فهرست مطالب

  • سال ششم شماره 4 (زمستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/10/11
  • تعداد عناوین: 24
|
  • حسین مهدی زاده، سعید کاظمی، مریم عزیزی صفحه 589
    مقدمه
    ارائه سیستم های فناوری اطلاعات در یک سازمان همراه با ریسک بوده و با چالش های متعددی روبه رو است. این تحقیق با هدف بررسی موانع و چالش های فراروی استفاده از فناوری های نوین اطلاعاتی (ICT) در دانشگاه های علوم پزشکی و به صورت موردی در دانشگاه علوم پزشکی ایلام صورت گرفته است.
    روش ها
    جامعه آماری این پژوهش، کلیه کارکنان دانشگاه علوم پزشکی ایلام می باشند که 206 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته بوده است و به منظور دسته بندی موانع کاربرد فناوری های نوین از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده گردید.
    یافته ها
    چالش های کاربرد ICT در دانشگاه های علوم پزشکی در هفت عامل خلاصه گردیدند:1. فراهم نبودن زیرساخت سخت افزاری2. عدم راهبردهای توسعه اطلاعاتی در سازمان3. عدم دسترسی به برنامه های کاربردی آسان و راحت4. عدم توانایی کارکنان در کار با نرم افزارها و برنامه های موجود5. عدم باور مدیران6. بالا بودن هزینه تغییر از سیستم های سنتی به سیستم های جدید7. مقاومت کارکنان.
    نتیجه گیری
    فراهم نمودن زیرساخت ها، تنظیم سند راهبردی توسعه اطلاعات و به کارگیری برنامه های ساده و کاربرپسند می تواند به پذیرش فناوری های نوین اطلاعاتی در دانشگاه کمک نماید.
    کلیدواژگان: فناوری های نوین اطلاعاتی، دانشگاه علوم پزشکی ایلام، تحلیل عاملی، چالش های به کارگیری فناوری
  • سید باقر مرتضوی، حبیب الله دهقان شهرضا، محمد جواد جعفری، محمدرضا مراثی، علی خوانین، مهدی جهانگیری صفحه 601
    مقدمه
    تنش گرمایی یکی از مهم ترین پیامد های مواجهه با گرما در دنیاست. شاخص های موجود ارزیابی تنش گرمایی به دلیل داشتن محدودیت های ذاتی و کاربردی برای غربال گری تنش گرمایی، در کشور های در حال توسعه مناسب نیستند. هدف این مطالعه بررسی روایی محتوایی و اعتبار سازه شاخص نمره تنش گرمایی (Heat Strain Score Index یا HSSI) در شرایط آب و هوایی ایران بود.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی بر روی 122 نفر از کارگران شرکت ملی صنایع پتروشیمی (عسلویه) و ذوب آهن اصفهان در ماه های تیر تا شهریور 1389 انجام شد. در مرحله تولید آیتم، 45 آیتم انتخاب گردید. روایی محتوایی توسط متخصصین بهداشت حرفه ای انجام گرفت و ثبات درونی آیتم ها با محاسبه ضریب Chronbach''s alpha بررسی شد. تحلیل عاملی اکتشافی برای کاهش تعداد آیتم ها به کار رفت.
    یافته ها
    در ارزیابی محتوایی، 5 آیتم حذف گردید. در تحلیل همبستگی نیز، 24 آیتم که دارای همبستگی کمتر از 3/0 با همبستگی کل داشتند، حدف شدند. ضریب Chronbach''s alpha برای 16 آیتم باقیمانده، برابر 92/0 (85/0-71/0) به دست آمد. در تحلیل عاملی اکتشافی سه زیر مقیاس قضاوت ذهنی، لباس حفاظتی و فعالیت جسمانی استخراج شد؛ به طوری که هر سه زیر مقیاس، در مجموع 7/67 درصد از واریانس را تبیین کردند. ثبات درونی بین زیر مقیاس ها بالا بود (91/0-73/0).
    نتیجه
    نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که سه عامل اساسی در مقیاس HSSI با ثبات درونی بالا وجود دارد. پایایی و روایی سازه نشان داد که مقیاس HSSI برای غربال گری تنش گرمایی در ایران یک روش روا و مناسب است.
    کلیدواژگان: شاخص نمره تنش گرمایی، اعتبار سنجی، تنش گرمایی، ایران
  • سمیه سادات رجایی، مریم زاهدی، لیلا آزادبخت، احمد اسماعیل زاده، نضال صراف زادگان صفحه 613
    مقدمه
    با وجود تاثیر زیاد رژیم غذایی بر سندرم متابولیک، داده های محدودی در زمینه ارتباط دانسیته انرژی رژیم غذایی با این سندرم وجود دارد. به علاوه، با توجه به خصوصیات ویژه رژیم غذایی کشورهای خاورمیانه، بررسی ارتباط دانسیته انرژی غذایی و سندرم متابولیک در این بخش از جهان جالب توجه خواهد بود. این مطالعه به منظور ارزیابی ارتباط دانسیته انرژی رژیم غذایی با شیوع سندرم متابولیک در زنان انجام شد.
    روش ها
    دریافت معمول غذایی طی مطالعه مقطعی بر روی 486 نفر از زنان بزرگ سال تهرانی با استفاده از پرسش نامه بسامد خوراک ارزیابی شد. دانسیته انرژی غذایی از تقسیم کل انرژی دریافتی روزانه بر کل وزن غذاهای مصرفی (gr/d) گزارش شده توسط هر فرد (به استثنای نوشیدنی ها) محاسبه گردید. شاخص های تن سنجی اندازه گیری و سطح گلوکز ناشتای پلاسما، فراسنج های لیپیدی سرم و فشار خون ارزیابی شد. سندرم متابولیک بر طبق راهنمای Ш ATP تعریف گردید.
    یافته ها
    میانگین دانسیته انرژی رژیم غذایی پس از تعدیل اثر انرژی kcal/g 35/0 ± 77/1 بود. پس از کنترل اثر عوامل مخدوش گر، افرادی که در بالاترین سهک دانسیته انرژی قرار داشتند، 80 درصد (15/3-17/1: CI 95 درصد؛ 80/1: OR) شانس بیشتری جهت ابتلا به سندرم متابولیک داشتند. حتی پس از تعدیل اثر BMI نیز این ارتباط، معنی دار باقی ماند (96/2-10/1: CI 95 درصد؛ 54/1: OR). همچنین دانسیته انرژی غذایی بالاتر به طور معنی داری با شانس بالاتری برای چاقی شکمی (نسبت شانس بالاترین سهک در مقابل پایین ترین سهک: 23/4؛ 18/7-51/2: CI 95 درصد)، سطح بالای تری گلسیرید سرمی (93/5-31/2؛ 55/3) و سطح پایین HDL-C سرم (84/2-13/1؛ 80/1) همراه بود. کنترل اثر BMI به میزان اندکی روابط را کمرنگ تر نمود، ولی باز هم تمامی روابط معنی دار بودند. ارتباط کلی معنی داری بین دانسیته انرژی غذایی بالاتر و خطر فشار خون بالا یا اختلال در تحمل گلوکز، قبل و یا بعد از تعدیل اثر عوامل مخدوش گر، مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    بالا بودن دانسیته انرژی رژیم غذایی به طور معنی داری با خطر بیشتر برای سندرم متابولیک و اجزای آن همراه بود. مطالعات بیشتری جهت تمرکز بر کاهش دانسیته انرژی رژیم غذایی به عنوان یک استراتژی احتمالی برای پیش گیری و درمان سندرم متابولیک نیاز می باشد.
    کلیدواژگان: دانسیته انرژی، سندرم متابولیک، چاقی، عوامل خطر قلبی، عروقی، زنان
  • مرتضی حسین زاده، افرا خسروی، بهاره کلانتری، لیلا شیدل زاده، رضا رنجبر صفحه 626
    مقدمه
    توکسوپلاسموز از بیماری های انگلی مشترک بین انسان و دام با گسترش جهانی است با خوردن گوشت نپخته یا کم پخته حاوی کیست و آب آلوده به کیست یا از طریق مادرزادی از مادری که عفونت اکتسابی در طی حاملگی داشته باشد انتقال می یابد.هدف از این مطالعه تعیین وضعیت سرواپیدمیولوژیک زنان با سابقه و بدون سابقه سقط جنین مکرر نسبت به عفونت توکسوپلاسموز در شهرستان ایلام می باشد.
    روش ها
    در این مطالعه مورد– شاهدی 122 نفر از زنان مراجعه کننده به درمانگاه زنان بیمارستان مصطفی خمینی ایلام به روش نمونه گیری تصادفی ساده در دو گروه، مورد با سابقه سقط جنین 63 نفر (7/51 درصد) و شاهد بدون سابقه سقط جنین 59 نفر (3/48 درصد) از نظرتیترآنتی بادیIgG و IgM علیه توکسوپلاسموز به روش ELISA مورد بررسی قرار گرفتند. پرسش نامه ای جهت گردآوری کلیه اطلاعات مورد نیاز از هر گروه تکمیل گردید. د اده ها توسط نرم افزار SPSS و تست های مجذور کای، مان ویتنی و T استیودنت مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت.
    یافته ها
    از نظر تیتر آنتی بادی IgG علیه توکسوپلاسما در گروه مورد 42نفر (7/66 درصد) مثبت و 21 نفر (3/73 درصد) منفی بودند و این نسبت در گروه شاهد 27 نفر (8/45 درصد) مثبت و 32 نفر (2/54 درصد) منفی بود. این تفاوت از نظر آماری با (02/0P<) معنی دار شد. از نظر تیتر IgM علیه توکسوپلاسما در گروه مورد 35نفر (6/55 درصد) مثبت و 28 نفر (4/44 درصد) منفی و نسبت به گروه شاهد 2نفر (4/3 درصد) مثبت و 57 نفر (6/96 درصد) منفی مشاهده گردید. این تفاوت نیز با (0001/0P<) معنی دار بود. بین تعداد دفعات سقط جنین و تیتر آنتی بادی با (001/0P<) برای IgM و 03/0P< برای IgG تفاوت آماری معنی داری وجود دارد. بین نحوه طبخ گوشت و تیتر آنتی بادی تفاوت آماری معنی دار نیز مشاهده شد (03/0P< برای IgG و 002/0P< برای IgM).
    نتیجه گیری
    روش های غربالگری سرولوژیک برای مدیریت و روش های پیشگیری از عفونت و آلودگی دوران بارداری همراه با آموزش بهداشت توصیه می شود.
    کلیدواژگان: سقط جنین، توکسوپلاسموز، آنتی بادی، حاملگی
  • فهیمه حقیقت دوست، محمد جواد حسین زاده، اکرم کبیری، احمد اسماعیل زاده صفحه 636
    مقدمه
    با توجه به ارتباط بین چاقی و چاقی شکمی با بیماری های مزمن مختلف و همچنین تاثیر متفاوت چربی های رژیم غذایی بر شاخص های تن سنجی، هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر مصرف رژیم غذایی غنی از MUFA بر شاخص های تن سنجی در زنان دارای اضافه وزن (9/29 ≥ BMI ≥ 25) می باشد.
    روش ها
    مطالعه حاضر در قالب یک کارآزمایی بالینی از نوع متقاطع بر روی 17 زن 50-20 ساله با میانگین نمایه توده بدنی kg/m2 0/2 ± 6/27 انجام شد. افراد مورد مطالعه به صورت تصادفی انتخاب شدند به مدت 6 هفته از رژیم غذایی غنی از MUFA (16 درصد MUFA و 8 درصد SFA) و رژیم غذایی شاهد (16 درصد SFA و 8 درصد MUFA) استفاده نمودند. درصد انرژی حاصل از سایر درشت مغذی ها (از جمله PUFA)، در طول دو دوره یکسان در نظر گرفته شد. در انتهای 6 هفته، دوره washout به مدت 2 هفته اجرا گردید و سپس جای گروه ها تعویض گردید. این دوره نیز به مدت 6 هفته اجرا شد. در ابتدا و انتهای هر دوره از مطالعه، ارزیابی های تن سنجی صورت گرفت. جهت ارزیابی های آماری از آزمون t-test مزدوج استفاده شد.
