فهرست مطالب

دانش علفهای هرز - سال پنجم شماره 1 (پیاپی 10، 1388)
  • سال پنجم شماره 1 (پیاپی 10، 1388)
  • 128 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1390/01/20
  • تعداد عناوین: 8
|
  • حمیدرضا ساسان فر، اسکندر زند، محمدعلی باغستانی، محمد جواد میرهادی صفحه 1
    به منظور بررسی مقاومت یولاف وحشی (Avena ludoviciana) به علف کش پینوکسادن، آزمایش زیست سنجی گیاه کامل در بخش تحقیقات علف های هرز موسسه تحقیقات گیاه پزشکی در سال 1387انجام شد. در این آزمایش 12 توده یولاف وحشی مشکوک به مقاومت همراه با یک توده حساس به علف کش که از مزارع گندم استان فارس جمع آوری شده بودند، در معرض دامنه ای از دزهای علف کش پینوکسادن شامل 25/0 تا 16 برابر دز توصیه شده (45 گرم ماده موثره در هکتار)، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج آزمایش بر اساس شاخص های اندازه گیری شده نشان از بروز مقاومت به علف کش پینوکسادن، دست کم در هشت توده یولاف وحشی داشت. به طوری که شاخص مقاومت توده ها بر مبنای وزن خشک و تعداد بوته زنده مانده به ترتیب در دامنه ای از 21/2 تا 89/26 و 43/1 تا 48/18 برآورد شد. توده های F2، S2، S4 و ES4 با بدست آوردن شاخص های بیشتر از 12، بالاترین مقاومت را به پینوکسادن نشان دادند. در حالی که توده های M2 و ES نسبت به این علف کش حساسیت زیادی نشان دادند.
    کلیدواژگان: شاخص مقاومت، مقاومت به علف کش ها، وزن خشک
  • مریم رجبیان، جعفر اصغری، محمدرضا احتشامی، محمد ربیعی صفحه 13
    به منظور بررسی ثیر تراکم بوته بر دوره بحرانی کنترل علف های هرز کلزا (Brassica napus) رقم هایولا 401، آزمایشی در سال زراعی 88-1387 در موسسه تحقیقات برنج رشت، به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورها شامل تراکم بوته (80 و 57 بوته در متر مربع) و دوره های مدیریت علف های هرز بر مبنای مراحل رشدی کلزا (5 سطح کنترل و 5 سطح تداخل علف های هرز تا مراحل سبز شدن، 2 برگی، 4 برگی، 8 برگی و ظهور جوانه گل و دو تیمار کنترل و تداخل تمام فصل به عنوان شاهد) بودند. دوره بحرانی کنترل علف های هرز بر مبنای مقادیر 5 و 10 درصد افت مجاز عملکرد و از طریق برازش توابع غیر خطی رگرسیونی گامپرتز و لجستیک به داده های مربوط به عملکرد نسبی، به ترتیب در تیمارهای عاری و آلوده به علف های هرز تعیین شد. نتایج به دست آمده از این آزمایش نشان داد که دوره بحرانی کنترل علف های هرز در تراکم 80 بوته در متر مربع با احتساب 10 و 5 درصد افت مجاز عملکرد، به ترتیب بین مراحل سبز شدن تا ظهور جوانه گل (4/108- 5/31 روز پس از کاشت) و کاشت تا گلدهی (4/139- 5/13 روز پس از کاشت) بود. در تراکم 57 بوته در متر مربع نیز این دوره با در نظر گرفتن مقادیر 10 و 5 درصد کاهش قابل قبول عملکرد، به ترتیب بین مراحل سبز شدن تا گلدهی (115- 5/25 روز پس از کاشت) و کاشت تا گلدهی (143- 4 روز پس از کاشت) تعیین شد. بنابراین، دوره بحرانی کنترل علف های هرز در تراکم 57 بوته در متر مربع نسبت به تراکم 80 بوته، زودتر شروع شده و دامنه آن نیز طولانی تر بود. در این آزمایش، علف های هرز پاییزه به ترتیب اهمیت (از نظر تعداد) شامل علف چمنی (Poa trivialis)، خونی واش (Phalaris minor)، آلاله پیازی (Ranunculus bulbosus) و ترشک (Rumex crispus) بوده و علف های هرز بهاره نیز شامل پیر بهار کانادایی (Erigeron Canadensis) و توری (Lythrum salicaria) بودند. تعداد و وزن خشک علف های هرز به عوامل مورد بررسی و بر همکنش آن ها واکنش معنی داری نشان داده و بیشترین تعداد و وزن خشک علف های هرز مربوط به تراکم 57 بوته در تیمار تداخل تا مرحله 8 برگی بود.
