فهرست مطالب

تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران - سال بیست و ششم شماره 4 (زمستان 1389)
  • سال بیست و ششم شماره 4 (زمستان 1389)
  • 156 صفحه، بهای روی جلد: 35,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1389/12/25
  • تعداد عناوین: 14
|
  • محمدتقی درزی، محمدرضا حاج سیدهادی، فرهاد رجالی صفحات 452-465
    مصرف کودهای بیولوژیک در یک نظام کشاورزی پایدار، موجب پایداری عملکرد به ویژه در تولید گیاهان دارویی می گردد. انیسون (Pimpinella anisum L.) نیز یک گیاه دارویی اسانس دار بوده و دانه مهمترین اندام حاوی اسانس می باشد. به همین منظور در تحقیقی اثر ورمی کمپوست و کود فسفات زیستی بر عملکرد و اجزاء عملکرد انیسون شامل ارتفاع بوته، تعداد چتر در بوته، وزن هزاردانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه، به صورت آزمایش فاکتوریل دو فاکتوره با استفاده از فاکتورهای ورمی کمپوست (0، 5 و 10 تن در هکتار) و کود فسفات زیستی (عدم تلقیح، تلقیح با بذر و تلقیح با بذر+ محلول پاشی بر روی خاک در مرحله ساقه رفتن) در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با نه تیمار و سه تکرار در ایستگاه تحقیقات همند دماوند (وابسته به مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور) در سال زراعی 1388 مورد مطالعه قرار گرفت. مقایسه میانگین ها توسط آزمون چند دامنه ای دانکن در سطح احتمال 5% انجام شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بیشترین ارتفاع بوته (1/50 سانتی متر)، تعداد چتر در بوته (2/33 چتر)، عملکرد بیولوژیک (2/9797 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد دانه (2/2973 کیلوگرم در هکتار) با مصرف 10 تن ورمی کمپوست حاصل گردید ولی وزن هزاردانه تحت تاثیر ورمی کمپوست قرار نگرفت. کود فسفات زیستی نیز دارای تاثیر معنی داری بر روی ارتفاع بوته و وزن هزاردانه نبود، ولی اثر معنی داری بر روی سایر صفات داشت؛ به طوری که بیشترین تعداد چتر در بوته (5/29 چتر)، عملکرد بیولوژیک (8/7768 کیلوگرم در هکتار) و عملکرد دانه (6/2571 کیلوگرم در هکتار) با دو بار مصرف کود فسفات زیستی بدست آمد. البته اثرهای متقابل هم افزایی و مثبت نیز در بین فاکتورها مشاهده شد که می توان به اثر متقابل فاکتورها بر عملکرد بیولوژیک اشاره کرد. بنابراین طبق نتایج بدست آمده، تیمار شامل کاربرد 10 تن ورمی کمپوست و مصرف دو بار کود فسفات زیستی، بهترین نتیجه را داشته است.
    کلیدواژگان: انیسون (Pimpinella anisum L)، کودهای بیولوژیک، ورمی کمپوست، کود فسفات زیستی، اجزاء عملکرد
  • مه لقا قربانلی، غلامرضا بخشی خانیکی، صنم سلیمی الیزئی، مهدی هدایتی صفحات 466-476
    در این تحقیق تغییرات میزان پرولین و قندهای محلول و فعالیت دو آنزیم کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز در اثر تنش خشکی همراه تاثیر جبرانی اسید آسکوربیک به عنوان عامل دفاعی در گیاه سیاه دانه (Nigella sativa L.) مورد بررسی قرار گرفت. بنابراین کشت گیاه به صورت گلخانه ای با تیمارهای مختلف آبیاری و اسیداسکوربیک شامل: 1) شاهد با آبیاری به مقدار ظرفیت زراعی، 2) آبیاری دو سوم ظرفیت زراعی، 3) آبیاری یک سوم ظرفیت زراعی، 4) آبیاری دو سوم ظرفیت زراعی به همراه اسید آسکوربیک 10 میلی مولار، 5) آبیاری دو سوم ظرفیت زراعی به همراه اسید آسکوربیک 1 میلی مولار، 6) آبیاری یک سوم ظرفیت زراعی به همراه اسیدآسکوربیک 10 میلی مولار، 7) آبیاری یک سوم ظرفیت زراعی به همراه اسیدآسکوربیک 1 میلی مولار، انجام گردید. مقدار پرولین و قندهای محلول در اندام هوایی و زمینی در سطوح مختلف آبیاری بجز تیمار آبیاری با دو سوم ظرفیت زراعی به همراه اسیدآسکوربیک 10 میلی مولار تفاوت معنی دار نشان دادند. مقدار آنزیمها نیز در سطوح آبیاری یک سوم و دو سوم ظرفیت زراعی چه در اندام هوایی و چه در اندام زمینی، تفاوت معنی داری داشتند و غلظت 1 میلی مولار اسیدآسکوربیک تقریبا در کنار تنشهای مختلف اثر کاهنده ای نداشت ولی اسیدآسکوربیک 10 میلی مولار به ویژه در آبیاری دو سوم ظرفیت زراعی توانست با کاهش متابولیتهای حاصل از کم شدن میزان آب آبیاری، اثر کمبود آب را به مقدار چشمگیر کاهش دهد.
    کلیدواژگان: اسید آسکوربیک، سیاه دانه (Nigella sativa L)، پرولین، قندهای محلول، کمبود آب
  • محمدتقی عبادی، مصطفی رحمتی، مجید عزیزی، محمد حسن زاده خیاط صفحات 477-489
    خشک کردن یکی از مراحل مهم پس از برداشت گیاهان دارویی می باشد که نقش مهمی در کمیت و کیفیت مواد مؤثره آنها دارد. به منظور بررسی تاثیر روش های مختلف خشک کردن بر زمان خشک کردن، درصد و اجزای اسانس گیاه دارویی مرزه (Satureja hortensis L.)، آزمایشی به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال 1387 به اجرا درآمد. شش توان مختلف میکروویو شامل 100، 180، 300، 450، 600 و 900 وات، دو دمای مختلف آون شامل 50 و 70 درجه سانتی گراد و روش طبیعی (سایه و آفتاب) در این آزمایش مورد مقایسه قرار گرفتند. در روش های مختلف، خشک کردن نمونه ها تا زمانی که وزن آنها به محتوای رطوبتی 10/0 بر پایه وزن خشک (یا 10% بر پایه وزن تر) برسد، ادامه داشت. نتایج نشان دهنده تاثیر معنی دار روش های مختلف خشک کردن بر زمان خشک کردن و میزان اسانس نمونه ها بود. به طوری که کمترین و بیشترین زمان خشک کردن (به ترتیب 5/4 دقیقه و 96 ساعت) مربوط به تیمارهای خشک کردن با توان 900 وات میکروویو و روش خشک کردن در سایه بود. بالاترین درصد اسانس (3%) در دمای 50 درجه آون و روش سایه بدست آمد و کمترین میزان (9/0%) مربوط به روش آفتاب بود. بنابراین توان های 100 و 300 وات میکروویو با 3/2% اسانس در حد متوسطی قرار داشتند. درصد کارواکرول در تیمارهای خشک کردن با میکروویو بیشتر از روش های دیگر بود، به طوری که بیشترین میزان (9/63%) در تیمار خشک کردن با میکروویو با توان 300 وات حاصل شد که اختلاف ناچیزی با تیمار توان 180 وات داشت. بیشترین میزان گاما-ترپینن (2/28%) در تیمار خشک کردن در دمای 70 درجه سانتی گراد حاصل شد که اختلاف ناچیزی با تیمار دمای 50 درجه سانتی گراد، توان های 100 و 300 وات میکروویو داشت. به طور کلی با توجه به نتایج این تحقیق می توان اظهار نمود که خشک کردن گیاه دارویی مرزه با استفاده از توان های پایین میکروویو از این جهت که زمان خشک کردن را کاهش داده و میزان اسانس و اجزای آن را به صورت قابل ملاحظه ای حفظ می کند، جهت خشک کردن این گیاه مطلوب است.
