فهرست مطالب

  • پیاپی 2 (پاییز و زمستان 1389)
  • تاریخ انتشار: 1389/10/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • شهلا نعمت اللهیان، مانی غنی پور، علیرضا صیداوی صفحه 1
    در این تحقیق تاثیر انتخاب به وسیله شاخص بر عملکرد آمیخته های F1 حاصل از تلاقی دو لاین تجاری 153 و 154 در مقایسه با گروه شاهد (آمیخته هایی از همین لاین ها که به روش تصادفی انتخاب شده بودند)، مورد بررسی قرار گرفت. هر یک از این لاین ها 9 نسل متوالی تحت برنامه انتخاب به وسیله شاخص قرار گرفته بودند. گروه انتخابی وگروه شاهد، توسط برخی نوغانداران در شهرستان های لنگرود، انزلی و صومعه سرا، در بهار 1387 در شرایط روستایی (تلنبار) پرورش یافتند. در پایان پرورش حدود یک کیلوگرم پیله تولیدی از محصول هر جعبه در گروه های انتخابی و شاهد به عنوان نمونه جمع آوری و برای صفات وزن پیله، وزن قشر پیله و درصد قشر پیله مورد رکوردگیری انفرادی قرار گرفتند. همچنین خصوصیات خانوادگی مربوط به تولید، مانند درصد پیله های خوب، متوسط، ضعیف، دوبل، وزن کل پیله تولیدی هر جعبه، تعداد پیله در لیتر، درصد ماندگاری شفیره و کل پیله تولیدی در هرگروه، مورد رکوردگیری و آنالیز قرار گرفتند. با توجه به نتایج حاصل از مقایسه میانگین ها و نتایج حاصل از درجه بندی پیله ها می توان نتیجه گیری کرد که انجام انتخاب به روش شاخص در طی نه نسل باعث افزایش در وزن قشر و درصد قشر در پیله های تولیدی شده است، ولی مقدار تولید پیله به ازای هر جعبه تخم نوغان، به دلیل حساسیت بیشتر لاروها و شفیره های گروه انتخابی، به بیماریهای شایع کرم ابریشم در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافت.
    کلیدواژگان: شاخص انتخاب، آمیخته، کرم ابریشم، پیله، مقاومت
  • رسول پیرمحمدی، اسدالله تیموری، الناز بابایی، لطیف زالی، کره ناب صفحه 10
    این تحقیق به منظور تعیین عامل موثر فیزیکی دو نوع تفاله انگور (سفید و قرمز) و مقایسه آنها با علف خشک یونجه در نشخوارکنندگان با استفاده از چهار راس گوسفند نر بالغ اخته شده نژاد ماکوئی با میانگین وزن 2/1 ±40 کیلوگرم طراحی و انجام شد. برای دستیابی به یک شاخص شاهد، ابتدا دام ها به مدت 14روز فقط با علف خشک یونجه تغذیه شدند و زمان مصرف خوراک و زمان نشخوار به صورت با مشاهده مستقیم در 24 ساعت تعیین گردید. میزان فعالیت جویدن از مجموع زمان های مصرف خوراک و نشخوار به دست آمد. سپس تفاله های انگور قرمز و سفید هر یک به طور جداگانه به نسبت (50:50) با علف خشک یونجه جایگزین شدند و گوسفندان به مدت 10روز با جیره کاملا مخلوط تغذیه شدند. در طول دوره مصرف، زمان مصرف خوراک، زمان نشخوار و کل فعالیت جویدن دام ها تعیین شد. نتایج نشان داد که عامل موثر فیزیکی و الیاف نامحلول در شوینده خنثی موثر فیزیکی جیره شاهد و جیره های آزمایشی تفاوت معنی داری داشتند. عامل موثر فیزیکی جیره شاهد، جیره حاوی علف خشک یونجه و تفاله انگور قرمز و برای جیره حاوی علف خشک یونجه و تفاله انگور سفید به ترتیب 96/0، 68/0 و 61/0 درصد بود. توزیع اندازه ذرات باقی مانده روی الک های 19 (0004/0 >P)، 8 (0001/0 >P) و 18/1 (0037/0 >P) میلی متری جیره شاهد با جیره های مخلوط از نظر آماری اختلاف معنی داری داشتند، اما زمان مصرف خوراک، زمان نشخوار و کل فعالیت جویدن بین جیره شاهد و جیره های آزمایشی حاوی تفاله ها تفاوت معنی داری داشتند. نتایج آزمایش نشان داد که جایگزینی تفاله های انگور با علف خشک یونجه سبب کاهش اندازه ذرات جیره، کاهش اندازه عامل موثر فیزیکی، زمان مصرف خوراک، زمان نشخوار و کل فعالیت جویدن دام در مقایسه با علف خشک یونجه به عنوان یک علوفه استاندارد شده است.
