فهرست مطالب

  • سال بیست و ششم شماره 1 (پیاپی 151، بهار 1388)
  • 384 صفحه، بهای روی جلد: 10,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1388/03/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • سکوت روحانیت در مبارزه با خرافات
    سیدعباس صالحی صفحه 3
    پیامبر اکرم(ص) به»یضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم» متصف بود. او با جهل و خرافه ستیز داشت و حتی در پیشبرد مقاصد عالی، به اوهام متصل نشد. در دوران کودکی، توصیه دایه خویش را در حرز بندهای مرسوم روزگار پذیرا نگشت و در عهد رسالت، شایعه کسوف خورشید را در سوگ فرزندش ابراهیم، قاطعانه رد کرد و آن را سکوی ازدیاد ایمان عوام قرار نداد.
    روحانیت، در مسند چونان پیامبری قرار دارد و نیابت از چنان شخصیتی را عهده دار است. و اینک در برابر امواج خرافه های سنتی و مدرن، کهن و نوپیدا، دینی و قومی و... این پرسش اساسی مطرح است که آیا حوزه و روحانیت، به مسوولیت اساسی خویش در این زمینه آگاه است؟ و آیا در برابر این طوفان سهمگین، مواجهه ای درخور و شایسته را از خود نشان داده است؟
    این جستار، به علل و زمینه ها و بسترهایی اشاره می دارد که حضور روحانیت را در این جهاد فکری، کم رنگ کرده و در عمل زمینه های بروز و فعالیت جبهه خرافه سازان را فراهم تر ساخته است. قبل از پرداخت به این پرسشهای اساسی، از باب مقدمه، اشاره ای به جایگاه و اهمیت موضوع خواهیم داشت.
  • بایستگی شناخت ریشه خرافات در گفت و گو با آیت الله حاج شیخ محی الدین حائری
    صفحه 29
  • علت رشد خرافه در زمان ما و چگونگی جلوگیری از آن - در گفت وگو با آیت الله ری شهری
    صفحه 73
  • خرافه و رسالت حوزه
    امین عظیمی صفحه 83
    بحث از خرافه، سهل و ممتنع است. چه بسا قلمی از خرافه بگوید و خود خرافه گوید. اگر معنای خرافه را در شکل عام آن تصور کنیم، بی گمان هرگونه قلم زدن، ممکن است به خطر خرافه نزدیک باشد و در هر واژه ای از آن باید میزان برابری سخن را با واقع لحاظ کنیم، تا هر آن چه گفته ایم، به دور از کذب باشد.
    ادیان الهی برای جنگ با خرافات آمدند و با خرافات از بین رفتند! دین و خرافه همواره دو موضوعی بوده است که در کنار یکدیگر زندگی کرده اند و خرافه بسان انگلهای درون بدن، در درون دین قرار می گیرد و از آن تغذیه می کند و به آرامی و بی سر و صدا آن را به نابودی می کشاند.
    شیطان، که نخستین خرافه پرداز است، از روز نخست می دانست که انسان مادی که از یک سو سر در خاک دارد و از سوی دیگر دل در افلاک، به خاطر وجود نشئه مادی اش، کثرت گرا و طبیعت بین خواهد بود.
    بنابراین، اساس خرافه و پذیرش آن از سوی انسان به طبع ماده و قوه خیال انسان باز می گردد. انسان چون در جهت عقلی به حالت قوه باقی مانده است، قوه واهمه و مخیله اش، او را هدایت و مهار می کند. از این روی، در رویارویی با خرافات، عقل وی فعال نمی شود; اما خیال وی فعال می شود و چون دیگر پدیده های حق را نیز با خیال خود دریافته، نه با عقل خود، پذیرش خرافه را که همانندی به حق نیز در طراحی آن وجود دارد، به آسانی بر جان می خرد.
    این جهت پذیرشی در تمام انسانهای غیرمعصوم و غیرکامل، درصدی وجود دارد. آنان که قوه عاقله خود را توانا می سازند و همه چیز را از نگاه عقل خود می سنجند، در بازشناسی خرافه از واقعیت شک نمی کنند. آنان هرگاه با خبری تازه، سخنی جدید، اعتقادی نو، روشی و مکتبی جدید و... روبه رو می شوند، به شکل علمی، منطقی و عاقلانه با آن برخورد می کنند و در پذیرش یا رد آن، با دقت و عالمانه پیش می روند.
    کلیدواژگان: خرافه، حوزه، انحراف، مکاتب، روشها و برنامه ها
  • سازوکار پیدایی خرافات در جامعه امروز
    سیدحسین همایون مصباح صفحه 117
  • بایستگی خرافه پیرایی از روایات و اخبار
    علی اکبر ذاکری صفحه 149
  • چیستی خرافه
    حسن جمشیدی صفحه 192
  • رابطه قدرت سیاسی و خرافه
    غلامرضا جلالی صفحه 233
  • خرافه گرایی در آیین عزاداری
    محمدصادق مزینانی صفحه 259
  • معرفی دو اثر در اخبار ساختگی
    علی اکبر ذاکری صفحه 291