فهرست مطالب

طب سنتی اسلام و ایران - سال یکم شماره 2 (تابستان 1389)
  • سال یکم شماره 2 (تابستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/10/11
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مقالات
  • ابوالقاسم سلطانی صفحه 93
    از بین رفتن آثار علمی مدون ایران در اثر حملات بیگانگان موجب گردیده است که نه تنها گنجینه های علمی بلکه نام دانشمندان کشور ما که سهم عظیمی در پیشرفت علوم داشته اند برای ما ناآشنا باشد و بیگانگان نقش کشور ما را در پیشرفت علوم نادیده بگیرند. در مطالعه ی کتاب الحاوی به اسامی اشخاص و کتب زیادی برخورد می کنیم که در هیچ یک از کتب تاریخ پزشکی نامی از آن ها و تالیفاتشان دیده نمی شود. به منظور شناسایی این دانشمندان و آثار شان و سهمی که در پیشرفت علوم پزشکی و داروسازی داشته اند 23 جلد کتاب الحاوی (24 مجلد) دقیقا بررسی شد از جمله ی این دانشمندان شخصی به نام مستعار «مجهول» می باشد که رازی در 208 موضع یک سطری تا چند صفحه ای از وی نقل قول نموده است. از بررسی این پاراگراف ها مشخص شد که مجهول فردی ایرانی و احتمالا در سده ی هفتم میزیسته است. رازی شدیدا تحت تاثیر علمی او قرار گرفته و در اغلب موارد نظریه وی را تایید می نماید و با جملاتی نظیر معظم، مجرب و به او اعتماد کن مقام علمی او را ارج می نهد. وی اولین فردی است که در پزشکی از پنبه استفاده نموده است وی Day Blind را «روزکور» نامیده، مواردی از کاتاراکت را که به جراحی نیاز دارد ذکر نموده است وی اولین فردی است که متوجه اشتباهات جالینوس شده و با ایراد گرفتن به جالینوس عصر جدیدی را در امر تحقیقات باز نموده است.
    کلیدواژگان: مجهول، رازی، الحاوی
  • محمدحسین عزیزی صفحه 99
    تاریخ پزشکی شاخه ای از تاریخ علم است که پیشینه ی پیدایش، سیر و دگرگونی دانش و حرفه ی پزشکی را ارزیابی می کند. روشن است با بررسی دقیق عوامل موثر بر رشد و توسعه ی دانش و حرفه ی پزشکی و موانع آن در دوره های مختلف تاریخی، می توان برای ارتقاء جایگاه علمی آن در کشور گام های دقیق تری برداشت. انجام پژوهش در زمینه ی تاریخ پزشکی، مانند بررسی های مشابه مستلزم پیروی از اصول علمی پذیرفته شده ای است. مهم ترین مراحل این گونه پژوهش ها عبارتند از: انتخاب موضوع، طرح پرسش درباره ی موضوعی که درباره اش تحقیق صورت می گیرد، شناسایی منابع مرتبط معتبر، بحث و تفسیر داده ها و بالاخره نتیجه گیری.
    در این مقاله، پس از اشاره ای مختصر به جایگاه تاریخ و اهمیت تاریخ علم و تاریخ پزشکی، روش انجام پژوهش در تاریخ پزشکی و مشکلات آن به اختصار بیان می شود.
    کلیدواژگان: تاریخ پزشکی، روش پژوهش
  • ابراهیم مصلحی شاد صفحه 105
    شهر جندی شاپور توسط شاپور اول ساسانی در خوزستان بنا گردید. این شهر در دوره ی شاپور دوم گسترش یافت و بالاخره مرکز اسقف نشین کلیسای مطران گردید. خسرو انوشیروان با تاسیس بیمارستان و دانشکده ی پزشکی آن را به اوج شکوه خود رساند.
