فهرست مطالب

توسعه محلی (روستایی - شهری) - سال دوم شماره 2 (پیاپی 3، پاییز و زمستان 1389)
  • سال دوم شماره 2 (پیاپی 3، پاییز و زمستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/10/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عباس نوروزی، اسماعیل شهبازی صفحه 1
    استفاده از سموم و کودهای شیمیایی گوناگون، بهره برداری روزافزون از منابع طبیعی پایه در بخش کشاورزی و نیز بکارگیری فزاینده انرژی های فسیلی، در ناسالم بودن محصولات کشاورزی و آلودگی محیط زیست در روستاها نقش مهمی داشته اند. گرچه این موارد، موجب افزایش کمی تولیدات در بخش های صنعت و کشاورزی شده اند، ولی در طول زمان، آسیب ها و چالش هایی را نیز ایجاد کرده اند. مسئله اساسی در مقاله حاضر، آلودگی مداوم و روزافزون محصولات کشاورزی و فرآورده های غذایی به باقی مانده سموم گیاهی، علف کش ها، آنتی بیوتیک ها و هورمون های گیاهی و دامی است. از جمله مهمترین آسیب ها این است که آلودگی های ناشی از وجود این گونه باقی مانده های شیمیایی، نه تنها موجب ظهور بیماری های ناشناخته در میان انسان ها شده، بلکه به تخریب و فرسایش منابع پایه کشاورزی نیز منجر شده است. همچنان که تخریب منابع طبیعی نیز از دیگر آسیب هایی است که بدین سبب به محیط زیست جوامع انسانی، گیاهی و جانوری وارد شده است. هدف مطالعه حاضر، بررسی نقش ترویج در توسعه کشاورزی ارگانیک در روستاهای کشور است و روش بررسی نیز از نوع کلینیکی یا «تشخیص بالینی» و در برخی از مزارع «تولیدات ناب» در نواحی روستایی است. کاهش هزینه های درمانی، افزایش کمی و کیفی تولیدات کشاورزی، افزایش صادرات و حفاظت از محیط زیست، نیازمند نگرش زیست محیطی و تولید کشاورزی به شیوه ای پایدار و ارگانیک است که این کار نیز مستلزم بهره مندی از یک سامانه ترویجی جامع نگر است. این سامانه ترویجی نیز مبتنی بر سه رکن آموزش مداوم، انگیزش خودیاری و گسترش مشارکت روستاییان در راستای توسعه پایدار منابع انسانی است. در پایان، برخی از راهبردهای مؤثر در پذیرش شیوه های تولید در سامانه کشاورزی ارگانیک در روستاهای کشور بیان شده است. شایان ذکر است که راهبردهای مذکور، در واقع بخشی از پیام ها یا آموزه-هایی هستند که سامانه ترویج، برای نشر و تنفیذ آنها بین مخاطبان روستایی در این فرایند تلاش می کند.
    کلیدواژگان: کشاورزی پایدار.، نظام آموزشی ترویج، محصولات ناب زراعی، فرایند کشاورزی زیستی، تولیدات روستایی
  • مهدی طالب، صدیقه پیری، سمیه محمدی صفحه 23
    پژوهش حاضر، فراتحلیلی بر مطالعات انجام شده در زمینه فقر در جامعه روستایی ایران است. مسئله اصلی در بررسی حاضر این است که رویکرد نظری غالب و متغیرهای اصلی در پژوهش های مذکور چیست؟ و تا چه حد به رهیافت مشارکتی توجه شده و از چه موضوعاتی غفلت شده است؟ روش گردآوری داده ها، مطالعه اسنادی و کتابخانه ای است، به طوری که ابتدا هفتاد پایان نامه و پژوهش در زمینه فقر در دهه 80، بررسی شد که از بین آنها، سی و دو پژوهش درباره فقر روستایی، به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. برخی از متغیرهای مهم پژوهش حاضر عبارت اند از: تعاریف فقر، شیوه جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها، روند فقر در جوامع روستایی، عوامل تاثیرگذار، نتایج و استراتژی ها برای کاهش فقر. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با روش تحلیل محتوا انجام شد. طبق یافته های تحقیق، بیشتر داده های موجود، با استفاده از داده های ثانویه مرکز آمار ایران به دست آمده است و عمدتا با روش های مختلف کمی و اقتصادسنجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و در زمینه فقر روستایی، بیشتر بر جنبه های پولی و مالی تاکید شده است. طبق نتایج تحقیق، فقر را باید از جنبه های اجتماعی و با رویکردهای انسانی و مشارکتی نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. در اغلب مطالعات مذکور، به این موضوع چندان توجه نشده است. علاوه براین، در مطالعات یادشده، موضوعاتی مانند آثار گوناگون فقر بر اقشار مختلف جامعه روستایی، سیاست های فقرزدایی و ارزیابی آثار آنها و نیز اثر پدیده-های کلان مانند جهانی شدن بر فقر روستایی بررسی نشده است.
