فهرست مطالب

پژوهشنامه ادبیات تعلیمی - پیاپی 7 (پاییز 1389)
  • پیاپی 7 (پاییز 1389)
  • 184 صفحه، بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1389/12/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • سید جعفر حمیدی صفحات 1-12
    حافظ تلفیق کننده عشق و عرفان در شعرفارسی است. دو مقوله ای که سخن گفتن درباره هر یک از آنها به تنهایی، افزوده ای بر مکررات است؛ زیرا هم عشق و هم عرفان در شعر شاعران دیگر به فراوانی آمده و درباره هر دو، سخن به نهایت رسیده است. اما در تلفیق این دو پدیده روح انسانی در شعر و به ویژه در شعر حافظ نه تنها بر بیرنگی تکرار نمی افزاید بلکه هر دو را بیش از پیش رنگ آمیزی و نگارگری می کند. در میان غزل های نقاشی شده حافظ پاره ای عاشقانه، بسیاری عارفانه و تعداد فراوانی نیز عاشقانه- عارفانه هستند که البته تفکیک یا جدا کردن آنها، کاری آسان نمی نماید. در این مقاله در حد امکان از غزل های عاشقانه و غزل های عارفانه حافظ و تعداد آنها یاد شده است؛ اما این نظر قطعی نیست و چه بسا که هر دو نوع غزل جای بیشتر یا کمتری را در دیوان حافظ برای خود اشغال کرده باشند.
    کلیدواژگان: حافظ، غزل، عاشقانه، عارفانه، معرفت
  • ابوالقاسم رادفر صفحات 13-24
    از میان زنان شاعر پارسی گوی تنها تعداد محدودی از آنان علاوه بر داشتن جوهره و توانایی شعری از خط فکری معینی پیروی می کنند. از این روست که این افراد، نامی درخور و سزاوار در تاریخ ادبیات زنان ایران به دست آورده اند. یکی از برجسته ترین این بانوان، بزرگ بانوی شعر و ادب و عرفان، ماه شرف خانم، معروف به مستوره کردستانی است. شاعری دارای فضل و کمال و خط و ربط و شعر و انشا.
    در مدت نزدیک به 90 سال که از درگذشت این بانوی فاضله می گذرد همه آثار وی جز دیوان شعر دو هزار بیتی او و تاریخ کردستان، که در شرح حالات و حکمرانی ولات اردلان از آغاز تاسیس این سلسله تا زمان مؤلف است، از بین رفته است.
    مستوره، شاعری شیعی و دوستدار اهل بیت، علیهم السلام، بود که برخی اشعارش در ستایش امیرمؤمنان علی، علیه السلام، است. وی شاعری پیرو سبک عراقی است و همچون برخی شاعران دوره قاجار، خطی خوش و زیبا دارد؛ چنان که در زمره خطاطان بنام زمانه خویش جای می گیرد. وی با برخی از سخنوران برجسته زمانه اش چون یغمای جندقی و ملا خضر نالی، شاعر دردآشنا نیز مراوداتی داشته است. مستوره سخنوری خوش ذوق، فهیم و مستغرق عوالم عرفانی بود؛ اما نه بدان معنا که شعرش خالی از مضامین اجتماعی و درگیری های عصر و زمانه اش باشد. بیان مفاهیم عالی انسانی و مضامین دینی در اشعار او موج می زند؛ به ویژه جلوه های عزاداری سرور شهیدان حسین بن علی، علیه السلام، و مدح پیامبر اکرم، صلی الله علیه و آله و سلم، و ائمه اطهار، علیهم السلام، بخصوص امیرالمؤمنین علی، علیه السلام.
    از دیگر ویژگی های شعر مستوره کردستانی رویکرد او به عرفان و مضامین عرفانی است که صبغه خاصی به شعر او داده است.
