فهرست مطالب

زمین شناسی اقتصادی - سال سوم شماره 1 (پیاپی 4، بهار و تابستان 1390)
  • سال سوم شماره 1 (پیاپی 4، بهار و تابستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/10/19
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علیرضا زراسوندی، هوشنگ پورکاسب، عادل ساکی، سمیه سلامب الهی صفحه 1
    کانسارهای بوکسیت مندان و ده نو در فاصله 40 کیلومتری شمال شرقی شهرستان دهدشت در استان کهگیلویه و بویر احمد قرار دارند. بوکسیت این ناحیه به لحاظ زمانی مربوط به کرتاسه است و از دیدگاه ساختاری، در زون زاگرس چین خورده ساده قرار دارد. افق بوکسیتی بین دو سازند سروک و ایلام واقع گردیده است. هدف از این تحقیق، بررسی کانی شناسی، روابط بافتی، تعیین شرایط نهشت کانی های بوکسیتی و ارتباط آن با منشا این کانسارها است. در این زمینه، مطالعات آزمایشگاهی شامل بررسی ویژگی ای بافتی و ترکیب کانی شناسی این افق با استفاده از مقاطع نازک و صیقلی و نتایج آنالیز پراش پرتو X (XRD) مدنظر قرار گرفت. کانسار مندان از طبقات بوکسیتی متوالی مختلف تشکیل شده است: از پایین (قاعده) به سمت بالا شامل بوکست سفید، خاکستری، سیاه، پیزولیتی و قرمز و زرد می باشد. در کانسار ده نو این توالی با عدم نهشت بوکسیت های سیاه و خاکستری تکرار می گردد. بوهمیت، دیاسپور، کائولینیت و کلسیت از کانی های اصلی هر دو سکانس بوکسیتی (مندان و ده نو) می باشد. بافت شاخص هر دو کانسار، در لایه های مختلف بوکسیتی عبارتند از اوولیتی- پیزولیتی، اوئیدی- اسفروئیدی، پیزولیتی، پلیتومورفیک و شکل دروغین است. با توجه به حضور بوهمیت به عنوان شاخص ترین کانی غنی از Al در محیط فرسایشی و ناپیوستگی های رسوبی چنین به نظر می رسد که زایش این کانسارها شدیدا تحت تاثیر فرسایش و ناپیوستگی صورت گرفته در سنومانین- تورنین در زاگرس است. وجود خرده های آواری در پیزولیت ها و اوئیدها شواهدی از انتقال را نیز نشان می دهد که بیانگر تشکیل اولیه بوکسیت به صورت برجا و سپس در اثر فرسایش به صورت تخریبی وارد حوضه رسوبی شده و بوکسیت کارستی را تشکیل داده است. با توجه به مطالعات میکروسکپی و نتایج XRD، در افق بوکسیتی مندان دو رخساره کانیایی تشخیص داده شد، که در شرایط محیطی متفاوت تشکیل شده اند 1) رخساره اکسیدان که شامل کانی های بوهمیت، دیاسپور، هماتیت و کائولینیت است. 2) رخساره احیایی که شامل پیریت، کلریت و دیاسپور است. نبود افق بوکسیتی خاکستری و سیاه در کانسار ده نو، مبین وجود فقط یک محیط اکسیدان در این منطقه است.
