فهرست مطالب

  • سال چهل و دوم شماره 2 (تابستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/06/15
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مریم حقیقی، محسن کافی، تکتم سادات تقوی، عبدالکریم کاشی، غلامرضا ثواقبی صفحات 105-112
    هومیک اسید به عنوان یک ماده آلی با باند کردن و جذب سطحی فلزات سنگین موجود در خاک احتمالا باعث کاهش جذب فلزات سنگین توسط گیاه می شود. این روش می تواند از بهترین استراتژیهای کاهش خطرات ناشی از فلزات سنگین برای گیاه و متعاقبا برای انسان باشد. با توجه به اهمیت موضوع، آزمایشی به صورت فاکتوریل، در قالب طرح کاملا تصادفی با 7 تکرار انجام شد. برای بررسی اثر کادمیم و هومیک اسید بر روی فعالیت آنتی اکسیدانی کاهو در کشت بدون خاک سه غلظت صفر، 2، 4 میلی گرم در لیتر کادمیم و سه غلظت صفر، 100 و1000 میلی گرم در لیتر هومیک اسید به محلول غذایی اضافه شد. سپس عکس العمل گیاه از طریق اندازه گیری تغییرات آنزیم های آنتی اکسیدانی پرکسیداز و سوپر اکسید دیسموتاز مورد بررسی قرار گرفت و به دنبال آن اثر مخرب کادمیم بر زی توده گیاه مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج این آزمایش نشان داد که افزایش غلظت کادمیم با افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی پرکسیداز و سوپر اکسید دیسموتاز برای کاهش دادن رادیکال های آزاد ناشی از تنش کادمیم همراه است. کادمیم در بافت گیاه تجمع می یابد و زی توده را کاهش می دهد. در غلظت های 2 و 4 میلی گرم در لیتر کادمیوم به طور متوسط فعالیت پرکسیداز 7 و 29 درصد و فعالیت سوپر اکسید دیسموتاز 39 و 19 درصد نسبت به شاهد افزایش نشان داد. در حالی که با کاربرد هومیک اسید تغییرات آنتی اکسیدان ها و وزن گیاه در حضور کادمیم تعدیل شد.
    کلیدواژگان: کادمیم، سوپر اکسید دیسموتاز (SOD)، کاهو.، آنتی اکسیدان، پرکسیداز (POD)، هومیک اسید، فلزات سنگین
  • محمدعلی نجاتیان صفحات 113-126
    امروزه به دلیل تغییر شرایط جوی و همچنین جابجایی ارقام و ژنوتیپ ها از مناطق مختلف جغرافیایی، خسارت های زیادی ناشی از سرمازدگی به موستانها وارد می گردد. از طرف دیگر تنوع وسیع انگور در ایران، احتمال گزینش ارقام و یا تک گیاهان برتر و متحمل به سرما را بعنوان یک فرضیه محکم مطرح می نماید. تحقیق حاضر در جهت ارزیابی تحمل به سرمای کلون های برخی از ارقام انگور دانه دار ایران و تعیین میزان خسارت وارده انجام شد. به این منظور پس از بروز تیمارهای سرمایی طبیعی (در کل بوته) و مصنوعی (در قلمه های جدا شده)، تعداد جوانه های سالم و آسیب دیده شمارش و درصد سرمازدگی محاسبه شد. براساس نتایج تجزیه آماری و کلاستر، ارقام و کلون ها را می توان در 4 گروه (حساس تا کاملا متحمل) گروه بندی نمود. ارقام فخری و سیاه انگور بالاترین تحمل و ارقام ملایی و چفته در گروه نیمه متحمل به سرمای زمستانه قرار گرفتند. آستانه تحمل در برابرسرمای زمستانه در کلون های برتر متحمل C?1±20- درجه سانتی گراد بود و بالاترین صدمات در همان 24 ساعت اول اتفاق می افتد و افزایش مدت بروز سرما تاثیری در میزان خسارت جوانه ها ندارد. در بین صفات مورد مطالعه همبستگی فنوتیپی معنی دار وجود داشت. رگرسیون معنی داری برای برآورد مقدار تحمل به سرمای ارقام با کمک صفات مورد مطاله برازش شد.
