فهرست مطالب

معرفت - سال بیستم شماره 7 (پیاپی 166، مهر 1390)
  • سال بیستم شماره 7 (پیاپی 166، مهر 1390)
  • ویژه فلسفه
  • 164 صفحه، بهای روی جلد: 4,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1390/09/10
  • تعداد عناوین: 12
|
  • علامه محمدتقی مصباح صفحه 5
    یکی از صفات خدای متعال، شاکر است، همچنان که باید شکرگذار نعمت های الاهی باشیم. کیفیت شکرگزاری انسان با خدا متفاوت است. کاربرد شکرگزاری بر خدا، از روی مجاز و برای ایجاد انگیزه در انسان است. خدای متعال نعمت های بیکرانی را برای ما ارزانی داشته که باید ما در برابر آن شاکر باشیم. بزرگ ترین نعمت الاهی، فرجام نیک و حسن عاقبت و برخورداری از رضوان الاهی در سرای آخرت است. انسان ها به تناسب معرفتشان نسبت به خدا، مرتبه شکرگزاری شان متفاوت است.
    اگر خداوند خیر و نعمتی را در اختیار موجودات قرار می دهد، نه از آن جهت است که سودی برای خود در نظر دارد، بلکه چون خداوند دارای رحمت بیکران است، با افاضه رحمت، موجودات را به کمال می رساند.
    کلیدواژگان: شکرگزاری، عبادت، رحمت الاهی، نعمت های الاهی، باور به خدا
  • ویژه نامه فلسفه
  • مجید احسن صفحه 13
    تبیین دقیق و عمیق مسئله تشکیک که از آن به عنوان عدل و مکمل نظریه اصالت وجود یاد می شود، اگرچه در نظام حکمت صدرایی صورت گرفته است، لیکن نباید از تلاش علمی فیلسوفان گذشته که سرمایه ای غنی برای وی فراهم آوردند غفلت نمود. به مشاء نسبت داده اند که وجودات را حقایق متباین دانسته و بر این اساس، تشکیک در حقیقت وجود را منکرند. از سوی دیگر، سهروردی با مبانی فلسفی نادرست خود، تشکیک را به متن خارج می برد.
    هدف این پژوهش که به روش تحلیلی و اسنادی سامان یافته، بررسی انتساب یادشده و نیز تبیین دیدگاه سهروردی می باشد و حاصل آن این است که مشاء اگرچه در ابتدا به تشکیک در حوزه مفاهیم (تشکیک عامی) معتقد بوده است، این، سخن نهایی ایشان نبوده و می توان قول به تشکیک خاصی را در آثار ابن سینا سراغ گرفت. البته معنون نبودن این مسئله در زمان وی موجب شده که برخلاف شیخ اشراق نتواند فروع و لوازم آن را نتیجه گرفته و در دستگاه فلسفی هستی شناختی منسجم و سازواری بسط دهد.
    کلیدواژگان: ابن سینا، شیخ اشراق، تشکیک عامی، تشکیک خاصی، حقایق متباینه، اقسام تمایز
  • عبدالرضا باقی صفحه 25
    این مقاله به بررسی جایگاه تصور و تصدیق در ادراک خدا از دیدگاه علامه طباطبائی می پردازد. با نگاهی به سیر تطور ادله خداشناسی، به دست می آید اکثر اشکالات در زمینه بحث از خدا، از نرسیدن به مدعا و تصور ناصحیح مسئله نشات می گیرد و نقد براهین خداشناسی در غرب نیز متاثر از همین موضوع است. علامه طباطبائی ضمن تصریح و تاکید بر این نکته، و ضمن اعتقاد به اینکه وجود خدا و وجوب ازلی او، بدیهی اولی است و از برهان مستغنی است، سعی می کند از همین نقطه با طرح صحیح مسئله، ادراک خدا را با فطرت به هم گره زده و از فطری بودن علم حصولی و حضوری به خدا، سخن گوید.
