فهرست مطالب

  • پیاپی 48 (تابستان 1390)
  • بهای روی جلد: 18,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1390/11/17
  • تعداد عناوین: 7
|
  • ناهید دهقانی صفحه 9
    حکایت پردازی یکی از سنت های بسیار مهم در میان صوفیان بوده است. نویسندگان صوفی، همواره از حکایت به عنوان ابزاری برای گسترش اندیشه های خود استفاده می کرده اند. هجویری یکی از کسانی است که در پروردن این حکایت ها و غنابخشیدن به آن ها، نسبت به بسیاری از نویسندگان دیگر موفق تر عمل کرده است؛ تا جایی که برخی بر این باورند که هجویری را می توان بهترین عارفانه نویس ایران دانست. حکایت ها و شبه حکایت های صوفیانه بخش مهمی از کتاب کشف المحجوب را به خود اختصاص داده اند. این حکایت ها از استحکام زیادی برخوردارند و هم از نظر ساختار و هم معنا، قابل تحلیل و بررسی هستند. هجویری این حکایت ها و شبه حکایت ها را در بخش های گوناگون کتاب برای تاکید بر گفته های خود به کار برده است. حکایت های کشف المحجوب را می توان براساس نظریه های جدید ادبی از جمله «روایت شناسی ساختارگرا» نیز بررسی کرد. از میان الگوهای گوناگون روایت شناسی، الگوی روایت شناسی گرماس برای بررسی حکایت های کشف المحجوب - که بسیار کوتاه و فشرده اند - مناسب تر به نظر می رسد. این الگو به طرز چشمگیری با طرح بسیاری از قصه های عامیانه سازگار است. آژیرداس ژولین گرماس، پس از بررسی نظریه پراپ در ریخت شناسی قصه، تلاش می کرد به یک دستور زبان جهانی برای روایت دست یابد.
  • سعید حمیدیان، محمدامیر جلالی صفحه 33
    نگارندگان بر آنند که عاشقانه های غزلی سعدی، سخت متاثر و ملهم از تلقی شعرای عذری عرب و خاصه مجنون، از دلباختگی است؛ و اگر شاخص ترین غزل های فارسی و عربی سعدی را ملاک اظهار رای قرار دهیم، در مجموع، فضای غالب بر غزل سعدی، فضایی کاملا متاثر از عشق عفیف عذری است. ابتدا برخی از موارد تاثیرپذیری سعدی از ابیات منسوب به مجنون، در حیطه شکلی و معنایی، نشان داده خواهد شد. خواهیم دید که برخی از ابیات سعدی درباره لیلی و مجنون، مستقیما متاثر از اشعار عربی مجنون است؛ نکته ای که تاکنون هیچ یک از شارحان غزل سعدی بدان توجهی نداشته اند. سپس به تعریف و تبیین «حب عذری»، ویژگی ها و مراحل آن و بازکاوی آن ها در غزل های سعدی خواهیم پرداخت. به عقیده نگارندگان، «حب عذری» از آبشخورهای اصلی بسیاری از موضوعات و مضامین غزل فارسی، همچون پاک و عفیف بودن عشق، عشق پیش از تولد، عشق پس از مرگ، وصال در قیامت و... است و شناخت حب عذری و اشعار عذریون، درک و دریافت مبانی جمال شناختی و معرفتی سعدی را در غزل، تا حد بسیار چشمگیری افزایش می دهد.
    کلیدواژگان: حب عذری، مجنون، عشق عفیف، غزل سعدی
  • علیرضا محمدی کله سر، محمدعلی خزانه دارلو صفحه 65
    تعاریف و تلقی های مرسوم از طنز و مطایبه در ادبیات فارسی بر تقابلی بنیادین میان «سخن جد» و «سخن غیرجد» بنا شده اند. این پیشفرض، پی آمدهایی را در حوزه طنزپژوهی به دنبال داشته است که از آن جمله به مواردی چون رجحان «سخن جد» بر «غیرجد» و همچنین تقلیل طنز و شوخ طبعی به پیامی اجتماعی، اخلاقی، دینی و... می توان اشاره کرد.
    مقاله حاضر با نشان دادن کاستی های این شیوه نگاه، به ویژه در مورد طنزهای عرفانی در پی آن بوده است تا با بهره گیری از اندیشه های میخاییل باختین، چشم اندازی از طنز عرفانی ترسیم کند که بنیان های آن بر ویژگی های کارناوالی زبان و طنز عرفانی و میزان مرزبندی میان «خود» و «دیگری» بنا نهاده شده است. در این چشم انداز، اگر میزان مرزبندی میان «خود» و «دیگری» را به صورت یک پیوستار در نظر بگیریم، طنز عرفانی در سویی قرار دارد که در آنجا کمترین میزان مرزبندی به چشم می خورد. این مرزبندی با گذر از طنزهای اجتماعی و سیاسی به بیشترین مقدار خود در سوی دیگر پیوستار، یعنی دشنام ها و هجوهای شخصی می رسد.
