فهرست مطالب

  • پیاپی 88 (پاییز 1389)
  • تاریخ انتشار: 1390/09/01
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مهناز صالحی، بهرام لطف ا& نیا، مجید افشار صفحات 1-6
    برای ارزیابی خصوصیات الیاف شترهای استان خراسان از بیده 56 شتر یک کوهانه در سنین مختلف (زیر یک سال تا 12 سال) نمونه گیری شد. تجزیه واریانس داده ها نشان داد که میزان الیاف مدولائی مقطع، الیاف بدون مدولا تحت تاثیر جنس بود(0001/0> p) و (01/0> p). هم چنین اثر جنس بر طول دسته الیاف نواحی شانه و زیرکوهان و ضریب تغییرات قطر الیاف کرک معنی دار بود (05/0> p). تفاوت معنی داری بین بیده شترهای ماده جوان با شترهای مسن تر از نظر میزان الیاف مدولائی مقطع، الیاف بدون مدولا، طول دسته ناحیه شانه، پهلو و زیرکوهان بدست آمد(01/0> p). حداقل و حداکثر الیاف پوشش زیرین4/69 و 96 درصد بود که بترتیب به شترهای ماده مسن و بالغ تعلق داشت و نیز دامنه قطر الیاف کرک با مقادیر 6/15 و16/31 میکرون بت رتیب به الیاف شترهای ماده جوان و بالغ مربوط بود.
    کلیدواژگان: شتر یک کوهانه، جنس، سن، صفات بیده
  • طرلان فرهوش، جلیل شجاع، کامبیز ناظر عدل، محمد علی کمالی، عباس رافت صفحات 7-11
    وزن بیده و خصوصیات الیاف پشم تولیدی تعداد 47 راس میش F1 آرخامرینو×قزل و40 راس میش آرخامرینو× مغانی در سن15ماهگی مورد بررسی قرار گرفتند. بیده ها پس از پشم چینی توزین شده و رکوردهای به دست آمده ثبت شدند. نمونه های پشم برای صفات قطر الیاف، ضریب تغییرات قطر، طول استاپل، درصد الیاف کمپ و درصد الیاف مدولایی ارزیابی شدند. مقادیر به دست آمده برای وزن بیده و صفات فوق الذکر در آمیخته آرخامرینو×قزل به ترتیب برابر 37/33 92/1281گرم، 53/0 46/27 میکرون، 26/1 09/39 درصد، 49/0 12/15 سانتی متر، 25/0 67/0 درصد و 17/1 71/5 درصد و در آمیخته آرخامرینو×مغانی به ترتیب برابر 48/62 56/1355 گرم، 91/0 17/26 میکرون، 30/2 88/44 درصد، 60/0 37/13 سانتی متر، 55/0 21/3 درصد و 71/1 26/11 درصد بودند. تفاوت های بین ژنوتیپ ها و تیپ های تولد با روش1GLM مورد تجزیه و تحلیل واریانس قرار گرفتند. هیچ یک از اثرات مورد بررسی در مدل های خطی، برروی صفات وزن بیده و قطر الیاف پشم تاثیر معنی دار نداشتند. ژنوتیپ میش ها برروی درصد ضریب تغییرات قطر، طول استاپل، درصد الیاف مدولایی و کمپ تاثیر معنی دار داشت(05/0> p) به گونه ای که در آمیخته های آرخامرینو×مغانی، درصد ضریب تغییرات قطر، الیاف مدولایی وکمپ بیشتر بود و آمیخته های آرخامرینو×قزل استاپل بلندتری داشتند. تیپ تولد به تنهایی برروی هیچکدام از صفات مورد بررسی تاثیر معنی دار نداشت.
