فهرست مطالب

ادبیات تطبیقی - پیاپی 4 (تابستان 1390)
  • پیاپی 4 (تابستان 1390)
  • بهای روی جلد: 12,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1390/11/16
  • تعداد عناوین: 14
|
  • صفحه 0
  • مهدی اسدی، فاطمه کوپا صفحه 1
    در میان گونه های متفاوت ادبی، عشقنامه ها از جذابیت و گیرایی خاصی بر خوردارند.لطیف ترین اشعار موجود در پهنه ادبیات جهان متعلق به این نوع ادبی است؛پس اغراق نیست اگر آن را دلنشین ترین نوع بدانیم.شاعران خوش قریحه ای چون فخرالدین اسعد گرگانی،نظامی، جامی و... در این عرصه هنرنمایی کرده و آثار پاینده ای چون خسرو وشیرین،ویس و رامین و یوسف و زلیخا از خویش به یادگار گذاشته اند.این مقاله با استناد به تفاسیر فارسی و عربی به بررسی بازتاب مضامین داستان یوسف وزلیخا در آثار برخی از بزرگان ادب فارسی و عربی می پردازد و سعی دارد تا گوشه ای از این تاثیر پذیری را بر اساس سوره مبارکه یوسف به نمایش بگذارد.
    کلیدواژگان: یوسف، زلیخا، عشق، حسن یوسف، رویای صادقه، پیراهن یوسف
  • محمدحسین جواری، محسن آسیب پور صفحه 23
    اگرچه ردپای شرق و اندیشه شرقی نزد ولتر به وضوح مشخص است، اما در برخورد با «شرق-گرایی» این نویسنده و فیلسوف بزرگ «عصر روشنگری» فرانسه، همواره می بایست جانب احتیاط را نگاه داشت و تلاش نمود تا با پرهیز از کلی نگری به ارجاعات شرقی آثار او، اندک اندک به انگیزه این نویسنده از توسل به چنین ارجاعاتی نزدیکتر شد. برای رسیدن به این مقصود خود را ملزم می دانیم که در بحث حاضر به سوالاتی از قبیل: آیا «شرق» تنها چهارچوب وقوع حوادث در آثار روایی ولتر است و یا «غیربوم گرایی» او فراتر از مرزهای این سرزمین می رود؟ آیا آثار روایی و غیرروایی نویسنده به همان اندازه که به تفکر شرقی از طریق آموزه های علمای مشرق زمین مانند زرتشت و سعدی معطوف است، به دیگر ابعاد حیات شرقیان، آنچنانکه زندگی روزمره آنان بدان ها آمیخته است، نیز توجه دارد؟ آیا حتی در مورد تاثیرپذیری او از تفکر شرقی، این امر به طور همه جانبه و در تمامی ابعاد آن صورت پذیرفته و یا بخش هایی از آن که با اندیشه فلسفی او همخوانی بیشتری دارد، مدنظر واقع شده است؟... پاسخ دهیم.
    کلیدواژگان: شرق، شرق گرایی، ولتر، داستان های فلسفی
  • ابراهیم خدایار صفحه 47
    آسیای مرکزی در درازنای پیدایش هسته های تمدنی در آن، یکی از حوزه های مهم فرهنگی ایران بوده است. مردم این منطقه از طریق زبان فارسی به دنیای دانش پا می گذاشتند؛ به گونه ای که تمام اهل فرهنگ این منطقه با این زبان و ادبیات آشنا بودند. از قرن نهم هجری قمری بدین سو، ترجمه آثار شاعران و نویسندگان ایران در این منطقه در کنار زبان اصلی در تربیت معنوی مردم نقش مهمی ایفا -کرده است. یکی از کسانی که با ترجمه آثار ادیبان بزرگ ایران، حضور فرهنگی ایران را در این منطقه بیشتر و ماندگارتر کرده، امیرعلیشیر نوایی (تولد 844ق/1441م– فوت 906ق/1501م) است. در این نوشتار برای نخستین بار، با استفاده از دستاورد مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی، با استناد به آثار اصیل، مجعول و ترجمه شده عطار نیشابوری (537؟-627؟ق) در ازبکستان (نسخه های خطی، چاپ سنگی و چاپی)، میزان تاثیر این شاعر، در شکل دهی به جهان اندیشه نوایی و از این طریق، به ذهن و زبان مردمان ازبک زبان آسیای مرکزی در دو بخش «نوایی و ادبیات فارسی» و «میراث فکری عطار و زبان و ادبیات ازبکی» تحلیل شد. نتایج این تحقیق نشان داد منطق الطیر عطار نیشابوری علاوه بر آنکه به زبان اصلی در بین مردم رواج داشته، از طریق ترجمه نوایی، با نام لسان الطیر، نیز حضوری موثر در بین مردم ازبک زبان داشته است؛ ضمن آنکه علاوه بر حضور بیشتر آثار عطار در این منطقه، پندنامه منسوب به عطار، از آنجا که جزو کتاب های درسی مکتب خانه های آسیای مرکزی بوده است، تاثیری شگفت در زندگی مردمان این منطقه داشته و این تاثیر پس از فروپاشی شوروی و استقلال یافتن جمهوری های آسیای مرکزی افزایش یافته است.