    یافته ها
    طبق ارزیابی دریافت های غذایی افراد، درصد انرژی حاصل از MUFA در طی دوره رژیم غذایی غنی از MUFA برابر با 13 درصد و در دوره شاهد برابر با 7 درصد به دست آمد، این مقادیر برای SFA به ترتیب برابر با 5/8 و 14 درصد حاصل شد. میانگین تغییرات وزن بدن در دوره غنی از MUFA برابر با 9/2- کیلوگرم و در دوره شاهد برابر با 3/2- کیلوگرم است (4/0 = P). این تغییرات برای BMI (Body mass index) به ترتیب برابر با kg/m2 1/1- در مقابلkg/m2 93/0- (6/0 = P)، برای توده چربی برابر با 2- کیلوگرم در مقابل 4/1- کیلوگرم (2/0 = P)، برای توده فعال بدن برابر با 9/0- کیلوگرم در مقابل 9/0- کیلوگرم (98/0 = P)، برای دور کمر 2- سانتی متر در مقابل 5/1- سانتی متر (5/0 = P) و برای WHR برابر با 0031/0- در مقابل 0014/0- (8/0 = P) به دست آمد.
    نتیجه گیری
    اگرچه یافته های این مطالعه حاکی از عدم وجود تفاوت معنی دار بین دو نوع رژیم غذایی غنی از MUFA و رژیم غذایی شاهد در تاثیر بر شاخص های تن سنجی را نشان می دهد ولی به علت اهمیت چاقی و چاقی شکمی بر سلامت، انجام بررسی های طولانی مدت تر با حجم نمونه بالا ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: MUFA، شاخص های تن سنجی، اضافه وزن
  • احسان الله حبیبی، سیف الله غریب، مهناز شاکریان، اکبر حسن زاده صفحه 649
    مقدمه
    امروزه شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی از عوامل نگران کننده بهداشت و سلامت در هر جامعه ای می باشد. یکی از اصلی ترین علت اختلالات اسکلتی عضلانی را می توان وضعیت و شرایط نامطلوب کاری نام برد. هدف از این مطالعه برآورد شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی و آنالیز وضعیت ای بدنی در حین کار کارگران درگیر با حمل دستی کالا در صنعت لبنیات بود.
    روش ها
    فعالیت های کاری 50 نفر (26 نفر گروه 1و 24 نفر گروه 2) از کارگران شاغل مرد در صنایع پخش لبنیات در سال 1388 مورد مشاهده قرار گرفت. از پرسش نامه نوردیک (Nordic) جهت برآورد شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی و از روش(Ovako Working posture Analyzing System) OWAS جهت آنالیز وضعیت های ارگونومی کاری و اطلاعات با نرم افزارآماری SPSS تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان می دهد شیوع وضعیت های بدنی آسیب زننده به سیستم اسکلتی عضلانی در این حرفه بالا است به گونه ای که43 نفر (86 درصد) از کارگران مورد بررسی از اختلالات کمر، 22 نفر (44 درصد) از اختلالات شانه،33 نفر (66 درصد) از اختلالات زانو و 14 نفر (28 درصد) از اختلال در مچ دست بیش از 24 ساعت در یک سال شکایت داشتند. به طور میانگین 82/22 درصد از وضعیت های ارگونومی کاری کارگران نیاز به اصلاح داشت (نمره های 3، 4 در مقیاس OWAS).
    نتیجه گیری
    با توجه به این که وضعیت های ارگونومی نامطلوب و اختلالات اسکلتی عضلانی در کارگران مورد بررسی بالا بود، اجرای مداخلات ارگونومی (فنی و مدیریتی)، تدابیر پیشگیری وبرنامه های آموزشی نسبت به کارگران در این صنایع امری ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: وضعیت ارگونومی، حمل دستی کالا، صنعت لبنیات
  • کاظم ندافی، رامین نبی زاده، شاهرخ نظم آرا، حشمت الله نورمرادی، فاضل محمدی مقدم صفحه 657
    مقدمه
    در عصر حاضر توسعه روز افزون جوامع شهری و افزایش فعالیت های اقتصادی و صنعتی بدون توجه به ارزیابی اثرات این فعالیت ها بر سلامت انسان به عنوان محور توسعه، آلودگی هوای شهرها و مخاطرات ناشی از انتشار آلاینده های مختلف را موجب گردیده است. از طرفی وضعیت بحرانی آلودگی هوای تهران بر کسی پوشیده نیست و با توجه به این که ذرات معلق به عنوان یکی از آلاینده های اصلی شهر تهران به شمار می رود، در این مطالعه غلظت ذرات معلق موجود در هوای آزاد شامل TSP و PM10 و همچنین توصیف کیفیت هوا با تکیه بر شاخص AQI بر اساس ماه های مختلف نمونه گیری مورد بررسی قرار گرفت.
    روش ها
    این مطالعه از ابتدای دی ماه 84 تا پایان اردیبهشت 85 انجام شد. تعداد 50 نمونه برای TSP با استفاده از پمپ نمونه گیر با حجم زیاد و تعداد 50 نمونه برای PM10 با استفاده از دستگاه لیزری پایش ذرات مدل 107 برداشت شد.
    یافته ها
    در طول دوره نمونه گیری از نظر آلاینده TSP، اسفند ماه 1384 با میانگین μg/m3 63/190 آلوده ترین ماه و فروردین 1385 با میانگین μg/m3 5/118 پاک ترین ماه بود. در طول دوره نمونه گیری از نظر آلاینده PM10، دی ماه 1384 با میانگین μg/m3 5/66 آلوده ترین ماه و فروردین 1385 با میانگین μg/m3 1/42 پاک ترین ماه گزارش گردید.
    نتیجه گیری
    بر اساس شاخص کیفیت هوا (AQI) در طول دوره نمونه گیری، در 96 درصد از موارد آلاینده TSP کمتر از حد استاندارد (100 < AQI) و در 4 درصد از موارد آلاینده TSP بالاتر از حد استاندارد (100 > AQI) قرار داشت. بر اساس شاخص کیفیت هوا (AQI) در طول دوره نمونه گیری، در 98 درصد از موارد آلاینده PM10 در کمتر از حد استاندارد (100 < AQI) و در 2 درصد از موارد آلاینده PM10 بالاتر از حد استاندارد (100 > AQI) به دست آمد.
    کلیدواژگان: آلودگی هوا، تهران، ذرات معلق، شاخص کیفیت هوا
  • لیلا آزادبخت، صنم فرجیان، فرزانه برک، مریم میر آقاجانی، نضال صراف زادگان، احمد اسماعیل زاده صفحه 666
    مقدمه
    اگر چه مصرف گوشت قرمز با شیوع دیابت مرتبط است، اما برای نشان دادن وجود ارتباط بین دریافت گوشت قرمز و سندرم متابولیک و التهاب، اطلاعات کمی در دست است. هدف مطالعه حاضر مشخص کردن ارتباط بین دریافت گوشت قرمز، سندرم متابولیک و غلظت در گردش CRP به عنوان یک مقیاس التهاب سیستماتیک می باشد.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی 482 زن معلم تهرانی با سن 60-40 سال مورد مطالعه قرار گرفتند و برای ارزیابی دریافت گوشت قرمز از FFQ استفاده شد. اندازه های آنتروپومتریک، فشار خون، گلوکز ناشتا خون، پروفایل های لیپیدی و غلظت CRP پلاسما مطابق روش های استاندارد ارزیابی شد. سندرم متابولیک به وسیله برنامه بین المللی آموزش کلسترول راهنمای ATP III پیشنهاد شده بود.
    یافته ها
    میانگین و خطای معیار دریافت گوشت قرمز0/4 ± 9/45 گرم در روز بود. بعد از کنترل آماری عوامل اغتشاش گر میانگین هندسی غلظت CRP پلاسما در بین هر یک از پنجک ها 46/1، 66/1، 73/1، 89/1 و 04/2 میلی گرم در لیتر بود.* در مدل های خام، افراد در پنجک بالای دریافت گوشت قرمز، ارتباط قوی تری را از نظر وجود سندرم متابولیک در مقایسه با افرادی که در پنجک پایین قرار داشتند، نشان دادند (01/0 > p-trend، 38/4-24/1CI: %95؛ 33/2: OR). این ارتباط بعد از تنظیم و تعدیل عوامل مغشوش گر نیز باقی ماند (01/0 < p-trend 01/4، 18/1:CI 15/2:OR). تعدیل CRP بر این ارتباط اثری نداشت (01/0>;p-trend 98/3- 16/1:; CI 06/2: OR).
    نتیجه گیری
    به طور کلی افزایش مصرف گوشت قرمز به صورت مقطعی با افزایش خطر سندرم متابولیک و التهاب ارتباط دارد. مطالعات آینده نگر برای تایید این یافته مورد نیاز است.
    کلیدواژگان: گوشت قرمز، التهاب، سندروم متابولیک، زنان
  • احمد اسماعیل زاده، لیلا آزادبخت، محمدرضا خوش فطرت، مسعود کیمیاگر صفحه 676
    مقدمه
    مطالعه حاضر با هدف شناسایی ارتباط الگوهای غذایی غالب با چاقی عمومی و چاقی شکمی در زنان معلم تهرانی انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه مقطعی، 486 فرد 60-40 ساله از معلمان زن تهرانی به روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای و به صورت تصادفی انتخاب شدند. دریافت های غذایی افراد با استفاده از یک پرسش نامه نیمه کمی بسامد خوراک، برای یک سال ارزیابی گردید. وزن و قد طبق دستورالعمل های استاندارد اندازه گیری و نمایه توده بدنی (Body mass index یا BMI) محاسبه شد. چاقی عمومی، به صورت BMI بزرگ تر از kg/m2 30 و چاقی شکمی به صورت دور کمر بزرگ تر از 88 سانتی متر تعریف شد. جهت شناسایی الگو های غذایی غالب، از روش تحلیل عاملی استفاده شد.
    یافته ها
    با استفاده از روش تحلیل عاملی، سه الگوی غذایی غالب شامل الگوی غذایی سالم، الگوی غذایی غربی و الگوی غذایی سنتی در افراد مورد مطالعه شناسایی شد. پس از کنترل اثر عوامل مخدوش کننده، افرادی که در بالاترین پنجک امتیاز الگوی غذایی سالم قرار داشتند، در مقایسه با افراد پایین ترین پنجک، از شانس کمتری جهت ابتلا به چاقی عمومی (نسبت شانس 28/0 و 95 درصد؛ فاصله اطمینان 14/0 تا 53/0) و چاقی شکمی (نسبت شانس 30/0؛ فاصله اطمینان 16/0 تا 55/0) برخوردار بودند، در حالی که آن هایی که در بالاترین پنجک الگوی غذایی غربی قرار داشتند، از شانس بالاتری جهت ابتلا به چاقی عمومی (نسبت شانس 73/2؛ فاصله اطمینان 46/1 تا 08/5) و چاقی شکمی (نسبت شانس 74/5؛ فاصله اطمینان 99/2 تا 99/10) برخوردار بودند. کنترل اثر سایر متغیر های مخدوش کننده باعث تضعیف این ارتباط ها گردید اما حتی پس از کنترل اثر انرژی دریافتی، این ارتباط ها هم در مورد چاقی عمومی و هم در مورد چاقی شکمی معنی دار بودند. هر چند که هیچ گونه ارتباط معنی داری بین الگوی غذایی سنتی با چاقی عمومی مشاهده نشد، اما آن هایی که در پنجک سوم این الگو بودند، چه قبل (نسبت شانس 15/2؛ فاصله اطمینان 18/1 تا 90/3) و چه بعد از کنترل اثر متغیرهای مخدوش کننده (نسبت شانس 08/2؛ فاصله اطمینان 09/1 تا 65/3) از شانس بالاتری جهت ابتلا به چاقی شکمی برخوردار بودند.