    کلیدواژگان: بوکسیت، کارست، بوهمیت، زاگرس، مندان، ده نو
  • محمدحسین زرین کوب، سون لیگ چانگ، سیدسعید محمدی، محمدمهدی خطیب صفحه 15
    توده گرانیتوئیدی بی بی مریم با وسعت حدود 5 کیلومترمربع به درون نوار افیولیت ملانژ خاور ایران، در پهنه جوش خورده سیستان نفوذ کرده است. آثار حرارتی این توده بر روی سنگهای میزبان نشان می دهد که این فعالیت بعد از جای گیری افیولیت ملانژ رخ داده است. این توده نفوذی که دارای روند کلی شمال باختری - جنوب خاوری است عمدتا از تونالیت -کوارتزدیوریت تشکیل شده ولی در بخش شمال باختری آن یک واحد فرعی گرانودیوریتی به صورت دایک بروز کرده است. بافت غالب در توده تونالیتی _ کوارتزدیوریتی، دانه ای و در بخش گرانودیوریتی، دانه ای، میرمکیتی و گرافیکی است. کوارتز، پلاژیوکلاز (الیگوکلاز _ آندزین) و بیوتیت به عنوان کانی های اصلی و آمفیبول (هورنبلند)، آپاتیت، زیرکان و کانی کدر از اجزای فرعی واحد اصلی این توده می باشند. کوارتز، پلاژیوکلازسدیک و آلکالی فلدسپار کانی های اصلی و گارنت، آپاتیت و کانی های کدر، کانی های فرعی واحد گرانودیوریتی را می سازند. توده گرانیتوئیدی بی بی مریم در محدوده کالک آلکالن، متا آلومین تا اندکی پر آلومین و از نوع کمان ماگمایی قرار می گیرد. بالا بودن نسبت LREE/HREE، مقدار نسبت Sr/Y (میانگین 7/38)، و مقدار SiO2(میانگین48/69) به همراه فقدان آنومالی منفیEu نشان میدهند که این سنگها شباهت زیادی به آداکیت های غنی از سیلیس دارند. افزایش نسبت Sr/Y ناشی از ذوب عمیق و در محدوده ناپایدار شدن پلاژیوکلاز و پایداری گارنت تعبیر می شود. این ماگما می تواند از یک منبع اکلوژیتی یا گارنت آمفیبولیتی، حاصل از دگرگونی ورقه اقیانوسی فرورانده شده خاور ایران، سرچشمه گرفته باشد. سن سنجی به روش زیرکان اورانیم - سرب بر روی دانه های زیرکان جدا شده از فاز اصلی (تونالیت _ کوارتزدیوریت) نشان می دهد که این ماگماتیسم در 6/. ± 5/71 میلیون سال (ماستریشتین) رخ داده است. با توجه نتیجه سن سنجی می توان سن جای گیری افیولیت ملانژ میزبان را قبل از ماستریشتین دانست.
    کلیدواژگان: گرانیتوئید، بی بی مریم، سن سنجی، زیرکان، اورانیم، سرب، خاور ایران
  • محمدرضا شایسته فر، محمد محمدی، علی رضایی صفحه 29
    منطقه مورد مطالعه در جنوب استان کرمان و در زون اسفندقه- دولت-آباد واقع شده است. در این منطقه معادن فراوانی از کرومیت یافت می شود که همگی توسط رخنمونهای سطحی کشف شده اند. با توجه به کارهای اکتشافی- استخراجی انجام شده قبلی و نبود لایه راهنما، حفر گمانه بهترین انتخاب جهت تکمیل اطلاعات تفصیلی در منطقه مورد مطالعه بود. برای اکتشاف تفصیلی و ارزیابی ذخیره، پس از برداشتهای اکتشافی، زمین شناسی و نمونه برداری اولیه، پروفیل ها و گمانه های اکتشافی طراحی شدند. گمانه های اکتشافی براساس اطلاعات سطحی، ترانشه های موجود در کمر بالای رگه کرومیت، طوری طراحی شدند که هر گمانه رگه کرومیت را در عمق 15 متری قطع کند. براساس نتایج حاصل از گمانه های حفر شده، نتایج حفاری و با توجه به ماهیت زمین-شناسی منطقه، روش استخراج معدن برای سال اول به روش روباز و برای سالهای بعد به روش استخراج زیرزمینی کند و آکند انتخاب شد. براساس نتایج حاصل شده، این کانسار دارای ارزش اقتصادی بالایی است.
