فهرست مطالب

پژوهش زبان و ادبیات فارسی - پیاپی 20 (بهار 1390)
  • پیاپی 20 (بهار 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/02/06
  • تعداد عناوین: 12
|
  • صفحه 0
  • احمد تمیم داری صفحه 1
    بیان مسئله این است که در دوران معاصر تلقی های گوناگون از شعر چیست؟ آیا شعر دارای محتوای اخلاقی و تربیتی است، یا صرفا جنبه آفرینش زیبایی دارد. مسائل سیاسی و اجتماعی در شعر درج می شود یا اینکه اساسا شعر بخشی از فرهنگ و الهام است.
    هدف مقاله این است که به کامل ترین و امروزی ترین تلقی از شعر دست یابد و در این روند دریافت ها و تئوری های گوناگونی که به عنوان فن شعر بیان شده است، بررسی شود. در حال حاضر مهمترین تلقی شعر و تنظیم فن شعر و یا نقد شعر بر پایه مظاهر فرهنگ و الهامات شاعرانه صورت می پذیرد.
    ماهیت شعر به گونه ای که همه اهداف را در بر داشته باشد، همان القای فرهنگی یا بخش مهمی از فرهنگ است که فراگیر می نماید.
    چگونگی پژوهش مراجعه به آرای گوناگون و تئوری های قدیم و جدید است که از طریق شناخت، مقایسه و ترجیح مهمترین تئوری بیان می گردد.
    کلیدواژگان: فن شعر (بوطیقا)، ادبیات، نشانه، تئوری یا نظریه
  • منظر سلطانی، حسین علیقلی زاده صفحه 17
    برای فهم هرچه بهتر ادب فارسی، شناخت اصطلاحات عرفانی از ضروریات است؛ چرا که عرفان و اندیشه عرفانی جان مایه ادب فارسی است. از جمله اصطلاحات عرفانی، فتح و فتوح و فتح باب است که به صورت گسترده ای در متون گوناگون کاربرد داشته است.
    در این پژوهش با توجه به معانی مختلفی که در جستجو و بررسی کاربرد «فتح و فتوح و فتح باب» از متون استخراج شده، سیر تطور فکری و معنایی تفاسیر و تاویلات عرفانی در این مورد را از بدو پیدایش آن تا مرحله اوج و کمال و باز افول آن از نظر شخصیت های برجسته عرفانی و ادبی به صورت خلاصه نشان می دهیم. اصطلاحات «فتح» و «فتوح» و «فتح باب» در بعضی جاها به جای یکدیگر به کار رفته و گاهی یکی از آنها به جای هر سه اصطلاح به کار رفته است.
    با مطالعه امهات متون عرفانی و تحلیلی که از «فتح و فتوح» و «فتح باب» به دست آمده است، باید گفت که اصطلاح «فتح» از واژه های قرآنی است که عرفا و ادبا آن را از قرآن اخذ کرده، معانی مختلف تاویلی و تفسیری بر آن حمل کردند. نهال معنا و مفهوم عرفانی این اصطلاحات که از آبشخور قرآن سر برآورده بود، در گذر زمان به صورت درختی تنومند و پربار با شاخ و برگها و میوه های رنگارنگ در آثار عرفانی ادب فارسی جلوه کرد و در نزد مولانا به کمال خود رسید.