    کلیدواژگان: طنز عرفانی، زبان، خود، دیگری، کارناوال
  • سیدعلی اصغر میرباقری فرد، اشرف خسروی صفحه 93
    مثنوی مولانا را «قرآن عجم» نامیده اند. این اثر ارزشمند و متعالی سرشار از اندیشه ها، تعالیم و معارف عرفانی است. موضوعات مهم عرفان و تصوف مانند توکل، رضا، تسلیم، زهد، محبت، صبر، توبه، فنا و بقا و مانند آن را می توان در آن بررسی و تحلیل کرد. مولوی بسیاری از موضوعات مهم عرفانی را که در متون متصوفه نیز به آن ها پرداخته شده، در قالب داستان، به شکلی عملی و با شور و حرارتی ویژه بیان کرده و از این طریق آن ها را جذاب تر و تاثیرگذارتر ساخته است. این شیوه مخاطبان بسیاری را مجذوب خود ساخته است. یکی از این موضوعات عرفانی توبه است که به خصوص در داستان «پیر چنگی» قابل بررسی است. در میان عرفا و متصوفه دیدگاه های مختلفی درباب توبه هست. نگاه مولانا به توبه، ابتدا متناقض و دوگانه به نظر می رسد. مولانا در این داستان به تبیین توبه از بدایت بیداری دل تا نهایت استغراق و فنا پرداخته است. از دیگر عناصر مهم قابل بررسی در این داستان، خواب و رویا است. خواب و رویا در این داستان رسانه ارتباط با عالم معناست. مولانا در این داستان با کسانی موافق و همرای است که معتقدند در عالی ترین درجات توبه، هشیاری تائب گناه است و او باید از هستی خود دست بکشد و از توبه نیز توبه کند.
    کلیدواژگان: مولانا، توبه، پیر چنگی، ولی، توبه از توبه
  • مریم حسینی، حمیده قدرتی صفحه 111
    هزار و یک شب کتابی چند ملیتی است که در طی سالیان متوالی نگارش یافته و چندین زبان و فرهنگ را تجربه کرده و از جایگاه ویژه ای در میان سرزمین های زادگاهش و چه بسا کشورهای غربی برخوردار است. راویان و نقالان این اثر آگاهانه یا ناآگاهانه نام های شخصیت های داستان را به گونه ای گزینش نموده اند که با کنش و شخصیت آنان بسیار همانندی دارد. در این اثنا نام گزینی زنان در کتابی که با کنش و حضور پررنگ زنان نقش گرفته است و با دنیایی رمزی و سمبولیک پیوندی ناگسستنی دارد بسیار مهم و ارزشمند تلقی می شود. مطالعه نام ها در این کتاب به شناخت بیشتر این اثر و افشای هویت زنان در تاریخ گمشده شان یاری می رساند. در این مقاله کوشش شده است تا با رویکردی زن مدارانه و با توجه به طبقه اجتماعی زنان نام های زنان و ارزش توصیفی آنان در هزار و یک شب نشان داده شود. جامعه آماری مورد بررسی، حکایت های جلد اول هزار و یک شب ترجمه عبداللطیف تسوجی (نشر هرمس) است. نتایج نشان می دهد نام گزینی زنان در این کتاب از جایگاهی ویژه برخوردار است و از نظر آوایی، معنایی و رمزی با شخصیت و کنش آنان پیوندهای ناگسستنی و معناداری دارد. مثال های مختلف در بهره گیری راویان از شیوه های مختلف، این نظر را تایید می-کند.
    کلیدواژگان: هزار و یک شب، طبقات زنان، نام گزینی زنان
  • تیمور مالمیر، حسین اسدی جوزانی صفحه 141
    «هاویه» نخستین مجموعه داستان کوتاه ابوتراب خسروی است. به منظور دریافت شیوه نویسنده و تحلیل داستان ها، به کمک روش ساختارگرایی تودوروف پس از استخراج پی رفت ها، ژرف ساخت داستان ها را تحلیل کرده ایم. ژرف ساخت این مجموعه مبتنی بر مبارزه با زمان و مظاهر آن است. بررسی ساختار روایت ها نشان می دهد نویسنده آگاهانه در پی آن است که ژرف ساخت را در شیوه و ساختار روایت ها نیز بازتاب دهد و میان روایت و ژرف ساخت تا حد ممکن تناسب ایجاد کند؛ در روایت های ساده و تک محور که ترکیب پی رفت ها زنجیره ای است نویسنده به کمک عناصر دیگر نظیر ایجاد شک و تعلیق، ژرف ساخت مبارزه با زمان را بازتاب می دهد و در مواردی که ترکیب پی رفت ها تناوبی است با ایجاد حالتی دوری، ژرف ساخت مذکور را همخوان می سازد. فقط داستان «هاویه آخر» دارای روایتی چندمحور است و روایتی واحد به چند شکل تکرار شده تا با این تکرار، ژرف ساخت مقابله با زمان به منظور براندازی یا بی اعتبار کردن آن تداوم یابد.
