فهرست مطالب

ایرانی آموزش در علوم پزشکی - سال یازدهم شماره 8 (پیاپی 37، اسفند 1390)
  • سال یازدهم شماره 8 (پیاپی 37، اسفند 1390)
  • تاریخ انتشار: 1390/12/14
  • تعداد عناوین: 18
|
  • زهرا کریمیان، جواد کجوری، فرهاد لطفی، میترا امینی صفحه 855
    مقدمه
    اصالت و پویایی فعالیت های دانشگاه نیاز به جوی آزاد و دموکراتیک دارد و از اصول پشتیبان اعضای هیات علمی به شمار می رود. اعطای استقلال به دانشگاه ها نیز سیاستی اصولی برای افزایش مسوولیت پذیری، پاسخ گویی و پویایی آن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت استقلال و آزادی علمی در دانشگاه از دیدگاه اعضای هیات علمی انجام شد.
    روش ها
    جامعه آماری پ‍ژوهش را 550 عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل می دهند. بر اساس جدول مورگان نمونه ای مشتمل بر230 نفر از اعضای هیات علمی به نسبت دانشکده های مختلف انتخاب گردید. آزادی علمی، استقلال دانشگاه، و تاثیر سیاست-های خارجی توسط پرسشنامه محقق ساخته با 15 سوال بسته پاسخ در مقیاس لیکرت مورد سنجش قرار گرفت و نمره هر گویه از 100 محاسبه گردید. روایی پرسشنامه توسط صاحب نظران و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 91/0 تایید شد.
    نتایج
    میانگین نمره اختصاص یافته به حیطه های اصلی شامل استقلال دانشگاه ها(3/21±3/81)، تاثیر سیاست های خارجی (5/20±9/76)، و آزادی علمی (6/21±3/73) بود. در بین گویه ها عدم استقلال مالی دانشگاه و وابستگی به بودجه دولتی (6/85)، تاثیر روابط سیاسی بر روابط علمی بین المللی (1/79)، تاثیر نگرش های سیاسی مدیران دانشگاهی بر فضای علمی (9/76)، تغییر مداوم برنامه ها بعد از تغییرات مدیریتی (5/76) از جمله مواردی بودند که بیشترین میانگین مشکلات را به خود اختصاص دادند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد با توجه به اهمیت آزادی و استقلال علمی در پاسخ گویی و رشد خلاقیت در دانشگاه، این مساله باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. همچنین توجه به برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک و استقرار سیستم پایش و پاسخ گویی نظام مند می تواند از بسیاری از دوباره کاری های ناشی از تغییرات سیاسی جلوگیری نماید.
    کلیدواژگان: مدیریت دانشگاهی، استقلال، آزادی علمی، پاسخ گویی، رهبری دانشگاهی
  • زهرا عابدینی، هدی احمری طهران، اشرف خرمی راد، اعظم حیدرپور صفحه 864
    مقدمه
    یادگیری بر اساس شواهدروشی موثر در آموزش دانشجویان است و شناخت دیدگاه های فراگیران در زمینه این رویکرد نوین، باعث توسعه کاربرد آن می شود. این مطالعه با هدف توصیف تجارب دانشجویان پرستاری از یادگیری مبتنی بر شواهد انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه کیفی که بر مبنای نظریه پایه در سال 1388 انجام شد، 18 دانشجوی پرستاری به شیوه نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. از دانشجویان خواسته شد تا با کاربرد شواهد در دوره کارآموزی پرستاری کودکان به حل مسائل بالینی بپردازند و نتایج کار خود را در گزارش صبحگاهی برای گروه شرح دهند. برای گردآوری داده ها از روش مصاحبه استفاده شد و با روش تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل گردید.
    نتایج
    در این مطالعه کیفی که بر مبنای نظریه پایه در سال 1388 انجام شد، 18 دانشجوی پرستاری به شیوه نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. از دانشجویان خواسته شد تا با کاربرد شواهد در دوره کارآموزی پرستاری کودکان به حل مسائل بالینی بپردازند و نتایج کار خود را در گزارش صبحگاهی برای گروه شرح دهند. برای گردآوری داده ها از روش مصاحبه استفاده شد و با روش تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل گردید.
    نتیجه گیری
    با توجه به تجارب مثبت دانشجویان از یادگیری مبتنی بر شواهد، کاربرد آن در تدریس دروس رشته پرستاری پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: یادگیری مبتنی بر شواهد، پرستاری، دانشجویان، آموزش
  • محمد رضا قوام نصیری، فاطمه حشمتی نبوی، کاظم انوری، اعظم حبشی زاده، محبوبه مرادی، غلامرضا نقابی، مهران امیدوار، حمیدرضا رضیئی صفحه 874
    مقدمه
    آموزش به بیماران به بیماران تحت شیمی درمانی بخشی جدا نشدنی از مراقبت های پرستاری است که در دستیابی به نتایج مطلوب درمانی نقش مهمی دارد. با توجه به مفهوم هزینه- اثربخشی در ارائه مراقبت های بهداشتی درمانی، این پژوهش با هدف مقایسه تاثیر آموزش به بیمار به روش فردی و گروهی بر کیفیت زندگی بیماران تحت شیمی درمانی مراجعه کننده به مرکز شیمی درمانی بیمارستان امید در طی سال های 85 تا 87 انجام شد.
    روش ها
    این مطالعه از نوع کارآزمایی شاهددار تصادفی است. تعداد 102 بیمار مبتلا به سرطان مری، معده و پستان مراجعه کننده به بیمارستان امید در دو گروه تحت آموزش های خود مراقبتی به روش فردی و گروهی قرار گرفتند. برای هریک از بیماران در گروه آموزش فردی سه جلسه آموزش توسط پرستار کارشناس آموزش دیده ارائه شد. بیماران دارای نیازهای آموزشی مشابه نیز در گروه تحت آموزش گروهی سه جلسه آموزش گروهی دریافت کردند. اطلاعات مربوط به کیفیت زندگی با استفاده از نسخه بومی سازی شده EORTC QLQ-C30 و در سه دوره متوالی شیمی درمانی (از دوره اول تا سوم) توسط پرسشگر آموزش دیده به روش مصاحبه جمع آوری شد.
    نتایج
    میانگین سنی گروه تحت آموزش فردی 9/3±46/46 و گروه تحت آموزش گروهی 23/1±7/48 سال بود. اکثریت بیماران را در هر دو گروه زنان متاهل، خانه دار مبتلا به سرطان پستان تشکیل می دهد. نتایج آزمون چند متغیره اندازه های تکراری (Repeated measures) بین کیفیت زندگی بیماران در طی سه دوره شیمی درمانی تفاوت معناداری نشان نداد (94/7، f=4/0p=) اما در مقایسه بین گروهی این تفاوت معنادار بود (70/3، f= 02/0=p).
    نتیجه گیری
    تداوم آموزش (فردی و گروهی) در طی سه دوره شیمی درمانی منجر به حفظ کیفیت زندگی بیماران در سطح قبل از شروع شیمی درمانی شد. با توجه به امکانات موسسه و شرایط بیماران از این دو روش می توان در جای مناسب استفاده نمود.