    نتیجه گیری
    یافته های این مطالعه حاکی از ارتباط معنی دار بین الگوهای غذایی غالب با چاقی عمومی و چاقی شکمی در بین زنان معلم تهرانی است. انجام مطالعات آینده نگر جهت تایید این یافته ها پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: الگوهای غذایی، چاقی، شاخص های تن سنجی، زنان، تحلیل عاملی، چاقی شکمی
  • مرضیه شاه سیاه، فاطمه بهرامی، عذرا اعتمادی، سیامک محبی صفحه 690
    مقدمه
    رضایت زناشویی مهم ترین و اساسی ترین عامل جهت پایداری و دوام زندگی مشترک است. رضایت زناشویی زمانی وجود دارد که وضعیت موجود در روابط زناشویی با وضعیت مورد انتظار منطبق باشد. در صورتی که زوج ها بتوانند سطح رضایت را در زندگی زناشویی افزایش دهند، خانواده را از آسیب ها محفوظ می دارند. هدف این مطالعه تاثیر آموزش جنسی بر افزایش رضایت زناشویی و ابعاد آن شامل سازگاری با شخصیت همسر، بهبود ارتباط، رابطه جنسی، حل تعارض،وایجاد نقش های مساوات طلبانه می باشد.
    روش ها
    مطالعه نیمه تجربی با روش نمونه گیری تصادفی روی 30 زوج (60 نفر) مراجعه کننده به فرهنگ سرای خانواده در شهر اصفهان در دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. اعضای دو گروه قبل از شروع جلسات پیش آزمون را تکمیل کردند. سپس زوجین گروه آزمایش بعد از یک هفته در جلسات آموزش جنسی شرکت کردند. بعد از گذشت یک ماه، هر دو گروه به پس آزمون پاسخ دادند.
    گروه آزمایش در 6 جلسه یک ساعت و نیم شرکت کردند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه کوتاه انریچ و مشخصات دموگرافیک بود. اطلاعات از طریق آمار توصیفی (میانگین، واریانس، انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) با نرم افزار SPSS 16 تجزیه وتحلیل شد.
    یافته ها
    نتایج پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس نشان از تاثیر آموزش جنسی در افزایش رضایت زناشویی (001/0>P، 78/118=F) و خرده مقیاس های رضایت از شخصیت همسر (001/0>P، 89/69=F)، بهبود ارتباط (001/0>P، 98/90=F)، رابطه جنسی (001/0>P، 87/51=F)، حل تعارض (001/0>P، 46/74=F) بود ولی در خرده مقیاس های اوقات فراغت (28/0=P، 54/7=F) و علائق به خویشان و دوستان (18/0=P، 35/2=F) تفاوت معنی داری دیده نشد.
    نتیجه گیری
    رابطه جنسی زن و شوهر مهم ترین عامل تعیین کننده زندگی زناشویی است. آموزش جنسی با افزایش رضایت جنسی می تواند باعث افزایش در رضایت مندی و شادکامی کلی زناشویی گردد.
    کلیدواژگان: آموزش جنسی- رضایت زناشویی، زوجین
  • عباس اکبرزاده، محسن اربابی صفحه 698
    مقدمه
    پدیده تغذیه گرایی به چالشی جدی برای بسیاری از اکوسیستم های آبی طی سال های اخیر تبدیل شده است. پدیده مذکور در تالاب انزلی که به عنوان یکی از اکوسیستم های پراهمیت از ابعاد گوناگون زیست محیطی و اقتصادی مطرح می باشد، به دلیل افزایش بیش از حد بار مواد مغذی ناشی از فعالیت های انسانی، کشاورزی و صنعتی در حوزه آبریز آن، سلامت تالاب را با مخاطرات جدی روبرو ساخته است. بنابراین در این تحقیق، مطالعات میدانی و نمونه برداری از نقاط مختلف تالاب صورت گرفت و سپس اطلاعات به دست آمده، تحلیل گردید و در نهایت وضعیت تالاب از نقطه نظر تغذیه گرایی آن، که از مهم ترین شاخص های وضعیتی تالاب ها و دریاچه ها می باشد، مورد بررسی قرار گرفت.
    روش ها
    در این تحقیق علاوه بر انجام مطالعات میدانی، جهت تعیین وضعیت کیفی تالاب از نقطه نظر بارهای مواد مغذی و محاسبه میزان ورودی ها به تالاب، نتایج به دست آمده از سنجش پارامترهای نیتروژن کل و فسفر کل از 21 ایستگاه منطقه مورد مطالعه، به سامانه سیستم اطلاعات جغرافیایی منتقل شد و از طریق مقایسه با استانداردهای بین المللی، وضعیت تغذیه گرایی تالاب مشخص گردید.
    یافته ها
    در این مطالعه مشخص گردید که چون تالاب نسبت به سال های گذشته، پذیرنده بارهای بیشتری از مواد مغذی است، اغلب بخش های تالاب حاوی غلظت بالایی از نیتروژن و فسفر کل است. همچنین بررسی های بیشتر با استفاده از روش پیشنهادی نورنبرگ بر مبنای شاخص های نیتروژن و فسفر کل نشان داد که وضعیت فوق مغذی در تمامی نقاط تالاب حاکم می باشد.
    نتیجه گیری
    هر چند که در این تحقیق از روشی بسیار ساده با کمترین هزینه محاسباتی جهت تعیین وضعیت تغذیه گرایی در تالاب انزلی استفاده گردید، اما نتایج به دست آمده از این تحقیق با نتایج تحقیقات قبلی انجام گرفته بر تالاب در این راستا، تطابق خوبی از خود نشان می دهد.
    کلیدواژگان: تغذیه گرایی، تالاب انزلی، فسفات کل، نیتروژن کل
  • حسین فرخ زاده، ابراهیم قربانی، حسن هاشمی، لیلی موهبت، مهناز نیک آیین، اکبر حسن زاده، محمود یاحی، فاطمه صمدانیان، حسین جابری صفحه 708
    مقدمه
    طی سرخ کردن زیاد روغن، اکسیداسیون با میزان بیشتری اتفاق می افتد که سبب تولید هیدروپراکسیدها و سپس ترکیبات فرار مانند آلدئیدها، کتون ها و اسیدهای کربوکسیلیک و سایر مواد شیمیایی نامطلوب می گردد. این مطالعه با هدف تعیین میزان عدد پراکسید، رانسیته، عدد اسیدیته در روغن های مصرفی در قنادی ها و سمبوسه فروشی های شهر برخوار و میمه انجام گردید.
    روش ها
    تعداد 54 نمونه روغن از کارگاه های قنادی و سمبوسه فروشی در شهرستان برخوار و میمه به صورت تصادفی جمع آوری شد. آزمایش های تعیین عدد پراکسید، رانسیدیته و شاخص اسیدیته بر روی 5 گرم روغن انجام شد که به ترتیب میزان هیدروپراکسیدها، آلدئیدها و اسیدهای آزاد، طی مراحل اکسیداسیون اندازه گیری و مشخص شد.
    یافته ها
    آزمایشات نشان داد روغن ها از نظر عدد اسیدی، سالم و فقط 4/7% از آنها فاسد بودند این یافته ها حاکی از آن است که 87% از روغن های قنادی و سمبوسه فروشی ها از نظر عدد پراکسید قابل مصرف می باشند.
    نتیجه گیری
    نحوه استفاده روغن اغذیه فروشی و قنادی ها در شهرستان برخوار و میمه نامطلوب بوده است که ممکن است محتوی مواد سمی باشند و سلامت مصرف کنندگان را تهدید کنند. بنابراین مسوولان مربوط علاوه بر توجه به تهیه و توزیع روغن های مناسب برای پخت، جهت رعایت ضوابط و مقررات بهداشتی باید بر مراکز تهیه و توزیع غذاهای آماده و قنادی ها کنترل دقیق داشته باشند و آموزش های لازم ارایه شود.
    کلیدواژگان: شاخص های فساد روغن، قنادی ها و اغذیه فروشی ها، برخوار و میمه
  • محتشم غفاری، الهه توسلی، احمد اسماعیل زاده، اکبر حسن زاده صفحه 714
    مقدمه
    بدون تردید، تغذیه صحیح در پیشگیری از ابتلا به بسیاری از بیماری ها، به ویژه پوکی استخوان و افزایش کارآیی فکری و فیزیکی نیروی کار، نقش مهمی دارد. نظر به اهمیت آموزش تغذیه به کودکان در سنین مدرسه، این پژوهش با هدف تعیین تاثیر برنامه آموزش بهداشت مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی بر آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی اصفهان در خصوص ارتقای رفتارهای تغذیه ای پیشگیری کننده از پوکی استخوان انجام گردید.
    روش ها
    مطالعه تجربی بر روی 130 دانش آموز دختر مقطع دوم راهنمایی اصفهان درسال 89- 1388 به صورت تصادفی در 2 گروه آزمون (66 نفر) و شاهد (64 نفر) به روش نمونه گیری چند مرحله ای انجام گرفت اطلاعات، پرسش نامه استاندارد مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی و پرسش نامه FFQ (بسامد مصرف مواد غذایی) بود، پرسش نامه استاندارد الگوی اعتقاد بهداشتی در سه زمان قبل، همزمان و دو ماه بعد از آموزش تکمیل گردید و پرسش نامه FFQ در دو زمان قبل و 2 ماه بعد توسط دانش آموزان تکمیل گردید، بعد از انجام پیش آزمون، مداخله آموزشی در طی 4 جلسه آموزشی به مدت 4 هفته برای گروه آزمون انجام گرفت، اطلاعات با نرم افزار SPSS 18 و آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیکی تفاوت معنی دار با هم نداشتند. قبل از مداخله تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات سازه های مختلف این الگو در دو گروه مشاهده نشد (05/0
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه تاثیر مثبتی روی الگوی تغذیه دانش آموزان داشته است و مداخله در افزایش و بهبود میزان آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان موثر بوده است.
    کلیدواژگان: الگوی اعتقاد بهداشتی، آگاهی، نگرش، عملکرد، پوکی استخوان
  • رضا غیاثوند، زهرا ربانی، سیما گودرزی، غلامرضا عسگری، محمد صالحی، اعظم برزویی صفحه 724
    مقدمه
    هدف از این مطالعه، ارزیابی دریافت های غذایی زنان ورزشکار آئروبیک در دو منطقه اجتماعی- اقتصادی مختلف در شهر اصفهان است.
    روش ها
    در این مطالعه تحلیلی 99 زن در رنج سنی 50-15 سال که با نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند، شرکت کردند (50 زن در منطقه اقتصادی پایین و 49 زن در منطقه اقتصادی بالا). اطلاعات دموگرافیک با کمک پرسش نامه و شاخص های تن سنجی شامل قد، وزن و دور کمر با متر نواری و ترازو جمع آوری شدند. با تکمیل پرسش نامه یادآمد 24 ساعته برای 2 روز متوالی، اطلاعات غذایی افراد مورد مطالعه به دست آمد. جهت آنالیز داده ها از نرم افزار 4 Nutritionist و 18SPSS استفاده شد.
    یافته ها
    میانگین دریافت انرژی در زنان بالا شهر 86/561 ± 19/1479 و در زنان پایین شهر 354/498 ± 68/1300 کیلوکالری به دست آمد که تفاوت معنی داری بین دریافت انرژی در این دو گروه وجود نداشت (098/0 = P).
