فهرست مطالب

معرفت سیاسی - سال دوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1389)
  • سال دوم شماره 2 (پاییز و زمستان 1389)
  • 200 صفحه، بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1390/04/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • قاسم شبان نیا صفحه 5
    از جمله مشخصه های حکومت اسلامی، که آن را از سایر حکومت های سیاسی متمایز می سازد، اهداف و غایاتی است که بر اساس آن حکومت اسلامی شکل می گیرد. این مقاله با رویکرد نظری و تحلیلی، به بررسی حقوق بشر در پرتو اهداف حکومت اسلامی می پردازد. با توجه به هدف غایی، اهداف میانی و اهداف مقدمی حکومت اسلامی، نشان داده شده است که حکومت اسلامی در درون خود ماهیتی کاملا حقوق بشری دارد و اساسا تحقق اهداف سه گانه مزبور در گرو تحقق حقوق متعالی بشر است.
    کلیدواژگان: حکومت اسلامی، حقوق بشر، اهداف میانی اهداف مقدمی
  • محمدرضا باقرزاده صفحه 33
    کارآمدی راهبرد سیاست خارجی، مرهون قاطعیت دراجرای مقاصد، ابتنابررویکرد فعال و سازنده، تاکیدبرواقع گرایی در عین آرمان گرایی، شایسته سالاری، الزام به کسب همه اشکال قدرت برای رویارویی بادشمنان بشریت، انسجام دراجزای دستگاه دیپلماسی، بهره مندی ازپشتوانه های مستحکم بینشیوگرایشی، استفاده از همه ابزارهای فرهنگی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، روانی و در نهایت، نظامی وبرخورداری از سیاست های تشویقی وتنبیهی است. این آموزه ها و رویکرد ها در پرتو توجه به مؤلفه های جهاد در اندیشه سیاسی اسلام است. پیش فرض چنین راهبردی، تصحیح نگاه به ماهیت جهاد در فقه سیاسی اسلام است. جهادبر خلاف پندار رایج، صرفابرعملیات نظامی اطلاق نمی شود. این واژه برروندی درسیاست خارجی اطلاق می شود که از اقدامات فرهنگی و دعوت، آغازو به توسل به زورنظامی منتهی می شود. راهی که فقه سیاسی برای دستیابی به سیاست خارجی فعال، پویا و سازنده فرارو می نهد، همان راهبرد جهادی مبتنی بر مفهومی فراتر از چارچوب مقرر در منشور ملل متحد است.
    کلیدواژگان: جهاد، سیاست خارجی، جمهوری اسلامی ایران، دکترین و راهبرد جهادی
  • حیات الله یوسفی صفحه 67
    این مقاله با رویکرد تحلیلی، به بررسی فلسفه سیاسیاز منظر ابن سینا و بر محور مسئله الزام سیاسی سامان یافتهکه «عدالت» را به عنوان مبنای فلسفی- اخلاقی اقتدار توصیف می کند. انسان در تفکر فلسفی- سیاسی ابن سینا، مدنی بالطبع و محتاج تعامل است. تعامل، محتاج قانون است و قانون باید«عادلانه»باشد تا تامین کننده مصالح واقعی انسان باشد.«شریعت عادله الهی»، منبع و معیار حقیقی و کامل «عدالت» است، به این دلیل که منشا و منبعی عالم، حکیم و عادل دارد. در عین حال، اجتماع و شریعت عادله محتاج سرپرست و مجری عادلاست. نبی، یا امام عادل، نمونه کامل انسانی برای اجرای سالم و صادق شریعت عادله خواهد بود. «عدالت»، دلیل اخلاقی مردم برای اطاعت از حکومت/ حاکم عادل اسلام است.