    خسرو انوشیروان، برزویه ی ایرانی را جهت جمع آوری نوشته های هندی به هند گسیل کرد و او کلیله و دمنه را نیز با خود به ایران آورد. با ورود پزشکان یونانی به دربار پادشاهان، جندی شاپور محل تلاقی طب هندی و یونانی و ایرانی گردید، البته طب یونانی غالب بود. اولین تماس انتقال طب از جندی شاپور به بغداد از طریق دعوت منصور، خلیفه ی عباسی، از جرجیس بن بختیشوع رئیس دانشکده ی پزشکی جندی شاپور جهت معالجه صورت گرفت.
    با تاسیس بیت الحکمه در بغداد آثار یونانی چون بقراط، جالینوس و دیسقوریدوس از یونانی به سریانی و بعد به عربی و مستقیما از یونانی به عربی توسط گروهی از مترجمین به ریاست حنین بن اسحاق و پسرش اسحاق بن حنین و خواهرزاده اش اعسم انجام گرفت و به این ترتیب طب یونانی تاثیر خود را گذاشت و با ظهور افرادی چون ابن ماسویه، ابن طبری، زکریای رازی، ابن سینا و بیرونی درخت طب اسلامی بارور گردید و پس از ترجمه ی آثار آن ها به زبان لاتین تا قرن 17 میلادی بر دانشگاه های اروپا تاثیر گذار ماند
    کلیدواژگان: جندی شاپور، شاپور اول، شاپور دوم، خسرو انوشیروان، خاندان بختیشوع، خاندان ماسرجویه
  • فریبرز معطر، هادی معطر صفحه 113
    دین مبین اسلام اهمیت ویژه ای برای نگهداری سلامت جسم و روح انسان قایل است و روایات متعددی در زمینه ی پزشکی و حفظ سلامتی از ائمه ی اطهار نقل شده است. در گذشته در کلیه ی کشورهای اسلامی تنها کسانی می توانستند به کسوت محترم پزشکی درآیند که در زمینه ی حکمت، الهیات، عرفان و منطق مطالعه و دست داشته و لقب حکیم را احراز کرده بودند.
    داروپزشکان اسلامی بنیان گذاران اخلاق پزشکی در مشرق زمین بوده اند و خود نیز عامل به آن بوده و پیوسته در برخورد با بیماران به مبانی اخلاق پزشکی اسلامی توجه داشته و آن را به طور کامل رعایت می نموده اند. ابوبکر محمدبن ذکریای رازی در کتاب حاوی و منصوری، شیخ الرئیس ابوعلی سینا در قانون، ابوبکر احمد خوینی در هدایه المتعلمین و سید اسماعیل جرجانی در ذخیره ی خوارزمشاهی و سایر آثار پزشکی و عرفانی خود، به مبحث اخلاق در پزشکی توجه خاص مبذول داشته اند. در این مقاله مروری بر نظرات و آراء دانشمندان اسلامی در مورد اخلاق پزشکی خواهیم داشت.
    کلیدواژگان: اخلاق پزشکی، دانشمندان اسلامی و ایرانی
  • باقر مینایی، روجا رحیمی، محمدرضا شمس اردکانی، منصور کشاورز صفحه 117
    ادرار یکی از مواردی است که در طب سنتی ایران جهت تشخیص وضعیت سلامت مورد استفاده قرار می گیرد. در طب سنتی، پزشک در راستای کمک به تشخیص بیماری، از نمونه ی ادرار که در متون مختلف با نام های بول، تفسره و به طور مجازی قاروره نامیده شده است، بهره می برده است. نکته ی مهم این است که در متون مختلف طب سنتی به زمان و شرایط و نحوه ی جمع آوری نمونه اشاره شده است، به علاوه با بررسی کیفیت ادرار از لحاظ رنگ ادرار، قوام ادرار و کیفیت هایی از این دست تشخیص افتراقی های ظریفی در این باب آورده شده است.
    در این مقاله به بررسی دیدگاه های طب سنتی در زمینه ی چگونگی اخذ ادرار اعم از زمان گرفتن نمونه، شرایط و محل نگهداری نمونه ی ادرار و همچنین طریقه ی جمع آوری ادرار اشاره خواهد شد. به علاوه مروری گذرا بر تشخیص افتراقی های حاصل از بررسی ماهیت و کیفیت ادرار اعم از رنگ و قوام و بوی ادرار و همچنین وضعیت ادرار در سنین و شرایط مختلف خواهیم پرداخت.