    کلیدواژگان: Satureja hortensis L، خشک کردن، درصد و اجزای اسانس
  • محمدحسن عصاره، زهرا آبروش، سیدرضا طبایی عقدایی صفحات 490-499
    ارزش اقتصادی و دارویی گل محمدی (Rosa damascena Mill.) سبب شده تا تکثیر این گیاه مورد توجه و در اولویت تحقیق قرار گیرد. به منظور حفظ ژنوتیپ پایه های برگزیده، مطالعاتی بر روی خوابانیدن ساده در دو فصل پاییز و زمستان بر روی شاخه های جوان و رشدیافته درختچه های بالغ گل محمدی در سال 1386 انجام شد. شاخه ها تحت دو تیمار هورمونی ایندول بوتیریک اسید و نفتالین استیک اسید با غلظت های متفاوت، در بستر ماسه بادی خیسانده شده و به مدت 24 ساعت در شرایط تاریکی خوابانیده شدند. نتایج نشان داد که در دو فصل پاییز و زمستان درصد ریشه زایی شاخه های گل محمدی در بستر ماسه بادی بالا بود. به طوری که تیمار ایندول بوتیریک اسید (IBA) با غلظت 50 میلی گرم در لیتر در دو فصل پاییز و زمستان بیشترین درصد ریشه زایی را به میزان 100% داشت و تیمار نفتالین استیک اسید (NAA) با غلظت50 میلی گرم در لیتر در فصل پاییز کمترین درصد ریشه زایی را به میزان 33/53% داشت. بنابراین شاخه های ریشه دار شده، پس از 5/3 ماه از پایه مادری جدا شده و در گلدان های حاوی مخلوطی از خاک باغبانی، ماسه بادی و پیت با نسبت حجمی (1:1:1) در شرایط گلخانه و تحت آبیاری از پایین (گلدان ها درون تشتک) قرار گرفتند، به نحوی که زنده مانی شاخه های ریشه دار شده به میزان 90% بود.
    کلیدواژگان: گل محمدی (Rosa damascena Mill)، خوابانیدن، ریشه زایی، زنده مانی، فصول مختلف، NAA.IBA
  • علیرضا یاوری، وحیده ناظری، فاطمه سفیدکن، محمداسماعیل حسنی صفحات 500-512
    به منظور ارزیابی برخی از خصوصیات بوم شناختی، ریختی و همچنین تعیین سطح پلوئیدی و شناسایی ترکیب های اسانس آویشن کرک آلود (Thymus pubescens Boiss. & Kotschy ex Celak) دو رویشگاه بستان آباد و یام در استان آذربایجان شرقی جهت انجام مطالعات مذکور انتخاب شدند. در این پژوهش در بهار سال 1387 در مرحله گلدهی، جهت ارزیابی ریختی از هر رویشگاه پنج نمونه کامل گیاهی و سرشاخه های گلدار جهت استخراج اسانس تهیه و به همراه بذر به منظور تعیین سطح پلوئیدی در فصل تولید بذر جمع آوری شد. اطلاعات مربوط به رویشگاه ها یادداشت برداری شد. خصوصیات رویشی و زایشی هر جمعیت مورد مطالعه قرار گرفت و بازده و ترکیب های اسانس گونه مورد مطالعه توسط دستگاه کروماتوگرافی گازی (GC) و دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) اندازه گیری و تعیین شد. به منظور تعیین سطح پلوئیدی، در هر جمعیت حداقل 10 یاخته متافازی نوک ریشه مورد مطالعه قرار گرفت و ضمن شمارش تعداد کروموزوم، سطح پلوئیدی آنها تعیین گردید. نتایج نشان داد که میانگین طول ساقه گلدار، طول و عرض برگ، تعداد گل در گل آذین و طول گل آذین در جمعیت یام بیشتر از جمعیت دیگر بود. از نظر سطح پلوئیدی، جمعیت بستان آباد هگزاپلوئید (90=x6=n2) و جمعیت یام تتراپلوئید (60=x4=n2) مشخص گردید. بازده اسانس رویشگاه بستان آباد و یام به ترتیب 3/1% و 2/2% بدست آمد. ترکیب غالب در اسانس هر دو رویشگاه تیمول می باشد که به ترتیب 6/57% و 9/44% در رویشگاه های بستان آباد و یام می باشد.
    کلیدواژگان: آویشن کرک آلود (Thymus pubescens Boiss.& Kotschy ex Celak)، ویژگی های ریختی، سطح پلوئیدی، اسانس، تیمول
  • حمزه امیری، حسین لاری یزدی، بهروز دوستی، فرانک صمصام نیا صفحات 513-520
    جنس Oliveria متعلق به تیره چتریان بوده و فقط یک گونه با نام علمی Oliveria decumbens Vent دارد که اندمیک ایران است. از طرف دیگر اسانس ها از متابولیت های ثانویه گیاهی بوده که به طور وسیعی در صنایع غذایی، دارویی و بهداشتی و به عنوان ترکیب هایی با خاصیت ضدمیکروبی مورد استفاده قرار می گیرند. در این تحقیق گیاه Oliveria decumbens Vent. از دامنه کوه های شمال غرب شهرستان کوهدشت در منطقه تنگ سیاب واقع در استان لرستان جمع آوری گردید و پس از خشک کردن گیاه در سایه، اسانس گیری از آن با روش تقطیر با آب انجام شد. شناسایی ترکیب های موجود در اسانس به وسیله کروماتوگراف گازی (GC) و کروماتوگراف گازی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) انجام شد. مطالعات آناتومیکی نیز توسط روش رنگ آمیزی مضاعف با استفاده از دو رنگ سبز متیل و قهوه ای بیسمارک انجام شد. نتایج این بررسی منجر به شناسایی 16 ترکیب در اسانس این گیاه شد که 5/96% از کل ترکیب های اسانس را شامل شده و تیمول (3/49%)، گاما-ترپینن (1/23%) و پارا-سیمن (0/10%) ترکیب های اصلی آن محسوب می شدند. بنابراین بررسی نتایج آناتومیکی نشان داد که در سطح برگهای این گیاه کرکهای غیرترشحی دیده می شوند، در حالی که در قسمت های درونی پوست ساقه کانالهای ترشحی مشاهده می شوند که محل تشکیل اسانس در این گیاه هستند.
