فهرست مطالب

  • سال چهل و دوم شماره 3 (پاییز 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/10/27
  • تعداد عناوین: 10
|
  • علی اسدی کنگرشاهی، غلامرضا ثواقبی، نگین اخلاقی امیری صفحه 217
    به منظور کاهش تناوب باردهی نارنگی انشو، آزمایشی در قالب بلوک های کامل تصادفی با 5 تکرار و 6 تیمار به مدت چهار سال انجام شد. تیمارها شامل: 1. شاهد (مصرف متعادل عناصر غذایی بر اساس آزمون برگ و پیش بینی عملکرد محصول)؛ 2. مصرف پاییزه نیتروژن (N- NH4)؛ 3. هرس بهاره؛ 4. محلول پاشی زمستانه اوره؛ 5. محلول پاشی تابستانه اوره؛ 6. محلول پاشی اوره همراه با مصرف پاییزه نیتروژن (N-NH4) و هرس بهاره بود. عملکرد میوه و شاخص تناوب باردهی برای کلیه تیمارها به دست آمد. نتایج سال اول آزمایش نشان داد که بیشترین عملکرد در این سال، متعلق به تیمار 6 (محلول پاشی اوره همراه با مصرف پاییزه نیتروژن و هرس بهاره) بود به طوری که عملکرد در این تیمار 274 کیلوگرم به ازای هر درخت بود که نسبت به تیمار شاهد 28 درصد افزایش داشت. در سال دوم آزمایش نیز بیشترین عملکرد متوسط میوه از تیمار 6 حاصل گردید به طوری که عملکرد متوسط به ازای هر درخت از 65 کیلوگرم در تیمار شاهد به 198 کیلوگرم در این تیمار رسید. نتایج سال سوم آزمایش که سالی کم محصول (off year) بود نشان داد که بیشترین عملکرد متوسط میوه از تیمار 3 (هرس بهاره) حاصل گردید به طوری که عملکرد متوسط به ازای هر درخت از 84 کیلوگرم در تیمار شاهد به 232 کیلوگرم در این تیمار افزایش یافت. نتایج سال چهارم آزمایش که سال آور (on year) بود نشان داد که بیشترین عملکرد (عملکرد متوسط 307 کیلوگرم به ازای هر درخت) از تیمار شاهد حاصل شد. مقایسه عملکرد تیمارهای مختلف در سال های متوالی نشان می دهد که کلیه تیمارها تناوب باردهی را نسبت به شاهد تعدیل کردند. اما در تیمار محلول پاشی اوره همراه با مصرف پاییزه نیتروژن و هرس بهاره سیکل سال آوری تقریبا از بین رفت و عملکرد در کل سال های آزمایش به حد قابل قبولی رسید. همچنین نتایج نشان داد که تیمار محلول پاشی اوره همراه با مصرف پاییزه نیتروژن و هرس بهاره کمترین مقدار شاخص تناوب باردهی را به خود اختصاص داد و تیمار شاهد، بیشترین مقدار شاخص سال آوری را نسبت به بقیه تیمارها نشان داد. لذا نظر به اینکه در تیمار محلول پاشی اوره همراه با مصرف پاییزه نیتروژن و هرس بهاره تناوب باردهی تقریبا از بین رفته و عملکرد در کل سال های آزمایش به حد قابل قبولی رسیده است به کارگیری این تیمار در باغ های مرکبات شمال می تواند از نظر اقتصادی برای باغ داران منطقه مقرون به صرفه باشد.
    کلیدواژگان: هرس، مصرف پاییزه نیتروژن، شاخص تناوب باردهی، محلول پاشی تابستانه و زمستانه اوره
  • سمیه کوکبی، سید جلال طباطبایی، رحیم نقش بند حسنی صفحه 227
    تاثیر نسبت های مختلف پتاسیم به کلسیم بر رشد، عملکرد و خصوصیات فیزیولوژیکی خربزه گالیا (Cucumis melo var. reticulatus L. Naud. cv. Galia) رشد یافته در آبکشت مورد بررسی قرار گرفت. این آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار (در هر تکرار 48 گیاه) انجام گرفت. بذور خربزه گالیا در کانال های حاوی پرلیت و ورمی کولیت (به نسبت V:V 3:1) کاشته شده و با نسبت های مختلف K/Ca (4، 5/3، 3، 5/2، 2، 5/1) تغذیه گردیدند. عملکرد خربزه و خصوصیات فیزیولوژیکی از جمله شاخص کلروفیل و نیترات دمبرگ مورد ارزیابی قرار گرفت. در پایان آزمایش کل گیاهان از بستر خارج شده و خصوصیات رویشی شامل سطح برگ، وزن تر و خشک اندام های هوایی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که محلول های غذایی با نسبت های مختلف K/Ca تاثیر معنی داری (01/0p?) بر عملکرد خربزه گالیا داشت به طوری که حداکثر عملکرد 65/9 کیلوگرم در بوته در نسبت 3 و حداقل 25/6 کیلوگرم در بوته در نسبت K/Ca برابر 4 به دست آمد. تاثیر تیمارها بر سطح برگ معنی دار شد و حداکثر سطح برگ در نسبت 3 مشاهده گردید. یک رابطه مثبت (62/0=R2) بین سطح برگ و عملکرد به دست آمد. حداکثر شاخص کلروفیل نیز در نسبت 3 دیده شد. همچنین تاثیر تیمارها بر وزن تر و خشک برگ ها و ساقه ها و میزان نیترات دمبرگ معنی دار بود. تاثیر تیمارها بر درصد مواد جامد محلول (TSS) میوه ها معنی دار شد و حداکثر TSS در نسبت 4 مشاهده گردید. به این ترتیب به نظر می رسد که نسبت پتاسیم به کلسیم برابر 3 باعث افزایش رشد، عملکرد و خصوصیات فیزیولوژیکی خربزه گالیا گردید بنابراین، تنظیم نسبت K/Ca در محلول غذایی برای حصول حداکثر عملکرد ضروری بنظر می رسد.
