فهرست مطالب

زیبایی شناسی ادبی - سال یکم شماره 2 (زمستان 1388)
  • سال یکم شماره 2 (زمستان 1388)
  • بهای روی جلد: 20,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1388/12/20
  • تعداد عناوین: 9
|
  • مهین ناز میردهقان، ژینیا نوریان صفحه 1
    مقاله حاضر به بررسی و تحلیل نشان داری حالت ارگتیو و مطابقه در گویش مرکزی زبان تالشی به عنوان یکی از زبان های در خطر و از مهم ترین زبان های نوین از خانواده زبان های ایرانی شمال غربی که ویژگی ارگتیو را از دوره میانه تا کنون حفظ نموده است می پردازد. زبان تالشی دارای سه گویش اصلی شمالی، مرکزی و جنوبی است که بر مبنای محدوده جغرافیایی کاربرد، شناخته می شوند. در این میان تنها گویشی که ویژگی ارگتیو را تا کنون حفظ نموده است گویش مرکزی این زبان می باشد. در این مقاله، ضمن ارایه تحلیل علمی تصریف حالت در داده های گویش مرکزی زبان تالشی در قالب بندهای متعدی ساده و معلوم، چگونگی نشان داری حالت در گروه های اسمی کانونی با استفاده از ابزارهای معرفی شده توسط دیکسون(1994) مورد بررسی قرار گرفته است. این تحلیل همراه با بررسی مطابقه شخص و شمار و حالت در افعال تالشی به انجام رسیده است که تظاهر روندهایی متفاوت را پیرامون مطابقه در فعل های لازم و متعدی در این زبان آشکار می نماید.
    کلیدواژگان: تالشی مرکزی، حالت ارگتیو، نشان داری حالت، گروه های اسمی کانونی، مطابقه
  • سعید خیرخواه صفحه 21
    آثار ادبی و هنری، فرآورده های ذهنی و روحی آدمیان هستند و از آنجا که انسان بنا بر سرشت و سرنوشت خویش موجودی آموزشی و اجتماعی است، خواه ناخواه تمام یا بعضی از تاثیرات تربیتی و زیست محیطی خود را در آثارش بروز و ظهور می بخشد. در میان افراد عادی نوع رفتارها و کنش ها و واکنش ها و برخوردهای اجتماعی ناشی از این ویژگی می باشد و در میان ادیبان و شاعران و هنروران به گونه ای پیچیده تر در تصاویر هنری و ساز و سامان اندیشه و قلم، جلوه گر می شود. بنابراین رابطه اجتماع و هنر و یا ادبیات و جامعه، رابطه ای اجتناب ناپذیر و قطعی است. پس می توان اساس بسیاری از مفاهیم یا خلاقیت های هنری و ادبی را در بطن و متن جامعه جستجو نمود. در این جستار مختصر بر آنیم تا با تکیه بر اقوال و دستاوردهای اصحاب فن به بررسی این رابطه بپردازیم و از زوایای گوناگون آن را برانداز نماییم.
    کلیدواژگان: ادبیات، هنر، جامعه، جامعه شناسی ادبیات
  • برات محمدی صفحه 39
    آزادی جزء کلماتی است که در ادبیات گذشته ایران، شاعران با توجه به مشرب فکری خود، آن را در مفاهیم و معانی مختلف به کار گرفته اند. معانی غالب آن، آزادگی و بنده غیر نبودن، رهایی از قید و بند مادی و تعلقات نفسانی و اختیار داشتن بود.
    آزادی در مفهوم امروزی که معادل دموکراسی و تا حدی لیبرالیسم است، برای اولین بار در دوره مشروطه مطرح شد و با سرنوشت فردی و اجتماعی افراد جامعه گره خورد. در نتیجه به عنوان یک مضمون و درون مایه اساسی وارد شعر فارسی گردید. شاعران هم از آن به عنوان ابرازی در برابر استبداد و استعمار استفاده کرده و از ابعاد و مصادیق گوناگون آن سخن به میان آوردند که در این مقاله سعی بر آن است حد و حدود این مفاهیم تبیین و تفسیر گردد.
    کلیدواژگان: آزادی، دموکراسی، استبداد، مشروطه، شعر
  • علی سرور یعقوبی صفحه 69
    این جستار به بررسی تصویرسازی در شعر مهدی اخوان ثالث می پردازد. بررسی و تحلیل پندارشناسانه شعر می تواند با نگاه به دو محور افقی و عمودی انجام شود. در این مقاله نشان داده شده که اخوان توانسته است با نیروی پندارآفرینی و درک و شناخت درست از تصویر و هدفمندی آن به هماهنگی عناصر تخیلی دست یابد.