    کلیدواژگان: مستوره کردستانی، شعر، عرفان، مضامین اجتماعی و دینی، ائمه معصومین (علیهم السلام)
  • سید مهدی نوریان، جمشید مظاهری، مهرداد چترایی عزیزآبادی صفحات 25-42
    متون نثر روزگار صفوی نسبت به دوره های پیش از آن چندان که باید از ارزش های ادبی و هنری بهره مند نیست و به همین دلیل توجه چندانی به آن نشده است. ولی در میان آن متون، گاه کتاب هایی یافت می شود که به جهات گوناگون درخور اعتناست. از این جمله است کتابی که به «جهانگشای خاقان» موسوم است و با وجود ارزش های ادبی و تاریخی آن تاکنون چنان که باید، به چشم عنایت و توجه محققان ادب روزگار صفوی نیامده است. این متن- که تاکنون دو نسخه خطی از آن شناخته شده- علاوه بر گزارش های دقیق و مفصلی که از زندگی و سلطنت شاه اسماعیل صفوی در بردارد از نظر شرح جزییات تاریخی و توصیف هایی از وقایع مهم دوران صفویه، که در منابع دیگر کمتر بدان پرداخته شده است، اهمیت فراوان دارد. همچنین شیوه حکایت پردازی و نقل حکایات با روشی شبیه به نقالی، به کارگیری تعداد فراوانی اصطلاحات و ترکیبات دیوانی و استفاده از جملات توام با آرایش های لفظی در سراسر کتاب دیده می شود.
    این نوشتار ضمن شناساندن این کتاب و بررسی ارزش های ادبی آن، دو تحریر دیگر آن را، که پس از تالیف جهانگشای خاقان، از روی همین متن نوشته شده، معرفی خواهد کرد.
    کلیدواژگان: جهانگشای خاقان، عالم آرای صفوی، عالم آرای شاه اسماعیل، نثر تاریخی دوره صفوی، ویژگیهای سبکی، وقایع تاریخی
  • مهین پناهی صفحات 43-62
    این پژوهش درصدد پاسخ دادن به این پرسش است که با توجه به عرفانی، تحقیقی و تربیتی بودن مثنوی «مطلع الانوار»، کدام یک از عناصر اخلاقی در آن به کار رفته است. برای پاسخ به این پرسش ابتدا عناصر اخلاقی از آن استخراج شد و ملکات اخلاقی که در اصطلاح، مقامات نامیده می شوند، همچنین حالات روحی، که به احوال مشهورند، از آنها جدا شد. از دیگر مواردی که در این مقاله به آنها پرداخته شده است، اخلاق فردی و اجتماعی است. همچنین نگارنده در مقاله خود نگاهی به نقد امیرخسرو نسبت به صوفی نمایان دارد.
    از این پژوهش این نتیجه به دست آمد که امیرخسرو در مطلع الانوار با مشرب اخلاق عارفانه به آموزه های اخلاق فردی مانند شناخت هدف خلقت آدمی، خودشناسی، معرفت خداوند متعال، اخلاص، دنیاگریزی، خلوت، همت، پیروی از پیر و قناعت دعوت کرده است.
    وی در اخلاق اجتماعی (با تسامح در تفکیک عناصر اخلاق فردی و اجتماعی) به سخاوت، احسان، امانتداری، احترام به پدر و مادر، حفظ جوارح از گناه و تعدی به دیگران، آداب دوستی و مانند آنها پرداخته است.
    در مجموع اخلاق در «مطلع الانوار» را می توان اخلاق عملی تلقی کرد.
    کلیدواژگان: امیرخسرو دهلوی، مطلع الانوار، اخلاق عرفانی
  • مریم خلیلی جهان تیغ، فاطمه محمودی صفحات 63-82
    گفتگوی اشخاص حکایت با یکدیگر از شگردهای شخصیت پردازی است. هر گفته نشانی از گوینده خود دارد و شخصیت ها نیز با گفتگو خلق می شوند، هم چنان که سخن گفتن هر کسی نیز نشانی از طبقه اجتماعی، میزان تحصیلات و منش انسانی او دارد. بنابراین قدرت به کارگیری گفتگو در خلق شخصیت کار ساده ای نیست و از عهده هر کسی برنمی آید؛ بخصوص اگر اثر هنری به شعر باشد. در این نوشته با روش تحلیل محتوا به مقایسه عنصر گفتگو در حکایت تمثیلی «خلیفه که در کرم از حاتم طائی گذشته بود» از مثنوی مولوی و مآخذ احتمالی آن یعنی «مصیبت نامه» عطار و «جوامع الحکایات» عوفی می پردازیم تا از این طریق فرضیه خود را در برتری هنری مولوی بر مآخذی که از آنها استفاده کرده است به اثبات برسانیم و به این نتایج برسیم که گفتگو در مثنوی علاوه بر خلق شخصیت ها و بیان احساسات و عواطف و افکار آنها، نشانه شناخت درست مولانا از روحیات اقشار مختلف جامعه است؛ به طوری که در حکایت مثنوی با آن که تشخص زبانی وجود ندارد لیکن لحن گفتگوها چنان است که می توان به طبقه اجتماعی و و وضعیت روحی شخصیت ها پی برد. علاوه بر آن مولانا نیز در چارچوب این گفتگوهای نسبتا طولانی با هنرمندی به اهداف تعلیمی خود دست می یابد.
