فهرست مطالب

  • پیاپی 2 (زمستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/10/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • دکتر محمد حجت صفحه 9
    در پژوهش پیش رو، که در خصوص ویژگی های نثر فنی در چند کتاب نثر مشهور فارسی بحث و بررسی به عمل آمده است، نثر فنی از آغاز تا پایان دوره تکلف، مورد ارزیابی قرار می گیرد. برای نیل به هدف مذکور، آثار برجسته ای که در این شیوه تدوین شده، با رویکردی تازه و متفاوت از آنچه تاکنون در برخی کتب سبک شناسی دیده می شود انتخاب و نکات قابل ملاحظه هر یک، از دیدگاه مورد نظر نگارنده، استخراج و عرضه می گردد. در این راستا، سیر تحول نثر فنی با ایجاد یا تشدید عناصر حیاتی آن، در آثار مورد بررسی، گام دیگری است که مسیر مقاله را هدایت خواهد کرد.
    در این نوشتار، آگاهی هایی، در خصوص چگونگی ابداع، تکامل و راهیابی عناصر پیش گفته در آثار آن روزگار، به ویژه آثاری چون کلیله و دمنه، نفثهالمصدور، تاریخ وصاف و دره نادره ارائه گردیده که در منابع سبک شناسی موجود، یا بدان ها اشاره نشده و یا کم تر مورد بحث قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: تاریخ وصاف، دره نادره، سبک شناسی، شیوه نگارش، کلیله و دمنه، نفثهالمصدور
  • احمد رحیم خانی سامانی صفحه 31
    این مقاله ضمن مقایسه «خان هفتم رستم» از شاهنامه فردوسی با افسانه «ساعد بن فارس» از هزار و یک شب، می کوشد تا پس از این مقابله، با نگاهی شکل شناسانه، این تطبیق را به اجزا و بخش های هر دو متن گسترش داده، از رهگذر این تطبیق، وجوه اشتراک و افتراق هر دو داستان را بازکاوی نماید. بی گمان چنین مقایسه ای میان شاهنامه و هزار و یک شب، می تواند زاویه های مغفول تاثیر و تاثرات این دو اثر را از یکدیگر، بهتر نشان دهد و از آن جا که هزار و یک شب نیز در بسیاری موارد، ریشه هایی در فرهنگ ایران پیش از اسلام دارد، زمینه های بررسی بیش تر این کتاب گران قدر را برای علاقه مندان، فراهم آورد.
    کلیدواژگان: شکل شناسی، شکل شناسی تطبیقی، خان هفتم رستم، افسانه ساعد بن فارس، هزار و یک شب، شاهنامه فردوسی
  • محمدرضا ضیاء صفحه 57
    مثنوی از چند جهت در میان همه آثار ادبی جهان جنبه های استثنایی دارد؛ یکی از این وجوه، خلق بداهه و به وجود آمدن آن در حضور مخاطب است. اساسا دلیل وجودی مثنوی، تقاضا و اصرار مخاطب آن است. در این مقاله می کوشیم نشان دهیم که مخاطب چگونه در پدید آمدن مثنوی با صورت فعلی موثر بوده است. ساختار مثنوی شیوه داستان در داستان است. آوردن بعضی حکایات و ابیات و کم و زیاد شدن آن ها، تطویل یا اختصار بعضی داستان ها و پرداختن بیش تر به قسمت های خاص آن، حتی زیاد شدن داستان های مستهجن در مثنوی و به طور کلی شاکله موجود آن، صرفا به دلیل حضور دائمی مخاطب در هنگام سرایش مثنوی است و به نوعی مولوی و مخاطب به همراه یکدیگر به ساختار مثنوی شکل می دهند.
