فهرست مطالب

پژوهشهای علوم دامی ایران - سال سوم شماره 3 (1390)
  • سال سوم شماره 3 (1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/12/08
  • تعداد عناوین: 16
|
  • احمد حسن آبادی، موسی حسینی، فهیمه علیپور صفحه 204
    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف پروتئین خام و لیزین جیره غذایی بر عملکرد و ابقای ظاهری نیتروژن در جوجه های گوشتی انجام شد. 420 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308 در سن 7 روزگی به 6 تیمار دارای 5 تکرار (جایگاه بستری) اختصاص یافت. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی و به صورت فاکتوریل 3 × 2 انجام شد. پروتئین خام شامل سه سطح 17، 18 و 20 درصد و سطوح لیزین شامل 1/1 و 3/1 درصد جیره غذایی بود. در سن 42 روزگی 2 قطعه خروس به قفس های جمع آوری فضولات انتقال داده شد و کل فضولات تولید شده به مدت سه روز به منظور اندازه گیری ابقای ظاهری نیتروژن جمع آوری گردید. نتایج این آزمایش نشان داد که سطوح مختلف پروتئین خام اثر معنی داری بر مصرف خوراک روزانه دارد. بیش ترین مقدار خوراک مصرفی روزانه مربوط به پروتئین خام 20 درصد بود که به طور معنی داری کم تر از تیمار 18 درصد پروتئین خام بود. تاثیر سطوح مختلف پروتئین خام بر افزایش وزن روزانه در کل دوره آزمایش معنی دار بود؛ به طوری که بیشترین مقدار افزایش وزن مربوط به پروتئین خام 20 درصد بود و در بین دو سطح دیگر اختلاف معنی دار وجود نداشت. اثرات سطوح مختلف پروتئین خام بر نیتروژن دفعی نیز معنی دار بود. کم ترین مقدار نیتروژن دفعی مربوط به پروتئین خام 17 درصد و بیشترین مقدار مربوط به پروتئین خام 20 درصد بود. اثرات سطوح مختلف لیزین از میان قطعات لاشه فقط بر وزن بال ها معنی دار بود و مقدار وزن بال در لیزین 1/1 بیشتر از لیزین 3/1 درصد بود. اثرات متقابل پروتئین خام و لیزین بر خوراک مصرفی روزانه در کل دوره معنی دار بود و بیشترین مقدار خوراک مصرفی روزانه مربوط به تیمار با پروتئین خام 20 و لیزین 1/1 درصد بود. همچنین بیشترین مقدار افزایش وزن روزانه در کل دوره مربوط به تیمار با پروتئین خام20 و لیزین 1/1 درصد بود. بیشترین مقدار ابقای ظاهری نیتروژن مربوط به تیمار با پروتئین خام 17 درصد و لیزین 3/1 درصد و کمترین آن مربوط به تیمار پروتئین خام 20 و لیزین 1/1 درصد بود. بنابراین خوراک دارای 20 درصد پروتئین خام و 1/1 درصد لیزین برای تمام شاخصهای مورد اندازه گیری به استثنای نیتروژن دفعی دارای بهترین عملکرد بوده است.
  • حسن محمدی عمارت، ابوالقاسم گلیان، عبدالمنصور طهماسبی، حسن کرمانشاهی صفحه 211
    برای بررسی اثر سطوح مختلف پروتئین خام و متیونین جیره بر شاخص های تولیدی تخم مرغ، 420 قطعه مرغ تخمگذار های لاین (Hy-line W-36) به 60 گروه 7 قطعه ای و هر چهار گروه (تکرار) بطور تصادفی به یکی از 15 تیمار غذایی اختصاص یافتند. سه سطح پروتئین (13، 14 و 15 درصد) و پنج سطح متیونین (25/0، 28/0، 31/0، 34/0 و 37/0 درصد) به روش فاکتوریل 5×3 اعمال شدند. مرغها به مدت سه دوره 28 روزه از سن 50 تا 62 هفتگی تغذیه شدند تعداد تخم مرغ و تلفات روزانه ثبت و مصرف خوراک در پایان هر دوره اندازه گیری شد. با افزایش سطح پروتئین جیره از 13 به 15 درصد، تولید تخم مرغ به طور معنی داری از 54 به 4/59 درصد در کل دوره افزایش یافت. وزن تخم مرغ، گرم تخم مرغ تولیدی روزانه و مصرف خوراک نیز با افزایش سطح پروتئین جیره به ترتیب 7/1 گرم، 4/3 گرم و 8/2 گرم افزایش پیدا کرد. افزایش سطح پروتئین جیره، ضریب تبدیل غذا و درصد محتویات و آلبومین تخم مرغ را به صورت معنی دار بهبود داد. در حالیکه درصد تخم مرغهای شکسته، درصد پوسته و وزن مخصوص تخم مرغ با افزایش درصد پروتئین جیره به طور معنی دار کاهش پیدا کردند. درصد زرده تخم مرغ تحت تاثیر تغییر سطح پروتئین جیره قرار نگرفت. با افزایش سطح متیونین جیره (از 25/0 به 37/0 درصد)، تولید تخم مرغ، وزن تخم مرغ، گرم تخم مرغ تولیدی روزانه، مصرف خوراک و کل محتویات تخم مرغ در کل دوره آزمایش به ترتیب حدود 2/8 درصد، 4 گرم، 6/6 گرم، 7/8 گرم و 6/0 گرم بهبود یافت. تغییر سطح متیونین جیره تاثیری بر ضریب تبدیل خوراک، وزن مخصوص تخم مرغ، درصد تخم مرغهای شکسته، پوسته، زرده و آلبومین تخم مرغ نداشت.