    کلیدواژگان: آمیخته گری، وزن بیده، قطر، درصد کمپ، طول استاپل
  • اکبرابرغانی، علی اکبر قره داغی، اباذر قنبری، حمید افشاری میرک، محمد خاکی صفحات 12-22
    شترهای دوکوهانه استان اردبیل به عنوان یک منبع ژنتیکی سازگار یافته، از سرمایه های عظیم ملی محسوب گشته که متاسفانه به علت تغییر سیستم حمل و نقل در کوچ و قاچاق و کشتار بیرویه، در معرض انقراض نسل قرار گرفته است. به منظور دستیابی به اطلاعاتی در زمینه پرورش شتران دو کوهان، همه شتران دوکوهانه دشت مغان به تعداد 84 نفر مورد بررسی قرار گرفت. در این دشت فقط 7 طایفه به صورت نیمه متحرک به پرورش شتر دوکوهانه که از تیپ گوشتی کرکی بوده مشغول میباشند. میانگین طول مدت آبستنی، درصد زایش درگله، سیکل فحلی در فصل جفت گیری و مدت جفت گیری (طول مقاربت) به ترتیب 3/12±384 روز، 2/3±3/99 درصد، 7/2±58/9 روز و 5/4±84/16 دقیقه بود. اولین جفت گیری منجر به آبستنی در ماده ها در سن حدود 3 سالگی و اولین جفت گیری منجر به بارور کنندگی در نرها در سن حدود 4 سالگی اتفاق می افتد. اغلب زایشها در فصل زمستان بوده ودرصد مرده زایی، سقط جنین، دوقلو زایی و قصرماندن درحد صفر می باشد. میانگین وزن زمان تولد ناقه های نر و ماده به ترتیب 6/4±16/40 و 4/4±25/38 کیلوگرم بوده، طول مدت شیردهی بطور متوسط 3/18±356 روز و زمان از شیر گیری ناقه ها در 32 ±350 روزگی اتفاق می افتد. مدت چرا در مرتع در طول سال بطور متوسط 39±246 روز بوده و فصول چرا شامل بهار، تابستان و پاییز می باشد. میانگین خوراک مصرفی روزانه که به صورت تغذیه دستی صورت می گیرد، در فصل زمستان برای هر نفر 76/1±54/8 کیلو گرم و غالبا شامل یونجه، خارشتر، علف شور، گون و سرسیوم می باشد. میانگین مصرف نمک سالیانه هر نفر 8/20±75/63 کیلوگرم و در بهار و تابستان صورت می گیرد. پروار بندی شتر در بین شترداران منطقه مرسوم نمی باشد. میانگین کرک و مو استحصالی سالانه از هر نفر شتر 56/2±46/8 کیلوگرم می باشد.
    کلیدواژگان: شتر، دوکوهانه، دشت مغان
  • یاسر غفرانی ایوری، فرید شریعتمداری، محمد امیر کریمی ترشیزی صفحات 23-27
    این مطالعه به منظور بررسی اثر دما و ضد اکسیدان بر عملکرد و ماندگاری گوشت جوجه هایی که جیره غنی شده با روغن ماهی (حاوی اسیدهای چرب غیر اشباع) دریافت کردند انجام شد. از 160 جوجه گوشتی نژاد آربراکرز در قالب آزمایش فاکتوریل 2×2 (دما × جیره) با طرح پایه کاملا تصادفی با 4 و 10 جوجه در هر تکرار، استفاده شد. دما در دو سطح 22 و 30 درجه سلسیوس و جیره نیز حاوی 5 درصد روغن ماهی، با و بدون ضد اکسیدان (100 واحد ویتامین E در کیلوگرم و50 میلی گرم در کیلوگرم روی) تنظیم شده بود. نمونه های گوشت بعد از کشتار در دمای 4 درجه سلسیوس نگه داشته شده و در روزهای 0، 3 و 6 از نظر میزان مالون دی آلدهید (MDA) تولیدی با استفاده از روش تیوباربیتوریک اسید (TBA) اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که دمای بالای محیط موجب کاهش وزن بدن و افزایش ضریب تبدیل می شود (05/0>P). وزن بدن و ضریب تبدیل تحت تاثیر نوع جیره مصرفی قرار نگرفت. دمای بالای محیط باعث افزایش کل اسیدهای چرب غیر اشباع ((USFA، اسیدهای چرب غیر اشباع با یک باند دوگانه (MUFA)، نسبت اسید های چرب غیر اشباع به اسید های چرب اشباع (SFA) شده است (05/0>P) و همچنین باعث افزایش اسکور TBA در روزهای 0، 3 و 6 بعد از کشتار، و درصد چربی، انرژی خام گوشت، MDA سرم می شود. وجود ضد اکسیدان در جیره اثر معنی داری بر ضریب تبدیل و خوراک مصرفی و وزن بدن نسبت به گروه بدون ضد اکسیدان نداشت. جیره حاوی ضد اکسیدان نیز باعث کاهش USFA، امگا6، امگا3، PUFA، نسبت بین USFA با SFA و همچنین کاهش اسکور TBA در روزهای 0، 3 و 6 شد. درصد کل اسیدهای چرب گوشت و میزان انرژی خام آن نیز در جیره حاوی ضد اکسیدان، بالاتر بود.