    در این پژوهش، تلاش شده است بحث فطرت از زاویه وجودشناختی و معرفت شناختی و از منظر علامه طباطبائی مورد تشریح قرار گیرد و به مدد توجه به فطرت از منظر معرفت شناختی، «حقانیت» و «معقولیت» باور به خدا مورد تحلیل و تبیین واقع گردد. ریشه یابی ادراک ناصواب خدا و طرح بحث فطرت از زاویه وجودشناختی و معرفت شناختی و تفکیک معرفت شناسانه حقانیت و معقولیت باور به خدا، از جمله نکات مورد توجه و مهم این نوشتار است.
    کلیدواژگان: خدا، تصور، تصدیق، فطرت، حقانیت، معقولیت، معرفت شناختی
  • حمیدرضا ورکش صفحه 47
    علامه طباطبائی از اولین فیلسوفان مسلمان است که ضرورت بحث از معرفت شناسی (به عنوان شاخه ای مستقل از مسائل فلسفی) را احساس نمود. از این رو، شناخت آراء معرفتی بدیع و اثرگذار ایشان حایز اهمیت است. در این پژوهش با مراجعه به آثار علامه طباطبائی به این نتیجه رسیدیم که ایشان صورت های علمی را متعلق به موجودات مجردی می داند که خود (موجودات مجرد)، مبدا فاعلی موجودات مادی بوده و تمام کمالات آنها را دارا می باشند.
    از دیدگاه ایشان، شناخت مساوق علم حضوری است. علامه طباطبائی با تکیه بر شهود قلبی و عقل، علاوه بر حس و مسبوق بودن هر علم حصولی به علم حضوری، توانست اثبات کند که هیچ یک از معقولات ثانویه موهوم نیستند تا بتوان دانش مابعدالطبیعه را بنا نهاد، و از مطابقت اندیشه بشری با واقع و امکان دست یابی به حقیقت و ابطال شکاکیت، که زیربنای مباحث عدم نسبیت معرفت دینی است، سخن راند.
    کلیدواژگان: ادراکات، چیستی، تصورات، تصدیقات، معقولات ثانویه، علامه طباطبایی
  • منیره سیدمظهری صفحه 65
    سهروردی در تبیین خود از مسئله معاد، به این باور می رسد که نفوس سعادتمندان و کمال یافتگان بعد از مرگ، منجذب در عالم انوار قدسی شده و از اشتغالات برزخی برکنار می ماند. اما متوسطان از اهل سعادت بعد از مرگ با حفظ درجات در عالم صور معلقه یا اشباح مجرده مستقر می شوند. وی متذکر می شود که بعث اجساد و اشباح ربانی و کلیه وعده های پیامبران بدین گونه تحقق می یابد، اما در مورد نفوس اهل شقاوت، اظهاراتی دارد که مظنه تمایل به تناسخ است. ملاصدرا ضمن انتقاد از رویکرد سهروردی به مسئله معاد، بخصوص در اینکه او صورت های غیرجسمانی را که باعث نقوشی در خیال هستند، منشا آثار ملائم و غیرملائم شمرده است، تبیین وی را متضمن مخالفت با ظواهر متون دینی دانسته و معتقد است: صرف اثبات استمرار بقای روح به هیچ وجه اثبات معاد قرآنی یعنی حشر انسان ها با همین شکل و صورتی که در دنیا دارند نیست. وی خود، با ابتناء بر مبانی حکمت متعالیه، ثابت می کند که آنچه در قیامت برانگیخته می شود همین بدن خاص مشهود است. مهم نیست که این بدن اخروی چه خصوصیاتی داشته باشد، بلکه مهم این است که «این همان است» محفوظ باشد.
    این مقاله با روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است.
