فهرست مطالب

  • پیاپی 176 (1384)
  • تاریخ انتشار: 1384/10/11
  • تعداد عناوین: 10
|
  • اسماعیل حاکمی والا، مصطفی رئیسی بهان صفحه 1
    در این مقاله نخست مقدمه ای کوتاه راجع به پیشینه نمایش در ایران آوردیم و سپس به بررسی واژه درام چه از نظر لغوی و چه از نظر اصطلاحی پرداختیم وبه تقسیم بندیهای آن که اعم از تراژدی و کمدی است اشاره کرده و راجع به هر یک از انها جداگانه بحث نمودیم. در ادامه به بحث راجع به حماسه پرداخته و وجوه اشتراک و افتراق حماسه و تراژدی را برشمردیم. پیرامون وجوه افتراق درام و تراژدی نیز بحث کردیم و در پایان راجع به غنا و ویژگی های آن سخن گفته و وجوه اشتراک و افتراق غنا ‘ حماسه و تراژدی را تبیین نمودیم. انگاه وارد مبحث اصلی مقاله شده و تحت دو عنوان((شاهنامه فردوسی و جلوه های دراماتیک)) و ((خمسه نظامی و جلوه های دراماتیک)) به بحث راجع به آنها پرداختیم. برای تحلیل و بررسی عناصر دراماتیک درشاهنامه داستان رستم و اسفندیار را برگزیدیم و براساس یکی از الگوهای عناصر درامی به نقد و تحلیل آن پرداختیم. داستان خسرو و شیرین را نیز از خمسه انتخاب نموده و براساس یکی دیگر از الگوهای ساختار نمایشی آن را تحلیل نمودیم و در پایان به نتیجه گیری از دو بحث اخیر پرداختیم.
    کلیدواژگان: درام، دراماتیک، تراژدی، کمدی، حماسی
  • محمد شکرایی، علی محمد موذنی صفحه 23
    چنانچه در متن مقاله آمده نظر به اهمیت کتاب نهج البلاغه از دیر باز شروح و ترجمه های متعددی بر این کتاب بلند مرتبه پذیرفته است. ابوالحسن علی بن حسن زواری عالم بزرگ تشیع نیز در کنار تفسیر معروف خود موسوم به تریجمه الخواص و آثار متعدد راجع به حدیث و قصص انبیاء اقدامی به ترجمه و شرح نهج البلاغه نموده است. زواره ای ازدانشمندان نامی قرن دهم درعهد شاه اسماعیل صفوی و فرزندش شاه طهماسب است. وی شاگرد محقق کرکی و استاد ملا فتح الله کاشانی است. کسانی چون میرزا عبدالله افندی در ریاض العلما ‘ مرحوم ملک الشعرا بهار بهار در سبک شناسی ‘ استاد سعید نفیسی د رتاریخ نظم و نثر در ایران مقام علمی او راستوده اند واز او به بزرگی یاد کرده اند. نگارنده که درصدد برآمده جهت رساله دکتری به تصحیح ترجمه و شرح نهج البلاغه از این نویسنده اقدام نماید در این راستا کوشش بر آن بوده که از پنج نسخه خطی معتبر که از کتابخانه های مجلس شورای اسلام (دو نسخه)‘مرکزی دانشگاه تهران‘ مدرسه مروی و کتابخانه آیت الله مرعشی فراهم شده جهت تصحیح استفاده شود. تا چه قبول افتد و که در نظر آید.
    کلیدواژگان: نهج البلاغه، روضه الابرار، تفسیر
  • عبدالرضا سیف، شهرزاد شیدا صفحه 39
    وزن شعر به منزله قالبی است ‘ که شاعر خلاق برآن ‘ روح می دمدو با سلیقه خود بر اندامش جامه لفظ می پوشاند. از این جهت چه بسا یک وزن واحد در دیوان دوشاعر- با سبکها و سلیقه های مختلف- به ظاهر متفاوت به نظر آید.
    با توجه به محدود بودن وزن های عروضی ‘ به توانایی شاعران بزرگی چون حافظ که در حقیقت بحری را در کوزه ای جای داده اند بیشتر می توان پی برد.
    در این مقاله به چند موضوع در مورد موسیقی شعر حافظ پرداخته می شود:یکی ویژگی های برجسته شعر حافظ از لحاظ اوزان و موسیقی شعر و آنچه شعر اورا از دیگران متمایز می سازد و راز دلنشینی غزلیات او.