    کلیدواژگان: رویکرد مشارکتی.، فراتحلیل، فقر، روستا، عوامل اقتصادی
  • اکبر کمیجانی، علی باقرزاده صفحه 41
    در ادبیات توسعه اقتصادی، بین رشد بهره وری و نابرابری درآمدی رابطه ای وجود دارد که از آن با عبارت U وارون کوزنتس یاد می شود (اهلووالیا، 1977). به عبارت دیگر، رابطه بین رشد بهره وری با نابرابری درآمدی ابتدا مستقیم و سپس حالت معکوس به خود می گیرد. امروزه مطالعات اقتصاددانان توسعه نشان می-دهد که سیاست های دولت ها، از جمله سرمایه گذاری در سرمایه انسانی و مخارج تحقیق و توسعه، نه تنها بر رشد و بهره وری اقتصادی، بلکه بر توزیع مناسب درآمد و کاهش نابرابری در اقتصاد کشورها نیز مؤثر بوده است (فان، 2007). بر این اساس، عوامل ساختاری مذکور، موجب برگشت سریع خم منحنی کوزنتس شده و موجب می شود که با افزایش بهره وری، نابرابری درآمدی کاهش یابد. به دلیل اهمیت موضوع مذکور، در پژوهش حاضر با استفاده از رهیافت مدل های رگرسیونی با وقفه های گسترده (ARDL) و با در نظر گرفتن اطلاعات یک دوره سی ساله (1387- 1358) به صورت سری زمانی، رابطه بین نابرابری درآمدی و رشد بهره-وری در حضور عوامل ساختاری مانند مخارج تحقیق و توسعه و سرمایه انسانی در مناطق روستایی بررسی می شود. طبق نتایج پژوهش، سرمایه انسانی و مخارج تحقیق و توسعه داخلی و انباشت سرمایه تحقیق و توسعه بین المللی، هر کدام با ضرایب 11/0 و 08/0، بر کاهش نابرابری درآمدی در مناطق روستایی تاثیر معنی داری دارد و فرضیه کوزنتس مبنی بر وجود رابطه U وارون بین رشد بهره وری کل و نابرابری درآمدی در مناطق روستایی و کشاورزی ایران در دوره مورد مطالعه قابل ابطال نیست.