    کلیدواژگان: سهروردی، حکمت متعالیه، معادشناسی، معادجسمانی، معاد روحانی
  • مبادی تحلیلی و استنباطی مسئله شر / از دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی اسدآبادی
    عباس حاجیها صفحه 81
    مقاله حاضر با تمسک به روش تحلیلی و اسنادی نشان می دهد قاضی عبدالجبار به ویژگی هایی در شهود اخلاقی قائل است که مبنای دریافت اصول اخلاقی هستند. وی از این منظر معنای شر را شناسایی کرده و برای آن تعریف حقوقی ارائه نموده است. از این رو، هدف مقاله ارائه مبانی و اصول «شر»، از دیدگاه قاضی عبدالجبار است.
    در این زمینه، بیهودگی و دروغ گویی به عنوان مبانی ظهور شر معرفی شده، جایگاه خداوند و نسبت او با شر نیز مورد تحلیل قرار می گیرد. عبدالجبار در راستای نظر به اصل موضوع نیز سه دسته دلیل فلسفی، کلامی و وحیانی ارائه کرده تا نشان دهد خداوند نیز قادر به انجام شر می باشد.
    کلیدواژگان: شر، آرزو، انگیزه، بهیودگی، دروغ گویی، خداوند
  • عباس بخشنده بالی صفحه 95
    ابن رشد یکی از فیلسوفان مسلمان است که با ترجمه و توضیح آثار ارسطو و ارتباط میان عقل و دین، تاثیر فراوانی بر اندیشمندان مغرب زمین به ویژه یهودیت گذاشت. یکی از یهودیانی که از ابن رشد متاثر شد، ابن میمون می باشد. در یهودیت، فیلون گام های مقدماتی را در ارتباط عقل و دین در حوزه یهودیت برداشت، ولی بعدها اندیشه های ضدیونانی و عدم تلاش عقلانی برای اثبات مسائل دینی پدید آمد تا اینکه در قرن دوازدهم جریانات اصلی اندیشه اسلامی، مکاتب ارسطویی و نوافلاطونی به طور پیوسته تاثیر عمیقی بر اندیشه یهودیت گذاشت که در اندیشه موسی بن میمون تجلی یافت.
    یکی از نکات مهمی که در این پژوهش به اثبات می رسد، تمایل ابن رشد و ابن میمون به خردورزی در کنار دین مداری است و نکته مهم دیگر، تاثیر فلسفی ابن رشد بر اندیشه های فلسفی ابن میمون یهودی است.
    هدف از این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته، واکاوی آراء ابن رشد و ابن میمون در تعامل عقل و دین، و تاثیر اندیشه های ابن رشد بر تفکر فلسفی یهودیت به ویژه ابن میمون است.
    کلیدواژگان: اندلس، تمدن اسلامی، ابن رشد، ابن میمون، دین، عقل، فلسفه
  • نفیسه اهل سرمدی صفحه 103
    متون فلسفی سرشار از مباحث گسترده ای در عرصه معرفت شناسی است. این نوشتار در پی تبیین نظریه شناخت از دیدگاه توماس آکوئیناس و برجسته نمودن جایگاه خداوند در این منظومه فکری است. بدین منظور، بحث از جایگاه عقل و ایمان، از مسائل ضروری این نوشتار است. پژوهش حاضر، که با مراجعه به آثار خود توماس و نیز آنچه که در مورد او به نگارش درآمده انجام گرفته است، بر این باور است که در اندیشه توماس گزاره های دینی در نسبت با گزاره های عقلانی درجه یقین بالاتری را به خود اختصاص می دهند. در نظر او، انسان بدون امدادهای وحیانی از کسب حقیقت ناتوان است.
    به نظر نگارنده، اعتقاد به خداوند از سه جهت در فلسفه توماس اهمیت دارد: خداوند به مثابه عنصر اصلی در باب ایمان، خداوند به مثابه متعلق شناخت؛ خداوند به عنوان غایت تمام معارف بشری.