    کلیدواژگان: پتاسیم، کلسیم، کلروفیل.، عملکرد، خربزه گالیا
  • بهروز سرابی، محمدرضا حسندخت، محمد اسماعیل حسنی، تیمور رمک معصومی صفحه 237
    از نشانگر رپید (RAPD) جهت بررسی تنوع ژنتیکی 34 ژنوتیپ مارچوبه خوراکی وحشی بومی شهرستان طالقان به همراه مارچوبه های اهلی، مارچوبه خوراکی رقم مری واشنگتن و persicus Asparagus استفاده شد. تعداد 80 آغازگر تصادفی در انجام واکنش PCR بر روی نمونه ها به کار رفت که 18 آغازگر تکثیر DNA را به صورت چندشکلی بین ژنوتیپ ها نشان دادند. این 18 آغازگر در مجموع 175 نوار در کل ژنوتیپ ها تکثیر کردند که از بین آنها 160 نوار چند شکل بودند (4/91 درصد چندشکلی). تجزیه خوشه ای ژنوتیپ ها بر اساس حضور نوار (یک) و عدم حضور نوار (صفر) با استفاده از ضریب تشابه جاکارد و به روش UPGMA انجام گرفت. بیشترین و کمترین ضریب تشابه ژنتیکی بین ژنوتیپ ها به ترتیب 71/0 و 29/0 به دست آمد. در تجزیه خوشه ای، ژنوتیپ ها در ضریب تشابه 68/0 در هفت زیرگروه مجزا جای گرفتند. ژنوتیپ های وحشی در چهار زیرگروه، مارچوبه های اهلی همراه با مارچوبه خوراکی رقم مری واشنگتن در دو زیر گروه قرار گرفتند. persicus. A به عنوان یک گونه مجزا و با اختلاف چشم گیری از دیگر نمونه های آزمایش شده در زیر گروه آخر جای گرفت. بنابر نتایج به دست آمده ژنوتیپ های مورد بررسی از تنوع نسبتا بالایی برخوردار بودند که نشان دهنده غنی بودن ذخایر ژنتیکی مارچوبه در ایران است. ضمن اینکه، این بررسی توانایی نشانگر RAPD برای تفکیک گونه های مارچوبه و مطالعه تنوع ژنتیکی را نشان داد.
    کلیدواژگان: نشانگر RAPD.، تنوع ژنتیکی، مارچوبه، Asparagus officinalis
  • سودابه مفاخری، رضا امیدبیگی، فاطمه سفیدکن، فرهاد رجالی صفحه 245
    به منظور بررسی اثر کودهای زیستی بر برخی فاکتورهای فیزیولوژیکی، مورفولوژیکی و مقدار اسانس گیاه دارویی بادرشبی (Dracocephalum moldavica) آزمایشی به صورت فاکتوریل سه عاملی با استفاده از عامل های ورمی کمپوست (صفر، 15 و 30 درصد حجم گلدان)، ازتوباکتر (کاربرد و عدم کاربرد) و بیوفسفات (کاربرد و عدم کاربرد) در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با دوازده تیمار و چهار تکرار در سال زراعی 88-1387 به صورت گلدانی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس به اجرا درآمد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بالاترین سرعت سبز شدن (94/11 روز)، سریع ترین زمان گلدهی (81/88 روز)، بیشترین ارتفاع بوته (05/50 سانتی متر)، بیشترین وزن تر (56/44 گرم)، بیشترین وزن خشک (049/12 گرم)، بالاترین میزان اسانس (74/0 درصد)، و بیشترین عملکرد اسانس (34/0 میلی لیتر در گلدان) در سطح سوم ورمی کمپوست (30% حجم گلدان) حاصل شد. همچنین بیشترین مقدار بذر در بوته (47/4 گرم) در تیمار اثر متقابل سطح دوم ورمی کمپوست و کاربرد بیوفسفات زیستی، مشاهده شد. تیمار کود بیوفسفات اثر معنی داری بر سرعت سبز شدن بذرها و مقدار کلروفیل برگ نشان داد. همچنین اثر متقابل بیوفسفات و ورمی کمپوست تاثیر معنی داری بر وزن خشک، وزن بذر در بوته، مقدار فتوسنتز و میزان کلروفیل برگ داشت.