    کلیدواژگان: اکتشاف تفصیلی، پروفیل، گمانه اکتشافی، مدل سازی، معدن شش آبدشت
  • آزاده ملک زاده شفارودی، محمدحسن کریم پور صفحه 41
    شرق ایران به واسطه رژیم تکتونیکی زون فرورانش در گذشته که به فعالیتهای ماگماتیسمی آلکالن تا کالک آلکالن گسترده در زمان ترشیری انجامیده است، پتانسیل خوبی برای تشکیل کانسارهای مس پورفیری دارد. ماهرآباد اولین منطقه اکتشافی مس- طلای پورفیری بوده که در شرق ایران کشف شده است. این کانسار وابسته به یک سری استوک های پورفیری مونزونیتی تا دیوریتی است که درون سنگهای آتشفشانی جایگزین شده اند. پورفیری های مونزونیتی، نقش اساسی را در کانی سازی داشته اند. زون های دگرسانی گسترده ای شامل پتاسیک، سریسیتیک- پتاسیک، کوارتز- سریسیت- کربنات- پیریت، کوارتز- کربنات- پیریت، سیلیسی- پروپیلیتیک، پروپیلیتیک، کربناته و سیلیسی وجود دارد. کانی سازی به حالتهای افشان، استوک ورک و برش هیدروترمالی اتفاق افتاده است. براساس اکتشاف اولیه، مس بین 179 تا 6830 گرم در تن (میانگین 3200 گرم در تن) و طلا بیش از 1000 میلی-گرم در تن (میانگین 570 میلی گرم در تن) وجود دارد. این منطقه اکتشافی یک ذخیره مس پورفیری غنی از طلاست. سن سنجی لیزر- ابلیشن اورانیم- سرب روی دو نمونه از توده های نفوذی مرتبط با کانی سازی نشان می دهد که پورفیری های مونزونیتی در 8/0 ± 39 تا 8/0 ± 2/38 میلیون سال پیش در فاصله زمانی کمتر از یک میلیون سال در ائوسن میانی متبلور شده اند. این اولین سن دقیق را برای دوره کانی-سازی های نوع پورفیری مشخص می کند. همچنین نسبت ایزوتوپ اولیه (87Sr/86Sr)i و i(143Nd/144Nd) اولیه با توجه به سن 39 میلیون سال محاسبه شد. نسبت ایزوتوپ اولیه (87Sr/86Sr)i در توده های مونزونیتی بین 7047/0 تا 7048/0 بوده است. نسبت (143Nd/144Nd)i اولیه نیز بین 512694/0 تا 512713/0 می باشد. میزان εNd اولیه بین 45/1 تا 81/1 است. براساس داده های ایزوتوپی منشاء ماگمای اولیه خارج از پوسته قاره ای بوده است. این پژوهش می تواند برای بررسی جایگاه تکتونو- ماگماتیکی و تکامل شرق ایران مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: بلوک لوت، ائوسن میانی، زیرکن، زمان سنجی زمین شناسی، لیزر ابلیشن ICP، MS
  • بهزاد مهرابی، ابراهیم طالع فاضل*، علی نخبه الفقهایی صفحه 61

    مجموعه ماگمایی شرق ایران در ناحیه لوت مرکزی، میزبان کانسارهای پلی متال رگه ای و پورفیری متعددی است که محدوده معدنی گله چاه- شوراب در شمال غرب آن قرار دارد. سنگهای آتشفشانی و توده های نیمه عمیق در منطقه، متشکل از کوارتزلاتیت پورفیری، داسیت و ریوداسیت پورفیری و هورنبلند- بیوتیت آندزیت با ماهیت کالک آلکالن، معادل گرانیت تیپ I، طی جای گیری در ترشیری، سنگ بستر منطقه را که شیل، سیلتستون و آهک ژوراسیک (سازند شمشک) است قطع کرده اند. گسلها و درز و شکافها، کنترل کننده های اصلی کانی سازی در منطقه هستند. سیالات کانه دار حاوی سرب، روی، مس، آنتیموان و عناصر کمیاب، کانه زایی های نوع انتشاری، رگه- رگه چه ای و در مواردی استوک ورک و برشی در این شکستگی ها ایجاد کرده اند. کانه زایی رگه ای و رگه چه ای سرب+ روی± مس± آنتیموان