحان در اکثر موضوعات ارتباط معنادار آماری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    نگرش دانشجویان مامایی نسبت به امتحان جامع در سطح مطلوب بود. لازم است علاوه بر تداوم و ارتقاء برنامه های موجود، در جهت بهبود شرایط امتحان و آماده سازی دانشجویان جهت امتحان جامع از طریق آشنایی آنها با فرآیند ارزشیابی، اقدامات لازم انجام گیرد.
    کلیدواژگان: امتحان جامع، نگرش، دانشجویان مامایی، کارشناسی
  • مجتبی خواجه آزاد، محمد یمنی دوزی سرخابی، علی زارعی محمودآبادی، جواد نقی زاده صفحه 417
    مقدمه
    در این مطالعه ارزیابی کیفیت حوزه برنامه آموزشی دوره پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) براساس استانداردهای ملی و جهانی مد نظر بود.
    روش ها
    این مطالعه به صورت پیمایشی با پرسشنامه ای روا و پایا که بر اساس استانداردهای ملی ایران و استانداردهای WFME (World Federation for Medical Education) در حوزه برنامه آموزشی دوره پزشکی عمومی تنظیم شده بود، انجام گرفت. جمع آوری داده ها از دو جامعه اساتید و دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه بقیه الله (عج) با روش نمونه گیری تصادفی طبقاتی در دو طبقه علوم پایه و بالینی انجام شد. داده ها با نرم افزار Prism و آزمون های آماری در محدوده اطمینان 95 درصد تحلیل شد.
    نتایج
    کیفیت حوزه برنامه آموزشی دوره آموزش پزشکی عمومی دانشگاه بقیه الله (عج) براساس استاندارد ملی از نظر اساتید در سطح مطلوب (71 درصد) و از نظر دانشجویان در سطح ضعیف (38 درصد) و براساس استانداردهای WFME از نظر اساتید در سطح «بین پایه و کیفیت» (بیش از 75 درصد امتیاز سطح پایه) و از نظر دانشجویان در سطح «کمتر از پایه» (کمتر از 75 درصد امتیاز سطح پایه) ارزیابی شد. با وجود تفاوت کمی معنادار در سطح امتیازدهی(001/0P<)، دیدگاه اساتید و دانشجویان در شناسایی شاخص های ضعیف نظیر «استفاده از راهبردهای نوین آموزشی»، «ارتباط برنامه آموزشی با نظام سلامت» و «ساختار، محتوا و طول دوره» و شاخص های قوی نظیر «الگوهای برنامه درسی»، «علوم پایه زیست پزشکی»، «تدوین و اعلام برنامه آموزشی» مشابه بود.
    نتیجه گیری
    تفاوت کمی دیدگاه اساتید و دانشجویان ناشی از تفاوت در اطلاعات و تفاوت مشارکت آنان در فرآیند تدوین برنامه آموزشی دانشگاه است. اما تشابه کیفی نظر آنان نشان دهنده نقاط ضعف و قوت ساختاری برنامه آموزشی است. شاخص های سنتی و ایستا نقطه قوت و شاخص های پویا و نیازمند خلاقیت نقطه ضعف آموزش پزشکی عمومی دانشگاه بقیه الله (عج) است. پیشنهاد می شود برنامه آموزشی این دانشگاه با توجه به سطح کیفیت الگوی WFME تدوین گردد.
    کلیدواژگان: کیفیت، آموزش پزشکی عمومی، استانداردهای WFME، استانداردهای ملی، برنامه آموزشی، نگرش، اساتید، دانشجویان
  • سید منصور رضوی، پیمان سلامتی، الهام شاهقلی، ملک تاج هنرمند، فریبا نادری، علی اکبر رهبری منش، مهدی آل حسین، پیمانه علی زاده طاهری، سید محمد میراسکندری، ناهید خسروشاهی صفحه 430
    مقدمه