    کلیدواژگان: آموزش به بیمار، کیفیت زندگی، سرطان، پرستاری در سرطان، خود مراقبتی، شیمی درمانی
  • سارا مرتاض هجری، محمد جلیلی، علی لباف صفحه 885
    مقدمه
    برای تعیین استاندارد قبولی آزمون های پزشکی روش های مختلفی در سطح جهان به کار می رود اما استاندارد اغلب امتحانات داخل کشور، به صورت نمره ای ثابت و قراردادی و بدون استفاده از متدلوژی علمی تعیین می شود. هدف از انجام این مطالعه، تعیین استاندارد قبولی آزمون عینی ساختارمند بالینی در مقطع پیش کارورزی دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش انگوف است.
    روش ها
    بعد از طراحی سوالات آزمون، پانلی از داوران متخصص تشکیل شد و 11 داور به صورت مستقل، احتمال قبولی یک دانشجوی مرزی را در هر یک از ایستگاه ها برآورد کردند. میانگین احتمالات تمام داوران در تمام ایستگاه ها، استاندارد آزمون محسوب شد. این روند دو بار دیگر، پس از برگزاری جلسه بحث بین داوران و بعد از بررسی نمرات واقعی دانشجویان تکرار شد.
    نتایج
    استاندارد انفرادی کل آزمون 15/49، استاندارد بعد از بحث 90/49 و استاندارد بعد از بررسی نمرات دانشجویان 52/51 به دست آمد. تغییر استاندارد کل آزمون بعد از بررسی نمرات واقعی نسبت به استاندارد انفرادی معنادار بود (02/0=p)؛ اما نسبت به استاندارد دوم تفاوت معنادار نداشت. همچنین میزان قبولی بر اساس سه استاندارد به ترتیب 6/67، 8/64 و 1/58 درصد به دست آمد که درصد قبولی سوم نسبت به اول کاهش معنادار داشت (002/0=p).
    نتیجه گیری
    در این تحقیق، روش انگوف برای تعیین استاندارد قبولی آزمون عینی ساختارمند بالینی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. بر اساس یافته های این مطالعه، نتایج روش انگوف مخصوصا پس از بحث و بررسی نمرات واقعی نسبتا روا و پایا هستند.
    کلیدواژگان: استاندارد قبولی، آزمون عینی ساختارمند بالینی، انگوف، ارزیابی توانمندی، ارزشیابی دانشجو
  • زهرا نظامیان پورجهرمی، حمیدرضا غفاریان شیرازی غفاریان شیرازی، حسین قائدی، محسن مومنی نژاد، مسعود محمدی باغ ملایی محمدی باغ ملائی، علی عباسی، بهمن شریفی صفحه 896
    مقدمه
    در دنیای امروز با توجه به گسترش روزافزون علم و تکنولوژی، و به روز شدن عوامل سازمانی، توسعه آگاهی و مهارت های نیروی انسانی شاغل در سازمان ها ضرورت بیشتری یافته است. یک برنامه آموزشی اثربخش است اگر بتواند تغییرات لازم را در شرکت کنندگان ایجاد نماید. هدف این مطالعه ارزشیابی دوره آموزش کار با دستگاه الکتروشوک به پرستاران بر اساس مدل کرک پاتریک است.
    روش ها
    این مطالعه از نوع ارزشیابی برنامه براساس مدل کرک پاتریک است، که در آن اثربخشی دوره آموزش کار با دستگاه الکتروشوک به پرستاران ارزشیابی شده است. 160 نفر از پرستاران با رضایت آگاهانه در طرح شرکت کردند. دوره آموزش بر حسب حیطه های واکنش، یادگیری، رفتار و نتیجه، ارزشیابی گردید و میزان اثربخشی دوره بر مبنای 5 محاسبه شد. داده ها به وسیله پرسشنامه های محقق ساخته ای که کارایی و پایایی آنها در یک مطالعه مقدماتی بررسی و تایید شده بود جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از آزمون Student t تجزیه و تحلیل گردید.
    نتایج
    میانگین نمره مطلوبیت عوامل در سطح واکنش شامل: محتوی 35/0±3/4، مدرس 41/0±8/4، امکانات 27/0±1/4 از 5 بود. میانگین مطلوبیت حیطه های: واکنش 45/0±4/4، یادگیری24/0±35/4، رفتار18/0±85/3، و نتایج 18/0±33/4 بود. میانگین مطلوبیت کلی دوره آموزشی 41/0±16/4 برآورد گردید.
    نتیجه گیری
    دوره آموزشی کار با دستگاه الکتروشوک به پرستاران، عوامل سه گانه واکنش مطلوب داشته و توانسته تغییرات موثر در حیطه های چهارگانه ایجاد نموده و اثربخشی مناسب داشته باشد.
    کلیدواژگان: آموزش ضمن خدمت، ارزشیابی برنامه، اثربخشی، پرستار، مدل کرک پاتریک
  • مرتضی خاقانی زاده، حسن ملکی، محمود عباسی، عباس عباس پور، عیسی محمدی صفحه 903
    مقدمه
    آموزش اخلاق پزشکی در مشاغل گروه پزشکی موضوعی کلیدی است، زیرا اساس رابطه آنان با بیماران، یادگیری اخلاق است. اساتید یکی از عناصر مهم آموزش اخلاق پزشکی به شمار می روند، و از عوامل مهم شکل دهنده شخصیت اخلاقی و حرفه ای دانشجویان هستند. هدف این مطالعه تبیین چالش ها و مشکلاتی است که آموزش اخلاق پزشکی را تهدید می کند.
    روش ها
    این مطالعه یک پژوهش کیفی، از نوع تحلیل محتوی است. چهارده نفر از اساتید اخلاق پزشکی دانشگاه های علوم پزشکی تهران در سال 1389 در این مطالعه شرکت داشتند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری و با رویکرد تحلیل محتوای کیفی (روش مایرینگ)، تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با مشارکت کنندگان در مطالعه، منجر به استخراج سه درون مایه: 1-توانایی تخصصی اساتید اخلاق پزشکی 2-آموزش اخلاق پزشکی با روش های تدریس فعال 3- فاصله آموزش تئوری از عمل گردید. هر کدام از این درون مایه ها، شامل چندین طبقه اصلی و فرعی است که جنبه ای خاص از چالش های موجود در آموزش اخلاق پزشکی مرتبط با اساتید را توصیف می کنند.
    نتیجه گیری
    نتایج حاکی از آن است که اساتید پزشکی به طور اعم و اساتید اخلاق پزشکی به طور اخص نتوانسته اند نقش کلیدی خود را در ارتقا و رشد اخلاقی دانشجویان ایفا کنند. بدین منظور پیشنهاد شده است دوره های آموزش تخصصی کوتاه مدت اخلاق پزشکی و روش های تدریس فعال برای همه اساتید پزشکی برگزار گردد و همه اساتید پزشکی موظف شوند، با بهره گیری از الگوهای رفتاری، زمینه ظهور صلاحیت های اخلاقی و حرفه ای را به صورت عملی در دانشجویان فراهم نمایند.