    کلیدواژگان: جوجه های گوشتی، ضد اکسیدان، فساد اکسیداتیو، تنش گرمایی
  • علی نوبخت، رجب قاسم علیزاده صفحات 28-35
    این آزمایش جهت ارزیابی اثرات زمان تغییر جیره های غذایی آغازین، رشد و پایانی بر عملکرد و خصوصیات لاشه جوجه های گوشتی انجام گرفت. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با تعداد 630 قطعه جوجه گوشتی سویه ی راس- 308، در 7 تیمار شامل تیمار شاهد که در آن تغذیه بر اساس دوره های تغذیه ای توصیه شده توسط NRC صورت گرفت، و 6 تیمار دیگر S17G42F56، S25G38F56، S17G42F62،S25G42F52، S21G46F52 و S21G38F56 که هر تیمار با 3 تکرار و در هر تکرار 30 قطعه جوجه به مدت 8 هفته مورد آزمایش قرار گرفتند. در پایان دوره آزمایش، نتایج حاصله نشان داد که تغییر طول دوره های تغذیه ای دارای اثرات معنی داری بر عملکرد و صفات لاشه جوجه های گوشتی می باشد (05/0>P). تیمارهای مختلف آزمایشی در خصوص متوسط خوراک مصرفی روزانه با هم تفاوت معنی داری داشتند (05/0>P) و بیشترین میزان متوسط خوراک مصرفی روزانه (55/111 گرم) متعلق به تیمار S25G38F56 بود. تفاوت معنی داری در خصوص متوسط افزایش وزن روزانه در تیمارهای آزمایشی مشاهده گردید (05/0>P). به گونه ای که بیشترین مقدار افزایش وزن روزانه (17/57 گرم) در تیمار S21G38F56 حاصل گردید. تیمارهای آزمایشی از لحاظ وزن زنده در پایان دوره آزمایش، تفاوت معنی داری را نشان دادند(05/0>P) بطوری که بیشترین مقدار وزن زنده (3250 گرم) در تیمار S21G38F56 مشاهده گردید. تفاوت معنی داری در رابطه با ضریب تبدیل غذایی و هزینه های تغذیه ای در بین تیمارهای آزمایشی مشاهده نگردید (05/0P). در خصوص درصد سینه، تیمارهای آزمایشی تفاوت معنی داری با هم داشتند (05/0>P). بیشترین درصد سینه (36/36) مربوط به تیمار S17G42F56 بود. تفاوت معنی داری در خصوص درصد ران نیز در تیمارهای آزمایشی مشاهده گردید (05/0>P). بیشترین درصد ران (48/32) در تیمار S21G38F56 حاصل گردید. نتیجه گیری می شود که استفاده از دوره های تغذیه ای مطابق تیمار S21G38F56: آغازین (21- 0 روزگی)، رشد (38-21 روزگی) و پایانی (56-38 روزگی)، موجب بهبود عملکرد، بهبود صفات لاشه کاهش و هزینه های تغذیه ای می گردد.
    کلیدواژگان: جوجه های گوشتی، دوره های تغذیه ای، صفات لاشه، عملکرد
  • رستم عبداللهی آرپناهی، مختارعلی عباسی صفحات 36-42
    به منظور مقایسه دو مدل خطی-خطی(LLM) و خطی-آستانه ای (LTM) در پیش بینی ارزش اصلاحی، دو جمعیت اصلاح نژادی با دو صفت و با تعداد 6700 حیوان با استفاده از نرم افزار ویژوال بیسیک شبیه سازی شد. در هردوجمعیت وراثت پذیری صفت اول و دوم 30/0 و10/0 ولی همبستگی ژنتیکی بین دو صفت در جمعیت اول (A)50/0 و در جمعیت دوم (B) 50/0-در نظر گرفته شد. گزینش دام های مولد براساس شاخص انتخاب دو صفتی و آمیزش دام های انتخاب شده بطور تصادفی در مدت 15 سال (هر سال400 ماده و 40 نر) انجام شد. صفت دوم با استفاده از تابع ربط پروبیت به یک صفت آستان های با سه دسته تبدیل شد به طوری که 50 درصد مشاهدات در دسته اول، 35 درصد در دسته دوم و 15 درصد در دسته سوم قرار گرفتند. پیش بینی ارزش های اصلاحی با LLM با استفاده از روش حداکثر درست نمایی محدود شده (REML) و در LTM با استفاده از روش بیزی از طریق نمونه گیری گیبس مبتنی بر مدل دام انجام شد. همبستگی پیرسون بین ارزش های اصلاحی پیش بینی شده دو مدل در جمعیت(A و B) در صفت پیوسته (93/0و88/0) و در صفت آستانه ای (82/0 و 62/0) نسبتا بالا بود. همبستگی رتبه ای بین ارزش های اصلاحی دو مدل تقریبا مشابه همبستگی پیرسون بود. صحت انتخاب در دو جمعیت در LLM بیشتر ازLTM بود. همچنین نتایج نشان داد LLM نسبت به مدل LTM در پیش بینی ارزش اصلاحی دام ها برای هر دو صفت برتر است و مدل LLM در برآورد ارزش های اصلاحی همبستگی ژنتیکی بین صفات را بهتر از LTM در نظر می گیرد.