    کلیدواژگان: مخاطب، مثنوی، مولوی، حکایت، تداعی
  • دکتر احمد غنی پور ملکشاه، دکتر مرتضی محسنی، بهادر شاکری نسب صفحه 73
    استفاده از دو مقوله «تشبیه» و «توصیف» در میان اشعار ابتهاج، درخشش خاصی دارد، به گونه ای که می توان آن ها را از مختصات سبکی این شاعر به شمار آورد. او در بسیاری از موارد برای القای اندیشه های خود در اشعار سنتی و نو از این دو مقوله کمک می گیرد. آنچه در ساختار بلاغی یک اثر، بیش از همه در نظر گرفته می شود، تشبیه است و دیگر عناصر خیال چون استعاره، تشخیص، کنایه و... زیرمجموعه تشبیه به شمار می رود. از سوی دیگر، مطالعه این عنصر بلاغی در «سبک شناسی»، بسیار حائز اهمیت است؛ چون نوع نگاه و برداشت از این پیوندهای ذهنی که ممکن است هر دو حسی، هر دو عقلی و یا یکی حسی و یکی عقلی باشد، در شدت و خفت خیال انگیزی، موثر است و همین مساله خیال انگیزی است که در سبک شناسی می تواند نگرش خاص ایجاد کند و فردی را از دیگری متمایز کند. بسط و گسترش پایه های تشبیه و به کارگیری ابزار زبانی صفت به شیوه های متفاوت، اشعار ابتهاج را برجسته کرده است. در این پژوهش با مطالعه آثار او، شیوه استفاده او از تشبیه و توصیف بررسی می شود.
    کلیدواژگان: تشبیه، توصیف، سایه، ابتهاج، صفت
  • دکتر علی محمدی صفحه 95
    زبان به کار رفته در مقالات شمس، زبانی خاص و تا حدی متفاوت از زبان متون دوره پیش از دوره خویش و البته دوره های بعدی است. این خاصیت و تفاوت چنان است که برخی سببش را عامی گویی و محاوره پردازی و یا بیان ارتجالی گوینده دانسته اند. گفتاری که گوینده اش به نوشتن، ضبط، ویرایش و پیرایش آن اهتمام نورزیده و نویسنده یا نویسندگان دیگر هم که به نوشتن این گفتار پرداخته اند، به قراین موجود، به حرمت تقدس کلام، از ضبط تام و تمام جزئیات، تا آن جا که قلم و سنت نگارش اجازه می داده است، دریغ نکرده اند و هم چون گزارشگری تندنویس، سعی داشته اند از تمام لحظات گفتاری گوینده، تصویری راستین در قالب کلمات، بریزند. این آگاهی ها اگر درست باشد که برخی از پاره های متن مقالات و دیگر شواهد تاریخی آن را تایید می کند، ما اینک با متنی روبه رو هستیم که نام»مقالات شمس«به خود گرفته و برای خود سبک و سیاقی ویژه دارد که می توان با تحلیل و بررسی، ویژگی ها و تفاوت های آن را هرچه بهتر نشان داد. مقاله پیش رو، در همین راستا، می خواهد به دو موضوع بپردازد: نخست این که شاخصه های سبکی مقالات شمس را معرفی کند، دیگر این که به میزان تفاوت و کاربرد آن شاخصه ها در متون دیگر)که نزدیک به متن مذکور است(اشاره کرده، کاربرد و کارکرد آن ها را با آنچه در مقالات شمس آمده، به طور خلاصه، مورد مقایسه قرار دهد.
    کلیدواژگان: شاخصه سبکی، مقالات، معارف، شمس تبریزی
  • مریم نقدی دورباطی، عباس یداللهی صفحه 135
    بررسی و تحلیل آفرینش های ادبی و هنری از دیدگاه روان شناسی، بسیاری از ویژگی های روحی و ذهنی آفرینندگان آن ها را آشکار می کند و ناگفته های دنیای ذهنی آن ها را روشن می سازد. در واقع روان شناسی به دنبال آن است که از گفته ها به ناگفته ها برسد. در این گفتار بر آنیم تا مرثیه های خنساء، شاعره دوران پیش از اسلام، را از دیدگاه روان شناسی مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.
    سوگ سروده یکی از درون مایه های شعری روزگار پیش از اسلام است که در واقع علت اصلی پیدایش آن شکل گیری جنگ های خونین قبیلگی بوده است. در این نوع شعر، شاعر به بیان اندوه و پریشانی خود در اثر فقدان عزیزان می پردازد و سرشار از عاطفه ناب و راستین است. از ویژگی های روان شناختی خنساء در شعرش می توان به وفور سوگ سروده ها، غم دوستی، مرگ اندیشی، مویه کردن و تنهایی وی اشاره کرد.