    کلیدواژگان: قاروره، ادرار، بول، طب سنتی
  • امیررضا دهقانیان، حامد عابدتاش، پویا فریدی، محمدرضا شمس اردکانی، عبدالعلی محقق زاده صفحه 127
    کتاب تشریح منصوری کامیاب ترین درس نامه ی کالبدشناسی تاریخ پزشکی ایران به زبان پارسی، تاثیر به سزایی بر کتاب های کالبدشناسی پس از خود به جای گذاشته است. در این تحقیق ضمن بررسی مقاله ی «اورده» ی این کتاب، بخش هایی از آن با دانش امروزی برابری شده است. 21 نکته، از جمله موارد زیر مقابله و نقد شده است: استفاده از عبارت «عرق ساکن» برای سیاهرگ، منشاء سیاهرگ ها، اشاره به ورید شریانی، انتقال مواد از درون رگ به سمت بافت از طریق ترشح، اشاره به ورید باب و عملکرد آن، عملکرد و محل قرارگرفتن سیاهرگ اجوف، شعبات هشت گانه ی سیاهرگ باب، تغذیه ی معده، شاخه های سیاهرگ طحالی، سیستم گردش خون درون کبد، سیاهرگ های فرنیک تحتانی، سیاهرگ های پریکادیوفرنیک، شاخه های سیاهرگ اجوف، شاخه هایی که به سیاهرگ اجوف فوقانی منتهی می شوند، شاخه ی سیاهرگی توراسیک داخلی، سیاهرگ های ژوگولار داخلی، اشاره به عروق وداجین، اشاره به معصره، شبکه ی سیاهرگی دست و شاخه ی انتهایی ورید فمورال.
    کلیدواژگان: آناتومی، تشریح بدن انسان، اورده، منصوری شیرازی
  • منیژه عبدالهی صفحه 137
    مطالعه ی کتاب اوستا، گذشته از جلوه های اسا طیری پزشکی، نشان دهنده ی وجود نوعی پزشکی و بهداشت در ایران باستان می باشد که در قیاس با دنیای قدیم پیشرفته محسوب می شده است. در دو ره ی هخامنشی سه مرکز آموزش پزشکی در ری، همدان و تخت جمشید به همراه بیمارستان هایی در جنب آن ها، برقرار بوده است و در دوره ی ساسانیان با تاسیس مدارس پزشکی جایگاه علوم پزشکی مستحکم تر شد و به صورت جریانی قدرتمند تا دوران اسلامی ادامه یافت.
    در دوران اسلامی کتاب هایی چون «الحاوی» زکریا و «قانون» ابوعلی سینا شهرتی جهانگیر یافت. از حدود قرن چهارم هجری به موازات آثار طبی تدوین شده به عربی، کتاب های ارزشمندی به زبان فارسی نگاشته شده است که قدیمی ترین آن ها کتاب هدایه المتعلمین فی الطب، تالیف ابوبکر ربیع بن احمد الاخوینی (وفات 373 ه. ق.) می باشد و به دنبال آن آثاری همچون «الابنیه عن حقایق الادویه» از موفق الدین ابومنصور هروی در زمینه ی گیاه دارو شناسی با نظمی ستودنی نوشته شد. دیگر کتاب پزشکی معتبر زبان فارسی، ذخیره ی خوارزمشاهی اثر سید اسماعیل جرجانی (434-531 ه.ق.) است که در واقع دایره المعارف پزشکی می باشد که در ده جلد تالیف گردید. جرجانی همچنین کتاب «خفی علایی» را در دو جلد و در قطع مطول نگاشت تا به ویژه در سفرهای نظامی به راحتی قابل حمل باشد. در نوشتار حاضر تلاش شده است تا ضمن بررسی و تحلیلی کوتاه از تاریخ پزشکی در ایران، با نگاهی دقیق تر به ساختار رابطه ی پزشک و بیمار توجه گردد. برای دست یابی به این خواسته، متن کتاب خفی علایی از منظر های مختلف معنایی، زبانی، ساختمان دستوری، ساخت واژگانی و نشانه شناسی، مطالعه گردید. سپس با توجه به نظریه ی«تحلیل انتقادی متن»، ویژگی های شخص بیمار در متون پزشکی از جنبه ی هویت، موقعیت اجتماعی و نیز جنسیت بیمار، مورد تحلیل قرارگرفت
    کلیدواژگان: تاریخ پزشکی، خفی علایی، بیمار، پزشک
  • محسن ناصری، ابوالقاسم سلطانی، فرزانه غفاری، طیبه طاهری پناه، حسین رضایی زاده، مهرداد کریمی، مهناز محسن زاده صفحه 149
    خوز و خوزی و کتاب هایشان به نام شوسماهی و جامع الخوز به کرات به عنوان مرجع در منابع مهم پزشکی قدیم در اسلام و ایران مورد استفاده قرار گرفته اند ولی متاسفانه امروزه در دسترس نمی باشند.