    آموزش کارهای عملی پزشکی طی دو دهه اخیر در دانشکده های پزشکی دستخوش تحولات چشمگیری شده است و به سمت گسترش و تقویت آموزش ها در مراکز آموزش مهارت های بالینی رفته است و لازم است، تاثیر این مراکز در میزان یادگیری مهارت های بالینی توسط دانشجویان مورد بررسی قرار گیرد. هدف از این مطالعه، مقایسه یادگیری مهارت های بالینی دو گروه از کارورزان پزشکی با آموزش سنتی (شیوه جاری) و آموزش با استفاده از مرکز آموزش مهارت های بالینی بود.

    روش ها

    این مطالعه یک مطالعه مداخله ای نیمه تجربی است که در سال های تحصیلی 1386 و 1387 بر روی دو گروه از کارورزان رشته پزشکی که برای گذراندن دوره آموزشی خود به بیمارستان کودکان بهرامی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران معرفی شده بودند آموزش تعداد 25 نفر از دانشجویان به روش سنتی و تعداد 19 نفر دانشجویان با استفاده از مرکز آموزش مهارت های کودکان انجام شد. روش نمونه گیری در این مطالعه، نمونه گیری ساده غیرتصادفی بوده است. در این مطالعه، کارورزان آموزش داده شده، با روش آزمون ساختارمند عینی بالینی (Objective Structured Clinical Examination) مورد ارزیابی قرارگرفته و نتایج در نرم افزار آماری SPSS و به کمک تست های آماری Kolmogrov-Smirnov، Paired T-test و Independent T-test مورد آزمون و مقایسه قرار گرفته اند.

    نتایج

    نمرات مهارت های بالینی کاروزان پزشکی گروه تجربی و شاهد، قبل از شروع و پس از اتمام دوره تفاوت آماری معناداری داشتند، میانگین و انحراف معیار نمره مهارت بالینی دانشجویان گروه تجربی پس از آموزش 84/14±69/120 و گروه شاهد 20/11±87/102 و میانگین تفاضل نمرات قبل و بعد از آموزش در گروه های تجربی و شاهد به ترتیب 32/12±60/29 و 97/7±45/16 و اختلاف معنا دار بود (001/0P<).

    نتیجه گیری

    آموزش مهارت های بالینی در مرکز آموزش مهارت های بالینی بیمارستان کودکان بهرامی در ارتقای عملکرد مهارت های کودکان در کارورزان تحت بررسی بیشتر از آموزش با شیوه سنتی موثر بوده است. پیشنهاد می شود، آموزش مهارت ها در مرکز مهارت ها در خلال آموزش های سنتی کودکان گنجانده شود.