    کلیدواژگان: اسانس، ازتوباکتر، بیوفسفات، ورمی کمپوست.، بادرشبی
  • عباسعلی جنتی زاده، محمدرضا فتاحی مقدم، ذبیح الله زمانی، هادی زراعتگر صفحه 255
    ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان زردآلو در جهان است که سابقه بسیار طولانی در کشت و کار آن دارد. تکثیر جنسی زردآلو از طریق بذر در طول قرنهای گذشته سبب تولید انواع متعددی از آن در ایران شده است که متاسفانه اطلاعات جامعی از وضعیت آنها وجود ندارد. در این پژوهش تعداد 39 رقم و ژنوتیپ ایرانی زردآلو با استفاده از صفات مورفولوژیک و نشانگر مولکولی RAPD مورد ارزیابی قرار گرفتند. در بررسی ضریب تنوع صفات، نسبت مواد جامد محلول (TSS) به اسیدیته قابل تیتراسیون (TA)، اسیدیته قابل تیتراسیون (TA)، وزن مغز دانه، وزن گوشت میوه و وزن میوه دارای مقادیر بالایی بودند که نشان از امکان انتخاب برای هر صفت در برنامه های اصلاحی را دارد. همچنین در تجزیه فاکتور که برای تعیین تعداد عامل های اصلی موثر بر شناسایی ظاهری استفاده شد، صفات موثر در 6 فاکتور اصلی قرار گرفتند که مجموعا 52/79% از تغییرات کل را توجیه کردند که می توان فاکتورهای مستقل اول تا سوم را تحت عنوان: اندازه میوه (24%)، هسته میوه (16%) و طعم میوه (5/14%) نام گذاری کرد. تجزیه کلاستر داده های مورفولوژیکی توانست ارقام مختلف را براساس اندازه میوه، تاریخ رسیدن و صفات مربوط به طعم میوه تفکیک نماید. تجزیه و تحلیل داده های ملکولی RAPD بیشترین تشابه ژنتیکی را بین ژنوتیپ های نوری دیررس و نوری پیش رس (95/0) و کمترین تشابه ژنتیکی را بین ژنوتیپ های تنسگل و شاهرود-48 (30/0) نشان داد. در تجزیه کلاستر داده های RAPD، ژنوتیپ ها در فاصله تشابه 65% به 6 گروه اصلی تقسیم شدند که تا حدودی با نتایج خصوصیات مورفولوژیکی و منشاء جغرافیایی آنها تطابق داشت.
    کلیدواژگان: تجزیه کلاستر، Prunus armeniaca، تجزیه فاکتور.، ضریب تنوع، همبستگی صفات
  • صفورا سعادتی، نور الله معلمی صفحه 267
    به منظور بررسی اثرات محلول پاشی روی بر خصوصیات رویشی، عملکرد و کیفیت میوه توت فرنگی (Fragaria×ananassa Duch) رقم کردستان، تحت شرایط تنش شوری، آزمایشی در سال 89-1388 در شرایط کنترل شده گلخانه ای به صورت آبکشت اجرا گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی، با سه سطح کلرید سدیم (mM 30 و 15، 0) و سه سطح سولفات روی (g/L3 و 5/1، 0)، با سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که تعداد برگ، سطح برگ، وزن تر و خشک برگ و ریشه، شاخص های عملکرد، شاخص کلروفیل و میزان نسبی آب برگ در شرایط شوری کاهش و با محلول پاشی روی، به طور معنی داری افزایش یافت. میزان پرولین در برگ ها تحت تاثیر شوری و اثرات متقابل روی و شوری افزایش یافت، اما کاربرد روی بر آن بی تاثیر بود. نشت الکترولیت با افزایش غلظت کلرید سدیم، افزایش و با کاربرد روی، کاهش یافت. افزایش غلظت روی و کلرید سدیم، اسیدیته قابل تیتراسیون را افزایش داد، ولی دیگر خصوصیات کیفی میوه، تحت تاثیر تیمارها قرار نگرفتند. بر اساس نتایج حاصل می توان استفاده از روی را در شرایط شوری، توصیه نمود.