    کلیدواژگان: مدل های آستان های و خطی، نمونه گیری گیبس، شبیه سازی کامپیوتری
  • مجید کلانتر نیستانکی، محمد دخیلی صفحات 43-48
    این آزمایش با هدف بررسی تاثیر دو گیاه دارویی شنبلیله و رازیانه به شکل جدا یا توام بر عملکرد رشد و وضعیت سلامتی جوجه های گوشتی اجرا گردید. تعداد 180 قطعه جوجه نر و ماده یک روزه گوشتی از سویه راس 308، در یک طرح آزمایشی کاملا تصادفی با 4 تیمار (جیره های مختلف) در 3 تکرار به تصادف قرار گرفته و از جیره ها استفاده کردند. جیره های آزمایشی شامل: 1- جیره شاهد،2- جیره حاوی پودر دانه شنبلیله، 3- جیره حاوی پودر دانه رازیانه و 4- جیره حاوی پودر دانه های شنبلیله و رازیانه به نسبت مساوی بودند. تمامی مواد افزودنی به جیره ها به نسبت 5/0 درصد از کل مقدار جیره و بصورت کاملا پودر و مخلوط با سایر اجزاء جیره به آنها اضافه شدند. صفات عملکرد شامل میزان خوراک مصرفی روزانه (گرم)، میزان افزایش وزن روزانه (گرم) و ضریب تبدیل غذایی و صفات سلامتی شامل شمارش تعداد کل باکتری درنمونه های محتویات روده، تعداد باکتری گرم منفی، تعداد باکتری گونه کلی فرم و کشت و جداسازی باکتری گونه سالمونلا درنمونه ها بود. براساس نتایج حاصله مشخص شد، بیشترین میزان خوراک مصرفی و افزایش وزن روزانه مربوط به تیمار دارای گیاه رازیانه با مقادیر 19/116 و30/53 گ رم در روز و تیمار توام با مقادیر 02/116 و 98/52 گرم در روز بود. تیمار دارای شنبلیله با مقادیر 19/103 و 26/45 گرم در روز بعد از گروه شاهد قرار گرفت(05/0> p)کمترین ضریب تبدیل غذایی نیز مربوط به تیمارهای رازیانه و توام (با مقادیر 18/2 و 19/2) بوده و اختلاف آنها با بقیه تیمارها معنی دار(05/0> p) شد. کشت و شمارش باکتری نمونه ها نشان داد، از نظر تعداد کل باکتری، کمترین تعداد مربوط به تیمار توام و سپس تیمار دارای شنبلیله بوده و بیشترین تعداد ابتدا مربوط به گروه شاهد و سپس مربوط به تیمار دارای رازیانه بود (05/0> p) از نظر شمارش باکتری گرم منفی درنمونه ها، نتایج مشابه قبل بود(05/0> p). از نظر شمارش تعداد باکتری نوع کلی فرم، کمترین تعداد مربوط به تیمار دارای شنبلیله و سپس تیمار توام و بیشترین تعداد مربوط به تیمار شاهد و سپس تیماره دارای رازیانه بود(05/0> p). در مورد کشت و جداسازی باکتری نوع سالمونلا، کلیه تیمارها از نظر وجود باکتری سالمونلا منفی ارزیابی شدند.