    کلیدواژگان: آموزش، مهارت های عملی، مهارت های روان حرکتی، آزمون عینی ساختارمند ایستگاهی، دانشجوی پزشکی، مرکز آموزش مهارت های بالینی، کودکان
  • جعفر صادق تبریزی، لادن مردانی، هادی کلانتری، زهرا حمزه ای صفحه 439
    مقدمه
    برای تحقق ویژگی های حرفه ای و کسب مهارت های مورد نیاز، دانشجویان در عرصه های کارآموزی آموزش می بینند. مطالعه حاضر با هدف شناسایی وضعیت کارآموزی در عرصه از دیدگاه دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی درمانی و بهداشت خانواده دانشکده بهداشت و تغذیه دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شده است.
    روش ها
    این مطالعه کیفی تجارب دانشجویان را در خصوص واحد کارآموزی در عرصه رشته مدیریت خدمات بهداشتی درمانی و بهداشت خانواده در تیر ماه 1387 مورد بررسی قرار داده و داده ها با استفاده از روش بحث گروهی متمرکز جمع آوری گردید. در این مطالعه سه بحث گروهی جداگانه انجام شد که در کل 22 نفر در این بحث ها حضور داشتند، تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل محتوا از نوع قراردادی انجام گرفت.
    یافته ها
    یافته های مطالعه بیانگر سه درون مایه برنامه ریزی درسی، آمادگی برای کسب دانش و مهارت، ارزیابی کارآموزی بود. در برنامه ریزی درسی دانشجویان به مسائل مرتبط با برنامه ریزی، طرح درس و منابع آموزش اشاره داشتند. در آمادگی به مسائلی از قبیل کلاس های توجیهی، هماهنگی دانشکده با عرصه، همکاری با کارکنان بهداشتی، آموزش در عرصه، انجام کار عملی و حضور مربی تاکید می نمودند. در ارزیابی کارآموزی نیز به مسائل آزمون پایان دوره، گزارش کار، حضور و غیاب و رضایت مسؤولین و کارکنان از دانشجویان اشاره داشتند.
    نتیجه گیری
    دانشجویان برای یادگیری مهارت های مورد نیاز خود در کارآموزی در عرصه با مشکلاتی مواجه هستند و خواستار ارتقای فرآیند آموزشی این کارآموزی ها و بهره وری افزون تر از آن هستند. پیشنهاد می گردد با ارائه برنامه درسی مدون و عملی، هماهنگی با محیط کارآموزی، اجرای شیوه های تدریس و ارزیابی مناسب موجب ارتقای کیفیت آن گردند.
    کلیدواژگان: کارآموزی در عرصه، مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، بهداشت خانواده، مطالعه کیفی
  • علیرضا ایرج پور صفحه 452
    ارتقای کیفیت آموزش و برون داد آن در ارائه خدمات سلامت همواره مورد توجه سیاست گذاران ارشد و مجریان برنامه های آموزشی بوده است. توسعه تعاملات بین حرفه ای به عنوان یکی از راهبردهای اجتماعی نمودن فراگیران حوزه سلامت در فضای کار گروهی از رویکردهای تاثیر گذار دراین راستاست. به اشتراک گذاشتن دانش و تجربیات فراگیران علوم سلامت فرصت هایی را فراهم می کند تا تعاملات بین حرفه ای را به هنگام خدمت بیاموزند. این نوشتار بر آن است تا ضمن تعریف واژه های رایج در آموزش بین حرفه ای، از طریق ارائه نتایج یک مرور نظام مند، به ترسیم تصویری از تاریخچه پیدایش و توسعه این رویکرد در کشورهای پیشگام بپردازد. در این رهگذر نقش سازمان بهداشت جهانی، سازمان های ملی و بین المللی بر بسط نتایج ابداعات آموزشی در این حوزه ارائه می گردد. اهرم های بیرونی و درونی نظام سلامت که ضرورت سرمایه گذاری بر بهبود تعاملات بین حرفه ای از طریق آموزش را آشکار می کند، در ادامه می آید. همچنین مزایای مبتنی بر شواهد استفاده از این رویکرد و مبانی نظری زیربنای آن به اجمال مطرح می شود. این نوشتار با طبقه بندی الگوهای مورد استفاده در اجرای ابداعات آموزشی و شیوه طراحی آنها همراه با تاریخچه ای از توجه به آموزش بین حرفه ای در ایران خاتمه می یابد.
    کلیدواژگان: آموزش بین حرفه ای، تاریخچه، نظام سلامت، فراگیران، الگوها و نظریه ها، جمهوری اسلامی ایران
|
  • Mohammad Hadi Safi, Massoud Falahi Khoshknab, Mehdi Russell, Mehdi Rahgozar Page 323
    Introduction
    Generally every organization's success relies on its employee's efforts as well as their job satisfaction. Identifying the factors leading to job satisfaction among faculty members could be useful in increasing their satisfaction and motivation for efficient educational and research activities. This study was conducted to determine job satisfaction rate among faculty members of University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences.
    Methods
    This was a descriptive cross-sectional study performed on 94 faculty members of Tehran University of Social Welfare and Rehabilitation Sciences in the year 2008. Data was gathered through a researcher-made questionnaire and analyzed by SPSS software using mean, standard deviation, and Principal Component Analysis.
    Results
    The mean and standard deviation of faculty members’ job satisfaction was 72.6 ± 16.91 out of 135. The mean and Standard deviation for the domains under investigation were as follows: Economy (7.00 ± 2.212) out of the total score of 15, education (9.31 ± 1.81) out of the total score of 15, research (11.47 ± 2.41) out of the total score of 20, administration (13.95 ± 3.29) out of the total score of 25, motivation (26.77 ± 5.81) out of the total score of 50, and welfare (4.11 ± 1.47) out of the total score of 10. As a result of Principal Component Analysis of all domains including motivation, research, economy, administration, education and welfare it was revealed that motivational domain with the score of. 847 was the most effective and economic domain with the score of. 657 had the least impact on the job satisfaction of faculty members.