در معدن متروکه گله چاه به همراه دگرسانی های کربناتی و سیلیسی مشاهده می شود. کانه های هیپوژن شامل گالن، اسفالریت، پیریت، کالکوپیریت، بورنونیت و تتراهدریت و محصولات سوپرژن آن شامل سروزیت، کوولین، دیژنیت و پیریت کلوئیدی نسل دوم است. کانه زایی سرب+ روی+ مس+ آنتیموان همراه با دگرسانی های سریسیتی و سیلیسی در معدن متروکه شوراب نیز شامل دو نوع کانی سازی، یکی رگه چه ای و رگه ای برشی در مرز داسیت پورفیری، شیل و ماسه سنگ های ژوراسیک و دیگری کانه زایی انتشاری و انتشاری- رگه چه ای درون نفوذی های ریوداسیت و داسیت های پورفیری دگرسان شده است. کانه های اصلی هیپوژن شامل گالن، اسفالریت، استیبنیت، پیریت آرسنیک دار، کالکوپیریت و مجموعه تتراهدریت- تنانتیت و کانی سازی سوپرژن سولفیدی- اکسیدی شامل مالاکیت، کوولین، سروزیت و پیریت ملنکوئیتی است. رخداد کانه زایی پلی متال سرب+ روی+ آنتیموان± آرسنیک± نقره همراه با مجموعه دگرسانی سریسیتی، کربناتی و کلریتی در اندیس معدنی چوپان به دو شکل رگه ای، رگه چه ای- استوک ورک (تا عمق 30 متری) محدود به گسلها و کانی سازی نوع انتشاری-جانشینی (عمق بیش از 70 متر) در سنگ میزبان ریوداسیت و داسیت های پورفیری است. مطالعه سیالات درگیر حاکی از آن است که کانه زایی های مس انتشاری- رگه چه ای و پلی متال انتشاری- جانشینی به ترتیب در کانسارهای شوراب و چوپان در دما، شوری و عمق بالاتری نسبت به کانه زایی سرب و روی رگه- رگه چه ای کانسار گله چاه تشکیل شده اند و کانه زایی های تشکیل شده در ارتباط با تحول سیالات گرمابی کانه دار و اختلاط با آبهای جوی دارای دما و شوری پایین در منطقه هستند.

    کلیدواژگان: کانه زایی پلی متال، انتشاری، رگه چه ای و رگه ای، مجموعه ماگمایی شرق ایران، گله چاه، شوراب، اختلاط سیالات گرمابی
  • بتول تقی پور، محمد علی مکی زاده صفحه 79
    منطقه مورد مطالعه بخشی از نوار ماگماتیسم سنوزوئیک ایران مرکزی در غرب استان یزد را در بر می گیرد. نفوذ توده های لوکوکرات علی آباد-دره زرشک با ترکیب گرانیت تا گرانودیوریت و با سن الیگوسن، سبب رخداد دگرگونی مجاورتی و پیدایش اسکارن در بخش کنگلومرایی سازند سنگستان شده است. این توده ها منسوب به ماگمای کالکوالکالن و محیط کمان آتشفشانی هستند. مجموعه کانی های زیر در اسکارن های این منطقه به ترتیب اهمیت مشاهده شده است: گارنت، اپیدوت، کوارتز، کلسیت، پیریت، اکسید آهن. گارنتهای قهوه ای رنگ کانی شاخص این اسکارن می باشند. بر مبنای آنالیزهای نقطه ای مایکروپروب گارنتها دارای میانگین ترکیب شیمیایی آندرادیت-گروسولر (And 65، Gross 30) متمایل به قطب آندرادیت هستند. نفوذپذیری بالای کنگلومراها و وجود بخش های کربناته از عوامل مهم برای تراوش سیالات و شکل گیری گارنتها بوده است. تغییرات فشار بخشی اکسیژن در سیال سبب شکل گیری منطقه بندی نوسانی واضح در گارنتها شده است. تحول اسکارن علی آباد- دره زرشک درمحدوده دمایی 530 تا 380 درجه سانتی گراد و فشار 0.5 کیلو بار و فوگاسیته بالای اکسیژن بوده است. همیافتی نزدیک اسکارن با توده نفوذی حاوی کانی سازی مس پورفیری این اسکارن را از نوع اسکارن مس پورفیری نشان می دهد.