    میانگین دریافت پروتئین در منطقه اقتصادی پایین 85/5 ± 41/17 درصد و در منطقه اقصادی بالا 12/4 ± 94/17 درصد به دست آمد که تفاوت معنی داری بین این دو وجود نداشت (606/0 = P).
    میانگین دریافت کربوهیدرات در منطقه اقتصادی پایین 76/9 ± 85/61 و در منطقه اقصادی بالا 62/6 ± 48/54 به دست آمد که تفاوت بین میانگین ها، معنی دار است (001/0 P <) و میانگین دریافت کربوهیدرات در منطقه اقتصادی پایین به طور قابل توجهی بالاتر از منطقه اقتصادی بالا می باشد.
    میانگین دریافت چربی در منطقه اقتصادی پایین 24/8 ± 88/23 درصد و در منطقه اقصادی بالا 68/6 ± 07/30 درصد به دست آمد که تفاوت بین دو گروه معنی دار است (001/0 P <) و میانگین دریافت چربی در منطقه اقتصادی بالا به مقدار قابل توجهی بیشتر از منطقه اقتصادی پایین می باشد.
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان می دهد که دریافت چربی و کربوهیدرات در دو منطقه اجتماعی- اقتصادی مختلف شهر اصفهان متفاوت است که ممکن است به دلیل تفاوت در الگوهای غذایی منطقه باشد.
    کلیدواژگان: درشت مغذی ها، منطقه اجتماعی، اقتصادی، ورزشکار
  • امیر رضا طلایی، مرضیه باقری، سمیرا قطبی نسب، محمدرضا طلایی صفحه 735
    مقدمه
    یکی از ترکیبات آلاینده که می تواند در فاضلاب های صنعتی وجود داشته باشد، فرمالدئید است. جذب بیولوژیکی این ترکیب تا غلظت های کم به دلیل خاصیت ضد باکتری فرمالدئید بسیار مشکل است، ولی حذف آن توسط جاذب ها امکان پذیر است. هدف اصلی در این مطالعه بررسی جذب فرمالدئید به کمک یک جاذب طبیعی (موی انسان) است. موی انسان جاذبی کم هزینه می باشد و به سادگی توسط روشی نظیر خاکستر سازی قابل دفع می باشد. همچنین بررسی تاثیر پارامترهای مهم بر جذب این ماده توسط موی انسان نیز در این تحقیق مورد توجه قرار گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه در شرایط آزمایشگاهی فاضلاب آلوده به فرمالدئید با غلظت و حجم معین در تماس با موی انسان قرار گرفت. با کمک اندازه گیری مقدار اکسیژن خواهی شیمیایی (COD) فاضلاب قبل و بعد از تماس، درصد جذب فرمالدئید از محیط مشخص گردید. در این بررسی مقادیر بهینه pH، دما و زمان ماند نیز با کمک روش یک عامل در زمان مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت.
    یافته ها
    نتایج به دست آمده نشان داد که امکان جذب فرمالدئید توسط موی انسان وجود دارد. همچنین مشخص گردید که افزایش زمان ماند تا 15 ساعت می تواند منجر به افزایش راندمان جذب گردد. بهترین pH جهت جذب حداکثر فرمالدئید برابر با 7 بود و در نهایت افزایش دما نیز منجر به افزایش مقدار جذب فرمالدئید می گردید.
    نتیجه گیری
    فرآیند جذب فرمالدئید توسط موی انسان از نوع جذب شیمیایی می باشد. در این تحقیق مشخص شد که با کمک موی انسان می توان در شرایط بهینه با راندمان به نسبت بالایی فرمالدئید موجود در محیط را از فاضلاب حذف نمود.
    کلیدواژگان: فرمالدئید، جذب، مو، فرمالین، فاضلاب
  • آرش نجیمی، نیره کثیری دولت آبادی، احمدعلی اسلامی، غلامرضا شریفی راد صفحه 744
    مقدمه
    تشنج ناشی از تب یکی از شایع ترین مشکلات کودکان در سنین 5 ماهگی تا 6 سالگی می باشد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش بر آگاهی، نگرش و عملکرد مادران در خصوص پیشگیری از تشنج ناشی از تب در کودکان انجام شده است.
    روش ها
    کارآزمایی بالینی روی 88 نفر از مادران دارای کودک زیر دو سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر اصفهان، با تقسیم تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل انجام شد. داده ها با پرسش نامه در دو زمان قبل و 1 ماه پس از مداخله آموزشی جمع آوری گردید. مداخله در 3 جلسه آموزشی به مدت 60 دقیقه انجام شد. اطلاعات با آزمون های آمار ی تجزیه وتحلیل گردید.
    یافته ها
    میانگین سن مادران در گروه مداخله و کنترل به ترتیب 9/3±75/26 و 4±84/26 سال بود پس از مداخله آموزشی افزایش معنی داری در میانگین نمره آگاهی (001/0>P)، نگرش (04/0= P) و عملکرد (01/ 0 =P) مادران در گروه مداخله نسبت به زمان پیش از مداخله آموزشی ایجاد شد. همچنین تغییر معنی داری در میانگین متغیر های ذکر شده قبل و پس از مداخله آموزشی در گروه کنترل دیده نشد.
    نتیجه گیری
    مداخله آموزشی با هدف کنترل تب به منظور پیشگیری از تشنج ناشی از تب در کودک زیر دو سال توانسته است با افزایش آگاهی و نگرش مادران سبب بهبود عملکرد آنان نیز شود.
    کلیدواژگان: آموزش، آگاهی، نگرش، عملکرد، تشنج ناشی از تب، مادران
  • احسان الله حبیبی، سیامک پورعبدیان، آزاده کیانپور اتابکی، سیدمحسن حسینی صفحه 752
    مقدمه
    فاکتورهای موثر در ایجاد اختلالات اسکلتی- عضلانی ازجمله کمردرد از مباحث مهم دانش ارگونومی می باشد هدف این تحقیق بررسی رابطه شدت ناراحتی در ناحیه کمر با دو فاکتور عامل کمردرد شغلی- عوامل خطر ارگونومیکی و عوامل روانی- اجتماعی- که در پرستاران بخش اورژانس افزایش بالایی دارند، بود.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی بر روی 120 نفر از پرستاران بخش اورژانس سه بیمارستان در اصفهان انجام شد. در این تحقیق برای ارزیابی روزانه عوامل شغلی روانی- اجتماعی، عوامل خطر ارگونومیکی و شدت ناراحتی کمر به ترتیب از پرسش نامه معتبر محتوای شغلی(Job Content Questionnaire)، چک‍‍‍ لیست شناسایی خطرات ارگونومیکی (NIOSH، 1994) و پرسش نامه نوردیک استفاده شد. سوالات در پایان هر روز کاری به مدت پنج هفته از افراد پرسیده شدند. اطلاعات با آزمون آماری Spearman، Mann-Whitney، اسمیرنوف کولوگروف و نرم افزارSPSS18/PASW تجزیه وتحلیل گردید.
    یافته ها
    نیاز کار، ماهیت شغل، تقابل اجتماعی با شدت ناراحتی کمر رابطه معنی داری داشتند (P-value<0.05). درحالی که میان آزادی تصمیم گیری با شدت ناراحتی کمر رابطه وجود نداشت. همچنین رابطه میان شدت ناراحتی کمر و عوامل خطر ارگونومیکی معنی دار بود (P-value<0.05).
    نتیجه گیری
    این مطالعه نشان داد که با کاهش تقابل اجتماعی و افزایش نیاز کاری، ماهیت شغل و عوامل خطر ارگونومیکی، شدت ناراحتی کمر در پرستاران بخش اورژانس افزایش می یابد. بنابراین به منظور کاهش شدت ناراحتی کمر در پرستاران، باید علاوه بر فاکتورهای ارگونومیکی، عوامل روانی اجتماعی را نیز مد نظر قرار داد.
    کلیدواژگان: عوامل شغلی روانی اجتماعی، عوامل ارگونومیکی، کمردرد، پرستاران بخش اورژانس
  • علی احمد آقاپور، امیر محمدی صفحه 762
    مقدمه
    امروزه با افزایش جمعیت، آب های سطحی از مهم ترین منابع مورد استفاده برای مصارف خانگی و صنعتی می باشند، که جهت تصفیه متداول این آب ها از مواد منعقد کننده استفاده می شود. منبع تامین آب آشامیدنی بخشی از شهر ارومیه، رودخانه شهر چای است. از این رو، هدف این تحقیق بررسی امکان کاربرد پلی آلومنیوم کلراید در تصفیه خانه آب شماره 1 ارومیه و بررسی اثرات بهداشتی آن بود.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی– مقطعی، نمونه برداری در فصل بهار انجام شد و با استفاده از دستگاه جار تست، غلظت های مختلفی از ماده منعقد کننده PACl (Poly Aluminum Chloride) به نمونه ها افزوده شد، تا مناسب ترین غلظت آن به دست آید. در این آزمایشات همچنین مقادیر pH، کدورت، قلیاییت و مقادیر آلومینیوم باقیمانده نیز مورد آزمایش قرار گرفت.
    یافته ها
    بر اساس نتایج حاصل از آزمایشات، غلظت آلومینیوم باقیمانده در محدوده (5 تا 20 mg/lit) PACl مصرفی، حداکثر mg/lit 29/0 و در محدوده مصرفی (20 تا mg/lit 40)، حداکثر 5/0 mg/lit بود. همچنین راندمان حذف کدورت در محدوده کمتر از NTU 100، در حدود 78 تا 98 درصد و در محدوده بیشتر از NTU 100، بالاتر از 99 درصد به دست آمد؛ به طوری که با افزایش کدورت، حذف آن بهتر صورت گرفته است.
    نتیجه گیری
    به دلیل غلظت کم مورد نیاز PACl و در نتیجه تولید اندک لجن، مصرف قلیاییت، کم و کاهش اندک pH، کاربرد PACl اقتصادی بوده، از نظر بهداشتی نیز در غلظت های کمتر از 20 mg/lit، آلومینیوم باقیمانده کمتری داشت، ولی در غلظت های بالاتر از 20 mg/lit آلومینیوم باقیمانده ایجاد کرده، از لحاظ بهداشتی و ارتباط مشکوک آن با بیماری آلزایمر، نامناسب می باشد.
    کلیدواژگان: پلی آلومینیوم کلراید، آزمایش جار، تصفیه آب، اثرات بهداشتی
  • ناصر بهنام پور، عبدالرحمان چرکزی، مهری فتحی، عبدالطیف اسماعیلی، حسین شهنازی، هاشم حشمتی صفحه 770
    مقدمه
    حیوان گزیدگی یکی از معضلات و مشکلات بهداشت عمومی است که بالقوه خطر ایجاد بیماری هاری را دارد. این پژوهش با همه گیر شناسی حیوان گزیدگی در شهرستان آق قلا در طی سال های 1388-1379 انجام گرفت.
    روش ها
    پژوهش حاضر توصیفی از نوع مقطعی می باشد. تعداد13142 موردحیوان گزیدگی ثبت شده در مرکز درمان هاری شهرستان آق قلا به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات از طریق دفاتر ثبت مشخصات افراد مراجعه کننده به مرکز هاری شهرستان آق قلا بود. داده های جمع آوری شده از طریق آمارتوصیفی به صورت توزیع فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار و آزمون کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    تعداد 13142 مورد حیوان گزیده ثبت شده 9479 نفر (1/72درصد) مرد و 3663 نفر (9/27 درصد) زن بودند. اکثریت آنان (1/72 درصد) مرد بودند. میانگین و انحراف معیار مصدومین 8/17±0/25 سال و اکثریت آنان (84 درصد) ساکن روستا بود. اکثریت موارد گزش باتعداد 12893(8/97 درصد) توسط سگ بوده و 6/69 درصد موارد در پا اتفاق افتاده بود. از نظر شغل دانش آموزان با 9/28 درصد بیشترین فراوانی را داشت. بیشترین فراوانی گزش در فصل بهار بود (8/28 درصد). میانگین بروز 1222 در یک صد هزار نفر محاسبه گردید. بیشترین میزان بروز با 1678 در یک صدهزارنفر در سال 1383 و کمترین آن با 1005 در یک صدهزار نفر مربوط به سال 1388 بود.بین فصل و تعداد گزش ارتباط معنی داری وجود داشت. (P<0.05).
