فهرست مطالب

پترولوژی - پیاپی 3 (پاییز 1389)
  • پیاپی 3 (پاییز 1389)
  • تاریخ انتشار: 1390/03/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدحسن ابراهیمی، علیجان آفتابی، رامین محمدی نیایی صفحات 1-10
    کانسار انگوران در 125 کیلومتری غرب زنجان و در زون سنندج- سیرجان واقع شده است. این کانسار در سنگ های دگرگونی شیست و مرمر با سن پروتروزوئیک واقع شده است. ذخیره کانسار حدود 7/4 میلیون تن کانسنگ سولفید با عیار 7/27 درصد رو و 4/2 درصد سرب و 110 گرم در تن نقره و حدود 6/14 میلیون تن کانسنگ غیرسولفید با عیار 22 درصد روی و 6/4 درصد سرب برآورد شده است. کانسار انگوران در اثر کافتی شدن منطقه و فعالیت سیالات گرمابی در کف حوضه و تشکیل کانی های اسفالریت و گالن همزمان با شیل و کربنات در زمان پروتروزوئیک ایجاد شده است. بعد از آن کانسار به همراه سنگ همبر در رخساره شیست دگرگون شده است. کانسار سوپرژن انگوران نیز در نتیجه اکسیداسیون کانی های سولفیدی در کواترنری (دوره چهارم) ایجاد شده است. شواهد ساختی، بافتی، کانی شناسی و ژئوشیمیایی، مانند بافت لایه ای سولفیدها با شیست و مرمر، کشیدگی لایه های سولفیدی (پیریت و اسفالریت)، بالا بودن عیار روی (28 درصد)، کم بودن عیار مس (014/0 درصد) و نبود ساخت و بافت های رگه ای، پر کننده فضای خالی و غیره نشان می دهد که این کانسار به کانسارهای متصاعدی- رسوبی (Sedex)، بیشتر از کانسار سولفید توده ای (VMS) و دره می سی سی پی (MVT) شباهت دارد.
    کلیدواژگان: انگوران، ژئوشیمی، کانسار، متصاعدی، رسوبی
  • ناهید اسدی، محمد هاشم امامی، منیره خیرخواه صفحات 11-28
    پهنه دگرسانی آب ترش- یوزباشی چای واقع در زون طارم نمونه بارزی از دگرسانی نوع هیدروترمال است که در توف ها و گدازه های تراکی آندزیتی ائوسن به وجود آمده است. بررسی های صحرایی، کانی شناسی، ژئوشیمیایی و تصاویر ماهواره ای مؤید وجود بخش های آرژیلی، آرژیلی پیشرفته، آلونیتی و سیلیسی در نواحی دگرسان شده است که این بخش ها از پایین به بالا زون بندی منظمی را ایجاد کرده اند. این زون بندی و همچنین شواهدی چون تبعیت دگرسانی از سیستم درز و شکست و به جا ماندن بخش هایی از سنگ میزبان سالم در بدنه زون های دگرسانی، هیدروترمال بودن دگرسانی را تایید می کنند. با توجه به حضور گسترده کانی هایی چون کائولینیت، آلونیت، ژاروسیت و سیلیس در مجموعه کانی شناسی زون های دگرسانی و نیز با توجه به روند تهی شدگی و غنی شدگی عناصر (اصلی و کمیاب) طی مراحل مختلف دگرسانی به نظر می رسد این محدوده تحت تاثیر دگرسانی تیپ اسید- سولفات (High Sulfidation) قرار گرفته است. در منطقه مورد مطالعه، با بررسی نمودارها و واکنش های دگرسانی تبعیت تهی شدگی یا غنی شدگی یک عنصر طی مراحل دگرسانی از ماهیت ژئوشیمیایی آن عنصر، میزان فراوانی آن در سنگ مادر، نوع کانی های دگرسانی ایجاد شده در هر مرحله و ساختار آن ها و ویژگی های فیزیکوشیمیایی محلول دگرسانی تایید می شود.