    کلیدواژگان: رگرسیون، به گزینی کلونی، سرمادهی
  • اله داد سلیم پور، علی عبادی، محمدرضا فتاحی مقدم، مهدی حدادی نژاد صفحات 127-140
    بادام یکی از محصولات مهم خشکباری در جهان است و ایران یکی از مناطق مهم انتشار این گیاه محسوب می شود. در این تحقیق از نشانگرهای ملکولی RAPD جهت تعیین تنوع و سطوح خویشاوندی بین 56 ژنوتیپ جمع آوری شده بادام استفاده شد. تعداد 16 آغازگر تصادفی در واکنش PCR در مجموع 171 باند DNA ایجاد کردند که 168 باند چند شکل بود. تجزیه خوشه ای ژنوتیپ ها بر اساس حضور و عدم حضور باند و با استفاده از ضریب تشابه جاکارد و به روش UPGMA انجام شد. با توجه به نتایج تجزیه خوشه ای، نمونه ها در حد تشابه 44% به دو زیرگروه عمده تقسیم شدند. بر اساس ماتریس تشابه بیشترین تشابه (72%) بین نمونه های AV228 و AV164 مشاهده شد که هر دو از ژنوتیپ های ایستگاه تحقیقات گروه علوم باغبانی دانشگاه تهران بودند. کمترین تشابه (29%) بین ژنوتیپ AV123 از ایستگاه تحقیقات گروه علوم باغبانی و ژنوتیپ D8 از آذرشهر مشاهده شد. در آنالیز منطقه ای، بیشترین میزان هتروزیگوسیتی کل (Ht) مربوط به آغازگرهای BA6،BA17 و BD10 به میزان 39% بود و کمترین آن مربوط به آغازگر BA14 به میزان 27% بود. نتایج ماتریس تشابه بیشترین تشابه ژنتیکی را بین مناطق GS (جزیره اسلامی) و S (سرج) به میزان 95% نشان داد که هر دو منطقه از آذربایجان شرقی بودند. نتایج تجزیه کلاستر مناطق نشان داد در بین نمونه های مناطق مختلف نیز این دو نمونه کمترین فاصله (5%) را داشتند. همچنین دو نمونه AV (از ایستگاه تحقیقات) و MAH (از منطقه مهارلو) بیشترین فاصله (60%) را داشتند. نتایج حاکی از وجود تفاوت قابل ملاحظه ای بین ژنوتیپ ها بود که نشان دهنده زمینه ژنتیکی متفاوت آنها می باشد. بنابراین نشانگرهای RAPD به خوبی قادر به تفکیک ژنوتیپ های بادام بوده و با توجه به تنوع موجود بین ژنوتیپ ها می توان از آنها جهت برنامه های اصلاحی به عنوان والد استفاده کرد.
    کلیدواژگان: اصلاح، بادام، RAPD، تنوع ژنتیکی
  • محمد باقر یاری، منصور غلامی، محمود اثنی عشری صفحات 141-149
    در این تحقیق، چهار آزمایش مجزا جهت مطالعه عوامل مؤثر بر استقرار و رشد ریزنمونه های دو ژنوتیپ گردو Z60 و Z63 جمع آوری شده از ایستگاه تحقیقات گردوی تویسرکان اجرا گردید. آزمایش ها شامل بررسی پنج زمان نمونه گیری، چهار نوع ریزنمونه، سه حالت قرار دهی ریزنمونه روی محیط کشت و شش نوع ماده آنتی اکسیدان بودند. در هر دو ژنوتیپ، ریزنمونه های مریستم انتهایی و تک گره که در اردیبهشت ماه گرفته شدند به دلیل داشتن نقطه فعال رشد و نیز شرایط فیزیولوژیکی مناسب بیشترین رشد و استقرار را دارا بودند و نسبت به سایر ریزنمونه ها از این نظر اختلاف معنی داری را نشان دادند. همچنین ریزنمونه هایی که به صورت عمودی و به سمت بالا روی محیط کشت قرار داده شدند رشد بهتر و بیشتری داشتند. در ژنوتیپ Z63 نتایج نشان داد که پلی وینیل پیرولیدون و فلوروگلوسینول موجب افزایش استقرار ریزنمونه ها و کاهش تعداد ریزنمونه های قهوه ای شده گردیدند و علاوه بر آن باعث افزایش معنی دار در وزن تر و قطر کالوس نسبت به سایر تیمار ها شدند. در ژنوتیپ Z60 سیستئین اثر معنی داری در افزایش استقرار ریزنمونه ها، کاهش تعداد ریزنمونه های قهوه ای شده و افزایش وزن تر کالوس داشت.
