فهرست مطالب

  • سال هفتم شماره 2 (تابستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/05/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مریم سادات میرآقاجانی، احمد اسماعیل زاده صفحه 149
    مقدمه
    امروزه سرطان به عنوان یک مشکل عمده سلامت و یکی از علل اصلی مرگ و میر در جهان مطرح است. شیوه زندگی و عادات غذایی، از علل عمده افزایش سرطان می باشد. نوشیدنی های شیرین با توجه به اثراتشان بر هایپر گلیسمی، هایپر انسولینمی، کاهش حساسیت انسولینی و چاقی و ارتباط احتمالی آن ها با سرطان، مورد توجه محققین قرار گرفته اند. با توجه به نبود مطالعه مروری در زمینه ارتباط بین مصرف نوشیدنی های شیرین و خطر ابتلا به سرطان، هدف مطالعه حاضر بررسی این ارتباط می باشد.
    روش ها
    به منظور بررسی مطالعات انجام شده در زمینه ارتباط مصرف نوشیدنی های شیرین و ابتلا به سرطان، از جستجو در PubMed و Scirus استفاده شد.
    یافته ها
    در اغلب مطالعات آینده نگر انجام شده، ارتباط یا ارتباط معنی دار بین مصرف نوشیدنی های شیرین و خطر ابتلا به سرطان مشاهده نشد. در حالی که در اغلب مطالعات مورد شاهدی، مصرف نوشیدنی های شیرین با افزایش خطر نسبی ابتلا به سرطان همراه بود. در یک مطالعه حیوانی نیز مصرف کولا با افزایش بروز آدنومای پانکراس همراه بود.
    نتیجه گیری
    بر پایه یافته های حاصل از مطالعات انجام شده، به نظر می رسد که مصرف نوشیدنی های شیرین به دلیل محتوای بالای کالری و قند ساده ممکن است موجب افزایش وزن، چاقی و مقاومت انسولینی در افراد گردد و احتمال خطر ابتلا به سرطان را افزایش دهد.
    کلیدواژگان: نوشیدنی های شیرین، سرطان، پانکراس، نوشابه ها
  • فرهاد فروهرمجد، پروین نصیری نصیری صفحه 157
    مقدمه
    جهت حذف و کاهش صدا در سیستم های تهویه از پیش طراحی و نصب شده، باید میزان صدا را در فضای تحت پوشش سیستم HVAC با استفاده از روش ASHRAE و محفظه های پلنوم (Plenum) کنترل نمود.
    روش ها
    محفظه به ابعاد 5/1 متر طول، 2/1 متر ارتفاع و 1/1 متر عرض از جنس آهن گالوانیزه به ضخامت 6/0 میلی متر با دو دهانه ورودی و خروجی به ابعاد 20 × 40 سانتی متر بر اساس نسبت های ابعاد مورد بحث در استاندارد اشری ساخته شد. سطح داخلی این محفظه با استفاده از جاذب پشم معدنی با دانسیته حجمی kg/m3 80 و ضخامت 10 سانتی متر پوشانده شد.
    یافته ها
    میزان کاهش صدا در فرکانس های اکتاو شبکه A حداقل 3/2 و حداکثر 2/13 دسی بل بوده است. اگر چه این میزان کاهش در فرکانس 250 هرتز دیده می شود، ولی به طور کلی بیشترین کاهش صدا در فرکانس های میانی و بالا وجود دارد.
    نتیجه گیری
    بهترین نتیجه گرفته شده بر اساس استاندارد اشری این است که ابعاد محفظه و ویژگی های آکوستیکی مواد جاذب در میزان کاهش صدای محفظه نقش مهمی دارند. در حقیقت می توان با تغییر ابعاد محفظه، به نتایج بهتری از کاهش صدای سیستم های تهویه و کانال هوا دست پیدا نمود. برای حذف بهتر صدای کم فرکانس می توان از محفظه بزرگ تری استفاده نمود.
    کلیدواژگان: نویز، صدا، کنترل، تهویه، محفظه، کانال هوا
  • فریدخت یزدانی، شیرین حجازی، محمود محمودی صفحه 163
    مقدمه
    کنش شغلی، علایم جسمی یا روانی ناشی از دریافت یک تنش زا در محیط کار است که فرد در مقابله با آن تنش زا از منابع سازگاری استفاده می نماید. بنابراین با شناسایی نوع تنش، اقدامات آموزشی در جهت کاهش یا حذف هر گونه اثرات آسیب بهداشتی باید انجام گیرد. در این بین، عوامل رفتاری می توانند به صورت بالقوه در پیشبرد آموزش و بهداشت موثر باشند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط کنش شغلی و رفتارهای بهداشتی کارکنان منطقه چهار دانشگاه آزاد اسلامی انجام شده است.
    روش ها
    این پژوهش یک مطالعه توصیفی- همبستگی است که در بین 197 نفر از کارکنان دانشگاه های آزاد منطقه چهار که به طور تصادفی خوشه ایانتخاب شده بودند، انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای بود که توسط کارکنان تکمیل گردید.
    یافته ها
    نتایج نشان داد که بین کنش شغلی و رفتارهای بهداشتی از قبیل رژیم غذایی (001/0 ≤ P)، خواب (003/0 ≤ P) و عواملی نظیر میزان درآمد ماهانه (01/0 ≤ P) ارتباط معنی داری وجود داشت.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از این پژوهش بیان داشت کنش شغلی، تاثیر بالقوه زیادی بر روی بهداشت کارکنان دارد و حایز اهمیت می باشد. در نظر گرفتن راه کارهایی برای ارتقای بهداشت محل کار می تواند به طراحی مجدد مشاغل، کاهش تقاضاهای روان شناختی در شغل و افزایش قدرت تصمیم گیری در کارکنان بیانجامد.
