فهرست مطالب

پژوهشنامه فلسفه دین (نامه حکمت) - سال نهم شماره 1 (پیاپی 17، بهار و تابستان 1390)
  • سال نهم شماره 1 (پیاپی 17، بهار و تابستان 1390)
  • 164 صفحه، بهای روی جلد: 30,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1390/10/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • رضا اکبریان، طیبه کرمی صفحه 5
    در فلسفه افلوطین و ملاصدرا، احد و واجب الوجود ویژگی هایی دارند که در سایر موجودات یافت نمی شود؛ و اگر صفات مشابهی در سایر موجودات وجود دارد، منشا آن همین مرتبه است. به همین ترتیب، صفاتی که در موجودات مادون احد و واجب الوجود یافت می شوند، چنانچه بر ضعف و نقص دلالت کنند، از این مرتبه سلب می شوند. علی رغم تفاوت های مبنایی میان این دو فیلسوف، که به بنیان های فلسفی و مذهبی آن ها مربوط است، مشابهت هایی نیز میان آن دو مشاهده می شود که با توجه به تاثیر سنت نوافلاطونی بر فلسفه اسلامی و به ویژه ملاصدرا، مقایسه میان این دو فیلسوف خالی از فایده نیست. توصیف وحدت حقیقی، نفی وجود محدود در احد و واجب الوجود، عدم اتکای فعل احد و واجب الوجود به اراده و علم زائد بر ذات و تناظر مرتبه عقل در فلسفه افلوطین با وجود منبسط و حقیقت وجود در فلسفه ملاصدرا، از نکات قابل بررسی در این مقایسه است.
    واژگان کلیدی
    کلیدواژگان: احد، واجب الوجود، عقل، علم واجب، حیات، افلوطین، ملاصدرا
  • فرهاد زینلی بهزادان، کاظم قاضی زاده، حسین هوشنگی، نهله غروی اصفهانی صفحه 29
    از منظر تجربه دینی، ذات خدا به وصف اخلاقی رحمت متصف می شود و نظریه معلولی معنا که در حوزه معناشناسی فلسفی مطرح است این امکان را به وجود می آورد که وصف اخلاقی رحمت، به همان معنای انسان انگارانه آن، یعنی دلسوزی و مهربانی، درباره ذات خدا به کار رود. با توجه به مفاد نظریه معلولی معنا، می توان ادعا کرد که مهربان و دلسوز بودن خداوند منافی با تنزه و بساطت ذات او نیست. معناشناسی کفر در قرآن کریم نشان می دهد که کفار همان ظالمان پایمال کننده اخلاق هستند که تا حد ممکن و تا زمانی که مایل اند بر مظلومان ظلم روا می دارند. رحمت خدا یا همان دلسوزی او برای مظلومان اقتضا می کند که داد آن ها را از کفار بازستانده و آن ها را تا زمانی که مایل است در جهنم عذاب کند. این شیوه از عذاب، دقیقا بسان روش کفار در ظلم به مظلومان است. وسعت فراگیر رحمت خداوند به دار دنیا اختصاص دارد اما در دنیای دیگر، رحمت خداوند به مومنان محدود است و مانع عذاب جاودانه کفار در جهنم نیست.
    کلیدواژگان: رحمت خدا، عذاب اخروی، عذاب جهنم، عذاب کفار
  • محمد ذبیحی، شهاب الدین ذوفقاری صفحه 51
    دیدگاه فلاسفه مسلمان درباره اتحاد مصداقی صفات باری تعالی و بازگشت اراده به علم ازلی، در نظر متکلمان مقبول نیفتاده است. همچنین طرح فاعلیت بالعنایه از سوی ابن سینا به عنوان فاعلیت وجودی الهی و استفاده از آن در فائق آمدن بر برخی دشواری های الاهیاتی، نظیر مسئله شرور، زمینه ای مناسب را برای نقض و ابرام آنان فراهم آورده است. در این میان، فخر رازی با تاکید بر مبانی کلامی اشعری و به این دلیل که اراده را به معنای عزم و قصدی زائد بر ذات که به ترجیح و تخصیص می انجامد، در نظر می گیرد، فلاسفه را در دست یابی به معنایی روشن برای اراده ذاتی موفق نمی بیند و آنان را به انکار اراده در خداوند متهم می کند. در این نوشتار، ضمن پاسخ به اشکال های فخر رازی، نشان داده شده که نتیجه گفتار ابن سینا در نفی غایت و غرض از فعل خداوند، سلب اراده و حکمت از او نیست؛ بلکه نتیجه این است که غایت در فعل واجب، چیزی جز ذات او نیست؛ و اراده او، ابتدا به ذات او تعلق گرفته، و همه موجودات به تبع ذات او مراد هستند.