    کلیدواژگان: آموزش پزشکی، اخلاق پزشکی، اساتید اخلاق پزشکی، رشد اخلاقی
  • فرشته درویش قدیمی، مسعود رودباری صفحه 917
    مقدمه
    با توجه به اهمیت و نقش سبک های تدریس در میزان یادگیری و رضایت مندی دانشجویان، این مطالعه با هدف بررسی سبک های تدریس اعضای هیات علمی دانشکده های تابعه دانشگاه علوم پزشکی ایران به منظور ارتقای آگاهی اساتید از سبک های تدریس و توجه بیشتر به کاربرد سبک تدریس مناسب انجام گرفت.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، پرسشنامه ترجمه شده و خودایفای سبک تدریس در اختیار تمامی اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در نیمسال دوم سال تحصیلی 89-88 قرار داده شد. هر مدرس با توجه به سبک تدریس خود در کلاس درس تئوری، به هر یک از گزینه های پرسشنامه نمره ای بین1 تا 4 را داد. پرسشنامه ها با استفاده از روش های آماری توصیفی، آزمون کای دو و دستورالعمل پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    اکثریت اعضای هیات علمی دانشکده های تابعه دانشگاه علوم پزشکی ایران، ارائه مفهوم به صورت کاربردی، یادگیری عمقی، پردازش شناختی به صورت اجرایی و فعالیت های مشارکتی را ترجیح می دهند. هیچگونه ارتباط معناداری بین سبک تدریس با دانشکده محل تدریس، سابقه تدریس، و مرتبه علمی به دست نیامد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج به دست آمده و ترجیح سبک های خاص تدریس، پیشنهاد می شود به تطابق سبک های تدریس با سبک های یادگیری دانشجویان و یا به عبارتی به تعامل تدریس-یادگیری توجه بیشتری شود.
    کلیدواژگان: سبک تدریس، اعضای هیات علمی، دانشجویان علوم پزشکی
  • راز خطیبی، محمود قادرمرزی، شهرام یزدانی، یدالله زارع زاده صفحه 926
    مقدمه
    راه حل های مختلفی مانند ارزیابی مبتنی بر اطمینان برای فائق آمدن بر معضل پاسخ به گزینه ها بر اساس شانس در آزمون های چندگزینه ای وجود دارد. از طرف دیگر، احتمال تاثیر عواملی از جمله جنس دانشجو در نحوه پاسخ دهی به آزمون های مبتنی بر اطمینان نیز مطرح است. در این مطالعه ارتباط جنسیت با نمره دانشجویان در انتخاب گزینه های اطمینان در این آزمون ها مورد سنجش قرار گرفت.
    روش ها
    این مطالعه توصیفی گذشته نگر بر روی تمام دانشجویان پزشکی درس «بیوشیمی 1» را طی سالهای 1386 لغایت 1389 در دانشگاه علوم پزشکی کردستان گذرانده بودند صورت پذیرفت. داده ها از بانک ازمون های مبتنی بر اطمینان بیوشیمی که در انتهای ترم به تمام این دانشجویان داده شده بود استخراج شد. در نهایت اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آزمون های مبتنی بر اطمینان و تستهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    میانگین سطح اطمینان به دست آمده در دانشجویان مونث بیشتر از دانشجویان مذکر بود و مقایسه میانگین سطح اطمینان در دو جنس با کنترل نمره آزمون مبتنی بر اطمینان اختلاف معنادار داشت (047/0p=).
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که دانشجویان دختر با اطمینان بیشتری به سوالات پاسخ می دهند که این مساله می تواند به دلیل تفاوت خصوصیات روانشناختی میان دو جنس باشد.
    کلیدواژگان: آزمون مبتنی بر اطمینان، جنسیت، نمره آزمون، رفتار آزمون
  • بی بی لیلا حسینی، فرزانه جعفرنژاد، سید رضا مظلوم، محسن فروغی پور، حسین کریمی مونقی صفحه 933
    مقدمه
    اگرچه بخش عمده ارزشیابی دانشجویان علوم پزشکی، ارزشیابی بالینی است، اما یافتن روش مناسب که مورد رضایت دانشجویان باشد همیشه چالش برانگیز بوده است. با توجه به اجرای روش دفترچه ثبت مهارت های بالینی در ارزشیابی بالینی دانشجویان مامایی دانشکده پرستاری و مامایی مشهد در سال های اخیر، مطالعه حاضر به منظور تعیین میزان رضایت دانشجویان انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه توصیفی مقطعی، دانشجویان مامایی واجد شرایط دانشکده پرستاری و مامایی مشهد (34 نفر) شرکت داشتند. ابزار مطالعه، پرسشنامه روا و پایا پژوهشگرساخته «سنجش رضایت مندی» مشتمل بر 23 گویه و 9 حیطه و در قالب مقیاس لیکرت 5 نقطه ای بود. رضایت واحدهای پژوهش از روش دفترچه ثبت مهارت های بالینی پس از اتمام کارآموزی با پرسشنامه مذکور بررسی شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های تی مستقل و رگرسیون خطی چندگانه و همبستگی تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    میانگین رضایت مندی دانشجویان از «دفترچه ثبت مهارت های بالینی»، 5/15±7/62 (از صد) بود. پایین ترین نمره رضایت مندی مربوط به حیطه علاقه مندی به این روش (5/24±8/57) و بالاترین نمره مربوط به حیطه مطابقت آن با اهداف آموزشی (9/14±1/71) (از صد) بود. اکثر دانشجویان، موافق منصفانه بودن(9/55 درصد)، عینی بودن(7/64 درصد) و مطابقت آن با اهداف آموزشی(8/61 درصد) بودند و فقط 1/44 درصد به استفاده از این روش علاقه مند بودند. درمجموع، 3/38 درصد دانشجویان از روش «دفترچه ثبت مهارت های کارورزی» راضی، و 5/26 درصد ناراضی بودند و بقیه در طیف بین این دو قرارداشتند.
    نتیجه گیری
    اکثر دانشجویان از «دفترچه ثبت مهارت های بالینی» رضایت داشتند، لیکن کمتر از نیمی از آنان به استفاده از آن علاقه مند بودند که شاید به علت توانایی ناکافی این روش در سنجش و ارتقای مهارت های بالینی از دیدگاه دانشجویان باشد. شاید با اصلاح برخی جوانب «دفترچه ثبت مهارت های بالینی» و ترکیب آن با برخی روش های دیگر به منظور پوشاندن حیطه های مورد ضعف این روش از دیدگاه دانشجویان، بتوان در جهت افزایش رضایت آنان گام برداشت.
    کلیدواژگان: ارزشیابی بالینی، دفترچه ثبت مهارت های بالینی، رضایت مندی دانشجویان، ارزیابی
  • مهناز صلحی، لیلا احمدی، محمد حسین تقدیسی، حمید حقانی صفحه 942
    مقدمه
    با وجود مزایای بسیار فعالیت های فیزیکی در دوران بارداری، این امر در زنان رواج چندانی ندارد که از علل احتمالی آن عدم آگاهی به واسطه عدم آموزش صحیح است. هدف این پژوهش تعیین تاثیر کاربرد مدل مراحل تغییر (Trans Theoretical Model: TTM) در اتخاذ فعالیت های فیزیکی مناسب در زنان باردار است.
    روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی، 100 نفر از زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان دهاقان به روش تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد در سال 1389 مورد بررسی قرار گرفتند. مداخله آموزشی به صورت برگزاری 5 جلسه 1 ساعته به صورت بحث گروهی، نمایش فیلم و سخنرانی در پایان مباحث بود. پرسشنامه ای با استفاده از پرسشنامه استاندارد فعالیت فیزیکی در دوران بارداری و همچنین پرسشنامه مربوط به مدل مراحل تغییر برای گردآوری داده ها ساخته، و داده ها در هر دو گروه قبل و بعد از مداخله جمع آوری شد. داده ها با استفاده از روش های توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی (کای دو وتی تست) تجزیه و تحلیل شدند.