  • مرضیه رحمانی، محمد امیر کریمی ترشیزی، رسول واعظ ترشیزی صفحه 220
    نور یکی از عوامل محیطی بسیار تاثیر گذار بر عملکرد طیور است که اغلب بویژه در پرورش جوجه های گوشتی مورد کم توجهی قرار می گیرد. علیرغم گذشت چند دهه از توسعه مرغ لاین گوشتی در کشور (آرین)، تاکنون برنامه نوری مناسب برای جوجه های گوشتی تجاری این سویه تدوین نشده است. لذا در این آزمایش با استفاده از طرح کاملا تصادفی تاثیر چهار برنامه نوری در هشت تکرار شامل: 1- نور دایم (متداول) 2- کاهش- افزایش ناگهانی 3- کاهش- افزایش تدریجی و 4- متناوب (1 ساعت روشنایی:3 ساعت تاریکی) بر عملکرد 320 قطعه جوجه گوشتی (آمیخته تجاری آرین 386) در طول 6 هفته بررسی شد. در طول آزمایش خوراک مصرفی، وزن بدن و ضریب تبدیل غذایی، درصد تلفات و شاخص کارایی تولید تعیین شد. در پایان آزمایش ویژگی های لاشه پرندگان تعیین و با یکدیگر مقایسه شد. در سن 6 هفتگی اختلاف معنی داری از نظر خوراک مصرفی و وزن نهایی جوجه ها در برنامه های نوری مختلف وجود نداشت (05/0P). میزان تلفات در گروه افزایش تدریجی به طور معنی داری پایین تر از سایر گروه ها بود (05/0>P). شاخص کارایی تولید نیز در گروه متناوب بالاتر از سایر گروه ها بود (05/0>P). همچنین میزان سود اقتصادی در گروه متناوب نسبت به سایر گروه ها بالاتر بود. ویژگی های لاشه تحت تاثیر برنامه های نوری قرار نگرفت (05/0
  • علی رضا حسابی نامقی، علیرضا شوریده، رجبعلی میرزایی، علی اکبر اردلان دوست صفحه 229
    به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف اسیدآمینه متیونین بر عملکرد مرغان بومی استان خراسان، آزمایشی با استفاده از 300 قطعه مرغ بومی ایستگاه مرغ بومی خراسان در قالب طرح های کاملا تصادفی با6 تیمار آزمایشی، 5 تکرار و 10 مرغ در هر تکرار از سن 26 الی 52 هفتگی اجرا شد. 6 تیمار بدین شرح بود که تیمار اول (شاهد) اسیدآمینه متیونین را به میزان 22/0 درصد از جیره پایه دریافت نمود و در سایر تیمارها سطح اسید آمینه متیونین به میزان 1/0 درصد در هر تیمار و به ترتیب افزایش یافت به نحوی که مرغان شش سطح متفاوت متیونین (22/0، 32/0، 42/0، 52/0، 62/0و72/0 درصد) را دریافت نمودند. نتایج نشان داد که افزایش سطوح اسیدآمینه متیونین از 26 الی 52 هفتگی باعث افزایش وزن تخم مرغ های تولیدی گردید. اثر متیونین بر درصد تولید معنی دار بود اما میان گروه شاهد و گروه های دریافت کننده سطوح بالای مکمل متیونین تفاوتی مشاهده نشد. سطوح بالای متیونین منجر به کاهش مصرف خوراک در 26 الی 52 هفتگی شد. به لحاظ افزایش وزن تخم مرغهای تولیدی، ضریب تبدیل غذایی در گروه های دریافت کننده سطوح بالای متیونین (52/0، 62/0 و72/0 درصد) با کاهش معنی دار در طول دوره مواجه گردید. سطوح اسیدآمینه متیونین بر درصد وزنی پوسته، سفیده، زرده و وزن مخصوص تخم مرغ های تولیدی اثر معنی داری نداشت. بطور کلی نتایج این بررسی نشان داد که سطوح افزایشی اسیدآمینه متیونین باعث افزایش وزن تخم مرغ تولیدی و بهبود ضریب تبدیل غذایی در مرغان بومی می شود و افزایش وزن تخم مرغ در سطح 62/0 درصد اسید آمینه متیونین در مرغان بومی در طی این آزمایش مشاهده گردید.
  • مسعود محمد حسین رحمتی، علی اصغر ساکی، پویا زمانی، امیر اسکندرلو، بهنام طهماسب پور صفحه 236
    مطالعه فوق جهت بررسی اثرات ویتامین C بر عملکرد، خصوصیات تخم مرغ و برخی از فراسنجه های خونی (گلوکز، کلسیم و اسید اوریک) مرغ های تخمگذار تحت شرایط پرورشی طبیعی انجام گرفت. 192 قطعه مرغ لگهورن سفید در سن 24 هفتگی در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار (صفر، 250، 500 و 750 میلی گرم ویتامین C در هر کیلوگرم جیره) و چهار تکرار بمدت 105 روز مورد استفاده قرار گرفتند. اگر چه مصرف غذا، ضریب تبدیل غذایی و درصد تولید تخم مرغ بین همه تیمارها مشابه بودند ولی وزن نهایی مرغ های تخمگذار با مصرف 250 و 750 میلی گرم ویتامین C افزایش معنی داری نشان داد (01/0P
  • رضا وکیلی صفحه 243
    این آزمایش به منظور بررسی اثر عصاره های گیاهی رازیانه و آویشن با و بدون کتان بر عملکرد و کیفیت تخم مرغ تولیدی مرغ های تخم گذار نژاد لگهورن سفید آمیخته ی تجاری (های – لاین W36)در سن 26 هفتگی انجام شد. آزمایش در قالب یک طرح کاملا تصادفی با200 مرغ در 5 تیمار و 5 تکرارو 8 قطعه مرغ تخم گذار در هر تکرار به مدت 12 هفته اجرا شد. جیره ها از نظر انرژی و پروتئین یکسان و بر اساس احتیاجات غذاییNRC 1994 ولی متفاوت از نظر عصاره های گیاهی تنظیم شدند. عصاره ی الکلی گیاهان رازیانه و آویشن به مقدار 40 میلی لیتر در کیلوگرم خوراک استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که اثر تیمارهای آزمایشی بر درصد تخم گذاری، وزن کل تخم مرغ تولیدی و ضریب تبدیل غذایی غیرمعنی دار و بر میانگین وزن نخم مرغ و نیز کل خوراک مصرفی در کل دوره معنی دار بود (P
  • محمدعلی نوروزیان، رضا ولی زاده، ابوالقاسم نبی پور، عباسعلی ناصریان، عبدالمنصور طهماسبی صفحه 250
    به منظور بررسی اثر نوع و سطوح مختلف علوفه در جیره ی آغازین بر خصوصیات مرفولوژیکی و تمایز سلولی دستگاه گوارش، متابولیت های خون و عملکرد بره های بلوچی، آزمایشی با استفاده از 35 راس بره ی نژاد بلوچی با سن 3 هفتگی در دو مرحله ی آغازین (3 تا 9 هفتگی) و پروار (9 تا 22 هفتگی) انجام شد. پنج تیمار آزمایشی شامل تیمار 1: جیره ی آغازین فاقد علوفه (تیمار شاهد)، تیمار 2: جیره ی آغازین حاوی 5/7 درصد یونجه، تیمار 3: جیره ی آغازین حاوی 15 درصد یونجه، تیمار 4: جیره ی آغازین حاوی 5/7 درصد کاه گندم و تیمار 5: جیره ی آغازین حاوی 15 درصد کاه گندم بود. افزودن هر دو علوفه باعث افزایش معنی داری در توان سایشی، میانگین هندسی اندازه قطعات جیره، فیبر موثر فیزیکی، نیتروژن اوره ای خون و وزن و ظرفیت معده و همچنین سبب کاهش معنی داری در غلظت بتاهیدروکسی بوتیرات و مصرف خوراک و افزایش ضریب تبدیل در دوره ی آغازین شد. ضخامت لایه ی کراتینه و لایه ی ماهیچه ای تحت تاثیر افزودن علوفه ها قرارگرفت به گونه ای که نازک ترین لایه ی کراتینه و ضخیم-ترین لایه ی ماهیچه ای در تیمار3 در مقایسه با سایر تیمارها مشاهده گردید. بیشترین وزن معده و شکمبه در تیمار 5 (15 درصد کاه گندم) و کمترین آن در تیمار 1 (فاقد علوفه) مشاهده شد. همچنین بیشترین ظرفیت معده و شیردان به ترتیب در تیمارهای 5 و 1 مشاهده گردید. افزودن علوفه تاثیر معنی داری بر مقدار خوراک مصرفی و نیز ضریب تبدیل غذایی و غلظت گلوکز و نیتروژن اوره ای خون در دوره ی پروار نداشت هر چند که مقدار خوراک مصرفی در تیمار 5 نسبت به سایر تیمارها کاهش نشان داد. همچنین با افزودن دو نوع علوفه در جیره تفاوت معنی داری بر روی صفات مربوط به لاشه و وزن اندام های داخلی بدن در بین تیمارها مشاهده نگردید. با توجه به نتایج به دست آمده در این آزمایش، استفاده از 15 درصد یونجه در جیره ی آغازین بره های بلوچی جهت رشد و توسعه ی فیزیکی بیشتر شکمبه پیشنهاد می شود.