    نتیجه گیری
    میزان بروز حیوان گزیدگی در شهرستان آق قلا نسبت به دیگر مطالعات انجام شده در نقاط مختلف کشور بسیار بالا است. با توجه به صرف هزینه های زیاد ناشی از تزریق واکسیناسیون و سرم ضدهاری اقدامات لازم جهت کاهش این معضل ضروری به نظر می رسد.
    کلیدواژگان: همه گیرشناسی، بروز، هاری، حیوان گزیدگی، آق قلا
  • زهرا سادات خسروی، سحر صراف بانک، رضا غیاثوند، مهسا ملک احمدی، جلال صبوری، الهام رضایی صفحه 778
    مقدمه
    مطالعات گوناگون نشان دادند که دریافت ریز مغذی های مختلف در جانبازان جنگ تحمیلی متفاوت با مقدار توصیه شده روزانه می باشد. در نتیجه جانبازان در معرض خطر سوء تغذیه قرار دارند.
    روش ها
    این تحقیق یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی بود. افراد مورد بررسی 106 نفر و جمعیت مورد مطالعه جانبازان با درصد جانبازی بالای 10 درصد شهر اصفهان بود. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسش نامه های فرم اطلاعات عمومی و یادآمد 2 روزه خوراک انجام شد. بررسی داده ها با نرم افزار تغذیه ای 4N و نرم افزار آماری 10SPSS انجام شد.
    یافته ها
    در این مقاله به بررسی میانگین دریافت ریز مغذی ها و شاخص های تن سنجی در افراد جانباز پرداخته شد. همچنین مقایسه میانگین دریافت ریز مغذی با مقادیر توصیه شده (RDA) و مقایسه میانگین شاخص های تن سنجی با مقادیر استاندارد انجام شد. تعیین ارتباط بین مقدار دریافت ریز مغذی ها با شاخص های تن سنجی نیز انجام شد.
    نتیجه گیری
    با توجه به یافته های مطالعه دریافتیم که الگوی دریافت غذایی جانبازان نیاز به اصلاح دارد. دریافت برخی از ریز مغذی ها کمتر از میزان توصیه شده بود با توجه به یافته های مربوط به شاخص های تن سنجی و ترکیب بدن در این گروه که نشان می دهد میزان چربی کل بیش از حد نرمال است، مشخص می شود که فعالیت بدنی منظم نقش مهمی برای ارتقای سلامتی این افراد دارد.
    کلیدواژگان: جانباز، ریزمغذی، تن سنجی
  • زهره فتحیان، غلامرضا شریفی راد، زهرا فتحیان، فاطمه پزشکی صفحه 786
    مقدمه
    در زایمان های سزارین، مرگ و میر مادر به طور چشمگیری افزایش می یابد. علل اصلی مرگ شامل آندومیومتریت، خونریزی، عفونت دستگاه ادراری و ترومبوآمبولیسم می باشد. میزان شیوع سزارین در اصفهان در سال 1387 به 4/52 درصد و در خمینی شهر به 54 درصد رسیده است و این در حالی است که سازمان جهانی بهداشت برای سال 2010 هدف را 15 درصد بیان نموده است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل موثر بر انتخاب نوع زایمان می باشد.
    روش ها
    پژوهش به صورت مقطعی در بین 190 نفر از زنانی که در سه ماهه نخست سال 1387 زایمان کرده بودند صورت گرفت. اطلاعات از طریق پرسش نامه و با انجام مصاحبه تکمیل گردید و از آزمون های t-testمستقل، کای اسکویر، آزمون همبستگی اسپیرمن و همبستگی پیرسون استفاده شد و 05/0 < P معنی دار تلقی گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان دادند که میانگین و انحراف معیار نمره آگاهی در زنان با زایمان طبیعی3/2 ± 71 و در زنان با سزارین 2 ± 6/62 و میانگین و انحراف معیار نمره نگرش در زنان با زایمان طبیعی 1 ± 5/51 و در سزارین 8 ± 7/45 است، همچنین آزمون t-test تفاوت بین دو گروه را معنی دار نشان داد. توزیع فراوانی عوامل موثر در انتخاب نوع زایمان نیز بر حسب نوع زایمان تفاوت معنی دار نشان داد.
    نتیجه گیری
    علاوه بر آگاهی و نگرش، فاکتورهای دیگری نیز در انتخاب نوع زایمان موثر هستند که از آن جمله می توان پزشک، همسر، دوستان و اعتقادهای شخصی را نامبرد. بنابراین با افزایش میزان آگاهی و بهبود نگرش مادران، می توان در جهت کاهش میزان سزارین گام برداشت.
    کلیدواژگان: سزارین، زایمان طبیعی، عوامل مرتبط، خمینی شهر
  • اسرافیل عسگری، حشمت الله نورمرادی، علی دل پیشه، زینب کریمی صفحه 794
    مقدمه
    عدم رعایت اصول بهداشتی در هنگام نگه داری، انتقال، فرآوری و مصرف مواد غذایی می توانند سبب فساد زود هنگام و ایجاد ضررهای اقتصادی و نیز ایجاد بیماری های عفونی در مصرف کننده گردد. در این تحقیق آبمیوه های موجود در مراکز تهیه و توزیع شهر ایلام در سال 1389 از نظر وجود اشرشیاکلی و تعداد کلیفرم، باکتری هوازی، استافیلوکوکوس آرئوس، کپک و مخمر مورد بررسی قرار گرفت، تا زمینه ای جهت کنترل بهتر آلودگی ها فراهم گردد.
    روش ها
    این بررسی یک مطالعه توصیفی- مقطعی بود. از حدود 30 آبمیوه فروشی شهر ایلام در نیم سال اول سال 1389 یک نمونه برداشت شد. حجم نمونه برداشتی 250 میلی لیتر بود، که در شرایط استریل و در دمای 4 درجه سانتی گراد در مدت کمتر از 6 ساعت به آزمایشگاه میکروبیولوژی منتقل گردید و بلافاصله مورد آزمایش قرار گرفتند. داده ها پس از گردآوری با نرم افزار Excel تجزیه و تحلیل گردید.
    یافته ها
    نتایج این مطالعه نشان داد که حدود 60 درصد نمونه های مورد مطالعه به اشرشیاکلی، 33/73 درصد نمونه ها به کلیفرم، 66/46 درصد نمونه ها به باکتری های هوازی، 33/73 درصد نمونه ها به استافیلوکوکوس آرئوس و 33/63 درصد به مخمر آلوده بوده اند. هیچ گونه آلودگی از نظر کپک در نمونه ها مشاهده نشده است.
    نتیجه گیری
    طبق استاندارد اداره نظارت بر مواد غذایی، آبمیوه های آماده مصرف در آبمیوه فروشی ها نبایستی اشرشیا کلی و استافیلوکوکوس آرئوس داشته باشند و حد مجاز کلیفرم، باکتری هوازی، کپک و مخمر به ترتیب 102، 105 × 5، 103، 104 در میلی لیتر آبمیوه می باشد. نتایج این تحقیق نشان داد که میزان آلودگی آبمیوه های مورد مطالعه بالا می باشد. از این رو نظارت و کنترل دقیق بر مواد غذایی بیش از پیش تاکید و پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: کیفیت میکروبی، آبمیوه، ایلام
  • علی زنگی آبادی، رحیم عالی، آرزو زارعی، رضا قنبری صفحه 802
    مقدمه
    استخرهای شنا به دلیل استفاده مداوم و همچنین شرایط بهداشتی متفاوت افراد استفاده کننده ممکن است مکانی مناسبی برای انتقال انواع بیماری ها باشد. این موضوع از نگرانی های مهمی است که همیشه از نقطه نظر بهداشتی مطرح بوده است.
    روش ها
    در این تحقیق توصیفی، نمونه گیری به صورت غیراحتمالی هدف دار انجام شد. مرکز بهداشتی و درمانی شماره یک اصفهان با 19 مرکز بهداشتی و درمانی و 416832 نفر جمعیت، در مجموع 19استخر را تحت پوشش دارد. با بررسی های انجام شده، 16استخر مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات لازم به صورت میدانی و همچنین با استفاده از اطلاعات مستند شده در مرکز بهداشتی و درمانی فراهم شدند.
    یافته ها
    استخرهای مورد بررسی 50 درصد دولتی و 50 درصد به صورت خصوصی بودند.استخرهای مورد بررسی 63 درصد سر پوشیده و 37 درصد رو باز بودند. از مجموع 16استخر، 63 درصد دارای سیستم تصفیه می باشند و 37 درصد سیستم تصفیه آب ندارند. توزیع مکانیاستخرها در محدوده مورد مطالعه توزیع مناسبی نیست و از مجموع 19 مرکز بهداشتی و درمانی، 9 مرکزاستخری در محدوده آن ها وجود ندارد در حالی که این 9 مرکز، وسعتی بیش از 50 درصد و جمعیتی معادل 206743 نفر را دارا می باشند. یک ازاستخرها استاندارد لازم از نظر رعایت فاصله از بزرگراه را نداشت.
    نتیجه گیری
    بررسی کامل در مورد شرایط بهداشتی و فضائیاستخرها و برآورد تعداداستخر مورد نیاز مبتنی بر افراد، در محدوده مرکز بهداشتی شماره یک اصفهان ضروری می باشد. همچنین تهیه بانک اطلاعاتی کامل با استفاده از نرم افزار GIS که بتواند در اختیار محققین قرار گیرد، مورد نیاز است.
    کلیدواژگان: استخرهای شنا، کلر باقیمانده، کلیفرم، تراکم جمعیت، GIS
  • زهرا بیروتی، حمیدرضا پورزمانی، سعید سامانی مجد، علیرضا وحدت پور، محمدرضا جعفری صفحه 810
    کمپوست یک روند تدریجی در طبیعت است که به وسیله آن مواد آلی با حضور هوا توسط میکروارگانیسم ها و قارچ ها تجزیه می شوند و حاصل آن کود با ارزشی است که می تواند در جاهای مختلف و حتی در باغچه های خانگی مورد استفاده قرار گیرد. به دلیل اهمیت کمپوست خانگی، از آن به عنوان ثروتی که دیده نمی شود، اشاره شده است. با توجه به اهمیت کمپوست به جا است که دستورالعمل ها و استانداردهای کمپوست مورد بررسی قرار گیرد.
    در این مقاله مروری بر دستورالعمل ها و استانداردهای کیفی کمپوست صورت گرفته است و به استانداردها و حد مجاز غلظت عناصر در کمپوست اشاره و مقایسه صورت گرفته است.
    رعایت استانداردها به منظور کنترل کیفیت محصول نهایی حاصل از فرایند تولید کمپوست، حایز اهمیت می باشد. تطابق پارامترهای کنترل کیفی کود نهایی با استانداردها، سبب می گردد که محصولی مناسب به بازار فروش عرضه گردد. ضمن این که از اثرات نامطلوب محصول بر محیط زیست، چرخه غذایی و غیره نیز جلوگیری می شود.
    کلیدواژگان: کمپوست، استاندارد، دستورالعمل، حد مجاز
|
  • Hosein Mehdizadeh, Saeid Kazemi, Maryam Azizi Page 589
    Background
    Adopting Information Technology (IT) systems in an organization is a decision which faces several challenges. This study has been conducted with the aim of analyzing barriers and challenges in application of ICT in medical science universities in general and the Ilam medical science university in particular.