    کلیدواژگان: فتح، فتوح، فتح باب، عرفان، متون ادب فارسی
  • ایرج مهرکی، خدیجه بهرامی رهنما صفحه 37
    هدف مقاله حاضر آن است که ساختار تقدیرمحور داستان های تراژیک شاهنامه را نشان دهد. درتراژدی، عامل ناگزیری وجود دارد که قهرمان داستان قادر به جلوگیری از فاجعه ای که او را به اضمحلال می کشاند، نیست. آن عامل ناگزیر، سرنوشت و تقدیر محتوم نام دارد. تمام قهرمانان داستان های تراژیک شاهنامه، مقهور سرنوشت هستند و هنگامی که در شبکه علت و معلول ها قرار می گیرند، علیرغم تمام تلاش و کوشش خود به جبر سرنوشت معترف می شوند و می دانند که توان سرکشی مقابل سرنوشت را ندارند. پس به حکم تقدیر گردن می نهند و معتقد می شوند که آنچه باید بشود، می شود و از آن گریزی نیست. عوامل بسیاری، ساختار تقدیر محور داستان های تراژیک شاهنامه را تشکیل می دهند که حذف یکی از این عوامل، لطمه ای بر کل عناصر و عوامل تشکیل دهنده اثر خواهد زد. بنابراین، با بررسی این عوامل، می توان ساختار تقدیر و سرنوشت محتوم در داستان های تراژیک شاهنامه را مورد بررسی و تحلیل قرار داد.
    کلیدواژگان: شاهنامه، تراژدی، قهرمان، براعت استهلال، پیش گویی، رویا، دوراهه تقدیر، کتمان نام، بن بست
  • حسینعلی قبادی، احمد رضایی جمکرانی صفحه 69
    اولین قصیده دیوان فرخی سیستانی در توصیف ابر را شاعران بسیاری تقلید کرده اند. در این پژوهش تلاش نویسندگان بر این بوده است تا با بکارگیری بخشی از آموزه های زبان شناسی سیستمی نقشگرا بخش نخست (تغزل) این قصیده را، که سه شاعر قریب به عهد فرخی (ازرقی، مسعود سعد، امیرمعزی) تقلید نموده به همراه سروده خود فرخی، مورد بررسی قرار دهند؛ بویژه اینکه در میان این افراد، ازرقی به نوآوری در عرصه ادبیات معروف است، و معزی به تقلید محض اگر نگوییم سرقت از دیوان فرخی و عنصری متهم است؛ تا علاوه بر ارائه تحلیلی علمی و عینی، از خلاقیت، نوآوری یا تقلید صرف، تا حدودی به روشن شدن بخشی از این موضوع نیز کمک شود. شک نیست که بسیاری از دقائق و ظرافت های ادبی، هنری و تاویلی را نمی توان به شیوه ای عینی و تنها از طریق تحلیل های زبانی عرضه کرد، اما باید پذیرفت بسیاری از روش ها، ابزارها، دیدگاه های زبان شناسانه در درک و فهم متون ادبی کارگشاست و مانع قضاوت های ذوقی می شود.
    کلیدواژگان: تحلیل، نقد، زبان شناسی سیستمی، نقشگرا، قصیده فارسی
  • قدرت الله طاهری، غلامحسین غلامحسین زاده، فاطمه جعفری صفحه 95
    شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی (شیخ اشراق) یکی از متفکران بزرگ ایران است که بیشتر در حوزه فلسفه و کلام اسلامی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است و چنانکه باید منتقدان ادبی، آثار او؛ به ویژه رساله های فارسی او را که به شکل حکایت های تمثیلی رمزی نوشته شده اند، مورد نقد و بررسی قرار نداده اند. به کارگیری نظریه های نقد ادبی جدید در تحلیل روایت های سهروردی و دیگر نویسندگان دوران کلاسیک می تواند ارزش های نهفته این گونه آثار را بهتر نمایان سازد. در این پژوهش سعی شده است با تمرکز بر علم «روایت شناسی» انسجام ساختاری و روایی داستان تمثیلی «رساله الطیر»، نقد و بررسی شود. نتایج تحقیق نشان می دهد سهروردی استفاده مناسبی از راوی اول شخص داشته و در بهره گیری از شگردهای مختلف از جمله در استفاده از زمان، ایجاد زمان سمبلیک و تعلیق مانند داستان نویسان مدرن امروزی عمل کرده است.