    کلیدواژگان: مدل رگرسیونی ARDL.، مخارج تحقیق و توسعه، سرمایه انسانی، مناطق روستایی، منحنی کوزنتس، بهره وری کل عوامل تولید
  • پویا علاء الدینی، آزاده جلالی موسوی صفحه 61
    در پی موفقیت برنامه های تامین مالی خرد در سطح جهان، طرح هایی در این زمینه در ایران اجرا شده است. این برنامه ها به عنوان راهی برای کاهش فقر و ارتقای معیشت شناخته می شوند و پیوسته در حال گسترش هستند. توجه به برنامه های تامین مالی خرد و اجرای آنها، ارزیابی اثربخشی شان را ضروری می سازد. ارزیابی اثربخشی این برنامه ها، نه تنها امکان اصلاح رویه ها و بهبود عملکرد برنامه ها را فراهم می کند، بلکه در طراحی برنامه های آتی نیز نقش مهمی دارد. در این پژوهش، با مطالعه موردی دو برنامه تامین مالی خرد، یعنی «صندوق اعتبارت خرد زنان روستایی» و «برنامه پشتیبانی از خدمات مالی خرد روستا» تلاش شده است تا آثار این برنامه ها بر شرکت کنندگان، به ویژه بر سه جنبه از زندگی آنان، یعنی ابعاد مادی فقر، آسیب پذیری و توانمندسازی زنان ارزیابی شود. در مطالعه حاضر، از روش های کمی و کیفی استفاده شده است. در بخش کمی از شرکت کنندگان جدیدتر برنامه ها به عنوان گروه شاهد استفاده شده و یافته های بخش کیفی نیز به منظور تقویت نتایج کمی به کار گرفته شده است. نتایج بررسی نشان می دهد که تغییری در شاخص های درآمد، دارایی، و هزینه خوراک و پوشاک خانوارهای شرکت کننده در هر دو برنامه ایجاد نشده، اما شاخص تنوع منابع درآمدی خانوار بهبود یافته است. همچنین، برنامه ها فقط زمانی به توانمندسازی زنان منجر شده اند که شرکت کنندگان زن، خود بر نحوه مصرف وام کنترل داشتند. البته در برخی موارد، برنامه ها موجب آسیب-پذیری بیشتر خانوار ها شده اند.
    کلیدواژگان: صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی و پشتیبانی از خدمات مالی خرد روستا.، آسیب پذیری، ارزیابی اثربخشی، توانمندسازی، تامین مالی خرد
  • اسدالله نقدی، اسماعیل بلالی صفحه 77
    با توجه به تحولات جمعیتی و اجتماعی در طول دهه های اخیر در ایران، مسئله اجتماعی تاخیر سن ازدواج یا به تعبیر برخی، پیامدهای منفی ناشی از این امر پدید آمده است و با توجه با بافت اجتماعی، در صورت استمرار می تواند به بحران تبدیل شود و حیات جامعه را تهدید کند. میزان سن در اولین ازدواج یا احتمالا پیوستن بخشی از دختران به مجردین قطعی در همه نقاط کشور، طبق آمارهای رسمی در حال افزایش است. علاوه بر مناطق شهری، در نواحی روستایی نیز این مشکل به طور جدی جلوه کرده است و با توجه به شرایط دختران روستایی و محرومیت آنها از بسیاری از حقوق و خدماتی که در نقاط شهری وجود دارد و انگ ها و ننگ های ناشی از عدم ازدواج و خطر پیوستن به خیل مجردان قطعی در جوامع سنتی و بسته روستایی، این معضل از اهمیت بیشتری برخوردار است. اما مساله این است که مانند سایر مسائل اجتماعی، نگاه ها در ایران «شهرمحور» و «شهرزده» است و جامعه روستایی در درجه دوم اهمیت و اولویت قرار دارد و صدای محرومیت مضاعف دختران روستایی به گوش برنامه ریزان نمی رسد. در این مطالعه، از چهارچوب نظری مدل انگیزه مهاجرتی زنان (سادانی و تودارو)، نظریه تغییرات الگوی ازدواج (گود، بکر و لستاقی) و نظریه مهاجرت های مبتنی بر گزینش جنسیتی (بهرمن و ولف) استفاده شده است. روش تحقیق در بررسی حاضر، تحلیل داده های ثانویه و مطالعه میدانی نگارنده با تکنیک ارزیابی مشارکتی در روستاهای استان همدان در قالب سه پروژه (توسعه محلی، توسعه پایدار و بررسی اشتغال دختران روستایی) است. جامعه آماری، زنان و دختران نواحی روستایی استان همدان است و مناطق روستایی منتخب در شهرهای رزن، بهار، فامنین و نهاوند قرار دارند. یافته های تحقیق، بیانگر همسویی الگوهای همسرگزینی شهری- روستایی، دلایل عمده تاخیر سن و کاهش شانس ازدواج در روستاها ناشی از افزایش تحصیلات مردان جوان روستایی، مهاجرت جوانان به شهر (گزینش جنسیتی).