    Methods
    The studied population was the employees of Ilam University of Medical Sciences, from which 206 individuals were selected. Data collected by a self-administrated questionnaire. In order to categorize the barriers of ICT Exploratory Factor Analysis (EFA) with Varimax rotation was used.
    Findings
    Conducting EFA, challenges of ICT applications in medical universities were summarized in following seven factors:1- Poor hardware infrastructure2- Lack of an ICT strategic plan3- Lack of access to user-friendly software and applications4- Poor digital literacy of staffs5- Lack of staffs’ belief regarding ICT effectiveness6- High cost of changes from traditional to new ICT-based systems7- Staffs’ resistance
    Conclusion
    Providing necessary infrastructure, developing in ICT strategic plan and introducing user-friendly computer and web-based software and application can be helpful in acceptance of this technology.
    Keywords: Information Technology, Electronic Health System, Ilam Medical University, Electronic Health Record, Challenges
  • Habibollah Dehghan Shahreza, Sayyed Bagher Mortazavi, Mohammad Javad Jafari, Mohammad Reza Marasi, Ali Khavanin, Mehdi Jahangiri Page 601
    Background
    Heat stress is one of the most important consequences of occupational heat exposure worldwide. Current heat stress indexes are not suitable for heat strain screening in developing countries due to their inherent and applied limitations. A new observation and subjective screening method is required that needs no instrument. In this study, a scale is developed based on the most important known risk factors (environmental, occupational, personal, and physiological). The aim of this study was to develop and validate the “Heat Strain Score Index (HSSI) in Iran’s climatic conditions.
    Methods
    The Cross-sectional experiment was conducted on 122 workers selected from national petrochemical company (Asalouyeh) and Esfahan steel company between July and September 2010. In the stage of item generation, the initial 45 samples were selected. Content validity was conducted by health professionals and the items internal consistencies were investigated by Chronbach's alpha coefficients. Exploratory factor analysis was used to reduce the number of items.
    Findings
    In content validity evaluation 5 items were considered as invalid and removed. Also in correlation analysis 24 items, which had correlation less than 0.3, were omitted. Internal consistency of the 17 remained items was obtained at 0.92 (0.71–0.85). Exploratory factor analysis indicated three subscales: subjective judgment, protective clothes and physical activity which explained 67.7% of the variance. The internal consistency was high in three subscales (α = 0.73–0.91).
    Conclusion
    Exploratory factor analysis revealed that there are three vital factors with high internal consistency in HSSI. Structural validity and reliability indicated that HSSI is a valid and suitable method for screening heat strain in Iran.
    Keywords: Heat Strain Score Index, Validation, Heat Strain, Iran
  • Habibollah Dehghan Shahreza, Sayyed Bagher Mortazavi, Mohammad Javad Jafari, Mohammad Reza Marasi, Ali Khavanin, Mehdi Jahangiri Page 613
    Background
    Heat stress is one of the most important consequences of occupational heat exposure worldwide. Current heat stress indexes are not suitable for heat strain screening in developing countries due to their inherent and applied limitations. A new observation and subjective screening method is required that needs no instrument. In this study, a scale is developed based on the most important known risk factors (environmental, occupational, personal, and physiological). The aim of this study was to develop and validate the “Heat Strain Score Index (HSSI) in Iran’s climatic conditions.
    Methods
    The Cross-sectional experiment was conducted on 122 workers selected from national petrochemical company (Asalouyeh) and Esfahan steel company between July and September 2010. In the stage of item generation, the initial 45 samples were selected. Content validity was conducted by health professionals and the items internal consistencies were investigated by Chronbach's alpha coefficients. Exploratory factor analysis was used to reduce the number of items.
    Findings
    In content validity evaluation 5 items were considered as invalid and removed. Also in correlation analysis 24 items, which had correlation less than 0.3, were omitted. Internal consistency of the 17 remained items was obtained at 0.92 (0.71–0.85). Exploratory factor analysis indicated three subscales: subjective judgment, protective clothes and physical activity which explained 67.7% of the variance. The internal consistency was high in three subscales (α = 0.73–0.91).
    Conclusion
    Exploratory factor analysis revealed that there are three vital factors with high internal consistency in HSSI. Structural validity and reliability indicated that HSSI is a valid and suitable method for screening heat strain in Iran.
    Keywords: Heat Strain Score Index, Validation, Heat Strain, Iran
  • Morteza Hosseinzadeh, Afra Khosravi, Bahareh Kalantari, Leila Shidelzadeh, Reza Ranjbar Page 626
    Background
    Toxoplasmosis is a world wide parasitic disease infecting human by Oocyst, tissue cyst or tachyzoites in raw meat, water or congenitally during pregnancy. Toxoplasmosis can cause abortion in pregnant women. The current seroepidemiological study was designed to assess toxoplasmosis in pregnant women with or without the history of abortion.
    Methods
    In a case–control study the antibody titer to toxoplasmosis in 122 pregnant women admitted to hospitals in Ilam were analyzed using ELISA. 63 individual (51.7%) who had history of repeated abortion were placed in case and 59 (48.3%) with no history of abortion as control group. A questionnaire was completed for each person included in the study.
    Findings
    66.7 % of those in case group was IgG positive while only 45.8% in control group showed IgG titer above the cut off. 55.6 % of patients in case group and only 3.4 % in control group were IgM positive. The difference between IgG and IgM titer in case and control group was statistically significant (P=0.02 and P=0.001, respectively). The correlation between frequency of abortion and mean antibody titer was statistically significant for IgM(P=0.001) and IgG (P= 0.003). There was a significant correlation between the meat cooking method and IgM and IgG antibody titer against toxoplasma (P=0.03).
    Conclusion
    Toxoplasmosis is one of the most important zoonotic diseases causing abortion during pregnancy, particularly in Ilam where agriculture and farming are most commonly practiced. Seroepidemiologic assessment can help to detect and manage the disease in pregnant women.
    Keywords: Abortion, Toxoplasmosis, Antibody, pregnancy
  • Fahimeh Haghighat Doust, Mohammad Javad Hosseinzadeh, Akram Kabiri, Ahmad Esmaeilzadeh Page 636
    Background
    According to the relationship between general and central obesity with chronic disease and also the effect of the dietary fatty acids on anthropometric measurements, the purpose of the current study was to assess the effect of a MUFA-rich diet on the anthropometric measurements indexes in overweight women.
    Methods
    This randomized cross-over clinical trial included 17 overweight women aged 20-50 years old with the mean BMI of 27.6±2 kg/m2. Volunteers were randomly allocated to one of the two diets for 6 weeks; a control group diet (16% SFA and 8% MUFA) and a studied MUFA-rich diet (16% MUFA and 8% SFA), which was accompanied by 2 weeks of washout period between the 2 feeding periods. There were no significant differences among other macronutrients intake (total fat, PUFA, carbohydrate, protein) and between the two diets. Anthropometric assessments were conducted at the baseline and the end of each treatment period. Data were analyzed using Paired t-test.
    Findings
    The energy percentage of MUFA was 13% and 7% in MUFA-rich diet and the control diet respectively. The corresponding values of SFA were 8.5% and 14%, respectively. The mean changes in MUFA-rich diet and the control diet were -2.9 kg vs. -2.3 in weight (P=0.4), -1.1 kg/m2 vs. -0.93 kg/m2 in BMI (P=0.6), -2 kg vs -1.4 kg in the fat mass (P=0.2) and -0.9 kg vs. -0.9 kg in the lean mass (P=0.98), respectively. The waist circumference and WHR were not significantly different between the two diet period (P= 0.5, 0.8) respectively.
    Conclusion
    Although based on the findings of this study, there were no significant differences between the two diets in terms of their effect on the anthropometric measurements, but due to the health consequences of general and central obesity, designating long-term interventional studies with large sample sizes are essential.
    Keywords: Anthropometric Measurements, Overweight, MUFA
  • Ehsanollah Habibi, Seyfollah Gharib, Mahnaz Shakerian, Akbar Hasanzadeh Page 649
    Background
    Today, the prevalence of musculoskeletal disorders is one of the health issues of concern in any society. One of the main causes of musculoskeletal disorders and conditions can be named unpleasant working conditions. The aim of this study was to report the prevalence of musculoskeletal disorders including working postures and lifting-related musculoskeletal disorders among workers of distributing dairy products in Isfahan.
    Methods
    The working posture of dairy products workers (n=50) were observed and recorded in 2009. The Nordic questionnaire was used to estimate the prevalence of musculoskeletal disorders. The Ovako Working Posture Analysis System (OWAS) and SPSS software were used to data analyses.
    Findings
    Results showed the prevalence of working postures that were harmful to the musculoskeletal system was high. The prevalence of low back pain, shoulder disorders, knee disorders and wrist disorders for more than 24 hours in the past 12 months were 86%, 44%, 66% and 28%, respectively. An average of 22.82 % of working posture was classified in action category 3, 4 which needed to improve.
    Conclusions
    Noting poor ergonomics conditions and high musculoskeletal disorders in workers, the implementation of interventions ergonomics (technical and managerial), prevention and training programs for workers in these industries seems essential.
    Keywords: ergonomic posture, manual material handling, dairy industry
  • Kazem Nadafi, Ramin Nabizadeh, Shahrokh Nazm Ara, Heshmatollah Nour Moradi, Fazel Mohammadi Moghaddam Page 657
    Background
    Contemporary development of growing urban communities and increasing the economical and industrial activities in the current century without paying attention to assess the effect of these activities on human health, as the axis of the development, is caused urban air pollution and risks from different pollutant emissions. Tehran air pollution has received considerable media coverage in the recent years. Since particulate matter (TSP and PM10) is one of the most important pollutants in this city, a study was conducted to assess TSP and PM10 concentrations and to make a qualitative assessment of air using the Air Quality Index (AQI), with TSP and PM10 sampling both on a daily and monthly basis.
    Methods
    Tehran University was considered as the study area from December 2005 to May 2006. In order to determine the amount of TSP and PM10, 50 samples were taken as follows: for TSP with high volume sampler and 50 samples and for pm10 with laser dust monitor model 107 apparatus.
    Findings
    According to results of this study: Esfand (February) with the average 190.63 µg/m3 was the most polluted month in terms of TSP and Farvardin (March) with the average 118.5 µg/m3 was the cleanest month. Day (December) with the average 66.5 µg/m3 was the most polluted month in terms of PM10 and Farvardin (March) with the average 42.1 µg/m3 was the cleanest month.
    Conclusion
    According to the Air Quality Index (AQI), in 96% of the samples TSP was below 100 (AQI < 100) and in the remaining 4%, AQI was above 100 (AQI > 100). In 98% of the samples the Air Quality Index (AQI) for PM10 was below 100 (AQI < 100) and in the remaining 2%, AQI was above 100 (AQI > 100).
    Keywords: Air Pollution, Tehran, Particulate Matter, Air Quality Index
  • Leila Azadbakht, Sanam Farajian, Farzaneh Barak, Maryam Mir Aghajani, Nizal Sarrafzadegan, Ahmad Esmaeilzadeh Page 666
    Background
    Although red meat consumption is related to the prevalence of diabetes, few data are available showing the relationship between red meat intake, inflammation, and metabolic syndrome. The study aimed to identify the association between the red meat intake, metabolic syndrome, and circulating concentration of C-reactive protein (CRP) as a surrogate measure of inflammation.
    Methods
    In a cross-sectional study of 482 female teachers aged between 40 and 60 years old from Tehran, a FFQ was used to assess the red meat intake. Anthropometric measures, blood pressure, fasting plasma glucose, lipid profiles, and plasma CRP concentrations were evaluated according to the standard methods. Metabolic syndrome was defined as recommended by National Cholesterol Education Program Adult Treatment Panel III guidelines.