    کلیدواژگان: براندازی زمان، ساختار روایت، مرگ و بازآفرینی، پی رفت
  • احمدرضا یلمه ها صفحه 173
    امیرالشعرا شهاب الدین عمعق بخارایی از شعرای اوایل قرن ششم هجری در ماوراءالنهر است. دیوان این شاعر، نخستین بار در سال 1307 در چهل و چهار صفحه به گونه ای نابسامان و بازاری در تبریز به چاپ رسید. پس از این چاپ، استاد سعید نفیسی برخی از اشعار این شاعر را از مجموعه ها و تذکره های مختلف جمع آوری کرد و در 806 بیت از سوی کتابفروشی فروغی به چاپ رسانید. از آنجا که هیچ نسخه مدون و معتبری به عنوان نسخه اساس در دسترس این مصحح نبوده، برخی از ابیات دیوان در این تصحیح به گونه ای مبهم و تحریف شده، چاپ گردیده است. نگارنده سعی کرده با به دست آوردن یکی از نسخه های نفیس دیوان این شاعر که درکتابخانه ملی پاریس نگهداری می شود، برخی از تحریفات دیوان عمعق چاپ استاد نفیسی را تصحیح و تنقیح کند.
    کلیدواژگان: دیوان شعر، شعر فارسی، قرن ششم، عمعق بخارایی، نسخه خطی، تصحیح
|
  • Nahid Dehghani Page 9
    Story narrating has been one of the most important traditions among the Sufis. The mystic writers have always exploited the narratives as a tool for expanding their thoughts. Hojviri is one of those who has been more successful than others in developing and making rich narratives, to the extent that some believe that Hojviri can be known as the best mystic writers of Iran. The major part of the book of Kashfolmahjoub has been devoted to mystic narratives and quasi-narratives. These narratives enjoy high consistency and can be investigated both structurally and semantically. Hojviri has made use of these narratives and quasi-narratives in different part of his book to emphasize his sayings. Likewise, Kashfolmahjoub’s narratives can be investigated according to the new literary theories such as structural narratology. Among various patterns of narratology, Greima’s narrative pattern seems most appropriate for investigating Kashfolmahjoub’s narratives which are very terse and concise. This pattern is remarkably compatible with many folk narratives. After investigating prop’s theory on morphology of narration, A. J. Greimas attempted to achieve a universal grammar for narration. He established the theory of semiotics of narration in his book entitled “Structural semantics”. Accordingly, this proposition that the structure of a narrative is similar to the structure of a sentence has become one of the standard hypotheses in narratology.This study examines the structure of Kashfolmahjoub’s narratives based on Greima’s semiotic pattern of narration. Further, it reveals the flexibility of this pattern in the mystical narratives.
  • Saeed Hamidian, Mohammad Amir Jalali Page 33
    The author of this study believes that the love sonnets of Saadi are highly affected and impressed by the imagination of Ozri Arab poets especially Majnoon on love and captivation. In general, if we consider the eminent Persian or Arabic sonnets of Saadi as a criterion for making judgment, it is revealed that the love represented in Saadi`s sonnet is in fact an Ozri love. The primary purpose of this study is to indicate some of the elements of such influences on Saadi’s poems attributed to Majnoon in terms of meaning and form. It can be realized that some of the poems of Saadi about Leili and Majnoon have been directly influenced by the Arabic poems of Majnoon; a point that none of the earlier researchers of Saadi have focused on. Subsequently, the study defines and explains the characters and various steps of Ozri love and its induction on Saadi’s sonnets. The author believes that “Hobbe-Ozri” (Ozri love) is in fact the main origin of many subjects and issues in Persian poems such as the purity of love, love before birth, love after death, union with God in the resurrection and so on. Hence, the knowledge of “Hobbe-Ozri”, and Ozri`s poems can significantly extend our knowledge of fundamentals of aesthetics in Saadi`s sonnets.