    کلیدواژگان: تغذیه برگی، تنش کلرید سدیم، سولفات روی، اجزای عملکرد
  • مینا تقی زاده، محسن کافی، محمدرضا فتاحی مقدم، غلامرضا ثواقبی صفحه 277
    اخیرا استفاده از گیاهان تجمعکننده فلزات سنگین برای پالایش مناطق آلوده بسیار مورد توجه قرار گرفته است. سرب یکی از مهمترین آلاینده هایی است که تجمع غلظتهای نسبتا بالایی از این فلز در برخی مناطق گزارش شده است. در این تحقیق توانایی تحمل بذر جنس های چمن در مرحله جوانهزنی به غلظتهای مختلف سرب و در مرحله استقرار گیاه بررسی گردید. در بخش اول این تحقیق نیترات سرب در غلظتهای 0، 200،، 400 800 و 1000 میلیگرم در لیتر در مرحله جوانهزنی به کار برده شد. بخش دوم با اضافه نمودن غلظتهای 0، 200، 400 و 800 میلیگرم در لیتر نیترات سرب به خاک در مرحله استقرار اجرا گردید. صفاتی که در این آزمایشها اندازهگیری شدند، شامل درصد جوانهزنی، روند جوانهزنی در طی زمان، طول ریشهچه، طول ساقهچه، طول اندام هوایی و ریشه، وزن تر اندام هوایی و ریشه، وزن خشک اندام هوایی و ریشه، عرض برگ، میزان کلروفیل برگ و میزان تجمع سرب در اندام هوایی و ریشه بود. طبق نتایج با افزایش غلظت سرب، درصد جوانهزنی و طول ساقهچه نسبت به شاهد افزایش یافت ولی بر رشد ریشهچه اثر بازدارندگی داشت. فاکتورهای رشدی چمن در مرحله استقرار تحت تاثیر غلظتهای سرب قرار نگرفت. میزان تجمع سرب در ریشه ها نسبت به اندامهای هوایی بیشتر بود. با افزایش میزان سرب در خاک میزان تجمع سرب در اندامهای چمن افزایش یافت. به طور کلی در بین سه جنس مختلف چمن، رایگرس با 5/473 میلیگرم در کیلوگرم و کنتاکی بلوگرس با 5/1121 میلیگرم در کیلوگرم به ترتیب کمترین و بیشترین تجمع سرب را در اندام هوایی داشتند. در حالی که برموداگرس 9/877 میلیگرم در کیلوگرم وزن خشک و رایگرس با 2/2743 میلیگرم در کیلوگرم وزن خشک به ترتیب کمترین و بیشترین تجمع سرب را در ریشه نشان دادند. ارزیابی تحمل و توانایی پالایندگی نشان داد رایگرس میتواند به عنوان یک گیاه پوششی و سوپرجاذب در مکانهای آلوده به سرب استفاده شود.
    کلیدواژگان: کنتاکی بلوگرس، رایگرس، پالایش، نیترات سرب، برموداگرس
  • امیرحسین آقایی، پرویز احسانزاده صفحه 291
    کدوی تخم کاغذی از گیاهان دارویی تازه وارد به کشور است که بذر و فرآورده های آن در درمان بسیاری از بیماری ها کاربرد دارد. با توجه به اهمیت این گیاه در صنایع دارویی، افزایش خشکسالی در سالهای اخیر و نبود اطلاعات کافی در مورد نیاز کودی این گیاه در کشور این تحقیق با هدف مطالعه تاثیر سطوح مختلف رطوبتی و نیتروژن بر کلروفیل، خصوصیات فتوسنتزی، پرولین، عملکرد و اجزای عملکرد گیاه کدوی تخم کاغذی در سال زراعی 1388 با استفاده از کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با پنج تکرار انجام شد. سطوح مختلف تیمار آبیاری بر اساس میلی متر تبخیر از طشت تبخیر شامل 1I (65 میلی متر تبخیر)، 2 I(95 میلی متر تبخیر) و 3 I(130 میلی متر تبخیر) به عنوان فاکتور اصلی و سه سطح نیتروژن به فرم اوره شامل 1N (شاهد بدون کود)، 2N (120کیلوگرم در هکتار) و 3N (220 کیلوگرم در هکتار) به عنوان فاکتور فرعی بود. کمبود آب موجب کاهش و افزایش نیتروژن موجب افزایش سطح برگ شد. بین سطوح آبیاری و نیتروژن از نظر غلظت کلروفیل برگ اختلاف مشاهده شد. افزایش در سطوح نیتروژن و آب در دسترس موجب افزایش فتوسنتز و هدایت روزنه ای و کاهش در غلظت دی اکسیدکربن در حفره زیر روزنه گردید. تنش خشکی و افزایش سطح نیتروژن موجب افزایش غلظت پرولین برگ شد. در سطح آبیاری 3 Iعملکرد، اجزای عملکرد، درصد روغن و عملکرد روغن نسبت به سطح 1 I کاهش پیدا کرد. همچنین در سطح 3N نیتروژن تعداد میوه در بوته، عملکرد میوه، عملکرد دانه، درصد روغن نسبت به سطح 1N کاهش نشان داد. اگرچه افزایش در میزان نیتروژن خاک موجب افزایش میزان شاخص سطح برگ، غلظت کلروفیل و سرعت فتوسنتز خالص شد، اما ظاهرا تولید بیش از حد شاخ و برگ به عنوان یک مخزن قوی عمل کرده و نه تنها از افزایش عملکرد میوه و دانه جلوگیری نمود بلکه حتی سبب کاهش جدی آن ها شد.