    کلیدواژگان: روایت شناسی، سهروردی، رساله الطیر، تودوروف، ژنت
  • کاظم دزفولیان، فواد مولودی صفحه 113
    این مقاله بررسی ساز و کار روایت منطق الطیر از دیدگاه دو روایت شناس ساختارگرا، گرماس و ژنت است. از یک سو، با طرح الگوی کنشی معناشناسانه گرماس و ساختار بنیادین تقابل های دوگانه در این الگو، فرایند معناسازی و پیش روی واحدهای روایت در منطق الطیر تحلیل می شود. همچنین نقش تقابل جفت های متضاد همچون معنا و صورت، روح و جسم، لاهوت و ناسوت در شکل گیری نقش های کنشی این الگو تبیین می گردد. از دیگرسو، بر اساس نظریه ژنت، سه سطح روایی داستان، روایت، روایت گری و مولفه های رابط این سطوح در متن منطق الطیر نشان داده می شود تا از دیدگاه ژنت، میزان روایت مندی این اثر معلوم شود.
    کلیدواژگان: منطق الطیر، گرماس، ژنت، الگوی کنشی، سطوح روایی
  • رضا چراغی، احمد رضی، علیرضا نیکویی صفحه 137
    در نود سال اخیر، تکرار انتقاد از شعر کهن فارسی در حوزه های مختلف فکری، فرهنگی، ادبی و...، به این انتقادها وجهی گفتمانی داده است؛ به گونه ای که به عنوان مثال در بررسی آرای شاعران نوگرایی چون نیما یوشیج و احمد شاملو، با «گفتمان انتقاد از شعر کهن» مواجهیم.
    گفتمان، مجموعه ای از گزاره هاست که در یک بازه زمانی، به طور منسجم درباره موضوعی خاص بیان می شوند و زبان را در آن زمینه تجهیز می کنند. در تبارشناسی که مهم ترین رویکرد روش شناختی میشل فوکو در تحلیل گفتمان است، با بازگشت به سرچشمه های شکل گیری و طبیعی سازی گفتمان، بسیاری از رویکردها و گزاره ها، ساخت شکنی، تحلیل و آسیب شناسی می شوند. مقاله حاضر نیز بر آن است که با بررسی، طبقه بندی، تحلیل انتقادی و آسیب شناسی رویکردهای انتقادی پنج تن از معرو ف ترین روشنگران ایرانی در قرن سیزدهم هجری (نوزدهم میلادی)، زمینه های شکل گیری و طبیعی سازی بسیاری از انتقادها به شعر کهن فارسی را نشان دهد. در این مقاله از روش توصیفی تحلیلی با رویکرد انتقادی استفاده شده است.
    براساس یافته های این پژوهش، روشنگران ایرانی با معیار اثبات گرایی علمی، تقلیل ادبیات به کارکرد سیاسی اجتماعی، علمی و مادی، نگاه اثباتی به زبان و توجه به رسانگی زبان ادبی برای اطلاع رسانی، آموزش و تبلیغ، تعمیم معیارهای علوم تجربی و زیست شناختی به عناصر ادبی و... به نقد شعر کهن فارسی پرداختند و انتقادهای خود را در چهارچوب مفاهیمی چون برجسته نمایی، حاشیه رانی، تقابل، کلشیه سازی، سوء تشخیص و... طبیعی سازی کردند.
    کلیدواژگان: روشنگران ایرانی، گفتمان، آسیب شناسی، نقد ادبی، تحلیل رویکرد
  • تقی آزاد ارمکی، شهرام زمانی سبزی صفحه 163
    ساز و کار اندیشه اجتماعی در ادبیات براهنی اساس تحقیق حاضر است. بدین منظور تصویر جامعه ایران در دو دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی در ادبیات داستانی رضا براهنی بر اساس ساختگرایی تکوینی لوسین گلدمن مورد بررسی قرار گرفت. از میان آثار براهنی دو رمان رازهای سرزمین من و آزاده خانم و نویسنده اش (آشویتس خصوصی دکتر شریفی) انتخاب گردید و به مفهوم شناسی و مقوله بندی این مفاهیم پرداخته شد. این مطالعه با تاسی از پارسنز در چهار حوزه فرهنگ، اجتماع، سیاست و اقتصاد انجام گرفت و مشخص گردید ساز و کار اندیشه اجتماعی در ادبیات براهنی رویکرد فرهنگی سیاسی است. به عبارتی رمان های وی سیاسی هستند، لیکن از طریق فرهنگ دستیابی می شوند.