    کلیدواژگان: افت مجاز عملکرد، گامپرتز، لجستیک
  • مهدی خدادادی، علی کاشانی، محمد عبداللهیان نوقابی، سعید وزان صفحه 31
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر زمان تهیه بستربذر و تراکم بوته چغندرقند بر جمعیت علف های هرز و عملکرد کمی و کیفی چغندرقند در سال زراعی 88-1387 در مزرعه آموزشی-پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج انجام شد. در این آزمایش تاثیر دو عامل زمان تهیه بستربذر (عامل S) و تراکم بوته چغندرقند (عامل D) به صورت کرت های خردشده نواری با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار مورد بررسی قرار گرفت. سطوح عامل زمان تهیه بستربذر، شامل: (S1) کلیه عملیات آماده سازی زمین و تهیه بستربذر به طور کامل در پاییز سال 1387 و (S2) کلیه عملیات خاک ورزی و تهیه بستربذر در بهار سال 1388 بود که در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. چهار سطح تراکم بوته چغندرقند، شامل 65، 73، 81 و 99 هزار بوته در هکتار و چهار بخش هر نوار کاشت به صورت مربع لاتین تصادفی شدند. هر کرت آزمایشی شامل شش ردیف کاشت چغندرقند به فاصله 50 سانتی متر از همدیگر و به طول 10 متر بود و بذر چغندرقند رقم منوژرم «رسول» به طور همزمان برای هر دو تیمار زمان تهیه بستربذر (پاییز و بهار) با دست کاشته شد. نمونه برداری از علف های هرز بهاره به تفکیک گونه طی فصل رشد چغندرقند در شش مترمربع انجام و وزن تر و خشک آنها توزین شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر زمان تهیه بستربذر و تراکم بوته چغندرقند بر تراکم و وزن خشک علف های هرز و همچنین عملکرد کمی و کیفی چغندرقند معنی دار شد. مقایسه میانگین ها نشان داد که تراکم و وزن خشک علف های هرز در تیمار تهیه بستربذر در بهار، 3-2 برابر بیشتر از زمانی بود که بستربذر در پاییز آماده شده بود. با افزایش تراکم بوته چغندرقند از حدود 65 به 100 هزار بوته در هکتار، تعداد و وزن خشک علف های هرز کاهش معنی داری نشان داد. نتایج مقایسه میانگین عملکرد کمی وکیفی چغندرقند در کشت همزمان چغندرقند در دو روش تهیه بستر بذر نشان داد که به علت کاهش علف های هرز در بستر آماده شده در پاییز، عملکرد ریشه با 18/48 تن در هکتار، عملکرد شکر با 3/8 تن در هکتار و عملکرد شکر سفید با 7/6 تن درهکتار نسبت به روش تهیه بستربذر در بهار به ترتیب 21، 26، 24 درصد افزایش نشان داد. با افزایش تراکم بوته چغندرقند از حدود 65 به 100 هزار بوته در هکتار، عملکرد ریشه، عملکرد شکر و عملکرد شکر سفید نیز افزایش یافت. به طور کلی، بر اساس نتایج این پژوهش مشخص شد که آماده سازی بستربذر به طور کامل در پاییز و کشت چغندر قند در اولین فرصت ممکن با تراکم 100 هزار بوته در هکتار می تواند یک روش تلفیقی موثر برای کاهش جمعیت علف های هرز و در نتیجه موجب افزایش عملکرد چغندرقند گردد.