    کلیدواژگان: کاهش شانس ازدواج، گزینش جنسیتی مهاجرت، سن ازدواج، دختران روستایی
  • حسنعلی فرجی سبکبار، حسین نصیری، محمد حمزه، یوسف رفیعی، شاپور سلمانوندی صفحه 95
    در برنامه ریزی های منطقه ای و توسعه سرزمین، یکی از مسائل اساسی که برنامه ریزان با آن مواجه هستند، شناسایی مناطق مناسب به منظور استقرار و توسعه انواع فعالیت ها است. مدل ها و روش های گوناگونی در این زمینه وجود دارد و پیشرفت های تحقق یافته در سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS)، امکان مدل سازی و تحلیل اطلاعات را به طور فضایی فراهم کرده است. پژوهش حاضر به تحلیل تناسب اراضی به منظور استقرار مراکز خدمات روستایی با در نظر گرفتن مجموعه ای از عوامل اجتماعی، اقتصادی و محیطی در بخش سلطانیه می پردازد. مسئله مهم در این تحقیق، مشخص کردن تناسب اراضی به منظور استقرار مراکز خدمات روستایی است، به طوری که این مراکز، بیشترین پوشش خدماتی را داشته باشند. در این پژوهش، از روش های تحلیل تصمیم چندمعیاره (مقایسه زوجی و تکنیک PROMETHEE II) در محیط سیستم های اطلاعات جغرافیایی استفاده شده است که به الگوسازی فضایی بخش سلطانیه می پردازد. کل منطقه مورد مطالعه با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی، اقتصادی و محیطی به پنج قسمت از کاملا نامناسب تا کاملا مناسب برای استقرار مراکز خدمات روستایی تقسیم شده است. طبق نتایج تحقیق حاضر، قسمت های کاملا مناسب به منظور ایجاد مراکز خدمات روستایی، مناطقی نسبتا هموار بوده و از زمین های باارزش برای کشاورزی و مستعد رشد از لحاظ اقتصادی تشکیل شده اند و عمدتا سکونتگاه هایی هستند که از نظر تراکم جمعیتی و نیز امکانات زیربنایی در موقعیت بهتری قرار دارند.
    کلیدواژگان: GIS.، توسعه روستایی، مقایسه زوجی، PROMETHEE II، بخش سلطانیه، مراکز خدمات روستایی
  • اصغر صالحی، سید اسکندر صیدایی صفحه 119
    فضای روستا، مجموعه ای از زیرسیستم های مختلف است که هر یک از آنان، ضمن دارا بودن اجزا، عناصر و روابط درونی، نحوه سازمان یابی فضای روستا را تعیین می کنند. موزونی یا ناموزونی در سازمان یابی فضای روستایی، می تواند در قالب های مختلفی جلوه کند. در حال حاضر، یکی از مهمترین ناموزونی ها در ساماندهی فضای روستاهای کشور، در نحوه استقرار بافت مسکونی روستا در حاشیه رودخانه ها است. راهکارها و سیاست هایی که تاکنون برای اصلاح بافت مسکونی روستا در حاشیه رودخانه ها ارائه شده، غالبا جزءنگر بوده اند، یعنی دلایل بروز مشکلات و راه حل های مقابله با آنها را در زیرسیستم سکونتگاهی روستا جستجو کرده اند. در بررسی حاضر، از دیدگاه سیستمی و با تاکید بر ضرورت جامع نگری به مقوله رودخانه در روستاها، بر شناخت مؤلفه ها و بردارهای فضایی در آسیب شناسی تعیین حریم رودخانه در روستاها تاکید می شود، یعنی آسیب شناسی رفتار رودخانه، از منظر آسیب شناسی سازمان یابی فضای روستایی مورد مطالعه قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش، تعدادی از روستاهای حاشیه رودخانه های گرگان رود در استان گلستان، ماسوله در استان گیلان، ایجرود در استان زنجان، لایجند در استان اصفهان، شاهرود در استان قزوین و رودخانه های جاجرود و کرج در استان تهران را شامل می شود. بر اساس نتایج تحقیق، ساماندهی سکونتگاه های حاشیه رودخانه ها و هدایت آن در طرح های هادی روستایی به سوی یک نظم فضایی، می تواند آثار پایداری بر اصلاح بافت سکونتگاه های روستایی بگذارد و آن را به سوی رفتاری قانون مند هدایت کند.
