فهرست مطالب

پژوهش های تاریخی - سال سوم شماره 2 (پیاپی 10، تابستان 1390)
  • سال سوم شماره 2 (پیاپی 10، تابستان 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/12/02
  • تعداد عناوین: 7
|
  • علیرضا آقاحسینی صفحه 1
    جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران یکی از رویدادهای تاریخی مهم حیات سیاسی است که طی آن ایرانیان به صحنه سیاست آمدند تا نه تنها ریشه استعمار خارجی را برای همیشه بسوزند بلکه راه را برای عمران و آبادی کشور هموار نمایند. متاسفانه این آرزو به نتیجه موثر خود نرسید. تاکنون نویسندگان فراوانی از زوایای مختلف علل و عوامل شکست را بررسی کرده اند. در این نوشته تلاش شده است زاویه ای جدید در کنار نگاه های گذشته بر بنیاد تحلیل گفتمان گشوده شود. منطق اصلی این بحث عبارت است از این مهم که چگونه «استیفای حقوق ملت ایران» در سال های جنبش نفت، مفهومی برابر با «ملی کردن» یافت. با عنایت به متن تاریخی سال های ملی شدن صنعت نفت، تحلیل گفتمان کمک می کند تا فهمی واقع بینانه از عملکرد منطق ملیون ایرانی در برابر منطق انتقال گرانه دشمنان آنها داشت. علل و عوامل بنیادین مطرح شده در این نوشتار نشان می دهد که ملیون ایرانی راهبردهای عمیق و قابل پیش بینی در قبال ایالات متحده و به ویژه انگلستان نداشتند. با بر ملاشدن این ضعف ها و علل و عوامل بنیادین، ملیون فاقد ابتکار عمل های واقع بینانه بودند، ابتکار عمل های واقع بینانه ای که می توانست ابهام گفتمانی را وارد دوره ای جدید نماید. دوره جدید می توانست به گونه ای مطرح شود که بنیاد جنبش ملی شدن صنعت نفت به قوت خود باقی بماند و دشمنان ایران را دچار انفعال گرداند. این مهم انجام نشد و اندک اندک شکست گریبان جنبش ملی را گرفت.
    کلیدواژگان: انتقال گرایی، استراتژی توسعه یابنده، ابهام گفتمانی، زنجیره هم ارزی، گفتمان ملی کردن صنعت نفت
  • ابراهیم باوفای دلیوند صفحه 17
    مکتب کلامی اعتزال یکی از شکوفاترین و پررونق ترین دوره های تاریخی خود را در سرزمین خوارزم و در روزگار خوارزمشاهیان سپری نموده است. این منطقه، نظر به موقعیت جغرافیایی و اقتصادی و تعاملات تجاری با اقوام و ممالک شرقی خاصه با اروپای شمالی- که صحنه نفوذ میراث فکری یونان بود- ملت ها، ادیان و مذاهب گوناگون را در خود جای داده بود. این عوامل با توجه به زمینه های فکری و فرهنگی، امنیت اجتماعی و ثبات سیاسی خوارزم در نفوذ اعتزال در آن و جذب و گرایش خوارزمیان به آن و نیز بالندگی و شکوفایی فرهنگ و معارف عقلی در آن سرزمین در روزگار خوارزمشاهیان بسیار تاثیر داشته است. مساله قابل طرح در این پژوهش آن است که برخلاف برداشتی عمومی از سوی مورخان و محققان، مکتب کلامی اعتزال با توجه به موقعیت ها و زمینه های یاد شده پس از تجزیه سیاسی دستگاه خلافت عباسی و غلبه اشعری گری در مراکز علمی و فرهنگی ایران اسلامی و نفوذ آن بر ساختار قدرت در عصر سلاجقه، از بین نرفت، بلکه با کوشش های فراوانی توانست در اواخر قرن پنجم .ق/ یازدهم م، در ولایت خوارزم عصر خوارزمشاهیان نفوذ کند و تا قرون هفتم و هشتم .ق/ سیزدهم و چهاردهم م، در این سرزمین تداوم یابد.