    نتایج
    پس از انجام مداخله، افراد گروه آزمون از پیشرفت مثبت و قابل ملاحظه ای در مراحل آمادگی برای انجام فعالیت های فیزیکی برخوردار شدند. به طوری که فراوانی افرادی که در مرحله آمادگی برای انجام فعالیت های فیزیکی قرار داشتند از 6 به 26 درصد (001/0P<) رسید. میانگین نمره فواید درک شده در گروه آزمون به طور معناداری از 88/10±8/76 به 09/1±7/84 افزایش(001/0P<) یافت. همچنین میانگین فعالیت های فیزیکی که قبل از مداخله 14/0±21/0 بود بعد از مداخله به 2/1±6/2 افزایش معنادار (001/0P<) یافت.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه، ضمن حمایت از کاربردی بودن مدل TTM در مداخلات ارتقای فعالیت جسمانی، نشان داد که برنامه آموزشی مورد استفاده، می تواند سبب بهبود گرایش و عملکرد زنان باردار نسبت به انجام حرکات ورزشی مناسب در دوران بارداری شود.
    کلیدواژگان: دوران بارداری، مدل مراحل تغییر(TTM)، فعالیتهای فیزیکی
  • شهین طاقی، سید ابوالفضل وقار سیدین، سید محمد علی طباطبایی، محجوبه گلدانی مقدم صفحه 951
    مقدمه
    با توجه به تاثیر الگوی اسنادی بر رفتار و احساسات افراد لازم است مربیان پرستاری الگوهای اسنادی که دانشجویان را نسبت به فعالیت های یادگیری غیر مسوول می سازد، تغییر دهند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش اسناد بر الگوی اسنادی دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند در سال تحصیلی 89-88 انجام شد.
    روش ها
    در این مطالعه نیمه تجربی 187 دانشجوی پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند به طور تصادفی در دو گروه تجربی (94 نفر) و شاهد (93 نفر) قرار گرفتند. ابتدا، الگوی اسنادی دانشجویان توسط پرسشنامه اسناد کنترل جولیان راتر بررسی گردید. برنامه آموزش اسناد در گروه تجربی اجرا و در پایان مطالعه، مجددا الگوی اسنادی دانشجویان بررسی گردید. داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی زوجی، تی مستقل و مک نمار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    نتایج
    میانگین نمره اسناد در ابتدای مطالعه در هر دو گروه نشان دهنده الگوی اسنادی بیرونی بود. در پایان مداخله، میانگین نمره اسناد گروه تجربی در سطح معناداری کاهش یافته (از 89/1±88/9 به 93/1±76/8 رسید) که نشان دهنده کسب الگوی اسنادی درونی بود. تغییر میانگین نمره اسناد دانشجویان گروه شاهد از لحاظ آماری معنادار نبود. مقایسه تغییرات میانگین نمره اسناد دانشجویان قبل و بعد از مداخله در دو گروه نشان دهنده تفاوت معنادار بود. به عبارتی گروه تجربی به طور معناداری الگوی اسناد درونی بیشتری از گروه شاهد کسب کرده بودند.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد برنامه های آموزش اسناد در ابتدای ورود دانشجویان به دانشگاه باید مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: الگوی اسنادی، آموزش، دانشجویان پرستاری، یادگیری خودراهبر
  • مژگان محمدی مهر، حسن ملکی، عباس عباس پور، علیرضا خوشدل صفحه 961
    مقدمه
    یادگیری مادام العمر، فرایندی است که طی آن افراد از طریق فرصت های یادگیری، دانش، مهارت ها و علایق خود را در زندگی توسعه می دهند. این بررسی به منظور تبیین شایستگی های مورد نیاز برای تربیت دانشجویان دوره پزشکی عمومی در راستای نیل به اهداف یادگیری مادام العمر انجام پذیرفت.
    روش ها
    این مطالعه به روش کیفی انجام گرفت. جهت جمع آوری نمونه ها از روش نمونه گیری هدف مند و مصاحبه نیمه ساختاریافته باز پاسخ با 21 نفر از صاحب نظران و اساتید استفاده شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل محتوا بر اساس رویکرد کریپندورف انجام گرفت. برای تامین اعتبار و مقبولیت داده ها از شیوه چک همکار و ناظر خارجی استفاده شد.
    نتایج
    بر پایه نتایج حاصل از این پژوهش، پنج درون مایه تحت عناوین: «آگاهی و نگرش به پویایی علم و دانش پزشکی»، «مهارت یادگیری خودراهبر»، «مهارت طبابت مبتنی بر شواهد»، «مهارت های ارتباطی حرفه ای» و «مهارت یادگیری تلفیقی و بین حرفه ای» به عنوان شایستگی های مورد نیاز برای دانشجوی پزشکی عمومی جهت یادگیری مادام العمر شناسایی شدند.
    نتیجه گیری
    با توجه به جایگاه و ضرورت یادگیری مادام العمر در حرفه پزشکی، برنامه ریزان آموزشی می توانند در بازنگری در برنامه درسی دوره پزشکی عمومی از یافته های این پژوهش بهره مند شده، دانشجویان را به شایستگی های مورد نیاز تجهیز نمایند و به تربیت یادگیرندگان مادام العمر در حوزه پزشکی بپردازند.
    کلیدواژگان: یادگیری مادام العمر، آموزش پزشکی، تحقیق کیفی، دانشجویان پزشکی
  • جعفر صادق تبریزی صفحه 976
    یکی از موضوعات اساسی در آموزش و ارزیابی دانشجویان رشته های علوم پزشکی، ارتقای دانش، نگرش و مهارت های مورد نیاز آنان و ارزیابی صحیح و دقیق آنها است. آموزش و ارزیابی باید به گونه ای طراحی گردد تا دانشجویان قادر باشند پس از فراعت از تحصیل، آموخته های دانشی و مهارتی خود را در محیط های کاری واقعی به کار بسته و توانایی انطباق خود با محیط کاری را داشته باشند. بنابراین، لازم است دانشجویان در محیط های واقعی یا مشابه کار آینده آموزش دیده و در شرایط واقعی کار و یا محیط های کاری شبیه سازی شده مورد ارزیابی قرار گیرند. شواهد علمی حاکی از آن است که ارزیابی تئوریک دانشجویان به کمک آزمون های کتبی و یا شفاهی به تنهایی مشخص کننده مهارت ها و توانمندی های آنها نبوده و نیازمند روش های دیگری است تا امکان سنجش جامعی از دستیابی به اهداف آموزشی را فراهم سازد. بدین منظور پروفسور هاردن (Harden) و همکاران در دهه 1970 روش ارزیابی (OSCE)Objective Structured Clinical Examination را برای سنجش صلاحیت های بالینی دانشجویان پزشکی طراحی کردند تا مهارت های بالینی آنها به صورت مجزا در ایستگاه های از پیش تعیین شده و با سقف زمانی مشخص مورد ارزیابی قرار گیرد(1). در شکل 1 که به هرم میلر(2) Miller)) معروف است روش های ارزیابی مناسب برای سطوح مختلف یادگیری نشان داده شده است. همان گونه که در شکل دیده می شود OSCE، به عنوان یک آزمون عینی ساختار یافته، روش مناسبی برای ارزیابی چگونگی انجام مهارت های فردی (Shows How) معرفی شده است.