    کلیدواژگان: گفتگو، شخصیت، راوی، لحن، تشخص زبانی
  • عطامحمد رادمنش صفحات 83-104
    نماز ستون دین و نزدیکترین راه به حق است؛ برپا داشتن آن با حضور قلب، موجب دست یابی به گنج های اسرار و حقایق الهی و در نتیجه سبب تقرب به معشوق سرمدی است.
    نماز بهترین و کارآمدترین سلاح نبرد با ابلیس و خدعه های اوست. نماز بدرقه آدمی است تا وی را از چنگال دیو نفس برهاند و نخستین پیمان بندگی وی با حق را تجدید کند.
    فریضه ای که حضرت رسول(ص) آن را «قره العین» خویش شمرده دارای چنان شان و فضیلتی است که برگزاری حتی دو رکعت از آن بر دنیا و امتیازات آن برتری دارد و ترک آن موجب انهدام دین می شود.
    مولوی که از سخنوران نامی عرفانی است، برای نماز ظاهر و باطنی قایل است که نمازگزار با توجه به قابلیت خویش و درک حقیقت آن می تواند به اهداف نماز دست یابد و ماجور حق شود.
    او نماز عاشقانه را بر نماز زاهدانه اولی می داند؛ چه زاهد با پای تن و به کندی راه وصال می سپرد؛ ولی عارف با پر و بال عشق هر دم به ساحت محبوب نزدیک می شود.
    وی پاک کردن درون را از پندارهای بازدارنده و اصنام هوا و هوس، ضرورت راه تعالی می داند و با تکیه بر آیات شریف معتقد است که علاوه بر آدمی و پری، حیوان، گیاه و جماد نیز به ذکر و ستایش حق می پردازند؛ لیکن گوش دل باید گشود تا نغمه های پر شور توحیدی آنها شنیده شود.
    این پژوهش رویکردی به تجلی عارفانه نماز در آثار مولانا دارد، خاصه بر ابیاتی از مثنوی که بر پایه آیات قرآن کریم و احادیث شریف بنا شده اند؛ همچنین نگارنده در طی این پژوهش نیم نگاهی دارد به سخنان عارفان بویژه آنان که از مقتدایان و پیشروان مولوی محسوب می شوند.
    کلیدواژگان: نماز، نماز عارفانه، مولوی، مثنوی
  • محمد جواد شریعت صفحات 105-134
    بعضی از حروف الفبای فارسی در تشکیل کلمه و در نتیجه در املای آن تاثیری استثنایی دارند که ندانستن قواعد مربوط به آنها باعث اشتباهاتی می شود که انسان را در معرض تهمت بی سوادی قرار می دهد؛ در این مقاله که به دنبال مقاله دکتر احمد تمیم داری در شماره پنجم فصلنامه پژوهش های ادبی تحت عنوان شناسه ها و روش های نگارش آنها در خط فارسی نوشته می شود، درباره طرز نوشتن همزه، الف، واو، هاء، یاء و تغییرات آنها بحثی مفصل و در عین حال فشرده به عمل آمده است که به نظر نگارنده در برهه کنونی برای دانشجویان و علاقه مندان به خط و زبان و ادب فارسی مفید است.
    در این مقاله سعی شده است که مطالب و قواعد با زبانی ساده و همه فهم بیان شود. همچنین از کاربردن اصطلاحات جدید، که معمول و مخصوص زبانشناسان ایران است، پرهیز شده است و برعکس سعی شده است که اصطلاحات زبان و ادب پیشینیان تعریف و توجیه شود تا جوانان محقق ما با فرهنگ و ادب سنتی خود قطع رابطه ای نداشته باشند.
    در این مقاله ناچار وارد حوزه های دستوری و تغییرات صوتی و تبدیل و تبدلات حروفی و اصطلاحات مربوط به آنها شده ایم و از این جهت با وجود اختصار در قواعد آنها کار به تفصیل کشیده شده است و اگر می خواستیم در این زمینه باز هم صرفه جویی کنیم، ممکن بود که رابطه تفهیم و تفاهم ما با خوانندگان بر هم بخورد و به نتیجه ای نرسیم.
    علت این که این پنج حرف را انتخاب کردیم این بود که این حروف وابستگی شدیدی نسبت به هم دارند و اگر از یکی از آنها صرف نظر می کردیم، ممکن بود که رشته تسبیح قواعد آنها پاره شود و پراکندگی آنها باعث ابتر شدن یکایک آنها گردد.