    کلیدواژگان: قهوه ای شدن، ریز ازدیادی، گردو
  • فلورا دولتخواه، یونس مستوفی، رضا فامیل مؤمن، محمدرضا شفیعی صفحات 151-158
    یکی از عوامل مؤثر در کاهش کیفیت گل های بریده در دوره پس از برداشت، میزان تنفس آنها می باشد. بسته بندی در شرایط اتمسفرتعدیل یافته (MAP) روشی است که ضمن کاهش شدت تنفس محصول، منجر به افزایش طول عمر گلدانی باحفظ کیفیت گل های بریده می شود. در این پژوهش آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار بر روی گل بریده رز رقم ‘Grand Prix’ انجام شد. قبل از انجام تیمارها، گل های بریده رز در پوشش های پلی اتیلن قرار داده شدند. تیمارها شامل 4 زمان نگهداری در سردخانه (4:T1، 7:T2، 11:T3 و 14:T4) و سه ترکیب گازی (G2): بدون تزریق گاز، (G3): N292%+CO23%+O25% و (G4):N295%+O25% به همراه شاهد(G1) می باشد. پس از هر زمان نگهداری در سردخانه در دمای? C1±4 و رطوبت نسبی 60%، پارامترهایی از قبیل گازهای اتیلن، CO2 و O2 داخل پوشش ها، قطرگل، میزان کاهش وزن گل، مواد جامد محلول در ساقه و طول عمر گلدانی اندازه گیری شدند. بر اساس نتایج، کمترین میزان اتیلن و بیشترین میزان مواد جامد محلول به ترتیب درتیمارهای T1G2 و G4 مشاهده شد. کمترین میزان قطرگل در بسته های حاوی ترکیب های گازی G2، G3 و G4 در مقایسه با شاهد به دست آمد. همچنین میزان گاز اکسیژن در داخل بسته ها کاهش و میزان گاز دی اکسیدکربن افزایش یافت و از نظر وزن درگل های داخل بسته ها، کاهشی مشاهده نگردید. بیشترین طول عمرگلدانی گل بریده رز رقم‘Grand Prix’ به مدت 11روز با استفاده از تیمار گازی G3 به دست آمد.
    کلیدواژگان: بسته بندی در اتمسفر تعدیل یافته.، اتیلن، طول عمر گلدانی
  • یحیی سلاحورزی، مرتضی گلدانی، جعفر نباتی، مرتضی علیرضایی صفحات 159-167
    به منظور بررسی اثر آسکوربیک اسید (AsA) به عنوان یک آنتی اکسیدان مهم در کاهش خسارات شوری، آزمایشی در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد، روی گیاه مرزنجوش انجام گرفت. غلظت های متفاوتی از AsA (صفر، 100 و 200 میلی گرم بر لیتر) به صورت محلول پاشی روی گیاهانی که تحت شرایط صفر، 50، 100 و 150 میلی مولار نمک NaCl قرار داشتند، به کار برده شد. به این ترتیب آزمایش مورد نظر به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار در سال 1390، صورت پذیرفت. شوری به صورت معنی داری بر تمامی صفات فیزیوشیمیایی (نشت الکترولیت، محتوای کلروفیل، پرولین، کربوهیدرات کل، فعالیت آنتی اکسیدانی و ترکیبات فنولیک) اندازه گیری شده در گیاه مرزنجوش تاثیر داشت. نشت الکترولیتی از سلول های برگی در غلظت بالای نمک (mM 150) به بیشترین مقدار خود رسید. اما کاربرد AsA (mg/l 200) ضمن محافظت غشا پلاسمایی از تاثیر منفی شوری، نشت الکترولیتی را در همین سطح از شوری، 52% کاهش داد. آسکوربیک اسید همچنین مقادیر کلروفیل کل، کربوهیدرات کل و ترکیبات فنولیک گیاه را در مجموع معادل 65، 60 و 38 درصد در مقایسه با شاهد افزایش داد. نتایج آزمایش نشان داد که آسکوربیک اسید می تواند ضمن افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی گیاه به بیش از 5 برابر شاهد، به نحو مؤثرتری از فعالیت رادیکال های آزاد تحت شرایط تنش شدید شوری جلوگیری کرده و به این ترتیب بقای بیشتر گیاه را تضمین نماید.