    کلیدواژگان: آب ترش، آلونیت، دگرسانی اسید، سولفات، کائولینیت، هیدروترمال، یوزباشی چای
  • قدرت ترابی، فاطمه هاشمی صفحات 29-46
    سنگ های آتشفشانی با ترکیب بازالت و به سن احتمالی پالئوزوئیک زیرین (دونین) در کوه عبدالحسین، واقع در منطقه پل خاوند انارک دیده می شوند. این واحد سنگی دارای ضخامتی در حدود 120 متر است. کانی های تشکیل دهنده این بازالت ها شامل کلینوپیروکسن (اوژیت)، پلاژیوکلاز (آلبیت)، فلدسپار آلکالی (سانیدین، آنورتوکلاز)، کلریت (کروندوفیلیت، حاصل از تجزیه الیوین، و کلینوکلر، کلریت های پراکنده در زمینه)، آمفیبول (هورنبلند شرماکیتی)، گارنت (اسپسارتین)، کلسیت، سریسیت و کانی اپاک (مگنتیت و ایلمنیت) هستند. همچون بسیاری از بازالت های پالئوزوئیک سرزمین ایران، در این سنگ ها تنوع بافتی و کانی شناسی چندانی دیده نمی شود، که دلیل بر عدم رخداد تفریق گسترده در ماگمای سازنده این سنگ ها است. بر اساس مطالعات ژئوشیمیایی و الگوهای ارائه شده برای محیط های تکتونیکی مختلف، این سنگ ها شبیه بازالت های تولئیتی درون صفحه ای WPTB (within plate tholeiitic basalts) و بازالت های انتقالی (Transitional basalts) هستند. در دیاگرام بهنجارسازی بازالت های دونین پل خاوند نسبت به کندریت همه نمونه ها از نظر عناصر نادر خاکی سبک نسبت به عناصر نادرخاکی سنگین بسیار غنی تر هستند.
    کلیدواژگان: انارک، بازالت، پادها، پالئوزوئیک، پل خاوند، دونین
  • علیرضا شاکر اردکانی، محسن آروین، رولند اوبرهنسلی صفحات 47-64
    منشور افزایشی مکران در جنوب شرق ایران مشتمل بر زون های کششی مزوزوئیک از آمیزه های افیولیتی و افیولیت های بزرگ دست نخورده، بقایایی از پوسته اقیانوسی نئوتتیس را که به زیر اوراسیا فرورانش کرده است، نشان می دهد. به سمت شمال منشور افزایشی مکران، گودال جازموریان قرار گرفته که یک حوضه پشت قوسی مرتبط با فرورانش است. مجموعه گنج، یکی از مجموعه های افیولیتی مکران داخلی است که در طرف غرب منشور افزایشی مکران و گودال جازموریان قرار گرفته، به وسیله سیستم گسلی جیرفت در غرب محدود می شود. مجموعه گنج با سن کرتاسه فوقانی شامل گدازه های جریانی، گدازه های بالشی، سنگ های نفوذی اسیدی و سنگ های رسوبی است که توسط دایک هایی با روند شمال غرب- جنوب شرق قطع شده اند. این مجموعه شباهتی به یک توالی شاخص افیولیتی ندارد؛ زیرا فاقد سنگ های پلوتونیک مافیک و اولترامافیک پوسته ای و گوشته ای است. گدازه های بالشی مجموعه گنج، عمدتا ترکیب الیوین بازالتی داشته، از لحاظ شکل به دو صورت غده ای و لوله ای و در اندازه های عادی و غول پیکر با سطوح دارای شکستگی های قشر نانی هستند. از لحاظ پتروگرافی این گدازه ها سه زون بافتی شیشه ای خارجی (زون 1)، حدواسط (زون 2) و تمام بلورین داخلی (زون 3) را نشان می دهند. هر زون به وسیله تفاوت های تجمعی الیوین و پلایوکلاز که بافت های مختلفی را توسعه داده اند، قابل تشخیص هستند. بازالت های بالشی مجموعه گنج دارای بافت های وریولیتیک، پورفیریتیک، پورفیریتیک با خمیره میکرولیتی، اینترسرتال، اینترگرانولار و آمیگدالوئیدال هستند. کانی شناسی آن ها مشتمل بر پلاژیوکلاز ± الیوین ± پیروکسن + کانی کدر است. سطح بیرونی و شیشه ای پیلولاواها عمدتا شامل یک یا ندرتا چند پوسته است. پوسته ها شامل سه لایه بوده که این سه لایه از سمت حاشیه به طرف داخل عبارتند از: (1) سیدروملان، (2) تاکیلیت سیاه، و (3) تاکیلیت با حفرات کشیده.