    کلیدواژگان: Oliveria decumbens Vent، اسانس، ساختارهای ترشحی، تیمول، گاما ترپینن
  • رضا امیدبیگی، ابوالفضل علی رضالو صفحات 521-530
    کرچک (Ricinus communis L.) یکی از گیاهان دارویی مورد استفاده در صنایع داروسازی، آرایشی و بهداشتی کشورهای توسعه یافته است. روغن بدست آمده از دانه های این گیاه جزو باارزش ترین مواد با اثر مسهل و ملین در پزشکی می باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر هفت ناحیه مختلف کشت بر میزان روغن و ترکیب اسیدهای چرب آن و امکان افزایش کمیت و کیفیت روغن کرچک بود. نتایج نشان داد که تغییر ناحیه کاشت، اثر معنی داری بر میزان روغن و ترکیب اسیدهای چرب کرچک داشته و بین اقلیم های مختلف نیز تفاوت معنی داری در سطح احتمال 1% وجود دارد. بیشترین میزان روغن از غرب تهران (52%) و مرند (51%) گزارش شدند. براساس نتایج حاصل از تجزیه اسیدهای چرب در دستگاه کروماتوگرافی گازی (GC)، هشت اسید چرب عمده در بذر گیاه کرچک مشاهده شد. ریسینولئیک اسید (18:1Δ9c-12OH) عمده ترین اسید چرب (72/85% تا 94/88%) در روغن کرچک بود. بیشترین میزان ریسینولئیک اسید از منطقه ارومیه (94/88%) و کمترین آن از منطقه شبستر (72/85%) گزارش شد. سایر اسیدهای چرب شناسایی شده در مناطق مختلف، شامل لینولئیک اسید (25/2% تا 73/4%)، پالمتیک اسید (9/0% تا 13/2%)، اولئیک اسید (05/3% تا 22/4%)، استئاریک اسید (55/0% تا 54/1%)، لینولنیک اسید (35/1% تا 88/2%)، دی هیدروکسی استئاریک اسید (51/0% تا 85/0%) و ایکوزانوئیک اسید (86/0%) بودند. بنابراین نتایج این مطالعه نشان داد که میزان روغن و ترکیب اسیدهای چرب روغن کرچک تحت تاثیر آب و هوای محل کشت قرار داشت.
    کلیدواژگان: کرچک (Ricinus communis L)، اقلیم، اسیدهای چرب، گیاهان دارویی، روغن
  • مهدی میرزا، بی بی فاطمه قریشی، آقاجان بهادری صفحات 531-543
    در این تحقیق تاثیر مراحل مختلف برداشت بر کمیت و کیفیت اسانس دو گونه Mentha piperita (نعناع فلفلی) و Salvia officinalis (مریم گلی) بررسی شد. ریزوم نعناع فلفلی در تاریخ 15 اسفند 1387 در عمق 5 سانتی متری خاک در مزرعه شرکت جنگل کار فردوس در استان خوزستان کشت گردید. بذر مریم گلی از مرکز تحقیقات اصفهان دریافت و در تاریخ 25 اسفند 1387 نشاها به زمین اصلی منتقل و بر روی پشته ها نشاکاری شد. آزمایش در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی و تیمارها شامل سه مرحله قبل از گلدهی، زمان گلدهی و بعد از گلدهی بود. آزمایش در مجموع شامل 6 تیمار و در سه تکرار یعنی در مجموع در 18 واحد آزمایش (کرتچه) انجام شد. نمونه های هر دو گیاه پس از خشک کردن در هوای اتاق و حذف بخش های چوبی به روش تقطیر با آب در سه تکرار اسانس گیری شدند. پس از هر اسانس گیری، اسانس های گرفته شده جهت آنالیز و شناسایی ترکیب های تشکیل دهنده به دستگاه GC و GC/MS تزریق شد. طبق نتایج بدست آمده از تجزیه واریانس مشخص شد که تاثیر مراحل مختلف برداشت بر بازده اسانس گیاه نعناع فلفلی در سطح 5% و برای گیاه مریم گلی در سطح 1% معنی دار بود. مقایسه میانگین تیمارها نشان داد که بالاترین بازده اسانس گیاه نعناع فلفلی مربوط به زمان گلدهی است که معادل 8/2% (قبل از گلدهی 4/2% و بعد از گلدهی 3/2%) بود و برای گیاه مریم گلی مربوط به زمان قبل از گلدهی است که معادل 0/3% (زمان گلدهی 6/0% و بعد از گلدهی 9/0%) بود که نسبت به دو مرحله دیگر اختلاف معنی دار داشتند. تجزیه و شناسایی ترکیب های تشکیل دهنده اسانس ها نشان داد که ترکیب های شاخص اسانس مریم گلی در مراحل قبل از گلدهی، زمان گلدهی و بعد از گلدهی به ترتیب عبارت بود از: آلفا-توجون (8/20%، 1/27% و 9/35%)، کامفور (2/29%، 6/14% و 2/22%) و بتا-توجون (1/15%، 6/14% و 1/4%). ترکیب های شاخص اسانس نعناع فلفلی در مراحل قبل از گلدهی، زمان گلدهی و بعد از گلدهی به ترتیب عبارتند از: منتول (7/27%، 9/26% و 0/27%)، منتون (37%، 9/21% و 2/17%) و منتوفوران (0/16%، 0/22% و 3/25%).