    کلیدواژگان: چغندر قند، علف های هرز، بستر بذر، تراکم، روش تلفیقی، وزن خشک
  • سیروان بابایی، حسن علیزاده، محمدرضا جهانسوز، حمید رحیمیان مشهدی، مهدی مین باشی معینی صفحه 43
    سال (1387 و 1388) در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار در بخش تحقیقاتی گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشگاه تهران انجام شد. در سال اول 7 گیاه تله سیر، شبدر برسیم، کنجد، ماش، کتان، پنبه و لوبیا چشم بلبلی در گلدان های آلوده به بذر گل جالیز کشت شده و بعد از رسیدن به اواخر دوره رشد برداشت شدند. خاک گلدان ها تا زمان انتقال نشاء گوجه فرنگی به داخل آنها در فضای آزاد نگهداری شد. در سال دوم نشاهای گوجه فرنگی در مرحله 4 تا 6 برگی، به این گلدان ها منتقل شدند. صفات مورد ارزیابی گوجه فرنگی شامل وزن خشک اندام هوایی و ریشه، تعداد میوه و عملکرد آن و در مورد گل جالیز وزن خشک اندام هوایی و زیر زمینی، تعداد ساقه هوایی و گرهک زیرزمینی بود. نتایج نشان داد که کنجد، کتان و لوبیا چشم بلبلی به ترتیب 6/98، 2/75 و 4/74 درصد باعث کاهش وزن خشک گل جالیز و 100، 5/83 و 9/50 درصد باعث کاهش تعداد ساقه هوایی گل جالیز نسبت به شاهد بدون گیاه تله شدند که این کاهش گل جالیز منجر به افزایش عملکرد گوجه فرنگی شد. پس می توان نتیجه گرفت که این گیاهان دارای پتانسیل کاهش خسارت گل جالیز می باشند و می توان از آنها در زمین های آلوده به گل جالیز در تناوب استفاده کرد.
    کلیدواژگان: گل جالیز، گیاه تله، گوجه فرنگی، کنجد، کتان، لوبیا چشم بلبلی
  • رحمت عباسی، حسن علیزاده، داریوش مظاهری، حمید رحیمیان مشهدی، محمدعلی باغستانی صفحه 55
    به منظور انتخاب مدل ترکیبی مناسب در توصیف ارتباط بین واکنش به دز علف کش نیکوسولفورون و سطوح کودی نیتروژن در پیش بینی کنترل علف های هرز تاتوره و تاج خروس ریشه قرمز، آزمایشی در قالب طرح فاکتوریل بر پایه کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران (کرج) در سال 1388 انجام شد. نیتروژن در چهار سطح (0، 90، 180 و 360 کیلوگرم در هکتار کود اوره) و علف کش نیکوسولفورون در پنج سطح (0، 5/0، 1، 5/1 و 2 لیتر در هکتار) بکار برده شدند. آنالیز واریانس حاکی از تفاوت معنی دار تیمارهای کود، علف کش و اثرات متقابل بین کود و علف کش بر روی زیست توده هر دو علف هرز بود. منحنی استاندارد واکنش به دز بعنوان مدل پایه در نظر گرفته شد و سپس کارآیی این مدل در تعیین زیست توده علف هرز با کاربرد سطوح علف کش در هر سطح کودی بررسی گردید تا صحت این انتخاب تایید گردد. برای تعیین ارتباط هر یک از پارامترهای مدل پایه با سطوح کودی، مدل های ممکن مورد بررسی قرار گرفت و مدل های مناسب بعنوان زیر مدل