    کلیدواژگان: جامعه شناسی ادبیات، ساختارگرایی تکوینی، رازهای سرزمین من، آزاده خانم و نویسنده اش، رضا براهنی
  • مصطفی گرجی صفحه 183
    یکی از جریان های داستان نویسی معاصر، ادبیات داستانی سیاسی است که عنوان های این دسته از آثار به نسبت سایر جریان های داستان نویسی و با توجه به درونمایه آن، قابل تامل است. بر این اساس بررسی و تحلیل این جریان با تاکید بر نام های آن به عنوان یک واحد معنادار و مستقل گونه ای از گونه های نقد داستان است که عمدتا به انگیزه کشف جریان فکری حاکم بر متن انجام می شود. در این مقاله نویسنده حدود صد عنوان از نوع ادبیات داستانی سیاسی را با توجه به مآخذ معتبر، شناسایی و با روش نشانه معناشناختی (البته در معنای عام آن) بررسی و تحلیل کرده است. ترتیب تاریخی انتخاب به این گونه بوده است که دهه اول (1351 1360) بیست و دو داستان؛ دهه دوم (1361 1370) سی و سه داستان و دهه سوم (1371 1380) چهل و شش داستان انتخاب شده است. بررسی زبانی این آثار نشان می دهد که عنوان های بسیط نه درصد و عنوان های ترکیبی دو و سه جزیی هشتاد و شش درصد کل عنوان ها را در بر می گیرد. دلایل و عوامل این امر؛ علاوه بر تامل نویسندگان در تحریض خواننده، در بنیاد این نوع ادبی نهفته است که ای هام و ابهام را می طلبد. نگاه معرفت شناسانه به این مجموعه ها نشان داد که حدود سی درصد این نام ها با مفاهیمی همچون درد و رنج انسان درآمیخته است که بیشترینه این تعداد مربوط به دهه دوم با چهل و پنج درصد است. نکته دیگر قابل تامل در تحلیل نشانه معناشناسی این عنوان ها، توجه به نوعی تقابل در انتخاب عنوان داستان ها، عنوان های دال بر ایستایی در یک مقطع و پویایی در مقطع دیگر و دال بر رهایی در یک مقطع و بستگی و اسارت انسان در مقطع دیگر است.
    کلیدواژگان: ادبیات داستانی، ادبیات انقلاب اسلامی، رمان سیاسی
  • مریم صادقی گیوی، بهاره پرهیزکاری صفحه 207
    پروین شاعر بیان خواست‎ها، نارسایی ها، کمبودها و نادیده انگاری های مردمان عصر خویش درباره زنان است. او بسیار کوشیده است تا با درک و دریافت شرایط موجود، با نگاهی دقیق و واقع گرایانه دیدگاه های نادرست و رایج در جامعه ایران را ارزیابی کرده و ریشه این همه مصائب و مشکلات را که خود زنان نیز بوده اند، یافته و در بیان چاره اندیشی ها پیشگامانه باشد.
    در این مقاله دیدگاه های پروین در مورد زن در دو بعد سنتی و مدرن مورد بررسی قرار گرفته است. در بعد سنتی به ویژگی های یک زن به عنوان مادر و همسر که شامل پایداری، مهربانی و شفقت و عفت و پاکدامنی است، پرداخته شده است و به موازات آن در بررسی هویت مدرن، این مسئله در اشعار پروین تبیین شده است که زن با کسب علم و دانش و داشتن اصالت فکر و اندیشه، در ایفای همان نقش ها می تواند موثرتر باشد، به طوری که رابطه او با همسرش مبتنی بر تعامل و همکاری است، نه فرمانبرداری و همچنین فرزندانی را پرورش می دهد که می توانند در جامعه منشا خدمات بزرگ باشند.