    Conclusion
    Faculty members were almost dissatisfied with their job considering different mentioned domains. This satisfaction was a little more desirable in the domains of education, research, and motivation compared to the domains of welfare, administration, and economy. Educational leaders and administrators need to ensure more job satisfaction and welfare for faculty members through strategic planning and defining appropriate goals.
  • Guiti Atash Sokhan, Nahid Bolbol Haghighi, Hossein Bagheri, Hossein Ebrahimi Page 333
    Introduction
    In order to have a precise judgment on performance, a variety of data resources are needed. In this regard, experts emphasize on employing different assessment groups for determining achievement of learning objectives by students. This study was performed to compare self, peer, and teacher evaluation in the process of midwifery student's clinical skills evaluation at delivery room of Fatemieh and Imam Hossein Hospitals affiliated to Shahrood University of Medical Sciences.
    Methods
    In this descriptive cross sectional study, 85 senior midwifery students were selected and evaluated by 3 methods of self, peer, and clinical teacher evaluation. Their clinical competencies were assessed using a researcher made questionnaire including two parts of general and specific skills evaluation. Data were analyzed by SPSS software using one-way analysis of variance and Tukey.
    Results
    The mean and standard deviation of the self-evaluation, peer evaluation, and clinical teacher’s evaluation of general clinical skills were 4.21±0.46, 4.21±0.28, and 3.97±0.47, respectively. Considering specific clinical skills, the mean and standard deviation of self-evaluation, peer evaluation, and evaluation by clinical teachers were 3.91±0.54, 3.87±0.27, and 3.66±0.41, respectively. Analysis of variance revealed a significant difference among three methods of evaluation considering general and specific clinical skills.
    Conclusion
    With regard to scores dissimilarity in different assessment techniques, self-evaluation and peer evaluation could be considered as supplementary methods for other evaluation methods in the evaluation of student's clinical performance.
  • Marzieh Shayestehfard, Hojjat Houshyari, Bahman Cheraghian, Shila Latifzadeh Page 340
    Introduction
    In spite of qualitative and quantitative improvements in nursing studies, the application of findings in practice is quite limited among nurses. It seems that there are some factors acting as barriers or facilitators in spreading and employing the findings. Therefore, this study was done in order to identify nurses’ opinion regarding barriers and facilitators of clinical utilization of study results in Abadan and Khorramshahr hospitals.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was performed in year 2007 on a hundred nurses of Abadan and Khoramshahr hospitals selected through convenience sampling. The questionnaire (whose reliability and validity had been confirmed) included 3 parts of demographic data, barriers to clinical utilization of study findings, and factors facilitating the application of study results in clinical settings. Data were analyzed by SPSS software using statistical tests of mean, standard deviation, and relative frequency.
    Results
    Top three barriers to apply study results in clinical settings were shortage of facilities for utilization of study results with Mean and SD of (3.54±0.7), lack of enough time for implementing innovative ideas (3.37±0.86), and lack of close cooperation between university and hospital (3.36±0.94). Conducting in-service training courses on new research findings (3.73±0.54), training nurses for further information on research methodology (3.69±0.54), and equipping hospital library with a variety of journals and internet access (3.68±0.63) were determined as the most important facilitators.
    Conclusion
    According to the results of the study, it is necessary to put extensive efforts on individual and organizational aspects to reduce barriers and develop facilitators. This enables nurses to change their Patient’s care practice towards more evidence based one.
  • Farangis Shoghi Shafagh Aria, Kamal Dorrani, Aboulfath Lameei, Reza Labbaf Ghasemi Page 350
    Introduction