در مدل پایه قرار داده شدند تا در نهایت، مدل ترکیبی نهایی ارائه گردید. زیست توده این دو علف هرز در تیمار بدون علف کش با افزایش کود، رفتار متفاوتی از خود نشان داد. روند این تغییرات در سطوح مختلف کودی با مدل های خطی و کوآدراتیک، بترتیب در مورد تاج خروس و تاتوره توصیف شده بود. افزایش نیتروژن در تاتوره، واکنش به دز علف کش را تغییری نداد، زیرا پارامترهای شیب منحنی و دز مورد نیاز برای 50% کاهش زیست توده علف هرز تاتوره رفتار مشخصی با افزایش کود نیتروژن از خود نشان نداده و لذا منحنی استاندارد واکنش به دز با این دو پارامتر ثابت، بهترین توصیف زیست توده تاتوره زمانیکه تحت تاثیر کود و علف کش قرار می گیرند، می باشد. ولی منحنی استاندارد واکنش به دز تاج خروس با جایگذاری پارامترهای شیب منحنی و دز مورد نیاز برای 50% کاهش زیست توده این علف هرز، بترتیب با مدل نمایی و خطی تصحیح شده بود. مدل های نهایی ارائه شده قادر به پیش بینی زیست توده این دو علف هرز زمانیکه تحت تاثیر دزهای علف کش و کود نیتروژن قرار دارند، می باشند
    کلیدواژگان: مدلسازی، واکنش به دز، علف کش نیکوسولفورون، کود نیتروژن، تاتوره و تاج خروس ریشه قرمز
  • سیروس حسن نژاد، حسن علیزاده، ولی الله مظفریان، محمدرضا چایی چی، مهدی مین باشی معینی صفحه 69
    به منظور شناسایی و تعیین تراکم و غالبیت علف های هرز مزارع جو در استان آذربایجان شرقی، 80 مزرعه جو در 19 شهرستان استان در سال های 1388-1387 بررسی شد. در مجموع، تعداد 219 گونه علف هرز از 36 خانواده گیاهی در مزارع جو استان شناسایی شد. 107 گونه در بیش از سه شهرستان و 120 گونه در بیش از سه مزرعه از مزارع جو استان حضور داشتند. از نظر تراکم، شهرستان های قره آغاج، مراغه و ملکان به ترتیب با 82/20، 17/22 و 18/22 بوته در مترمربع کمترین و شهرستان های ورزقان، سراب و بناب بترتیب با 77/91، 61/85 و 97/82 بوته در مترمربع بیشترین تراکم علف های هرز را داشتند. از 219 گونه شناسایی شده، 116 گونه (97/52%) به چهار خانواده کاسنی (Asteraceae)، شب بو (Brassicaceae)، گرامینه (Poaceae) و بقولات (Fabaceae) تعلق داشتند. این چهار خانواده به ترتیب با 42، 30، 24 و 20 گونه بیشترین تنوع در مزارع جو در سطح استان را داشتند. از نظر شاخص وفور (AI)، علف های هرز هفت بند (Polygonum aviculare)، پیچک صحرائی (Convolvulus arvensis) و بی تی راخ (Gallium tricornutum) به ترتیب به عنوان علف های هرز غالب مزارع جو استان آذربایجان شرقی شناخته شدند. شهرستان های هشترود، کلیبر و جلفا به ترتیب با 93، 87 و 82 گونه بیشترین تنوع (غنای گونه ای) و شهرستان های ملکان، قره آغاج و عجب شیر به ترتیب با 10، 21 و 22 گونه کمترین تنوع را داشتند.