    کلیدواژگان: جوجه گوشتی، گیاه دارویی، شنبلیله، رازیانه، عملکرد رشد، سلامتی، شمارش میکروبی
  • محمد درستکار، جلیل شجاع، سید عباس رافت، نصرالله پیرانی، هادی اسفندیاری صفحات 49-55
    در این تحقیق به منظور بررسی عوامل موثر بر روی صفات رشد و برآورد پارامترهای ژنتیکی و فنوتیپی گوسفند مغانی از 17620 رکورد جمع آوری شده در طی 12 سال (1374 تا 1385) در ایستگاه جعفرآباد استفاده شد. پارامترهای ژنتیکی به روش حداکثر درست نمایی محدود شده در قالب مدل حیوانی و به صورت تجزیه های یک و پنج متغیره برآورد شد. صفات مورد مطالعه شامل وزن های تولد، سه، شش، نه ماهگی و وزن یک سالگی بودند. عوامل ثابت موثر بر روی این صفات شامل سن مادر، جنس بره، نوع تولد بره، سال و ماه تولد بود. برای تصحیح رکوردها از یک متغیر کمکی به صورت تعداد روزهای بین تولد تا روز رکوردگیری صفت مربوطه استفاده شد. وراثت پذیری (انحراف معیار±) مستقیم حاصل از تجزیه پنج صفتی، صفات وزن تولد، سه ماهگی، شش ماهگی، نه ماهگی و یک سالگی به ترتیب برابر 03/0±2/0، 04/0±18/0، 03/0±19/0، 04/0±29/0، 04/0±21/0 برآورد گردید. وراثت پذیری مادری برای صفات وزن تولد و وزن سه ماهگی به ترتیب 04/0±09/0 و 02/0± 03/0 برآورد شدند. همبستگی ژنتیکی بین صفات رشد نیز مثبت و بین 48/0 تا 98/0 برآورد گردید.
    کلیدواژگان: پارامترهای ژنتیکی، وراثت پذیری، وزن بدن، نژاد مغانی
  • حسین رضا شهبازی، پروین شورنگ، علی اصغر صادقی صفحات 56-61
    در این پژوهش اثر پرتوتابی گاما و الکترون بر مقدار آفلاتوکسین B1 دانه ذرت آلوده به قارچ مطالعه شد. دانه ذرت حاوی آفلاتوکسین در معرض پرتوی گاما و الکترون قرار گرفت و مقدار آفلاتوکسین آن ها با دستگاه HPLC اندازه گیری شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با پنج تیمار (دزهای مختلف گاما یا الکترون) و چهار تکرار انجام شد. با افزایش دز پرتوتابی گاما و الکترون، مقدار آفلاتوکسین نمونه ها به طور معنی داری (05/0> p) کاهش یافت. پرتو گاما با دزهای 10، 15، 20 و 25 کیلوگری سبب کاهش 14، 24، 49 و 69 درصدی و پرتو الکترون سبب کاهش 11، 23، 46 و 66 درصدی مقدار آفلاتوکسین نمونه ها نسبت به گروه شاهد شد. پرتوتابی با دزهای کمتر از 25 کیلوگری سبب حذف کامل آفلاتوکسین نشد و برای حذف کامل، دزهای بالاتر نیاز است. بنابر نتایج این پژوهش، پرتوتابی گاما و الکترون در کاهش دادن مقدار آفلاتوکسین موجود در دانه ذرت مورد استفاده در تغذیه دام و طیور و رساندن آن به زیر حد مجاز موثر است.
    کلیدواژگان: پرتو گاما، الکترون، آفلاتوکسین، دانه ذرت، قارچ آسپرژیلوس
  • مرتضی یوسفی، علیرضا علیزاده صفحات 62-67
    طی آزمایشی اثر تغذیه ای منابع آلی و غیر آلی عناصر معدنی کم مصرف (روی، مس، منگنز، آهن و سلنیوم) بر عملکرد، کیفیت تخم مرغ، کلسترول زرده و عناصر معدنی کم مصرف تخم مرغ بررسی گردید. تعداد 90 قطعه مرغ تخم گذار نژاد لهمن سفید سویه “LSL” در سن 34 هفتگی در قالب طرح آماری بلوک کاملا تصادفی به 3 گروه آزمایشی و 3 تکرار هر یک حاوی 10 قطعه مرغ تقسیم گردیدند. جیره های غذایی آزمایش عبارت بودند از: شاهد (فاقد مکمل آلی و غیر آلی)، شاهد با 25/0 درصد مکمل غیر آلی و شاهد با 1/0 درصد مکمل آلی. فراسنجه های مربوط به عملکرد، کیفیت تخم مرغ و عناصر معدنی کم مصرف تخم مرغ طی یک دوره 28 روزه آزمایش شدند و نتایج نشان داد که هیچ یک از فراسنجه های مذکور تحت تاثیر جیره های غذایی حاوی منابع غیرآلی و آلی عناصر معدنی کم مصرف قرار نداشتند (05/0< p).