  • Alireza Mohammadi Kale Sar, Mohammad Ali Khazane Dar Loo Page 65
    The customary definitions of satire and pleasantries in Persian literature are based on the fundamental contrast between the formal and casual speech. Although being useful in some of the cases, this contrast has enjoyed some defects such as the privilege of formal speech to the casual speech and reduction of humor and satire to social, political, moral, or religious messages. This research is aimed at revealing the defects of the conventional definitions, especially about the mystical satire through resorting to Bakhtin’s works, so that we can depict a great picture of mystical satire which is founded on the carnival characters of language and mystical satire and the extent of boundary between self and the other. In this view, we can imagine a spectrum which specifies a continuum of boundaries between “self” and “other”. Mystical satire is at one end of this continuum which reveals the lowest rate of boundaries, personal satire lies at the other side of that continuum, and socio-political satire is in between these two states.
  • Seyyed Ali Asghar Mirbagherifard, Ashraf Khosravi Page 93
    Mevlana’s Mathnavi is called “Persian Quran”. This valuable and transcendental work is full of mystical thoughts and teachings. This book includes the significant issues of mysticism and Sufism such as trust in God, contentment, submission, abstinence, affection, forbearance, repentance, annihilation, and immortality. By using the form of fiction, Mevlana has enthusiastically paid attention to many mystical issues, which have been also stated in Sufi’s texts, and thus made them more attractive and effective. This method has attracted many addressees as readers. One of these mystical issues is repentance which can be especially studied in the story of Pire Changi. There are different notions about repentance among mystics and Sufis. Mevlana’s point of view, at first, seems paradoxical and ambiguous. In this story, he represents the state of repentance from the beginning stage of soul awakening to the end of total absorption and mortality. Another important element which can be studied in this story is the issue of dream. Hence, dream is a medium for connecting with the world of meaning. In this story, he agrees with those who believe that in the highest degree of repentance, the soberness of the repentant is a sin and such people should forget about their materialistic life and repent of repentance.
  • Maryam Hosseini, Hamideh Ghodrati Page 111
    One thousand and one nights is a multi-national book which has been written during the consecutive years and has experienced several languages and cultures. It enjoys a particular status among its hometown communities and even among the western countries. Narrators and storytellers of this story either intentionally or unintentionally, have chosen the characters’ names of the story in a way that absolutely coordinates with their actions and personalities. Hence, the women’s naming, in a book which has been compiled through the effective presence of women and has been strongly connected with a mysterious and symbolic universe, is considered extremely important and worthy. The study of the names, in this book, extends our knowledge of the book and reveals the women’s identity during their lost history. This study is an attempt to examine and present the women’s names and their descriptive worthiness through one thousand and one nights based on a feminine approach and considering the women’s social class. The statistical group of this study consists of the anecdotes of one thousand and one nights; the first volume of it has been translated by Abd-Al-Latif Tasooji and published by Hermes publications. The results indicate that the women’s naming in this book has a particular status. It also phonetically, semantically, and symbolically has an inseparable and meaningful connection with their personality and actions. Several examples of different methods that narrators have adopted for naming confirm this idea.
  • Teymoor Malmir, Hossin Asadi Jozani Page 141
    “Haviyeh” is the first collection of short story by Abu-Torab Khosravi. This study is an attempt to grasp the writer’s style and his analysis of the stories, using the structuralism method of Todorof, so that we can analyze the deep structure of the stories after extracting the sequences. The deep structure of this set is based on a battle against time and its representations. Examining the structure of narratives reveals that the writer intends to reflect the deep structure in his style and structure of narrations and provide coordination between the narratives and the deep structure to the extent that is feasible. In simple and mono-dimensional narratives in which sequences are a chain, the writer takes advantage of other elements such as doubt and suspense to reflect the deep structure of battle against time and in cases where the combination of sequences is alternative, he adapts the deep structure to create a sense of remoteness. Only the story of “Haviyeh Akhar” (The Last Haviyeh) is multidimensional and a narrative has been repeated in varieties of ways so that through this repetition the deep structure of combat against time continues in order to eliminate or invalidate it.
  • Ahmad Reza Yalameha Page 173
    Amirol Shoara Shahabodin Amagh Bokharaee is a poet who was living in Transoxiana in the early sixth century. His poetical works was published for the first time in Tabriz in 1307 which contained forty-four pages and was much disorganized. After this publication, Professor Saeed Nafisi collected some of his poems from various poetical works and biographies and published them by Foroughi book store in eight-hundred and six verses. Since there wasn’t anyreliable manuscript available as a basis for correction, some verses have been distorted and are ambiguous. To this end, this study is aimed at correcting some of these distorted verses based on one of the precious manuscripts of Bokharaee’s poetical works kept in Paris National Library.