    و دیگر اوزانی که به ترتیب بیشترین بسامد را در دیوان او دارند وبررسی اشعار و وزن آنها ‘ و نیز مقایسه کلی آنها با برخی اشعار معروف شعرای نامدار که در همان اوزان سروده شده است.
    کلیدواژگان: غزل حافظ، اوزان عروضی، بسامد
  • عباس کی منش صفحه 61
    نگارنده برآن است که چگونگی تشکیل انجمن های ادبی را در ایران ازآغاز شعر فارسی دری در باز جستی هرچند کوتاه درقلم آرد و بدین نکته اشارت کند که نخستین تشکل انجمن های ادبی در دربارهای سلاطین فرصت ظهور یافته است و شاعران اگر چه در مواردی در مدح سلاطین راه مبالغه پیموده اند ولیکن نقش حساس آنان را در نگاه داشت زبان فارسی و استقلال ملی و مذهبی نادیده نتوان گرفت. افزون بردربارهای سلاطین و رجال سیاسی ‘ این انجمن ها در منازل ادبا و شاعران و در قرون متاخر در قهوه خانه ها تشکیل می شده است.
    کلیدواژگان: انجمن های ادبی، دربار سلاطین، انجمن های ادبی عنصری، فرخی و امیر علیشیر نوایی
  • احمد احمدی صفحه 81
    یکی از راه های شناخت دیدگاه افراد ‘ بررسی نگاه آنان به شخصیتهای مشهور تاریخ است. در مقاله ای دیگر با عنوان ((بانگ صغیر)) نویسنده‘به مقایسه ((دیدگاه مولوی درباره معاویه))با معارف قرآنی و روایی پرداخته است.در این نوشتار ‘ نگارنده دیدگاه مزبور را با واقعیتهای تاریخی می سنجد و آن را به نقد می کشد.
    کلیدواژگان: خلافت، معاویه، تاریخ، تقابل ابلیس و معاویه
  • حمیرا زمردی، محمدحسین محمدی صفحه 107
    یکی از روش های مدرن نقد ادبی هرمنوتیک یا علم تفسیر و تاویل متن است. این روش دارای دو دوره کاملا مجزا از هم است:1. هرمنوتیک سنتی که درآن از اصل قطعیت معنی سخن گفته می شود.معروفترین فرداین دسته ‘شلایر ماخر است.
    2. هرمنوتیک جدیدکه معنارا همان چیزی میداند که خواننده درک می کند. از این گروه نیز گادامر و آیزر معروف هستند.
    هر چند می توان شعرهای حافظ را از دید مکاتب مختلف نقد ادبی مثل نقد فرمالیستی و اسطوره گرا بررسی کرد ‘ اما یکی از بهترین روش های تحلیل شعر او هنوز هم روش هرمنوتیکی است.
    کلیدواژگان: هرمنوتیک، تاویل، ماخر، گادامر، حافظ
  • آذر آهنچی صفحه 117
    درخلال نیم قرن فترت سیاسی که با مرگ ایلخان ابوسعید (736/1336)‘آخرین فرمانروای ایلخانان ‘ درقلمرو آنان حکمفرما گشت‘ مبارزات فراگیری درسراسر مملکت ایران برسرکسب قدرت درگرفت. سران جنبش سربدار در زمره افرادی بودند که توانستند بخشهایی ازخراسان را زیر سیطره خود درآورند ‘ و در قلمرو حکومتی خود برای مدتی اگر چه کوتاه به استقلال حکومت کنند. جنبش سربدار وتشکیل دولت آنها موجب تحولات اساسی و مهم در اوضاع سیاسی ‘ اجتماعی و مذهبی شرق ایران شد‘که در تاریخ قلمرو اسلامی تقریبا بی سابقه و کم نظیر بود. درست به همین دلیل‘ مراحل نخستین قیام و عوامل موثر در چگونگی سیر تطور آن تا تشکیل دولت اهمیت بسزائی دارد.