    کلیدواژگان: نشت الکترولیتی، نمک.، کربوهیدرات کل، فعالیت آنتی اکسیدانی، رادیکال های آزاد
  • سید اصغر موسوی قهفرخی، محمدرضا فتاحی مقدم، ذبیح الله زمانی، علی ایمانی، اینکارنا اورتگا، فدریکو دیسنتا صفحات 169-183
    بادام (Prunus dulcis L.) از گونه های اقتصادی جنس پرونوس و از خانواده رزاسه است. قسمت تجاری میوه بادام بذر خوراکی آن (مغز) می باشد، بنابراین انجام گرده افشانی و تلقیح برای تولید محصول در بادام ضروری است. اکثر ارقام تجاری بادام، خودناسازگار و برخی نیز دگرناسازگار هستند. خودناسازگاری در بادام گامتوفتیک بوده و توسط یک مکان ژنی با چندین فرم آللی و به صورت همبارز کنترل می شود. در این مطالعه آلل های خودناسازگاری 70 رقم و ژنوتیپ بادام ایرانی و 17 رقم خارجی به روش واکنش زنجیره ای پلیمراز(PCR) و با استفاده از ترکیب آغازگرهای دژنره که بر اساس توالی نواحی حفاظت شده مکان ژنی ناسازگاری در جنس پرونوس طراحی شده اند، تعیین گردید. جداسازی محصول PCR روی ژل آگارز و اندازه باندهای تکثیر شده در ارقام بادام ایرانی با اندازه آلل های شناخته شده در ارقام بادام خارجی شاهد و نشانگر یک کیلو جفت بازی مقایسه گردیدند. بر اساس نتایج در 50 رقم و ژنوتیپ ایرانی ازجمله ارقام ربیع (S7S27)، یلدا (S1S7)، آذر-2(S3S4)، حریر (S4S24)، سهند (S1S2)، زرقان-7(S1S4)، زرقان-8 (S1S2)، منقای دیرگل (S1S13)، منقا (S7S14)، خورشیدی(S4S8)، شیربادام (S2S4)، شمشیری (S7S24)، مامایی اصفهان (S10S12) و ژنوتیپ های A-92 (S8S23)، (S8S13) A-2، (S8S9) K-10-15، (S7S24) K-1-16، (S1S4) K-11-40و (S1S9) A200 هر دو آلل خودناسازگاری و در 20 رقم و ژنوتیپ مورد بررسی یک باند مربوط به آلل های گزارش شده قبلی مشاهده شد در حالی که اندازه باند دوم مشابه با اندازه باند هیچ یک از آلل های شناسایی شده قبلی در بادام نبوده و احتمالا مربوط به یک آلل جدید است که برای معرفی قطعی آلل های جدید باید توالی کامل آنها تعیین گردد. تعداد 8 باند تکثیر یافته جدید بودند که اندازه آنها متفاوت با اندازه آلل های شناخته شده در بادام بود. به طور مثال ارقام مامایی، سفید و تجاری به ترتیب دارای آلل های S25، S7، S24 و باندهای جدیدی به اندازه 1250، 1000 و 1065 جفت باز بودند. در بین جمعیت بادام های ایرانی مورد مطالعه، آلل های خود ناسازگاری S4، S1، S24، S7، S12 و S2 به ترتیب بیشترین فراوانی را در این تحقیق نشان دادند. استفاده از آغازگرهای دژنره، یک روش مناسب برای شناسایی ژنوتیپ ناسازگاری در ارقام و ژنوتیپ های بادام می باشد.