    Universities of medical sciences in Iran have recently employed different quality management approaches according to their own reasoning. They include accreditation, total quality management (TQM), suggestion system, ISO 9000, and productivity. This study aimed to identify chosen approaches in Iranian Medical universities and clarify the reasons of selection as well as practical measures made according to the selected approach.
    Methods
    This was a survey study. Study population included the vice chancellors for education of all of the 41 universities of medical sciences affiliated to Ministry of Health and Medical Education in Iran. For data collection, a questionnaire including 27 questions was developed by the researcher.
    Results
    62% of the universities of medical sciences have selected Total Quality Managements approach, 46% Suggestion System, 41% Accreditation, 22% Productivity, and 16% ISO9000.The knowledge of the requirements of the approach has been most influential in the selection of the accreditation(69%) and least influential in the selection of the ISO 9000(62%). Vice chancellors’ awareness and belief has been most influential in the selection of the productivity(75%) and least influential in the selection of the suggestion system(69%). The support and push from the Ministry of Health and Medical Education(MOHME) has been most influential in the selection of the ISO9000(77%), and least influential in the selection of the suggestion system(68%). Regarding practical measueres, maximum training activities have been focused on accreditation (66%) and the least on the suggestion system (58%). ISO9000 has received the most support (66%) from the MOHME, and accreditation and total quality managements have received the least support (60%). Productivity and suggestion system approaches have had maximum achievements(72%), and ISO 9000 and accreditation have had minimum achievement rates(62%).
    Conclusion
    It seems that Universities were confused by successive official orders from MOHME. Since aware voluntary selection of quality approach could be more influential than official orders, TQM approach was more frequently implemented. Therefore it is recommended to inform managers about quality management and implement it by reform in organizational culture, so that institutions admit it as an essential element in their organization.
  • Mohammadreza Safavi, Hossein Mahjobipor, Mohammadali Mohammadzadeh, Azim Honarmand Page 357
    Introduction
    Applying basic standards of anesthesia care is crucial. Patients’ status should be evaluated based on a standard checklist. In case of mismanagement, logical approaches must be conducted. The main objective of the present study is to develop a checklist for evaluation of implementing anesthesia care standards, and its application by observing the practice of anesthesiologists and their residents in Guilan Medical University hospitals.
    Methods
    At first, different stages of anesthesia from patients’ arrival to the operating room till discharge from the recovery room were determined. In every stage, standard protocols were prepared. Then, the checklist items were developed based on anesthesia reference books and the modifications made according to Guilan anesthesiologists and conditions of university hospitals. After that, the adherence of twenty anesthesiologists and residents to these protocols were insensibly observed and scored for six months. Data were analyzed and frequency distribution was presented.
    Results
    Rate of not-applied standards in descending orders was: 52.5% in preparation of operating room, 42.2% in pre-intubation, 40% in pre-extubation, 34.5% during maintenance of anesthesia,33.3% at discharge from the recovery room, 27.7% after intubation, 27.2% before arrival to the recovery room, 17.1% in recovery room, 13.8% at the time of intubation, 11.3% at arrival to the recovery room, 10% upon admission to the recovery room, 9% upon extubation, and 0% after extubation.
    Conclusion
    This study revealed the necessity of using standard checklist for anesthesia care in operating room to protect the patient and to decrease the risk of anesthesia for them. Based on the results, educational and management interventions should be designed to promote adherence to standards.
  • Rabab Latifnejad Roudsari, Hamideh Jafari, Bibi Leila Hosseini, Akram Esfalani Page 364
    Introduction
    Nowadays, E-learning is one of the most advanced educational techniques. Considering the commencement of adopting such modern teaching techniques across the world as well as in the Iranian universities, one needs to apprehend the knowledge and attitude of students as one of the most important components in the education system. Thus, this study was designed to investigate the knowledge and attitude of students towards E- learning at MUMS.