    کلیدواژگان: کنش شغلی، رفتارهای بهداشتی، کارکنان
  • مهری رجالی، مریم هادی پور، حسین مولوی وردنجانی صفحه 173
    مقدمه
    با نظر به آنچه در ارتباط با اهمیت موضوع بیماری آنفلوآنزای (H1N1) A مطرح است و نیز اهمیت موضوع انتخاب روش آموزشی، مقاله حاضر تاثیر روش تدریس کارگاهی را در ارتباط با موضوع بیماری نوپدید همه گیری دهنده آنفلوآنزای نوع A مورد بررسی قرار داد.
    روش ها
    این مطالعه نیمه تجربی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 89-1388 انجام شد. 67 نفر از دانشجویان دانشکده بهداشت در مقطع کارشناسی با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه خودایفای کشوری مقابله با همه گیری آنفلوآنزا بود. برای تحلیل نتایج از نرم افزار SPSS و روش های آماری توصیفی و آزمون های آماری استفاده گردید.
    نتایج
    روش تدریس کارگاهی تاثیر معنی داری بر افزایش آگاهی دانشجویان نسبت به بیماری آنفلوآنزای نوع A داشت (05/0 > P). دانشجویان دختر و پسر از نظر میزان آگاهی پس از آموزش به روش کارگاهی، اختلاف معنی دار داشتند (05/0 > P).
    نتیجه گیری
    روش تدریس کارگاهی بر اساس آنچه در این مطالعه به اجرا در آمد، می تواند منجر به افرایش کافی در آگاهی دانشجویان در ارتباط با بیماری های عفونی مسری و همه گیر شود.
    کلیدواژگان: آنفلوآنزای نوع A، روش تدریس کارگاهی، آگاهی، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
  • مهنوش رئیسی، سید همام الدین جوادزاده، غلامرضا شریفی راد، پرستو یارمحمدی صفحه 180
    مقدمه
    سرطان پستان به عنوان شایع ترین سرطان عضوی در زنان، اولین عامل مرگ و میر زنان 45-40 ساله محسوب می گردد. تنها راه مبارزه با این بیماری، تشخیص زودرس و به هنگام آن می باشد که حدود 90 درصد مبتلایان از این طریق درمان می شوند. بهترین روش تشخیص زودرس سرطان پستان غربالگری و از این میان خودآزمایی پستان (BSE) بهترین روش قابل انجام و در دسترس به شمار می آید. با توجه به اینکه کارکنان مراکز بهداشتی درمانی، متولیان بهداشت و سلامت هستند، علاوه بر خود- مراقبتی، می توانند با جلب مشارکت مددجویان، ارتقای اهداف بهداشتی را فراهم سازند. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین آگاهی، نگرش و عملکرد کارکنان زن شاغل در مراکز بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در خصوص خودآزمایی پستان صورت گرفت.
    روش ها
    این مطالعه از نوع مقطعی بود و بر روی 119 نفر از کارکنان مراکز بهداشتی درمانی شهر اصفهان انجام گردید. نمونه گیری به صورت خوشه ایانجام شد. با استفاده از پرسش نامه KAP آگاهی، نگرش و عملکرد افراد در مورد خود آزمایی پستان سنجیده شد و اطلاعات به دست آمده، با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    میانگین سنی آزمودنی ها 27/7 ± 3/38 سال بود. سطح آگاهی مرتبط با سرطان پستان و انجام خودآزمایی پستان در اکثریت شرکت کنندگان خوب (8/79 درصد) بود و 45/72 درصد افراد نگرش مثبت داشتند. اما در عمل، تنها (5/39 درصد) از شرکت کنندگان خودآزمایی پستان را هر ماه به طور منظم انجام می دادند. بین نگرش با مدرک تحصیلی و همچنین بین سن، مدرک تحصیلی و تعداد دفعات شرکت در کلاس های بازآموزی با انجام خودآزمایی پستان در زمان مناسب، ارتباط آماری معنی داری مشاهده شد (05/0 > P). 6/12 درصد افراد از عملکرد خوبی برخوردار نبودند.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه کارکنان مراکز بهداشتی می توانند نقش بسزایی را در ترغیب مددجویان جهت اتخاذ رفتار های بهداشتی و پیشگیرانه ایفا کنند، عملکرد ضعیف در این گروه چندان قابل قبول به نظر نمی رسد. به همین دلیل توصیه می شود مطالعاتی در خصوص شناسایی عواملی که باعث تشویق زنان به استفاده از روش های غربالگری می گردند، انجام پذیرد و از عوامل شناسایی شده، جهت ترغیب آن ها برای استفاده از این روش ها بهره برداری شود.
    کلیدواژگان: آگاهی، نگرش، عملکرد، خودآزمایی پستان، کارکنان
  • محتشم غفاری، غلامرضا شریفی راد، زینب اکبری، محبوبه خورسندی، اکبر حسن زاده صفحه 189
    مقدمه
    شهرستان نورآباد ممسنی دارای رتبه اول انجام زایمان به روش سزارین در استان فارس است. عمل جراحی سزارین از جمله اعمال جراحی بزرگ محسوب می شود و مانند سایر اعمال جراحی بزرگ با عوارضی همراه است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی بر کاهش سزارین زنان باردار این شهرستان در سال 1388 انجام شده است.
    روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی، تعداد 100 زن باردار شکم اول تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری شهرستان نورآباد ممسنی که در هفته های 30-20 بارداری خود بودند، به طور تصادفی در دو گروه مورد و شاهد طبقه بندی شدند.