  • طاهره محمدآبادی، محسن دانش مسگران، محمد رضا نصیری، مرتضی چاجی صفحه 260
    روش PCR رقابتی کمی برای مقایسه تعداد قارچ های بی هوازی شکمبه در محیط کشت خالص قارچ حاوی کنجاله آفتابگردان پرچرب (165 گرم چربی در هر کیلوگرم ماده خشک) عمل آوری شده با فرمالدئید و سود انجام شد. 21 راس گاو هلشتاین (5±30 روز شیردهی) انتخاب و با جیره های آزمایشی که شامل کنجاله آفتابگردان تیمار نشده (شاهد) و تیمار شده با 4 درصد هیدروکسید سدیم و 3/0 و 6/0 درصد فرمالدئید بودند، برای مدت 7 هفته تغذیه شدند. به منظور بررسی کمی جمعیت قارچ های بی هوازی شکمبه تحت تیمارهای تغذیه ای از روش PCR رقابتی استفاده گردید. قطعه استاندارد در واکنش PCRرقابتی از ژنوم فاژ لامبدا ساخته شد و تکثیر همزمان با راندمان یکسان این قطعه با قطعه DNA قارچ در یک واکنش PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. از شدت نسبی باندهای قطعه DNAالگو و کنترل استاندارد به منظور بررسی کمی جمعیت قارچ های بی هوازی شکمبه تحت جیره های مختلف استفاده گردید. آنالیز داده های مطالعه اخیر نشان داد که کنجاله آفتابگردان عمل آوری شده با سود، تعداد قارچ در محیط کشت را نسبت به شاهد افزایش، اما کنجاله آفتابگردان عمل آوری شده با فرمالدئید تعداد قارچ را کاهش داد (05/0(p
  • یونس علی علی جو، رضا ولی زاده، عباسعلی ناصریان، محسن دانش مسگران، عبدالمنصور طهماسبی صفحه 266
    هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر روش فرآوری دانه جو و نوع منبع چربی بر عملکرد گاوهای هلشتاین در اوایل دوره شیردهی بود. تعداد 8 راس گاو هلشتاین شیرده با میانگین وزن 71 ± 572 کیلوگرم و روزهای شیر دهی 10 ± 45 روز در قالب یک طرح مربع لاتین 4 × 4 با چهار جیره در چهار دوره 21 روزه تحت آزمایش قرار گرفت. جیره های آزمایشی حاصل ترکیب دو روش از فرآوری دانه جو (آسیاب کردن یا پلت کردن) و دو منبع چربی (پنبه دانه یا دانه کلزا) بود. مصرف نیتروژن تحت تاثیر روش فرآوری دانه جو قرار گرفت و در گاوهایی که با جو آسیاب شده تغذیه شده بودند بیشتر از گاوهایی بود که جو پلت شده مصرف کرده بودند (04/0=P). نیتروژن ابقا شده تحت تاثیر اعمال تیمارها قرار نگرفت ولی فرآوری دانه جو دفع نیتروژن مدفوع را تحت تاثیر قرار داد و در گاوهایی که جو آسیاب شده مصرف کردند بطور معنی داری بالاتر از گاوهایی بود که جو پلت شده مصرف کردند (001/0 = P). منبع چربی یا روش فرآوری دانه جو اثر معنی داری بر درصد چربی و پروتئین شیر نداشت؛ ولی مقدار مواد جامد بدون چربی تحت تاثیر منبع چربی و روش فرآوری دانه جو قرار گرفت و در گاوهایی که جو آسیاب شده و دانه کلزا مصرف کردند بالاتر بود (05/0>P). تولید شیر تحت تاثیر روش فرآوری دانه جو قرار گرفت و در گاوهایی که جو آسیاب شده مصرف کردند مقدار شیر 64/0 تا 9/1کیلوگرم در روز بیشتر از گاوهایی بود که جو پلت شده مصرف کردند (04/0 = P). فرآوری دانه جو مصرف خوراک را تحت تاثیر قرار داد (04/0 = P) و در گاوهایی که جو آسیاب شده مصرف کردند مقدار 15/1 تا 18/2کیلوگرم در روز بیشتر از گاوهایی بود که جو پلت شده مصرف کردند. منبع چربی یا روش فرآوری دانه جو اثر معنی داری بر قابلیت هضم مواد مغذی و متابولیتهای خونی نداشت. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که فرآوری دانه جو و نوع منبع چربی می تواند عملکرد گاوهای شیرده را تحت تاثیر قرار دهد و فرآوری دانه جو در مقایسه با منبع چربی تاثیر بیشتری بر عملکرد گاوهای شیری داشت.