    کلیدواژگان: عقل، ایمان، معرفت، خداوند
  • عباسعلی امیری صفحه 117
    روش جست وجوی معنای یک لفظ یا یک عبارت از اهمیت فراوانی برخوردار است. اختلاف درباره معنای برخی از واژه ها که دارای کارکرد فلسفی هستند، مانند واژه های «تحلیلی» و «ترکیبی»، سبب شد تا توجه فیلسوفان زبانی به بحث «روش به دست آوردن معنا» معطوف گردد. فیلسوفان زبانی به منظور جست وجوی معنا، از روش های گوناگونی بهره برده اند؛ از جمله: روش مفهومی، روش مصداقی و روش شهودهای پیشانظری. روش شهودهای پیشانظری با تکیه بر نوعی درون نگری و بر اساس دو اصل رایج در زبان شناسی توسط یکی از فیلسوفان فلسفه تحلیلی مطرح گردید. این اصول بیان می دارد: الف. فراگیری زبان از مقوله علم مهارتی است؛ ب. سخن گفتن نوعی رفتار قاعده مند است. با توجه به بررسی های انجام گرفته، روش شهودهای پیشانظری قرابت فراوانی با نظریه «تبادر» دارد؛ نظریه ای که از سوی دانشمندان علم اصول در باب الفاظ مطرح گردیده است.
    کلیدواژگان: روش مفهومی، روش مصداقی، شهوهای پیشانظری، ارتکازات، تبادر
  • مجتبی جلیلی مقدم صفحه 135
    کانت اولین متفکری است که از جایگاهی برتر به تعارضات عقل می نگرد و قصد حل آنها را دارد. این تعارضات مبدا عزیمت کانت به سوی نقادی عقل به شمار می روند. کانت بر آن است که با روش های جزمی پیشینیان نمی توان بر این تعارضات فایق آمد و از طرفی هم تلاش دارد تا عقل را از این تعارضات نجات دهد. از این رو، در پی راه حلی می گردد که سرانجام آن را در ایده آلیسم استعلایی می یابد. این نوشتار، بر آن است تا با روشی تحلیلی، به چرایی شکل گیری تعارضات عقل در نظر کانت و راه حل او برای حل تعارضات پی ببرد. نیز با امعان نظر در اندیشه او میزان موفقیت روش وی را مشخص نماید. حاصل مقاله آنکه این تعارضات معلول گذار عقل از محدوده مجاز خویش هستند و او برای رهایی از این تعارضات، با تاسیس ایده آلیسم استعلایی، حکم به نادرستی هر دو طرف در تعارضات ریاضی، و به درستی هر دو طرف در تعارضات دینامیکی می دهد. در این راه، کانت با چالش های درونی و بیرونی روبه روست و می توان اندیشه او را زیر تیغ انتقادات جدی قرار داد.
    کلیدواژگان: ایده های عقل، جهان، پدیدار، تعارضات ریاضی، تعارضات دینامیکی، ایده آلیسم استعلایی
  • نگاهی به کتاب
  • مصطفی اسلامی صفحه 153
  • صفحه 159
|
  • Allameh Mohammad Taqi Misbah Page 5
    One of the attributes of the Most High God is that He is All- grateful. Therefore, we have to be grateful for the divine graces. The way of man's thanksgiving is different from that of God's thanksgiving. The expression God's thanksgiving is used figuratively for the purpose of motivating man. The Most High God has bestowed upon us boundless favours for which we have to be grateful. The greatest divine favour is good outcome and enjoying God's good pleasure in the hereafter. The degree of man's thanksgiving is ranked according to his knowledge about God.When God bestows good upon the creatures, He seeks no benefit for Himself; rather, He wants to direct people towards perfection through bestowing His boundless mercy on them.