    قبل از اجرای برنامه آموزشی، پرسش نامه ای در ارتباط با سزارین بر اساس سازه های الگوی اعتقاد بهداشتی، در دو گروه تکمیل شد. گروه مورد، مداخله آموزشی را که بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی طراحی شده بود، دریافت کردند. زنان هر دو گروه، بین 8-4 هفته بعد از مداخله، دوباره پرسش نامه های مربوط را تکمیل کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار 14SPSS و آزمون های آماری t مستقل، t زوج، Chi-Square، Wilcoxon and Mann-Whitneyمورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
    یافته ها
    نتایج نشان دهنده وجود تفاوت معنی دار در میانگین نمرات آگاهی (001/0 > P)، حساسیت درک شده (001/0 > P)، شدت درک شده (001/0 > P)، منافع درک شده (001/0 > P) و خود-کارآمدی درک شده (02/0 = P) زنان گروه مورد نسبت به زنان گروه شاهد بعد از انجام مداخله بود. در مورد سازه های موانع درک شده (09/0= P)، قصد برای انتخاب نوع زایمان (73/0 = P) و عملکرد (24/0 = P)، تفاوت معنی داری بین دو گروه بعد از مداخله مشاهده نشد.
    نتیجه گیری
    برنامه آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی در افزایش آگاهی و نگرش های زنان باردار در زمینه زایمان، موفق بوده است، ولی با توجه به اینکه در انتخاب نوع زایمان عوامل متعددی دخیل هستند و افزایش آگاهی و نگرش به طور حتم منجر به انجام عملکرد مطلوب توسط- فرد نمی شود، استفاده هم زمان از الگوهای دیگری که بر سیاست گذاری های بهداشتی و نرم های انتزاعی و... تاثیر بگذارند، می تواند کارآیی این الگو را افزایش دهد.
    کلیدواژگان: زایمان، سزارین، آموزش، الگوی اعتقاد بهداشتی
  • منیره خادم، شهلا طاهری، اکبر حسن زاده صفحه 198
    مقدمه
    در بسیاری از صنایع از جمله صنعت تولید رنگ، کارگران در معرض مواجهه با تولوئن قرار دارند. تولوئن جذب شده در کبد متابولیزه می شود و به صورت متابولیت های ادراری از جمله ارتوکروزول دفع می گردد. در برخی صنایع به دلایل مختلف تنها راه ممکن برای کاهش مواجهه، از وسایل حفاظت فردی استفاده می شود. هدف این مطالعه، بررسی کارایی یک وسیله حفاظت تنفسی در کاهش میزان مواجهه شاغلین با تولوئن از طریق پایش بیولوژیکی در ادرار می باشد.
    روش ها
    مطالعه بر روی شاغلین خط تولید در سه صنعت رنگ (17 نفر) صورت گرفت. در شرایطی که شاغلین از وسیله حفاظت تنفسی استفاده نمی کردند، میانگین میزان مواجهه تنفسی هر یک از آن ها با تولوئن در طی شیفت کاری اندازه گیری شد. روز بعد به همان کارگران وسیله حفاظت تنفسی از نوع رسپیراتور نیم صورت تصفیه کننده هوا دارای تک فیلتر A1، حاوی زغال فعال مخصوص جذب گازها و بخارات آلی، داده شد. مجددا میزان میانگین مواجهه تنفسی با تولوئن اندازه گیری شد. در پایان شیفت کاری هر دو روز، نمونه ادرار آن ها نیز جمع آوری شد و جهت تعیین میزان ارتوکرزول به آزمایشگاه منتقل گردید. اندازه گیری ارتوکروزول ادراری با متد 8305NIOSH و نمونه برداری و سنجش میزان تولوئن موجود در هوای محیط کار با متد 1501NIOSH، صورت گرفت.
    یافته ها
    بین میانگین مواجهه کارگران با تولوئن در روز اول و دوم از نظر آماری تفاوت معنی داری وجود نداشت (956/0 P =)، اما مقایسه ارتوکرزول ادراری پایان شیفت کاری در روزهای عدم استفاده و استفاده از ماسک، تفاوت معنی داری را نشان داد (026/0 P =). همچنین مقایسه میانگین تولوئن استنشاقی بر اساس شاخص ارتوکرزول در ادرار شاغلین که با فرمول محاسبه گردید، در روز عدم استفاده و استفاده از وسیله حفاظت تنفسی، تفاوت معنی داری را نشان داد (05/0 >P). با توجه به کاهش 20 درصد تولوئن استنشاقی، میانگین کارایی ماسک حفاظتی بر اساس فرمول های مربوطه 6/42 درصد و فاکتور حفاظتی 7/1 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    فاکتور حفاظتی برای رسپیراتورهای مورد استفاده بر اساس استانداردNIOSH، 10 می باشد. بنابراین بر مبنای نتایج، ماسک مورد آزمون، کارایی لازم جهت کاهش میزان مواجهه با تولوئن را ندارد و برای حفاظت کارگر در مقابل تولوئن نمی توان صرفا از ماسک حفاظتی به عنوان تنها راه ایمن سازی استفاده نمود.
    کلیدواژگان: رسپیراتور نیم صورت تصفیه کننده هوا، شاخص بیولوژیکی، ارتوکرزول، تولوئن
  • محمد مراثی، مجید برکتین، ریحانه سادات حسینی، راضیه حسن نژاد صفحه 207
    مقدمه
    اختلالات روان پزشکی نوعی بیماری است که افراد از مشکلات عاطفی و احساسی رنج می برند که تمامی جنبه های زندگی فرد را در بر می گیرند. مطالعه این بیماری ها در کشورهای مختلف نشان می دهد که در میزان شیوع اختلالات روان پزشکی اختلاف عمده وجود دارد. همچنین شیوع اختلالات روان پزشکی در حال افزایش است و لازم به نظر می رسد که رابطه بین ابتلا به این بیماری ها و خصوصیات اپیدمیولوژیک بررسی گردد.