    کلیدواژگان: آلل های ناسازگاری، بادام، مکان ژنی S.، نواحی حفاظت شده، آغازگر دیجنریت
  • احسان محسنی فرد، محمد فارسی، حسین نعمتی، خلیل ملک زاده صفحات 185-192
    پیش بینی تلاقی های برتر قبل از انجام تلاقی و ارزیابی های مزرعه ای می تواند کارایی تولید بذور هیبرید را افزایش دهد. در چند دهه اخیر تعداد قابل توجهی از مطالعات وجود رابطه مثبت میان فاصله ژنتیکی برآورد شده توسط نشانگرهای مولکولی با هتروزیس را نشان داده اند. در این مطالعه به منظور بررسی روابط لاین ها، فاصله ژنتیکی و در نهایت انتخاب والدین مناسب جهت تولید واریته هیبرید از 16 لاین گوجه فرنگی، از نشانگرهای مولکولی SSR استفاده شده است. واکنش PCR با استفاده از 10 جفت آغازگر انجام شد که الگوی مناسب و قابل امتیازدهی برای 16 ژنوتیپ مورد مطالعه تولید کردند. در مجموع تعداد 35 آلل برای 10 مکان تکثیر شونده ریزماهواره ای مشاهده شد که از 2 تا 7 آلل برای مکان های مختلف متغیر بود که میانگین 5/3 آلل برای هر مکان تکثیر شونده را نشان می دهد. همچنین حداکثر PIC 84/0 و حداقل آن 30/0 محاسبه شد. نتایج نشان دادند که نشانگرهای مولکولیSSR در تشخیص چندشکلی و فاصله ژنتیکی میان لاین های گوجه فرنگی کارآمد بوده و می تواند به عنوان ابزار دقیقی در آنالیز روابط ژنتیکی میان نمونه ها مورد استفاده قرار گیرد. با این وجود میان فاصله ژنتیکی برآورد شده توسط نشانگرهای مولکولی SSR با میزان هتروزیس در 63 هیبرید بررسی شده از نظر عملکرد، اندازه میوه، تعداد میوه و ماندگاری میوه رابطه معنی داری مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: فاصله ژنتیکی.، تلاقی، هیبرید
  • علیرضا فرخزاد، ذبیح الله زمانی، محمدرضا فتاحی مقدم، علیرضا طلایی، محسن مردی، علی قرقانی، علی شاهی قره لر صفحات 193-205
    به منظور بررسی ارتباط بین برخی خصوصیات مورفولوژیکی، فنولوژیکی و زود باردهی در طول چندین سال متفاوت رشدی، پژوهشی روی جمعیت های سیب حاصل از تلاقی کنترل شده انجام گرفت. در این آزمایش برخی صفات کمی و کیفی در بیش از 400 نتاج حاصل از چهار ترکیب تلاقی سیب های ارقام گلاب و شفیع آبادی به عنوان والدین پدری و ارقام رداسپار و گلدن اسموتی به عنوان والدین مادری، اندازه گیری شدند. پارامترهای آماری مانند ضریب تغییرات فنوتیپی و شاخص تنوع فنوتیپی شانون-ویور به عنوان معیارهایی از تنوع ژنتیکی بر اساس صفات کمی و کیفی محاسبه شدند. نتایج تجزیه واریانس وجود تفاوت های معنی داری را بین جمعیت های مورد تلاقی نشان داد. همچنین مقایسه میانگین داده ها نشان داد که تفاوت معنی دار بین جمعیت های مورد مطالعه وجود دارد که بیشتر متاثر از خصوصیات والد مادری می باشد. نتایج تجزیه همبستگی ساده صفات، وجود همبستگی های مثبت و منفی معنی دار بین برخی صفات مهم چون ارتفاع دانهال، محیط تنه، اندازه سطح برگ، طول و عرض برگ، نیاز سرمایی بذور، زود باردهی و غیره را نشان داد. نتایج تجزیه عامل ها نشان داد که 8 عامل اصلی با مقادیر بالاتر از یک، بیش از 73 درصد از واریانس کل را توجیه می کنند. تجزیه خوشه ای جمعیت ها بر اساس صفات مورد اندازه گیری به روش وارد، توانست ترکیب تلاقی دارای والد مادری مشترک را در یک گروه قرار دهد.
    کلیدواژگان: تجزیه خوشه ای، مقایسه میانگین.، خصوصیات مورفولوژیکی، تجزیه عامل
  • حامد دولتی بانه، سید ابوالقاسم محمدی، قاسم حسنی صفحات 207-215
    به منظور بررسی روابط ژنتیکی مابین 72 رقم انگور زراعی و 65 ژنوتیپ وحشی استان آذربایجان غربی و کردستان از 19 جفت آغازگر ریزماهواره هسته ای استفاده شد. از مجموع 19 آغازگر تکثیر یافته مجموعا 163 آلل در ارقام زراعی با متوسط 6/8 آلل و 153 آلل در ژنوتیپ های وحشی انگور با میانگین 05/8 آلل تکثیر شد. هتروزیگوتی مورد انتظار از 70/0 در انگورهای زراعی تا 73/0 در ژنوتیپ های وحشی متغیر بود. میزان هتروزیگوتی مشاهده شده در ارقام 72 /0 و در انگورهای وحشی 68/0 بود. گروه بندی ژنوتیپ ها بر اساس داده های مولکولی انگورهای زراعی و وحشی را در دو گروه متفاوت از همدیگر قرار داد. هر چند که در گروه انگورهای زراعی چند نمونه انگور وحشی نیز قرار گرفتند. نتایج حاصله از این تحقیق تفاوت های ژنتیکی را در سطوح مختلف بین ارقام زراعی و انگورهای وحشی نشان داد به طوری که به غیر از چند رقم بومی منطقه بانه و سردشت ارتباط ژنتیکی قوی بین جمعیت های وحشی و ارقام انگور مورد بررسی مشاهده نشد. ظاهرا این ارقام انگور مورد بررسی، با استثناء انگورهای بومی جنوب استان آذربایجان غربی، منشاء متفاوتی با انگورهای وحشی دارند. بر این اساس می توان اظهار داشت که طی زمان های بسیار قدیم ارقام زراعی به این ناحیه وارد شده اند و یا اینکه اجداد اولیه، که انگورهای زراعی این مناطق از آنها حاصل شده اند، در طی زمان از بین رفته اند.