    Methods
    This descriptive cross-sectional study was conducted on 380 students who were studying in semester two or higher in 2009 in MUMS and were selected by stratified random sampling. Student's knowledge and technology information was measured using self-structured questionnaires whose validity and reliability had been confirmed. Mishra’s E-Learning Attitude Scale was used to measure attitude. Data were analyzed using Mann-Whitney, Kruskal-Wallis, One-way ANOVA, Student t-test and Spearman and Pearson correlation in SPSS software.
    Results
    The mean score of attitude was 37.21±7.177 (minimum score: 11, maximum: 55) and the mean score of knowledge was 10.63±3.940 (minimum score: 0, maximum score: 20).There was a significant relationship between attitude and student's sex, study program and course of study. A significant relationship also was found between knowledge, the study program and duration of using computer and internet.
    Conclusion
    Considering the poor knowledge and relatively positive attitude of students toward e-learning, it is recommended to implement training programs such as workshops to develop students’ awareness and ability to utilize e-learning as an effective learning tool.
  • Vahid Ashoorion, Mostafa Sharif Page 383
    Introduction
    Academic General Practitioner training program has begun in 18th century, although it has a long history initiated before Christ. This study is aimed at investigating the historical trend of GP training program from 1765 to 2011 and exploring influential factors inducing changes in the medical education curriculum. Finally, it is to analyze medical education curriculum in Iran with respect to global trend of medical education changes.
    Methods
    This is a narrative review in the field of General Practitioner training program history in the World and Iran.
    Results
    History of academic GP training program in the world can be studied in five phases: 1765-1870 with the dominance of apprenticeship model; followed by the emergence of newer models: 1871-1950 discipline based model, 1951-1970 system oriented model, 1971-1990 problem based learning model and 1991 to present competency based model. In Iran, academic medical education refers to establishment of Dar-Al-Fonoon school in 1849. Since that time on, medical education in Iran has been discipline based for more than 150 years. Recently reforms have been planned and implemented in several Iranian medical schools to adopt the curriculum for more innovative models.
    Discussion
    In conclusion, although the challenges in medical education in Iran are the same as the other parts of the world, the dominant model of medical education curriculum is yet discipline-based model which is non-efficient with respect to the mentioned challenges. A historical perspective approach on the medical education curriculum seems to yield possible solutions obtained from scientific findings and texts and their local application.
  • Mitra Zolfaghari, Reza Negarandeh, Fazlolah Ahmadi Page 398
    Introduction
    Blended-E-Learning system uses various methods and technologies to improve learning quality. We developed some courses based on Instructional System Design Processes (analysis, design, implementation, and evaluation) for blended-e-learning, then we evaluated the effectiveness of this system in Tehran University of medical Science.
    Methods
    In this partnership-based action research study, carried out in 2008-2009, firstly viewpoints of faculty members and also nursing and midwifery students of Tehran University of Medical Science on the blended e-learning were assessed via a valid and reliable questionnaire. Then a platform of blended e-learning was designed and voluntary faculty members participated in a workshop held to develop an e-learning course. Finally a blended learning program covering 22 courses (45 credits) for BS,MS and PhD students of nursing and midwifery was designed. At the end of the semester, we used questionnaires and check-lists to assess student's & faculty member's feedback on the learning outcome of this program. The collected data were analyzed using frequency, Chi square and Wilcoxon tests in SPSS software version 16.
    Results