    کلیدواژگان: خنساء، بررسی روان شناختی، سوگ سروده، شعر کهن عرب
  • دکتر مظاهر نیک خواه، حجت الله ربیعی، فرشید باقری صفحه 151
    نوع روایت واقعه عاشورا از مثنوی گنجینهالاسرار عمان سامانی با دیگر روایت ها تفاوت دارد. شاعر در این اثر با نگاهی ذوقی و عرفانی، واقعه عاشورا را با میثاق الست پیوند داده و به این ترتیب شرح این حادثه را با تاویلی عارفانه بیان کرده است. در این مقاله با نگاهی تلویحی به نظر ساختارگرایان، به روایت و تعریف و شرح مختصری از گزاره و پی رفت در داستان توجه شده و برخی مختصات ساختارگرایی در روایت»گنجینهالاسرار«پی گیری شده است. در این تحقیق، به راوی و روایت گر واقعه توجه جدی داشته ایم.
    کلیدواژگان: روایت، راوی، گنجینهالاسرار، عمان سامانی، سبک
  • دکتر لیلا هاشمیان، رضوان صفایی صابر صفحه 169
    شخصیت پردازی، یکی از مولفه های اصلی داستان نویسی به شمار می آید. قدرت هنری نویسنده در تکامل و پرورش هرچه بهتر شخصیت ها در بطن داستان، می تواند از نقاط قوت سبک نویسندگی او و عامل جذب مخاطب باشد.
    در ایران در پی آشنایی داستان نویسان با آثار منتشرشده نویسندگان غربی، گرایش ها به سوی جریان نگارش رمان های روان شناسانه و متکی بر عنصر شخصیت افزایش یافت. یکی از نویسندگانی که در این زمینه گام نهاد،»هوشنگ گلشیری«است که با خلق آثاری که هر چند تعدادشان اندک است، توانست سبک و شیوه خاص خود را در زمینه آثاری که مبتنی بر شخصیت پردازی قوی و نشان دادن دغدغه های ذهنی و روانی آن ها هستند، تثبیت کند. در این مقاله کوشش می شود با تکیه بر شش داستان کوتاه از گلشیری، عنصر شخصیت پردازی در آثار او بررسی شود.
    کلیدواژگان: داستان کوتاه، شخصیت پردازی، قهرمان داستان، هوشنگ گلشیری
|
  • Dr. Mohammed Hodjat Page 9
    In this article artistic prose in some of the famous Persian prose is investigated from the beginning until the end of cacozelia (overwriting) period. For this purpose selected brilliant works that are codified in this style with new and different scope are extracted and their important points are scrutinized. In the same vein, the history of artistic prose and its vitalelements in the selected works is also investigated. In this essay we show some new trends about the introduction of artistic elements in works of that period especially outstanding works like Tarikhe vassaf, Dorre nadere, Kelile and demne, and Nafsat_ol_masdoor.
  • Ahmad Rahimkhani Samani Page 31
    By comparing“Khane Haftom-rostam from Shahname with “Saed Ibn_e_Fares from "One Thousand and One Night", this article attempts to generalize this morphological comparison to different parts of these two texts and analyze their similarities and differences between them. Such a comparison, can, with no doubt, reveal ignored aspects of their reciprocal impact on each other. Since“one thousand and one night has its roots back in pre-Islamic Iran, this research can provide those interested with more insight toward researching this invaluable piece of literature.
  • Mohammad Reza Zia Page 57
    Masnavi has several unique characteristics among all literary works of the world. One of them is, to create extemporization and present it to the addressee. In fact, the fundamental reason of creation of Masnavi is the presence and demands of addressee. In this article, the researcher attempts to reveal how the addressee plays a role in the creation of Masnavi in its current form. The structure of Masnavi is based on several anecdotes or fables within each other. Presenting some anecdotes, tales, verses and verbosity and brevity of them and also focusing on a particular part of the anecdote or even existence of many pornographic verses and anecdotes and the general forms of the whole work, are the consequences of the presence of addressee at the time of the creation of Masnavi. In fact, Molavi and the addressee together form the structure of Masnavi.