    کلیدواژگان: عطار نیشابوری، امیرعلیشیر نوایی، آسیای مرکزی، ازبکستان، ادبیات تطبیقی (مکتب فرانسوی)
  • جواد سعدون زاده صفحه 75
    این مقاله، به بررسی ساختار قصیده در شعر عربی پیش از اسلام و ساختار قصیده در شعر نخستین قصیده سرایان شعر پارسی می پردازد. دراین نوشتار از چگونگی تاثیر زبان عربی بر فارسی در عرصه های گوناگون مانند: واژگان، خط، پدیده نثر و شعر سخن به میان آمده است و بعد از تجزیه و تحلیل این موارد، سرانجام در یک بخش تطبیقی تاثیرگذاری شعر دوره پیش از اسلام از نظر ساختار و قالب قصیده بر قصیده کهن پارسی نشان داده شده است.
    کلیدواژگان: شعر، پیش از اسلام، قصیده پارسی، قصیده عربی
  • مهدی شریفیان، احمد وفایی بصیر صفحه 95
    گفتمان(Discourse) یا تحلیل النصوص که گاهی مترادف «علم النص» نیز به کار می رود، از اصطلاحات زبان شناسی نوین است که به سرعت در حوزه ادبیات وارد شده وامروزه کاربرد وسیعی یافته است.بی گمان گفتمان محصول ارتباط وتعامل مباشران گفتگودر بافتی اجنماعی وفرهنگی وناشی از روابط افراد جامعه انسانی با یکدیگر است. ابن عربی ومولانا یکی از شگفتی های تبارانسانی هستند که آرا واندیشه های عرفانی آنها از همیشه تا جاویدان چونان خورشیدی درخشان در آسمان معارف انسانی می در خشد.آنچه مسلم است این دوبزرگ با یکدیگرملاقات کرده ونسبت به هم ارادتی فوق العاده داشته اند.در مقاله حاضر به برخی از مشترکات اندیشه عرفانی آنان نظیر وحدت وجود، انسان کامل،آدم ابوالبشر،اعیان ثابته، عدم وعرض، تجلی وابلیس پرداخته شده است. تا کنون در این زمینه تحقیق جامع ومانعی انجام نپذیرفته واین مقاله کوششی است ولو اندک در این راستاکه تاثیرپذیری این دوبزرگ رااز یکدیگرتا حدودی باز می نماید
    کلیدواژگان: انسان کامل، وحدت وجود، اعیان ثابته، تجلی، ابن عربی، مولانا
  • دکترروح الله صیادی نژاد صفحه 125
    «آل مهلب»یکی از مهم ترین حاکمان ولایت «خراسان» در اواخر قرن اول هجری می باشند که خود را به مثابه حامیان شعر، فرهنگ و ادب در منطقه خراسان معرفی نموده اند. ورود آنان در هر شهر و دیاری با رواج شعر و موسیقی، همراه است. آنان با اعطاء صلات و هدایا سبب جلب شاعران تازی وپارسی در این نواحی می شدند. اغلب شاعران آل مهلب در واقع جزیی از شاعران«بصره» به شمار می آمدند. از مشهورترین شاعران دربار آل مهلب «ثابت قطنه»، «کعب اشقری»،«حاجب ذبیان»،«مغیره بن حبناء»،«نهار بن توسعه»و«زیاد اعجم»را می توان نام برد.باید گفت که اسلوب آنان محکم واستوار و به اسلوب شاعران جاهلی و اموی نزدیک است.اگر چه شاعران این سامان، حدود یک قرن در خراسان رحل اقامت افکندند و با ساکنان این نواحی در آمیختند،بااین وجود آنان ازواژگان فارسی زیاد بهره نمی بردند. عربی گویی درفضای تهی تک تازی می کرد.گویی سرزمین ایران از مایه های فرهنگی وتاریخی خود تهی می گرددتا جایی برای ادب عربی بگشاید. مهارت ایرانیان در فراگیری شعرونثر عربی به حدی است که هنوز قرن اول هجری به پایان نرسیده، شاعرانی همچون «زیاد اعجم» ظهور می کنند که در کلیه فنون شعر عربی مهارت و تسلط خود را بروز می دهند.