    کلیدواژگان: پرولین، نیتروژن، خشکی، کدوی تخم کاغذی، گیاهان دارویی، خصوصیات فتوسنتزی
  • علیرضا طلایی، ناصر قادری، علی عبادی، حسین لسانی صفحه 301
    به منظور بررسی اثر تغییرات پتانسیل آب خاک بر برخی تغییرات بیوشیمیایی دو رقم انگور (ساهانی و بیدانه سفید) آزمایشی با چهار تیمار شامل پتانسیل آب خاک در حد 2/0- مگاپاسکال (شاهد)، 6/0-، 1- و 5/1- مگاپاسکال پتانسیل آب خاک (تیمارهای تنش) در سال 1387 به اجرا درآمد. در این آزمایش گیاهان دو ساله انگور در گلدان های 18 لیتری محتوی خاک لومی کاشته شدند. هر تیمار شامل سه تکرار و هر تکرار با واحد آزمایشی شامل دو گلدان و هر گلدان دارای یک گیاه بود. زمانی که پتانسیل آب خاک به حد فوق الذکر رسید میزان کلروفیل، کربوهیدرات های محلول، پروتئین کل، فعالیت آنزیم پراکسیداز و نسبت وزن خشک برگ بر سطح آن (LMA) اندازه گیری شدند. بر اساس نتایج این پژوهش تیمارهای خشکی اثر معنی داری بر میزان کلروفیل برگ دو رقم انگور مورد مطالعه گذاشته و در دو تیمار 1- و 5/1- مگاپاسکال نسبت به شاهد به طور معنی داری کاهش یافت. رقم ساهانی دارای مقدار کلروفیل بیشتری در مقایسه با بیدانه سفید بود. نسبت وزن خشک برگ بر سطح آن در رقم بیدانه سفید تحت تیمار تنش شدید خشکی نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت. میزان LMA در رقم ساهانی بالاتر از رقم بیدانه سفید بود. میزان پروتئین های محلول در اثر تنش خشکی در تیمارهای 1- و 5/1- مگاپاسکال نسبت به همدیگر و تیمارهای شاهد و 6/0- مگاپاسکال تفاوت معنی داری را نشان دادند. فعالیت آنزیم پراکسیداز تحت تاثیر تیمارهای تنش خشکی قرار گرفته و به طور معنی داری در تیمارهای 1- و 5/1- مگاپاسکال نسبت به تیمارهای شاهد و 6/0- مگاپاسکال افزایش یافت. در کل فعالیت این آنزیم در رقم بیدانه سفید بالاتر از رقم ساهانی بود. با افزایش شدت تنش خشکی افزایش فعالیت آنزیم در رقم ساهانی در مقایسه با رقم بیدانه سفید افزایش بیشتری را نشان داد. میزان کربوهیدرات های محلول تحت تاثیر تیمارهای تنش خشکی قرار گرفته و به طور معنی داری در هر سه تیمار 6/0-، 1- و 5/1- مگاپاسکال در مقایسه با تیمار شاهد افزایش یافت. با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان گفت که رقم ساهانی دارای پتانسیل بالاتری برای مقابله با شرایط کم آبی در مقایسه با رقم بیدانه سفید می باشد.
    کلیدواژگان: خشکی، پراکسیداز، کربوهیدرات های محلول.، پروتئین، کلروفیل
  • محمد کاظم سوری، نسرین فرهادی، حمیدرضا روستا صفحه 309
    نوع نیتروژن می تواند اثرات فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی مهمی بر گیاه داشته باشد. در این مطالعه طی دو آزمایش به صورت آب کشت و همچنین یک آزمایش تحت کشت خاکی (گلدانی)، اثر تغذیه آمونیومی، نیتراتی، و آمونیوم-نیتراتی روی گیاهان فلفل تحت شرایط کنترل شده مورد بررسی قرار گرفت. ماده 3، 4-دی متیل پیرازول فسفات (DMPP) به عنوان ممانعت کننده اکسیداسیون آمونیوم در کشت خاکی به کار رفت. نتایج نشان داد که در آب کشت وقتی دانهال های فلفل از ابتدا تحت تیمار کامل یا نسبتی از آمونیوم قرار بگیرند رشد و نمو و عملکرد رویشی آنها در مقایسه با گیاهان روییده با نیترات شدیدا کاهش می یابد، ولی وقتی دانهال های فلفل ابتدا برای دو هفته در محلول غذایی حاوی نیترات (پیش تیمار) قرار گرفتند، تحمل نسبی آنها به آمونیوم در ترکیب با نیترات افزایش یافت. لذا احتمالا نسبت های نیترات به آمونیوم در داخل گیاه در کاهش حساسیت گیاهان نسبت به آمونیوم مهم به نظر می رسد. از سویی دیگر، گیاهان روییده در خاک تحمل بهتری نسبت به شرایط تغذیه آمونیومی در مقایسه با آب کشت نشان دادند و نتایج مربوط به پارامترهای رشد و نمو گیاهان بخوبی موید این واقعیت بود. این مساله می تواند احتمالا به سبب خاصیت بافری خاک و تثبیت آمونیوم به وسیله کلوئیدهای خاک و آزادسازی تدریجی آن برای گیاهان باشد.