    طرح مسایل نگارشی این کلمات اگر باعث بحث هایی در این زمینه شود توفیق نگارنده را نشان می دهد و امید است که چنین شود.
    کلیدواژگان: دستور زبان فارسی، زبان شناسی، قواعد دستوری، حروف فارسی، همزه، و، الف
  • محمدرضا صرفی، مهسا اسفندیاری صفحات 135-168
    هر نوع ادبی (literary genre) می تواند حاوی انواع دیگری نیز باشد. شعر عطار در مثنوی هایش، علی رغم اینکه جنبه تعلیمی دارد، در درون خود معانی و مضامین گوناگونی را جای داده است. این امر، بررسی این منظومه ها را از منظر انواع ادبی (literary genres) و مضامین شعری موجود در آنها لازم می نماید. با بررسی و مطالعه دقیق چهار منظومه عطار؛ یعنی الهی نامه، اسرارنامه، منطق الطیر و مصیبت نامه در مجموع، بیست و هشت نوع ادبی و مضمون شعری در درون آنها یافت شد که نتیجه کار، آمار دقیق هر یک از انواع و مضامین در هر یک از منظومه ها و نیز بررسی تداخل و آمیختگی این انواع و مضامین در یکدیگر است.
    کلیدواژگان: عطار، انواع ادبی، مضامین شعری، اغراض شعری
|
  • S. J. Hamidi Pages 1-12
    Hafez is the composer of love and mysticism in the Persian poetry. In the Persian literature especially in poetry we see so many verses about love and mysticism. Therefore there is no need to discuss about them anymore. However, in Hafez poems the composition of love and mysticism is so creative that there is still need for discussing about them. Among Hafez poetry, there is some love poetry. In this article a lot of mystical poetry and the rest of them is a combination of love and mystical poetry. In this article the love and mystical poetry of Hafez has been identified; however, the exact distinction is not decisive.
  • A. Radfar Pages 13-24
    Among Farsi speaking woman who have the talent of composing poetry, few have reached the highest position. Therefore, these few poets are recognizable in the Persian literature. One of them is Mastoeh Kordestani. A woman with great talent in literature; especially, composing poetry. All literary works belonging to this poet were distorted except her Divan which includes two thousands couplets and a book about the history of Kordeastan. Her history book is the biography of the rulers of Ardalan. From the beginning of this dynasty to the poet's period. Mastoreh is a Shiite poet whose poems describe Shiite Imam especially Imam Ali. Her poems are very similar to Iraqi style. Mostoeh was an eloquent speaker and was overwhelmed in mystical word. This doesn’t mean that her poems are deprived of social concepts and conflicts. Her poems are overflowed with humanitarian values and religious concepts. In her poetry you can see the mourning for Imam Hossein and praise for Prophet Mohammad and other Imams. Other aspects of her poetry are mysticism and concepts related to it
  • S.M.Noorian, J.Mazaheri, M.Chatraee Azizabadi Pages 25-42
    Prose texts of Safavid havent many literary and artistic values in comparison with previous periods. Therefore, little attention has been paid to them. However, a close look at that period shows that there are some books which deserve attentions. One of them is Khaghani's Jahangosha. This book has received little attention by the literary researchers of Safavid periods. The book explains the exact report of Shah Soltan Abbas's life and detailed descriptions of important historical events in Safavid periods. They contain techniques of telling stories very similar to Naghali by using many idioms and Divan compounds. Sentences with figurative speech are identifiable throughout two manuscripts. This article in addition to introducing the book and investigating its literary values, presents two more writings which have been written after Khaghani's Jahanghosh.
  • M. Panahi Pages 43-62
    This article tries to answer this question "with regard to the fact that that the couplet Matla-ol-Anvar is the book of mysticism, research and didactic, which components of moral elements have been used in it?" In order to answer this question, first these moral elements were extracted from the text and moral excellences which are called Maqamat and the spiritual manners which are called Ahval were separated. Therefore, this article deals with individual and social behaviors considering Amir Khosrow Dihlavi’s criticism of factitious Sufis. Results show that Amir Khosrow in Matla-ol-Anvar, considering mystical morality, has invited the reader to moral individual manners such as self analysis, knowing God, purity, hermit, solitude, research, following preceptor and contentment. In moral manners (not too subtly separating individual and social moralities) he has dealt with generosity, beneficence, trusteeship, respecting parents, preserving limbs from sins and violence toward people, friendship etiquette, etc. Entirely one can visualize morality in Matla-ol-Anvar as practical.