    روش ها
    این مطالعه به صورت مقطعی است. در این مطالعه پرونده 3935 بیمار بستری در بخش روان پزشکی بیمارستان نور اصفهان طی سال های 1383 الی 1388 که مبتلا به اختلالات اضطرابی، اختلالات شناختی، اختلالات شخصیت، اختلالات وابستگی و سوء مصرف مواد، اختلالات دوقطبی نوع I، اختلالات دوقطبی نوعII، اختلالات دوقطبی نوع NOS، اختلالات سایکوتیک، اختلالات سایکلوتمیک و اختلالات افسردگی بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. توزیع هر کدام از خصوصیات اپیدمیولوژیک بیماران بر حسب نوع اختلالات روان پزشکی مشخص شد. عوامل اپیدمیولوژیک مرتبط با هر کدام از اختلالات روان پزشکی با استفاده از آنالیز مدل رگرسیون لجستیک، با کنترل اثر بقیه اختلالات روان پزشکی آزمون شدند.
    یافته ها
    نسبت مردان بستری به زنان 2/1 می باشد. میانگین سن بیماران بستری 21/0 ± 06/33 سال است که مردان جوان تر از زنان بستری بودند. اختلالات دوقطبی نوع I، سایکوتیک غیرخلقی و افسردگی به ترتیب فراوان ترین اختلالات بودند. با افزایش سن، شانس ابتلا به اختلالات افسردگی، شناختی و مصرف مواد افزایش و شانس ابتلا به دوقطبی I و سایکوتیک غیرخلقی کاهش می یابد. شانس افراد سیگاری برای ابتلا به دوقطبی I، NOS و اختلال مصرف مواد بیشتر از افراد غیر سیگاری است. شانس این که بیماران با تعداد بستری های بالا دارای اختلال اضطرابی، دوقطبی I، II و سایکوتیک غیرخلقی باشند، بیشتر است.
    نتیجه گیری
    در مطالعات گذشته شانس مبتلا بودن به سایکوتیک غیر خلقی و دوقطبی برای افرادی که دارای سابقه بستری بودند بیشتر از سایرین به دست آمد که مشابه همین نتیجه، در این مطالعه مشاهده می شود. در این مطالعه در اختلالات اضطرابی، دوقطبی و افسردگی شانس ابتلا زنان بیشتر از مردان به دست آمد. همچنین شانس ابتلا به اختلالات مصرف مواد و سایکوتیک غیرخلقی در مردان بیشتر از زنان به دست آمد که مشابه نتایج مطالعات گذشته می باشد.
    کلیدواژگان: اختلالات روان پزشکی، بیماران بستری، خصوصیات اپیدمیولوژیک
  • حبیب الله دهقان شهرضا دهقان شهرضا، سید باقر مرتضوی، محمد جواد جعفری، محمدرضا مراثی، علی خوانین صفحه 218
    مقدمه
    تنش گرمایی یکی از مهم ترین پیامدهای مواجهه با گرما در دنیا است. شاخص های موجود ارزیابی تنش گرمایی به دلیل داشتن محدودیت های ذاتی و کاربردی برای غربالگری تنش گرمایی در کشور های در حال توسعه مناسب نیستند. هدف این مطالعه طراحی و بررسی روایی محتوایی و پایایی یک روش پرسش نامه ای برای ارزیابی مقدماتی استرس گرمایی بود.
    روش ها
    این مطالعه مقطعی در سال 89-1388 در سه مرحله (1) تولید آیتم بر اساس بررسی متون علمی و مصاحبه، (2) ارزیابی روایی محتوایی توسط 9 نفر از متخصصین بهداشت حرفه ای و 30 نفر از ارایه دهندگان خدمات بهداشت حرفه ای و (3) تحلیل پایایی پیش نویس بر روی 98 نفر از کارگران انجام شد.
    یافته ها
    در مرحله تولید آیتم، 40 آیتم شناسایی شد. در ارزیابی محتوایی در سطح متخصصین، 27 آیتم اصلاح، 3 آیتم حذف و 3 آیتم اضافه گردید. در ارزیابی در سطح کارشناسی 19 آیتم اصلاح گردید. در تحلیل پایایی، 15 آیتم، که همبستگی کمتر از 2/0 با کل داشتند، حدف شدند. ضریب Crobcach''s alpha برای 25 آیتم باقی مانده برابر 90/0 به دست آمد.
    نتیجه گیری
    با توجه به اینکه 25 متغیر قابل اندازه گیری با متغیر های شاخص تنش گرمایی WBGT و سایر پرسش نامه ها، نقاط مشترک بالایی داشتند و همچنین کل روش از پایایی بالایی برخوردار بود، چنین استنباط می شود که پس از بررسی روایی سازه و معیار می توان از پرسش نامه برای ارزیابی مقدماتی تنش گرمایی استفاده کرد.
    کلیدواژگان: ارزیابی تنش گرمایی، روایی محتوایی، پایایی، پرسش نامه
  • افرا خسروی، مرتضی شمسی، ابراهیم بابا احمدی، کورش سلیه میری، کورش ساکی صفحه 236
    مقدمه
    استفاده از آنتی ژن خام مایع کیست هیداتیک در تشخیص بیماری هیداتیدوز یکی از روش هایی است که با بررسی های سرولوژیکی به موقع می توان اثرات سودمندی در درمان سریع بیماری ایجاد نمود. تهیه آنتی ژن با منشاء انسانی مشکل می باشد و از نظر مالی نیز هزینه بر است. اما آیا در انسان و موش واکنش متقاطع به آنتی ژن های مایع کیست وجود دارد یا خیر؟ کدام آنتی ژن بالاترین پاسخ آنتی بادی انسانی را به خود اختصاص می دهد؟ در چه محدوده ای، کدام ایمونوگلوبولین برای این پاسخ ها ارجح تر است؟ این سوالات موضوع بحث مطالعه حاضر است.