    در این مطالعه چهار کتاب «القانون فی الطب» ابن سینا، «الحاوی» رازی، «الجامع المفردات الاغذیه و الادویه» ابن بیطار و «الصیدنه» ابوریحان بیرونی برای اولین بار مورد استقصای کامل قرار گرفت و کلیه ی ارجاع های مربوط به خوز و خوزی بطور کامل مشخص گردید. مطالعه ی حاضر نشان داد، در کتاب الحاوی 217 بار، در کتاب القانون 16 بار، در کتاب الجامع 44 بار و در کتاب الصیدنه 17 بار به خوز و خوزی ارجاع داده شده است. با توجه به جملاتی مانند «اجتمعت الخوز»، «قالت الخوز قاطبه»، «قیل فی جامع الخوز»، «الخوز فی شوسماهی» و «قیل فی شوسماهی الخوز»، به نظر می رسد که برای اولین بار در تاریخ پزشکی، دانشمندان مکتب پزشکی جندی شاپور یا گروهی از آنان، نظرات و آراء خود را که بر آن اجماع داشته اند در یک یا چند کتاب مدون نموده و برای بشریت به ودیعت نهاده اند. همچنین با توجه به بعضی از ارجاع های مستقیم بیرونی و ابن بیطار به خوز و خوزی که بدون ذکر منبع واسطه است، این احتمال وجود دارد که برخی از کتاب های خوزیان در مناطق مختلف، حتی در اندلس آن روز، در دسترس بوده است.
    کلیدواژگان: خوز، خوزی، خوزیان، ارجاع، طب سنتی
  • روجا رحیمی، محمدرضا شمس اردکانی، فاطمه فرجادمند صفحه 165
    کتاب «تحفه المومنین» دارونامه ی جامعی از داروهای مفرد و مرکب است که توسط دانشمند حکیم، سید محمد مومن تنکابنی از طبیبان بزرگ شیعه مذهب در 1080 هجری قمری تالیف شده است. نسخه های خطی بسیار، چاپ های متعدد و ترجمه ی آن به زبان عربی و ترکی که اندکی پس از نگارش آن صورت گرفت اهمیت آن را نشان می دهد. این کتاب هنوز هم نزد پیروان پزشکی سنتی اعتبار زیادی دارد. در کتاب تحفه المومنین علاوه بر مطالبی که از کتب پیشین نقل قول شده، مولف به بیان تجربیات و نوآوری های خود نیز پرداخته است. در این مقاله سعی شده است تا به گوشه ای از تجربیات و نوآوری های حکیم سید محمد مومن تنکابنی که در کتاب تحفه المومنین به آن اشاره گردیده، پرداخته شود.