  • Dr. Ahmad Ghanipour Malekshah, Dr. Morteza Mohseni, Bahador Shakerinasab Page 73
    Among the Ebtehaj's poems, simile and description have a crucial place to the extent that these techniques can be regarded as stylistic features of this poet. In many cases the poet, in order to induce his traditional and modern thoughts, makes use of these two techniques. What is more important in the rhetorical structure of a work is simile, and other elements like metaphor, personification and allusion are considered as subcategories of simile. On the other hand, study on this rhetorical element in stylistics is very important because understanding these mental connections, which can be both sensory, or both intellectual, or one sensory and the other intellectual,can be influential in intensity and laxity of allusions. In stylistics, the case of allusion can create a particular viewpoint and distinguish one character from the other. Extension and development of simile and use of adjectives in various manners has made Ebtehaj's poems significant. In this research, use of simile and description in Ebtehaj's works will be investigated.
  • Dr. Ali Mohammadi Page 95
    The language used in the Shams's "Maghalat" is unique and to a much extent different from the language of previous and following periods. This characteristic is so unique that some scientists ascribe it to the writer's colloquial and informal style. It is colloquia whose speaker has not engaged in its writing, recording, and editing. Other writers, who engaged in writing these colloquia, in order to be faithful to the speaker, have recorded every single detail of the speech. They acted, as far as possible, like stenographers to render a vivid picture of the speaker's speech. These observations are confirmed by historical pieces of writing. We are faced with a text named Shams's "Maghalat" which have especial style whose features can be shown by thorough analysis. This article has two
    Aims
    firstly, stylistic features of Shams's "Maghalat" are introduced; secondly, it points out the differences between them and other similar texts and tries to briefly compare them with each other.
  • Maryam Naghdi Dorobati, Abbass Yadollahi Page 135
    Analyzing literary and artistic innovations from a psychological point of view not only does show many spiritual and mental characteristics of their creators but also reveals some of their undisclosed mental states. In fact, psychology tries to go from undisclosed toward the revealed. In this article, the focus is on analyzing Khensa's elegies, one of the poets before Islam, from a psychological point of view. Elegy which is one of the themes of poems was prevalent before Islam and tribal bloody battles were the main reasons of its creation. This kind of poem is replete with pure affections and the poet tries to express his or her grief and misery in the absence of beloved ones. The psychological characteristics of Khensa's poem are sorrow-loving, pondering over death, bewailing and her loneliness.
  • Dr. Mazaher Nikkhah, Hodjatollah Rabiei, Farshid Bagheri Page 151
    There is a significant difference between Ganjinat_ol_Asrar and other narrations of the event of“Ashoora. The poet of this literary work has, with a mystical and tasteful glance, associated this event to Misaghe Alast”(eternal vow) with a theosophical attitude. This article has tried to examine the narration of this work with a view to the ideas of structuralism about narration. Also, it has attempted to briefly define and clarify Proposition and development of the narration. Moreover, some parameters of structuralism in narration of Ganjinat_ol_Asrar”have been analyzed. Additionally, it has noted the narrator of the story.
  • Dr. Leyla Hashemian, Rezvan Safaei Saber Page 169
    If developed and handled deftly by the writer, characterization, which is considered as one of the main components of a story, can be a point of strength which could attract the reader. With the rise of the modern novel, in which the writer focuses on the mental and psychological state of protagonists and antagonists, the element of character and the way it is handled received more attention than ever on the part of the writers. This tendency in Western literature is best exemplified in some works by Joyce, Woolf, Kafka and Faulkner. Following their acquaintance with this tendency in Western literature, Iranian writers, too, inclined toward psychological novels dependent upon the element of character. Among these writers is Hushang Golshiri who, despite the small number of his works, came to establish his personal style regarding a type of fiction which relies upon strong characterization and intends to display the psychological concerns of characters. This paper is an attempt to analyze characterization in six short stories by Golshiri.