    کلیدواژگان: منازعه قدرت، فشار اقتصادی، فقدان عدالت اجتماعی، تحولات اجتماعی - مذهبی، حکومت غیر موروثی
  • محمدرضا برزگر خالقی صفحه 139
    سخن گفتن از عشق هم دل انگیز و دل نشین است و هم سخت و دشوار‘دل انگیز از آن جهت که حدیثش زخمه بر تار دل می زند و نغمه بی قرار جان را به فراسوی زیباترین مطلوب به پرواز درمی آورد و فضای روح رابا شمیم خوشبوی آن عطرآگین می سازد و دشوار از آن رو که عشق پدیده ای نفسانی و روحانی است که جز به وسیله خود عشق به تعریف درنمی آید و محصول تجربیات شخصی است. غزل های جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی بیانگر حالات درونی اوست که از سوز دل عاشقش حکایت می کند و چنان لطیف و دل نشین است که شنونده را هرچند بی ذوق باشد ‘ مفتون می سازد.
    دراین مقاله سعی برآن گردیده است تاازمیان موضوعات بی شماری که در دیوان جمال الدین وجود دارد‘عشق وعاشق و معشوق در غزلیات وی مورد بررسی اجمالی قرار گیرد. آنچه دراین نوشتار می آید شامل: 1- منشا و تعریف عشق 2-صفت عشق 3- درونمایه عشق 4- فراق و هجران ناشی از عشق و جور و عتاب معشوق به عاشق 5- صفات عاشق و معشوق
    کلیدواژگان: جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی، غزل، عشق، عاشق، معشوق، اصفهان
  • صدیقه ابلق دار صفحه 153
    از آن جایی که مسئله انسان شناسی د رطول تاریخ بشر ‘مورد توجه علما‘عرفا‘معلمین اخلاق‘روانشناسان و حتی انسانهای معمولی بوده است و به گزاف نیست که اگر بگوئیم همه اختلافاتی که در عرصه اندیشه رخ داده است ریشه در عیارتعریفی دارد که از انسان و ابعاد وجودی او بدست می آید ‘و تعریفی که در این مقاله از انسان داده می شود‘فارغ از همه ممیزات فکری ‘فرهنگی ‘تاریخی ‘ نژادی و علمی اش می باشد که مورداحترام و تکریم خداوند است که از عیاری یکسان نزد پروردگاربرخورداراست و همین نکته حکایت از قابلیت بالای او‘در دریافت حقایق هستی و توانمندی بالای او در ابعاد گوناگون دارد ‘ یعنی هم می تواندزیباترین فضیلتهای اخلاقی را بیافریند و هم می تواند منشاء بروز و ظهور رذیلت های اخلاقی باشد یعنی قابلیت های متضاد. در اینجا درصدد هستیم ابتدا انسان را بما هوانسان بشناسیم و سپس هدف از خلقت اورا مطرح کنیم و به این نتیجه برسیم که انسان می تواندبا شناخت نفس خود به شناخت خدا(وسیرو سلوک در راه اوبامدداز اسماءالهی (اسماءالحسنی)برسد.ودراین راستا از کلام بزرگانی چون صدرالمتالهین شیرازی (ملاصدرا)و امام خمینی (ره)و... استفاده خواهد شد.
    کلیدواژگان: انسان شناسی، قابلیت های متضاد، شناخت نفس، سیر و سلوک، شناخت خدا، اسماءالحسنی
  • زهره نادری نژاد صفحه 181
    هرجان بیداری ازخود می پرسد‘این اقیانوس بیکران وپرتلاطم وجود سرچشمه اش کجاست؟ جان عالم دنائی حقیقی کیست؟ وجودشکوفا از محو حقیقت خود ‘جواب می شنود‘((لاهوالاهو))او که این سوال و جواب ازاوست ‘او که در حجاب کبریائی خود محتجب است و فقط از وراء اسماء و صفات با چشم جان مشاهده می شود.
    گره تاریکی و محدودیت ادراک حسی ‘ اهل دنیا را به خود مشغول داشته و از دیدن نور محروم مستند ولی ضمیر و دل اولدالالباب و اویاء الهی که به برکت ((تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفاو طمعا)) (سجده /16) مشمول ((ابیت عند ربی یطعمنی و یسقنی))گشته اند‘ و به نور حقیقت نورانی گشته است همه چیز از محسوس تا مجرد ‘ از هیولی تا جبرئیل را آینه معاینه حضور حق تعالی و جلای تجلیات حضرتش می یابند و از لذتهای بی نهایتی که روشنی بخش دیده هاست ‘ بهره می جویند‘((فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قر? اعین)) سجده/17 عاشقان جانباز این راه آمدن از دو عالم دست کوتاه آمدند زحمت جان از میان برداشتند دل بکلی از جهان برداشتند
    کلیدواژگان: تجلی، ظهور، انسان کامل، شهودحقانی، ذوالوتین بودن