    روش ها
    آنتی ژن گوسفندی برای آلودگی تجربی سه گروه موش بالب- سی و سوری مورد استفاده قرار گرفت. سرم انسان های بیمار جراحی شده برای کیست هیداتیک علیه آنتی ژن مایع انسانی و موشی مورد آزمایش قرار گرفتند. آنتی بادی تام و زیرکلاس های IgG و نیز IgE به روش الیزا اندازه گیری شدند. سرم موش های ایمن نیز از نظر IgG، HgG2b، IgE و IgGAM مورد آنالیز قرار گرفتند. نتایج با استفاده از آزمون های ANOVA و نیز POST HOC مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    IgG و 4IgG انسانی بالاترین میانگین پاسخ را علیه آنتی ژن های خام انسانی و موشی کیست هیداتیک نشان دادند. واکنش متقاطع در پاسخ انسان به هر دو آنتی ژن و نیز در پاسخ سرم موش به هر دو آنتی ژن در سطح بالایی وجود داشت ولی علیه آنتی ژن موش شدت پاسخ انسان باIgG تام به مراتب بیشتر از پاسخ آنتی بادی انسان به آنتی ژن انسانی است. موش های سوری آلودگی تجربی به کیست هیداتیک را بیشتر و بهتر از بالب- سی نشان دادند.
    نتیجه گیری
    بین دو آنتی ژن هم واکنش متقاطع آنتی بادی انسانی و هم آنتی بادی موشی وجود دارد. آنتی ژن موش جایگزین مناسبی در طراحی کیت های تشخیصی کیست هیداتیک می تواند باشد.IgG تام و 4IgG بالاترین پاسخ ها را در این واکنش های متقاطع نشان دادند
    کلیدواژگان: کیست هیداتیک، آنتی ژن مایع، واکنش متقاطع، آنتی بادی
  • فاطمه مهرآرا، محمدرضا طلایی، محمدعلی اسداللهی صفحه 247
    مقدمه
    بیوفیلتراسیون یکی از روش های موثر در حذف آلاینده های گازی نظیر سولفید هیدروژن از یک جریان هوا می باشد. وجود یک مدل ریاضی جهت پیش بینی بازده جداسازی می تواند در طراحی و بهینه سازی این دستگاه و همچنین مطالعه فرایند بیوفیلتراسیون مفید واقع گردد. هدف از انجام این تحقیق، مدل سازی ریاضی عملکرد بیوفیلتر در فرایند حذف بیولوژیکی سولفید هیدروژن از جریان هوا می باشد. همچنین تاثیر پارامترهای مهمی نظیر ضریب نفوذپذیری در بیوفیلم و ضخامت بیوفیلم بر پیش بینی نتایج مورد بررسی قرار می گیرد.
    روش ها
    برای رسیدن به اهداف فوق، معادلات حاکم که در نتیجه به کارگیری قوانین بقای جرم بر روی یک المان در فضای گاز و بیوفیلم می باشند، حل گردید. با حل این معادلات توزیع غلظت سولفید هیدروژن در تمامی نقاط گاز و بیوفیلم مشخص شد و با کمک این توزیع، بازده جداسازی محاسبه گردید.
    یافته ها
    این مدل قادر به پیش بینی تغییرات ضخامت بیوفیلم با زمان، که در اثر رشد باکتری ها و همچنین کنده شدن بیومس از سطح بیوفیلم رخ می دهد، می باشد. نتایج به دست آمده از مدل ریاضی توسعه یافته با داده های تجربی توافق خوبی را نشان می دهند.
    نتیجه گیری
    نتایج حاصل از مدل ریاضی نشان می دهند که بازده حذف سولفید هیدروژن با افزایش ضریب نفوذ، افزایش سطح ویژه پرکن ها و کاهش سرعت گاز ورودی زیاد می گردد. همچنین بازده حذف سولفید هیدروژن با افزایش ضخامت بیوفیلم، برای مقادیر ضخامت پایین بیوفیلم (20-5 میکرومتر)، بیشتر می گردد. این امر نمایانگر این نکته می باشد که در ضخامت های کم بیوفیلم، سرعت واکنش کنترل کننده می باشد و مقاومت بیوفیلم تاثیر چندانی بر نرخ جداسازی ندارد. افزایش بیشتر در ضخامت بیوفیلم (100-20 میکرومتر) باعث کاهش بازده حذف سولفید هیدروزن می شود. به نظر می رسد دلیل این امر افزایش اثر تاثیر نفوذ بر نرخ انتقال جرم می باشد.
    کلیدواژگان: بیوفیلتراسیون، مدل سازی ریاضی، ضخامت بیوفیلم، آلاینده، سولفید هیدروژن
  • مقاله مروری
  • آذر طل، فاطمه الحانی، داود شجاعی زاده، غلامرضا شریفی راد صفحه 257
    روند رو به رشد بیماری های مزمن غیر واگیر تهدیدی برای سلامت همگان و نوعی اپیدمی جهانی تلقی می شود. این بیماری ها متاثر از شرایط فراگیر زندگی و به عبارت بهتر تحت تاثیر سبک زندگی افراد و گروه های اجتماعی شکل می گیرند. دیابت یکی از این بیماری هاست که در کشور ما نیز آمار مبتلایان قابل ملاحظه ای دارد.