    کلیدواژگان: مهلب، ایرانیان، شعرعربی، انواع ادبی، سبک شعر
  • زهرا غریب حسینی، محمدرضا صرفی * صفحه 149

    آرا و اندیشه های ابنعربی، عارف بزرگ قرن هفتم، بلافاصله پس از انتشار مورد توجه و اهتمام عارفان متعددی قرار گرفت و جریانهای گوناگون عرفان عملی و نظری را تحت تاثیر خود قرار داد. گروه بیشماری در داخل ایران به شرح و ترویج اندیشه های ابنعربی پرداختند. فخرالدین عراقی، یکی از ناقلان مهم آثار ابنعربی است. وی گاه با بیان علمی دقیق و گاه در قالب تعبیرهای شاعرانه، به تحلیل و ترویج مباحث فلسفی و عرفانی ابنعربی پرداخته است. در این میان، گاه اندیشه های وی با ابنعربی تطابق کامل دارد و گاه توام با نوآوری است که در نتیجهی تجربهی عارفانه ی خود عراقی و در نتیجهی کشف و شهود به آنها دست یافته است. نمود اساسی این اندیشه ها، در قلمرو نظام هستی است. از این جهت بررسی تطبیقی آرا و اندیشه های این دو عارف بزرگ ضروری مینماید. در این مقاله با استفاده از روش سندکاوی و با بهرهگیری از فنون تحلیل محتوا به شکل تطبیقی گزاره ها و اندیشه های بنیادین عرفانی که محور پاره ای از اندیشه های دیگر است و قلمروهایی چون هستی شناختی، حضرات خمس، عشق، اعیان ثابته، تجلی، مورد بررسی قرار گرفته است. از مهمترین یافته های این پژوهش آن است که عراقی به شدت تحت تاثیر اندیشه های ابنعربی است و کمتر اندیشهای از اندیشه های عارفانه و فلسفی ابنعربی را میتوان در نظر گرفت که در آثار عراقی بازتاب نیافته باشند. نوآوری عراقی در بهره گیری از این اندیشه ها از در چشم انداز تاویل و تخیل شاعرانه جلوه گر میشود.

    کلیدواژگان: ابنعربی، عراقی، تحلیل تطبیقی، هستیشناسی، حضرات خمس
  • سید محمد رضی مصطفوی نیا، معصومه سپهر نوش صفحه 185
    ادب فارسی و ادب عربی از دیرباز در تعاملی بسیار محکم بایکدیگر بوده و شاید اثرپذیری و اثرگیری این دو ادب را در بین هیچ دو ادب دیگری با این شدت و حجم زیاد نیابیم. به گواهی تاریخ، هر دو ادب بر غنای دیگری افزوده و مانایی آن را در تاریخ تضمین نموده اند، از این روست که بحث ادب تطبیقی مابین زبان عربی و فارسی از اهمیت خاصی برخوردار شده و انظار ادب دوستان زیادی را به خود جلب کرده و در رابطه با آن مطالب فراوانی نگاشته شده که قلم را یارای برشمردن آن نیست. در این مقاله در قالب ادبیات تطبیقی و با پشتوانه قوانین آن که همان یافتن ویژگی مشترک آشکار و پنهان بین دو زبان و پدیده تاثیر و تاثر است، با روش کتابخانه ای و مطالعه دیوان متنبی و صائب، اشعار حکمی متنبی عرب زبان و صائب فارسی زبان در موضوع دنیا با بررسی دیوان ایشان و مطالعه کتب مربوط، مورد تطبیق و مقایسه قرار گرفته است. آن چه بیش از همه جالب توجه می باشد اثرپذیری شعر هر دو شاعر از محیط است که باعث القای تجربه ای ویژه به آن دو و متبلور شدن آن در حکمتی خاص است. همین طور، تشابه فرهنگی عمیق و کهن دو زبان از گذشته های دور، و اندیشه دینی هر دو شاعر، باعث تشابه حکم آن ها گردیده است.