    کلیدواژگان: تنوع، شاخص شانون وینر، شاخص وفور، شناسایی، فراوانی، یکنواختی
  • مجتبی حسینی، غلامرضا زمانی، مسعود خزاعی، حسن علیزاده، سیدوحید اسلامی صفحه 91
    در کشاورزی ارگانیک استفاده از پسماند گیاهی همراه با تراکم بالای گیاه زراعی از طریق سرکوب علف های هرز تاثیر بسزایی در افزایش رشد گیاه دارد. برای به دست آوردن بهترین میزان پسماند گندم و تراکم آفتابگردان آزمایشی در سال زراعی 87-86 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند واقع در امیر آباد به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش عبارت بودند از: 5 میزان مختلف پسماند گندم شامل صفر،1250،2500، 3750، 5000 کیلوگرم در هکتار و سه تراکم آفتابگردان شامل 50، 70 و90 هزار بوته در هر هکتار نتایج این آزمایش نشان داد بیشترین رشد گیاه زراعی و عملکرد دانه در تراکم 70 هزار بوته و میزان 3 هزار کیلو پسماند در هکتار بدست آمده است که در همین مقادیر، رشد علف هرز در کمترین مقدار خود بوده است. افزایش تراکم و پسماند به بیشتر از این مقادیر تاثیری در رشد گیاه زراعی نداشته و حتی در مواردی باعث کاهش رشد گیاه زراعی گردیده است.
    کلیدواژگان: پسماند، تراکم، سرکوب علف هرز، آنالیز پاسخ سطح
  • فائزه زعفریان، مجید آقاعلیخانی، حمید رحیمیان مشهدی، اسکندر زند، محمد رضوانی صفحه 107
    به منظور بررسی تاثیر کشت مخلوط بر عملکرد و شاخص های رشد ذرت و سویا در رقابت با علف های هرز تاج خروس و تاتوره، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در سال 1386 انجام شد. عوامل مورد بررسی عبارت بودند از: 5 نسبت اختلاط دو گیاه زراعی ذرت و سویا شامل: 0 % سویا: 100 % ذرت،25 % سویا: 75 % ذرت، 50 % سویا: 50 % ذرت، 75 % سویا: 25 % ذرت،100 % سویا: 0 % ذرت،و 4 سطح آلودگی علف هرز تاج خروس و تاتوره شامل: عاری از علف هرز، آلوده به تاج خروس در تمام فصل، آلوده به تاتوره در تمام فصل و آلودگی توام تاج خروس و تاتوره در طول فصل به نسبت 50:50. تراکم علف های هرز کاشته شده در همه کرتها 15 بوته در هر متر از طول ردیف بود. نتایج نشان داد که بالاترین میزان شاخص سطح برگ، تجمع ماده خشک و سرعت رشد محصول ذرت در نسبت 25: 75 (سویا: ذرت) مشاهده شد، همچنین بالاترین نسبت برابری زمین(33/1) و بیشترین میزان عملکرد ذرت (10875 کیلوگرم در هکتار) نیز در این نسبت بدست آمد، اما با کاهش نسبت ذرت در مخلوط این صفات کاهش یافتند. رقابت همزمان دو گونه علف هرز در تمام سطوح کشت مخلوط در مقایسه با رقابت تک گونه ای تاج خروس یا تاتوره باعث کاهش بیشتر شاخص های رشد و در نتیجه کاهش بیشتر عملکرد دانه در ذرت شد. برای سویا بالاترین شاخص سطح برگ، تجمع ماده خشک، سرعت رشد محصول و همچنین بیشترین عملکرد دانه (3/5898 کیلوگرم در هکتار) در تک کشتی و بدون حضور علف هرز بدست آمد. حصول نسبت برابری زمین بالاتر از یک درتمام تیمارهای واجد ذرت و سویا حتی در شرایط رقابت با علف های هرز حاکی از سودمندی کشت مخلوط و مناسب بودن آن به عنوان یک راهبرد غیر شیمیایی در مدیریت علف های هرز می باشد.