    کلیدواژگان: خوارزم، تاریخ کلام اسلامی، معتزله، خوارزمشاهیان
  • روح الله بهرامی، پرستو مظفری صفحه 51
    کردستان به عنوان یکی از ایالت های کهن ایرانی مرکز استقرار شاخه ای از اقوام ایرانی به نام کردها بود که اسم خود را به این ایالت دادند و بعدها در تاریخ تحولات ایران نقش موثری نیز ایفا کردند. کردستان در قرن های ششم و هفتم آرام آرام شاهد تشکیل یک سلسله بومی – محلی با حضور خاندان بنی اردلان بود که مقارن با حاکمیت صفویان و اوج اقتدار آنان در عهد عباس اول به صورت یکی از چهار والی نشین مقتدر عهد صفویه درآمد و بعدها از آغاز حکومت قاجار تا عهد ناصری همچنان قدرت و نفوذ خود را حفظ کرد. این مقاله در صدد است تا با بررسی و جستجو در متون و منابع درونی بومی – محلی کردستان اردلان و خاندان بنی اردلان در عصر قاجار، چگونگی شکل گیری ارکان درونی حکومت و تقسیمات سیاسی این قدرت بومی – محلی را بررسی نموده، تشکیلات، تقسیمات و کارکردهای سیاسی، اداری و مالی این والی نشین و ساختار درونی قدرت آنها را در پیوند با حکومت مرکزی قاجار مورد بحث و بررسی قرار دهد.
    کلیدواژگان: قاجاریه، بنی اردلان، کردستان، تقسیمات سیاسی
  • سید هاشم حسینی صفحه 73
    موضوع این تحقیق بررسی توصیفات و وقایع چهارباغ مشهد در متون تاریخی از زمان بنای آن در دوران شاهرخ تیموری تا تخریب آن در اوایل دوره قاجار است. در همین راستا ابتدا در رابطه با مفهوم و پیشینه چهارباغ مقدمه ای ذکر می گردد و در ادامه مطالبی که در مورد چهارباغ مشهد در کتب تاریخی ادوار تیموری، صفوی، افشاری و قاجار نقل شده، مورد بررسی قرار می گیرد تا بدین وسیله ابعاد تاریخی و مهمترین وقایع رخ داده در چهارباغ مزبور که بعضا بر سرنوشت کل ایران تاثیر گذارده، بهتر شناخته شده و مورد ارزیابی قرار گیرد. از مهمترین مقاطع تاریخی این چهارباغ می توان به اواخر دوران صفوی و دوران افشار اشاره کرد که شهر مشهد به عنوان پایتخت ایران و عمارت چهارباغ به عنوان تختگاه حکومتی، نقش مهمی در تاریخ ایران ایفا کرده است. اوضاع پریشان ایران بعد از حمله افاغنه و جابجایی های سریع قدرت در اواخر دوره صفوی به خوبی در وقایع عمارت حکومتی چهارباغ بازتاب یافته است. یافته های تحقیق از یکسو حاکی از این واقعیت است که فضاهای چهارباغ امروزی مانند چهارباغ صفوی شهر اصفهان که بیشتر به عنوان خیابان شناخته می شوند، در دوران تیموری به عنوان کاخ- باغ ساخته می شدند که چهارباغ مشهد نیز در ابتدا از همین نوع بوده است. اما سیر تحولات شهر مشهد از دوران صفوی به بعد منجر به تغییراتی در فضا و مفهوم چهارباغ شده و آن، مطرح شدن کارکرد دارالحکومه یا مقر حاکم شهر و در ادامه تختگاه حکومت نادرشاه و جانشینان وی می باشد. از دیگر سو مرور وقایع چهارباغ مشهد در اواخر صفوی تا تشکیل سلسله قاجار، نشان دهنده موقعیت یگانه و تاثیرگذار شهر مشهد در این مقطع زمانی از تاریخ پرفراز و نشیب ایران است که شایسته شناخت و تحلیل بیشتر است.