    کلیدواژگان: نشانگرهای مولکولی، فیلوژنتیک، انگور سیلوسترس
|
  • Pages 105-112
    Humic acid as an organic substance can bound heavy metals. It is a best way of decreasing the hazardous effect of heavy metals on plants and thereby on humans. A factorial experiment was conducted in a Completely Randomized Design of seven replications. The treatments consisted of three cadmium levels (0, 2 and 4 mgL-1), and three humic acid levels (0, 100, 1000 mgL-1) added to nutrient solution. Superoxide dismutase and peroxidase activities, biomass and leaf cadmium contents in lettuce were assessed. Peroxidase activity increased up to 7 and 29% and superoxide dismutase to 39 and 19% with the addition of 2 and 4 mgL-1 of cadmium respectively. When humic acid was added, the activity of antioxidant as well as the reduction in biomass content became more moderated. Leaf cadmium content increased with increasing cadmium concentration in the nutrient solution, whereas it decreased when humic acid was added to the nutrient solution.
  • Pages 113-126
    Nowadays, a lot of frost damage is inflicted upon vineyards because of changing weather conditions as well as introducing new of cultivars and genotypes from different geographical regions. On the other hand, the prevalence of a wide variety of grapes in Iran, the provides possibility of selection of superior and cold tolerant varieties (or single plants) which is proposed a strong hypothetical solution. Throughout this study, cold tolerance as well as damages inflicted upon some clones of some Iran seeded grape varieties were determined. Four branches (one year old) per each experimental plant were selected. Upon the incidence of cold (natural and artificial), the number of healthy and damaged buds were counted. Then, statistical and cluster analyses were performed. The results divided varieties and clones into four groups (from sensitive to quite tolerant). The highest tolerance against winter cold was observed in ‘Fakhri’ and ‘Siyah Angoor’ while Semi-tolerance in ‘Molaei’ and ‘Chafte’. Cold tolerance thereshold (in the best clones) was observed at –20±1°C. High damage occured during the first 24 hours and its continuation for longer time did not increased the degree of damage to buds. There was significant phenotypic correlation among the traits. A significant regression was fitted to estimate the level of cold tolerance of cultivars using morphological traits.
  • Pages 127-140
    Almond is one of the most valuable horticultural nut crops in the world with Iran being amongst the most important regions of its distribution. RAPD markers were employed to evaluate the diversity levels and relationship among some 56 collected genotypes of the crop. Through sixteen RAPD primers a number of, 171 DNA bands were produced, 168 of which were polymorphic. The samples which according to Cluster Analysis were of 44% of similarity, were divided into 2 main subgroups. Based upon their different genetic origins and by use of Jaccard Similarity Coefficient as well as through UPGMA method, the most similarity was observed between AV228 and AV164 samples (72%), both from Research Station of the Horticulture Department (RSHD). The lowest similarity was observed between AV123 genotypes from RSHD and DS genotype from Azarshahr (29%). The highest rate of total heterozigosity (Ht) was related to BA6, BA17 and BD10 primers with a value of 39%, in zone analysis, whilst the lowest (27%) related to BA14 primers. The most genetic similarity, through Similarity Matrix, was found between GS (Gazireh Eslami) and S (Serj) zones, both of them from Azerbayjan Province. These samples in Zones Cluster Analysis also showed the shortest distance (5%). The longest distance (60%) was observed between AV (from RSHD) and MAH (from Maharlu zone). The results finally showed that there are considerable differences among genotypes, a trait that when present in parents can be used in future breeding programs and RAPD markers were able to discriminate almond genotypes to a sufficient extent.