  • حسین فیض الله زاده، نسرین نیک پیما، شهره کلاگری، احمد ایزدی، فریده یغمایی صفحه 983
  • منصوره یزد خواستی، مریم کشاورز، عفت السادات مرقاتی خوئی و آغا فاطمه حسینی صفحه 986
    مقدمه
    اندازه گیری سطح کیفی زندگی زنان در دوران یائسگی به عنوان یکی از اسناد کارایی آموزش بهداشت محسوب می گردد، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر برنامه آموزشی ساختارمند با شیوه گروه حمایتی بر کیفیت زندگی زنان یائسه انجام شد.
    روش ها
    از مرداد تا دی ماه 1389 در یک مطالعه میدانی و یک سوکور در یکی از مراکز بهداشتی درمانی شهرستان رباط کریم، تعداد 110 زن یائسه که دارای شرایط ورود به مطالعه بودند، به روش غیر احتمالی آسان انتخاب شدند. پس از تکمیل فرم های رضایت، افراد به طور تصادفی در دو گروه 55 نفره شاهد و گروه حمایتی قرار گرفتند. گروه حمایتی در 6 گروه (5 گروه 9 نفره و یک گروه 10 نفره) تدوین گردید. برنامه آموزشی در یک روز مشخص از هفته، به مدت 120 دقیقه و در طی 10 جلسه هفتگی متوالی انجام شد. نمره کیفیت زندگی، قبل از اجرای برنامه آموزشی و یک ماه پس از پایان آن، با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی زنان یائسه(MENQOL) در دو گروه شاهد و مداخله محاسبه و مقایسه گردید. در گروه شاهد مداخله ای انجام نشد.
    نتایج
    نمره کیفیت زندگی محاسبه شده از مجموع نمرات ابعاد وازوموتور، روانی- اجتماعی، جسمی و جنسی در گروه مداخله به طور معناداری بهبود یافت (کاهش نشانه ها از 61/38±76/153 نمره به 35/24±31/113 نمره، 001/0>P). تغییر معناداری در نمره کیفیت زندگی زنان یائسه در گروه شاهد دیده نشد.
    نتیجه گیری
    اجرای برنامه آموزشی ساختارمند با شیوه آموزشی گروه حمایتی می تواند به عنوان یکی از راه کارهای مناسب در جهت ارتقای سلامتی و رویارویی بیشتر زنان با نشانه های یائسگی و بهبود کیفیت زندگی آنان در مداخلات بهداشتی و در برنامه های مراقبتی کشوری مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: برنامه آموزشی ساختارمند، گروه حمایتی، کیفیت زندگی، زنان یائسه، آموزش بهداشت
  • نازیلا خطیب زنجانی، بهمن زندی، مهران فرج اللهی، محمدرضا سرمدی و عیسی ابراهیم زاده صفحه 995
    مقدمه
    گسترش سریع یادگیری الکترونیکی، ضرورت توجه به آن را در همه مراکز آموزشی خصوصا مراکز آموزش پزشکی روشن تر می سازد. با توجه به اهمیت موضوع و آغاز به کار دوره ها و تاسیس رشته های آموزش عالی در کشور ما، هدف این مقاله بررسی ساختاریافته الزامات و چالش ها و مشکلات و موانع یادگیری الکترونیکی در امر آموزش و در نهایت ارائه یک الگو و راهنما در انتخاب، طراحی و اجرای یک دوره الکترونیکی است.
    روش ها
    این مطالعه از جنبه نظری یک بررسی مروری و کتابخانه ای است. در این رابطه از بین 4700 مقاله یافت شده از بانک های اطلاعاتیERIC، ACM، guideassociation،Digitallearning، OECDT، becta، با استفاده از موتورهای جستجوی یاهو و گوگل و به کارگیری کلید واژه های الزامات و چالش ها و یادگیری الکترونیکی؛ تعداد 100 مقاله مروری و اصیل، از سال 2003 به بعد انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. سپس با اطلاعات حاصل از نتایج تحقیق قبلی پژوهشگر که از نظرات یک پرسشنامه رضایت سنجی به دست آمده بود تلفیق گردیده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    نتایج
    پس از مطرح نمودن و جمع بندی نظرات صاحب نظران مختلف در رابطه با الزامات و چالش های راه اندازی یک نظام یادگیری الکترونیکی، در یک جمع بندی کلی عوامل و زیرساخت ها به شرح زیر خلاصه گردید: 1- زیرساخت فناوری 2- زیرساخت انسانی 3- زیرساخت پداگوژیکی 4- زیرساخت فرهنگی، اجتماعی و ارزشی 5- زیرساخت اقتصادی 6- زیرساخت مدیریتی 7- زیرساخت اداری و نظام پشتیبانی، سپس راه کاری اصولی برای مراحل مختلف تحلیل، طراحی، پیاده سازی و ارزیابی یک دوره الکترونیکی پیشنهاد گردید.
    نتیجه گیری
    در کشور ما، طیف الزامات و چالش های یادگیری الکترونیکی از تغییر دیدگاه های سنتی تا ایجاد زیر ساخت های فرهنگی، ارتباطی و سخت افزاری، سیاست گذاری های همگانی و رسمی، تدوین قوانین و ایجاد بسترهای قانونی و حقوقی در سیستم آموزش کشور، ایجاد سیستم های مدیریت آموزش الکترونیکی، تهیه بسترهای تولید محتوای الکترونیکی بر اساس استانداردهای جهانی تولید محتوا و خصوصی سازی تولید محتوای الکترونیکی بومی گستردگی دارد. ارائه الگویی اجرایی با در نظر گرفتن موارد فوق به مدیران و تصمیم گیرندگان جهت پیاده سازی موفق این روش و کارآیی بیشتر آن کمک می نماید.
    کلیدواژگان: یادگیری الکترونیکی، الزامات، چالش ها، فناوری اطلاعات و ارتباطات، آموزش پزشکی
  • لیلا ولی زاده، شهرزاد غیاثوندیان، حیدرعلی عابدی، وحید زمان زاده صفحه 1010
    مقدمه
    تغییر و متناسب سازی سیستم ارائه خدمات پرستاری در قرن بیست و یکم، بستگی به موفقیت حرفه پرستاری در طراحی مدل های برنامه آموزشی پرستاری دارد. مطالعه حاضر با هدف «شناسایی و تبیین چالش های تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد) در پرستاری و ارائه راه حل های مربوطه» انجام شده است.
    روش ها
    این مطالعه با رویکرد کیفی و در دو مرحله در دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. در مرحله اول از تکنیک بحث گروهی متمرکز به منظور شناسایی چالش های موجود و در مرحله دوم، از تکنیک دلفی برای تایید وجود این مسائل و ارائه راه حل های مرتبط استفاده گردید. مرحله اول با شرکت 16 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و مرحله دوم با همکاری 30 نفر از مدیران پرستاری مراکز آموزشی و درمانی، اعضای هیات علمی و اجرایی دانشکده پرستاری، و هشت دانشجوی ارشد و دکترای پرستاری به عنوان افراد پانل اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بحث گروهی متمرکز با رویکرد تحلیل محتوا عرفی یا مرسوم انجام گرفت. در بخش تکنیک دلفی، بر اساس توافق حاصل شده پس از دور سوم راه حل های نهایی مشخص گردید.
