فهرست مطالب

  • سال سوم شماره 1 (پیاپی 9، بهار 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/08/01
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علی اکبر جعفری صفحه 1
    حمله غلزایی های قندهار به اصفهان و سقوط این شهر را باید پایان عمر سیاسی صفویان دانست؛ اگرچه تهماسب دوم توانست پس از اخراج غلزایی ها مدت کوتاهی حکومت نماید. در همین دوران اشغال اصفهان و حتی پس از آزاد سازی این شهر از سپاهیان اشرف، مدعیان متعددی در گوشه و کنار کشور و با عناوین مختلف داعیه حکومت داشتند. بیشتر این مدعیان افراد فرصت طلب، مجهول الهویه و با توان نظامی و اعتبار ضعیفی بودند. اما در این میان، کسانی نیز دیده می شدند که ادعای آنان بسیار پررنگ بود. سادات مرعشی نمونه مشخصی از این مدعیان بودند که برای دستیابی به حکومت بسیار تلاش می کردند. سید احمدخان مرعشی صفوی اولین مدعی پادشاهی از خاندان مرعشی پس از سقوط اصفهان بود. اگرچه او ابتدا و برای دفاع از صفویان با تهماسب همراه شد، پس از مدتی از او جدا گردید به اقداماتی دست زد که به اعلام رسمی پادشاهی او در کرمان انجامید.دوره سه ساله فعالیت او در جنوب و جنوب شرقی کشور آن هم در دورانی که تهماسب به شدت در موضع ضعف قرارداشت و اشرف افغان موفقیت های چشمگیری درداخل و در مناسبات خارجی به دست آورده بود بسیار مهم است. او در این دوره با نام احمد شاه به ضرب سکه اقدام نمود و درباری تشکیل داد که توجه نمایندگان کمپانی های خارجی رانیز جلب کرد. این مساله نشان می دهد که او از بحران مشروعیت صفویان در آن مقطع استفاده کرد؛ هرچند در نهایت موفق نشد تا این افتخار را داشته باشد که به عنوان مؤسس سلسله ای در تاریخ ایران شناخته شود. این پژوهش بر آن است تا دوران فعالیت و پادشاهی سیداحمد خان مرعشی، ارتباط این ادعا با بحران مشروعیت صفویان و دلایل ناکامی او در این رویارویی را بررسی کند. روش تحقیق، کتابخانه ای است واین مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل موضوع می پردازد.
    کلیدواژگان: سید احمد خان مرعشی، مشروعیت، شاه تهماسب دوم، اشرف افغان، کرمان
  • محمدعلی چلونگر صفحه 19
    حکومت فاطمیان در فاصله سال های (297-567 .ق) در دو نقطه شمال آفریقا برسرکارآمد؛ ابتدا در مغرب اسلامی به مرکزیت قیروان (297-362 .ق) و سپس در مصر به مرکزیت قاهره (358-567 .ق). سیاست های مذهبی این دو مرکز متفاوت بود. این مقاله بر آن است تا نخست سیاست های دوران مغرب را با سیاست های دوران استقرار در مصر از زمان فتح تا پایان حکومت الظاهر (358-427 .ق)، که سال های اقتدار فاطمیان بود، مقایسه و تحلیل کند.دوم، اهداف و شیوه های اجرایی سیاست های مذهبی فاطمیان رادر مغرب و مصر تحلیل کند. سوم، نقش خلفای فاطمی را در اجرای این سیاست ها تبیین نماید. اما سیاست مذهبی فاطمیان در مغرب، بر شیوه تحمیل عقاید و شعائر دینی اسماعیلیان استواربود و همین امر موجب تداوم نیافتن حضور سیاسی و معنوی و دینی آنان در مغرب شد. سیاست مذهبی آنها در مصر بر شیوه تسامح و آزادی مذاهب دیگر در بیشتر دوران حضورشان مبتنی بود. این شیوه بااینکه زمینه نفوذ مذهبی و اعتقادی را فراهم نمی آورد، موجب تداوم حضور سیاسی آنان به مدت 209 سال (358-567 .ق) می شد.