  • Majid Ahsan Page 13
    Although the analogical gradation, referred to as the counterpoise and complementary element of the theory priority of existence has been profoundly and precisely expounded in Sadraian system of theosophy, it is unfair to ignore the scientific endeavors of the past philosophers who had provided him with rich sources. The Aristotelians (Peripatetics) have been attributed to consider the entities as heterogeneous realities and accordingly deny the analogical gradation in the reality of being. Suhrawardī, too, has put the analogical gradation outside the context through his wrong philosophical principles.Using a documentary–analytical method, the present paper tries to investigate the aforementioned attribution and expound Suhrawardī's standpoint. The research findings show that although Aristotle and his followers had initially accepted the analogical gradation in the realm of concepts (general analogical gradation), this acceptance was not his final view, and that reference to the particular analogical gradation can be found in Avicenna's works. Of course, unlike Suhrawardī (Master of Illumination), he was not able to conclude the ramifications and implications of analogical gradation to a develop them in a coherent system of philosophical ontology, taking into account that this question was not a topic of discussion in his time.
  • Abdulreza, Baqi Page 25
    The present paper investigates the position of conceptualization and judgment in the perception of God according to 'Allameh Tabatabaii's view. If we review the course of development of the arguments concerning theology, we will see that most of the problems existing in the discussions about God originate from not achieving this claim and from misconceiving the subject, and this has influenced the criticism of the arguments concerning theology in the west. Having stressed this point and believing that the existence of God and His pre-eternal necessity is a prior axiom and beyond argument, Allameh Tabatabaii associates perception of God to the primordial nature and talks about the innateness of acquired knowledge and intuitive knowledge of God. This paper investigates the subject of fitrah (nature) both existentially and epistemologically in the light of 'Allameh Tabatabaii's viewpoint. "Rightfulness" and "rationality" of the belief in God have been analyzed and expounded on the basis of the epistemological view about nature. Among the main concerns of this paper are: exploring the causes of misconception of God, discussing the subject of nature both existentially and epistemologically, and epistemological separation of rightfulness and rationality of the belief in God.
  • Hamid Reza Varkeshi Page 47
    Allameh Tabatabaii is one of the first Muslim philosophers who felt the necessity of delving into epistemology as a separate branch in philosophy. Therefore,knowing his innovative and influential epistemological views is of special significance. When we study his works we find that according to him scientific forms belong to incorporeal beings which are the agentive origin of corporeal beings and they possess all their perfect characteristics. Cognition, from Allameh Tabatabaii's viewpoint, concurs with intuitive knowledge. Relying on heartfelt intuition and reason, he proves that in addition to feelings and occurrence of every intuitive knowledge before acquired knowledge that none of the secondary ineligibles are illusory in order to be able to found metaphysics discuss the conformity of human thought with reality, achieve the truth and refute skepticism as the infrastructure of the discussions about non-relativity of religious knowledge.
  • Monireh Seyyed Mazhari Page 65
    In his expounding on the issue of resurrection, Suhrawardi maintains that after death, the souls of the prosperous and perfect people are attracted to the world of holy lights and exempted from the interrogations in the intermediate stage(barzakh). As far the souls of middle-ranking prosperous people they settle in the imaginal world or in the world of immaterial phantoms after death. He believes that the resurrection of bodies and lordly phantoms and all the promises of prophets are materialized in this way, but regarding the souls of the wretched he has some observations which seemingly suggest his inclination towards metempsychosis. Criticizing Suhrawardi's approach to the idea of resurrection and regarding his belief that immaterial forms causing some kind of images in the world of imagination, Mullā Ṣadrā considers it a source of agreeable and disagreeable effects. Mullā Ṣadrā believes that such declarations contradict the outward aspects of religious texts and thinks that the mere confirmation of the continuance can never prove the Quranic concept of resurrection – that is, the mustering of man after death in the very worldly form. On the basis of the principles of transcendent theosophy, he himself proves that what is to be resurrected in the Day of Judgment is the very visible body.