    نتایج
    طی این مطالعه، چالش های«1- فرهنگی و هویت حرفه ای، 2- محیط کار و 3- عدم تعادل بین آموزش، پژوهش و بالین» در تحصیلات تکمیلی پرستاری (مقطع کارشناسی ارشد) شناسایی شد و مهم ترین راه حل پیشنهادی برای چالش های یک تا سه به ترتیب «اتخاذ استراتژی ها برای بهبود تصویر پرستاری»، «ایجاد و احراز پست های ویژه فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد در بالین و تعریف شرح وظایف اختصاصی آنها» و «تخصصی کردن آموزش پرستاری در سطح کارشناسی ارشد و بالاتر و ایجاد گرایش های جدید مثل گرایش ارشد ویژه و ارشد قلب» بودند.
    نتیجه گیری
    چالش های شناسایی شده با بحث گروهی در طی تکنیک دلفی تایید شد. راه حل های ارائه شده در مطالعه حاضر، نیز توسط مرور بر متون حمایت گردید. اطلاعات حاصل از مطالعه، می تواند به عنوان پایه ای برای بررسی های بیشتر در خصوص کاربرد راه حل های پیشنهاد شده استفاده گردد.
    کلیدواژگان: تحصیلات تکمیلی، کارشناسی ارشد، پرستاری، چالش، بحث گروه متمرکز، تکنیک دلفی
|
  • Zahra Karimian, Javad Kojouri, Farhad Lotfi, Mitra Amini Page 855
    Introduction
    Originality and dynamism of university activities calls for a democratic atmosphere and considered as a supporting principles for faculties. Giving autonomy to universities is a fundamental policy to enhance their responsibility, accountability, and dynamism. Hence, this study is an endeavor to investigate the autonomy and academic freedom situation in university from the viewpoints of faculty members.
    Methods
    Study population included 550 faculty members in Shiraz University of Medical Sciences. According to Morgan tables, a sample size of 230 faculties was selected from different schools. Academic freedom, the effect of international policies, and university independence were measured through a researcher-designed questionnaire including 15 close questions in 4 points Likert scale. The score for each item was calculated out of 100. The questionnaire’s validity was verified by experts and the reliability was approved by Cronbach's Alpha (91%).
    Results
    The mean scores for main domains were: university’s autonomy (81.3±21.3), the effect of international policies (76.9±20.5), and academic freedom (73.3±21.6). Among the items, lack of university’s financial independence and its reliance to governmental budget (85.6), the effect of international politics on international academic associations (79.1), the effect of political attitude of university managers on academic atmosphere (76.9), continuous changes of programs after management changes (76.5) were factors which showed the highest mean scores respectively.
    Conclusion
    Regarding the importance of academic freedom and autonomy in accountability and the growth of creativity and innovation in university, this subject should be considered more than ever. Besides, according to strategic management and planning and establishment of monitoring system and systematic accountability could prevent the redundancy resulted from political changes.
  • Zahra Abedini, Hoda Ahmari Tehran, Ashraf Khorami, Azam Heidarpour Page 864
    Introduction
    Evidence-based learning is an effective educational strategy.Assessment of nursing student’s viewpoints about this new method can be increase its application. This research was conducted to find out student’s experiences toward evidence-based learning in clinical setting.
    Methods
    This qualitiative study was performed by grounded theory method in 1388. 18 nursing students were selected.Students were asked to use evidence for problem solving in pediatric internship and report the findings in the end of course. Data was collected by interview and was analyzed using Content analysis methods.
    Results
    Five main themes categorized in this research including experiences of thinking, self efficacy, integrating theory and practice,group intraction and problem solving.
    Conclusion
    In attention to positive experience of evidence-based learning, intergrating of this method in clinical nursing education is recommended.
  • Mohammad-Reza Ghavam-Nasiri, Fatemeh Heshmati Nabavi *, Kazem Anvari, Azam Habashi Zadeh, Mahboobe Moradi, Gholamreza Neghabi, Mehran Omidvar Page 874
    Introduction
    Educating Patients diagnosed with cancer about their disease and treatment is a vital component of their nursing care. Management of treatment side effects and maintaining the quality of life could be achievable only by adequate and organized self-care education. With regards to the importance of the concept of cost-effectiveness in health care providing system, this study aimed to assess the effects of patient education on the quality of life in patients receiving chemotherapy and also to compare these effects between individual patient education and group education methods.
    Methods
    One hundred and two patients with breast, esophagus and stomach cancer referred to Chemotherapy Unit in Omid hospital were randomly assined to two groups: Group teaching and Individual teaching methods. Fifty-one received three individual teaching sessions. Three group teaching sessions were conducted for the other fifty-one patients. All subjects were interviewed by the same interviewer three times (before the first chemotherapy, second and third session) using EORTC QLQ-C30 quality-of-life questionnaire.
    Results
    The mean age of the two groups were 46/6± 3/9 and 48/7±1/32 in the individual and group teaching groups, respectivly. Using repeated measure test, we observed a significant difference in the quality of life scores over time between the two groups (p=0.02, F=3.7). However, this effect was only evident after the third chemotherapy course.
    Conclusion
    Group teaching could maintain quality of life better than individual teaching over time. Health care providers could use these two methods interchangeably according to institute condition and the patient's needs and preferences.
  • Sara Mortaz Hejri, Mohammad Jalili, Ali Labaf Page 885
    Introduction
    A variety of standard setting methods are used worldwide for medical examination acceptance scores while standards of most exams in our country are pre-determined fixed scores which are set without any scientific methodolgy. The aim of this study is to determine minimum pass level for a pre-internship objective structured clinical examination using Angoff method in Tehran University of Medical Sciences.
    Methods
    After designing the questions for examination, a panel of eleven faculty members was formed. These judges were asked to individually estimate the probability that a borderline student would pass each station. The mean of all stations estimated by judges was considered as the standard for the whole exam. This procedure was repeated twice more after sessions of discussion between judges and checking students’ real scores.
    Results
    The individual standard for the whole test was 49.15 while it turned to 49.90 after discussion and finally 51.52 after checking the real scores of students. The change of standard of the whole test after checking real scores was significant compared to individual standard (p=0.02). It showed no significant difference compared to the second standard. The rates of passing students according to the three standards were respectively 67.6%, 64.8% and 58.1% which showed a significant reduction in the third compared to the first one.
    Conclusion
    Angoff method was used in this study to set standard for an OSCE. According to the findings of the study, it seems to be a credible and reliable procedure, especially when group discussion and reality check are used.
  • Nezamian Nezamian Pourjahromi, Hamidreza Ghafarian Shirazi, Hossein Ghaedi, Mohsen Momeninejad, Masood Mohamadi Baghmolaee, Ali Abasi, Bahman Sharifi Page 896
    Introduction
    Due to the increasing development of science and technology in today’s world and updates in organizational factors, staff development becomes more essential. An educational program could be considered effective if it could appropriately change in participants’ knowledge and behavior. The aim of this study is to assess the training course of working with ECT (DC Shock device) for nurses based on the Kirkpatrick’s model.