    کلیدواژگان: اسکارن، گارنت، آندرادیت، مس پورفیری، گرمابی
  • رضا ارجمندزاده، محمدحسین کریم پور، احمد مظاهری، ژوزه فرانسیسکو سانتوز، جورج مدینا، مسعود همام صفحه 1
    زون های فرورانش به سمت غرب، برخلاف زون های فرورانش به سمت شرق ویژگی های مشترکی شامل ساختارهای کم ارتفاع، دراز گودال عمیق، صفحه فرورونده پرشیب و حوضه پشت قوسی مرکب دارند. محیط تکتونوماگماتیسم و متالوژنی بلوک لوت در حال حاضر مورد بحث است و نظریات بسیاری مطرح شده اند. علی رغم اینکه برخی مساله فرورانش را مردود دانسته اند، اکثر محققین فرورانش را به زیر بلوک افغان در نظر گرفته اند، اما عده ای معتقدند که پوسته اقیانوسی به زیر بلوک لوت کشیده شده است. نهشته های مس - طلای پورفیری در محیط ژئوتکتونیکی جزایر قوسی، طی ائوسن میانی تشکیل شده اند، در حالی که نهشته های مولیبدن دار در ارتباط با ضخیم شدگی پوسته طی الیگوسن بوده اند. در این مقاله، داده های جدید عناصر کمیاب و ژئوشیمی ایزوتوپی گرانیتوئیدهای بلوک لوت همراه با شواهد ساختاری ارائه می شوند که نشان دهنده فرورانش دوسویه نامتقارن به زیر هر دو بلوک لوت و افغان با سرعت های متفاوت پوسته اقیانوسی می باشد.
    کلیدواژگان: فرورانش نامتقارن، تکتونوماگماتیسم، بلوک لوت، بلوک افغان، داده های ژئوشیمی ایزوتوپی
|
  • A. Zarasvandi, H. Pourkaseb, A. Saki, S. Salamab-Allahi Page 1
    The Mandan and Deh-Now bauxite deposits are located 40 km northeast of Dehdasht in Kohgiloye and Boyer-Ahmad province in the Zagros simply folded belt. The deposits were formed in the oldest rocks of the area of late Cretaceous age. The bauxite horizon is situated between Sarvak and Ilam formations. The aim of this study is to determine the mineralogy and texture relations of the deposits in order to determine the environment and status of bauxite mineralization. In this way, samples were selected from these bauxite deposits for mineralogical studies based on microscopic and XRD techniques. The bauxite horizon in the Mandan deposit consists of white, gray, black, pisolitic, red and yellow bauxites. The sequence was repeated in the Deh-Now without black and gray bauxites. Mineralogy is similar in all bauxitic layers and the main textures are pisolitic-ooide, ooide-spheroid, pisolitic, pelitomorphic and pseoudomorphic. Bohmite, diaspore, kaolinite and calcite are the most important minerals in both bauxitic layers of the Mandan and Deh-Now deposits. Due to bohmite mineralization in the study area, erosional and intense weathering environment in the Touronian-Cenomanian could be suggested for the deposition of bauxite in these deposits. Existence of interclasts in the pisolites and ooides indicate that these bauxites were transformed from the primary in situ environment to karstic sedimentary basin as authigenic origin. These studies indicate that there are two mineralized facies with different environmental status: (1) oxidation facies with bohmite, diaspore, kaolinite and hematite minerals and (2) reduced facies with pyrite, diaspore and chlorite mineralization. The lack of reduced condition at the Deh-Now deposit shows that the deposit formed only in oxidation status.