    کلیدواژگان: خدا، فاعلیت، علم، اراده، ابن سینا، فخر رازی
  • سید مرتضی حسینی شاهرودی، فاطمه استثنایی صفحه 71
    فخر رازی سنخیت میان خدای متعال و مخلوقات را به دلیل اشتراک میان واجب الوجود و ممکن الوجود و محدود شدن قدرت الهی انکار می کند و آن را با مقام تنزیه خدای متعال در تعارض می داند؛ ولی خواجه طوسی در آثار فلسفی خود، به دفاع از قاعده «الواحد» بر مبنای اصل سنخیت پرداخته و اعتقاد به اصل سنخیت، به خوبی از عبارات وی برداشت می شود. اما او در نگاه عرفانی خود، به گونه دیگری درباره قاعده «الواحد» سخن می گوید و معتقد است تبیین کثرت های جهان و ارتباط آن ها با خدای متعال و پرسش از سنخیت میان آن ها، فرع بر صدور حقیقی کثرت ها از خداوند است؛ و در این باره، هر کسی از ظن خود آن می گوید که شایسته خود اوست، نه شایسته خدای متعال.
    کلیدواژگان: علت، معلول، سنخیت، قاعده الواحد، نصیرالدین طوسی، فخر رازی
  • محمدصادق زاهدی صفحه 95
    اگر چه پرسش از قلمرو دین و انتظار بشر از آن متعلق به دوران معاصر است اما ریشه های آن را می توان در آرای متفکران مسلمان متقدم واکاوی نمود. با نگاهی به آرای دو متفکر جریان ساز در جهان اسلام، یعنی ابن سینا و غزالی، رویکردهایی متفاوت در تبیین وجه نیاز آدمی به دین آشکار می گردد. در حالی که ابن سینا در تحلیل فلسفی خود بیشتر بر جنبه های حقوقی و کارکردهای اجتماعی دین تاکید می کند، تمرکز غزالی بر ابعاد معنوی و اخلاقی دین بیشتر است. البته این سخن به معنای نادیده گرفتن وجه معنوی دین از سوی ابن سینا و نیز حذف وجه اجتماعی دین نزد غزالی نیست؛ اما در یک نگاه کلان تر می توان تحلیل ابن سینا از دین را به مدل جمع گرایانه دنیانگر، و تحلیل غزالی از دین را به مدل فرد گرایانه آخرت نگر نزدیک تر دانست.
    کلیدواژگان: انتظار بشر از دین، قلمرو دین، غزالی، ابن سینا
  • نادر شکرالهی صفحه 111
    اگر در صدق اعتقادات دینی دچار شک شویم، در عمل بین دین داری و بی دینی، باید کدام یک را انتخاب کنیم؟ پاسکال، با توجه به منافع احتمالی بی شماری که در دین داری وجود دارد، به لزوم دین داری رای می دهد. در نقطه مقابل، طبق مبنای قائلان به اصل برائت و تعمیم متعلق شک آن که شامل شک در اعتقادات هم بشود، دین داری الزامی نیست. به نظر می رسد با توجه به تنوع ادیان و تعارض احکام و عقاید آنان که هر یک دیگری را بر باطل می-داند، به هنگام شک در حقانیت یک دین از بین ادیان، نه تنها عقل به برائت حکم می کند بلکه احتیاط در بی طرف ایستادن است. تنها راه درست، تاکید بر عقل نظری و اثبات عقلی متعلقات ایمان است.
    کلیدواژگان: اصل برائت، شرط بندی پاسکال، دین داری، عقل عملی، پاسکال
  • علی حقی، مهدی سلیمانی خورموجی صفحه 131
    آنچه غالبا در تبیین نسبت اندیشه کرکگور با آراء هگل مشاهده می شود این است که بیشتر به تمایزهای او نسبت به هگل بسنده شده و کمتر به مولفه هایی توجه شده است که می تواند دلیلی بر تاثیر پذیری او از هگل نیز باشد. نگارنده بر این باور است که می توان با تحلیل نحوه تحقق همین تمایزها، تاثیر پذیری کرکگور از هگل را نیز نمایان ساخت و از این طریق، تبیین بهتری برای نسبت میان این دو ارائه داد. در تحلیل تمایزها، از دو حیثیت «حفظ و حذف شدن»، مندرج در مفهوم «رفع» که یکی از مهم ترین مفاهیم فلسفه هگل است، استفاده شده و سعی بر آن بوده است تا در بستر این تحلیل، به بررسی تطبیقی آرای دینی این دو فیلسوف پرداخته شود.
    کلیدواژگان: رفع، حفظ و حذف، تمایز، خدا، دین، انسان، هگل، کرکگور
|
  • Dr. Reza Akbariyan, Dr. Taiiebe Karami Page 5
    One and the Necessary Existence in Plotinus and Mulla Sadra's Philosophy, have positive and negative aspects. As the One is the source of all beings, the positive attributes of supreme creatures has been proven for him and what which indicate to imperfection and failure has been negate from this level. In addition, The Necessary Existence that is corresponded to God in religion has some specified attribute. Plotinus and Mulla sadar in describing this reality, have different approaches because they have different origins, nevertheless they have similarities in describing real unity, free will, activity by self manifestation and negation the limited being. The assimilation between Intellect in Plotinus and self unfolding existence in Mulla Sadra's philosophy is another point. Although Plotinus and the Neo-platonism tradition had decisive influence on Islamic philosophy especially Mull Sadra, comparing two philosophers could be useful.