    181 students filled out and returned questionnaires (response rate=82.2%). 67.4% students were highly satisfied with this system. Similarly 88.2% of faculty members were completely satisfied with teaching in blended e-learning system. Both students and faculty members preferred the blended e-learning system to the conventional method (P=0.000). Mean scores of student's grades and participation were significantly higher in blended learning method than students’ in the previous semester with face-to-face method (P<0.001).
    Conclusion
    Because the blended e-learning uses benefits of both e-learning & face to face learning and provides more flexibility and satisfaction for learner and teacher, it can be considered as an effective alternative method for education in universities of medical sciences in Iran.
  • Farideh Farokhi, Nahid Golmakani, Mahin Tafazoli Page 410
    Introduction
    Final comprehensive exam is the most important examination for midwifery students to evaluate their professional ability. Since this is the main concern of the students in their educational period, this study was designed to investigate the attitude of undergraduate midwifery students about this exam in Mashhad Nursing and Midwifery school in 2008.
    Methods
    In this descriptive study, 33 midwifery students who had passed their final exam in 2007 were selected by cross sectional sampling method. The data were collected by researcher made questionnaire, and were analyzed by descriptive statistics and Pearson correlation-test and ANOVA by SPSS software.
    Results
    Based on the results, students’ attitude about final-exam was desirable (80.15%±12.10%). Obedience of ethical and professional principles was in the highest level (84.66%±18.68%) but adequate time for patients’ management was in the lowest level (71.02%±10.51). Students scored final exam in maternity unit, in gynecology clinic, prenatal care clinic and maternal care so that mean and standard deviations were 15.80±51.10, 81.38±11.78, 80.82±13.91, 74.54±16.92 out of 100 respectively. There was a significant relationship between students’ information about evaluation forms of final-exam and their attitude to that (p=0.001).
    Conclusion
    Midwifery students’ attitude to final exam was in appropriate level. It is essential to promote exam condition and students preparation through making them more familiar with evaluation forms in addition to continuation of the present programs.
  • Mojtaba Khajehazad, Mohammad Yamani Douzi Sorkhabi, Ali Zarei Mahmood Abadi, Javad Naghizadeh Page 417
    Introduction
    This study embarked on the evaluation of the quality of curriculum of general medicine in Baqiyatallah University based on Iranian national and WFME global standards.
    Method
    A survey study was designed using a valid and reliable questionnaire based on Basic Standards for undergraduate general medicine curriculum in Iran as well as WFME standards. Data were collected from faculty members in school of medicine and students in basic and clinical courses by stratified random sampling. Data were analyzed by Prism5 software (α< 0.05).
    Results
    Based on Iranian national standards, faculty members rated educational program of Baqiyatallah undergraduate general medicine as suitable (71% of standards were fulfilled), while students rated it as weak (38% of standards were fulfilled. Based on WFME standards, this program stood between basic and quality level (>75% of basic level score) in faculty members’ viewpoint and under basic level (<75% of basic level score) in student's viewpoint. Although there was a significant difference between faculty members’ and student's scores (p<0.001), their idea were the same about detection of weak indicators such as "using new educational strategies", "relevance with medical practice and health care system" and "curriculum structure, contents and duration" and also strength indicators such as "curriculum models", "basic biomedical sciences" and "educational program compilation and announcement".
    Conclusion
    The quantitative difference between lecturers and students scores is related to their difference in participation and information about educational program. The similarity of attitudes about indicators demonstrates the real and structural weaknesses and strengths of the educational program for undergraduate medical education in Baqiyatallah University. The static and traditional criteria are the strong points and the dynamic creativity driven criteria are the weak points of the educational program in this university. So attention to quality level of WFME accreditation system is recommended.
  • Seyed Mansour Razavy, Payman Salamati, Elham Shahgholi, Malektaj Honarmand, Fariba Naderi, Ali Akbar Rahbarimanesh, Mehdi Alehossein, Paymaneh Alizadeh Taheri, Seyed Mohammad Mireskandari, Nahid Khosroshahi Page 430
    Introduction