    کلیدواژگان: شعر، تصویر، تخیل، محور افقی خیال، محور عمودی خیال
  • رجب توحیدیان صفحه 87
    یکی از شیوه های سبکی و منحصر به فرد صائب تبریزی که شعر او را از دیگر شعرای قبل و بعد از وی متمایز کرده و باعث خلق مضامین بکر شعری(معنی بیگانه) در دیوان وی شده است، تضاد معانی و مضامین است. منظور از تضاد معنا و مضمون و یا نوسان فکری در دیوان صائب آن است که وی جهت خلق مضامین و معانی مختلف شعری و پرهیز از مضامین و موضوعات کلیشه ای و سنتی رایج در ادب فارسی، سنت های شعری گذشتگان را در هم شکسته و با دادن بار معنایی کاملا جدید به کلمات، یک موضوع و پدیده شعری را در دو معنای متضاد از هم به کار می گیرد. این مقاله به تحقیق و تفحص در این زمینه در دیوان صائب تبریزی همراه با ذکر شواهدی از دیگر شعرای سبک هندی پرداخته است
    کلیدواژگان: تضاد معانی و مضامین، سبک هندی، معنی بیگانه، مخالف خوانی و هنجارگریزی
  • حسن هاشمی میناباد صفحه 121
  • حمیدرضا اردستانی رستمی صفحه 131
    اگر به تاریخ زندگی انسان ها از آغاز تا به امروز بنگریم، در این تاریخ به نام کسانی برمی خوریم که زندگی و زیستن آنان متفاوت با دیگران بوده است و گویی برخلاف زندگی مردم عادی زیسته اند و به رغم سیر و حرکت آب گام برداشته اند و این تفاوت آنان با دیگران باعث شده که آنان را به درستی نشناسند و هر کس از ظن و پندار خود سخنی در باب آنان بگوید، زیرا پیچیدگی شخصیتی این بزرگان، امکان شناخت حقیقی از ایشان را فراهم نمی کند و به همین دلیل دیدگاه ها و نظرات مختلف درباره آنها همواره وجود داشته است. از جمله این بزرگان در تاریخ ادب فارسی و ایرانی، حکیم عمر خیام در گذشته و صادق هدایت در دوره معاصر است، که یکی لب کلام خود را در دل رباعی های دل انگیز ریخته و در موجزترین و کوتاه ترین قالب سخن خود را بیان داشته و دیگری تفکرات خود را در طول داستان های کوتاه به نثر، به نمایش گذاشته است. نظیر این دو متفکر نیز در ادب تازی، ابوالعلاء معری است که پیش از آن دو(= خیام و هدایت) زیسته، ولیکن به گونه ای، درست همان پیچیدگی های شخصیتی آنان را دارد که در این مقاله تلاش می شود ضمن اشاره به زندگی و شعر ابوالعلاء، مقایسه فکری میان او و خیام و هدایت انجام گیرد.
    کلیدواژگان: ابوالعلاء، صادق هدایت، خیام، بدبینی، جبر
  • یدالله بهمنی، ملاحت نجفی عرب صفحه 155
    میرزاده عشقی(12731303 ه.ش) شاعر، نویسنده و روزنامه نگار مبارز و نوگرای عصر بیداری در اشعارش به مسایل مختلف سیاسی، اجتماعی و اعتقادی پرداخته است. در این مقاله اندیشه های عشقی در محور اجتماعی از قبیل: وطن، شکوه از روزگار، شکوه از رفیقان، طنز، مدح، هجو، توجه به فقر، حقوق زنان، پند و اندرز و... در محور سیاسی به مسایلی از قبیل: مبارزه با استبداد و خودکامگی، مخالفت با استعمار، تشویق مردم به خون ریزی و... و در محور اعتقادی اعم از: اندیشه های مذهبی، باورهای عامیانه، بی اعتنایی به فلک، بی اعتقادی به معاد، توهین به انسان، تجلیل از زرتشت و دینش، هرج و مرج در نظام هستی، نارضایتی و بدبینی نسبت به نظام خلقت و... مورد بررسی قرارگرفته است. محوری ترین موضوع شعر عشقی، عشق به وطن است که سرانجام جانش را بر سر آن گذاشت.
    کلیدواژگان: عشقی، اندیشه های اجتماعی، اندیشه های سیاسی، اندیشه های دینی
  • داوود مدنی، محمد خسروی شکیب صفحه 176
    اگرچه نقش عوامل فراادبی و فرازبانی نظیر عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی در تحلیل و تفسیر درست و منطقی شعر نیمایوشیج، به عنوان یک رسانه عمومی و بیدارکننده انکارناپذیر است؛ نقش و جایگاه خود متن شعری را از دیدگاه صورت گرایی و عینی نمی توان نادیده گرفت. نیما از آنجا که نماینده یک سبک مستقل ادبی در حوزه شعر است، بنا بر پیشینه های نظری خود به یقین در فرم و زبان شعر نوآوری کرده است؛ چراکه سبک شعری او از سبک های قبل برجسته و متمایز است. بررسی صورت گرایانه متون ادبی با روش شناسی منطقی با پیدایش مکتب صورت گرایی و مکاتب دیگر حوزه زبان شناسی آغاز شد. صورت گرایان روسی بر این باور بودند که نقد متون از دیدگاه زبان شناسی باید زبان را از جنبه عینی و ملموس و با دیدی علمی و عملی مورد بررسی قرار دهد. یکی از مفاهیم مکتب صورت گرایی در بررسی متون ادبی و به صورت کلی زبان ادبی عنصر برجسته سازی است که تحت عناوینی چون هنجارزدایی و هنجارآفرینی بحث می شود. لیچ، انواع هنجارگریزی را در هشت مقوله واژگانی، نحوی، نوشتاری، آوایی، معنایی، گویشی، سبکی و زمانی، تقسیم کرده است. صفوی نیز هنجارآفرینی را در سه سطح توازن آوایی، واژگانی و نحوی بحث کرده است. در این مقاله سعی شده است که شعرهای نیمایوشیج از دیدگاه صورت گرایی و با دو مفهوم هنجارزدایی و هنجارآفرینی کاویده شود. پیش فرض تحقیق این است که شعرهای معاصر به صورت عام و شعرهای نیما به سبک خاص ظرفیت هنجارگریزی بیشتری را دارا می باشند.
    کلیدواژگان: شعر نیما، صورت گرایی، هنجارگریزی، هنجارآفرینی