    کلیدواژگان: متنبی، صائب تبریزی، ادبیات تطبیقی، شعر حکمی، دنیا
  • علیرضا منوچهریان صفحه 207
    عصری که در آن به سر می بریم، عصر تلاقی علوم و دانش ها و تخصص های بین رشته ای است. یکی از این دانش های میان رشته ای که تاسیس و توسعه آن ضروری به نظر می رسد، ادبیات تطبیقی فارسی – عربی است که رویای دیرین اهل ادب بوده است و اخیرا چند ترمی است که دوره کارشناسی ارشد آن در تعداد محدودی از دانشگاه های وزارت علوم افتتاح شده است، ولی متاسفانه در این رشته با کمبود شدید متخصص و مدرس مواجهیم و تا تحقق کامل آن رویا فاصله بسیار داریم.
    در این مقاله ضمن بحث مختصری درباره تعریف و تسمیه ادبیات تطبیقی به بیان برخی کمبودها و نیازهای این رشته نوپا (به ویژه کمبود استاد چند زبانه) پرداخته شده و در پایان، راهکارهایی نیز برای خروج از این مضیق دشوار ارائه گشته است. امید آن که مقال فرا روی، موجب فزونی روشن بینی و واقع گرایی شود و ما را در راه تامین آتیه ای امیدبخش برای ادبیات تطبیقی ثمر دهد.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، فارسی، عربی، مدرس، زباندان
  • علیرضا نبی لو صفحه 227
    در این پژوهش، عناصر داستان های مقامات حریری و حمیدی از جهات مختلف بررسی شده است، مقامات حریری و حمیدی از جمله کتب نثر فنی و متکلف عربی و فارسی است که در داستان های آن به ویژگی هایی نظیر روایتگری و قصه پردازی،راوی،موضوع خاص و اوصاف زبانی می توان دست یافت.روایات مقامات حریری و حمیدی از نظر روایتگری با قصه و داستان های سنتی مشترک هستند و عناصر مختلف داستانی را می توان در آنها بررسی نمود که مواردی مانند موضوع،شخصیت،راوی،کنش و بنمایه های داستانی، زمان، مکان، حجم و نوع بیان روایی مقامه ها از آن زمره اند. البته خصوصیاتی چون محکم نبودن روابط علت و معلولی میان رویدادها، مطلق گرایی،ارائه نتایج اخلاقی،تغییر ناپذیری شخصیت ها،کیفیت روایت و...را می توان به این موارد افزود.
    این دو اثر از نظر نوع داستانی در زمرهداستان های واقعی و اخلاقی قرار می گیرند که شیوهنویسندگی آنها بر سایر اجزا مرجح است.بیان داستانی این مقامه ها هم جدی و هم طنزآلود است.در مقامات حریری شخصیت اصلی ابوزید سروجی و در مقامات حمیدی شخصیت اصلی فرد ناشناس است. راوی درون داستانی حریری حارث بن همام است، اما راوی برون داستانی در این اثر وجود ندارد.راوی درون داستانی و برون داستانی در مقامات حمیدی فرد ناشناسی است.کنش داستانی و بنمایه های مشترکی در سراسر مقامه های این دو اثر دیده می شود که بر اساس الگوی پراپ نشان داده شده است.الگوی اصلی زنجیرهبنمایه های داستان های مقامات بر اساس نظر پراپ در این فرمول دیده می شود:α ŋ3 A8 a a5 B1 B7↑ D2 D5 E2 EVI K1 K2 K3 Q Wo<زمان در مقامات حریری نامعلوم ولی در مقامات حمیدی با کلماتی کلی بیان شده است.مکان های مشترکی در هر دو اثر ذکر شده است که داستان ها در آنجا شکل گرفته اند.مقالهحاضر علاوه بر مقدمه سه بخش اصلی دارد:1- مشخصه های کلی داستان ها،2- نگرشی به ساختار و بنمایه های زنجیره ای داستان ها،3- بررسی برجسته ترین عناصر داستانی دو اثر.
    کلیدواژگان: مقامه، حریری، حمیدی، موضوع، شخصیت، راوی، کنش، زمان و مکان
  • محمدرضا نجاریان، محمدکاظم کهدویی صفحه 259
    شاهکار رودکی درخمریات قصیده معروف «مادر می» است که یاد ابونواس شاعر عرب را در ذهن زنده می کند؛ اما ابونواس بعد از توصیف انواع گوناگون خمر،عصاره آن، خمره ها،قدم آن،حباب ها،،طعم، رنگ، صفا و بوی آن به وصف شاربین می پردازد. رودکی در بیان آداب شراب و نوع نگاه به شاربان با ابونواس یکسان نیست؛ بلکه در موضوع توالد خمر و ساخت آن و در بسیاری از تفصیلات معانی شباهت میان آنها وجود دارد؛ به عنوان مثال، در اصالت باده ابونواس آن را دختر روزگار می نامد که با وجود زمان به وجود آمده و زمان پدر اوست و در آغاز خلقت خلق شده است. او قدم خمر را به عهد آدم و نوح بر می گرداند و گاه به عهد عاد وثمود. باده او زمان ذی القرنین و موسی را درک کرده است؛ اما از دیدگاه رودکی می ای سالخورده است که پنجاه جامه را کهن کرده باشد.در این مقاله بر آنیم تا پس از ارائه سیر اجمالی خمریه سرایی و وصف خمر،با توجه به صور خیال، به خصوص تشبیه، به مقایسه مضامینی همچون: قوت تاثیر خمر، لطافت باده، تابندگی و نور، حباب های باده، ساقی، جام، مجلس باده،ادب منادمه و...در دیوان رودکی و ابونواس بپردازیم.