    کلیدواژگان: الزام سیاسی، عدالت، فلسفه سیاسی، ابن سینا، فضیلت، سعادت، شریعت عادله و نبی عادل
  • مجید اسکندری صفحه 95
    این مقاله، پس از بررسی رای صدرالمتالهین پیرامون نبوت و کیفیت دریافت وحی، و بحث از نظریه امامت در حکمت متعالیه، به بیان استدلال های ملاصدرا بر وجوب وجود امام، رای او را پیرامون اعتقاد به مهدویت می پردازد. با بیان دیدگاه صدرالمتالهین در باب وجود و غیبت امام دوازدهم، به مقایسه اجمالی آرای وی با نظریات فارابی، ابن سینا، شیخ اشراق و میرداماد و مواضع متکلمان امامیه همچون شیخ مفید، سید مرتضی و خواجه نصیرالدین طوسی پیرامون مهدویت می پردازد. نکته قابل تامل اینکه آرای صدرالمتالهین نه تنها جامع تمامی نظریات متفکران پیش از خود است، بلکه حاوی نکاتی بدیع و بی سابقه در این باب می باشد.
    کلیدواژگان: مهدویت، نبوت، امامت، ولایت، وحی، غیبت، ملاصدرا
  • مهدی ابوطالبی صفحه 121
    این مقاله در صدد پاسخ به این پرسش است که جایگاه عقل در فلسفه سیاسی شیعه چیست و چه نقشی در نظام سیاسی شیعه دارد؟ نویسنده با تبیین ویژگی های مهم و کلان عقل در فلسفه اسلامی (با رویکرد شیعی)، تاثیر آن را در تدوین نظام سیاسی شیعه نشان داده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که با توجه به اینکه در فلسفه اسلامی عقل در امتداد وحی و کاشف حکم آن است، و همچنین با توجه به بحث سلسله مراتب عقول واینکهعقل ناب عقلی است که بر حس، وهم و شهوت غالب شده باشد و تحت تاثیر آن نباشد و اینکه عقل عملی تابع عقل نظری است و امکان دستیابی به معرفت یقینی وجود دارد و حقیقت امری نسبی نیست، نظام سیاسی شیعه نظامی است که بر محور ارتباط با عقل فعال و در امتداد ولایت الهی طراحی می شود. در این نظام سیاسی، مسائل حکومت بر اساس مصالح حقیقی مردم، که از وحی دریافت می شود و یا بر اساس فهم قدسی حکیمان و فقی هان تشخیص داده می شود، اداره می شود و نه بر اساس تمایلات شخصی افراد. از این رو، خواست مردم در این نظام جایگاه و حدود خاصی دارد.
    کلیدواژگان: عقل، وحی، فلسفه سیاسی شیعه، نظام سیاسی شیعه، عقل نظری و عقل عملی
  • مهدی نصر اصفهانی، علی نصر اصفهانی صفحه 141
    امروزه سازمان ها در تلاش اند تا شایسته ترین افراد را شناسایی و جذب کنند. وضعیت سازمانی و منطق حاکم بر آن ایجاب می کند از هر کسی و هر چیزی به درستی و متناسب با موقعیت، بیشترین استفاده شود. شایسته سالاری بهره گیری از انرژی خلاق افراد نخبه و برگزیده اجتماع است. حضرت علی مسئله توان، لیاقت و شایستگی افراد را جزیی از بحث عدالت می دانند و این اصل را مهم ترین اصل اداره جوامع قرار داده، معتقدند که هر پستی به تناسب، به توان، خلاقیت، شایستگی و تخصص خاصی نیاز دارد و جایز نیست افراد هر کدام به جای دیگری قرار گیرند.
    شایسته سالاری مبتنی بر شایسته خواهی و شایسته گزینی است. این شایستگی ها شامل دانش، مهارت ها، توانایی ها، به همراه سازه هایی نظیر ارزش ها، انگیزش، نوآوری و کنترل خود می باشد. نظام شایسته سالار، نظامی است که در آن بهترین افراد در بهترین جایگاه با بالاترین بازده، کار انجام می دهند و متناسب با تلاش خود حقوق و مزایا دریافت می کنند.
    این مقاله، با رویکرد تحلیلی و به روش تحلیل محتوا، به استخراج مؤلفه های شایسته سالاری، و شناسایی شاخص ها از منظر اندیشمندان غربی و متن نهج البلاغه پرداخته است.