    Findings
    The mean (mean ± SEM) red meat intake was 45.9 ± 3.0 g/d. After statistically controlling for potential confounders, geometric, mean plasma, CRP concentrations across increasing quintile categories of red meat intake were 1.46, 1.66, 1.73, 1.89 ± 1.89, and 2.03 mg/L (P- trend < 0.01). In the crude model, individuals in the top quintile of red meat intake had greater odds of having metabolic syndrome compared to those in the bottom quintile [odds ratio (OR): 2.33; 95% CI: 1.24, 4.38, P-trend < 0.01]. This association remained significant even after adjustment for potential confounders (OR, 2.15; CI, 1.18, 4.01; P-trend <0.01). Adjustment for CRP did not affect this association (OR, 2.06; CI, 1.16, 3.98; P-trend <0.01).
    Conclusion
    In conclusion, increased red meat consumption is cross-sectioned associated with greater risk of metabolic syndrome and inflammation. Further prospective investigations will be needed to confirm this finding.
    Keywords: Red Meat, Inflammation, Metabolic Syndrome, Women
  • Ahmad Esmaeilzadeh, Leila Azadbakht, Mohammad Reza Khoshfetrat, Masood Kimiagar Page 676
    Background
    The current study was performed to identify the association between major dietary patterns, general and central adiposity among female teachers in Tehran.
    Methods
    In this cross-sectional study, 486 female teachers aged 40-60 years were selected by multistage cluster random sampling method in Tehran. Usual dietary intakes were evaluated using a semi-quantitative food frequency questionnaire during the past year. Weight and height were measured according to standard protocols. General obesity was defined as body mass index (BMI) ³ 30 kg/m2 and central adiposity as waist circumference > 88 cm. Factor analysis was used to identify major dietary patterns.
    Findings
    By the use of factor analysis, three major dietary patterns were extracted: healthy dietary pattern, western dietary pattern and traditional dietary pattern. Individuals in the upper category of healthy pattern score were less likely to be generally (OR: 0.28; 95% CI: 0.14-0.53) and centrally obese (OR: 0.30; 95% CI: 0.16-0.55), while those in the upper quintile of western pattern had greater odds (for general obesity: OR: 2.73; 95% CI: 1.46-5.08 and for central obesity: OR: 5.74; 95% CI: 2.99-10.99). Controlling for potential confounders attenuated the associations, but even after adjustment for energy intake the associations were significant for both general and central obesity. Although no significant associations were found between traditional dietary pattern and general obesity, those in the third quintile had greater odds of being centrally obese, either before (OR: 2.15; 95% CI: 1.18-3.90) or after (OR: 2.08; 95% CI: 1.09-3.65) control for confounders.
    Conclusion
    This study indicates significant associations between major dietary patterns, general and central adiposity among female teachers in Tehran. Further prospective investigations are required to confirm such associations.
    Keywords: Dietary patterns, Obesity, Anthropometry, Women, Factor analysis, Central obesity
  • Marzieh Shahsiah, Fatemeh Bahrami, Azra Etemadi, Siamak Mohebi Page 690
    Background
    Marital satisfaction is the most important and fundamental factor in stability and continuity of couples′ life. It exists when the situation in marital relationships is in agreement with its expectation. While couples can increase their satisfaction level in marital life, the family remains safe. Therefore the effect of sexual education on the growth of marital satisfaction and its dimensions such as adjustment in spouse’s personality, relationship improvement, sexual relationship, conflict solving, and equalitarian roles were the purpose of this research.
    Methods
    In this quasi-experimental pre-post test study, 60 couples from cultural centers in Isfahan were selected and randomized in two of experimental and control groups. The data was collected by Enrich short questionnaire and demographic characteristics of studied subjects recorded. The data was analyzed with SPSS.
    Findings
    Sex education had significant effect on the increase of marital satisfaction (P<0.001, F=118.78), subscales of satisfaction with spouse’s Personality (P<0.001, F=69.89), Relationship improvement (P<0.001, F=90.98), sexual Relationship (P<0.001, F=51.87) conflict solving (P<0.001, F=74.46).It had no significant effect on the subscales such as Leisure time (P=0.28, F=7.54) and interests to relatives and friends (P=0.18, F=2.35)
    Conclusion
    Sexual relationship is a key factor in marital life. Sex education could increase the overall marital satisfaction and happiness due to increases of sexual satisfaction.
    Keywords: Sex education, Marital satisfaction, Couples
  • Abbas Akbarzadeh, Mohsen Arbabi Page 698
    Background
    In the recent years, eutrophication has become a serious challenge for many of the water ecosystems. It has affected the environmental and economical aspects of the Anzali Wetland, which is known as one of the significant ecosystem. Due to the increase of the nutrient loadings from the industrial, agricultural and human activities, the wetland’s health is faced many serious problems. Therefore, in this study the wetland condition is evaluated through the field measurements and sampling from various regions of the wetland; then the data obtained were analyzed in order to review this conditions from the Eutrophicational point of view that is one of the most important conditional indexes of the lakes and wetlands.
    Methods
    In this research, in addition to use the field measurements to determine the wetland quality status related to the nutrient loadings, the results from total nitrogen (TN) and total phosphorus (TP) measured parameters of 21 stations in the study area were transferred to the Geographical Information System (GIS) and then the Eutrophication condition of the wetland was determined in comparison to international standards.
    Findings
    This study illustrated that since the wetland has received more nutrients loading comparing to the few past years, so most of the wetland regions have high levels of TN and TP. Also, performing more investigations using Nurnberg method based on TN and TP depicted that hypertrophic status is dominated in all over the wetland.
    Conclusion
    although the procedure used in this research was very simple and with the least computational cost to determine the hypertrophic status of the Anzali Wetland, but the findings gained from the study is in compliance with the previous results achieved.
    Keywords: Eutrophication, Anzali Wetland, Total Phosphorous, Total Nitrogen
  • Hossein Farrokhzadeh, Ebrahim Ghorbani, Hassan Hashemi, Leili Mouhebat, Mahnaz Nik Aein, Akbar Hasanzadeh, Mahmoud Yahay, Fatemeh Samadanian, Hosein Jaberi Page 708
    Background
    Nowadays the extensive changes in lifestyle have resulted in an increase in consumption of fast food. This type of food is made by deep fat fry which may contain some toxic or unfavorable substances that have adverse effects on consumers’ health. The aim of this study was to determine the peroxide value, acid value and rancidity of edible oil which are used in sweets and samosah in Borkhar and Meymeh’s confectionery and delicatessens.
    Methods
    This descriptive study was carried out in all delicatessens and sweets (n=54) in Borkhar and Meymeh. The peroxide value, acid value and rancidity were determined based on national standard procedure number 4179, in the food laboratory.
    Findings
    The findings of this study showed that 7.4% of the tested oil has a non permissible Rancidity value. In the other word 87% of the samples were healthy.
    Conclusion
    These findings of the study is indicated that the oil health regulations are not exercised in Borkhar and Meymeh’s delicatessens and sweet shops and this can have adverse effects on the consumers’ health.
    Keywords: Oil Rancidity Indexes, Confectioneries, Delicatessens, Borkhar, Meymeh
  • Mohtasham Ghaffari, Elaheh Tavassoli, Ahmad Esmaillzadeh, Akbar Hasanzadeh Page 714
    Background
    Undoubtedly proper nutrition has a great role in the prevention of many diseases, especially osteoporosis, and in increasing intellectual and physical efficiency. Considering the importance of nutrition education for school age children, this study was performed to determine the effect of health education based on health belief model on the knowledge, attitude and practice of the second grade middle school girl students in Isfahan regarding osteoporosis preventive nutritional behaviors.
    Methods
    In this quasi-experimental intervention study, 130 students randomized in two experimental (66) and controls (64) groups. Data collected using a standard questionnaire based on health belief model and FFQ questionnaire. The standard questionnaire was completed 3 times (before, immediately and 2 months after education) and FFQ questionnaire was completed 2 times (before and 2 months after education) by students. After pre-test, 4 educational session classes in experimental group were performed. Finally data collected and analyzed by SPSS16 software (T_ test, repeated measure ANOVA).
    Findings
    Demographic variables of studied population in two groups was similar before intervention (P>0.05). Before intervention there was not significant differences between the scores of different structures of this model in two groups (P>0/05). After intervention, there was significant differences in the levels of knowledge, Perceived susceptibility, perceived severity, perceived benefits, perceived barriers, and performance between experimental and control groups (p<0.001).
    Conclusion
    According to the results, the intervention had positive effect on nutritional pattern and it was effective also on improving the knowledge, Attitude and practice of the students in this regard.
    Keywords: Health Belief Model, Knowledge, Attitude, Practice, Osteoporosis, Nutritional behavior
  • Reza Ghiasvand, Zahra Rabbani, Sima Goudarzi, Gholam Reza Asgari, Mohammad Salehi, Azam Borzouei Page 724
    Background
    The purpose of this study was to assess the energy and nutritional intakes of female aerobic athletes in two different social - economic classes.
    Methods
    The subjects were 99 female aerobic athletes aged between 15 to 50 years old. The dietary and energy intakes were based on 2 day 24 hours food recall. The demographic details were assessed by anthropometric measurements including height, weight and waste line using a measuring tape and a scale. The collected data were analyzed using the Nutritionist IV and SPSS 18.
    Findings
    The energy intake was 1479.19 ±561.86 kcal in the high social - economic class and 1300.68 ±498.354 kcal in the low social - economic class. There was no significant difference between the two areas. (P=0.98) The mean protein intake in the low social- economic class was 17.41%±5.85 and in the high social - economic class 54.48±%6.62.There was no significant difference between the two areas. (P=0/606) The Mean intake of carbohydrate was 61.85%±9.76 in the low social - economic class and 54.48%±6.62 in the high social - economic class that means the carbohydrate intake in the low social - economic class was significantly higher than the high social- economic class. (P<0/001) The mean intake of the fat was 23.88%± 8.24 in the low social - economic class and 30.07%±6.68 in the high social - economic class that means the fat intake in the high social - economic class was significantly higher than the low social - economic class. (P<0/001)
    Conclusion
    The findings of this study indicated that the intake of dietary fat and carbohydrate was significantly different in the two areas. This could be as a result of different food patterns in the two areas.
    Keywords: Macronutrients, Social, Economic Class, Athlete
  • Amir Reza Talaei, Marzieh Bagheri, Samira Ghotbi Nasab, Mohammad Reza Talaei Page 735
    Background
    One of the pollutant components that can be observed in many industrial wastewaters is formaldehyde. The biological treatment of the wastewater contaminated by formaldehyde is very difficult due to its antibacterial property. However the removal of formaldehyde using adsorption process is feasible but it may be expensive. The main purpose of this study is to examine the adsorption of formaldehyde in assistance of a natural adsorbent (human hair). Human hair is cheap and it can be disposed by common methods such as incineration. Also finding of the optimum conditions of this process were taken into account.
    Methods
    In this study, the synthetic wastewater contaminated by formaldehyde in a specified volume and concentration was contacted with human hair for a period of time. The concentration of formaldehyde in the wastewater was measured during the adsorption process using chemical oxygen demand method (COD). Then the optimum values of the parameters such as pH, the temperature and the hydraulic retention time were evaluated by one factor at a time method.
    Findings
    The findings obtained indicated that formaldehyde can be adsorbed on human hair significantly. Also it was revealed that the increase of hydraulic retention time up to 15 hours could increase the formaldehyde removal efficiency, the optimum values of pH was 7 and unexpectedly rising the temperature increased the amount of formaldehyde adsorbed on human hair.
    Conclusion
    The attained results from this research showed that the adsorption of the pollutants by natural and cheap adsorption such as human hair is possible. It was also revealed that formaldehyde can be removed from wastewater with a quite high efficiently using human hair as an adsorbent.