  • Pages 141-149
    Four separate experiments were conducted to study the effects of factors controlling the establishment of explants from two walnut genotypes Z60 and Z63 (Damavand). Factors were explant type, sampling time, explant orientation on the growth medium and antioxidants type. The explants were collected from the collection Garden of Tooyserkan Walnuts Research Station. Four explant types (apical meristem, single node, petiole and leaf), five sampling times (April, May, June, July and August), three modes of explant orientation on growth media (vertical, inverted vertical, and horizontal) as well as six antioxidant agents (ascorbic acid, citric acid, cysteine, asparagine, polyvinyl pyrolidone, and fluroglucinol) were studied. Culture Medium was DKW supplemented with 0.2 mg IBA. For either one of the genotypes, apical meristem and single node explants were collected in April and May. Due to the existence of plant growth hormones in meristematic tissue, the highest growth and establishment was observed for apical meristem type of explants, and with significant differences as compared with the other types of explants. Also explants oriented vertically and upwards on the growth medium, due to normal stem polarity direction and probably better absorption and transfer of nutrients, had greater growth, exhibiting significant differences in comparison with other treatments. As for Z63 genotype, after a passage of six weeks time, results indicated that Polyvinyl Pirolidone, and Fluroglucinol increased the rate of explants establishment, reduced the browning of explants and significantly increased callus fresh weight and diameter. For Z60 genotype, Cysteine antioxidant had significant effects on increasing the explant's establishment, reducing the rate of browning as well as increasing callus fresh weight.
  • Pages 151-158
    Respiration is one of the important factors to be considered in a determination of the quality of cut flowers during their postharvest preservation period. Modified Atmospheric Packaging (MAP) is an effective way of reducing respiration rate along with increasing vase life while the quality of cut flowers also well maintained. This research was conducted on the basis of a factorial experiment, using a Completely Randomized Design (CRD) of 3 replications on cut rose flower ‘Grand Prix’. Before the start of the treatments, the flowers were covered by polyethylene coverings. Treatments included four sampling times: T1 (4), T2 (7), T3 (11) and T4 (14) day periods, plus three gas combinations of: G2 (with no gas injection), G3 (5%O2+3% CO2 + 92% N2), G4 (5%O2+ 95%N2), and G1 as control. Following storage at 4 ± 1?C and 60% of RH., ethylene rate, CO2 and O2 concentrations inside the package, flower diameter, flower weight loss,? Brix and vase life were assessed. According to the obtained results, the lowest ethylene and highest level of soluble solids were observed in T1G2 and G4 treatments, respectively. Minimum flower diameters were observed in packages of G2, G3 and G4 gas combinations as compared with control. The concentration of O2 inside the packages decreased while CO2 level being increased with no decrease, in the meantime, being observed in flower weights. Maximum vase life (11 days) of cut rose flower ‘Grand Prix’ was obtained through G3 treatment.
  • Pages 159-167
    The present study was conducted to evaluate the effect of Ascorbic Acid (AsA) as an important antioxidant in alleviation of salt damage in oregano (Origanum majorana L.). This research work was carried out at the Research Greenhouse of Ferdowsi University of Mashhad. Foliar application of AsA (0, 100, 200 mg/l) was carried out on the plants that were under salt stresses of 0, 50, 100 and 150 mM of NaCl. A factorial experiment, based on a Completely Randomized Design with three replications was adopted and conducted in 2010. The salinity significantly affected the plant's physiochemical characteristics (electrolyte leakage, chlorophyll content, proline, total carbohydrates, antioxidant activity, phenolic compounds) throughout the experiment. The highest electrolyte leakage occurred under the highest level of NaCl (150 mM). Electrolyte leakage decreased by 52% through exogenous application of AsA (200 mg/l), and this occurred via a protection of plasma membrane against adverse effects of salinity. AsA increased the chlorophyll content, carbohydrate and phenolic compounds respectively by 65%, 60% and 38% in comparison with control. Thus, it seems that AsA is more effective in scavenging of free radicals under severe salt stress, by an induction of antioxidant activity to an extent 5-times higher, as compared with control, and so, helps enhancement of plant survival.