    کلیدواژگان: آمونیوم، دی متیل پیرازول فسفات، آب کشت، نیترات، نیتریفیکاسیون، فلفل
|
  • Page 217
    In order to investigate and reduce the alternate bearing in Satsuma mandarin (Citrus unshiu), an experiment was conducted in a randomized complete block design of 6 treatments and 5 replications and for a duration of 4 years. Treatments included: 1. Control (optimal application of mineral nutrients as based on leaf analysis and yield); 2. Autumn nitrogen application; 3. Spring pruning; 4. Summer urea spraying; 5. Winter urea spraying; 6. Urea spraying along with autumn nitrogen application, as well as spring pruning. Results obtained for the first year revealed that the highest yield belonged to treatment 6 with 274 kg of fruit per tree, while control yielding 214 kg per tree. During the second year, the highest yield was also obtained from treatment 6, i.e. 198 kg per tree compared with 65 kg in control. During the third year of the experiment which was an "off year", the highest yield was obtained in treatment 3 with 232 kg/ tree as compared with 84 kg in control. During the forth year being an "on year", the highest yield came from control with an average of 307 kg per tree. The total yields in different treatments during the four years of experiment were then compared. Results indicated that, alternate bearing cycle was alleviated as compared with the trees in control. However, in treatment 6, the alternate bearing cycle was almost disappeared with the total yield reaching an acceptable level during all the four years. The index of alternate bearing was calculated for all the treatments with the results indicating that treatment 6 bore the lowest while control had the highest index among all the treatments. So, as observed for treatment 6 (urea spraying with autumn nitrogen application and spring pruning) in which alternate bearing got almost balanced with an increase in total annual yield of acceptable level, this treatment could be considered as an economical, and profitable practices in citrus gardens in north of Iran.
  • Page 227
    Effects of different K/Ca ratios on the growth, yield and physiological characteristics in Galia (Cucumis melo var. reticulatus L. Naud. cv. Galia) grown in hydroponics were evaluated. The experiment was arranged in a completely randomized design of three replicates. Melon seeds were sown in a medium containing perlite and vermiculite (3:1 V:V) and then irrigated with water containing different K/Ca ratios of: 1.5, 2, 2.5, 3, 3.5, 4. The yield and such plant's physiological characteristics as chlorophyll index and petiole nitrate were assessed. Plants were finally cut and such vegetative characteristics as leaf area, fresh and dry weight measured. The results revealed that the melon yield was significantly affected by various K/Ca ratios, so that the highest yield was observed in ratio 3 (6.25 kg/ per plant), while the lowest was for ratio 4. Leaf area (LA) was significantly affected by various K/Ca ratios, with maximum LA achieved for ratio 3. A positive correlation was observed between leaf area and yield (R2=0.62). The fresh and dry weight of leaf and stem as well as petiole nitrate content were significantly affected by various K/Ca ratios. The percentage of Total Soluble Solids (TSS) was significantly affected by various K/Ca ratios, with the maximum TSS being achieved for the ratio 4 treatment. It was finally concluded that K/Ca ratio 3 treatment was the most effective in improving the growth, yield and physiological characteristics of Galia, so that the adjustment of K/Ca ratio in the nutrient solution at this level seems to be fundamental in obtaining the highest and optimum yield.
  • Page 237
    RAPD markers were employed to assess the genetic diversity of 34 Iranian wild edible asparagus (A. officinalis) genotypes as well as cv. Mary Washington and A. persicus. In total, 80 RAPD primers were employed for PCR reactions, among which, 18 revealed reasonable polymorphism. The 18 primers produced 175 bands, of which, 160 were polymorphic (91.4% polymorphism). Cluster analysis of the genotypes was performed based on their presence (1) or absence (0) of the bands, employing Jaccard's Similarity Coefficient and the method of UPGMA. The highest and lowest observed genetic coefficients of similarity between genotypes were recorded as 0.71 and 0.29, respectively. At a distance of similarity of 0.68 on the dendrogram, the genotypes were divided into seven sub-clusters. Wild genotypes were positioned in four subclusters followed by two subclusters that included the cultivated asparagus and the edible A. officinalis cv. Mary Washington. The species A. persicus, as a distinguished ones, located in a last subcluster with an acceptable distance from other genotypes. The examined genotypes were of relatively high diversity, indicating the richness of asparagus genetic resources in Iran. Furthermore, this study reflected the capability of RAPD markers in differentiating Asparagus species and to study their genetic diversity.