  • M.H. Zarrinkoub, S.L. Chung, S.S. Mohammadi, M.H. Khatib Page 15
    Bibi Maryam granitoid body with about 5 Km2 has intruded into ophiolite mélange complex in sistan suture zone, in east of Iran. Thermal effects of this body on the host rocks show that this activity occurred after emplacement of ophiolite mélange. This intrusive body with general northwest – southeast trend is mainly tonalite-quartz diorite but there is a minor unit as dykes of granodiorite in the northwest side. Main texture in tonalite - quartz diorite is granular and in granodiorite part, granular, myrmekitic and graphic are popular. Quartz, plagioclase (oligoclase-andesin) and biotite are the main minerals and the minors are amphibol, apatite, zircon and opaque in the main body. Quartz, sodium plagioclase and alkali feldspar are the main minerals and the minors are garnet, apatite and opaque minerals in granodiorite unit. Bibi Maryam granitoid is magmatic arc type and has plotted in calc-alkaline, metaluminous to peraluminous field.High ratio of LREE / HREE, Sr/Y (average is 38.7), and SiO2 amount(average is 69.48) with absent of Eu negative anomaly show these rocks are very similar to high SiO2 adakites. High ratio of Sr/Y can be interpreted of high depth melting in plagioclase unstability and garnet stability field. The source of this magma can be an eclogite or garnet amphibolites which derived of subducted metamorphosed oceanic plate in east of Iran. Dating on zircon grains in the main body (tonalite-quartzdiorite) with zircon uranium – lead shows this magmatic event has occurred at 71.5 ± 0.6 Ma (maestrichtian). Based on this dating, the emplacement of host ophiolite mélange should occurred before maestrichtian.
  • M. R. Shayestehfar, M. Mohammadi, A. Rezaei Page 29
    The study area is located in the south of Kerman province and in the Esphandoghe- Dolatabad zone. Numerous chromite ores were found in the area that has been explored by surface outcrops. With respect to the previous exploration- exploitation works and the absence of the pilot layer, the best option was the boreholes’ drilling was the best choice in order to complete the detailed information. For the detail- exploration and ore evaluation, the exploratory boreholes and profiles designed after the exploration surveying, geology and the primary sampling. Exploratory boreholes are based on surface information and the present trenches on the hanging wall of the chromite veins are also designed in such a way that each borehole cut across the chromite vein in the depth of 15 meters. Based on previous results from the drilled holes, drilling results and with respect to the geological characteristic of the area, the exploration method of the mine for the first year has been selected on the open pit method and for the next years, cut and fill underground method. This deposit is having high economic values based on concluded results.
  • A. Malekzadeh Shafaroudi, M. H. Karimpour Page 41
    Eastern Iran has great potential for porphyry copper deposits, as a result of its past subduction zone tectonic setting that lead to extensive alkaline to calc-alkaline magmatic activity in Tertiary time. Maherabad is the first porphyry Cu-Au prospecting area which is discovered in eastern Iran. This is related to a succession o f monzonitic to dioritic porphyries stocks that were emplaced within volcanic rocks. Monzonitic porphyries have basic role in mineralization. Hydrothermal alteration zones are well developed including potassic, sericitic-potassic, quartz-sericite-carbonate-pyrite, quartz-carbonate-pyrite, silicified-propylitic, propylitic, carbonate and silicified zones. Mineralization occurs as Disseminated, stockwork and hydrothermal breccia. Based on early stage of exploration, Cu is between 179- 6830 ppm (ave. 3200 ppm) and Au is up to 1000 ppb (ave. 570 ppb). This prospect is gold- rich porphyry copper deposit. Laser-ablation U-Pb dating of two samples from ore-related intrusive rocks indicate that these two monzonitic porphyries crystallized at 39.0 ± 0.8 Ma to 38.2 ± 0.8 Ma, within a short time span of less than ca. 1 Ma during the middle Eocene. This provides the first precise ages for metallogenic episode of porphyry-type mineralization. Also, the initial 87Sr/86Sr and (143Nd/144Nd)i was recalculated to an age of 39 Ma. Initial 87Sr/86Sr ratios for monzonitic rocks are 0.7047-0.7048. The (143Nd/144Nd)i isotope composition are 0.512694-0.512713. Initial ε Nd isotope values 1.45-1.81. Based on isotopic data the magma had originated beyond the continental crust. The study will be used for tectonic-magmatic setting and evolution of eastern Iran.