  • اسماعیل عباس زاده مهرآبادی، محمدرضا محمدآبادی، علی اسمعیلی زاده کشکوئیه، روح الله علی نقی زاده صفحه 274
    این پژوهش به منظور بررسی چند شکلی ژن GOLA-DRB3 با استفاده از PCR-RFLP در بز ندوشن صورت گرفت. در این طرح، از 100 بز به صورت تصادفی خونگیری شد. سپس DNA نمونه های خون دام ها با استفاده از کیت DIAtom DNA pr استخراج گردید. برای تعیین کمیت و کیفیت آن از ژل آگارز یک درصد و اسپکتروفتومتر استفاده شد. ناحیه اگزون 2 جایگاه GOLA-DRB3 به طول bp285 با روش Heminested-PCR در دو مرحله تکثیر و محصولات PCR توسط آنزیم Taq برش داده شدند. محصولات هضم شده توسط الکتروفورز با ژل اکریل آمید10% یا 2% و رنگ آمیزی اتیدیوم بروماید آشکار گردید. نتایج هضم محصولات PCR با آنزیم TaqI شامل دو قطعه bp163 و bp 122 (الگوی هضمی T) یا قطعه هضم نشده bp 285 (الگوی هضمی t) بود. جمعیت از لحاظ ژن GOLA-DRB3 انحراف از تعادل هاردی- واینبرگ را نشان نداد (p>0.05). شاخص شانون، شاخص نیی، هتروزایگوسیتی مشاهده شده و مورد انتظار به ترتیب 68/0، 49/0، 55/0 و 49/0 محاسبه گردید. با توجه به نتایج حاصله کارایی نشانگر GOLA-DBR3 جهت تعیین تنوع ژنتیکی خوب است. با استفاده از نتایج این پژوهش و پژوهش های قبلی و با در دست داشتن رکوردها واطلاعات کمی جایگاه در این جمعیت، می توان شناسایی و تعیین محل جایگاه های موثر بر صفات کمی را انجام داد.
  • مریم نصرتی، مجتبی طهمورث پور صفحه 280
    در این پژوهش از اطلاعات مربوط به صفات تولیدی و تولیدمثلی 10479 رکورد گاو های هلشتاین استان خراسان رضوی که توسط مرکز اصلاح نژاد دام کشور در فاصله سال های 1365 تا 1385 جمع آوری شده بود، استفاده گردید. آنالیز داده ها با استفاده از الگوریتم حداکثر درست نمایی محدود شده (REML) و نرم افزار آماری WOMBAT انجام شد. روند ژنتیکی و فنوتیپی به صورت تابعیت میانگین ارزش های ژنوتیپی و فنوتیپی صفات نسبت به سال گوساله زایی بدست آمد. وراثت پذیری برای صفات سن در اولین زایش (AFC)، اولین فاصله گوساله زایی (CI1)، دومین فاصله گوساله زایی (CI2)، طول روزهای خشک (DP)، تولید شیر (MILK305) و تولید چربی (FAT305) به ترتیب 02/0± 07/0،01/0± 03/0، و02/0± 06/0، 01/0± 04/0،01/0± 31/0 و02/0± 18/0 برآورد شد. همبستگی ژنتیکی صفت تولید شیر و تولید چربی شیر با سن در اولین زایش به ترتیب 38/0 - و 39/0- اولین فاصله گوساله زایی 89/0 و 82/0، دومین فاصله گوساله زایی 55/0 و 52/0 و طول روزهای خشک 02/0 و 04/0 بود. ضرایب رگرسیون روند ژنتیکی برای تولید شیر و تولید چربی به ترتیب 5/2±68/8، 07/0±11/0 کیلوگرم به ازای هر سال و برای طول روزهای خشک، سن در اولین زایش، فاصله گوساله زایی اول و دوم به ترتیب 001/0±01/0، 15/0±23/0-، 04/0±13/0 و 06/0±1/0روز به ازای هر سال بود و ضریب رگرسیون فنوتیپی برای صفات فوق به ترتیب 14/12±51/147، 36/0±71/6 کیلوگرم به ازای هر سال و 01/0±1/0-، 2/2±85/5-، 06/0±7/0 و9/0±29/1 روز به ازای هر سال برآورد شد.
  • عاطفه سیددخت، علی اصغر اسلمی نژاد، مجتبی طهمورث پور، همایون فرهنگ فر صفحه 287
    در این مطالعه از 171360 رکوردهای روزآزمون ماهیانه تولید شیر گاوهای هلشتاین شیردهی اول ایران (سه بار دوشش در روز) مربوط 96 گله که در سال های 1378 تا 1387 زایش داشته اند، برای برآورد پارامترهای ژنتیکی و پیش بینی ارزش اصلاحی حیوانات استفاده شد. تولید شیر روزآزمون ماهیانه، با استفاده از یک مدل روزآزمون با تابعیت تصادفی آنالیز شد. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد که میانگین وراثت پذیری برای نیمه دوم دوره شیردهی از نیمه اول آن بیشتر بود. کمترین وراثت پذیری در ماه اول و بیشترین مقدار آن در ماه های هشتم و نهم شیردهی بدست آمد. نتایج نشان داد که همبستگی ژنتیکی بین ماه های شیردهی با افزایش فاصله بین آن ها کاهش یافت.
  • علی اصغر اسلمی نژاد، داود علی ساقی، غلامرضا داشاب، مهسا ضابطیان صفحه 292
    ماندگاری بره ها تا زمان عرضه به بازار یکی از فاکتورهای مهم و تاثیر گذار بر اقتصاد دامپروری می باشد عوامل محیطی از قبیل آب و هوا، مدیریت و سایر عوامل غیر ژنتیکی مثل سن مادر، تیپ تولد، چند قلو زایی و وزن تولد اثر بسیار مهمی بر زنده مانی بره ها دارند. به منظور ارزیابی عوامل موثر بر زنده مانی در بره های بلوچی از9989 رکورد جمع آوری شده توسط مرکز اصلاح نژاد شمالشرق کشور (عباس آباد) در طی 20 سال گذشته (از سال 1362 الی 1388) استفاده شد. صفات مورد مطالعه عبارت بودند از بقاء از تولد تا 10 روزگی، تولد تا 30 روزگی، تولد تا 60 و تولد تا 90 روزگی که هریک از این صفات به صورت جداگانه با در نظر گرفتن عوامل ثابت شامل گله، سال، جنس، نوع تولد، سن مادر و عامل کواریت وزن تولد (خطی و درجه دوم) توسط نرم افزار SAS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. از 9989 بره بدنیا آمده 5174 (5/51 درصد) بره نر و 4847 (5/48 درصد) بره ماده بودند که 56 درصد کل بره ها تک قلو، 42 درصد دو قلو و 2 درصد سه قلو بدنیا آمده بودند. در بره های تک قلو 5/1 درصد قبل از ده روز اول، 1/4 درصد و68/6 درصد، 8/7 درصد به ترتیب قبل از 30، 60 و 90 روز بعد از تولد تلف شده بودند. نتایج نشان داد که بره های نر نسبت به بره های ماده از تولد تا شیرگیری کمتر تلف می شوند و بره های تک و دو قلو نسبت به سه قلو ها بیشتر زنده می مانند همچنین بره های بدنیا آمده از میش های دو ساله نسبت به بره های بدنیا آمده از سایر میش ها بیشتر زنده ماندند. متوسط وزن بره های بدنیا آمده 28/4 کیلو گرم بود که بره های نر نسبت به ماده ها (4/4 در مقابل 1/4 کیلوگرم) همچنین بره های تک قلو نسبت به بره های دو یا چند قلو (6/4 در مقابل 8/3 و 3/3 کیلوگرم) سنگین تر بودند. رابطه خطی و درجه دوم وزن تولد با زنده مانی تا 10، 30، 60 و 90 روز بعد از تولد معنی دار بود. حداکثر زنده مانی از تولد تا شیرگیری در بره هایی با وزن تولد 5 کیلوگرم بود در حالی که میانگین وزن تولد گله 3/4 کیلوگرم بود. وزن تولد مطلوب برای تک، دو سه قلو به ترتیب 7، 5 و 3/4 کیلوگرم با زنده مانی 93، 93 و 92 درصد بود. بره های ماده زنده مانی بیشتری نسبت به بره های نردر وزن مشابه داشتند.