    کلیدواژگان: Mentha piperita L، منتون، منتول، Salvia officinalis L، اسانس، مراحل برداشت
  • مه لقا قربانلی، آرین ساطعی، سارا نصیری سوادکوهی صفحات 544-554
    بارهنگ (Plantago major L.) گیاهی عموما علفی، از خانواده Plantaginaceae است که دارای برگهایی با پهنک بزرگ واقع در سطح زمین است. این گیاه در منطقه وسیعی از دو قاره آسیا و اروپا و همچنین آفریقا و آمریکای شمالی می روید و دارای ترکیب های شیمیایی نظیر پلی ساکاریدها، لیپیدها، مشتقات کافئیک اسید، فلاونوئیدها، ترپنوئیدها، آسکوربیک اسید، بنزوئیک اسید، فرولیک اسید، گالاکتورونیک اسید و... می باشد. در این مطالعه گیاه بارهنگ تحت شرایط گلدانی کشت و با محلول غذایی هوگلند تغذیه شد و بعد از رسیدن به مرحله سه برگی، مس به شکل CuS04 همراه با هوگلند در غلظت های صفر (شاهد)، 100، 300، 500، 700 و 1000 میکرومولار بر گیاهان اعمال گردید. به طوری که قبل از ورود به مرحله زایشی، فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان (کاتالاز، پراکسیداز، پلی فنل اکسیداز و آسکوربات پراکسیداز) و میزان ترکیب های فنلی در سطح برگ و ریشه گیاهان تحت تیمار بررسی گردید. در واقع هدف از تحقیق این بوده که غلظت های مختلف مس چه تاثیری بر آنتی اکسیدانهای آنزیمی و میزان ترکیب های فنلی در بارهنگ دارند. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت مس، فعالیت آنزیم های کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز و پراکسیداز در سطح ریشه و برگ کاهش یافت که این کاهش در سطح ریشه نسبت به شاهد در سطح 05/0 معنی دار بوده است. همچنین فعالیت پلی فنل اکسیداز نیز در برگ و ریشه افزایش یافت که در سطح ریشه این افزایش نسبت به شاهد معنی دار بود. بنابراین میزان ترکیب های فنلی نیز در ریشه افزایش یافت که این افزایش در مقایسه با شاهد معنی دار نبوده، ولی در برگها کاهش را نشان داد.
    کلیدواژگان: بارهنگ (Plantago major L)، آنزیم های آنتی اکسیدان، ترکیب های فنلی، مس
  • محمدرضا اخگر، مهران مرادعلیزاده، علی فقیهی زرندی، مجید خراسانی پور صفحات 555-560
    روغن اسانسی اندامهای هوایی گیاه Salvia bazmanica Rech. f. & Esfand. با نام فارسی مریم گلی بزمانی، که گیاهی علفی از خانواده Lamiaceae می باشد و از گونه های انحصاری ایران است، به روش تقطیر با آب استخراج شد. ترکیب های تشکیل دهنده اسانس با استفاده از دستگاه های کروماتوگراف گازی (GC) و کروماتوگراف گازی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) جداسازی و شناسایی شدند. با مقایسه اندیس بازداری و طیف جرمی هر ترکیب با اندیس های بازداری و طیف های جرمی ترکیب های استاندارد، 21 ترکیب در روغن اسانسی این گیاه شناسایی شد که در مجموع 1/86% اسانس را تشکیل می دادند. ترکیب های اصلی تشکیل دهنده اسانس، بتا-پینن (5/37%)، بتا-فلاندرن (3/15%)، آلفا-توجن (5/9%) و آلفا-پینن (9/8%) بوده و بیشترین درصد اسانس (89/78%) مربوط به منوترپن ها بود.
    کلیدواژگان: Salvia bazmanica Rech.f. & Esfand، روغن اسانسی، منوترپن ها، بتا پینن، بتا فلاندرن
  • سعید یوسف زاده، سیدعلی محمد مدرس ثانوی، فاطمه سفیدکن، احمد اصغرزاده، امیر قلاوند صفحات 561-573
    بادرشبو (Dracocephalum moldavica L.) گیاهی علفی، یک ساله و متعلق به خانواده Lamiaceae است. اسانس بادرشبو دارای خاصیت ضدمیکروبی و باکتریایی بوده و در صنایع داروسازی، آرایشی و بهداشتی، غذایی و عطر سازی کاربردهای فراوانی دارد. در این تحقیق، اثر زمان های مختلف برداشت بر میزان و ترکیب های اسانس مورد بررسی قرار گرفت. بذر اصلاح شده و اکوتیپ بومی گیاه بادرشبو در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی استان آذربایجان غربی واقع در شهرستان خوی به طور همزمان کشت گردید. اندام هوایی گیاه در شش مرحله برداشت و پس از خشک شدن (در سایه و هوای آزاد) اسانس گیری از آنها به روش تقطیر با آب انجام شد. به منظور جداسازی و شناسایی ترکیب های اسانس از دستگاه کروماتوگرافی گازی (GC) و کروماتوگرافی گازی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین درصد اسانس برای اکوتیپ بومی و اصلاح شده به ترتیب در مرحله گلدهی کامل (53/0%-52/0%) و کمترین آن در مرحله زرد شدن کل بوته (17/0%-07/0%) بدست آمد. مراحل مختلف برداشت بر روی ترکیب های اسانس رقم اصلاح شده و اکوتیپ بومی تاثیرات متفاوتی گذاشت. ترکیب های عمده اسانس ژرانیال، ژرانیول، ژرانیل استات بودند. مجموع بیشترین مقدار دو ترکیب ژرانیال و ژرانیول برای اکوتیپ بومی در مرحله 10% گلدهی (1/65%) و کمترین مقدار آن (9/44%) در مرحله زرد شدن کل بوته ها بدست آمد. بیشترین مقدار ژرانیل استات (7/50%) برای رقم اصلاح شده در مرحله 10% گلدهی و کمترین مقدار آن (1/28%) برای اکوتیپ بومی در مرحله ای که 10 تا 30 درصد گلها روی بوته ها باقی مانده بودند بدست آمد. نتایج نشان داد که مراحل مختلف برداشت بر روی درصد اسانس و ترکیب های تشکیل دهنده آن مؤثر است.