  • Dr. Farhad Zeinali Behzadan, Dr. Kazem Ghazizade, Dr. Hosein Hushangi, Dr. Nahle Gharavi Esfahani Page 29
    From a religious experience point of view, some ethical characters like RAHMAT describe the Divine Essence. Considering the caused theory of meaning in the field of philosophical semantics the character of RAHMAT is applicable in relation to the Divine Essence in its anthropomorfical meaning. According to the caused theory of meaning content, the kindness of God is not inconsistent with the transcendence and simplicity of his Essence. A semantics survey based upon the Quranic evidences shows that the unbelievers are the oppressors who wrong the oppressed as far as possible and for a time they desire. The RAHMAT of God or His compassion to the oppressed requires taking their revenge from the unbelievers and their eternal punishment into Hell. This method of punishment is conformed to the method of the unbelievers in punishing the oppressed. The vastness of the RAHMAT of God belongs to this world but in the other world the RAHMAT of God only belongs to the believers and will not keep from punishing the unbelievers for all eternity into Hell.
  • Dr. Mohammad Zabihi, Shahab-Addin Zufaghari Page 51
    The Islamic Philosophers view about union between Divine Attributes in object and referring Will to eternal knowledge, was not accepted in opinion of Kalam authorities. Also, the Ibn Sina's view in Divine agency by providence that is an existential agency and it's application for solution some of theological difficulties such as problem of Eviles provided a suitable field for discussion.Fakhar Razi, who emphasis on foundations of Asharites, did not see the explanation of philosophers to be successful about God's essential will. He accuses them in denying the will of God. In his view the mean of Will is aim and decision which is added to Essence and determins each of beings to it's time to be. This article mentions the result of Ibn Sina's essay in negation goal and purpose for Divine acts, dont negate His Will and Wisdom, rather means that His aim is Himself and will otheres beacuse will Himself, also Divine providence which is immediate knowledge to the best arrangement of things, helps Ibn Sina to solve some of theological problems.
  • Dr. Sayyed Morteza Hoseini Shahrudi, Fateme Estesnaii Page 71
    Fakhr Razi denies authenticity between God Almighty and the creatures because of the subscription between God and creatures may limit the divine power and It is incompatible with the transcendence of God Almighty, but khaje Tusi in his philosophical Works, based on similarity principle has defend the rule "Alwahid" And belief in the principle of similarity from His words will be taken. On the mystical view he has another Sight about that rule. He believes that the Explanation of multiplicity of the universe and Their relationship with God Almighty and Question of similarity among them, Interest on the principle that multiplicity really comes from God and here anyone says their own suspicions of what his own good, not worthy of God Almighty.
  • Dr. Mohammad Sadegh Zahedi Page 95
    Although, the question of the realm of religion belongs to the contemporary thought, but its roots can be found in the views of early Muslim thinkers. Looking at the views of the two main thinkers in the Muslim world, Ibn Sina and al-Ghazali, explains different approaches to religion. While Ibn Sina insists in his philosophical analysis on legal aspects and social functions of religion, Ghazali’s focus is on spiritual and moral dimensions of religion. Of course, this does not mean ignoring the spiritual aspect of religion by Ibn Sina and the elimination of social aspect of religion in al-Ghazali. Ibn Sina’s analysis is close to the Social model of religion and al-Ghazali’s prospective is closer to the individualistic model of religion.
  • Dr. Nader Shokrollahi Page 111
    If we are in doubt of religious beliefs, in practice between religiousness and irreligiousness which one we should choose. Considering the potential benefits of religiousness, which are many, Pascal argues that one must choose religiousness. On the other hand, according to those who believe in the principle of acquittance and the generalization of its subject of doubt, which can also include doubt in religious beliefs, religiousness is unnecessary. Apparently due to the diversity of religions and their differing laws and dogmas to the extent that they reject each other, when one doubts the truth of one religion among other religions not only reason endorses acquittance but it is also necessary not to take a stand. The right way is to stress the theoretical reason and to prove rationally the principles of faith.
  • Dr. Ali Haghi, Mahdi Soleimani Khurmuji Page 131
    It appears as if in explanation of Kierkegaard's relation to Hegel's philosophy, the researchers have contented with his distinctions to Hegel and have paid less attention to the properties which perhaps be a proof of Hegel's influence on him. We suggest that the influence will be emerged by analyzing the manner which these distinctions have realized, and hereby present a better explanation about their relation. The categories that have been applied for analyzing these distinctions are the two conserving and cancelling aspects were been included in the concept of «Aufheben» which is one of the main concepts of Hegel's philosophy. Within this analysis we attempt to make a comparative study among their religious views.