    کلیدواژگان: گدازه بالشی غدهای، گدازه بالشی غول پیکر، گدازه بالشی لولهای، مجموعه گنج، مکران
  • مریم هنرمند، محسن مؤید، احمد جهانگیری، جمشید احمدیان، نوشین بهادران صفحات 65-88
    منطقه نطنز در 120 کیلومتری شمال شهر اصفهان واقع شده است. از نظر تقسیمات زمین شناسی، این منطقه در کمربند آتشفشانی ارومیه دختر قرار گرفته است. در این ناحیه توده های نفوذی به سن الیگو- میوسن در سنگ های آتشفشانی متعلق به ائوسن نفوذ کرده اند. مجموعه نفوذی نطنز از نظر سنگ شناسی، شامل انواعی همچون گابرو، دیوریت، کوارتزدیوریت، کوارتزمونزونیت، گرانودیوریت و گرانیت است. بررسی های صحرایی، کانی شناسی و ژئوشیمیایی نشان می دهند که ماگمای مادر مجموعه گرانیتوییدی منطقه از نوع I و کالک آلکالن بوده، از نظر درجه اشباع از آلومینیوم (ASI) متاآلومین محسوب می شود. ماگمای سازنده گابروی منطقه از ذوب گوشته فوقانی متاسوماتیزه حاصل شده که قبل از جایگزینی، اندکی فرآیند تفریق را متحمل شده است. ماگمای مادر مجموعه گرانیتوییدی معادل ماگمای دیوریتی منطقه بوده که خود، حاصل اختلاط ماگمای مافیک مشتق شده از گوشته و ماگمای منتج از ذوب پوسته است. همچنین، مطالعات ژئوشیمیایی عناصر نادر خاکی کمیاب نشان می دهد که این سنگ ها در قلمرو کالک آلکالن مربوط به مناطق برخوردی (حواشی فعال قاره ای) قرار می گیرند. همچنین الگوی تخت عناصر نادر خاکی نشان می دهد که ماگمای اولیه این مجموعه در خارج از محدوده پایداری گارنت است. کلیه شواهد پترولوژیک نشان می دهد که در تکوین سنگ های منطقه فرآیند تفریق از دیوریت تا مونزوگرانیت نقش اصلی را داشته است. محیط تکتونیکی مجموعه نفوذی مورد نظر با فعالیت ماگماتیسم در حین فرورانش و یا بر اثر فازهای کششی پس از تصادم قاره های عربی و ایران مرکزی قابل انطباق است.
    کلیدواژگان: ارومیه دختر، تفریق بلوری، حاشیه فعال قاره ای، کالک آلکالن، نطنز، نوع I
  • رحیمه میکاییلی، موسی کلیمی نقره ئیان، محمدعلی مکی زاده، بتول تقی پور، زهرا طهماسبی صفحات 89-106
    توده گرانیتوییدی آستانه اراک دارای سن ژوراسیک میانی بوده، ترکیب غالب آن گرانودیوریت است. این توده از دیرباز با کانی سازی طلا و معدن کاری شناخته شده است. گرانیتویید آستانه در برخی مناطق متحمل دگرسانی شده است. دگرسانی های فیلیک و سیلیسی، از جمله دگرسانی موجود در منطقه بوده که در کوه شیرمزد از گستردگی بیشتری برخوردارند. دیگر دگرسانی های منطقه، پروپیلتیک، کلریتی، آرژیلیتی، تورمالینی شدن، متاسوماتیسم سدیک و اسپینل - فلوگوپیت هستند. فیلیک (کوارتز - سریسیت) و پروپیلتیک به عنوان گسترده ترین دگرسانی های منطقه هستند. دو نوع سیال درگیر در رگه های کوارتزی حضور دارند و بر اساس مطالعات دماسنجی سیالات درگیر، تغییرات دمایی از 333-341 تا 350-355 درجه سانتی گراد است. به علت نبود فاز دختر شوری سیالات پایین تا متوسط است (10-17 درصد وزنی نمک). تغییرات فیزیکوشیمیایی هنگام شکل گیری سامانه گرمابی فرایند جوشش را سبب شده است. کاهش حرارت و غلظت نمک در سیالات درگیر به دلیل آمیختگی سیالات با آب های سطحی بوده است. درجه حرارت های پایین تر از 220 درجه سانتی گراد در سیالات درگیر می تواند ناشی از گردن کشیدگی باشد. عمق تشکیل رگه ها توسط شوری سیال، دما و فشار کنترل شده و برابر با، 400-900 متر است. نمودارهای عنکبوتی در نمونه های غیردگرسان بیانگر غنی شدگی از عناصر کمیاب سبک نسبت به عناصر کمیاب سنگین است. دگرسانی تورمالینی دارای الگوی REE مسطح بوده، غنی شدگی چندانی نشان نمی دهد اما در دگرسانی سیلیسی تهی شدگی از عناصر کمیاب سبک و غنی شدگی از عناصر کمیاب سنگین قابل ملاحظه بوده، عناصر کمیاب سنگین دچار تفریق زیادی نشده اند.