    کلیدواژگان: تحفه المومنین، محمد مومن تنکابنی، نوآوری ها، مجربات، مفردات، مرکبات
  • سیداحمد امامی، غلامرضا امین، عباس حاجی آخوندی، محبوبه خاتم ساز، مهناز خانوی، بهزاد ذوالفقاری، روجا رحیمی، ابوالقاسم سلطانی، محمدرضا شمس اردکانی، میثم شیرزاد، امید صادق پور، امیرمهدی طالب، علیرضا قنادی، مهرداد کریمی، منصور کشاورز صفحه 185
    اسپرزه، گیاهی است از تیره ی بارهنگ که در متون طب سنتی با نام های مختلفی از قبیل اسفرزه، اسپغول، اسفیوش، بزر قطونا و بنگو در سه رنگ متفاوت دانه شامل سفید، قرمز و سیاه معرفی گردیده است. در این مقاله سعی شده است با توجه به مشخصاتی که در منابع طب سنتی ذکر شده اند، نام یا نام های علمی مناسبی برای اسپرزه تعیین شود. نتایج نشان داد مشخصاتی که در کتب طب سنتی برای اسپرزه توضیح داده شده است، با دو گونه ی بومی و مطرح از جنس Plantago در ایران،P. ovata Forssk. و P. psyllium L. مطابقت دارد که می توان آن ها را با نام های پیشنهادی «اسپرزه» برای گونه ی P. ovata Forssk. و «اسپرزه ی بارهنگی» برای گونه یP. psyllium L. از یکدیگر تفکیک نمود.
    کلیدواژگان: طب سنتی ایران، اسپرزه، تیره ی بارهنگ، اسپرزه ی بارهنگی
  • ابراهیم مصلحی شاد صفحه 189
|
  • A. Soltani Pharm Page 93
    of Iranian scientific works through foreign invasions led to the depletion ofscientific treasures of our famous scholars, which had long played a great role in theadvancement of sciences. Many later researches have also ignored the contribution of Iranto such advancements. Studying the book “Al-Hawi,” we encounter the name of manypeople and books, which are not considered in any medical history book. In order toexplore, their works, and their role in medical and pharmaceutical development, the 23volumes of Al-Hawi (organized in 24 books) were carefully investigated. Among thesescholars one encounters an individual under the assumed name of “Majhul,” whom Rhazesquoted on 208 instances; from one line to multiple pages. By analyzing the citations, it was concluded that “Majhul” must have been an Iranian who probably lived in the 7th century.Rhazes was greatly influenced by Majhul from the scientific point of view, and agreed withhim in most of the cases, using allusions such as “great, expert, or trust him” showingrecognition towards Majhul’s scientific rank. Majhul was the first to use cotton in medicine.He called nyctalopia as “ruz kur” (which means blind in the day), and considered the typesof cataract which require surgery. He was the first to identify errors in Galen’s works and by criticizing Galen, established a new era in medical research.
  • M.H. Azizi Page 99
    History of medicine is a branch of history which evaluates the background, emergence,trend, and evolution of medical science and profession. Similar to other related disciplines,research in this field requires adhering to the consensus obtained by scientific methods.Among such studies, the most important steps are selection of the topic, raising questionsabout the topic, identification of reliable references, discussion and interpretation of thedata, and finally conclusion. In this paper, we have briefly addressed the position of historyas well as the importance of history of science and medicine, and then concisely discussedthe research methodology and its problems in history of medicine.
  • E. Moslehi Shad Page 105
    The city of Jondishapur was founded by the Sassanid king, Shapur I, in Khuzestan. It wasexpanded under the rule of Shapur II and finally established as the capital of Matrandiocese. The city reached its culmination following establishment of its hospital andmedical school by Khosrow Anushiravan.Khosrow Anushiravan sent the Iranian scholar Borzouye to India to collect Indianmanuscripts and he brought Kelile væ Demne with him to Iran. Through the settlement of Greek physicians in Sassanid Empire, Jondishapur became the meeting point of Indian,Greek, and Iranian medicine. However, the Greek medicine was predominant. The firsttransmission of medical knowledge from Jondishapur to Baghdad was the invitation ofJurjis Ibn Bakhtyashu, the head of Jondishapur medical school, by Mansur, the AbbasidCaliph, for treatment of the Caliph.By establishment of Baytul-Hikma, (the House of Wisdom) in Baghdad, Greek texts ofHippocrates, Galen, and Dioscorides were translated from Greek into Syriac, and then intoArabic, or directly translated from Greek into Arabic by a group of translators under thesupervision of Hunayn ibn-Ishaq, his son, Ishaq ibn Hunayn and his nephew Hubaysh.Thus, Greek medicine exerted its influence. By emerging some scholars such as IbnMBsawayh, Ibn Tabari, Rhazes, Avicenna, and Biruni, the Islamic medicine reached itsculmination, and by translation of the texts of these scholars into Latin, they were effective on European universities until the 17th century.