    کلیدواژگان: عملکرد، عناصر معدنی کم مصرف، تخم مرغ، تخم گذاری
|
  • M.Salehi, B. Lotfo-Ullah Nia, M. Afshar Pages 1-6
    Hair samples، obtained from 56 dromedary camel (aged <1 to 12 years of age) in Khorasan province، were examined. Analysis of variance indicated a significant (P<0. 05) effect of sex on interrupted medullated، non medullated fibers، shoulder and hump staple length، and also on coefficient variation of mean down fiber diameter. There was significant different (P<0. 01) on interrupted medullated fibers and non medullated fibers of inner coat and shoulder، flank and hump staple length between young camel and other females of different age groups. The range of inner coat was 69. 4 and 96 percent that related to aged and adult groups in females respectively. The young and adult female camels have minimum and maximum of 15. 6 and 31. 16 μm mean down fiber diameter respectively.
  • T.Farahvash, J. Shodja, K.Nazeradl, M.A.Kamali, A.Rafat Pages 7-11
    In order to evaluate the fleece weight and the characteristics of wool fibers، 47 Arkhamerino×Ghezel (ARG) F1 ewes and 40 Arkhamerino×Moghani (ARM) F1 ewes were sampled in 15-month old. Greasy fleece weights (FW) were recorded immediately after shearing. Fiber diameter (FD)، variability of Fiber diameter (CVf)، staple length (SL)، kemp percentage (KP) and Modulated fibers percentage (MP) were assessed. FW، FD، CVf، SL، KP and MP in ARG were 1281. 92±33. 37gr، 27. 46±0. 53mic، 39. 09±1. 26 %، 15. 12±0. 49cm، 0. 67±0. 25 % and 5. 71±1. 17 % and in ARM were 1355. 56±62. 48gr، 26. 17±0. 9mic، 44. 88±2. 3 %، 13. 37±0. 60cm، 3. 21±0. 55 % and 11. 26±1. 71 %، respectively. The GLM procedure was used to analyze data for different genotypes and types of birth. The genotype had a significantly effect on CVf، SL، KP and MP (p<0. 05). ARM half-breeds had higher CVf، KP and MP but ARG half-breeds had higher SL. The type of birth had not any significant effect on fleece characteristics.
  • Abarghani, A. Gharedaghi, A. Ghanbare, H. Afshare Merak, M. Khaki Pages 12-22
    Double hump cameluse (Bactrian camelus) in Ardabil province are included as an adapted genetic resourse and great national welth that has been exposed to extinction because of the change of transporting system، illegal slautring and smuggles. In order to obtain the information about rearing double hump camels، all of members of their community (84 heads) in Moghan region were been investigated. At Moghan plain only sevene tribe are rearing Bactrian camelus. The type of this nomadic camels are meat-mohair، and rearing syestem is often semiambulant. Mean lengh of gestation period، percent calving in herd، period of estrous in seasonal mating and lengh mating were 384±12. 3 days، 99. 3±3. 2 percent، 9. 58±2. 7 days and 16. 84±4. 5 minutes، respectively. First mating with perganancy of femals was at three years old but first mating with fertilizer for males was in four years old. More of calving at seasonal winter and percent calving dead، abortion of fetus، twin birth and unfertilization were about zero. The mean birth wieght of kid camel dam and females was 40. 16±4. 6، 38. 25±4. 4 kg respectively. Mean length of milking 356±18. 3 days and the mean weaning kids at 350±32 day observed. The mean of pasturing/year was 246±39 month and grazing sesons are including spring، summer and autumn. The mean supplementry feeding/day for each of camels was 8. 54±1. 76 kg and often was included of alfalfa and spinouse plant for example alhagi camelurum، salsola، astaragalus and serseume. The mean of salt consumming/year at spring and summer was 63. 75±20. 85 kg for each members. Fattening camels is not current between camlus mans of Moghan region. The mean of total production of hair and mohair/ year was 8. 46±2. 56 kg.
  • Y.Ghofrani Ivari, F.Shariatmadari, M.A. Karimi Torshizi Pages 23-27
    This experiment was carried out in order to investigate the effect of heat stress and antioxidant (100 IU vitamin E and 50 mg/kg zinc) on birds receiving diet containing fish oil (unsaturated fatty acid) on performance and oxidative stability of thigh chicken meat. One hundred and sixty arbor acres female broilers were randomly assigned into 2x2 factorial treatment groups، temperature in 2 levels 300C and 200C and diet content %5 USFA with and without antioxidant (100ppm vitamin E and 50 mg/Kg. Zn) There were 4 replicates of 10 birds each. Meat samples stored at 40C and MDA produced at 0، 3، 6 days were measured by TBA method. The results showed that high environment decreases weight gain and increased feed efficiency (p<0. 05) but antioxidant addition to diet had no significant effect on these parameters. Results also demonstrated that heat stress increase USFA، mono unsaturated fatty acid (MUFA)، proportion unsaturated fatty acid to saturate fatty acid (USFA/SFA) and increased MDA produce in 0، 3 and 6 days (p<0. 05). Heat stress increased percentage fatty acid، gross energy and serum MDA Diet supplemented with antioxidant decreased USFA، omega-6 (n-6)، omega-3 (n-3)، polyunsaturated fatty acid (PUFA)، USFA/SFA and MDA produced at 0، 3 and 6 days. Also، USFA and gross energy of meat were higher in diet supplemented with antioxidant.