  • Page 245
    To study the effects of biofertilizers on physiological and morphological characteristics, as well on essential oil content in Dragonhead (Dracocephalum moldavica), an experiment was conducted at Tarbiat Modares University in 2009. The studied factors were: Vermicompost (0, 15, 30% V/pot), Azotobacter (inoculated and non-inoculated), and phosphatic biofertilizer (inoculated and non-inoculated). The experiment design was a factorial based on randomized complete block design of twelve treatments and four replications. Results revealed that Vermicompost fertilizer significantly affected seed emergence speed (11.94 days), flowering (88.81 days), plant height (50.05 cm), fresh and dry yield (44.56 and 12.049 gr), photosynthesis rate and chlorophyll content, essential oil content (0.74%) as well as essential oil yield (0.34 mlit/pot). Maximum seed weight per plant (4.47 gr) was obtained for BV15. Biophsphate also showed significant effects on seed emergence and chlorophyll content. Interactions of the two factors of Biophosphate inoculation and Vermicompost fertilizer were also significantly affected the plant's dry weight, seed weight per plant, photosynthesis rate as well as the chlorophyll content.
  • Page 255
    Iran, with a long history of apricot cultivation is one of the most important apricot producers in the world. Centuries of sexual reproduction via seed, have developed many divergent variations of apricots in Iran. However, unfortunately there is no comprehensive report available concerning its diversity and genetic make-up. In this study, 39 Iranian apricot cultivars as well as accessions, native to Iran, were evaluated using morphological and RAPD molecular markers. Total Soluble Solids (TSS), Titrable Acidity (TA), kernel weight, fruit flesh weight as well as fruit weight exhibited high diversity coefficients, making it possible to select for desirable characters in breeding programs. In addition, factor analysis was performed to determine the number of the main factors. A 79.52% level of total variance was explained by the first six factors for morphological discrimination, the first independent factors of which included fruit size (24%), pit (16%) and flavor (14.5%). Cluster analysis of morphological traits led to a separation of cultivars according to their fruit size, ripening season as well as characteristics related to fruit taste. According to the RAPD, the highest genetic similarity was observed between ‘Noori-Dirras’ and ‘Noori-Pishras’ (0.95) while the lowest between ‘Tanasgol’ and ‘Shahrood-48’ (0.3). In the cluster analysis, at similarity distance of 65%, cultivars were placed in six main groups, in agreement with some other results obtained from morphological analysis and from the geographical origins of accessions.
  • Page 267
    In order to determine the effects of zinc foliar application on the vegetative characteristics, yield and fruit quality in strawberry (Fragaria × ananassa Duch) cv Kordestan under salinity stress conditions, an experiment was carried out hydroponically in glasshouse as a controlled environment during 2009 through 2010. Three levels of NaCl (0, 15, 30 mM) and three levels of Zn (0, 1.5, 3 g/L) were applied in a completely randomized design of three replicates. The results showed that number of leaf, leaf area, fresh and dry weight of leaf and of root, yield characteristics, chlorophyll index and leaf relative water content were reduced in the conditions of salinity, while foliar application of Zinc could increase them, significantly. The proline content of leaf under salinity as well under the interaction effect of Zn and salinity was increased, but of an application of Zn did not affect those parameters. Electrolyte leakage increased by increase in NaCl concentration and decreased with foliar application of Zn. Both salinity and Zn treatments increased the acidity in fruit, but other quality characteristics were not affected by those treatments. It can be concluded that, application of Zn could alleviate salinity stress on strawberry.
  • Page 277
    Heavy metal hyperaccumulators have recently attracted considerable attention in remediation of an area's pollutants. Lead (Pb) is one of the main pollutant heavy metals that its relatively high concentration have been reported in some environments. In present study, the potential of turfgrass tolerance, regarding seed germination and plant establishment were evaluated, in different concentrations of lead. In an initial stage, the application of Pb(NO3)2 at 0, 200, 400, 800 and 1000 mg/l was tested on seed germination. During the second stage, the effect of a supplement of 0, 200, 400 and 800 mg/l of Pb(NO3)2 concentrations to soil was studied on plant establishment. Some traits including percentage of and germination rate, plumule and radicle lengths, shoot and root lengths, shoot and root fresh weights, shoot and root dry weight, leaf width, leaf chlorophyll content and lead accumulation in shoot and root were recorded. Results revealed that the germination percentage and shoot length increased with increase in lead concentrations in comparison with control, while there was an inhibition effect observed on root growth. The growth factors were not affected by different concentrations of lead in establishment stage in the case of turfgrass. Pb accumulation level in roots was higher than that in shoots. The extent of accumulated Pb in turfgrass tissues increased by increasing Pb in the soil. In total, ryegrass and Kentucky bluegrass accumulated the least (473/5 mg/kg) and the most (1121/5 mg/kg) level of Pb in their shoots, respectively. However bermudagrass and ryegrass showed the least (877/9 mg/kg) and the most (2743/2 mg/kg) lead accumulation in their roots, respectively. An evaluation of the different plant's tolerance and accumulating potential indicated that ryegrass could be employed as cover plant as well as a lead hyperaccumulator plant in remediation of polluted areas.