    کلیدواژگان: آستانه، پروپیلتیک، دگرسانی گرمابی، سیالات جوی، سیالات درگیر، فیلیک
  • مژگان جوانمردی، ایرج نوربهشت صفحات 107-118
    دگرگونی درجه بسیار ضعیف رخ داده بر بازالت های ائوسن کمالآباد واقع در غرب نایین، از نوع دگرگونی هیدروترمال است. بر اثر این دگرگونی در درز و شکاف های متابازیت ها به ترتیب کانی های پرهنیت، مالاکیت و آزوریت، زئولیت (مزولیت، اسکولسیت و لومونتیت)، کوارتز و کلسیت متبلور شده اند. کانی های کلریت (برونسویگایت)، آمفیبول (فرواکتینولیت) و سوسوریت به شکل ثانویه در متن سنگ اصلی دیده می شوند. در منطقه مورد مطالعه دو سری پرهنیت مشاهده می شود: یک سری دارای برجستگی و رنگ اینترفرانس قوی تر و یک سری دارای برجستگی و رنگ اینترفرانس ضعیف تر هستند، که علت آن به متفاوت بودن میزان Fe3+ در ساختار آنها بر می گردد. با استفاده از شیمی کانی های هیدروترمال و ترتیب فراوانی آنها (پرهنیت، زئولیت، کوارتز، کلسیت، مالاکیت و آزوریت و لومونتیت) می توان گفت که سیال موجود در منطقه از یون های Ca، Si، Al و OH غنی بوده، یون های Fe، Na، K، Mn و Cu را در حد کم داشته است. شرایط تشکیل کانی های دگرگونی هیدروترمال شامل pH خنثی تا اندکی قلیایی، CO2 پایین، حرارت 150 تا 350 درجه سانتی گراد و فشار کمتر از 3 کیلوبار است. مطالعات نشان می دهد که رخساره های به وجود آمده در منطقه شامل رخساره پرهنیت-پومپله ایت، رخساره زئولیت و زیررخساره لومونتیت می شود. در منطقه مورد مطالعه، به علت کم بودن حجم محلول های ماگمایی و گرمابی، شدت دگرسانی بالا نیست.
    کلیدواژگان: دگرگونی هیدروترمال، کمال آباد، متابازیت های بسیار ضعیف، نایین
|
  • Mohammad Hassan Ebrahimi, Alijan Aftabi, Ramin, Mohamadi Niaei Pages 1-10
    The Angouran Zn-Pb deposit is located about 120 Km Zanjan Province, within Sanandaj-Sirjan Zone.The deposit occurs in metamorphosed schists and marbles of Proterozoic age. The deposit contains about 4.7 Mt of sulfide ore, grading 27.7% Zn, 2.4% Pb and 110 g/t Ag and 14.6 Mt of oxidized carbonate ores, grading 22% Zn and 4.6% Pb. The Angouran Sedex deposit formed as a result of continental rifting and exhalation of seawater hydrothermal solutions into the seafloor and syngenetic deposition of sphalerite and galen within shales and carbonates. The deposit was then metamorphosed along with schists and marbles. Supergene oxidation of sulfide minerals and redeposition and replacement of zinc and lead formed the non-sulfide carbonate ores in Quaternary period. Based on structural, textural, mineralogical and geochemical evidence such as sulfides-schists foliation in marbles and schists, elongation of pyrite and sphalerite, high grade of Zn (28%), low grade of Cu (0.014%), and the absence of space filling and vein controlled mineralization, the Angouran Zn-Pb deposit resembles the exhalative sedimentary (Sedex) deposit, rather than Mississippi valley type (MVT) or volcanogenic massive sulfide (VMS) deposit.