    کلیدواژگان: بادرشبو (Dracocephalum moldavica L)، اسانس، ژرانیال، ژرانیول، ژرانیل استات
  • طیبه بی نیاز، زهره حبیبی، مریم یوسفی صفحات 574-582
    جنس Artemisia (درمنه) متعلق به خانواده Asteraceae می باشد و در ایران 34 گونه دارد که دو نوع آنها به نامهای A. melanolepis Boiss. و A. kermanensis Podl. بومی ایران هستند. این گیاه در طب سنتی ایران و چین مورد توجه فراوانی است. هدف این تحقیق تعیین ترکیب های شیمیایی موجود در اسانس برگ در ساعت های مختلف تقطیر و بررسی اسانس ساقه پس از چهار ساعت تقطیر می باشد. بنابراین تاثیر زمانهای مختلف جمع آوری بر ترکیب های شیمیایی اسانس برگ نیز مورد بررسی قرار گرفته است. ترکیب های شیمیایی تشکیل دهنده اسانس برگهای گیاه Artemisia turcomanica Gand. پس از یک، دو و سه ساعت تقطیر توسط دستگاه کلونجر استخراج و به طور جداگانه نگهداری شده و توسط کروماتوگرافی گازی (GC) و کروماتوگرافی گازی متصل به طیف سنج جرمی (GC/MS) مورد بررسی قرار گرفت. به طور کلی 39 ترکیب براساس ویژگی های طیف جرمی، ضریب بازداری و طیف NMR شناسایی گردید. در اسانس جمع آوری شده پس از یک ساعت تقطیر ترکیب های لینالول (21%)، 8،1-سینئول (19%)، کامفور (17%) و سیس- کریزانتنیل استات (16%) بالاترین درصدها را دارا بودند و به طور کلی 30 ترکیب شناسایی شد. نتایج آنالیز GC/MS اسانس جمع آوری شده در ساعت دوم تقطیر وجود 25 ترکیب را نشان داد که در میان آنها اجزای عمده سیس- کریزانتیل استات (24%)، بورنیل استات (15%)، لینالول (13%) و کامفور (3/9%) بودند. در اسانس حاصل در ساعت سوم تقطیر 30 ترکیب شناسایی گردید که در میان آنها ترکیب های عمده سیس- کریزانتیل استات (12%)، سلین- 11 ان- 4- آلفا- ال (7/8%)، بورنیل استات (8%)، سیس- جاسمون (4%) و کامفور (6/3%) بودند. در اسانس ساقه گیاه 18 ترکیب شناسایی شدند که در میان آنها سیس- کریزانتیل استات (29%)، بورنیل استات (19%)، کامفور (9%) و 8،1-سینئول (9/6%) ترکیب های عمده بودند. در مقایسه میان ترکیب درصد اجزاء تشکیل دهنده اسانس برگ دیده شد که در ساعت اول تقطیر، مونوترپن ها بالاترین درصدها را دارا هستند (7/86%)، در صورتی که در ساعت های دوم و سوم این میزان به ترتیب به 7/72% و 2/38% کاهش می یابد. در مقابل، میزان سزکویی ترپن های اکسیژن دار در ساعت سوم به بیشترین مقدار خود می رسد.
    کلیدواژگان: Artemisia turcomanica Gand، اسانس، تقطیر، سیس کریزانتیل استات، بورنیل استات
  • فروغ منتظری، منصور امیدی، نیکنوش ایمانی صفحات 583-595
    گیاه ارزشمند دارویی باریجه (Ferula gummosa Boiss.) از خانواده چتریان، بومی ایران و در حال انقراض می باشد که به دلیل رفتار باردهی سالانه (منوکارپیک) و خواب طولانی بذر، تولید انبوه اقتصادی آن با مشکل جدی مواجه است. بنابراین اولین قدم برای اصلاح ژنتیکی این گیاه، توانایی تولید تعداد زیادی گیاهچه سترون با بنیه مناسب، در زمان کم، به منظور تهیه ریزنمونه هایی با بنیه مناسب می باشد. در این پژوهش، کشت درون شیشه ای جنین باریجه در محیط کشت MS رقیق شده (4/1)، طی یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی شامل فاکتورهای A در 2 سطح (کشت جنین به صورت افقی؛ و به صورت عمودی به طوری که نیمی از جنین درون محیط باشد و برگهای جنینی رو به بالا باشند) و B در 4 سطح (استفاده از 0، 5/0، 1 و 5/1 گرم در لیتر زغال فعال) با 3 تکرار انجام شد. صفات مختلف رشد به مدت 5 هفته اندازه گیری شدند. همچنین کشت بذر در 4 محیط آب مقطر، MS4/1 جامد، خاک و کاغذ صافی مرطوب بررسی شد. روش های کشت جنین، توانستند گیاهچه های قویتر و بیشتری را در زمان کمتر، در مقایسه با روش های کشت بذر تولید نمایند. درنهایت بهترین گزینه، استفاده از کشت جنین به صورت عمودی در محیط MS4/1 حاوی 5/0 گرم در لیتر زغال فعال بود. بدیهی است که استفاده از زغال فعال، شرایطی بسیار مشابه با رشد در محیط طبیعی را برای گیاه فراهم خواهد آورد.
    کلیدواژگان: باریجه (Ferula gummosa Boiss)، کشت جنین، زغال فعال، گیاهچه، ریزنمونه
  • فاطمه عسکری، ابراهیم شریفی عاشورآبادی صفحات 596-605
    به منظور بررسی تاثیر مناطق جمع آوری بذر و تاریخ کشت بر عملکرد کمی بذر گیاه دارویی Pimpinella affinis Ledeb.، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای مورد بررسی شامل بذرهای جمع آوری شده از مناطق خجیر، نوشهر و جاده چالوس و تاریخ های کشت شامل 15 آبان، 15 آذر و 20 فروردین ماه بود که در سالهای 1385 و 1386 در مزرعه ایستگاه تحقیقات البرز کرج انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه واریانس سال 1385 نشان داد که اثر تاریخ کاشت (آبان و آذرماه) بر عملکرد بذر معنی دار نبود ولی تاثیر رویشگاه و اثر متقابل آنها بر عملکرد بذر در سطح 1% معنی دار بوده است. مقایسه میانگین تیمارها نشان داد که عملکرد بذر در تاریخ کشت آبان و آذرماه اختلاف معنی دار ندارند، هرچند کشت آذرماه با مقدار 467/64 کیلوگرم در هکتار مقدار بیشتری داشت. تاثیر رویشگاه بر عملکرد بذر مشخص نمود که بذر جمع آوری شده از رویشگاه خجیر با میزان 1/175 کیلوگرم در هکتار بیشترین مقدار را داشت و نسبت به چالوس و نوشهر اختلاف معنی دار نشان داد. اثر متقابل تاریخ کشت و رویشگاه بر عملکرد بذر مشخص نمود که تاریخ کشت آذرماه مربوط به بذر رویشگاه خجیر با میزان 4/191 کیلوگرم در هکتار دارای بیشترین مقدار بوده و نسبت به سایر تیمارها اختلاف معنی دار بود. نتایج حاصل از جدول تجزیه واریانس سال 1386 مشخص کرد که تاثیر تاریخ کاشت، رویشگاه و اثر متقابل آنها بر عملکرد بذر در سطح 1% معنی دار بوده است. مقایسه میانگین تیمارها نشان داد که عملکرد بذر در تاریخ های کشت آبان و آذرماه اختلاف معنی دار ندارند، هرچند کشت آبان ماه با مقدار 9/218 کیلوگرم در هکتار مقدار بیشتری داشت. تاثیر رویشگاه بر عملکرد بذر مشخص نمود که بذر جمع آوری شده از رویشگاه خجیر با میزان 9/281 کیلوگرم در هکتار بیشترین مقدار را داشت و نسبت به نوشهر اختلاف معنی دار نشان داد. اثر متقابل تاریخ کشت و رویشگاه بر عملکرد بذر مشخص نمود که بذر رویشگاه خجیر در تاریخ کشت آبان و آذرماه با میزان 6/404 و 9/397 کیلوگرم در هکتار دارای بیشترین مقدار بوده و نسبت به سایر تیمارها اختلاف معنی دار بود. با توجه به نتایج بدست آمده از کشت انجام شده دو سال، ملاحظه می شود که کشت های پاییزه به دلیل داشتن طول دوره رشد طولانی نسبت به کشت بهاره از عملکرد بیولو ژیک و عملکرد بذر بالاتری برخوردار بودند. همچنین بین سه رویشگاه، بذرهای جمع آوری شده از خجیر نسبت به نوشهر و چالوس عملکرد بیولوژیک و عملکرد بذر بالاتری داشتند.