    کلیدواژگان: شعر معاصر، انقلاب مشروطه، زن، هویت سنتی، هویت مدرن، پروین اعتصامی
  • سید مهدی زرقانی صفحه 229
    مسئله اصلی در این جستار، طرز برخورد سه شاعر معاصر با سنت فرهنگی مردانه است. در ابتدا تفاوت ذهنیت شاعران کلاسیک با شاعران عصر مشروطه نسبت به فرهنگ مردانه مرور خواهد شد. سپس موضوع را در شعر پروین اعتصامی، سیمین بهبهانی و فروغ فرخزاد به عنوان نماینده سه طرز برخورد شاعران معاصر با سنت مذکور بررسی خواهیم کرد. دلیل انتخاب این سه شاعر آن است که مسیر تحول پدیده فرهنگی مذکور را در شعر معاصر می توان در سروده های آنها پی گیری کرد. پروین اعتصامی نماینده شاعرانی است که هر چند رویکرد اعتراضی را در پیش گرفته اند اما هرگز موفق نشده اند از حصار پولادین سنت قدمی فراتر نهند، طرز برخورد آنها را به طور قراردادی «معترضانه» می نامیم. بهبهانی نماینده آن دسته از شاعران است که از نگرش سنتی فاصله گرفته و رویکرد «اصلاح طلبانه» را در پیش گرفته اند. پس از اینها نوبت به فروغ فرخزاد می رسد. او نماینده شاعرانی است که به «اعتراض» و «اصلاح» بسنده نکرده اند و رویکردی «عصیان گرانه» و سنت شکنانه را در پیش گرفته اند.
    کلیدواژگان: پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، سنت فرهنگی مردانه، مدرنیسم، فمینیسم
|
  • Ahmad Tamimdari Page 1
    The main question of the research is that what is meant by poetry and how the contemporary approaches account for it. Does Poetry have a moral and educational content, or it is purely of aesthetic function? Can political and social issues be included in poetry, or it is essentially a matter of inspiration? The purpose of the present paper is to capture the most reasonable and modern understanding of poetry. To do so, various theories known as Poetics have been reviewed. Today, poetics and criticism of poetry is mostly understood in terms of cultural affairs and poetic inspiration. The Nature of poetry as inclusive of all the functions is the very cultural infusion or an important part of culture that seems pervasive.The research was done by reviewing old and new views on poetics, their comparison and contrast, and finally preferring one to the others.
  • Manzar Soltani, Hossein Aligholizadeh Page 17
    To better understand the Persian literature, knowing mystical expressions is necessary because the mysticism and mystical thought is the spirit of Persian literature. Expressions such as “Fath”, “Fotuh” and Fath-e-bab have been frequently used in different literary works. In this research, regarding their various meanings, looked up in literary texts, we will briefly follow the changes in the meanings and interpretations of the expressions “Fath”, “Fotuh” and Fath-e-bab” through distinguished mystical and literary works from the beginning to their growth and again their descend. In some works, “Fath”, “Fotuh” and Fath-e-bab have been used interchangeably, or one has been used for the others. The word “Fath” was originally taken from the Qur’an by mystics and literati and turned to a loaded remark. In fact, the various significances of these mystical expressions originated from the words of Qur’an as seeds which gradually became a fruitful tree of huge foliage in the works of Mowlana.
  • Iraj Mehraki, Khadijeh Bahrami Rahnama Page 37
    The aim of this article is to show destiny - centered structure of tragic stories of Shahnameh. In tragedy, there is an inevitable thing that the hero of story is not able to prevent it, in order not to amortize him. It is called definite destiny or fate. All heroes of tragic stories of Shahnameh, are defeated by it, and when they are faced with a network of cause and effect, despite all their attempts and determination, they admit defeat, and inevitability of their fate. So, they accept the order of destiny and believe that, whatever should be done, will be done and you have to accept it. So many elements form destiny- centered structure of the tragic stories of Shahnameh; ignoring just one of them will affect the whole work. Studying the elements will make it possible to analyze the structure.