  • Nahid Asadi, Mohammad Hashem Emami, Monireh Kheirkhah Pages 11-28
    The Abtorsh- Youzbashichai alteration zone, located in Tarom zone, is an obvious example of hydrothermal type alteration that found in trachyandesitic tuffs and lavas. Based on the field observations, mineralogical and geochemical investigations and satellite images there are argillic, advanced argillic, alunitic and silicic zones in this altered area. These zones exhibit a regular zonation from down to up. Some evidences such as following of alteration from rock fractures system and the patches of unaltered host rock in alteration body also confirm the hydrothermal type alteration in this area. Considering widespread existence of some minerals such as kaolinite, alunite, jarosite, and silica in alteration paragenesis and the trend of enrichment and depletion of elements (major & trace) observed in alteration stages, it seems that this area is influenced by acid- sulfate (high sulfidation) type alteration. The diagrams and alteration reactions confirm that enrichment or depletion of elements in alteration stages depends on their geochemical nature, their abundances in source rock, the type of altered minerals and their structures as well as physicochemical properties of alteration solutions.
  • Ghodrat Torabi, Fatemeh Hashemi Pages 29-46
    Volcanic rocks with composition of basalt and possibly Lower Paleozoic (Devonian) age are present in the Kuh-e-Abdulhosein (Pol-e-Khavand, Anarak area). These rocks with 120 m thickness consist of clinopyroxene (augite), plagioclase (albite), alkali-feldspar (sanidine, anorthoclase), chlorite (corundophilite by alteration of olivine, and clinochlore scattered in the groundmass), amphibole (schermakite hornblende), garnet (spessartine), calcite, sericite and opaque minerals (magnetite and ilmenite). As the most of Paleozoic basalts of Iran, these rocks are not different in texture and mineralogy that are evidences of limited differentiation of their parental magma. On the basis of the geochemical studies and tectonic setting patterns, these rocks resemble as WPTB (within plate tholeiitic basalts) and transitional basalts. In chondrite-normalized spidergrams, they are more enriched in LREE than the HREE.
  • Alireza Shaker Ardakani, Mohsen Arvin, Roland Oberh, Auml, Nsli Pages 47-64
    The Makran accretionary prism in southeastern Iran contains extensive Mesozoic melange zones and large intact ophiolites, representing remnants of the Neotethys oceanic crust that was subducted beneath Eurasia. To the north of the Makran accretionary prism, the Jazmurian depression lies which is a subduction-related back-arc basin. The Ganj Complex is one of the ophiolitic complexes, located on the west side of the Makran accretionary prism and Jazmurian depression, and is bounded by the Jiroft fault system in the west. The Ganj Complex with an Upper Cretaceous age is composed mainly of lava flows, pillow lavas, acidic plutonic rocks and sedimentary rocks, which are intruded by northwest-southeast trending dykes and does not ressemble a classical ophiolitic sequence. It lacks the intrusive crustal and mantle sections. The Ganj Complex pillow lavas, mainly olivine basaltic, occur as normal and as mega-sized bodies and are mostly flattened - tubular in shape with bread crust crack surfaces. They show three textural zones from the top glassy (zone 1) through the intermediate (zone 2) to the holocrystaline interior (zone 3), with each characterized by varying assemblages of plagioclase and olivine that form different textures. The Ganj pillow basalts are characterized by variolitic, porphyritic, microlitic-porphyritic, intersertal, intergranular and amigdaloidal textures. Mineralogically, they consist of plagioclase ± olivine ± pyroxene + opaque. The outer glassy surfaces of pillows frequently consist of one, or rarely multiple rind. The rinds consist of three layers, which from surface inwards are: (1) sideromelane, (2) dark tachylyte; and (3) tachylyte with elongated vesicles.