    کلیدواژگان: pimpinella affinis ledeb، تاریخ کشت، عملکرد بذر، رویشگاه
|
  • M.T. Darzi, M.R. Hadjseyed Hadi, F. Rejali Pages 452-465
    Application of Biofertilizers in a sustainable agriculture system improves sustainability of yield especially in medicinal plants production. Anise (Pimpinella anisum L.) is a medicinal plant containing essential oils especially in its seeds. In this reserach, the effects of vermicompost and phosphate biofertilizer on yield and yield components in anise including plant height, number of umbels per plant, 1000 grain-weight, biological yield and seed yield were studied. The experiment was carried out at Homand research station - Iran in 2009. The factors were vermicompost (0, 5, 10 ton/ha) and phosphate biofertilizer (non-inoculated, inoculated seed and inoculated seed + spraying on soil in stem elongation). The experiment design was factorial experiment based on randomized complete blocks design with nine treatments and three replications. Mean comparison was carried out using Duncan multiple range test (P<0.05). Results showed that the highest plant height, umbel no./plant, biological yield, and seed yield were obtained from consumption of 10 ton/ha vermicompost but 1000 grain- weight were not affected by vermicompost significantly. Phosphate biofertilizer also showed significant effects on umbel no./plant, biological yield and seed yield (except plant height and 1000 grain-weight). The maximum umbel no./plant, biological yield and seed yield were obtained from two times consumption of phosphate biofertilizer. There were positive and synergistic interactions between factors like interactions between factors on biological yield. According to the results of this study, application of 10 ton/ha vermicompost and two times consumption of phosphate biofertilizer were determined as the most suitable treatments.
  • M. Ghorbanli, G.R. Bakhshi Khaniki, S. Salimi Elizei, M. Hedayati Pages 466-476
    In this research, proline, soluble sugars, catalase and glutathione peroxidase levels which change in response to water deficiency and the effect of ascorbic acid as protecting factor in Nigella sativa L. were surveyed. Plants were cultured in greenhouse and irrigated based on the following treatments: 1) Control with irrigation equal to field capacity, 2) two third of field capacity, 3) one third of field capacity, 4) two third of field capacity along with 10 mM ascorbic acid, 5) two third of field capacity along with 1 mM ascorbic acid, 6) one third of field capacity along with 10 mM ascorbic acid, 7) one third of field capacity along with 1 mM ascorbic acid. Proline and soluble sugars levels in shoots and roots were significantly different for all treatments except for the treatment with 2/3 field capacity along with 10 mM ascorbic acid. Enzymes levels in 1/3 and 2/3 treatments were significantly different in both shoots and roots. One mM ascorbic acid along with different field capacity showed no reducing effect. However, 10 mM ascorbic acid especially in 2/3 field capacity could reduce the effect of water deficit through reduction in level of metabolites produced in response to low irrigation.
  • M.T. Ebadi, M. Rahmati, M. Azizi, M. Hassanzadeh Khayyat Pages 477-489
    Drying is one of the important pre-processing methods of medicinal plants after harvest that has a major role in quantity and quality of their active substances. To determine the effect of different drying methods on drying time, essential oil content and composition of Savory (Satureja hortensis L.), the experiment was carried out during 2008. The experimental design was randomized complete block design with three replications and treatments were: two temperatures: 50°C and 70°C, six microwave powers: 100, 180, 300, 450, 600 and 900 w and drying in shade and under sun light. The drying process was continued until the mass of the sample reduced to a moisture content of about 0.10 on a dry weight basis or 10% on a wet weight basis. Results indicated that different treatments of drying method had significant effects on drying time and essential oil content. The maximum essential oil content (3%) obtained from drying at 70°C and drying in shade while minimum content (0.9%) obtained from drying under sun light. One hundred and 300 w microwave powers had an average content of essential oil (2.3%). Carvacrol content percentage in treatments of microwave drying was more than other methods as maximum percentage (63.9 %) was obtained from 300 w microwave drying with a little difference with 180 w microwave drying treatment. Drying by low microwave powers is recommended for Satureja hortensis L. due to the reduction of drying time and considerable maintenance of essential oil content and composition. Maximum γ-terpinene content (28.2%) obtained from drying at 70°C with a low difference with 50°C, 100 and 300 w microwave.
  • M.H. Assareh, Z. Abravesh, S.R. Tabaei Aghdaei Pages 490-499
    Because of the economic and medicinal importance of Rosa damascena Mill. the propagation of this plant was considered. In order to protect the selected genotypes, this experiment was performed by simple layering method during autumn and winter seasons 2007 on new growth twigs of Rosa damascena mature shrubs. The branches were laid in sand bed, soaked for 24 h by different concentrations of IBA and NAA hormones. The results showed that the rate of rooting was high in sand bedding material in autumn and winter. The highest rooting percentage was %100 with 50 mgl-1 concentration of IBA in autumn and winter seasons and the lowest of rooting percentage was %53.33 with 50 mgl-1 concentration of NAA in autumn season. The rooting branches were cut from the parent plants after 3 months and planted in pots containing soil: sand: peatmoss complex (1:1:1) in greenhouse conditions, survival percentage was 90%.