  • M.Khalili Jahantigh, F.Mahmoudi Pages 63-82
    The conversation of people in a story is on of techniques in characterization. Characters come into existence by speaking. Every person shows her/his social class, education, knowledge and etc through conversation. The ability of creating characters through dialogues is not an easy task especially if the literary work to be in the form of poetry. In this article the story of "the caliph who was more generous than Hatam Taee" is analyzed from content point of view to show the power of conversation in creating an artistic piece of literary work. This story is written by Mollavi and it is based on Attar's Mosibat Nameh and Aufi's Javameol Al Hekayat. This comparison has been carried out to show the supervisory of Mollavi in creating true characters out of conversations. Mollavi with a great talent depict the Morales of social class, their thoughts and feeling. Moreover through lengthy dialogues he has achieved his goal namely creating an artistic literary work.
  • A.M. Radmanesh Pages 83-104
    Prayer is the foundation of religion and the nearest way to approach Allah. Saying prayers with great attention results in the achievement of treasures of secret and divine realities and consequently to the everlasting beloved. Prayer is the best and the most effective device to fight against Satan and its deceits. It is the predictor of man and causes him to be relieved from the jaws of the devil of self. It renews the first servitude contract between man and his God. This percept that Prophet Mohammad has called it his “eye sight”- has such a position that saying even two units of it is superior to the entire world and its preferences and leaving it results in the destruction of religion. Molavi, who is one of the most famous eloquent Gnostic speakers, considers an external and an internal appearance for prayers that the person who says the prayers, depending on his own capabilities and the extent he understands its reality can achieve the goal of prayer and approach Allah. He considers the prayer said with love to be superior to the prayer said with asceticism, because while ascetic approaches his beloved very slowly and with his physical foot. The Gnostic man paves this way through love wings and gets closer and closer to his beloved. He considers cleaning the self from preventive thoughts and the idols of carnal desires as a necessity for passing exaltation way, and based on holy verses, he believes that not only human beings and angels, but also animals, plants, and things all praise Allah, however, one need to possess heart ears to be able to hear such a nice melody. This research has investigated the ascetic appearance of prayer in the poems of Molavi based on Masnavi and according to verses of holy Quran, and honorable traditions. Moreover, the speech of ascetic people and especially those of the followers of Molavi have been referred to.
  • M.J. Shariat Pages 105-134
    There are some letters of alphabet in Persian language which have exceptional impact on word formation and hence its spelling. Being unaware of their rules, one might make some mistakes branding him as unknowledgeable.This paper, which actually pursues Dr. Ahmad Tamimdari's article entitled "Verb-ending Pronouns and Their Writing Methods in Persian Orthography" published in the fifth edition of Literary Researches Quarterly, makes an attempt to provide the reader with a detailed and intensive analysis of the way Hamze, Alef, Vav, Ha, Ya are written in Persian and how they might undergo alterations.The author believes that, such an analysis can be of great use for the students and those who seek an interest in Persian language and its orthography.It has also been endeavored to express the rules and significant points in the simplest way possible, and the inclusion of new terminology in which Iranian linguists are very much interested have been avoided. On the contrary, the author tried to define and justify the traditional literature and linguistic terms, so that no punctuation is observed between our young researchers and their traditional culture and literature.Writing this paper, the author had no alternative but getting involved in grammatical fields, phonetic alterations, alphabetical conversion, and the related terminology. Thus despite the hard effort to express them in the simplest way, the outcome has turned out to be a detailed one. If we intended to be still more economical in this respect, it would be very likely for our mutual understanding with the reader to be distorted.The reason for selecting these five letters is that, they are greatly dependent on each other, and if one was ignored, the chain would most probably be torn up, and their dispersion would cause nothing but imperfection.The author has put the issue forward in the hope of paving the way for critical discussion in the field, and it can be considered as a sign of success if such a result is obtained.
  • M.R.Sarfi, M.Esfandiari Pages 135-168
    Each literary genre can contain other genres. Attars poems have different concepts and meanings as well as didactic aspect. Being aware of concepts and literary genres of these works and whether a frequency of a literary genres and special poetic concept are identical in all poems necessitate the investigating of these works team the literary genres point of view. Twenty-eight literary genres and poetic concepts were found by investigating and carful studying of four poems of attar (elahi nam-e, asrar nam-e,manteq-al-teir,mosibat nam-e) and as a resalt the exact statistics of each kinds and concepts in each poem and also overlapping of them with each other were concluded.