  • Maryam Honarmand, Mohsen Moayyed, Ahmad Jahangiri, Jamshid Ahmadian, Noushin Bahadoran Pages 65-88
    The Natanz plutonic complex is located 120 km north of Isfahan and in the Orumieh - Dokhtar magmatic belt. These Oligocene - Miocene plutons are intruded into the volcanics of Eocene. Based on petrographic studies, the Natanz complex is composed of six types of rocks, including gabbro, diorite, quartz-diorite, quartz-monzonite, granodiorite and granite. Field, mineralogy and geochemical studies indicate that the parental magma of this complex is I-type in nature, calc-alkaline and meta-aluminous. Magma produced gabbro resulted from melting of metasomatized upper mantle which have undergone differentiation prior to emplacement. The parental magma of granitoid rocks is diorite that produced from mixing of mantle-derived mafic magma and crustal melting magma. The geochemical characteristics of rare earth elements are comparable to other subduction-related magmatic rock suites. The flat REE pattern in these magmas may require their derivation by partial melting from a garnet-poor source. Petrological evidence show that fractional crystallization from dioritic magma to monzogranitic magma was the main role in the genesis of these rocks. Tectono-magmatic setting of this complex may be subduction related magmatism or post-collisional magmatism due to extensional phases after collision of Arabic and Central Iran microcontinent.
  • Rahimeh Miekaily, Moussa Kalimi Noghreyan, Mohammad Ali Makki Zadeh, Batoul Taghipour, Zahra Tahmasbi Pages 89-106
    The middle-Jurassic Astaneh granitoid body is composed of mainly of granodiorite. From the ancient time, Au mineralization and prospecting site have been known. The Astaneh granitoid have been altered in some parts and phyllic and silicaceous alterations can be recognized in some areas, especially in Shir Mazd Mountain which is vast area. Other alteration zones are: propylitic, chloritic, argillic, tourmalinzation, sodic metasomatism and spinel - phlogopite. The most widespread alteration zones are phyllic (quartz- sericite) and propylitic. There are two types of fluid inclusions in the quartz veins. On the bases of hydrothermometry study, the thermal phase of hydrothermal is from 337-341°C to 350-355°C. The density of fluid inclusions is low to intermediate (10-17 percent NaCl) while there is no daughter crystal. Temperature decrease and density of fluid inclusions are the result from mixing of magmatic with meteoric waters. The necking down of fluid inclusion is in consequence of temperature lower than 220°C. The depth of vein was controlled by dense fluid, temperature and pressure, also mineralization occurs in the depth 400-900 meter. The spider diagram show enrichment of LREEs in contrast to HREEs in unaltered samples with lack of HREEs differentiation. Tourmaline alteration displays a flat REE pattern and does not show enrichment but silicaceous alteration shows depletion of LREEs and enrichment of HREEs.
  • Mojgan Javanmardi, Iraj Noorbehesht Pages 107-118
    Very low-grade metamorphism (hydrothermal metamorphism) in Kamal Abad (west of Naein) affects Eocene basalts, and led to the formation of: prehnite, malachite, azurite, zeolite (mesolite, scolecite and laumontite), quartz and calcite in cavities and fractures. Chlorite (brunsvigite), amphibole (ferro-actinolite) and saussurite appear as secondary phases in primary rock. Two series prehnite occurs in the study area: The first has high relief and interference color and the second has low relief and interference color. This may be due to difference in Fe3+ content in their crystallization structure. Using mineral chemistry as well as the abundance of hydrothermal minerals (prehnite, zeolite, quartz, calcite, malachite, azurite and laumontite), the nature of fluid should be enriched in Ca, Si, Al and OH and poor in Fe, Na, K, Mn and Cu. The very low-grade metamorphic minerals formed in neutral to slightly alkaline pH, low CO2, temperature of 150-350oC and less than 3 kbars pressure. The studies show prehnite-pumpellyite facies, zeolite facies and laumontite subfacies formed in the area. Moreover, the rate of alteration owing to the small volume of magmatic and hydrothermal solution is not high in the study area.