    کلیدواژگان: شایسته سالاری، سازمان، مدیریت، نخبه گرایی، امام علی (ع)، اندیشمندان غربی
  • علیرضا جوادی زاده صفحه 161
    جریان های فکری، سیاسی دهه اول انقلاب، به دو مقطع قابل تقسیم است:جریان های فعالدر سه سال اول پیروزی انقلاب، که به نوعی ادامه همان جریان های مبارزقبل از انقلابمی باشند، عبارتند از:«اسلامی»، «ملی»، «چپ»، «التقاطی» و «منتقد مدرنیته»؛ و از سال 1360 به بعد، به جز جریان «اسلامی»، سایر جریان ها به تدریج به انحلال یا انزوا رفتند.قدرت تاثیرگذاری خود را در صحنه سیاسی از دست داده، یا تاثیرشان کم شد. در این دوره، عرصه سیاسی عمدتا در اختیار جریان اسلامی قرار گرفت. علت این فراز و فرود، و بقاء یا انزوا نسبتی بود که هر یک از جریان ها با عناصر هویت ملی ایرانی برقرار کرده بودند. «ایرانیت» (با مؤلفه هایی چون زبان فارسی، آداب و رسوم ایرانی و... به ویژه استقلال سیاسی)در کنار «تشیع»، دو عنصر اساسی و درهم تنیده هویت ایرانی پس از دوره صفویه بوده اند. هر یک از جریان ها به میزان ارتباط و حساسیت نسبت به این عناصر هویتی، باقی یا حذف و منزوی شدند.
    کلیدواژگان: جریان، هویت ملی، ایرانیت، استقلال، تشیع، مدرنیته
  • صفحه 185
    الخلاصهإن الاهداف التی توسس من اجلها الحکومه الإسلامیه هی میزات تشخصها عن سائر الانظمه الحاکمه. ویتناول الکاتب فی هذه المقاله دراسه مبادئ حقوق الإنسان فی رحاب الحکومه الإسلامیه باسلوب تحلیلی نظری. إن الاهداف السامیه والاهداف المتوسطه والاهداف الاولیه للحکومه الإسلامیه، تدل علی ان هذا النظام یمتلک فی ذاته طبیعه إنسانیه وان تحققها مرهون بتحقق حقوق الإنسان السامیه.
    مفردات البحث: الحکومه الإسلامیه، حقوق الإنسان، الاهداف السامیه، الاهداف المتوسطه، الاهداف الاولیه.
    * عضو اللجنه التدریسیه فی معهد الامام الخمینی(ره) للتعلیم و الابحاث. Shaban1351@Yahoo.comالوصول: 25/2/1432 القبول: 5/5/1432
|
  • Qasem Shabannia Page 5
    One of the features of Islamic government, which distinguishes it from other political governments, is the aims and ends according to which Islamic government is formed. The present paper investigates human rights in the light of the aims of Islamic government, using a theoretical-analytical approach. Considering the long-term, medium-term, and short-term aims of Islamic government, the author proves that the nature of Islamic government is completely human-rights oriented, and that achievement of the stated threefold aims chiefly depends on the achievement of the transcendent human rights.
  • Mohammad Reza Baqerzade Page 33
    The efficiency of the foreign policy strategy depends on such factors as resoluteness in implementing the aims, reliance on active and constructive approach, emphasis on realistic as well as idealistic trends, meritocracy, necessity of accessing to all forms of power in order to confront with the enemies of humanity, consistency of the various parts of diplomatic system, benefitting from firm perceptive and attitudinal supports,making use of all cultural, political, legal, economic, psychological, and military means, and adopting encouraging andpunitivepolicies (carrot and stick policies). These doctrines and approaches are proposed to be consistent with the components of jihad in the political thought of Islam. The presumption of such a strategy is to modify the approach to the nature of jihad in political fiqh of Islam. Contrary to the common assumption, jihad does not refer only to military operations. This word signifies a process of foreign policy which begins with taking cultural measures, invitation and ends with resorting to military force. The strategy proposed by political fiqh to achieve an active, dynamic, and constructive foreign policy is the very jihadi strategy based on a concept which more extensive than the framework of the charter of United Nations.