    درمان و کنترل این بیماری ها از جمله دیابت با عنایت به ماهیت متفاوت آنها با بیماری های عفونی و قابل پیشگیری از شیوه های متفاوتی تبعیت می کند. امروزه رویکردهای ناظر به این بیماری عمدتا«رویکردهای متمرکز بر توانمندسازی بیمار است. جند علتی بودن این گروه از بیماری ها کنترل آنها را از طریق درمان کلاسیک ناکارآمد می کند و از آنجا که بیمار در رابطه با سبک زندگی خود اطلاعات بسیار بیشتری از درمانگر دارد، مشارکت او با درمانگر در تغییر سبک زندگی به عنوان علت العلل پیدایش و گسترش این بیماری نقشی بسیار کارساز دارد.
    در رویکرد توانمندسازی بیمار و متخصص دست در دست هم برای کنترل و کاهش پیامدهای بیماری برنامه ریزی و اقدام می نماید. در این رویکرد همه پتانسیل بیمار برای سازگاری با بیماری و تغییر روند آن و گسترش مسئولیت فردی در برخورد با بیماری مورد توجه و تاکید است و این امر موجب می شود که فرآیند درمان نه امری مقطعی بلکه به پدیده ای مستمر تبدیل شود.
    کلیدواژگان: توانمند سازی، خودمدیریتی، کیفیت زندگی
|
  • Maryam Sadat Miraghajani, Ahmad Esmaillzadeh Page 149
    Background
    Cancer is a major public health problem and one of the leading causes of death worldwide. Lifestyle factors including dietary patterns are a major determinant of increasing rates of cancer. Sugar-sweetened beverages (SSBs) have recently received great attention due to their effects on hyperglycemia, hyperinsulinemia, reduced insulin sensitivity, and obesity as well as their probable relation with cancer. This study aimed to review the current literature on the association between of sugar sweetened beverage intake and pancreatic cancer.
    Methods
    We searched MEDLINE and PubMed databases for “sugar sweetened beverage”, “soda”, “soft drinks”, “cancer”, “adenoma”, and “carcinoma”. Totally, 9 studies were extracted. Animal and human studies with case-control and prospective designs related to non-alcoholic beverages and risk of pancreatic cancer were included in this review. Publications on natural and alcoholic beverages as well as those related to other conditions were excluded.
    Results
    Findings from most available prospective cohort studies suggest no significant associations between consumption of sugar sweetened beverages and risk of pancreatic cancer. However, case-control studies indicated that even consumption of low-calorie soft drinks is associated with greater chance of having pancreatic cancer. An animal study also demonstrated a significant association between SSB consumption and risk of exocrine adenomas of the pancreas.
    Conclusion
    High consumption of sugar sweetened beverages might increase the risk of pancreatic cancer due to their effects on obesity and insulin.
  • Farhad Forouharmajd, Parvin Nassiri Page 157
    Background
    In order to eliminate and reduce noise in predesigned and installed heating, ventilation, and air-conditioning (HVAC) systems, noise control in HVAC system areas needs to be performed using plenum chambers based on ASHRAE method.
    Methods
    A plenum chamber made of galvanized iron was produced based on ASHRAE standards. The length, height, and width of the chamber were 1.5 meters, 1.1 meters and 1.2 meters, respectively. Two input and output openings (40 × 20 cm) were also made. The internal surface of the chamber was lined by 10 cm thick mineral wool with a density of 80 kg/m3.
    Findings
    The results show a noise reduction of 2.3 to 13.2 dB with a peak at 250 Hz in 1/1 octave band frequency based on ASHRAE standard method. Generally, highest levels of noise reduction were observed in medium to high frequencies.
    Conclusion
    The most important conclusion revealed by this study is that based on ASHRAE standard, dimensions of the plenum chamber and acoustic specifications of absorbent material applied into the chamber can highly affect the level of noise reduction. In fact, we can change the noise reduction value by changing the dimensions of the plenum. For low frequencies, as said before, it is better to use a bigger plenum chamber.
  • Faridokht Yazdani, Shirin Hejazi, Mahmoud Mahmoudi Page 163
    Background
    Job strain includes physical or psychological symptoms appearing due to a stressor reception in workplace. People use coping resources to deal with these problems. Thus, after identifying the kind of stress, education must be performed to diminish or delete any hazardous health effects. Among all other factors, behavioral factors can potentially promote education and health. This study aimed to investigate the relation between job strain and health behaviors in employees of Islamic Azad University, region 4.
    Methods
    This descriptive correlation study was performed on 197 randomly (cluster sampling) selected employees of Islamic Azad University, region 4. A questionnaire was completed by the staff to collect data.
    Findings
    The results from this study revealed significant correlations between job strain and health behaviors such as diet (P ≤ 0.001), sleep (P ≤ 0.003) and income levels (P≤ 0.01).
    Conclusion
    The present study demonstrated job strain to have many potential effects on employee's health. Therefore, workplace health promotion strategies can lead to job redesign, lower psychological job demands and higher job control in employees.
  • Mehnoosh Reisi, Homamodin Javadzadeh, Gholamreza Sharifirad, Parastou Yarmohammadi Page 180
    Background
    breast cancer as a most common organ cancer in women is the first cause of death among women with 40-45 years old. The only way to control this disease is early detection that it can be treated in about 90% of women with breast cancer. The best way for early detection of breast cancer is screening, and the best accessible way is breast self examination (BSE). Considering this fact that female health workers are responsible for improvement of public health, in addition to self care, they can encourage the clients and help to improve healthy goals. Therefore this study, investigates the Knowledge, attitudes and practice of Breast Self - Examination among female health workers.
    Methods
    This descriptive cross sectional study was done among 119 female health workers in Isfahan. The method of sampling was clustering. With KAP questioner knowledge, attitude and practice of theses participants was assessed. The data collected were analyzed using descriptive and inferential statistics methods.