  • A.R. Yavari, V. Nazeri, F. Sefidkon, M.E. Hassani Pages 500-512
    In order to evaluate sثرثقشم ecological factors and morphological traits and also to determine ploidy levels and chemical composition of essential oil of Thymus pubescens Boiss. & Kotschy ex Celak two natural habitats, Bostan-Abad and Yam habitats, were chosen in East Azerbaijan province. To study and evaluate quantitative morphological characters, five complete plants and flowering branches were collected from each locality at flowering stage for essential oil extraction. Seeds also were collected in seed production season to study seed characters and chromosome counting. Ecological data of both localities also were recorded. Vegetative and reproductive traits of each population were studied and essential oil of each locality was analyzed by combination of GC-FID and GC-MS. At least 10 mitotic cells of each population were studied to determine chromosome number and ploidy levels. Results revealed that specimens from “Yam” had the longest flowering stems, the largest leaves and flowers, and also the highest number of flowers per inflorescence. Chromosome count results showed that specimens from Bostan-Abad were hexaploid (2n = 6x = 90) and those of Yam were tetraploid (2n = 4x = 60). The total yield of oils based on dry weight was 1. 3% and 2. 2% (w/w) from Bostan-Abad and Yam, respectively. Thymol was the main valuable phenolic compound similar to most of the species of genus Thymus (Bostan-Abad: 57. 6% and Yam: 44. 9%).
  • H. Amiri, H. Lari Yazdi, B. Dosti, F. Samsamnia Pages 513-520
    Oliveria genus belongs to Umbeliferae family and only has one species, Oliveria decumbens Vent endemic to Iran. On the other hand, essential oils are of secondary materials in plants widely used in the food, hygienic and pharmaceutical industry, and also as antimicrobial compounds. Oliveria decumbens was collected from northwest mountains of Kuh-dasht in Lorestan province. Afterward, plant materials were dried in shade and hydro distillated using a Clevenger apparatus. The oil was analyzed by capillary GC and GC/MS. The anatomical studies were carried out using distaining method with Bismark brown and methyl green. GC and GC/MS analysis of the essential oil resulted in identification of 16 compounds representing 96.4% of the total oil. Anatomical studies showed that the surface of leaves was covered by non-glandular hairs while in cross section of the stems, the secretory canals were observed in cortex region.
  • R. Omidbaigi, A. Alirezalu Pages 521-530
    Castor bean (Ricinus communis L.) is one of the most important medicinal plants used in pharmaceutical, cosmetics and hygienic industries in many developed countries. Oil obtained from plant's seeds is of the most valuable aperients in medicine. The purpose of this research was determining the effects of climatic factors (seven different locations) on oil content and fatty acids composition of castor bean plant and increasing quantity and quality of oil. The results showed that climatic factors had significant effects on oil content and fatty acids composition and there were significant differences among the different climates (P<0.01). The highest oil content was reported from West of Tehran (52%) and Marand (51%) regions. Based on the results of fatty acid analysis by Gas Chromatography (GC), eight major fatty acids were observed in castor oil. Ricinoleic acid (18:1 Δ9c-12OH) was known as the major oil fatty acid in Castor bean. The highest Ricinoleic acid was reported from Urmia region (88.94 percent) and the lowest Ricinoleic acid was recorded from Shabestar region (85.72 percent). Other fatty acids identified from various regions including linoleic acid (2.25 to 4.73 percent), palmitic acid (0.9 to 2.13 percent), oleic acid (3.05 to 4.22 percent), stearic acid (0.55 to 1.54 percent), linolenic acid (1.35 to 2.88 percent), dihydroxystearic acid (0.51 to 0.85 percent) and eicosanoic acid (0.86 percent).
  • M. Mirza, F. Ghoraishi, A. Bahadori Pages 531-543
    In this research, the effect of different harvesting stages on essential oils content and composition of Mentha piperita L. and Salvia officinalis L. was studied. The rhizome of Mentha piperita was planted at 5 cm soil depth in the field of "Jangalkar Ferdos Company", 2008. The salvia seeds were received from Isfahan research center. Their seedlings were transplanted on the furrows of the main field. The experimental design was randomized complete blocks and the treatments included early, full and after flowering stages. The experiment included six treatments and three replications in a total of 18 experimental units. After drying the samples in room air condition and removing all woody parts, essential oils of both species were obtained by water-distillation method in three replications and then analyzed by GC & GC/MS. According to the results obtained from analysis of variance, the effect of different harvesting stages on oil yield of Mentha piperita (P<0.05) and Salvia officinalis (P<0.01) was significant. Comparison of treatment means showed that the highest percentage of essential oil (2/8%) was recorded in full flowering stage of M. piperita while S. officinalis had the highest percentage of essential oil in early flowering stage (3%), with a significant difference in comparison to the other stages. Analysis and Identification of essential oils components showed that the major constituents of essential oil in S officinalis were α-thujene (20/8%, 27/1%, 35/9%) camphor (29/2%, 14/6%, 17/2%) and β-thujene (15/1%, 14/6%, 4/1%) in early, full and after flowering stages respectively. The major constituents of essential oils in M.piperita at early, full and after flowering stages were menthol (27/7%, 26/9%, 27/0%), menthon (37/0%, 21/9%, 17/2%), and menthofuran (16/0%, 22/0%, 25/3%).
  • M. Ghorbanli, A. Sateei, S. Nasiri Savadkohi Pages 544-554
    Plantago species generally are grassy plants that belong to Plantaginaceae, with large lamina on the ground surfaces. Plantago major L. grows widely in Asia, Europea, Africa, and North American and contains chemical compounds such as polysaccharides, lipids, coffeic acid derivatives, flavonoids, terpenoids, ascorbic acid, benzoic acid, ferrolic acid, galactoronic acid and so on. In this study, Plantago major L. plants were cultured in several pots irrigated with hougland solutions and after 20 days, during 3 leaves stage, irrigation was continued with hougland solutions containing different concentrations of CuSO4, 0 (control), 100, 300, 500, 700 and 100µM. Antioxidant enzymes activities (catalase, peroxidase, poly phenol oxidase, ascorbate peroxidase) and phenolics content in leaves and roots were measured. The aim of the study was the effect of copper concentrations on antioxidant enzymes and phenolic compounds content in plantago major L. The result shows that by increasing concentration of copper in the medium, activity of catalse, ascorbate peroxidase and peroxidase in the root and leaves decreased significantly (0.05) in comparison with control. Polyphenol oxidase enzyme activity in roots and leaves increased, that was only significant in roots. Phenolics content increase in roots that was not significant but the decrease in leaves was significant.
  • M.R. Akhgar, M. Moradalizadeh, A. Faghihi-Zarandi, M. Khorasanipour Pages 555-560
    Essential oil from aerial parts of Salvia bazmanica Rech. f. & Esfand, an endemic species to Iran, was extracted using hydro-distillation method and analyzed by GC and GC/MS. Twenty-one compounds were identified in essential oil of this species through comparing retention indices and mass spectra of each compound with that of standard compounds. β-pinene (37.5%), β-phellandrene (15.3%), α-thujene (9.5%) and α-pinene (8.9%) were determined as major constituents in the essential oil. The oil was richer in monoterpenes than in sesquiterpenes.