    کلیدواژگان: زراعت چند کشتی، نسبت اختلاط، آنالیز رشد، رقابت، مدیریت غیر شیمیایی علف های هرز
|
  • Hamid Reza Sasanfar, Eskandar. Zand, Mohammad Ali Baghestani, Mohammad Javad Mirhadi Page 1
    To evaluate the resistance of winter wild oat (Avena ludoviciana) biotypes to pinoxaden, Whole plant bioassay experiment was conducted at Department of Weed Science, Plant Protection Institute, in 2008. Twelve putative resistant and one susceptible populations that had been collected from wheat fields of Fars province were surveyed in a dose-response experiment. All populations were exposed to a range of pinoxaden dosages including 0.25 to 16 times the recommended dose (45 g a.i. ha-1). Results indicated that herbicide resistance was occurred in major of winter wild oat populations. The resistance index based on dry weight and plant survival was estimated in the range from 2.21 to 26.89 and 1.43 to 18.48, respectively. Four of 12 populations (F2, S2, S4 and ES4) showed high resistant to pinoxaden with resistance ratio >12 fold greater than the susceptible population. But the populations of M2 and ES indicated intense sensitivity to pinoxaden.
    Keywords: Dry weight, herbicide resistance, resistance index
  • Maryam Radjabia, Jafar Asghari, Mohammad Reza Ehteshami, Mohammad Rabiee Page 13
    In order to study the effect of plant density on critical period of weed control in canola (Brassica napus L.), hybrid cultivar of hyola 401, a factorial experiment was conducted using a randomized complete blocks design with three replications at Rice Research Institute of Iran (RRII) in Rasht during 2008-2009 growing season. The factors included plant density (80 and 57 plants m-2) and periods of weed management based on growth stages the crop. These periods included five levels of weed control until crop emergence, 2, 4, 8 leaf stages and emergence of flowering bud initiation and five levels of weed interference until the above mentioned growth stages. Two additional treatments including full-season weedy and weed free checks were also prepared. The critical period of weed control was determined with the use of 5 and 10% acceptable yield loss levels by non-linear regression method and fitting logistic and gompertz equations to relative yield data. The results showed that the critical period of weed control in a density of 80 plants m-2 was between emergence to flowering bud initiation and planting to flowering (31.5-108.4 and 13.5-139.4 days after planting) and In a density of 57 plants m-2 was also between emergence to flowering and planting to flowering (25.5-115 and 4-143 days after planting) considering 10 and 5% acceptable yield loss, respectively. Therefore, the critical period started earlier and was also longer in a density of 57 plants than the density of 80 plants m-2. Weeds in field due to fall product were divided into fall and spring categories. Fall weeds in order of importance (in terms of density) were Poa trivialis, Phalaris minor, Ranunculus bulbosus and Rumex crispus. Spring weeds also were Erigeron Canadensis and Lythrum salicaria. The results also showed that plant density, control and interference of weeds and their interactions had significant effects on number and dry weight of weeds. The highest weed dry weight and number were related to 57 plants m-2 on interference treatment to 8 leaf stages.
    Keywords: plant density, Canola, Critical Period of Weed Control, Acceptable Yield Loss, Logistic, Gompertz
  • Mehdi Khodadadi, Ali Kashani, Mohammad Abdollahian, Noghabi, Saeed Vazan Page 31
    For investigation of the effects of seedbed preparation time and plant density of sugar beet on the weed population and quality and quantity characteristics of sugar beet, an experiment was conducted as strip plot design with four replications in the field of Islamic Azad University of Karaj (2007-2008). The first factor included two types of seedbed preparation time (spring and autumn), the second factor included four plant densities of sugar beet (65, 73, 81 and 99 thousand plants per hectare). Seedbed preparation methods were considered as a randomized complete block design and plant density levels as the Latin square design. The result of analysis of variance for the traits related to weeds showed that the effect of seedbed preparation method was significant on number of weed species and weed dry weight. The results of mean comparison showed that the number of weed species and weed dry weight of spring seedbed preparation