    During the recent two decades, practical medical skills’ training has experienced dramatic changes, which has led to establishment of CSLCs (Clinical Skills Learning Centers). Thus, it is necessary to evaluate the effects of these centers on student's learning of the relevant procedures. The main objective in this study was comparing the output of skills training processes in two groups of medical interns trained in conventional settings (training only on bedside) and conventional settings plus the use of CSLCs.

    Methods

    This is a quasi experimental study conducted on two groups of medical interns introduced to Bahrami Hospital (affiliated with Tehran University of Medical Sciences) for their pediatric course. Twenty five students were taught by the conventional method (control), and 19 students received training in Pediatrics CSLC (experiment). The sampling method was simple & non-randomized. The study used OSCE (Objective Structured Clinical Examination) for assessments of student’ learning, and SPSS15 software, Kolmogrov-Smirnov, paired and independent T – tests for analytical purposes.

    Results

    There was a significant difference between the mean scores of the two groups of interns before and after training (P<0.001).Mean and SD of the scores in the experiment group after training were 120.69±14.84, while for the control group they were 102.87±11.20. Mean and SD of score changes (difference between before and after pediatrics ward rotation) for experiment and control groups were 29.6±12.32, and 16.45±7.97, respectively, which were significantly different(p<.001)

    Conclusion

    Clinical skills training in Bahrami's CSLC was effective in promoting medical intern's pediatric practices. We suggest that training in CSLCs be included in traditional pediatric training courses.

  • Jafar Sadegh Tabrizi, Ladan Mardani, Hadi Kalantari, Zahra Hamzehei Page 439
    Introduction
    Health services management and family health students require professional knowledge and skills to meet clients’ and health systems needs and expectations. In this area, clerkship has a fundamental role to achieve specific skills and competencies. This study aimed at exploring the root problems in clerkship from the viewpoint of students in order to suggest applicable recommendations to promote the quality of education and design an appropriate clerkship program.
    Methods
    This is a qualitative research conducted to detect clerkship problems in health services management and family health programs in July2008. Focus Group Discussion (FGD) as a qualitative data collection method was used to determine clerkship problems from the perspective of health services management and family health students. Three FGDs were carried out with 22 students.
    Results
    The results showed that themes of coordination, teaching and supervision in the fields, tutor attendance in the fields and final exam were as the most important problem roots. Themes of planning, lesson plan, educational resources, field report and orientation workshops were found as relatively important problems. Finally, themes of hands-on practice, checking students’ presence, field workers cooperation and their satisfaction were the least important problems.
    Conclusion
    The findings revealed that most of the concerns expressed by the students rooted from themes of coordination with school and clerkship fields, teaching and supervision in the fields, attendance of tutor in the fields, final exam, planning, lesson plan, educational resources, field report and orientation workshops. Therefore, solving these problems will improve quality of clerkship education and consequently students’ knowledge and competencies.
  • Alireza Irajpour Page 452
    The quality of education and its output in the health care services has been strongly considered by educational policymakers and managers. The development of inter-professional collaboration has been identified as an influential strategy to socialize learners in various health care professionals. Sharing knowledge and experiences in Inter-Professional Education (IPE) provides health care students with opportunities to learn inter-professional interactions for their future health care services. This paper aims to present the trajectory of IPE through a systematic search. It defines relevant terminology of IPE followed by drawing the history of IPE especially in pioneer countries. The role of World Health Organization, national and international bodies in such development also are presented. Various internal and external levers enforcing investment on the improvement of inter-professional collaboration are scrutinized. Different evidence-based advantages of IPE and its theoretical basis will be addressed.. Also various models of IPE initiatives utilized around the world are summarized. The paper comes to the end with the history of IPE and its development in Islamic Republic of Iran.