  • Pages 169-183
    Almond (Prunus dulcis [Webb] D.A. Mill) is an economically important species of genus Prunus (Rosaceae, subfamily Prunoideae). The commercial edible part of almond fruit is kernel. Fertilization is essential for nut production in almond but most cultivars are self or even cross-incompatible. Self-incompatibility in almond is gametophytic and controlled by a single S-locus with multiple codominant alleles. Determination of S-genotype in almond is necessary for orchard design and also for choosing parents in breeding programs. In this study, S-genotypes of seventy Iranian almond accessions as well as sixteen foreign cultivars (as standard) were amplified by using the degenerate consensus primers. The PCR products separated on agarose gel. Sizes of bunds were estimated by comparison with both reference alleles in standard cultivars and 1 kb DNA ladder. According to the results, cultivars Rabie (S7S27), Yalda (S1S7), Harir (S4S24), Sahand (S1S2), Monagha (S7S14), Khorshidi (S4S8), Shirbadam (S2S4), Shamshiri (S7S24), K-10-15(S8S9), A-92 (S8S23) showed two S-alleles. Twenty genotypes and cultivars showed one band of known S-allele and one band different to known S-alleles in reference cultivars. These new bands need to be identified through full sequencing. Mamaei, Safied and Tejari cultivars had S25, S7, S24 alleles and also one new band in sizes of 1250, 1000 and 1065 bp respectively. Totally eight new bands were amplified among cvs that were different in size from those alleles observed in reference cultivars. Alleles S4, S1, S24, S7, S12 and S2 had the highest frequencies in Iranian almonds. Combinations of these primers are useful for S-genotyping in almond germplasms.
  • Pages 185-192
    Prediction of superior crosses before their being performed, and an evaluation of the progeny in the field can lead to an increase in the efficiency of hybrid-seed production. A significant number of studies, during recent decades, have proved a positive relationship between heterosis and the genetic distance evaluated through molecular markers. SSR markers were employed to study the relationship as well as the genetic distances between the lines, and to select the appropriate parents for production of hybrid varieries from 16 evaluated tomatos. PCR amplification was performed using 10 primer pairs which resulted in appropriate and scorable patterns for the 16 evaluated genotypes. A total of 35 alleles were observed for the 10 SSR primers, ranging from 2 to 7 alleles per primer (with an average of 3.5). Maximum and minimum PIC values were calculated to be 0.84 and 0.30, respectively. The results indicated that SSR markers are efficient in polymorphism detection as well as in evaluation of genetic distance among tomato lines, and can be applied as accurate indicators in analysis of genetic relationships among genotypes. However, through our study on 63 hybrids, no significant relationship was observed between the SSR-evaluated genetic distances and the degree of heterosis concerning yield, fruit size, fruit count, and longevity.
  • Pages 193-205
    To study the relationship between some morphological, phonological and early flowering (reduced juvenile phase) characters during some different growing seasons, a study was performed on apple seedling populations obtained from controlled crosses. Some qualitative as well as quantitative traits were assessed in more than 400 progenies from four populations of crosses between ‘Golab-e Kohanz’ and ‘Shafi Abadi’ as pollen parents and ‘Golden Smoothee’ and ‘Red Spur’ as seed parents. Such statistical parameters as Coefficient of Variance as well as Shannon- Wearver index, as indices for genetic diversity, were evaluated for quantitative and qualitative traits. Results of variance analysis revealed the existence of significant variation among populations. Also, mean comparisons of data showed the existence of significant variation among the studied populations (mainly affected by seed parents). Results of simple correlation analysis indicated the existence of significant, positive as well as negative correlations among some such important characteristics as tree height, trunk diameter, leaf area, length and width measures of leaf, seed chilling requirement, early flowering, etc. Results of factor analysis showed that eight main factors with each exceeding value one, accounted for more than 73 percent of total variance. Cluster analysis of populations based on the measured characteristics through Ward’s method categorized the individual offsprings of same seed parents in one group.
  • Pages 207-215
    To assess the genetic relationships between 72 cultivated and 65 wild grapevines in West Azerbaijan and in Kurdistan, 19 SSR markers were employed. Microsatellitic primer pairs amplified, a total of 163 alleles with an average of 8.6 alleles/locus (for cultivars) and 153 alleles with an average of 8.05 alleles/locus (for wild samples). The expected heterozigosity varied from 0.7 in cultivars to 0.73 in wild grapevines. The observed heterozigosities were 0.72 for cultivars and 0.68 in wild grapes. Grouping genotypes based on the molecular data separated the cultivated and wild grapevines, although some wild genotypes were grouped together with cultivars. Molecular analyses, employing genomic microsatellites did not reveal any clear and close relationship between wild populations and cultivars. So, it can be concluded that either these cultivars have been introduced into these regions, or the first individuals domesticated, have vanished over the passage of time.