  • A. Nobakht, Ghasemalizadeh R Pages 28-35
    This experiment was conducted to evaluate the effects of changing time of starter، grower and finisher feeding periods on performance and carcasses quality of broilers in a completely randomized design. Six hundred and thirty Ross- 308 strain of broiler were randomly assigned to 7 dietary treatments with three replicate and thirty bird in each replicate and investigated for eight weeks in three different feeding periods. In control group feeding periods were feeding periods those recommended by NRC. Other 6 treatments included: S17G42F56، S25G38F56، S17G42F62، S25G42F52، S21G46F52، S21G38F56. At the end of experiment period the results showed that there were significantly difference between treatments in performance and carcasses quality (P<0. 05). There was significantly difference between treatments about average daily feed intake (P<0. 05). High amount of average daily feed intake (111. 55 g) was observed in 3 experimental group. Average daily weight gain was significantly difference between treatments (P<0. 05). High amount of average daily weight gain (57. 17 g) was observed in 7 experimental group. There was significantly difference between treatments about average final live weight (P<0. 05). High amount of live weight (3250 g) was observed in 7 experimental group. There were not any significantly difference among experimental groups in feed conversion and feed price (P>0. 05). However better feed conversion (1. 82 g: g) and low price of feed intake fir obtaining per kilogram of live weight (438 Toman/kg) were observed in 7 experimental group. Carcasses traits were significantly affected by different feeding periods (P<0. 05). There were significantly difference between treatments in breast meat percent (P<0. 05). High percent of breast meat (36. 36) was observed in 2 experimental group. There were significantly difference between treatments in thigh percent (P<0. 05). High amount of thigh percent (32. 48) was observed in 7 experimental group. The overall results of the present study indicate that in broiler with using the feeding periods like 7 experimental group، the improvement of performance and carcasses traits and reducing feed price is possible.
  • R. Abdollahi Arpanahi, M.Ali Abbasi Pages 36-42
    In order to compare two linear-linear (LLM) and linear-threshold (LTM) models in prediction of breeding values، two populations consisting of 6700 animals were simulated using of the Visual Basic programming language. In both populations the heritability’s for the first and second trait were assumed to be 0. 30 and 0. 10 respectively، but the genetic correlation between two traits was 0. 50 in population A and -0. 50 in population B. Selection of parents did on two trait selection index and mating of selected parents conducted randomly for 15 years. The second trait transformed into a categorical trait assigning 50 % of observed data in the first category، 34 % in the second، and 16 % in the third using the probit function. In the LLM breeding values were predicted under animal model and derivative free restricted maximum likelihood methodology and in the LTM predicted breeding values were obtained using a Bayesian method، implemented via Gibbs sampling procedure. Pearson correlation between two models for predicted breeding values in two populations (A and B) in continues trait (0. 93 and 0. 88) and in the threshold trait (0. 82 and 0. 62) was relatively high. Ranked correlation between predicted breeding values of two models was similar to Pearson correlation. Accuracy of selection in tow populations in the LLM was higher than LTM. The results indicated that the LLM was superior to LTM in prediction of breeding values and the LLM more accurately considers genetic correlation between traits than LTM.