method was 2-3 times grater than autumn seedbed preparation method. Increasing plant density of sugar beet from 65 to 99 thousand plants per hectare reduced significantly the number and weed dry weight of weed species. The results of yield and quality of sugar beet showed that seedbed preparation in autumn, increased root yield (48.18 t. ha-1) by 21 percent, sugar yield (8.3 t. ha-1) by 26 percent and white sugar yield (6.7 t. ha-1) by 24 percent compared to spring time seedbed preparation. Maximum yield of sugar beet was obtained in plant density of about 100,000 plants per hectare. In conclusion, seedbed preparation in autumn and drilling sugar beet seed in the early spring with 100 thousand plants per hectare may consider as a compilation method to suppress weed populations and increase sugar beet yield
    Keywords: sugar beet, Weeds, seedbed preparation, plant density, autumn
  • Sirwan Babaei, Hassan Alizadeh, Mohammad Reza Jahansuoz, Hamid Rahimian Mashahadi, Mehdi Minbashi Moeini Page 43
    A pot experiment was conducted to evaluate the effect of some trap crop on Egyptian broomrape damage reduction in tomato. A randomized complete block design with four replications was carried out in Agronomy Faculty, University of Tehran, Karaj, during 2008 & 2009. In the first year, seven trap crops including Egyptian clover, sesame, mungbean common Flax, garlic, cotton, and black-eyed pea were cultivated in pots and harvested at the end of the season. In the next year tomato transplants were cultivated in the same pots and after two months, pots were evaluated. Shoot and root weight of tomato, weight and number of tomato fruit, stem and tuber dry weight of broom rape, number of stems and tubers of broomrape were measured. Results showed that sesame, common flax and Black-eyed pea had the most significant decrease in broomrape dry weight separately 98.6, 75.2, and 74.4 percent and number of broomrape stems respectively 100, 83.5 and 50.9 compared to without trap crop treatment and subsequently caused increasing in tomato yield. These plants have the great potential to broomrape damage reduction and can be used in rotation in infested soils with broomrape seeds.
    Keywords: broomrape, trap crop, tomato, sesame, common flax, Black, eyed pea
  • Rahmat Abbasi, Hassan Alizadeh, Daryoush Mazaheri, Hamid Rahimian Mashhadi, Mohammad Ali Baghestani Page 55
    In order to select appropriate combined model to describe the relationship between herbicide dose–response and nitrogen fertilizer levels in predicting jimsonweed and redroot pigweed control a experiment was laid out in a factorial design based on complete randomized design (CRD) with three replicates in research greenhouses of Agriculture Campus of Tehran University, Karaj in 2009. The four levels of nitrogen (0, 90, 180 and 360 kg ha-1 urea fertilizer) and five levels of Nicosulfuron (0, 0.5, 1, 1.5 and 2 L.ha-1) were applied. Analysis of variance demonstrated the there were significant effects of fertilizer and herbicide treatment and interaction between herbicide and nitrogen on both of weed biomass.‌ The standard dose–response curve was considered for base model. Then efficiency of this model assesses to weed biomass determination at each nitrogen level that accuracy of this model confirms. For determination of relation each of parameters of base model with fertilizer levels, possible models were considered and appropriate models as sub-model were settled at base model, ultimately final combined model presented. The biomass of both weeds at no-herbicide treatment (Wo) showed a different behavior with increasing nitrogen. Trend of these changes at nitrogen levels was well described by the linear and quadratic models for redroot pigweed and jimsonweed, respectively. Increasing nitrogen didn’t change herbicide dose-response of jimsonweed, because steepness of the curve (β) and the effective dose required to reduce weed biomass by 50% (ED50) parameters of this weed not showed a clear behavior with increasing nitrogen. Therefore standard dose–response curve with constant β and ED50 parameters was best describing of jimsonweed biomass as affected by both the herbicide dose and nitrogen level. But standard dose–response curve of redroot pigweed was modified by replacing the parameter β and ED50 with the exponential and linear curves, respectively. The final presented models can be used to predict weed control by an herbicide as affected by both the herbicide dose and nitrogen level.