  • Hayatollah Yusefi Page 67
    The present paper, using an analytical approach, investigates Avicenna's view of political obligation, and focuses on political obligation which defines "justice" as the philosophical and moral basis of authority. According to Avicenna's political and philosophical thoughts, man is civil by nature and needs interaction. Interaction needs law, and the law must be "just" so that it can meet man's real interests. A “divine just law" is a real and complete source of and criterion for "justice", because it is the product of the Knowing, the Just, and the Wise God. However, society and just religious law require a just executer and supervisor. A just prophet or imam represents the perfectmodel to execute just religious law correctly and honestly. "Justice" is people's moral evidence for obeying just Islamic government or ruler.
  • Majid Eskandari Page 95
    The present paper explains Mulla Sadra's arguments for the necessity of having imam in the society and his views on the belief in Mahdism, after investigating his views on prophecy the way of receiving revelationand Imamate in the transcendent philosophy. Furthermore, by explaining Mulla Sadra’s views about the existence and occultation of the Twelfth Imam, it briefly compares his views on Mahdism with those of al-Farabi, Avicenna, Suhrewardi, (Master of illumination), MirDamad, and with those of such Shi’a theologians as Sheikh Mufid, Seyyed Mortaza, and Nasir al-Din Tusi. It is noteworthy that Molla Sadra’s view not only consists of all views of by gone thinkers, but also includes innovative and unprecedented points on the issue.
  • Mahdi Abutalebi Page 121
    The present paper aims at providing an answer to the question as to what the position of intellect in Shi’a political philosophy is and what its role in Shi’a political system is? The author sheds light on the effects of intellect on formulating the Shi’a political system by explicating its significant and overall features in Islamic philosophy (through a Shi’a approach). Considering the fact that in Islamic philosophy intellect is along with revelation and exposition of its decision, that there is a hierarchy of intellects, that pure intellect is a sort ofintellect which is dominant over senses, illusion, and lust, and is not under their influence, that practical intellect follows theoretical intellect, that it is possible to acquire knowledge, and that reality is not something relative, the research findings show that Shi’a political system is organized on the basis of a relation with active intellectalong with divine guardianship. In this system, the governmental issues are not managed according to personal tendencies; rather they are managed according to people’s real interests, which are inferred from revelation or are recognized in the light of theosophists’ and jurists’ holy understandings. Therefore, public will has a special position and special limits in this system.
  • Mahdi Nasr Isfahani, Ali Nasr Isfahani Page 141
    Nowadays, organizations try to identify and enroll most appropriate individuals. The organizational situation and the logic governing it necessitate that organizations make the most use of every individual and every means properly and on time. Meritocracy means benefitting from the creative power of the elites of society. Imam Ali (A.S), who considers individuals’ ability, competence, and efficiency aspart and parcel of justice and considers justice as an essentialprinciple forrunning societies, believes that every position needs special ability, efficiency, and expertise, and to place one person in another’s position is not permissible.Meritocracy is based on the idea of seeking for and electing skilled people. These merits include knowledge, skills, abilities, as well as such constituents as values, motivation, innovation, and self-control. A meritocratic system is a system in which those who are most efficient hold highest positions with highest yield, and the rate of pay is determined in terms of their endeavor.The present paper tries to extract the components of meritocracy and identify the indices in the light of western thinkers’ views and Nahjul Balagha.
  • Ali Reza Jawadzade Page 161
    The periods of intellectual-political trends in the first decade of Iran’s Revolution can be divided into two: the period of active trends during the first three years after the victory of the Revolution which represent the same campaigning trends that existed before the Revolution andthese were“Islamic”, “national”, “leftist”, “eclectic”, and “criticalof modernity”; the period from 1360 and on in whichall trends exceptthe Islamic one, were gradually isolated or dissolved, thuslosing their influence in the political arena, or having less influence. In the second period, the political arena was basically under the control of the Islamic trend. These ups and downs, and continuation or isolation are ascribed to the relationship of each of these trends with the elements of Iranian national identity. “Iranianism” (consisting of such components as Persian language, Iranian etiquette, and … particularly political independence) along with “Shi‛ism” were two fundamental and interconnected factors of theIranian identity after Safavid period. Each of these trends either lasted or was omitted, andisolated depending on the scale of their relationship with and sensitivity to these components of identity.