  • Hoseinali Ghobadi, Ahmad Rezaei Jamkarani Page 69
    The first ode in Farrokhi Sistani’s Divan is a poetic description of clouds. It has been imitated by many poets. The authors of the present research have studied the first part of the ode (Taqazzol), which has been imitated by three poets close to Farrokhi’s time- Azraqi, Masoud Sa’d, Amirmo’ezy- comparing them with Farrokhi’s own poem, in the framework of systemic–functional linguistics. Since Azraqi is known for his poetic innovations and Amirmo’ezy is accused of sheer imitation – if not literary theft – of Farrokhi’s Divan and Onsory’s, the research can also provide a scientific and objective analysis of creativity, innovation or sheer imitation. No doubt many literary artistic beauties and fine points cannot be explained through linguistic analysis. However, most linguistic approaches, methods, and tools are useful for understanding literary texts preventing subjective evaluations and judgments.
  • Ghodratolah Taheri, Gholamhosein Gholamhoseinzadeh, Fatemeh Jafari* Page 95
    Sheikh Shahab-Al-Din Yahya Suhrawardi is considered as one of the greatest Iranian thinkers who are mainly famous in the field of Islamic philosophy and Kalam. His works, specially his Persian treaties, which are allegorical and of symbolic expression, have not been studied yet, as they deserve to. Applying new theories of literary criticism to them and the works of the rest of classics can reveal their hidden values. In this paper we have tried to study the structural and narrative coherence of Resalatuttayr (Treaties on the Birds), an allegorical story of Suhrawardi’s, adapting a narratological approach. Findings of the research show that Suhrawardi has skillfully used the first person point of view. He appears like a modern novelist in his perfect use of fictional elements, such as narrative time, creating symbolic time, and suspension.
  • Kazem Dezfoulian, Foad Moloudi Page 113
    This article is an analysis of the narrative aspect of Attar’s Mantiq-Al-Tayr (Speech of Birds), based on the views of two structuralist narratologists- Gremas and Genette. On the one hand, using Gremas’s interpretative actanitial model, and basic structure of binary oppositions in this model, we will study the process of creating meaning and development of narrative units in Mantiq-Al-Tayr, as well as the role of binary oppositions, such as, meaning/ form, body/ soul, and the heaven/ the earth in the formation of the actantial roles. On the other hand, based on Genet’s theory, the three narrative levels of the story- narrative, narratology and linking features of these levels- will be presented in Mantiq-Al-Tayr in order to show to what extent this work enjoys narrative structure.
  • Reza Cheraqi, Ahmad Razi, Alireza Nikouie Page 137
    During the last 90 years, the high frequency of criticism of Farsi classic poetry in different fields of thought, cultural, literary, and so on, has made a kind of discourse, in the way that studying modern poets like Nima Yushij and Ahmad Shamloo, for example, we face with the “discourse of criticism of the classics”.Discourse is a set of statements on a given subject developing in a certain period of time. It gives rise to creation of its own terminology and enriches the language with required words on that field. In genealogy, the most important methodological approach of Michel Foucault’s in discourse analysis, most approaches and statements are deconstructed, analyzed and pathologized, going back to the origin of formation discourses and their promotion. This article aims at representing the backgrounds of formation and promotion of criticisms of Farsi classics, studying, categorizing, critical analysis and pathology of five well-known Iranian intellectuals in the 13th century (19th century). To do so, analytic – descriptive method has been used.According to the findings of the research, Iranian intellectuals have criticized old Farsi poetry with scientific positivistic scales; reducing literature to a social – political, scientific and materialistic function; taking positivistic view on language and stressing expressiveness of literary language for informing, education and publicity; and projecting criteria of experimental science and biology upon literature. They made their criticisms seem natural in the frameworks of such concepts like foregrounding, deviation from the norms, opposition, stereotyping, misidentification, and so on.