  • F. Moattar Dr. Rer. Nat., H. Moattar Page 113
    Islam is the religion which guides the humans and saves people from ignorance and alsoleads them to the culmination of wisdom. Moreover, by providing an appropriatebackground for Muslim thinkers, they can achieve the highest prosperityin all fields ofhuman knowledge thanks to the revelation, remarks of the holy prophet, and guidelines of the Imams. By writing down and expansion of their thoughts, the thinkers can guide their successors.Muslim scientists have paid special attention to medicine, and achieved the highestprosperity and wisdom in it. Considering humans as the noblest creatures, attempts topreserve health of the body and soul was regarded to be of utmost importance. The holyprophet has many obvious remarks for health preservation and relieving physical andpsychological illnesses. These points were collected and published in different books, called“Tib al-nabi.” Moreover, there are many quotations from Imams in the field of medicine and health preservation. Some of these remarks are considered in “Nahj al-Balagha” of Imam Ali and some collections called “Tibb-al Sadegh” and “Tibb-al Reza.” In all these texts, great emphasis has been paid on human dignity and preservation of health and well-being.According to Islamic teachings, great Iranian physicians also have considered theseconcepts in their writings, and have followed these points.
  • M.B. Minaii (Phd), R. Rahimi Pharm.D., M.R. Shams Ardekani (Phd), M. Keshavarz Page 117
    In Iranian traditional medicine, urine was used to diagnose the health status. In order to help in the diagnosis of diseases, the physician in Iranian traditional medicine took advantage of urine specimen, which was called Boul, Tafsereh, or implicitly Qarureh in different texts. It should be noted that in various traditional medicine texts, the time, condition, and method of obtaining the sample are discussed. Moreover, on the basis of quality in terms of color, appearance, other detailed differential diagnoses were made.In the current paper, we will address the viewpoints of traditional medicine on the method of obtaining a urine specimen (including the time and method of obtaining the sample, as well as the condition and place of keeping it). Furthermore, a brief overview will be provided on differential diagnoses achieved by analysis of nature and quality of urineincluding color, appearance, and odor, as well as the status of urine in different ages andconditions.
  • A.R. Dehghanian (Md), H. Abedtash Pharm.D., P. Faridi Pharm.D., M.R. Shams Ardekani (Phd), A. Mohagheghzadeh Page 127
    The TashrHi ManIri (Mansuri’s Anatomy) is the most comprehensive Persial-languageanatomy textbook of Iranian medical history, which has greatly influenced anatomytextbooks written thereafter. In this paper, the Oradeh treatise of the book was investigatedand some parts have been compared with modern knowledge. Twenty one points including the following topics were analyzed and reviewed. Al-Mansuri used the expression “Ergh-e Saken” (stationary vessel) for veins, and pointed to the following items: origin of veins, arterial veins, nutritional transportation from blood vessels to tissues by diffusion, portal vein and its function, positioning and function of vena cava, the eight tributaries of portal vein, gastric blood supply, splenic vein branches, intrahepatic blood circulation, inferior phrenic veins, pericardio-phrenic veins, vena cava branches, the branches that drain into superior vena cava, venous branches of internal thoracic vein, internal jugular veins, jugular vessels, sphincters, arm venous plexus, and the terminal branches of femoral vein.