    کلیدواژگان: فاطمیان، مغرب، مصر، سیاست های مذهبی، اسماعیلیان، اهل سنت، شیعه
  • غلامحسن حسین زاده شانه چی صفحه 35
    اندلس یکی از مراکز مهم علوم اسلامی به شمار می رود که طی چندین قرن شاهد رشد فزاینده برخی علوم و ظهور دانشمندان و تالیفات فراوان بود. زمینه اصلی این شکوفایی علمی را انتقال مبانی این علوم از بلاد شرقی اسلامی به این سرزمین فراهم ساخت. دانشمندانی که تحت تاثیر عوامل مختلف به اندلس می رفتند یا اندلسیانی که برای تحصیل به شرق سفر می کردند عامل این انتقال و برقرار کننده روابط علمی اندلس با سرزمین های شرقی بودند. این رابطه در قرن های سوم و چهارم هجری به اوج خود رسید. این امرخود از شرایط سیاسی مساعدی متاثربود که در آن دوران بر اندلس حکمفرما بود. این روابط علمی را باید معلول و مرهون تسامح و همفکری علمی دانست که درسراسر جهان اسلام وجود داشت.
    کلیدواژگان: اندلس، علوم اسلامی، روابط علمی، مهاجران، رحله ها، شرق اسلامی
  • علی سالاری شادی صفحه 49
    بنیانگذاران تاریخ نگاری اسلامی همان راویان واخباریان سده های دوم وسوم بودند که فهرست مفصلی از آنان را ابن ندیم به دست داده است. در میان راویان واخباریان، ابوالحسن مدائنی جایگاه ومنزلت خاصی دارد.روایات او طیف وسیعی از وقایع وحوادث مختلف عصر اسلامی را دربردارد که بررسی همه آنها فرصت و مجال خاصی را می طلبد. مقاله حاضر در صدد است تا با تکیه بر روایات او در تاریخ طبری به اهمیت ورویکرد این روایات بپردازد؛ ازجمله اینکه طبری در چه مواردی به روایات مدائنی اعتماد کرده است و این اعتماد به چه عواملی باز می گردد؟ با توجه به تاریخ طبری، روایات مدائنی در میان روایات همطراز او در موارد مشابه چه جایگاه و منزلتی دارد و بینش و نگاه مدائنی در این روایات دارای چه سمت وسویی است. روایات مدائنی و به تعبیری تاریخ نگاری او چه خصوصیاتی دارد که طبری به آن اقبال خاصی نشان داده است.
    کلیدواژگان: تاریخ نگاری اسلامی، راویان اخبار، مدائنی، طبری، سیف بن عمر، عمر بن شبه
  • جواد عباسی، حسن دهنوی صفحه 73
    پس از تاسیس حکومت ایلخانی درایران(654.ق)، مساله مناسبات با سایر اولوس های مغولی به یکی از مسائل مهم این حکومت تبدیل شد. از جمله مهم ترین این اولوس ها، اولوس جغتای در شمال شرقی ایران بود که حدود سه دهه پیش از تاسیس حکومت ایلخانی در ماوراءالنهر شکل گرفته بود. به همین دلیل جغتاییان نوعی حق تقدم در حاکمیت بر نواحی شرقی ایران، که در آن زمان فتح شده بود، برای خود قائل بودند. در نتیجه، این دو حکومت باوجود ریشه خاندانی مشترک، در مجموع مناسباتی پرفراز و نشیب با یکدیگر داشتند. ایلخانان بیشتر به دنبال حفظ مرزها و حق حاکمیت خود در شرق ایران بودند و به همین دلیل اولویت آنها حفظ آرامش و صلح میان دو طرف بود؛ حال آنکه تمایل جغتاییان به تسلط بر شرق ایران، که از نظر آنان منبع ثروت مادی و انسانی بود، موجب بروز یک رشته درگیری ها میان دو طرف گردید که تقریبا در سرتاسر عصر ایلخانان ادامه داشت. بااین حال، گاه ضرورت های پیش آمده برای هر یک، آنها را به سازش هایی هرچند کوتاه مدت و شکننده وادار می کرد. مجموعه ای از تحولات داخلی در قلمرو هریک از این دو حکومت و نوع مناسبات آنها با قدرت های دیگر زمانه بر مناسبات این دو قلمرو مغولی تاثیرگذار بود. دوره حکومت سلطان محمد الجایتو، هشتمین ایلخان مغول، در ایران از نظر در برداشتن اشکال مختلف مناسبات این دو حکومت اعم از برخورد نظامی، دخالت سیاسی و صلح، دوره ای بااهمیت به شمار می آید؛ به گونه ای که آن را به مثابه نمادی از مجموع تاریخ روابط این دو قلمرو مغولی نیز می توان در نظر گرفت. درعین حال، این دوره را یکی از حساس ترین مقاطع در روابط آنها و آخرین دوره مهم آن می توان به شمار آورد؛ چرا که مناسبات دو طرف در سال های پس از آن؛ یعنی، دوره فرمانروایی ابوسعید، فرزند و جانشین اولجایتو و آخرین ایلخان ایران، در واقع نتیجه و ادامه تحولات این عصر بود. مقاله حاضر می کوشد تا براساس چنین دیدگاهی، ابعاد مختلف مناسبات این دو حکومت و عوامل تعیین کننده در آن را در عهد فرمانروایی این ایلخان بررسی کند.