  • M. Kalantar, M. Dakhili Pages 43-48
    Trigonella foenum-graecum (Fenugreek) and Foeniculum vulgare (Fennel)، in feed on growth performance traits including: Average daily feed intake (ADFI)، average daily gain (ADG) and feed conversion rate (FCR) and on antimicrobial activity of gut micro flora traits including: total number of bacteria in samples (TNB)، number of G- bacteria in samples (NGB)، number of Coli form bacteria in samples (NCFB) and recognition of Salmonella throughout the samples gathered from Ileum of chicks of different treatments. Trial containing 4 treatments (rations) and 3 replicates with 12 pens and 15 chickens per each pen (totally 180 chicks). Rations were balanced by NRC tables for different stages of growth from 1-21 and 21-42 days of old. The treatments were: 1. Control diet (without additives)، 2. Diet accompanied with 2 mentioned mixed powder plants (0. 5% of total diet)، 3. Diet with TF mixed powder plant and 4. Diet with FV mixed powder plant. All of additives through of diets were mixed to 0. 5% of total diet weights. According to the results the most ADFI (116. 19 and 116. 02gr/d) and ADG (53. 30 and 52. 98gr/d) related to treatment number 4 and 2 respectively. They were significantly different with other treatments (p<0. 05). Mentioned measures for treatments number 3 and 1 (control) were 103. 19، 112. 88 and 45. 26، 50. 39 gr/d respectively. FCR for treatment number 4، 2، 3 and 1 were 2. 19، 2. 18 2. 28 and 2. 24 respectively. The treatment group of 4 and 2 had a significant different with 3 or 1 (p<0. 05). Also culturing analysis of gut micro flora samples shown that the lowest total count of bacteria (TNB) belonged to number 2 and then 3 treatments with measure of 8. 83 for both of them (on basis of log10). The highest count belonged to control and then to number 4 treatments with counting of 10. 00 and 9. 50 respectively. The differences between two groups were significant (p<0. 05). By the same way، this algorithm repeated for counting of G- and Coli form bacteria، so the treatments 3 and 2 had the lowest (7. 33 and 7. 83 for G-، 6. 00 and 6. 50 for Coli form)، and the treatments 1 and 4 had the highest (both 9. 33 for G-، 9. 00 and 7. 17 for Coli form) counting of bacteria through the samples. The differences between this two groups for 2 type of bacteria were significant (p<0. 05). Results of culturing and isolating Salmonella for all the samples were negative.
  • M. Dorostkar, Shoja J., Raafat S.A. Pirani N. Pages 49-55
    In this study the data of birth weight (BW)، three months (3MW)، six months (6MW)، nine months (9MW) and yearling weights (YW) of Moghani sheep breed were used to estimate effects of environmental factors and genetic and phenotypic parameters. The data were collected from Jafar-Abad sheep breeding research station during twelve years period (1995 to 2006). Estimates of (co) variance components and genetic parameters were obtained using single and multiple trait models. The fixed effects were Year birth، month birth، sex of lamb، birth type and age of dam. The age of lamb at weighting was also used as covariate. Direct heritability estimates from five traits analyses were 0. 2±0. 03 for BW، 0. 18±0. 04 for 3MW، 0. 19±0. 04 for 6MW، 0. 29±0. 04 for 9MW and 0. 21±0. 04 for YW. Estimates of maternal heritability were 0. 18±0. 04 and 0. 18±0. 04 for BW and 3MW، respectively. Estimates of genetic correlations among growth traits were positive and ranged from 0. 48 to 0. 98.
  • H.R.Shahbazi, Shawrang, A.A. Sadeghi Pages 56-61
    The purpose of this study was to evaluate effect of gamma and electron beam irradiation on aflatoxin content of contaminated corn grain with fungi. Corn grain samples containing aflatoxin were exposure to gamma rays and electron beam، then content of aflatoxin was measured with HPLC apparatus. Experiment was conducted in a completely randomized design with five treatments (gamma or electron beam irradiation doses) and four replicates. The amount of aflatoxin decreased (p<0. 05) as irradiation doses increased. Gamma irradiation at doses of 10، 15، 20 and 25 kGy reduced the amount of aflatoxin by 14، 24، 49 and 69%، respectively، whereas، electron irradiation at the same doses reduced it by 11، 23، 46 and 66%، respectively. At doses less than 25 kGy، irradiation did not decontaminate aflatoxin completely; therefore higher irradiation doses are recommended. Based upon these results، gamma and electron beam irradiation were judged to be useful methods for reducing aflatoxin content of contaminated corn grain and decreasing it under permission level.
  • M. Youssefi, A. Alizadeh Pages 62-67
    An experiment was conducted to evaluate the effects of inorganic and organic trace minerals sources (Zn، Cu، Mn، Fe، Se) on performance، egg quality and egg trace minerals concentrations of laying hens. Ninety 34-wk of age Lohmann LSL hens were used in completely randomized block design with 3 experimental groups and 3 replicates in each group with 10 hens in each replicate. The experimental diets were fed included: control (without inorganic and organic trace minerals); control with 0. 25% inorganic trace minerals and control with 0. 1% organic trace minerals. The hens performance، egg quality and egg trace minerals concentrations were evaluated in 28-d period. The results showed that the use of inorganic and organic trace minerals sources could not affected the production، egg quality and egg trace minerals concentrations (p>0. 05).