    Keywords: Formaldehyde, Adsorption, Hair, Wastewater
  • Arash Najimi, Nayereh Kasiri Dolatabadi, Ahmad Ali Eslami, Gholam Reza Sharifirad Page 744
    Background
    Febrile convulsion is one of the most common problems in children aged 5 months to 6 years. The aim of this study was to explore the effectiveness of educational program on mothers for prevention of febrile seizure in children.
    Methods
    In this clinical trial study, 88 mothers were chosen who were divided in to intervention and control groups, randomly. Data of control and intervention groups was collected in two stages, before intervention and one month after intervention by a validated and reliable questionnaire. The intervention was consisted of three educational sessions each one for 60 minutes. Data were analyzed using chi-square, t-test and paired t-test.
    Findings
    Age average of subjects in intervention group and in control group was 26.75 and 26.84 years, respectively. The results showed significant increase in the knowledge (p<0.001), attitude (p=0.04) and practice (p=0.01) in intervention group one month after intervention compared to those before intervention, while such increase was not seen in control group.
    Conclusion
    This study confirmed the efficiency of educational interventions in improving mother's knowledge, attitude and practice regarding prevention of febrile seizure in children.
    Keywords: Education, KAP, Febrile seizure, Mothers
  • Ehsanollah Habibi, Siyamak Pourabdian, Azadeh Kianpour Atabaki, Sayyed Mohsen Hosseini Page 752
    Background
    The aim of this study was to evaluate the relation of intensity of low back discomfort with two factors that contribute to low back pain -Ergonomics risk factors and psychosocial factors- most seen in emergency unit nurses.
    Methods
    This cross-sectional survey was conducted on 120 emergency unit nurses in Isfehan. For daily assessment of psychosocial and Ergonomics factors and intensity of Low back discomfort, questionnaires such as: Job Content, Ergonomics hazards and Nordic questionnaire were used respectively. Nurses were questioned during a 5-week period, at the end of each shift work. Using Spearman, Mann-Whitney and Kolmogorov-Smirnove test, the final results were analyzed with SPSS software18/PASW.
    Findings
    There was significant relationship between work demand, job content, social support and intensity of low back discomfort (P-value<0.05). But there was not any link between intensity of Low Back discomfort and decision latitude. Also there was significant relationship between Intensity of low back discomfort and Ergonomics risk factors.
    Conclusion
    This study showed that intensity of low back discomfort will increase with decreasing social support and increasing work demand, Job Content and Ergonomics factors. So, to decrease work related low back discomfort, psychosocial factors should be attended in addition to Ergonomics factors.
    Keywords: Work, related psychosocial factors, Ergonomics factors, Low back pain, Emergency unit nurses
  • Ali Ahmad Aghapour, Amir Mohammadi Page 762
    Background
    Today with population growing, surface water is one of the most important water resources used for domestic and industrial consumptions. In order to purify the surface water, coagulants materials are used. The purpose of this study was to assess the possibility of using poly aluminum chloride (PACl) in water refinery number 1 in city of Orumieh and investigating its health effects.
    Methods
    In this cross - sectional study, samples were taken in spring and then various concentrations of PACl coagulants material were added to the samples by using the jar test device to obtain the most suitable concentration. Also in this experiment the values of pH, turbidity, alkalinity and residual aluminum were measured.
    Findings
    Based on the findings of the experiments the concentration of residual aluminum in the range of 5 to 20 mg/lit coagulant consumption was 0.29 mg/lit and also in the range of 20 to 40 mg/lit coagulant consumption it was 0.5 mg/lit. The efficiency of turbidity removal within less than 100 NTU was approximately 78% to 98% and in the range of over 100 NTU, more than 99%, thus by increasing the turbidity, removal is more effective.
    Conclusion
    According to the required low concentration of PACl and consequently less sludge production, low coagulant consumption and small reduction of pH, PACl application is economical; and also in density of less than 20 mg/lit, the residual aluminum was lower but more residual aluminum was produced in over 20 mg/lit concentration which is inappropriate in terms of its association with Alzheimer's disease and health issues.
    Keywords: Poly aluminum chloride, Jar tests, Water treatment, Health effects
  • Naser Behnampour, Abdorahman Charkazi, Mehri Fathi, Abdolatif Esmaeili, Hosein Shahnazi, Hashem Heshmati Page 770
    Background
    Animal bites considered as one of the issues and problems of public health that potentially has the risk of rabies disease. This study was conducted to determine the epidemiology of animal bite in Aq Qala city during the years1998-2009.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, 13142 cases of animal bite recorded in Aq Qala city rabies treatment center selected by census method were studied. Data collection tool was the information of individuals’ registered office profile that had referred to rabies center of Aq Qala city. Obtained data analyzed using descriptive statistics (frequency distribution, percentage, mean and standard deviation) and chi square test.
    Findings
    13142 cases (72.1% men and 27.9% women) had been registered. Mean age of injured population was 25.0 +/- 17.8 and most of them (84%) were rural. Most cases of animal bite were by dogs (97.8%) and occurred in the leg (69.6%). Regarding the occupation, most of the injured populations were students (28.9%). The highest frequencies of bites were in the spring (28.8%). The incidence rate of animal bite was 1/100000 people. The highest and lowest incidence rate was 1678/100000 in 2004 and 1005/100000 in 2009, respectively. There was significant relationship between season and number of bites (P <0.05).
    Conclusion
    The incidence of animal bites in Aq Qala city was higher than other studies in different parts of the country. Considering the high costs of anti-rabies serum and vaccination, necessary measures is essential to reduce the incidence rate of this problem.
    Keywords: Epidemiology, Incidence, Rabies, Animal bites, Aq Qala
  • Zahra Sadat Khosravi, Sahar Sarraf Bank, Reza Ghiasvand, Mahsa Malek Ahmadi, Jalal Sabouri, Elham Rezaei Page 778
    Background
    Several studies showed that the micronutrient intake of the imposed war veterans is different than the recommended daily adequate (RDA). Consequently, veterans are at risk of malnutrition.
    Methods
    This research was a cross-sectional study. The subjects studied included 106 individuals with over 10% disability in Isfahan city. Data collection was performed by using a public information questionnaire and a two-day dietary recall. The data review was conducted with N4 nutritional software and SPSS 10 statistical software.This project examined the average intake of micronutrients and mean anthropometric indices in veterans. Also, the mean intake of micronutrients was compared with RDA; the mean anthropometric indices with the standard values was compared too. The relationship between the amount of intake of micronutrients with anthropometric indices was also determined.
    Findings
    Intake of some amounts of micronutrients were lower than RDA and some of them was higher than RDA which appears to result from inadequate intake, catching a wide range of diseases and food and drug interactions. Also, according to the findings related to anthropometric indices and body composition in this group, the total amount of fat was more than normal level and determined that regular physical activity plays an important role to promote health is these people.
    Conclusion
    According to the findings of the study we found that the pattern of food intake of veterans should be corrected.
    Keywords: Veteran, micronutrients, anthropometric
  • Zohreh Fathian, Gholam Reza Sharifirad, Zahra Fathian, Fatemeh Pezeshki Page 786
    Background
    The rate of maternal mortality is higher significantly in Cesarean operation. The main causes of death include: endomiometritis, bleeding, urinary tract infection and tromboembolism. While WHO has set the goal of 15% till year 2010 for cesareans, it rate was 52.4% and 54% for Isfahan province and Khomeinyshahr, respectively in 2008. The aim of this study was to determine factors influencing choice of this type of delivery.
    Methods
    The research was performed as a cross-sectional study among 190 women who had delivery in first quarter of 2008. Data collected by questionnaire and interview and analyzed through t-test, c2, Spearman and Pearson correlation tests.
    Findings
    Mean and standard deviation of knowledge value was 71 ± 2.3 and 62.6 ± 2 in women with normal delivery and cesarean section, respectively (P < 0.05). Mean and standard deviation value of attitude among women with normal delivery and cesarean section was 51.5 ± 1 and 45.7 ± 8 respectively (P < 0.05). Frequency of effective factors in choosing the type of delivery was different significantly in women with normal delivery and cesarean section.
    Conclusion
    In addition to knowledge and attitudes, other factors also affect the choice of type of delivery such as: the doctor, husband, friends and personal beliefs. Therefore improving the knowledge and attitudes of women regarding cesarean section we could reduce its rate.
    Keywords: Cesarean section, Normal delivery, Related factors, Khomeinyshahr
  • Esrafil Asgary, Heshmatollah Nour Moradi, Ali Delpisheh, Zeinab Karimi Page 794
    Background
    Lack of sanitation during storage, transmission, processing and consuming the food can cause early corruption and create economical losses and cause infectious diseases in consumers. In this study, available fruit juices in Ilam shopping centres were investigated in 1389 to identify the presence of Escherichia coli and the coliform number, aerobic bacteria, staphylococcus aurous, mould and yeast in juices in order to provide a better field to control the contaminations.
    Methods
    This research was a descriptive-sectional study. Samples were collected from 30 juice retailers in Ilam city in the first semester of 1389. Each sample was 250ml which was transferred to microbiological lab, in sterilized condition, at 4oC and in less than 6 hours and was examined straight away. Then the data were analyzed using Excel software.
    Findings
    The study findings indicated that about 60% of samples were contaminated by Escherichia coli, 73.33% by coliforms, 46.66% by aerobic bacteria, 73.33% by staphylococcus aurous and 63.33% by yeast. None of the samples had mould.
    Conclusion
    According to the Food Administration, the ready-in-use juices in shops must not have Escherichia coli and Staphylococcus, and the permissive number of coliform, aerobic bacteria, mold and yeast is 102, 5 × 105, 10 3 and 104 per mL juice, respectively. The results of the study indicated that the rate contamination in the studied juices were high. Thus exquisite monitoring and control on foodstuff are highly emphasized.
    Keywords: Microbial Quality, Fruit Juice, Ilam
  • Ali Zangi Abadi, Rahim Aali, Arezou Zarei, Reza Ghanbari Page 802
    Background
    Due to the continuous use and also the individual’s different health conditions that use the service, swimming pools may be a suitable place to transfer different types of diseases. It has always been a serious concern from the health point of view.
    Methods
    In this descriptive study, the sampling was conducted as non- probable purposive. Isfahan Health Center number 1 including 19 health centers with 416 832 inhabitants, manages 19 pools in total. Investigations were conducted in 16 pools on the agenda. The required information was collected using the field method and also the documented information in the health center (physical features and microbial chlorination – years 87 and 88) were reviewed.
    Findings
    50% of the studied pools were public and 50% private. About 63% were indoor pools and 37% outdoor. The findings indicated that 63% of the total 16 pools have filtration system and the remaining 37% have no water treatment system. The findings also showed that the spatial distribution of the pools in the studied area is not appropriate. Out of the total 19 health centers, 9 health centers do not have any pool in their territory. While these nine centers cover more than 50% of the total territory and have 206,743 populations.
    Conclusion
    According to the results of this study it appears that a comprehensive review is required to investigate the health and spatial conditions of the pools and to estimate the number of pools required based on the number of people within a health center’s territory in Isfahan. Also providing a complete data bank by using GIS software is needed to assist the researchers.
    Keywords: Swimming Pools, Chlorine Residual, Coliform, Population Concentration, GIS
  • Zahra Beirouti, Hamid Reza Pourzamani, Saeid Samani Majd, Ali Reza Vahdatpour, Mohammad Reza Jafari Page 810
    Compost is a gradual process in nature by which organic materials are decomposed in the presence of air by microorganisms and fungi. The product is a valuable fertilizer that is used in different places even in home little gardens, so that it has signed as an unnoticed asset. With due attention to the importance of compost, its guidelines and standards should be evaluated. It is pointed and compared, in this assay to standards and permitted limit of element concentrations in compost.Permitted extent and different standards are presented in different tables. It is important to consider the standards for quality control of the final product in compost production process. Meantime, the product adverse effects on environment, food cycle and so on are prevented.
    Keywords: Compost, Standard, Guideline, Permitted limit