    کلیدواژگان: رودکی، ابونواس، باده، خمریه، ساقی، جام
  • مرضیه یحیی پور، زینب صادقی صفحه 281
    در میان آثار میخائیل لرمانتف رمان «قهرمان عصر ما» از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مقاله، موضوع و ساختار رمان «قهرمان عصر ما» و شخصیت قهرمان آن مورد بررسی قرار گرفته و به مسایلی از قبیل تضاد انسان و اجتماع، کاوش های روحی انسان، تیپ «آدم اضافی»، سرنوشت و قضا و قدر، تراژدی نسل سوخته و... پرداخته شده است. ضمن مقایسه رمان «قهرمان عصر ما» با رمان «یوگئنی آنگین» پوشکین، به تشابهات و تفاوت های شخصیت پردازی دو نویسنده پی می بریم. در رمان «قهرمان عصر ما»، به مسایل اجتماعی و روانشناختی از دیدگاه فلسفی پرداخته می شود و انسانی به تصویر کشیده شده است که نماینده نسل جوان دهه 30 قرن نوزدهم روسیه است و پس از شکست قیام دکابریست ها گرفتار یاس، حرمان و سرخوردگی شده است، اما قهرمان رمان «یوگئنی آنگین»، پیش از قیام دکابریست ها و قبل از حکومت پلیسی نیکلای اول در دهه 20 قرن نوزدهم می زیسته است و هنوز به-اندازه قهرمان لرمانتف، دستخوش آن یاس و مردم گریزی بیش از حد نشده است، ولیکن هر دوی آنها از مصادیق تیپ «آدم اضافی» در ادبیات روسیه اند. در ادبیات معاصر ایران نیز شخصیت های روشنفکری که با جامعه خود در تضادند، به چشم می خورند. قهرمان های نمایش نامه های اکبر رادی دارای چنین ویژگی هایی هستند. اکثر آنها افرادی شکاک، انتقام جو و نامتعادلند. آل احمد در کتاب «غربزدگی» خود، ریشه این نوع نگرش را گرایش به غرب و نوعی خودباختگی می داند و انسان شرقی را از احساس بندگی در مقابل غرب برحذر می دارد. در این نوشتار تلاش شده است تا ویژگی های مشترک این گونه قهرمان ها به عنوان «آدم اضافی» مورد بررسی قرار گیرند.
    کلیدواژگان: قهرمان عصر ما، یوگئنی آنگین، آدم اضافی، قضا و قدر، نسل سوخته
  • احمدرضا یلمه ها صفحه 301
    لامعی گرگانی، شاعر بزرگ اواسط قرن پنجم، از شاعرانی است که جایگاه ویژه ای در تاریخ ادب فارسی دارد. وی بنابر شیوه شاعران و ادیبان هم عصر خود، به ادب عرب توجه خاصی نشان داده و بسیاری از مضامین شعری خود را از شاعران عرب اخذ نموده است. تاثیرپذیری این شاعر از شعر عرب به چند گونه نمود و بروز پیدا کرده است. برخی از قصاید لامعی بر اساس ساخت و بافت قصاید جاهلی سروده شده و یا مفاهیم و تصاویر شعری شعرای عرب را در شعر خود اقتباس کرده است. علاوه بر آن اصطلاحات، ترکیبات، جملات عربی، نام شاعران، معاریف ادب عرب، عرایس شعر عرب را در جای جای دیوان خود به کار برده؛ تا به حدی که وی را در بین دیگر شاعران سبک خراسانی متمایز کرده است. این پژوهش بر آن است تا برای نخستین بار با بررسی اشعار و سروده های لامعی گرگانی به عنوان یکی از شاعران سده های نخستین شعر فارسی، میزان اثرپذیری این شاعر را از مضامین، مفاهیم، تصاویر و نیز ساختار شعری قصاید عرب تبیین نماید.