  • B. Mehrabi, E. Tale Fazel, A. Nokhbatolfoghahai Page 61

    The Iranian East Magmatic Assemblage (IEMA) in the Central Lut region, hosted porphyry and vein-type polymetallic mineralization. The GaleChah-Shurab mining district is located in NW of the IEMA. Volcanic and subvolcanic bodies in the area are composed of calc-alkaline porphyry quartz-latite, porphyry dacite and rhyodacite and hornblende-biotite andesite, equivalent to I-type granite. They emplaced in Tertiary and intruded the Jurassic shale, siltstone and limestone basement (Shemshak Fm). The faults, joints and fractures, are the main controls on the mineralization, in forms of disseminated, vein, veinlet and minor stockwork and brecciation type mineralization of Pb, Zn, Cu, Sb and trace elements. Vein and veinlet of Pb+Zn±Cu±Sb in the Gale-Chah abandoned mine accompanied by carbonate and silicic alterations in association with galena, sphalerite, pyrite, chalcopyrite, bournonite and tetrahedrite as the hypogene ore minerals and their supergene products including cerussite, covellite, digenite and second-generation colloidal pyrite. The Pb+Zn+Cu+Sb mineralization associated with sericitic and silicic alterations in the Shurab abandoned mine, is composed of two types of mineralization, veinlet and brecciation vein in the porphyry dacite boundaries with Jurassic shale and sandstones, and the disseminated and disseminated-veinlet mineralization which is hosted by the altered porphyry dacite and rhyodacite intrusive rocks. The mineral assemblages are galena, sphalerite, stibnite, As-bearing pyrite, chalcopyrite and tetrahedrite-tennantite complex hypogene-sulfide ore as a hypogene ore, and malachite, covellite, cerussite and melancoitic pyrite as a sulfide-oxide supergene ore. The Pb+Zn+Sb±As±Ag polymetallic occurrence is associated with sericitic, carbonate and chloritic alteration assemblage in the Chupan occurrence, in two forms, I) vein, veinlet-stockwork (30m depth) confined to fault structures and II) disseminated-replacement (below 70m) mainly hosted in rhyodacite and porphyry dacite rocks. The hypogene minerals are galena, sphalerite, stibnite, pyrite, realgar-orpiment, arsenopyrite, and chalcopyrite with extensive occurrence of oxide-sulfide supergene products, such as Mn-oxide, hematite, malachite and colloidal pyrite. Fluid inclusion study show that disseminated veinlet Cu and disseminated-replacement polymetallic mineralization at the Shurab and Chupan deposits, respectively occurred in the high temperature, salinity and depth compared to vein-veinlet Pb and Zn mineralization of Gale-chah deposit. It seems that the mineralization is related to hydrothermal fluid evolution affected by mixing with cold and low salinity meteoric water.

  • Batoul Taghipour, Mohammad Ali Mackizadeh Page 79
    The study area is a part of Cenozoic magmatic belt of Central Iran, which is located in the West of Yazd porovince. Contact metamorphism and skarn occurred in conglomerate part of Sngestan Formation. The Oligocene intrusion bodies of Ali-Abad-Darreh Zereshk are leucocerate and have the chemical composition of granite to granodiorite with calc-alkaline affinity from volcanic arc geological setting. The main mineral assemblage of skarn in order of imprtance is as follow:Garnet + epidote + quartz + calcite + pyrite + iron oxides. Brown garnets are the skarn characteristic mineral. EPMA analysis has shown that the chemical composition with garnet belong to andradite-grossular solid-solution (And 65, Gross 30) with more andradite component. The high permeability and presence of carbonate pebbles in conglomerate are two important factors for fluid flow and genesis of garnets. Distinct oscillatory zoning in garnets is resulted from the change of fO2 in fluids. The evolution of Ali-Abad skarn is took place in the range of 380 to 530 ºC, 0.5 Kbar pressure and high fO2. Also close association of this skarn with Ali-Abad intrusive with Cu-porphyry mineralization shows that this skarn is a Cu-porphyry type skarn.