    کلیدواژگان: عمارت چهارباغ، تاریخ مشهد، دوران تیموری، دوران صفوی، دوران افشاری
  • محسن رحمتی صفحه 89
    هم زمان با تشکیل دولت شیعی مذهب صفوی در آغاز قرن دهم هجری، اوزبکان دشت قبچاق نیزصفحات شمالی قلمرو تیموریان در ماوراءالنهر و خوارزم را تصرف کرده، در هر دو منطقه، به ترتیب دو خاندان شیبانی و عربشاهی زمام امور را در دست گرفتند. در ابتدای امر، علاوه بر اختلاف مذهبی، ادعای مالکیت اوزبکان نسبت به خراسان، عامل اصلی تصادم و درگیری آن ها با صفویان شد. اگر چه خاندان شیبانی این روابط خصمانه را تا زمان انقراض خود، ادامه دادند ولی خاندان عربشاهی در مناسبات خود با صفویه به گونه ای دیگر عمل کردند. اساس مناسبات عربشاهیان با صفویه، مبتنی بر نوعی تناقض بود. خوانین عربشاهی ضمن تعرض به مرزهای قلمرو صفوی، قتل، غارت، اسارت شیعیان ایرانی و فروش آن ها به عنوان برده، با دولت صفویه روابط دوستانه و صلح طلبانه مبتنی بر وفاق و همگرایی نیز داشتند که در آن علاوه بر ابراز دوستی و تبادل سفیر، به ارسال گروگان به دربار پرداخته و خود را تحت حمایت شاه صفوی در آوردند. این مقاله در پی آن است که ضمن شناسایی تحولات درونی خوارزم در دوره حاکمیت عربشاهیان، روابط فیمابین خوانین عربشاهی با دولت صفوی را، با تاکید بر عوامل اثرگذار بر آن تبیین کند.
    کلیدواژگان: خان نشین خیوه، عربشاهیان، خوارزم، صفویه، اوزبکان
  • مسعود غفاری، علی محمدزاده صفحه 113
    طلب مساوات و برابری به عنوان ارزش هایی عدالت خواهانه از نخستین مطالبات انقلاب مشروطیت ایران بود که نظر به مبانی فکری و موقعیت اجتماعی معتقدان آن، در قالب رویکردهایی متفاوت قابل شناسایی است. این مقاله بر آن است تا به تحلیل و تبیین زمینه های فکری و اجتماعی عدالت خواهی در دو حزب دموکرات و اعتدالیون در سالهای آغازین مشروطیت بپردازد و دو رویکرد متفاوت به عدالت خواهی را در مرام نامه های دو حزب شناسایی کرده، چرایی تفاوت این رویکردها را نیز جستجو کند. همچنین این فرضیه را که: درک متفاوت برخی مولفه های عدالت خواهی سبب شده است که حزب دموکرات خواستار تغییرات بنیادین در ساختارهای اصلی جامعه شود و از دیگر سو حزب اعتدالیون بر اصلاح و تعدیل آن ساختارها بسنده کنند؛ به آزمون گذارد.
    کلیدواژگان: زمینه های فکری و اجتماعی، حزب دموکرات، حزب اعتدالیون، عدالت خواهی
  • قباد کیانمهر، بهاره تقوی نژاد صفحه 133
    مدرسه چهارباغ اصفهان یکی از بناهای باشکوه اواخر عهد صفوی (1118- 1126 .ق) است که در زمان شاه سلطان حسین صفوی (1105-1135 .ق) در ضلع شرقی خیابان چهارباغ اصفهان احداث گردیده است. این مدرسه به همراه کاروانسرا و بازارچه ای که پیرامون آن قرار داشته، مجموعه عظیمی را تشکیل می داد که علاوه بر فواید کاربردی و تعلیم و تربیت طلاب و مدرسان علوم دینی، از لحاظ هنری نیز بسیار ارزشمند بوده است. وجود عقاید و باورهای دینی و مذهبی شیعی و هم چنین تفکرات عرفانی و صوفیانه موجود، بر هنر این دوران تاثیر بسزایی داشته که یکی از بهترین نمود های آن را در کتیبه های کاشیکاری مدرسه چهارباغ می توان مشاهده نمود. از این رو اساس این پژوهش که با رویکرد تاریخی- تطبیقی و بر اساس مطالعات میدانی و کتابخانه ای به بررسی کتیبه های کاشیکاری این بنا و باورهای عصر صفوی می پردازد، بر این فرضیه استوار است که میان مضامین کتیبه های کاشیکاری مدرسه چهارباغ اصفهان و اعتقادات و باورهای عصر صفویه ارتباط مستقیمی وجود دارد و با توجه به نوع خطوط و محل کاربردشان تفاوت هایی با یکدیگر دارند. این کتیبه ها شامل باورهای ملی ایرانی و مذهب تشیع بوده که بر روی همه اقشار جامعه اعم از علماء، سیاسیون، متصوفه، عرفا و حتی عامه مردم تاثیر داشته است.