    کلیدواژگان: ادبیات تطبیقی، شعر فارسی، شعر عربی، قرن پنجم هجری، لامعی گرگانی، مضامین و تصاویر مشترک
|
  • Mehdi Asadi, Fateme Kupa Page 1
    Among different types of literature, Romance is of great attraction. The most delicate poems in the realm of world’s literature belong to this type. Therefore, it is not an exaggeration to say that this type of literature is the most pleasant one. Poets with good taste like Fakhradin As’ad Gorgani, Nezami, Jami, etc…have shown their talents in this area, and have created lasting works such as Khosro and Shirin, Veis and Ramin, Yusuf and Zulikha. This article analyzed the reaction of the content of Yusuf and Zuleikha to the works of some Persian and Arab literature scholars based upon the Persian and Arabic interpretations in order to reveal the influence it had according to the Yusuf Surah.
  • Mohammad Hossein Javari, Mohsen Asibpour Page 23
    Although the signs of the Orient and the oriental thought are easily recognized in the Voltaire's works, but to gradually understand his purpose of using these signs, we should treat orientalism of this great philosopher and author of the Enlightenment of France cautiously. To achieve this result, several questions must be answered such as: Is the Orient the only frame for the events of Voltaire's narrative works or does his tendency toward other cultures step beyond the boundaries of this country? Does he consider in his narrative and non-narrative works the daily life of the oriental people as much as he noticed the oriental thought through oriental teaching of some scholars such as Zarathustra or Sa’di? Even in the case of the influence of the oriental thought on him, can it be called a "multi-dimensional" influence or it is just a subjective borrowing by the writer for supporting his own philosophy?
  • Ebrahim Khodayar Page 47
    Central Asia, during the development of civilization cores in it, has been one of the main cultural centers of Iran. People of this region stepped into the world of science by means of Persian language; in a way that all of the cultural people of this region used to be familiar with this language. Since the 9th century AH, the translation of Iranian poets and author's works has had a significant role in spiritual education of people besides the first language. Amir Alishir Navaee (1441-1501) is among those who raised the cultural appearance of Iran in this region. In this article, for the first time, the influence of Attar Neishabouri on the formation of Navaee's thoughts, and thus, of the mind and language of Uzbek-speaking people of Central Asian in two sections of “Navaee & Persian literature” and “Attar’s intellectual heritage & Uzbek language and literature” was analyzed, using the French Comparative literature, with reference to authentic, fake and translated works of Attar Neishabouri (?537-? 627) in Uzbekistan (the handwritten, lithographic and printed versions). The results of this study revealed that Attar's Manteq oṭ-Ṭayr, in addition to being popular in its original language among people, had an influential role among Uzbek-speaking people under the title of Lessan oṭ-Ṭayr, translated by Navaee. Furthermore, being among the textbooks of the central Asian Maktabs, Pand-nameh, which was attributed to Attar, had a great influence on the life of people living in that region, and also increased the popularity of Attar's works there. That influence increased after the disintegration of the Soviet Union and the independence of Central Asian Republics.
  • Javad Sadoonzade Page 75
    This paper aimed at studying the structure of ode in pre-Islamic Arabic poetry and in the poems of early Persian writers of odes. In the article, it was discussed how the Arabic language influenced the Persian language in different areas such as vocabulary, handwriting, prose and poetry, and finally after analyzing the data, the impact of pre-Islamic poetry concerning the form and structure of ode on ancient Persian odes was revealed in a comparative analysis.
  • Mehdi Sharifian, Ahmad Vafaei Basir Page 95
    Discourse or discourse analysis which is sometimes called Elm-Ol-Nas, is a Modern linguistic expression which has entered into the literature domain quickly and has applied extensively. Without any doubt, discourse is the output of transaction and communication between speakers and hearers in social and cultural texture and results from the relations of the individuals with each other in human society. Ebn Arabi and Moulavi are the wonders of mankind race whose opinions and mystical thoughts are like glittering sun shining in the sky of human education for ever. Certainly, these two great poets met each other and thought highly of one another. In the present article, some common mystical thoughts of them such as unity of existence, perfect man, Adam the father of mankind, permanent archetype, nonexistence and accident, manifestation and devil were mentioned. It is certain that till now in this field there hasn’t been any comprehensive and broad research. This article is a little attempt to show the influence these two great poets has had on each other.