    Findings
    The mean age of participants was 38/3± 7/27. The knowledge about breast cancer and doing breast self examination (BSE) was good (79/8%) in most participants and (72/45%) of them have positive attitudes but only (39/5%) of the samples performed BSE regularly every month. A significant relationship was found between attitudes and the university degree of the health workers and also between age, university degree and the times of taking part in education classes with performing BSE in the best time for breast self examination.(P<0.005). 12/6% of them did not have a good performance.
    Conclusion
    considering that health workers can play an important role on encouraging the clients to perform healthy and preventive behaviors, their weak behavior is not acceptable in these groups. This result also shows that additional studies are needed to identify the factors that make women using screening services and encourage them for using these methods.
  • Mohtasham Ghaffari, Gholamreza Sharifirad, Zeinab Akbari, Mahboobeh Khorsandi, Akbar Hassanzadeh Page 189
    Background
    Noorabad-e-Mamasani has the highest rate of delivery by cesarean section in Fars province. Cesarean section, as a large surgical operation, is accompanied with some side effects that sometimes get very dangerous and rarely lethal. The present investigation aims to determine the effects of a health belief model-based educational intervention on decreasing cesarean sections among the mentioned city's pregnant women in 2009.
    Methods
    In this quasi-experimental study, 100 primiparous pregnant women, in their third trimester, were randomly categorized into two groups of case and control.The educational plan was designed based on the health belief model (HBM). Before implementation of the educational plan, a questionnaire, based on the HBM structures, was completed by the two groups. The case group received HBM-based education (6 educational sessions during three consecutive days). Pregnant women of the both groups completed the questionnaire for a second time 4-8 weeks after the intervention.The collected data was analyzed using SPSS 14 software and by independent-t, t-paired, chi- square, Wilcoxon, and Mann Whitney statistical tests. Participation of individuals in this study was voluntarily and with informed consents.
    Findings
    Findings of the present research showed a meaningful difference in the mean scores of awareness (P < 0.001), perceived susceptibility (P < 0.001), perceived benefits (P < 0.001) and perceived self-efficacy (P = 0.02) between the two groups after the intervention. However, no significant difference was observed between the two groups about perceived barriers (P = 0.09), intention for choosing the delivering type (P = 0.73), and behavior (P = 0.24) after the intervention.
    Conclusion
    Results of this study indicated the effectiveness of health belief model-based educational plan on increasing the awareness and attitudes of pregnant women towards delivery. However, considering the numerous factors that may affect choice of delivery method, increased awareness and attitudes do not necessarily lead to the desired behavior. Therefore, in order to boost the efficiency of this model, it is important to take advantage of other models that influence health policy making and abstract norms.
  • Monireh Khadem, Shahla Taheri, Akbar Hasanzadeh Page 198
    Background
    In most industries, including paint manufacturing, workers are exposed to toluene. Absorbed toluene in liver is metabolized and is exerted as urine metabolites, such as ortho-cresol. Due to different reasons, the only possible way to reduce exposure in some industries is using personal protective equipments. This study uses urine biological monitoring to examine the efficiency of a respiratory protective equipment in toluene exposure reduction among workers.
    Methods
    Production line workers of three paint industries (22 Subjects) were studied. When the workers were not using respiratory protective equipment, their average respiratory exposure to toluene was measured during a shift. The next day, the average toluene respiratory exposure of the same workers during a shift was measured while they were using air purifying respirator masks with A1/organic vapor filters. In addition, their urine samples, collected at the end of the shifts, were sent to the lab for determining the amount of ortho-cresol. Urinary ortho-cresol measurement was carried out by NIOSH 8305. Sampling and measuring of existing toluene in workplace air was done by NIOSH 1501.
    Findings
    No statistically significant difference was observed between the average toluene exposure levels on the first and second days (P = 0.026). However, the average respiratory toluene calculated by a formula based on urinary ortho-cresol revealed a significant difference between the two days (P < 0.05). Using related formulas and considering a 20% reduction in inhaled toluene, the average efficiency of respirator was found to be 42.6% with a protective factor of 1.7.
    Conclusion
    According to NIOSH standard, protective factor for the respirators used should be 10. So, according to our results, this kind of respirator does not have sufficient efficiency for reducing toluene exposure and it cannot be used as a safe way for protecting workers against chemical pollutants.
  • Mohammad Maracy, Majid Barekatain, Reihane Hosseini, Razeyeh Hassannejad Page 207
    Introduction
    psychiatric disorder is a disease in which patients suffer from emotional problems that these are visible in all aspect of patient’s life. Studies show that there is a major difference between the prevalence of this disease in different countries and also show that this disorder is increasing. The aim of this study is to find the possible relationship between psychiatric disorders and epidemiological characteristics of the patients.
    Method
    this was a cross-sectional study in which 3935 patients were recruited from 2004 to 2010. the patients were diagnosed to at least one of the following disorders such as anxiety, cognitive, behavioural, substance abuse, bipolar I &II &NOS, psychotic, psycholotemic, and depression. The distribution of each psychiatric disorder and its related factors were analysed using logistic regression method.
    Results
    Ratio of male to female was 1.2. The mean±SD of the age of the patients was 33.1±0.2 that showed men were younger than women. Bipolar I, psychotic, and depression were respectively highest frequencies among the other psychotic disorders. The higher the age, the higher the chance of suffering from depression, cognitive disorder, and substance abuse and the lower the chance of suffering from bipolar I and psychotic. The odds were higher for smoker to suffer bipolar I, NOS, and drug use disorder than non-smoker. Also, patients with more hospital admission were more at risk of anxiety, bipolar I, II, and psychotic disorders.
    Discussion
    In previous studies the odds of suffering from psychotic and bipolar disorder was higher in patients with hospital readmission as was seen in this study. In this work women were seen to be more at risk of anxiety, bipolar and depressive disorders than men and also males were more prone to drug use and psychotic disorders compared to females. These results are similar to the previous studies.