    کلیدواژگان: ایلخانان، اولوس جغتای، خراسان، ماوراءالنهر، الجایتو، خان بزرگ، مناسبات خارجی
  • بهادر قیم صفحه 93
    حرکت دینی محمد بن عبدالله بن تومرت ملقب به المهدی در میان قبایل بربر بلاد مغرب مهم ترین جنبش مهدوی گری مبتنی بر الگوی سنی نیمه اول قرن ششم هجری به شمار می آید؛ جنبشی که به تکوین دومین نظام سیاسی مقتدر بربر با عنوان موحدین انجامید. نقطه آغازین حرکت دینی ابن تومرت بر پایه امر به معروف و نهی از منکر استوار بود تا بدین ترتیب از دولت مرابطان جامعه ای منحط و غوطه ور در فساد اجتماعی و سیاسی به تصویر کشاند و با این پیش زمینه بتواند رابطه معنادار وضع نابهنجار سیاسی، اجتماعی و فکری و ظهور مهدی موعود را بر آن دوره تاریخی و برخود تطبیق کرده، پذیرش آن را برای توده مردم آسان سازد. به همین سبب، دعوی مهدویت ابن تومرت تالی امر به معروف و نهی از منکر واصل جهاد بود. پیشتر به منظور تقویت عصبیت قبایل بربر مصموده برای تاسیس یک نظام سیاسی - دینی منطقه ای در کوتاه مدت و فرا منطقه ای در بلند مدت از راه وحدت اجتماعی عمومی قبایل بربر مصموده با زعامت او بود.
    کلیدواژگان: بلاد مغرب، ابن تومرت، امر به معروف و نهی از منکر، مرابطان مهدویت، موحدان
  • علی اکبر کجباف، حسین میرجعفری، فریدون نوری صفحه 109
    والی نشین اردلان از جمله حکومت های محلی عصر صفوی بود که سابقه تشکیل آن به پس از صفویه باز می گشت. حکام این والی نشین، که بر قسمت هایی از مناطق کرد نشین غرب کشور حکم می راندند، به دلیل جایگاه خاص جغرافیایی خود؛ یعنی، قرار گرفتن در مرز ایران با امپراتوری عثمانی، رقیب متخاصم صفویان، نقش قابل توجهی در مناسبات این دو حکومت داشتند؛ چرا که منطقه حکومتی این والی نشین در میدان نبرد و مبارزه و در مسیر جغرافیایی لشکرکشی های این دو امپراتوری قرار داشت. به همین دلیل حاکمان این والی نشین به تناسب ضعف یا قوت دربارهای صفوی و عثمانی گاه با دولت صفویه و گاه با دولت عثمانی سیاست همگرایی و همداستانی را در پیش می گرفتند.
    این پژوهش در صدد است تا با بررسی تعاملات والی نشینان اردلان با پادشاهان صفوی به دو پرسش اساسی زیر پاسخ دهد:1. ضعف یا قدرت حاکمان این والی نشین چه تاثیری در روابط آنان با مرکز داشت؟ 2. واگرایی یا همگرایی والیان اردلان نسبت به سیاست های دربارهای صفوی و عثمانی تا چه اندازه تابع میزان قدرت و انسجام یا ضعف و نابسامانی حاکم بر این دربارها بود؟
    کلیدواژگان: والی نشین اردلان، صفویه، عثمانی، روابط سیاسی
|
  • Aa Jafari Page 1
    The end of Safaviete political era is contemporaneous with the crisis of overthrowing of Esfahan through the attack of Ghandharian Ghalzaeies. After Ghalzaeies deportation the Tahmasb II governed for a short period. There were many sovereignty claimant during the period of Esfahan`s occupation and even after it`s release. Some of them were equipped adequately than others. Sadat Marashi was the distinct example of the claimants who had a great trial to have the sovereignty. The first kingdom claimant of Marashi dynasty after Esfahan`s overthrow is Sayed Ahmad Khan Marashi Safavi. Although at the beginning he accompanied Tahmasb to defend Safaviete, he abandoned him after a short time. Sayed Ahmad Khan Marashi Safavi had initiated proceedings that brought about his kingdom`s official announcement in Kerman. The period of his three-year proceedings in South and Southeastern of country is very important; although, Tahmasb was weakening and Ashraf Afghan was successful in his domestic and overseas acts. He minted coins with Ahmad Shah`s name and ran a court which was noticeable for most of foreign companies. It is obvious that he used Safaviete crisis legitimacy in that period; however, he could not have the honor of being a dynasty promoter in Iran`s history. The method of this survey is through Library sources and it is a descriptive-analytic study.