    Methods
    This evaluation study is based on the Kirkpatrick’s model, in which the efficacy of training course of working with ECT to nurses is assessed. A volunteer sample of 160 nurses participated in the project with informed consent. The training course was evaluated concerning four areas including reaction, learning, behavior, and outcome; then the overall efficacy rate of the course was calculated. Data was collected through researcher- made questionnaires whose validity and reliability were confirmed in a pilot study. Data was analyzed by Student t-test.
    Results
    The mean scores of participants’ reaction(first level in Kirkpatrick model) to the content, instructor and facilities were 4.3±.35, 4.8±.41, and 4.1±.27,out of 5, respectively. The desirability rates (mean scores) for the four levels were: reaction (4.4±.45), learning (4.35±.24), behavior (3.85±.18), and the impact (4.33±.18). The mean of overall desirability rate of this course was 4.16±.41.
    Conclusion
    The training course of working with ECT for nurses resulted in favorable outcomes in the three evaluated levels of reaction, learning and behavior, and was able to develop efficient changes in the impact level.
  • Morteza Khaghanizade *, Hasan Malaki, Mahmod Abbasi, Abbas Abbaspour, Essa Mohamadi Page 903
    B>
    Introduction
    Medical ethics education is a key subject in medical occupations, as learning ethics is fundamental for their relationship with patients. Teachers are of the most important elements in medical ethics education, because they are one of the most important factors of forming the morality and the professional character in students. The aim of this study is to explain challenges and problems which threaten the medical ethics education.
    Methods
    Fourteen medical ethics teachers of universities of medical sciences in Tehran took part in this qualitative content analysis study performed in year 2010. Data was collected through semi-structured interviews and analyzed via content analysis approach (Mayring method).
    Results
    The analysis of participants’ interviews led to the extraction of three themes as follows: 1)professional capability of medical ethics teachers; 2)medical ethics education using active teaching methods; and 3)the gap between teaching in theory and practice. Each of these themes includes several major and minor classifications, each describe a specific aspect of existing challenges in medical ethics teaching related to the teachers.
    Conclusion
    Results indicate that medical educators in general and medical ethics teachers in particular, haven’t been efficient enough in moral development of students. Therefore, short-term professional teaching courses on medical ethics and active teaching methods are suggested to be held for all medical teachers. Besides, all medical teachers are recommended to be obliged to, as behavioral models, facilitate moral and professional development of their students in practice.
  • Fereshteh Darvish Ghadimi, Masoud Roudbari Page 917
    Introduction
    This research was performed to determine the University lecturers’ teaching styles at Iran University of Medical Sciences. The study could help introduce the importance of the faculty members’ knowledge on different teaching styles and its promotion and also to focus on the importance of using appropriate teaching styles.
    Methods
    In this descriptive cross-sectional study, all non-clinical faculty members at Iran University of Medical Sciences completed a translated and self-administrated teaching style inventory with a four-point Likert scale in the second semester of the academic year 2010. The data was analyzed using descriptive and Chi2 test and according to the questionnaire guidelines.
    Result
    The majority of the faculty members preferred to present concepts as applied and also encouraged deep learning, cooperative learning, and cognitive processing. Also, there was no significant relationship between teaching styles and their school type, teaching experience, and academic rank.
    Conclusion
    According to the results of the study, and faculty preferences on teaching styles, it is recommended that more attention is paid to the teaching-learning interactions, in terms of accommodation of teaching styles to students’ learning styles.
  • Raz Khatibi, Mahmood Ghadermarzi, Shahram Yazdani, Yadollah Zarezadeh Page 926
    Introduction
    There are various ways such as confidence-based exams to eliminate lucky guesses on a multiple choice question test. In this study the relation between students’ gender and their score on selecting confidence choices in confidence based exams was assessed.
    Methods
    This was a descriptive retrospective study. It was done on all of the medical students taking Biochemistry course during 2007-2010 in Kurdistan University of Medical Sciences. Data was extracted from files of end-semester confidence based course exams. Finally, the data were analyzed using SPSS and the specified software for confidence-based exam analysis.
    Results
    Mean of the student's confidence level was higher in female students than male ones. Comparisons of confidence level mean in both genders were different and this difference was significant (p=0.047).
    Conclusion
    Results of this study showed that female students answer to confidence based questions with higher confidence than male ones, and this can be because of the different psychological characteristics of the genders.
  • Bibi Leila Hoseini, Farzane Jafarnejad, Seyed Reza Mazlom, Mohsen Foroghi Pour, Hosein Karimi Mouneghi Page 933
    Introduction
    Although the majority of student assessments in medical sciences relates to their clinical competencies, adopting an assessment method which fulfills students’ satisfaction has always been a great challenge. In recent years logbooks have been used in the clinical evaluation of midwifery students in Mashhad University of Medical Sciences. So, the present study determines student's satisfaction with this approach.
    Methods
    This descriptive, cross-sectional study was conducted on all 34 eligible midwifery students in school of nursing and midwifery of Mashhad University of Medical Sciences. Data gathering tool was a researcher–constructed questionnaire with confirmed validity and reliability. The questionnaire included 23 items covering nine domains and used Likert scale. Data were analyzed through descriptive statistical indices as well as T test, correlation and multiple regression analysis.
    Results
    The mean score for student's satisfaction with logbook was 62.7 ±15.5 (of 100). The lowest satisfaction score was related to the domain of "interest in logbook method" (57.8 ±24.5) and the highest one was "conformity to educational goals" (71.1 ±14.9) (of 100). Most of the students agreed that logbook is fair (55.9%), objective (64.7%) and in conformity with educational goals (61.8%). However, only 44.1% of them were interested in using this method. Overall, 38.3% of the students were satisfied with logbook and 26.5% were dissatisfied and the rest were in between.
    Conclusion
    Most of the students were satisfied with logbook, but less than half of them were interested in utilizing it. This could be due to insufficient ability of logbook in assessment and promoting of clinical skills from the student's view point. Thus, we may improve the student's satisfaction level by revising logbook and combining it with some other methods of clinical evaluation in order to cover its weak aspects according to student's views.
  • Mahnaz Solhi, Leila Ahmadi, Mohammad Hussein Taghdisi, Hamid Haghani Page 942
    Introduction
    Despite numerous benefits of physical activity during pregnancy, it's not common in women, probably due to knowledge deficiency. This study aimed to assess the effect of Trance Theoretical Model (TTM) on physical activity in pregnant women.
    Methods
    In a quasi-experimental study, 100 women referred to Dehaghan health centers in year 2010 were randomly assigned to control and experiment groups. Intervention included training about physical activity, benefits and perceived barriers during pregnancy, in the form of discussion, lecture and showing films during five one hour sessions. The data gathering tool was a researcher made questionnaire based on the standard questionnaire for physical activities during pregnancy and TTM. The samples in both groups answered the questions before and after the intervention. Data analysis was done using descriptive indices and inferential statistical tests (Chi2 and t test).
    Results
    After the intervention, the experiment group showed a significant progress in preparation stages for physical activity, as the ratio of women in the preparation stage raised from 6% to 26% (P<0.001). Mean scores of perceived benefits of physical activity was significantly increased from 76.8±10.88 to 84.7±1.09 after training (P<0.001). Also the performance score of experiment group improved significantly (P<0.001) from. 21±.14 to 2.6±1.2.
    Conclusion
    These results support the application of TTM for physical activity intervention and indicate that the procedure was very effective in improving attitude and encouraging women to exercise more during pregnancy.