    کلیدواژگان: مطالعه تطبیقی، کتیبه، کاشیکاری، مدرسه چهار باغ، باورها، صفویه
|
  • A. Aghahosseini Page 1
    The nationalization of oil industry movement is one of the important historical periods of political life in Iran, through which Iranians came to political scene not only to eradicating the roots of foreign exploitation forever but also to pave the way for the development of Iran. Unfortunately the wish didn’t come true. So far many researchers have studied the reasons of this failure from different perspectives. The attempt is made here to provide a new perspective in addition to the available view points, based on discourse analysis. The main purpose of this article is to determine that how did the “inquiring of national rights” became equivalent to the “nationalizing” over the years of this movement. With a review of the history of oil industry nationalization, the discourse analysis contributes to the realistic understanding of Iranian nationalists’ performance against enemy’s transference logic. Fundamental reasons, discussed in this article indicate that Iranian nationalists didn’t have a deep and predictable strategy against USA and specially UK regarding oil industry. As this weakness was revealed along with the fundamental reasons, Iranian nationalists did not have realistic initiatives the kind that could transfer the discourse ambiguity in to a new era. A new era could have been addressed in a manner that the foundation of oil industry would have remained powerful and would have embarrassed the enemies. This strategy did not work and this national movement failed gradually.
  • E. Bavafa Page 17
    In Kharazm-shah’s era the theological school of I’tazila was a prosperous historical period in Kharazm’s territory. This territory due to geographical situation and economical status and commercial transactions with Eastern nations, especially north Europe which was the center of intellectual influence had engulfed various religions and nations. This situation, considering the intellectual and cultural background, social and political stability of Kharazm was very effective and influential on I’tazila school in that territory. The important issue in this study is that, unlike some historians and researchers conception, theological school of I’tazila, based on mentioned situations did not fade away after political decomposition of Abasi’s Caliphate and Ashariyya dominance in scientific and cultural centers and the influence continued on in Saldjuks’ governance era. After many attempts, this school was able to affect Khʷarazm territory and Kharazm-shah’s era in the late 5th century(lunar)/11th century(A.D.) and it lasted up to 7th and 8th century(lunar)/ 13th and 14th century(A.D.).
  • Ruhollah Bahrami, Parastoo Mozafari Page 51
    Kurdistan as one of the Old Iranian states was the residing center of a branch of Iranian tribes; these people as Kurds called this state Kurdistan and contributed to the evolution of the history of Iran. Kurdistan gradually witnessed the establishment of a local-native dynasty called Bani Ardalan. Coinciding with Safavid rule and their climax during king Abbas the first era the Ardalan dynasty, became one of the four powerful authorized governances of Safavid era. They maintained their power from the beginning of Qajar government until the Nasery era. The attempt is made here to analyze the internal establishments and the political infrastructure formation of this local-native power, through a study of Ardalan’s Kurdistan and Bani Ardalan clan internal-native sources. In addition to study the political, financial and administrative, organizations, divisions and functions of this governance and their internal power structure in connection with Qajar central government.