  • Ma Chelongar Page 19
    Fatemian`s administration was formed on two regions of the north of Africa between 297-567A. H. First, it was in Ghirvan –capital of Islamic Morocco- during 297-362 A. H.; and then the place changed to Cairo –capital of Egypt- during 358-567 A. H. The administered religious policies on the two capitals are different. This survey attempts to compare and analyze the two era`s policies since the date of conquest to the end of Alzaher era 358-427 A. H., which were Fatemian`s dominance and powerfulness, then to analyze the objectives and administrative approaches of Fatemian `s religious policies in Morocco and Egypt; and to state the role of fatemian`s Caliphs on policies administration. The fundamental characteristic of Fatemian`s religion in Morocco was to impose Ismailian`s religious doctrine; while could not continue their political and religious presence in Morocco. The base of their religious policies in Egypt was religious freedom. Although this policy was not suitable to provide a stable belief and not allow other believes to penetrate, it caused the stability of political presence for 209 years (358-567 A. H.).
  • Gh Hosseinzade Shanechi Page 35
    Andalus is one of the main Islamic science centers in the world. For centuries, it has contributed to the realm of Islamic studies. The main reason of this scientific development is the transference of these sciences from Eastern Islamic Land to Andalus, by the scholar`s trips to Andalus. The perfect political condition that dominated Andalus had the result of optimized relationships during the second and the third century. Flexible characteristics of science throughout the Islamic world are the reason of the existing scientific relationships.
  • A. Salari Shadi Page 49
    The founders of Islamic historiography are in fact the narrator of event in 2nd and 3rd centenaries, Ibn Nadaim has provided a complete list of these narrators. among these narrators Madaenni enjoys a special status. His narration of events comprises a vast spectrum of events related to Islamic era the analysis of which needs a thorough survey which cannot be achieved in this article. the present article tries to focus on the importance of these narrations while taking advantage of Abol Hasan Madaeni’s narrations in Tabari history. the article is a endeavor to find answer to the following questions? First in what cases has Tabari relied on Madaenean revelation and what are his reasons for relying on these narration? Second, according to structure of Tabari History, what is the status of madaeni narration in comparison with narration in the same rank? Third, what is the partiality of Madaean outlook in these narrations? And finally, what are characteristics of Madaeni narrations or in other hand, his historiography what has caused Tabari to pay special attention to them?
  • J. Abasi, H. Dehnavi Page 73
    Sultan Mohammad Oljeytu, the eighth Mongol Ilkhan, ruling period was great, because they had various complex relations with their east neighbor,the Ulus Chaghtayids in Transoxiana that included martial conflicts, political interference and even of peace accord. This period is most sensitive period in Mongol Il –Khan era, since the long-lasting relations of these two hordes are result of continuity of Il Khan dynasty. This article attempts to investigate the different aspects of these two government’s relations and factors which influenced them based on the above mentioned historical facts.
  • B. Khayem Page 93
    The movement of Muhammad Ibn Abdullah Ibn Toumart, given the name "AI-Mahdi", among the Barbar tribes of Maghrib communities is known as the most important Mahdavat movement in the first half of the sixth century of Hijira which resulted in the creation of the second powerful political order of Barbar known as "ALMOHAD" The initial religious movement of Ibn Toumart was based on the "invitation to the grand deed and inhibiting the mean action" concept in order to reveal the sociopolitical corruption that had encircled the Almoravids Shiite., he would assume a meaningful relation between the bad social conditions and the Arrivel of the promised Mahdi. Thus he would pave the way for picturing that historical period and His acceptance by the majority of the people. Therefore, Ibn Toumarts claim of Mahdaviat is the corollary of "invitation to the grand deed and inhibiting the mean action" and the principle of Jaehad, more in a sapse of fostering the Barbar tribes prejudice in order to establish a politico-religious order, in the region in the short run and beyond the region in the long run, through general social unity in the Islamic world under his leadership.
  • Aa Kajbaf, H. Mirjafari, F. Nouri Page 109
    Ardlan, the semiautonomous province which was governed by a ruler called “wali “was a Kurdish principality. This region had vital role in struggle between Safavieh and Ottoman. This study aims to answer two main questions with investigating Ardlan government interaction with Safavieh rulers. Firstly, what is the influence of Ardlan ruler’s power and weakness in their relation with central government? Secondly, to what extend are the convergence and divergence of Ardaln rulers in connection with Safavieh and Ottoman courts’ policies under influence of power, cohesion, weakness and disorganization of these courts?