  • راضیه ایزدخواه، همایون فرهنگ فر، محمد حسن فتحی نسری، حسین نعیمی پور یونسی صفحه 297
    به منظور تخمین وراثت پذیری و روند ژنتیکی صفات تولید شیر 305 روز و تداوم شیردهی از تعداد 130668 رکورد روز آزمون شیرمتعلق به 15183 راس گاو نژاد هلشتاین شکم اول گاوداری های خراسان رضوی در 131 گله که در طی سال های 1379 تا 1388 زایش داشتند، استفاده شد. برای محاسبه تولید شیر 305 روز و تداوم شیردهی از پارامترهای برآورد شده تابع نمائی ویلمینک استفاده شد. پارامترهای تابع مزبور با استفاده از نرم افزارآماری SAS برآورد شد. اجزای واریانس ژنتیکی افزایشی، محیطی و وراثت پذیری برای صفات مورد نظر براساس مدل دام تک صفته و با استفاده از نرم افزار DMU برآورد شد. روند ژنتیکی صفات، براساس روش رگرسیون ساده خطی وزنی متوسط ارزش های اصلاحی پیش بینی شده بر حسب سال زایش، برآورد شد. وراثت پذیری صفات تولید شیر 305 روز و تداوم شیردهی به ترتیب 184/0 و05/0 بدست آمد. مقدار روند فنوتیپی صفت تولید شیر 305 روز 11/166 کیلوگرم در سال برآورد شد که به لحاظ آماری معنی دار بود. مقدار روند ژنتیکی صفت مزبور 107 /2- کیلوگرم در سال بدست آمدکه به لحاظ آماری معنی دار نبود. برای صفت تداوم شیردهی، مقادیر روندهای فنوتیپی و ژنتیکی به ترتیب حدود 054/0 و 003/0 درصد در سال بود که هیچ یک به لحاظ آماری معنی دار نبود.
  • بابک عنایتی، قدرت الله رحیمی میانجی صفحه 304
    در این مطالعه چند شکلی آللی ژن های هورمون رشد (GH)، گیرنده هورمون رشد (GHR) و فاکتور موثر بر رشد بتا 3 (TGFβ3) شناسایی و ارتباط آن ها با صفات تولید تخم مورد بررسی قرار گرفت. نمونه های خون به طور تصادفی از مرغان مولد ایستگاه اصلاح نژاد مرغ بومی مازندران تهیه و با حفظ زنجیره سرد به آزمایشگاه انتقال یافت. بعد از استخراج دی ان ای، جایگاه های مورد نظر با استفاده از آغازگرهای اختصاصی تکثیر و تعیین ژنوتیپ توسط روش PCR-RFLP انجام گرفت. فراوانی هر یک از آلل های (+) و (-) در جایگاه ژنی GH به ترتیب برابر با 7981/0 و 2019/0، در جایگاه GHR برابر با 9937/0 و 0063/0 و برای جایگاه ژنی TGFβ3 برابر 8037/0 و 1961/0 برآورد شد. در دو جایگاه GH و TGFβ3 ژنوتیپ هتروزایگوس مشاهده شد، اما تمامی نمونه ها در جایگاه GHR دارای ژنوتیپ هموزایگوس بودند. آزمون χ2 تعادل هاردی واینبرگ را در دو جایگاه ژنی GH و TGFβ3 در جمعیت مورد مطالعه تایید نمود. آنالیز آماری داده ها نشان داد که جایگاه GH بر روی ارزش فنوتیپی وزن تخم مرغ در زمان بلوغ جنسی و ارزش اصلاحی سن در زمان اولین تخم گذاری اثر معنی دار داشته است. مقایسه میانگین ها نشان داد که مرغ های با ژنوتیپ -/- در جایگاه ژنی GH دارای ارزش فنوتیپی وزن تخم مرغ در زمان بلوغ جنسی بیشتری هستند، اما ارزش اصلاحی سن در زمان اولین تخم گذاری پایین تری داشتند. اثر جایگاه GHR، TGFβ3 و اثر متقابل بین GH×TGFβ3 روی ارزش های فنوتیپی و اصلاحی صفات مورد نظر معنی دار نبود.
  • سید حسین حسینی مقدم، سید ضیاءالدین میرحسینی، مانی غنی پور، علیرضا صیداوی صفحه 311
    شاخص های تغذیه ای نقش مهمی در بهره وری اقتصادی پرورش کرم ابریشم دارند. به منظور برآورد شاخص های تغذیه ای کرم ابریشم هیبرید ایران از شش هیبرید 32×31 (A)، 31×32 (B)، 104×103 (C)، 103×104 (D)، 110×107 (E)، و 107×110 (F) که در حال حاضر در ایران تکثیر و عرضه می شود استفاده شد. آمیخته های فوق در سه دوره پرورشی بهار 1382، بهار 1383 و پاییز 1383 در سنین چهارم و پنجم لاروی پرورش داده شدند. پارامترهای اندازه گیری شده شامل غذای مصرفی، مدفوع تولیدی، غذای هضمی، قابلیت مصرف، قابلیت هضم، نسبت برگشتی (مدفوع تولیدی/غذای مصرفی)، افزایش وزن لارو،5 ECI به وزن لاروی (ضریب تبدیل غذایی) و 6 ECD به وزن لاروی (ضریب تبدیل غذای هضم شده) بودند. نتایج بطور واضح نشان دادند که مصرف، هضم و راندمان استفاده از غذا به طور معنی داری تحت تاثیر ژنوتیپ و سن هیبرید قرار می گیرند. هیبریدهای E و F در مرحله کرم جوان (سنین 1 تا 3) و نیز در سنین 3 و 4 به طور معنی داری برگ توت کمتری مصرف کردند. میزان مصرف غذا در فصل پرورشی یکسان در سال های مختلف به طور معنی داری متفاوت بود. همچنین این شاخص تغذیه ای بر حسب فصل پرورش تفاوت زیادی داشت. در سنین 1 و 3 بالاترین مصرف غذا در دوره پرورشی بهار و در سایر سنین در دوره پرورشی پاییز مشاهده شد. میزان مصرف غذا تحت تاثیر طول سن لاروی قرار داشت و خصوصیت فوق نیز متاثر از شرایط محیطی و بویژه فصل پرورش بود. هیبریدهای E و F از نظر قابلیت هضم در تمامی سنین لاروی به طور معنی داری در سطح برتری نسبت به سایر هیبریدها قرار داشتند. مقایسه نتایج آمیزش های مستقیم (هیبریدهای A، C و E) و معکوس (هیبریدهای B، D و F) برای شاخصهای قابلیت مصرف و قابلیت هضم در سنین کرم جوان در هر سه دوره پرورشی نشان می دهد که در بیشتر موارد این شاخص ها در هیبریدهای با پایه مادری چینی کمتر از پایه مادری ژاپنی است؛ ولی در سنین 4 و 5 این رابطه برعکس است، یعنی در هیبریدهای با پایه مادری چینی بیشتر از پایه مادری ژاپنی است. نتایج فوق بیانگر تفاوت شاخص های تغذیه ای در هیبریدهای مختلف کرم ابریشم بوده و بر لزوم توجه به تولید این هیبریدها بر اساس خصوصیات تغذیه ای تاکید می کند.