  • Habib Dehghan-Shahreza, Bager Mortazavi, Mohammad Javad Jafari, Mohammad Reza Meraci, Ali Khavanin Page 218
    Background
    Heat stress is one of the most important consequences of occupational heat exposure worldwide. Current heat stress indices are not suitable for heat strain screening in developing countries, due to their inherent and applied limitations. This study aimed to design and investigate content validity and reliability of a pen-paper method for preliminary assessment of heat stress at work.
    Methods
    This cross-sectional study was conducted during 2009-2010. This research included three stages: (i) item generation based on literature review and interview; (ii) evaluation of content validity by 9 occupational health specialists and 30 occupational health providers; and (iii) reliability analysis performed on 98 workers.
    Findings
    Forty items were identified during item generation stage. In content validity evaluation stage occupational health specialists modified 27 items, removed 3 items and added 3 other items. In addition, occupational health providers modified 19 items. In reliability analysis, 15 items with item-total correlations less than 0.2 were omitted. Internal consistency (Cronbach's α) of the 25 remained items was 0.90.
    Conclusion
    The 25 measurable variables in our questionnaire were highly consistent with Wet Bulb Globe Temperature (WBGT) heat strain index and other questionnaires. Moreover, this questionnaire demonstrated high reliability. Therefore, after assessment of the structure and criteria validity, the questionnaire can be used for preliminary evaluation of heat stress in Iran.
  • Afra Khosravi, Mortaza Shamsi, Ebrahim Babaahmadi, Kourosh Salyemiri, Kourosh Saki Page 236
    Background
    The aim of the current study was to assess the cross reaction of the crude hydatid cyst fluid (HCF) antigens of Echinococcus granulosus, obtained from mice experimentally infected with hydatid cyst and from naturally infected human using sera of infected human who had surgery at different hospitals in Iran.
    Methods
    hydatid cysts obtained from lungs and livers of naturally infected sheep slauthered from local abattoirs in Ilam, Iran. HCF recovered from cysts was centrifuged at 10000 rpm for 25 minutes. The supernatant was dialysed against PBS, freezed- thawed and used as crude HCF.
    Findings
    HCFs obtained from two different host species were highly useful for ELISA and most sera from CE patients equally recognized the HCF antigen of both mice and human. Mice sera showed a cross-reaction with human sera in recognition of HCF antigens of echinococcosis. IgG4 was the highest IgG subclass recognizing HCF of both mice and human HCF. Human IgG was high in response to both antigens while the OD ratio was two times using human IgG against mice antigen compared to human antigen.
    Conclusion
    IgG and IgG4 of human sera are reacting against both mice and human HCF with the greatest response from IgG total to mice HCF. Cross reaction of human IgG and IgG4 was observed for both mice and human HCF. Mice HCF can be relied on as an appropriate antigen in detection of human hydatidosis.
  • Fatemeh Mehrara, Mohammad Reza Talaie, Mohammad Ali Asadolahi Page 247
    Background
    Biofiltration is one of the most effective methods for pollutant removal from a gas stream. An accurate mathematical model to predict removal efficiency can be applied in design and optimization of such equipment and also in investigating biofiltration process.The objective of this study was to develop a mathematical model for predicting biofiltration process performance in hydrogen sulfide removal from a gas stream and also examining the influence of several main parameters such as biofilm diffusivity and biofilm thickness on the predicted results.
    Methods
    In order to achieve the goals, the governing equations expressing mass conservation for a differential control volume in both gas and biofilm phases were solved. Hydrogen sulfide concentration distributions in gas and biofilm phases were determined by solving these equations.
    Findings
    The presented model is capable of predicting the variation of biofilm thickness through time due to bacteria growth and biofilm surface abrasion. The results from the expanded mathematical model were well in agreement with empirical data.
    Conclusion
    The results revealed that hydrogen sulfide removal efficiency increases by increments in packing specific surface area and biofilm diffusivity along with decreasing entering gas velocity. In addition, the results of the model showed that increasing biofilm thickness tends to raise the removal efficiency for biofilm thickness of less than 5 micrometer. This fact reveals that the reaction rate is the rate-controlling step for lower biofilm thickness and the biofilm-diffusion resistance does not affect mass transfer rate significantly. However, further increasing biofilm thickness (to more than 20 micrometers) causes hydrogen sulfide removal efficiency to decrease. It can be attributed to magnifying the influence of biofilm diffusion on mass transfer rate.
  • Azar Tol, Fatemeh Alhani, Davoud Shojaeazadeh, Golamreza Sharifirad Page 257
    Type 2 Diabetes is one of the most serious health concerns and policy agendas around the world. Epidemiological evidence suggests that it will likely continue to increase globally. Diabetes is strongly associated with the patients’ unhealthy lifestyle and behavioral patterns and socio-economic changes.New model of thinking is required to recognize whether the patients are in control of and responsible for the daily self-management of diabetes. Such a new approach should be based on ‘empowerment and involvement’ to be more applicable to daily activities in diabetic patients.Rapid changes toward patient empowerment and increasing involvement of patients in their care plan indicate more emphasis on disease prevention and health promotion and education than on mere disease and its treatment. Such changes make a step toward pervasive sense of responsibility among patients about their illness for their daily activities.Using the empowerment approach, healthcare professionals would help patients make informed decisions in accordance with their particular circumstances. Patient empowerment implies a patient-centered, collaborative approach that helps patients determine and develop the inherent capacity to be responsible for their own life.Empowerment is something more than certain health behaviors. Empowerment is more than an intervention, technique or strategy. It is rather a vision that helps people change their behavior and make decisions about their health care. It has the potential to improve the overall health and well-being of individuals and communities, and to change the socio-environmental factors that cause poor health conditions. The main concept of this change is the tendency to change.