  • Shahin Taghi *, Seyyed Abolfazl Vagharseyyedin, Seyyed Mohammad Ali Tabatabaiee, Mahjoobeh Goldanimoghaddam Page 951
    Introduction
    Considering the effect of the attributional pattern on the individual's behavior and feelings, nursing instructors should alter undesirable attributions that make students irresponsible toward learning activities. The current study was aimed to investigate the effect of attribution training on the attributional pattern among nursing students of Islamic Azad University-Birjand Branch in the academic year 2009-2010.
    Methods
    In this quasi-experimental study, 187 nursing students in Birjand branch of Islamic Azad University were randomly assigned to control (n=93) and experimental (n=94) groups. At the beginning, using Julian Rotter’s locus of control Scale, participant's attributional patterns were evaluated. The experimental group received an attribution training program. Then, at the end of study, the student's attributional patterns were again reassessed. Data were analyzed using independent T, paired T, and McNemar's tests.
    Results
    At the beginning of study, the mean attribution score showed an external locus of control pattern in both groups. At the end of the intervention, the mean attribution score of experimental group had decreased significantly (from 9.88±1.89 to 8.76±1.93), which indicated acquisition of an internal locus of control pattern among the experimental group. There was not significant change in the mean attribution score in the control group. There was a significant difference between the mean of score changes in the two groups. That is, the experimental group acquired a more internal locus of control pattern than the control group.
    Conclusion
    It seems that attributional training could be considered for nursing students at the beginning of their admission to the university.
  • Mojgan Mohammadimehr, Hasan Malaki, Abbas Abbaspour, Alireza Khoshdel Page 961
    Introduction
    Lifelong learning is a process in which individuals develop their knowledge, skills, and interest through learning opportunities in their life. This paper aimed to determine the required competencies for training medical students to acquire lifelong learning.
    Methods
    In this qualitative study, purposeful sampling method and open-ended semi-structured interview were employed for data gathering. A population of 21 experts and teachers were interviewed. Data was analyzed using content analysis based on Krippendorff's approach. Member check and external observer methods were used for data credibility and authentication.
    Results
    Based on the results of the study, 5 themes were emerged: “Knowledge and attitude towards dynamicity of science and medical sciences”, “Self directed learning”, “Evidence based medicine skill”, “Communication skills”, “Integrative and inter-professional learning skills”.
    Conclusion
    With regard to the functionality and necessity of life-long learning in medical profession, curriculum developers could enjoy the outcome of the study to review the curriculum and equip their students with essential qualifications and finally train lifelong learners in medicine.
  • Jafar Sadegh Tabrizi Page 976
  • Mansooreh Yazdkhasti, Maryam Keshavarz *, Effat Merghati Khoei, Agha Fatemeh Hosseini Page 986
    Introduction
    Measuring the quality of life among menopause women is one of the efficiency proofs in health education; hence, this study was conducted to determine the effect of structured educational program by support group on quality of life among menopause women.
    Methods
    In a single blind field study from August to December 2011 in Saadatmandy health care center of Robat Karim town, 110 menopause women meeting inclusion criteria were selected through convenience sampling method. After taking the consent form, they were randomly allocated to either of the control or support group (55 subjects in each group). The support group was divided into 6 groups (5 groups of 9 and a group of 10 subjects). The educational program was performed in predetermined days of the week and for 10 consecutive sessions of 120 minutes.The scores for quality of life level achieved before the educational program and a month after that were compared using Menopause specific quality of life questionnaire (MENQOL). No intervention was done in control group.
    Results
    The execution of structured educational program by support group in intervention group indicated a statistically significant difference in quality of life level among menopause women (reduction of symptoms from 153.76±38.61 to 113.31±24.35, P<0.001). No significant change was found in quality of life scores achieved by control group.
    Conclusion
    Structured educational program by support group could be used as an appropriate strategy which helps menopause women to promote their health and encounter with menopause symptoms in a healthier manner and in conclusion promote their quality of life. This educational program could be applied in health intervention and health care programs in our country.
  • Khatib Zanjani, Bahman Zandi, Mehran Farajollahi, Mohammad Reza Sarmadi, Issa Ebrahim Zadeh Page 995
    Introduction
    The rapid expansion of e-learning elucidates the necessity of paying attention to this phenomenon by all educational centres especially medicals. Considering the importance of this subject and regarding the commencement of new courses in our country as well as the establishment of higher education disciplines, this paper aimed to review the structured analysis of requirements, challenges, problems, and barriers in the application of e-learning in education and thus provide a model and guide for choosing, designing, and implementing an electronic course.
    Methods
    Theoretically viewing, this is a review study. Researcher selected and studied total 100 articles (literature review and original research articles published from 2003 and afterwards) out of 4700 Articles found from databases of ERIC, ACM, GUIDE Association, Digital Learning, OECDT, and Becta, using search engines of Google and Yahoo. The keywords used in this search were “requirements, challenges and e-learning”. Then the findings were combined with results of an experimental study by the researcher extracted from a satisfaction questionnaire, and finally analyzed.
    Results
    After discussion and summing up the reports and opinions of experts regarding the requirements and challenges of setting up an e-learning system, main factors and infrastructures were summarized in the following domains: 1) IT, 2) human resources, 3) pedagogical, 4) cultural, social and values, 5) economic, 6) management, and 7) administrative and supportive. Then a fundamental approach for the stages of analysis, design, implementation, and evaluation of an electronic course was proposed.
    Conclusion
    The spectrum of requirements and challenges of e-learning in our country is so extensive, as it includes: changes in traditional perspectives to creation of cultural, communicative, and hardware infrastructures, formal and public policymaking, legislation and creating legal platforms in education systems, creation of an e-learning management system, development of the fields for content production based on international standards, and privatization for the production of local e-content. Presentiation of an executive model considering the above-mentioned findings could help the managers and decision makers for a successful implementation and further efficacy of this approach.
  • Leila Valizadeh *, Shahrzad Ghiasvandian, Heidar Ali Abedi, Vahid Zamanzadeh Page 1010
    Introduction
    Alteration and adjustment of nursing care system in 21st century depends on its success in designing the nursing pedagogical models. This study was conducted in order to identify and explain the challenges in postgraduate (MSc) levels in nursing and to represent appropriate solutions.
    Methods
    This qualitative study was conducted in Tabriz University of Medical Sciences in two phases. The existing challaenges were identified through "Focus Group Discussion" method in phase one and for the second, "Delphi Technique" was utilized to prove the challenges and represent the solutions. Sixteen MSc students participated in phase one and thirty panel members including nursing managers of teaching hospitals, faculty members and executive staff of nursing school, and eight MSc students and PhD candidates attended in phase two. FGD data analysis was done through content analysis by conventional approach. For phase two through Delphi Technique, consensus has been gained on final options after three rounds.
    Results
    This study identified post graduate (MSc level) challenges including 1)Cultural and professional identity, 2)Work atmosphere and 3)Imbalance between theory, research and clinical practice. The most important solutions to these challenges were respectively as follows: “to adopt strategies to improve the nursing image”, “to specify determined positions for postgraduates of MSc and to define their duties”, and “to specialize nursing education in MSc degree and upper levels as well as representing new disciplines such as intensive nursing and cardiovascular nursing”.
    Conclusion
    Challenges identified through FGD, were proved via Delphi Technique. The offered solutions were also supported by review of literature. The information derived from this study could be used as a base for further investigations in the application of these solutions.