  • Page 291
    Oilseed pumpkin is an introduced medicinal plant, the seeds as well as some other organs of which are being utilized in treating an array of human diseases in Iran. Considering the plant's significance in the health product's industry on the one hand, and the countrywide drought stresses and a lack of information on mineral nutrition of the oilseed pumpkin, the present study was aimed to study the impact of irrigation regime as well as N application on chlorophyll (Chl) content, gas exchange properties, proline content, yield and yield components of this useful medicinal plant. A 5-replicate split plot, randomized complete block experiment was conducted at the Lavark Research Farm, College of Agriculture, Isfahan University of Technology-Isfahan, Iran in 2009. Three irrigation regimes based on evaporation from a Class-A Standard Evaporation Pan including irrigation after 65 mm (I1=control), 95 mm (I2¬= moderate water deficit) and 130 mm (I3= severe water deficit) were assigned as the main plots. Three nitrogen (N) application rates including zero N (N1= control), 120 N (N2) and 220 N (N3) kg ha-1 of N as urea were chosen as subplots. Leaf Area Index (LAI), gas exchange attributes, Chl and proline content, fruits/plant, seeds/fruit, 1000-seed weight, fruit and seed yields, oil content as well as yield were evaluated. I1¬ and I3 irrigation levels with 2.11 and 1.46 and N3 and N1 nitrogen levels with 2.50 and 1.16 produced the highest and lowest LAI, respectively. Water deficit stress and lowered N application led to significant decreases in leaf Chl content. Water deficit led to decreases in the net photosynthetic rate (A) and leaf stomatal conductance (gs) but it led to increases in internal CO2 concentrations (Ci). While A and gs increased with N application rate, Ci decreased with an increase in N application. Proline content increased with both increases in water deficit stress and N application rate. I3 irrigation level led to 23, 33, 5, 51, 52 and 55 percent decreases in the traits of: fruits/plant, seeds/fruit, 1000-seed weight, seed and fruit yield as well as oil yield, respectively, as compared with the I1 level. N3 level of nitrogen application resulted in 28, 22, 27, 9 and 33 percent decreases in fruits/plant, fruit and seed yield, oil percent as well as oil yield, respectively, as compared with the N1 level. It could be concluded that the negative impact of water deficit stress on yield and its components in oilseed pumpkin is mainly through the decreases in the photosynthetic surfaces, photosynthetic rate and as well as Chl content. Furthermore, application of 220 kg ha-1 of N may lead to increases in LAI, Chl and A, though the latter increases, seemingly, enhance the growth of vegetative organs rather than the reproductive ones and grain yield components.
  • Page 301
    The influence of water deprivation on potted grape (Vitis vinifera L.) was investigated. Leaf Mass Area (LMA) and biochemical responses, including chlorophyll, total protein, peroxidase activity, soluble carbohydrates, photosynthesis and stomatal conductance were assessed in leaves of ‘Sahani’ and ‘Bidane sefid’ grape cultivars subjected to progressive drought (soil water potentials of: -0.2, -0.6, -1 and -1.5 MPa). The results indicated temporary reduction in the level of chlorophyll content under drought stress conditions. ‘Sahani’ contained a higher level of chlorophyll in comparison with ‘Bidane sefid’. Leaf Mass Area (LMA) was significantly decreased in ‘Bidane sefid’ under drought stress. LMA in ‘Sahani’ was recorded as higher than in ‘Bidane sefid’. Protein content was significantly reduced in -1 and -1.5 MPa treatment as compared with control (-0.2MPa), and the -0.6 MPa treatment. Peroxidase activity increased with increase in soil water potential. Increase in peroxidase activity in ‘Sahani’ was higher than in ‘Bidane sefid’ in comparison with control. The study revealed that mild drought stress (-0.6 MPa) affects photosynthesis while moderate (-1 MPa) and severe (-1.5 MPa) drought stresses affected chlorophyll, protein, peroxides activity as well as soluble carbohydrate levels. The results, in total indicated that ‘Sahani’ was of a higher tolerance to drought conditions as compared with ‘Bidane sefid’.
  • Page 309
    Nitrogen forms exert significant effects on physiological and morphological characteristics of plant. In this study, the effects of ammonium, nitrate, and ammonium-nitrate on pepper plants were investigated in soil culture, as well as in solution culture. In the soil culture, 3, 4-dimethylpyrazole phosphate (DMPP) was used as a standard nitrification inhibitor to guarantee the presence of ammonium inside the soil. The results indicated that, in solution culture, when seedlings, at their early stages, were either treated with ammonium, or a portion of ammonium, plant growth parameters were severely decreased as compared with the nitrate grown plants. However, when seedlings were pretreated in nitrate for two weeks, the relative tolerance of plants to ammonium increased. Plants in soil culture had better tolerance to ammonium nutrition as compared with those grown in solution culture. This was probably due to the buffering action properties of the soil in which NH4+ is absorbed onto the soil colloids and slowly released over the time. This is further supported by better growth characteristics of plants grown in ammonium supplied soil as compared with ammonium-fed plants grown in hydroponics.