  • M. Abdolahi Page 137
    This study investigates the linguistic expression features of patients’ identity and gender inold medical texts. Six medical texts from the fourth up to about thirteenth century has been studied. During these years, medical practice is noticed to be more scientific than the years before or even after that. That is, it was far from superstitious and used to follow the scientific approaches of the day. In this study, we focused on the book “Khofi Allaee” in more details, because of its scientific context and its importance in the history of medical sciences. This book was intended to be a kind of pocket book for people, to be read while in the trips or something being accessible at the time of emergency when they are out. The word ‘Khofi’ in Arabic language means ‘boot’ and the book was published in two volumes so that each volume could be placed inside one of the boots while the carrier (person) was out. Identity and power are among the issues investigated broadly in sociolinguistics. The present study was designed to analyze the books in through sociolinguistics perspective.More specifically, the study tends to find the gender as well as the social status of thepatient implied in the text.
  • M. Naseri (Phd), A. Soltani (Phd), F. Ghaffari (Msc), T. Taheripanah (Md), H. Rezaeizadeh D., M. Karimi (Md), M. Mohsenzadeh (Msc) Page 149
    Khuz and Khuzi and their books, Shusemahi and Jame-al Khuz are frequently cited in majorsources of ancient Iranian and Islamic medicine. However, unfortunately these books arenot available today.In this study, the four books; "Al-Qanun fi’l-Tibb" (the Canon of Medicine) by Avicenna,"Al-Hawi" by Rhazes, "al-Jami al-Mufrada al-Aghzie- va al-Adwiya" by Ibn al-Baytar, and"Al-Seidene" by Al-Biruni, are thoroughly investigated for the first time and all citationsrelated to Khuz and Khuzi were determined.Khuz and Khuzi were cited 217 times in Al-Hawi, 16 times in Al-Qanun, 44 times in al-Jami al-Mufrada al-Aghzie- va al-Adwiya, and 17 times in Al-Seidene. Considering phrasessuch as "Khuz agreed that. ..", "most Khuz believe that...", "It was mentioned in Jame-AlKhuz", "Al-Khuz in Shusemahi …", "in Shusemahi, Al-Khuz mentioned that. ..", it seemsthat for the first time in the history of medicine, the scientists of Jondishapur medical school composed their viewpoints and ideas, based on a consensus of the time over them, thus rendering due credit to the scholars who had worked on the same topic prior to them. Moreover, considering the direct citations of Biruni and Ibn al-Baytar to Khuz and Khuzi without any intermediate links, it is possible that in those days some books of Khuzi were accessible in different regions, as far as Andalus.
  • R. Rahimi Pharm.D., M.R. Shams Ardekani (Phd), F. Farjadmand Pharm.D Page 165
    The book “Tohfe- al- Momenin” is a comprehensive pharmacopeia of singular andcompound drugs, written by a great Iranian physician and pharmacist, Seyed MohammadMomen Tonekaboni in 1080 according to Islamic lunar calendar. A lot of manuscripts,numerous copies, and translation into Arabic and Turkish languages which took placeshortly after its publication imply its importance. This book is still most valuable among thefollowers of traditional medicine. Besides quotation of remarks from previous works, theauthor adds his own experiences and innovations. In this article, we tried to address someexperiences and innovations implied in “Tohfe- al- Momenin”.
  • Page 185
    Esparzeh”, is a genus from the Plantaginaceae family, which has been identified intraditional Iranian medicine as a plant with different seed colors including white, red and,black, and different names like “Esfarzeh”, “Aspghul”, “Asphiush”, “Ghatouna” and“Bangou”. In this paper, we attempted to determine the suitable scientific name(s) forEsparzeh according to its characteristics described in traditional manuscripts. Resultsshowed that characteristics mentioned in traditional manuscripts for Esparzeh match withtwo endemic and prevalent species of Plantago in Iran, P. ovata Forssk. and P. psyllium L.,and can be individualized by the suggested names, “Esparzeh” for P. ovata Forssk. and“Esparzeh barhangi” for P. psyllium L.