  • H. Hosseini Page 73
    This article attempts to study the descriptions of Mashhad’s Chaharbagh and the events in historical texts from its construction in Shahrukh’s Timurid era until it’s destruction in the early Qajar era. In this regard, an introduction will be presented about the concept and the history of Mashhad’s Chaharbagh; and then the issues cited in Timurid, Safavid, Afsharid and Qajar eras historical texts will be studied. The historical dimensions and the most important events that have occurred in Chaharbagh which are affected the destiny of Iran, would be revealed and evaluated. One of the most important historical periods of Chaharbagh is late Safavid and Afsharid eras when, Mashhad as the capital of Iran and Chaharbagh as the court occupies an important place in history of Iran. Distressed situation of Iran after Afghans’ attack and the quick replacement of power in the late Safavid era has affected the events that occurred in Chaharbagh. The findings of this research, on the one hand suggest that although today’s Chaharbagh such as Safavid Chaharbagh of Esfahan is known as a street, in the Timurid era Chaharbagh was constructed like heavenly gardens that engulfed the palace. But because of the evolutions started from the Safavid era, the environment and the concept of this monumental place changed; the changes include the settlement of the city governor, Nader shah’s court and his successors. On the other hand، a review on the events occurred in Mashhad’s Chaharbagh from the late Safavid era until the establishment of Qajar dynasty, indicate the unique situation of Mashhad in this region in that difficult historical passage which deserves more study.
  • M. Rahmati Page 89
    With the formation of the Shiite state government, the Safavid government, in the beginning of 14th (A.D) century the Uzbecks of Dasht-i- Qepchaq occupied the north of Timurid territory in Mavry Alnahr and Kharazm areas. In both the areas, Sheibani clan and Arbashahi clan controlled the situation, respectively. In the beginning, in addition to their religious differences, the Uzbecks claimed Khorasan’s possession and this was the main cause of their conflict with Safavid. Although, Sheibani clan continued its hostile relations with Safavid until their extinction; the Arabshahi clan acted different in their relations with Safavid. Arabshahi’s relation with Safavid was based on a contradiction. The Arabshahi khan’s attacked the Safavid territory borders, murdered, plundered, captured Iranian Shiieas and sold them as slave. Arabshahi khan’s had a peaceful relationship with Safavid based on consensus and convergence; they exchanged ambassadors, also they released hostages and send them to Safavid court and kind of accepted Safavids as their foster. The attempt is made here to identify the internal evolutions in Khwarazm during Arabshahi rules and the correlation between Arabshahi khans and Safavid government with an emphasis on the affecting factors.
  • M. Ghaffari, A. Mohamadzadeh Page 113
    Requesting equality as a justice value was the first constitutional revolution request. This ideology should be identified based on different perspectives. The attempt is made here to analyze the relation between the intellectual and social backgrounds of the two Democratic and Etedalioun parties with regards to justice category in the early years of constitutional revolution. It is necessary to identify the different approaches of the two parties in political, social, and economical aspects in the justice concept, in addition to conducting studies on their manifestos and the reasons thereof. The different understanding of justice categories in both the parties has put demanding justice on the path of some fundamental changes in the main structure of the society in view of democracy and request reforms on the structure by the Etedaleion. Keywords:
  • Page 133
    Esfahan’s Chaharbagh Madrasa (school) is one of the majestic constructions in the late Safavid era 1747-1739 (A.D). The construction is located in the eastern part of Chaharbagh boulvard in Shah Soltan Hossein Safavid era. The school with its Bazzar-booths and caravanserai made a huge complex in addition to being an education, religion and science training center. This structure was artistically very valuable one. The Shiite religion and Gnostics mentality, spiritual thoughts of the era had a direct influence on domestic art. Tile inscriptions in Chaharbagh School could be the best example for it. The attempt is made here to study the tile inscriptions of Chaharbagh School and the beliefs of Safavid era based on comparative-historical approach and field study. The Hypothesis here is that there exists a direct correlation between tile inscriptions of Esfahan’s Chaharbagh School and the beliefs of Safavid era. According to the kind of tile inscriptions and their location, the inscriptions vary. The tile inscriptions contents represented Iranian national symbols and Shiite religion beliefs which had affected all classes of people in the society, such as researchers, politicians, Sophie and even the public.