    کلیدواژگان: دیدگاه سیستمی، رودخانه، بافت روستایی، آسیب شناسی.، روستا
  • رقیه علایی خرائم، پروین کدیور، شهرام محمدخانی، غلامرضا صرامی، محمدحسن علایی صفحه 137
    مصرف مواد در نوجوانان یکی از مهم ترین چالش های بهداشتی و روانی- اجتماعی جوامع می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل علی روابط عوامل والدینی، همسالان، سبک مقابله، عزت نفس و پرخاشگری (عوامل خانوادگی، محیطی و فردی) با مصرف مواد در میان نوجوانان در روستاهای شهر کرج انجام شده است. شرکت کنندگان پژوهش شامل 447 نفر (239 دختر و 208 پسر) از نوجوانان مقطع متوسطه ی بخش مرکزی کرج در سه دهستان گرمدره، محمدآباد و کمال آباد تشکیل می دهد که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایانتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل خرده مقیاس های پیوند عاطفی با والدین و وضعیت گروه همسالان پرسشنامه ی عوامل خطرساز و حفاظت کننده ی مصرف مواد (RAPI)، پرسشنامه ی رفتارهای پرخطر، پرسشنامه ی پرخاشگری (AQ)، مقیاس عزت نفس روزنبرگ و پرسشنامه ی سبک مقابله با فشار روانی (CISS) بودند. از روش تحلیل مسیر برای ارزیابی مدل علی برگرفته از مدل یادگیری اجتماعی مصرف مواد توسط نوجوان (سیمون و رابرتسون، 1989) استفاده شد. بر اساس شاخص های نیکویی برازش (عدم معناداری خی دو، پایین بودن خطا و...) با کنترل کردن مفروضه ی ثابت ماندن واریانس مانده ها، مدل پیشنهادی از برازش کامل برخوردار بود. طبق این نتایج، متغیرهای ارتباط با همسالان منحرف و پرخاشگری رابطه ی مستقیم و طرد والدینی رابطه ی غیرمستقیم با مصرف مواد داشتند. هم چنین طرد والدینی با پرخاشگری، عزت نفس و ارتباط با همسالان منحرف رابطه ی مستقیم داشت. داشتن ارتباط با همسالان منحرف و پرخاشگری علاوه بر رابطه ی مستقیم با مصرف مواد در نوجوانان، نقش میانجی نیز در رابطه ی طرد والدینی و مصرف مواد داشتند. عوامل خطرساز خانوادگی مانند طرد والدینی، پرخاشگری و ارتباط با همسالان منحرف از مهم ترین متغیرهای پیش بینی کننده ی مصرف مواد در نوجوانان می باشند. از این رو طراحی مداخلات پیشگیرانه برای بهبود روابط نوجوانان با همسالان سالم و تقویت پیوند عاطفی نوجوان با والدین و کاهش رفتارهای پرخاشگرانه ی نوجوانان می تواند مصرف مواد را در آنان کاهش داده و جلوگیری کند.
    کلیدواژگان: نوجوان.، پرخاشگری، عزت نفس، همسالان منحرف، طرد والدینی، مصرف مواد
|
  • Page 1
    Using various pesticides, herbicides and chemical fertilizers, excessive exploitation of basic natural resources in agriculture and also, excessive application of fossil energies in agricultural sector all together, have a serious role in impurity of farm products, as well as environmental pollution in the villages. Although these cases had finally led to quantitative increase of the farm products in industrial and agricultural sectors, they have arisen some harms and challenges in long term. The focal point of this article is the ever-increasing pollution of raw agricultural products and processed foods with herbal poisons, herbicides, antibiotics, and herbal and livestock hormones. One of the most important harms is the fact that the pollution of these chemical residuals has not only led to unknown diseases among people but also brought about the destruction and erosion of basic agricultural resources, as well as the destruction of the environments for the human, plant, and animal communities. The research method used in this article is clinical study or clinical diagnosis which, in some farms, is known as “pure production fields” in rural areas. The aim of this study is to examine the role of extension education in the development of organic agriculture in the Iranian villages. Decreasing the costs of human medical treatments, increasing the quality and quantity and as a result, the exportation of the agricultural products, as well as the conservation of the environment all together, need an attitude towards environmental and agricultural production in a sustainable and organic manner which itself, is in need of the presence of a comprehensive extension education system. This system is based on three main elements: continuous training, self-help incentives, and expanding the rural participation, parallel to “sustainable development of human resources”. At the end, some forwarding strategies in the process of the acceptance of the production methods in the organic agricultural system have been mentioned. These in fact, are parts of the messages and training materials which the extension education system tries to disseminate among the people in rural areas.