    Keywords: Modelling, Dose, response, Nicosulfuron herbicide, nitrogen fertilizer, Jimsonweed, Redroot pigweed
  • Sirous Hasanejad, Hasan Mohammad Alizadeh, Valiolah Mozaffarian, Mohammad Reza Chayichi, Mehdi Minbashi Moinni Page 69
    In order to identify the density and abundance of weeds in barely fields of Azarbayjan-e-shargi Province, 80 fields in 19 towns for two years (2008-2009) were investigated. A total of 219 weed species from 36 families were observed within the barely fields. Among 219 species recorded, 107 species occurred in more than three township and 120 species occurred in more than three fields. Maximum weed densities were found in the Garaaghaj, Maragheh and Malekan with 20.82, 22.17 and 22.18 plant/m2, respectively and minimum in the Varzagan, Sarab, and Bonab with 91.77,85.61 and 82.97 plant/ m2, respectively. The 116 species of 219 species belonging to four major families, Asteraceae, Brassicaceae, Poaceae, and Fabaceae, with 42, 30, 24, and 20 species, respectively. Prostrate knotweed (Polygonum aviculare), bindweed (Convolvulus arvensis), and threehorned straw (Gallium tricornutum) were dominant species based on a abundance index (AI). Hashtrud, Kaleybar and Jolfa with 93, 87 and 82 species, respectively, had maximum diversity in weed community and Malekan, Garaaghaj and Ajabshir with 10, 21 and 22 species, respectively had minimum diversity
    Keywords: Abundance Index, Diversity, Frequency, Identification, Shannon, Viener Index, Uniformity
  • Mojtaba Hosseini, Gholamreza Zamani, Masud Khazaei, Hassan M. Alizadeh, Seyed V. Eslami Page 91
    A combination of plant residues and increased crop density would play an important role in enhancing crop growth through weed suppression in organic agriculture. In order to attain the best level of wheat residue amount and sunflower density, a factorial experiment based on RCBD with three replications was conducted at research field of the Faculty of Agriculture of Birjand University (Amirabaad campus) in 2008 growing season. Treatments were 5 different rates of wheat residue including 0, 250, 1250, 3750 and 5000 kg ha-1 and 3 sunflower densities including 50000, 70000 and 90000 plants ha-1. Results showed that the maximum crop growth as well as the lowest weed growth was observed at the density of 70000 plants ha-1 and 3000 kg ha-1 of wheat residue. Increasing crop density and residue amount to the levels above these limits would have no effect, or even in some cases reduce crop growth.
    Keywords: Residue, Density, Weed suppression, Surface analysis regression
  • F. Zaefarian, M. Aghaalikhan, H. Rahimian Mashhadi, E. Zand, M. Rezvani Page 107
    In order to investigate the effect of corn/soybean intercrop on their yield and growth indices under competition with redroot pigweed (Amaranthus retroflexus L.) and jimson weed (Datura stramonium L.), a field study was carried out in Karaj during 2007 growing season. Treatments were arranged in a factorial experiment based on randomized complete blocks with three replications. Experimental factors were five different mixing ratios of corn (Zea mays L.) and soybean (Glycine max L.) including: 100: 0 (corn/soybean), 75: 25, 50: 50, 25:75 and 0: 100 with four levels of weed infestations: weed free, infestation to redroot pigweed, infestation to jimsonweed and co-occurrence of both weeds. Weed density was 15 plants per meter of row. Results showed that corn leaf area index, dry matter accumulation and crop growth rate was maximum in 75:25 (corn: soybean) ratio. The highest land equivalent ratio (1.33) and the most amount of corn yield (10875 kg ha-1) was also observed in this ratio, but decreased as the proportion of corn was decreased in mixture. The maximum corn yield loss occurred from multiple weed competition treatments. LAI, CGR, dry matter accumulation and grain yield (5898.3 kg ha-1) were maximum for soybean pure stand but showed a decreasing trend with decreasing soybean ratio. Appearance of high LER in all intercropped plots even in weed infested treatments indicate to profitability of intercropping as a non-chemical strategy for weed management.
    Keywords: multiple cropping, mixing ratios, growth analysis, competition, non, chemical weed management