|
  • A. Hassanabadi, M. Hosseini, F. Alipour Page 204
    An experiment was conducted to evaluate the effects of dietary crude protein (CP) and lysine levels on performance and nitrogen excretion in broiler chickens. Four hundred twenty 7-day old chickens from Ross 308 strain were randomly allotted to 6 dietary treatments with 5 replicates of 14 chicks each (7 male and 7 female chicks). The CP levels were 17, 18, and 20 percent and lysine levels were 1.3 and 1.1 percent of experimental diets. Data were analyzed in a completely randomized design as a 2×3 factorial arrangement. Experimental diets were offered ad libitum during starter (7-21 d) and grower (21-42 d) periods. At the age of 42 to 45 days, 2 birds placed in battery cages and their Excreta was totally collected to determine apparent nitrogen retention. Results of the present study showed that the CP levels had a significant effect on feed intake, weight gain, and nitrogen excretion. Among carcass parts only wings weight was affected significantly by the CP levels. The CP levels of 20 and 17 percent resulted highest and lowest nitrogen excretion, respectively. Interaction between CP and lysine had a significant effect on feed intake and N excretion. Chicks fed diets containing 20% CP and 1.1 % lysine showed significantly more feed intake as compared to other groups. The 17% CP and 1.3% lysine diets resulted lowest and highest nitrogen excretion, respectively. In general, best performance results was observed by experimental diets containing 20 % CP and 1.1% lysine but this diet resulted most N excretion among the experimental diets.
  • H. Mohammadi Emarat, A. Golian, A. Tahmasbi, H. Kermanshahi Page 211
    An experiment was conducted to evaluate the effect of dietary crude protein and methionine levels on quality and quantity of egg production. Fifteen diets formulated with 3 levels of protein (13, 14 and 15%) and 5 levels of methionine (0.25, 0.28, 0.31, 0.34 and 0.37%) and fed to 420 birds in a 3×5 factorial arrangement. Each diet was randomly fed to 4 replicates of 7 birds each and fed for 3 periods of 4 weeks (50-62wks of age) each. Egg number and mortality was recorded daily, whereas feed consumption determined at the end of each period. The increased in dietary protein significantly increased egg production from 54 to 59.4 %. Egg weight, egg mass and feed intake increased by 1.7 g, 3.4 g, and 2.8 g, respectively during the whole experimental period. As the dietary protein increased, feed conversion, egg component (as a percent of whale egg) and egg albumin percent were improved. However, the egg breaking, specific gravity and eggshell were significantly decreased with increased dietary protein. The egg yolk percent was not influenced by dietary protein levels. The increased in dietary methionine from 0.25% to 0.37% caused the overall egg production, egg weight, egg mass, feed intake and egg component to improve by about 8.2%, 4g, 6.6g, 8.7g, and 6.0g, respectively. Feed conversion, specific gravity, egg breakage, egg shell, and egg yolk and albumin percent were not influenced by dietary methionine levels.
  • M. Rahmani, M.A. Karimi Torshizi, R. Vaez Torshizi Page 220
    Light is an environmental factor, which has profound influences on broilers performance and frequently overlooked management practices. This study was conducted to compare the effects of different lighting programs on growth, carcass parts and economical performance using 320 one day–old broilers (Arian 386) in completely randomized design with 4 treatments and 8 replicates per each treatments (10 birds for each replicate). The four lighting schedules under study were: 1- continuous lighting (control), 2- decreasing-sudden increasing lighting, 3- decreasing-gradual increasing lighting and 4- intermittent lighting (1 light: 3 dark). Feed intake, body weight, feed conversion ratio, mortality and production index of birds raising under different lighting schedules were compared during six weeks of experimental carrier. Final body weight and total feed consumption were the same for all birds regardless of lighting schedules applied (P>0.05). Intermittent lighting significantly improved feed conversion ratio and decreased mortality rate compared to other lighting schedules (P
  • A. Hesabi Nameghi, A. Shoorideh, R. Mirzaee, A.A. Ardalandoost Page 229
    To investigate the effects of different levels of the amino acid methionine(Met) on performance of birds native Khorasan province, an experiment using 300 pieces of chicken native Station Native chickens Khorasan in the form of designs completely randomized design with 6 treatments, 5 replicates and 10 chickens in each replicate from age 26 till 52 weeks implemented. 6 treatments follows that the first treatment of Met to 0.22% received the basal diet(control) and other treatments to Met level of 0.1% in each treatment and were increased so that the six birds different Met (0.22,0.32,0.42,0.52,0.62 and 0.72 percent) received. The results showed that the Met levels increase the total weight of eggs produced in the experimental period (P
  • M.M.H. Rahmati, A.A. Saki, P. Zamani, A. Eskandarlou, B. Tahmasebpour Page 236
    This experiment was conducted to evaluate the effects of vitamin C on laying hens performance, egg characteristics and some blood parameters under normal rearing condition. One hundred and ninety two 24 - weeks - old laying hens diet were used in a completely randomized design with 4 treatments (0, 250, 500 and 750 mg vitamin C/kg diet) and 4 replicates for 105 days. Although feed consumption, feed conversion ratio and hen–day egg production were similar among treatments (P>0.05), final body weight was significantly increased (P
  • R. Vakili Page 243
    This experiment was conducted to evaluate the effects of fennel and Thymyus valgaris extracts with and without flaxseed on performance and egg quality of laying hens (Hy line W-36). The experiment was conducted in a completely randomized design with 200 laying hens in 5 treatments and 5 replicates (with 8 hen in each replicate) for 12 weeks. The hens were fed isocaloric and iso nitrogenous diets according to NRC 1994 but differ in the plant extracts. The plant extracts used in this study consisted of an alcoholic extract of fennel and thyme that the value of 40 ml/kg feed was sprayed. The results of this study showed that egg production, egg mass and feed conversion ratio not significantly but feed consumption and egg weight has significantly effects (P>0/05).The index of yolk color in the group received Thymyus valgaris and flaxseed was significantly different from other treatment groups (P
  • M.A. Norouzian, R. Valizadeh, A. Nabipour, A. Naserian, A.M. Tahmasbi Page 250
    An experiment was conducted by incorporating 35 newborn Balouchi lambs to study the effects of different type and levels of forage in starter diets on rumen development characteristics and performance. The 5 experimental treatments were included; starter diet without forage (control) and starter diet containing two levels (7.5 and 15%) of alfalfa hay and wheat straw. Inclusion of forages increased abrasive value (P=0.001), average particle size (P=0.006), peNDF (P=0.0002), BUN (P
  • T. Mohammadabadi, M. Danesh Mesgaran, M.R. Nasiri, M. Chaji Page 260
    The method of quantitative competitive polymerase chain reaction (QC-PCR) was conducted to compare the number of rumen anaerobic fungi in pure culture of fungi containing high fat sunflower meal (165 g fat/kg DM) processed with formaldehyde and NaOH. Twenty one multiparous early lactating Holstein cows (30±5 days of lactation) selected and fed experimental diets for 7 weaks. The diets were including untreated sunflower meal (control, n=3) and treated 4 % sodium hydroxide (n=3) and treated with 0.3 and 0.6 % formaldehyde (n=3). Competitive PCR technique was used to evaluate quantitative difference of anaerobic fungal population in the rumen under the dietary treatments. Standard control DNA was constructed from lambda phage for use in the competitive PCR and was shown to amplify under the same reaction condition and with the same amplification efficiency as the target DNA. The relative intensities of PCR products were used to evaluate variety of fungal population under fed treatments. The analysis of data of present study showed that NaOH treated sunflower meal increased and formaldehyde treated sunflower meal decreased number of fungi in medium compared to control. Therefore it seems that QC-PCR method has appropriate efficacy for enumerating rumen fungal population under the effect of dietary treatments.