  • Rohollah Sayyadi Nezhad Page 125
    Ale- Mohallab family were one of the most important and influential governors in Khorasan area at the end of the first Hijra century who introduced themselves as the supporter of poetry, literature and culture in that. Wherever they entered, they disseminated poetry and music as well as attracting Arab and Persian poets to that area by giving presents afterwards. Most of Ale-Mohallab poets were in fact regarded as Basra poets. The most popular poets in Ale-Mohallab court were: Sabet Ghotne, Ka’be Ashgari, Hajeb Zobian, Moghayarateben Habna, Nahar-ibn Tose’e, ziyade A’jam.It should be emphasized that their style is steady and near to the style of Jaheli(primitive) and Omavi poets. Although the poets of those areas settled in Khorasan for about one century and got along with inhabitants of that region, they didn’t use so many Persian words in their poems. Indeed Arabic was pioneer of an empty space as if Iran was emptied from cultural and historical sources to open up some opportunities for Arabic literature. Iranian’s talent in learning Arabic was to the extent that before even the end of the first Hijra century, poets like Ziade – A’jam appeared who were talented and skillful in all aspects of Arabic poetic styles.
  • Zahra Gharib Hosseini, Mohammad Reza Sarfi Page 149

    Mystics have paid special Attention to the reflections and thoughts of Ibn-e-Arabi - the greatest mystic of the seventh century H.S.- immediately after their dissemination. Afterward, he has had a great impact on different areas of theoretical and practical mysticism and many in Iran have tried to explain and disseminate his thoughts. Fax rod- din Iraqi is one of the best expositors of his works. Iraqi Occasionally analyzed and disseminated his mystical and philosophical subjects with detailed scientific expressions and sometimes with poetical phrases. Some views of Ibn-e-Arabi have been adapted to his. But sometimes they are accompanied by innovation which has been achieved as a result of his mystical experience as well as his intuition. The basic representation of these thoughts is in the realm of the cosmos. Because of this, comparative analysis of the thoughts and ideas of these two great mystics is crucial.The method according to which the principles of this paper were gathered together was library based and the gained results were analytically and descriptively put forward. Areas such as Fundamental Mystical Reflections, Mystical Ontology, Five Divine Existences, Love, World of Prototype, Manifestation, Perfect Man and Authority were analyzed. One of the most significant results of this study was that Iraqi was impressed with Ibn –e-Arabi’s views and you couldn’t find mystical and philosophical thoughts of Ibn-e-Arabi which was not reflected in Iraqi’s works. Iraqi’s innovation in applying these thoughts was represented itself in poetic imagination and explanation of the poet.

  • Seyed Mohammad Razi Mostafaviniya, Masumeh Sepehrnoosh Page 185
    Persian and Arabic literature have interacted with each other bilaterally for a long time so their impact on each other has been more than any other literatures. Historically speaking, these two literatures have had an active cooperation which made both of them rich and eternal. For this reason, the topic of comparative literature between Arabic and Persian language and literature is considered as one of the best examples of study in the field of comparative literature. In this paper, in the form of comparative literature, Mutanabi and Sa’eb’s poems on the subject of the world were compared with each other based on the library methods. One of the most interesting results of the paper was that these two poets were influenced by their environment a lot which provided a special experience to them that manifested itself in a particular maxim. Deep and ancient cultural similarity of the two languages and similar religious thoughts caused similar sentences and similar maxims between these two sterling poets. The similar subjects found in their poems on the subject of the world were as follows: passing time, deceiving life, the world everlasting grief, lack of attachment to the beautiful world.
  • Alireza Manoochehrian Page 207
    The age we live in it, is the age of the clash of sciences and interdisciplinary majors. One of these interdisciplinary majors required to be founded and developed is the field of comparative literature which has been the old dream of Arab and Persian literary scholars and it has been inaugurated in M.A. level in few universities recently. But unfortunately, this field of study is in dire need of experts and instructors, so it is a long way to fulfill it. This essay, on the one hand, discussed briefly the definition and nomenclature of the term ‘Comparative Literature’, on the other hand, it mentioned some of the shortcomings and requirements of this nascent field of study (especially the dearth of polyglot teachers). At the end of the essay, some solutions were suggested. It is hoped that the present essay shed light on the above-mentioned problems and help us to provide a better future for this field of study.