  • Abbās Hajihā Page 81
    Present paper seeks to offer a research showing that Qazi ‘Abd Aljabbar believes in some qualities in moral intuition which provide the basis to understand moral rules. The research method is library and documentary. He recognizes the essential meaning of evil from this point of view and proposes a legal definition for it. Hence, the article seeks to provide principles and bases of "evil" from the viewpoint of Qazi ‘Abd al-Jabbār.In this respect, absurdity and lying are presented as bases for evil manifestation, and God's status and His relation with evil are investigated and analyzed. ‘Abd al-Jabbār. considering the Subject-matter in question, has proposed three groups of reasons - philosophical, theological, and revealed – to prove that God can do evil, too.
  • Abbas Bakhshandehbali Page 95
    Ibn Roshd is one of the Muslim philosophers who had great influence on western scholars, especially the Jewish through his translating and explaining of Aristotle's works and the relationship between reason and religion. Ibn Meymun is a Jewish thinker who was influenced by Ibn Rushd. In Judaism the preliminary steps on the relationship between reason and religion were of special interest to Philo of Alexandria. Later on, anti – Hellenistic thoughts and non- intellectual attempts to prove religious matters had developed. In twelfth century, the Jewish thought was deeply influenced by main trends of Islamic thought and Aristotelian and neo–Platonian schools, which was manifested in Musa b. Meymun's thought.Using a library survey method, the present paper investigates Ibn Rushd and Ibn Meymun's views about the interaction between reason and religion and the influence of Ibn Rushd's thoughts on Jewish philosophical thought and on Ibn Meymun's thought in particular.
  • Nafiseh Ahl Sarmadi Page 103
    Philosophical texts are full of extensive discussions on epistemology. The present paper tries to expound epistemology from Thomas Aquinas's viewpoint and show the position of God in this intellectual system. Therefore, the subject of the position of reason and faith is one of the main issues of this paper. Referring to the Aquinas's works and what has been written about him, it holds that in Aquinas's thought religious propositions have a higher degree of certainty than that which rational ones have. According to him, man cannot learn the truth without referring to revelation.It can be concluded that in Aquinas's thought the belief in God has significance from three aspects: 1.God as the main element of faith. 2. God as the object of knowledge. 3. God as the end of all fields of human knowledge.
  • Abbas Ali Amiri Page 117
    The method used for finding out the meaning of a term or phrase is of great importance. The different views about the meaning of some philosophical terms, such as "analytical" and "synthetic", led linguists to concentrate on the "method of finding the meaning". In order to find out the meaning, linguists used different methods including conceptual method, extentional method, and pre-theoretical intuition method. The pre – theoretical intuitions method has been proposed by one of the philosophers of analytical philosophy based on a kind of introspection and two principles used in linguistics. These principles state that language acquisition is a matter of skill development and speech is a kind of systematic behavior. The studies show that, the pre-theoretical intuitions method is very close to the theory of "Tabador" (occurrence of meaning to someone) a theory about meanings proposed by scholars of methodology.
  • Mojtaba Jalili Moqaddam Page 135
    Kant is the first thinker who investigated the contradictions of reason at a higher level and tried to solve them. These contradictions led Kant to criticize reason. Kant believes that these contradictions cannot be overcome by the predecessor's dogmatic methods. On the other hand, he tries to emancipate reason from these contradictions. Therefore, he did his best to find a solution and finally found it in transcendental idealism. Using an analytical method, the present paper discusses the causes of the development of the contradictions of reason from Kant's viewpoint and solution he proposes for them in order to precisely identify how, according to his view, his method is successful. The research findings show that these contradictions result from reason's transgression beyond its legal limits. In order to be free from these contradictions, he developed transcendental idealism and reached a conclusion that the two extremes of math contradictions are incorrect and those of dynamic contradictions are correct. In doing so, Kant faced internal and external challenges which made his thoughts subject to serious criticism.