  • Y.A. Alijoo, R. Valizadeh, A. Naserian, M. Danesh Mesgaran, A. Tahmasbi Page 266
    The effect of barley grain processing and source of supplemental fat on performance of lactating dairy cows were studied in a replicated 4 × 4 Latin square design with 21-d periods and a 2 × 2 factorial arrangement. Eight Holstein cows with mean body weight (BW) of 572 ± 71 kg and 45 ± 10 days in milk were allocated to 4 dietary treatments including 1) ground barley with cottonseed 2) pelleted barley with cottonseed 3) ground barley with canola seed 4) pelleted barley with canola seed. The nitrogen intake and fecal N were higher in cows fed ground barley in comparison with those fed pelleted barley. Source of supplemental fat or barley processing had no effect on milk fat and milk protein contents. Milk SNF yield was higher in cows fed canola as supplemental fat source and ground barley (P < 0.05). Milk yield was affected by method of barley grain processing and was 0.64 to 1.9 kg/d higher in cows fed ground barley compared with those fed pelleted barley (P = 0.04). Plasma concentrations of glucose, NEFA, BHBA, cholesterol, triglycerides and blood urea nitrogen were similar in all treatments. Dry matter intake was affected by barley grain processing. The cows fed ground barley consuming 1.15 to 2.18 kg/d more DM compared with those fed pelleted barley (P = 0.04).Total tract digestibilities of DM, crude fat, ADF, NDF and OM were not affected by the barley grain processing as well as source of oilseed. The results indicated that interactions between barley grain processing and source of supplemental dietary fat can improve the performance of lactating dairy cows, However, more detailed studies are required.
  • E. Abbaszadeh, M.R. Mohammadabadi, A. Esmailizadeh, R. Alinaghizadeh Page 274
    This study was conducted to determine polymorphism of GOLA-DRB3 in Nadushan goat using PCR-RFLP. Blood samples were randomly taken from 100 goats. DNA was extracted from the blood samples using DIAtom DNA prep Kit. Spectrophotometer and 1% agarose gel were used for determining its quantities and qualities. Exon 2 of DRB 3.2 gene encompassing 285 bp was amplified with heminested-PCR method in two rounds and PCR products were digested with TaqI. Digested PCR products were electrophoresed in 10% Acryl Amide gel or 2% Agarose gel and gels stained with ethidium bromide. Digested PCR products with TaqI included 2 fragments at 122bp and 163bp (T restriction pattern) or undigested fragment at 285bp (t restriction pattern). Population was in Hardy-Weinberg equilibrium (p>0.05). Shanon index, Nei index, observed and expected heterozygosity were 0.68, 0.49, 0.55 and 0.49, respectively. With regard to results of this study, GOLA-DRB3 marker has good efficiency for genetic diversity determining. Using results of this study and former studies and records and quantitative information of locus in this population, we can perform determining and identifying QTL.
  • M. Nosrati, M. Tahmorespour Page 280
    In this study, Data comprising 10479 production and reproduction records of Razavi Khorasan province's dairy cattle, were collected by Animal Breeding Center of Iran during 1986 to 2006, were used. Genetic parameters were estimated by Restricted Maximum Likelihood procedure using WOMBAT software. Genetic and phonotype trends were estimated via linear regression as means genetic and phonotype value on year of calving. Estimates of Heritability for age at first calving (AFC), calving interval1 (CI1), calving interval2 (CI2), dry period (DP), milk yield (MILK305) and fat yield(FAT305) were 0.07±0.02, 0.03±0.01, 0.06±0.02, 0.04± 0.02, 0.31 ± 0.01 and 0.18 ± 0.02 respectively. Genetic correlations of MILK305 and FAT305 with AFC, CI1, CI2 and DP were -0.38, 0.89, 0.55, 0.02, -0.39, 0.82, 0.52 and 0.04 respectively. Regression coefficient for Genetic trend of MILK305, FAT305, DP, AFC, CI1 and CI2 were 8.68±2.5, 0.11±0.07 (Kg/year), 0.01±0.001, -0.23±0.15, 0.13±0.04 and 0.1±0.06 (days/year) respectively and Phonotypic regression coefficients for these traits were 147.51±12.14, 6.71±0.36 (Kg/year), -0.1± 0.001, -5.85±3.2, 0.7± 0.06 and 1.29± 0.9 (days/year), respectively.