  • S. Yousefzadeh, S.A.M. Modarres-Sanavy, F. Sefidkon, A. Asgarzadeh, A. Ghalavand Pages 561-573
    Dragonhead (Dracocephalum moldavica L.) is an annual plant that belongs to the (Labiate or Lamiaceae) family. The essential oil of dragonhead has natural antibacterial and antimicrobial substances and having wide usage in industries like pharmaceutical, dietary and many others. In this research, effects of different harvest times on content and composition of essential oil were studied in Research field at Khoy Agricultural Research Center in West Azarbaijan province. Dragonhead seeds from both landrace and modern cultivars were planted simultaneously. The aerial parts of plant were harvested in six stages. After drying the plant materials in shade, their essential oils were obtained by hydro-distillation. The oils were analyzed by GC and GC-MS. According to the results, maximum and minimum essential oils percentage for both landrace and modern cultivars were respectively observed in full flowering (0.53) and yellow-maturity stage (0.07). In addition, there were some differences between oil compositions of these dragonhead accessions at different harvest times. The major oil components of dragonhead were the geranial, geraniol and geranyl acetate. The highest and the lowest sum total amount of geranial and geraniol were obtained at the early flowering (65.1%) and yellow-maturity (44.9%) for the landrace cultivar. The largest amount of geranyl acetate (50.7%) was gained for the modern cultivar at the early flowering stage while the least one (28.1%) was recorded for landrace cultivar plants 26 days after flowering when 10 to 30 percent of the flowers remained. The results showed that different harvest times had significant effects on essential oil content and composition.
  • T. Biniyaz, Z. Habibi, M. Yousefi Pages 574-582
    Artemisia genus belongs to Astraceae family with 34 species in Iran which two species, A. melanolepis Boiss. and A. kermanensis Podl, are endemic. In Iran and China this plant is highly noteworthy in traditional medicine. The purpose of this study is to determine the chemical composition in essential oil of Artemisia turcomanica Gand. Leaves after different hours of distillation and also identify essential oil composition of Artemisia turcomanica Gand. stems after four hours distillation. The essential oils of Artemisia turcomanica Gand. leaves were extracted after one, two and three hours of distillation by Clevenger apparatus and were analyzed by gas chromatography (GC) and gas chromatography/mass spectrometry (GC/MS). Generally, thirty-nine volatile components were identified on the basis of mass spectra characteristics, retention indices and 13CNMR spectroscopy. Thirty compounds were identified after one hour distillation from which linalool (21%), 1,8-cineole (19%), camphor (17%) and cis-chrysanthenyl acetate (16%) were the major constituents. The results of GC-MS analysis of the essential oil after two hour distillation revealed the presence of twenty-five compounds from which the major constituents were cis-chrysanthenyl acetate (24%), bornyl acetate (15%), linalool (13%) and camphor (9.3%). After three hours, the analysis of the oil showed thirty compounds. The major constituents were cis-chrysanthenyl acetate (12%), selin-11-en-4-α-ol (8.7%), bornyl acetate (8%), cis-jasmone (4%) and camphor (3.6%). Eighteen compounds were identified in the volatiles from the stems of A. turcomanica which were rich in cis-chrysanthenyl acetate (29%), bornyl acetate (18%), camphor (9%) and 1,8-cineole (6.9%). The amount of oxygenated monoterpenes was the highest after one hour distillation (86.7%) which gradually decreased in the other two samples (72.7% and 38.2% respectively). In contrast, the content of sesquiterpenes and oxygenated sesquiterpenes increased in the last hour of distillation.
  • F. Montazeri, M. Omidi, N. Imani Pages 583-595
    Ferula gummosa Boiss. is an endangered plant species of the family Apiaceae and endemic to Iran whose mass production is exposed to serious problems due to being monocarpic and prolonged seed dormancy. The first step to improve this precious medicinal, industrial and economic plant is ability in production of numerous sterile plantlets in order to prepare explants of appropriate vigour. In this survey, in vitro culture of galbanum was performed in MS 1/4 medium by a factorial trial in the form of completely random design including A factor in 2 levels (embryo culture horizontally; and vertically so that half part of the embryo is inside the medium and cotyledons stand upward) and B in 4 levels (containing 0, 0.5, 1, 1.5 g/L char-coal) in 3 repeats. Several growth traits were measured during 5 weeks. Seed culture was also studied in 4 medium including distilled water, solid MS 1/4, soil and moist filter paper. Embryo culture ways were resulted in vigorous and numerous plantlets in shorter time, in comparison with seed germination ways. Finally the best option was vertically culture of embryo in MS 1/4 medium containing 0.5 g/L char-coal. Obviously this method will provide the plant with a very similar condition to growth in natural environment.
  • F. Askari, E. Sharifi Ashorabadi Pages 596-605
    The current study was performed to evaluate the effect of planting date and locality of seed on seed yield of Pimpinella affinis Ledeb. The experiment design was factorial done using a randomized complete blocks design with three replications. Treatments included locations from where seeds were collected (Khojir, Noshahr and Chalous Road areas) and planting dates (November 6th, December 6th and April 9th in 2006 and 2007). The experiment was performed in Alborz farm research complex located in Karaj. The results of variance analysis of the experiment in 2006 showed that the effect of planting date on seed yield was not significant while the effect of locality and interaction effect between planting date and locality was statistically significant at 1% significance level. Means comparison of treatments showed no significant differences between the yield seed of planting dates of November 6th and December 6th, while December cultivation's yield seed was higher (64.467 Kg/ha). The effect of locality on yield seed was significant as yield seed of Khojir locality (175.1 Kg/ha) was more than that of Chalous and Noshahr localities. Interaction effects between locality and planting date on yield seed were statistically significant at 5% significance level. Yield seed of December cultivation from Khojir locality (191.4 Kg/ha) was the highest amount. The results of variation analysis in 2007 showed that the effects of planting date, locality and their interaction on seed yield were significant at 1% significance level. Means comparison of treatments showed no significant differences between the yield seed of planting dates of November 6th and December 6th, but they had significant difference with April cultivation, while November cultivation's yield seed was higher (218.9 Kg/ha). The effect of locality on yield seed was significant as yield seed of Khojir locality (281.9 Kg/ha) was more than that of Noshahr locality. Interaction effects between locality and planting date on yield seed were significant as yield seed of November and December cultivations from Khojir locality (404.6 and 397.9 Kg/ha) was the highest amount. According to the results of cultivation for two years it can be concluded that autumn cultivation had more yield seed and biological function than that of spring cultivation due to having long growth period. In addition, seeds collected from Khojir locality had the highest yield seed and biological function among three studied localities.