  • Page 23
    The present study is a meta-analysis of different studies about poverty in rural societies of Iran. The main issue in the present study is to see what the main theoretical approaches are and variables in these studies and to what extent the participatory approach has been brought into focus and what issues have been neglected. The methodology of the present study for collecting data is documentary research. Seventy theses and researches about poverty were investigated and among them thirty two theses were chosen as the statistical society of the study. Some of the important variables of the present study are: poverty definition, data collection and analysis of data, trend of poverty in rural societies, and effective factors, results and strategies for poverty reduction. Data analysis of this study was based on content analysis. Based on the findings of the study, most of the present data have been obtained through secondary data of the statistical center of Iran and the have been mostly analyzed via quantitative methods and econometrics and the emphasis, about rural poverty, has been on monetary and financial aspects. According to research results, poverty should also be analyzed from participatory and human aspects. In most of the studies this aspect has been neglected. Moreover, in the these studies, topics like effects of poverty on various social groups of the rural society, poverty alleviation policies and their effects and also macro phenomena such as globalization on rural poverty have not been fully evaluated.
  • Page 41
    In economic development literature, there is a relationship between productivity growth and income inequality and this is referred to as Kuznets inverted U. In other words,in first stages, there is a direct relationship between productivity growth with income inequality but later this relatioship becomes reverse. Nowadays, economists’ studies show that government policies including investment in human capital and research and development expenditures, not only have an effect on economic growth and productivity, but also they affect the proper distribution and reduction of income inequality. Accordingly, the structural factors cause Kuznets curve bends back quickly and with increasing the productivity, income inequality reduces. Because of the importance of this issue, in this study, using regression models with wide intervals (ARDL) and considering a period of thirty years (1358-1387) as time series, the relationship between income inequality and productivity growth in the presence of structural factors such as R & D spending and human capital in rural areas has been investigated. According to the results, human capital and research expenditures, internal development, research capital accumulation and international development, each with coefficients of 11 / 0 08 / 0, has a significant impact on reducing income inequality in rural areas and Kuznets hypothesis which states that there is an Inverted U relationship between total productivity growth and income inequality in rural areas and agriculture in the period of study is not voidable.
  • Page 61
    Assessing the impact of microfinance programs helps to improve the procedures and performance of ongoing activities and to formulate better initiatives in future. In this article, we provide case studies of two microfinance programs in Iran. We assess the impact of these programs on participating households in terms of financial aspects of poverty, vulnerability, and women’s empowerment. Our field study has benefited from a set of qualitative and quantitative techniques. In our quantitative survey of households we have used new program participants as the control group. Our qualitative techniques have been primarily used to complement and add nuance to our quantitative survey results. Participation in either program has not improved incomes, assets, or expenditures on food and clothing among households. It has, however, resulted in the diversification of participating households’ income sources. Furthermore, the programs have empowered women when women have had direct control over the received credit. Finally, in some cases programs have actually increased the vulnerability of certain households.