  • A. Seyeddokht, A.A. Aslaminejad, M. Tahmoorespour, H. Farhangfar Page 287
    In this study a total of 171,360 monthly test day milk records obtained from first lactation of Iranian Holstein cattle (three times a day milking) distributed in 96 herds and calved from 1999 to 2008 were used to estimate genetic parameters and to predict breeding values of the animals. The data was analyzed using Random Regression Test Day Model. The results showed that average of heritability for the second half of lactation period was higher than that of the first half. The heritability value for the first month was lowest and for the eighth and ninth months of the lactation was highest compared to the other months of lactation. The genetic correlations between monthly test day records decreased by increasing the distances between months of lactation
  • A.A. Aslaminejad, D.A. Saghi, G. Dashab, M. Zabetyan Page 292
    Lamb survival is one of the major factors affecting overall sheep productivity. Lamb survival affected by environmental effect such as management, birth-type, year, season of birth, dam-age, maternal behavior, genotype of parents, and birth-weight. The data comprised 9989 records were collected from 1989 to 2009 in Iranian Baluchi sheep at Abbasabad sheep breeding station. Four binary traits created, value 0 was assigned for lambs dead and 1 for lambs alive at certain ages. Cumulative survival to day 10, 30, 60 and 90 (weaning) was calculated. Birth-weight, litter-size, birth-type, dam-age and birth-year considered in analysis. Statistical analyses of cumulative lamb survival at 10, 30, 60 and 90 days after birth analyzed by application of logistic model with binary response variable. Analysis of variance for cumulative survival each trait separately were analyzed using SAS with a linear model. The fixed effects of the model included dam-age, birth-year, birth-type, herd and sex. From 9989 lambs born at Abbasabad station over the period 1989-2009, There were 5147 (51.5%) lambs born as male and 4847 (48.5%) female which that 5583 (56%) lambs as singles 4239 (42%) as twins and 167 (2%) as triplet. Among the singles, 79 (1.5%) were dead at 10days after birth, 229 (4.1%), 373 (6.68%), 435 (7.8%) died at 30, 60 and 90 days after birth respectively. The results indicated survival of male lambs less than female at from birth to weaning, single and twin born lambs were more survival than triplet at each age. Lamb born from ewes 2 years old or in first parity had lowest survival compared with other parities. The least survival occurred in first parity as result of lack of maternal experiences of ewes at that stage. Average birth weight all lambs was 4.28 ± 0.7 Kg. male lambs had heavier birth weight than female lambs (4.4 ± 0.7 vs. 4.1 ± 0.6) also single born lambs (4.6 ± 0.6) heavier than twin or triplet born lambs 3.8 ± 0.6, 3.3± 0.6 respectively. Linear and quadratic of birth-weight had significant effect on survival at 10, 30, 60 and 90days after birth. There was a curvilinear relationship between birth-weight and survival from birth to weaning. Survival for during birth to weaning maximized at 5 Kg although average birth-weight in this study was 4.3 Kg. Optimum birth-weight for survival of single, twin and triplet born lambs were 7, 5 and 4.3 Kg with (0.93, 0.93 and 0.92 %) survival compared average birth-weight at single, twin and triplet (4.6, 3.8 and 3.3 Kg) with (0.92, 0.92 and 0.91 %) survival. Female lambs had greater survival rate than male lambs at the same weight (1 to 2 %) Survival was maximized at 7 Kg birth weight for female (94 vs. 91.5% at average birth-weight) and male at 5 Kg which was only slightly heavier than average birth weight of 4.4 Kg.
  • R. Izadkhah, H. Farhangfar, M.H. Fathi Nasri, H. Naeemipour Page 297
    To estimate heritability and genetic trend for 305-d milk production and lactation persistency, a total of 130,668 monthly test day milk yields belonging to 15,183 first lactation Holstein cows in 131 herds and calved from 2000 to 2009 were used. To calculate 305-d milk yield as well as lactation persistency, estimated parameters of Wilmink’s exponential function were applied. The parameters of the function were estimated by SAS software. Genetic and environmental variance components and heritability of the traits were estimated by single trait animal model using DMU software. Genetic trend was estimated based upon weighted simple linear regression of average breeding values on calving year. Heritability estimate of 305-d milk yield and lactation persistency were found to be 0.184 and 0.05, respectively. A positive significant phenotypic trend (166.11 kg per year) was observed for 305-d milk yield while a non-significant genetic trend (-2.0107) was revealed for the trait. For the lactation persistency, there were no significant phenotypic (0.054 % per year) and genetic (0.003 % per year) trends over the period of time.
  • B. Enayati, Gh Rahimi Mianji Page 304
    In the present study the allelic polymorphisms of GH, GHR and TGFβ3 genes and its association with egg production traits were investigated. Blood samples randomly were collected from breeder hens of Mazandaran native fowls breeding station and transported to the laboratory in cold chain condition. DNA was extracted using modified salting out method and the desired loci were amplified by specific primers. All samples genotyping were carried out by RFLP-PCR method. The frequency of each (+) and (-) alleles was estimated at 0.7981 and 0.2019 for GH, 0.9937 and 0.0063 for GHR and 0.8037 and 0.1961 for TGFβ3 loci, respectively. The heterozygote genotype was detected in both GH and TGFβ3 loci but all individuals showed homozygote genotype in GHR marker site. The chi-squared test showed that all individuals in both GH and TGFβ3 loci were in HW equilibrium. Statistical analysis of showed that GH marker site had a significant effect on both phenotypic and breeding values of egg weight at puberty (EWM) and age at first laying egg (AFE), respectively. The mean comparison showed that individuals with -/- genotype in GH marker site had higher phenotypic values for EWM but lower breeding values for AFE trait. The GHR and TGFβ3 loci and also the interaction between GH×TGFβ3 loci were not statistically significant on phenotypic and breeding values of mentioned traits..
  • S.H. Hosseini Moghadam, S.Z. Mirhosseini, M. Ghanipoor, A. Seidavi Page 311
    Nutritional incides have important role in economical efficiency of silkworm rearing. In order to estimate nutritional indices six silkworm hybrids including 103×104, 31×32, 107×110, 104×103, 32×31 and 110×107 which were commercially used in Iran for cocoon production were tested. These hybrids were reared in spring 2003, spring 2004 and autumn 2004. The studied parameters were amount of ingestion and facea, digested food, percentage of ingestibility and digestibility, reference ratio (ingested feed/produced feces), larva weight gain, efficiency of conversion of ingested (ECI) and digested (ECD) food into larva weight. The obtained results clearly indicate that ingestion, digestion and utilization of food were mostly dependent upon genotype and hybrid's instars. Hybrids E and F at instars 1-3 and instars 4-5 duration ingested less food. Food ingestion was different at the same season of different years. Meanwhile this index have many alteration upon rearing season. At spring season, the first and third instar larvae obtained the most ingested foods. At autumn season, other instars obtained the most ingested food. Ingested food amount affected by larval duration and also by climatic conditions especially rearing season. Hybrids E and F had the highest digestibility in comparison with other hybrids. Comparisons of common hybrids (A, C and E) against the reciprocal hybrids (B, D and F) for percentage of ingestibility and digestibility is showed Japanese hybrids have nutritional indices higher than Chinese hybrids. But at instars 4-5 these results were reverse i.e. Chinese-maternal based hybrids have nutritional indices higher than Japanese-maternal based hybrids. Obtained results are showed nutritional indices were different in various silkworm hybrids and it must be noticed to hybrid production based on nutritional characteristics.