  • Ali Reza Nabiloo Page 227
    In this comparative study, the elements of the stories of Hamidi and Hariri Maqamat were investigated from different directions. Hamidi and Hariri Maqamat are of those types of Arabic and Persian prose related to mannerism in which features such as the narrative, story writing, the narrator, theme, and linguistic features can be found. Hamidi and Hariri Maqamat were the same as traditional stories due to their narrations. Thus different elements of a story such as theme, character, narrator, act, motif, time, setting, size and type of narrative expression could be investigated in them. However, the absence of strong features such as cause and effect relationships between events, absolutism, producing moral results, immutability of the characters, quality of the narrative, etc could be added. These two works were considered as real and moral stories in which writing method was more significant than the other elements. The expression in these stories was both serious and ironic. The main character in Hariri stories was Abo zeyd and in Hamidi stories was an unknown person. The homodiegetic narrator in Hamidi maqamat was Hares-Ibn-Hamam but there was no heterodiegetic narrator while in Hamidi Maqamat, both homodiegetic and heterodiegetic narrators were anonymous. There were common Act of speech and motif in both works which were presented in the following line based on Propp’s pattern.α ŋ3 A8 a a5 B1 B7↑ D2 D5 E2 EVI K1 K2 K3 Q Wº< Time in Hariri’s was unknown, while in Hamidi’s it was generally expressed. Common settings wherein the stories took place mentioned in both of them.In addition to the introduction, the present study had three parts which are as follows:The main features of the stories A look at the structure and chain motif of the stories Studying the most significant elements of these two stories0
  • Mohammad Reza Najjarian, Mohammad Kazemkahdouei Page 259
    Masterpiece of Roodaki is in a well known Khamryh ode (Anacreontic Verse), "Madar e Mey (Mother of Wine)", which reminds Abu Navas, an Arabic poet; however, Abu Navas describes wine drinkers after considering all types of wines, their extracts, jars, aging, bubbles, tastes, colors and smells. Their resemblance is not in expressing wine customs and the way they look at wine drinkers but in wine fermentation, wine making and many detailed explanation of meanings. For example, on origin of the wine, Abu Navas calls the wine the daughter of the time made due to the time, so the time is its father and it was created from beginning of the creation. He attributes wine aging to Adam and Noah periods and sometimes to Aad and Thamud. His wine has experienced ZvAlqrnyn and Moses times. To Roodaki, it is a very old wine which is very experienced. In the present study, it was tried, representing a glancing view on Khmryh composing (Anacreontic Verse) and wine describing considering forms of imagination specially similie, to compare subjects such as wine effectiveness, its subtlety, radiance and light, wine bubbles, sanctity, cup bearer, wine glass, drinks party, ceremonial, etc in Roodaki's and Abu Nava's poetic works.
  • Marzieh Yahyapour, Zeinab Sadeghi Page 281
    Among Mikhail Lermontov’s works, the novel “A Hero of Our Time” has a special significance. In this article, the theme and structure of the novel “A Hero of Our Time” and the character of its hero were studied and some other issues like the conflict between man and society, human spiritual explorations, typology of “superfluous man”, destiny, tragedy of the burnt generation, etc were analyzed as well. Comparing “A Hero of Our Time” with Pushkin’s “Evgeni Anegin”, we found some similarities and differences in characterization style of the two writers. In the novel of “A Hero of Our Time”, social and psychological issues were studied from philosophical point of view. It also gave an image of a man who was the representative of Russian young generation of third decade of 19th century faced with frustration, remorse and disillusionment after the failure of Decabrists uprising. Although in “Evgeni Anegin” the hero lived before Decabrists uprising and prior to the police government of Nicolay 1st in second decade of 19th century and so he was not as disappointed and extraordinarily secluded as Lermontov’s hero, both of them were typical examples for “superfluous man” in Russian literature. In contemporary literature of Iran, we also came to such enlightened personalities who were in conflict with their own society. Heroes of Akbar Radi’s plays had such characteristics; they were suspicious, revengeful and unstable people. In his book “Gharbzadegi”, Aal-e Ahmad referred to westernization (the tendency toward west) and depersonalization as the source of such view, warning eastern man against feeling subordination to west. In this study, it was tried to investigate common characteristics of such heroes under the title of “superfluous man”.
  • A.R. Yalameha Page 301
    Lame’i Gorgani, the great poet of the middle of the fifth century, is one of the poets who has had a special position in the history of the Persian literature. Just like his contemporary men of letters and poets, he has paid special attention to the Arabic literature and consequently has derived many contents from Arabic poets. Arabic poetry has had a special influence on the works of this poet which has been manifested itself in different ways. Some of lame’i’s odes were composed based on the structure of primitive Arabic odes or got the concepts and images from them. Moreover, idioms, compound nouns, Arabic sentences, poet names and famous Arabic men of letters were used by this poet in different parts of his Divan to the extent that the influence made him distinguishable among poets in the style of khorasani. By investigating Lame’i Gorgani’s poems, this research for the first time tried to clarify how much Lame’i Gorgani, as one of the poets of the early centuries of the Persian literature, was influenced by concepts, contents, images, and poetic structure of Arabic odes.