  • Page 77
    Considering the changes in population and social aspects of society in Iran within the last decades, the problem of late marriage age and its negative consequences is arising. This problem, if continues consistently, can provoke a crisis and threaten the society. The age of marriage among girls, according to official census, is increasing. In addition to urban districts, this problem is also eminent in rural districts. Considering the condition of rural girls and their privation from many facilities that exists in urban districts and the severe problem of remaining single in traditional societies, this issue needs more attention. However, this problem, like many other social problems, is city-centered and the rural society is in the second degree of priority and the problem of privation is neglected by the administers. In this study, we used the theoretical framework of women emigration model (Sadati and Todaro), theoretical changes in marriage models, and emigration theories based on gender selection. Research methodology of this study is based on evaluating the secondary data field study using the cooperative appraisal in Hamadan villages in three project format(local development, stable development, and rural girls employment evaluation). Participants of this study are the women and girls in rural districts in Hamadan province and selected rural villages in Razan,Bahar,Famnin,Nahavand. Results of the study shows that the reasons behind the late marriage are increasing the level of education among men, their emigration to cities and economical problems (unemployment, and lack of job opportunities).
  • Page 95
    One of the most important issues in spatial and regional planning is identification of suitable regions for locating facilities and services. There are different models and methods in this area and rapid expansion of geospatial science especially geographical information system (GIS) has made the modeling and the analysis of spatial data possible. The aim of this study is the analysis of land suitability to locate rural service centers using social, economic and environmental factors in Soltanieh County. To this end, two methods of multi criteria decision making (MCDM) i.e. PROMETHEE II and pair-wise comparison were used in geographical information systems environment. The result of this research is reported on a grading scale from one to five which varies from the least to the most suitable areas respectively. Finally some investigstions also showed that the most suitable areas agree well with the selected criteria.
  • Page 119
    Village atmosphere is made of different subsystems each of which has different elements and internal relations and they determine the way that organization of village atmosphere is made. Harmony and lack of harmony in finding a place in village atmosphere can take different forms. Now, one of the most important aspects of lack of harmony in the villages can be seen in the establishment of residential villages in the border of rivers. Different strategies and policies for improving residential texture of villages have been looked for in details, i.e., they have sought the solutions of the problems in villages’ residential subsystems. In the present study, considering the systemic views and the importance of the role of rivers, we have tried to emphasize the need to have deeply-held views about the role of rivers in villages. In this study the pathological behavior of the river, from the perspective of the rural space organization pathology, has been studied. Statistical society of this study includes a number of villages in the border of rivers like Gorganrood in Golestan province,Masouleh in Gilan province,Ijrood in Zanjan province, Layjand in Esfahan province, Shahrood in Qazvin province, and Karaj in Tehran province. Based on the results of the study, organizing the residential part of border villages and directing them in rural leading plans toward a spatial discipline, can have stable effects on the texture of rural residential and direct it toward a systematic behavior.
  • Page 137
    Drug abuse among adolescents is one of the main sanitary psychic- social challenges of societies. The purpose of the present study was to investigate the relationship among parenting factors, peers, coping style, self-esteem, and aggression on drug abuse (Families, Environment and Individual Factors) among adolescents in Karaj villages. Participants of this study were 447 adolescents (239 female and 208 male) that were selected from the high school students of Karaj (Garmdarreh, Mohammadabad and Kamalabad) via multi-stage cluster sampling. The instruments for this study included scales of effective relation with parents and condition of peer groups, Risk and Protective Factor Inventory (RAPI) Questionnire, Risky Behavior Inventory Questionnire, Aggression Questionnaire (AQ), Rosenberg's self-esteem Index, Coping Inventory Stressful Situation (CISS). Path analysis was used in order to analyze and interpret the causal model that was adapted from adolescents’ social learning drug use model. According to indices of goodness of fit (meaningfulness of X2, low level of error, etc), the suggested model was completely suitable through controlling the hypothesis and making the variances constant. The results indicate that deviant peers and aggression have direct influence, and parental rejection has indirect influence on use of drugs. Also, the interaction of parental rejection, aggression, self-esteem, and deviant peers have a direct influence on use of drugs. Therefore, deviant peers, in addition to the direct influence, have a mediator role in the relationship between parental rejection and substance use. Familiar risky behaviors such as parental rejection, aggression and communication with deviant peers were the most predictive variables among adolescents. With this view in mind, the interventions that lead to improvement in the relationship of adolescents and peers and receiving attention from parents and reducing aggressive behaviors of adolescents, can reduce and prevent the use of drug among the adolescents.