    کلیدواژگان: تفاله انگور، علف خشک یونجه، الیاف موثر فیزیکی، فعالیت جویدن، گوسفند
  • میثم علیپور، بهمن نویدشاد، مسعود ادیب مرادی، رضا سید شریفی صفحه 22
    در آزمایشی به منظور بررسی تاثیر اسید لینولئیک جفت شده بر صفات تولیدی و خصوصیات مورفولوژیک روده کوچک، از 300 قطعه جوجه گوشتی در قالب یک طرح کاملا تصادفی با 5 تیمار و 4 تکرار و 15 جوجه در هر تکرار استفاده شد. جیره های آزمایشی عبارت بودند از جیره های حاوی 7% روغن سویا، 7% CLA، 5/3% CLA + 5/3% روغن سویا، 10 درصد روغن هیدروژنه و جیره شاهد فاقد چربی. کمترین افزایش وزن و مصرف خوراک در تیمار حاوی 7% CLA مشاهده گردید اما تاثیر تیمار مذکور بر ضریب تبدیل غذایی معنی دار بود (0/05 >P). بطور کلی جیره حاوی روغن سویا و نیز جیره فاقد چربی منجر به کاهش معنی دار (0/05 >P) در ارتفاع پرزهای روده در بخش های دئودنوم و ژژنوم گردیدند ولی در ایلئوم فقط جیره حاوی روغن سویا منجر به بروز چنین کاهشی شد (0/05 >P). جوجه های تغذیه شده با جیره حاوی 5/3% روغن سویا + 5/3% CLA دارای بلند ترین طول پرز بودند. جیره 5/3% روغن سویا + 5/3% CLA منجر به کاهشی معنی دار در تعداد سلول گابلت و نیز ضخامت اپیتلیوم گردیدند. تیمار حاوی 7% روغن سویا و نیز جیره فاقد چربی منجر به افزایش معنی داری در ضخامت اپیتلیوم شدند. عمق کریپت در بخش دئودنوم و ژژنوم توسط جیره حاوی 5/3% روغن سویا + 5/3% CLA افزایش یافت بطوریکه تفاوت مشاهده شده بجز با تیمار حاوی 7% روغن سویا در دئودنوم، در مقایسه با سایر تیمارها در هر دو بخش از نظر آماری معنی دار بودند (0/05 >P). نتایج تحقیق حاضر نشان داد که اسید لینولئیک جفت شده در سطح 7% جیره بطور نامطلوبی صفات تولیدی را در جوجه های گوشتی تحت تاثیر قرار داده اما در سطح 5/3% منجر به اثرات مطلوبی بر مورفولوژی روده و بویژه افزایش طول پرز گردید.
    کلیدواژگان: اسید لینولئیک جفت شده، مورفولوژی روده کوچک، جوجه گوشتی
  • مصطفی صادقی، محمد مرادی شهر بابک، قدرت ال. . رحیمی میانجی، اردشیر نجاتی جوارمی صفحه 37
    مبدل سیگنال و فعال کننده نسخه برداری (STAT5A) به دلیل دخالت در توسعه غده پستان و نقش اصلی در انتقال سیگنال های پرولاکتین و فعال نمودن نسخه برداری ژن های پروتئین شیر در پاسخ به پرولاکتین، به عنوان یک ژن کاندیدای تولید شیر مطرح است. در این مطالعه به منظور بررسی اثر چند شکلی ژن STAT5A بر ارزش اصلاحی صفات تولید شیر، نمونه های اسپرم 134 گاو نر پروف شده از مرکز اصلاح نژاد دام کشور تهیه و بعد از استخراج DNA، یک قطعه 215 جفت بازی از اگزون 7 ژن STAT5A تکثیر شد. محصول واکنش زنجیره ای پلی مراز با آنزیم برشی AvaI هضم شد. فراوانی ژنوتیپ های CC و TC به ترتیب 739/0 و 261/0 و فراوانی آلل های T و C به ترتیب 131/0 و 869/0 محاسبه شد. ارزش اصلاحی گاوهای نر با استفاده از مدل حیوانی تک صفتی و الگوریتم AIREML و از طریق نرم افزار MATVEC برآورد گردید. توزیع فراوانی ژنوتیپ ها در تعادل هاردی- وینبرگ قرار داشت. تفاوت حداقل میانگین مربعات ارزش های اصلاحی بین دو ژنوتیپ در تولید پروتئین شیر معنی دار بود (P<0.016) و ژنوتیپ TC پروتئین بالاتری تولید کرد. در بقیه صفات تولید شیر تفاوت حداقل میانگین مربعات معنی دار نبود. با توجه به نتایج به دست آمده می توان استنباط نمود که چند شکلی در ژن STAT5A می تواند به عنوان یک نشانگر موثر در افزایش تولید پروتئین شیر مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: ارزش اصلاحی، هلشتاین ایران، ژن STAT5A، چند شکلی
  • یوسف جعفری آهنگری، شهاب الدین قره ویسی، محمد نوروزی، بهمن پریزادیان کاوان صفحه 45
    هدف از این تحقیق بررسی ویژگی های کمی و کیفی منی قوچ زل پس از تزریق هورمون های اکسی توسین و گنادوتروپین جفت اسب در فصل غیر تولید مثلی بود. این آزمایش در قالب طرح مربع لاتین چند مشاهده ای در اواخر بهار و اوایل تابستان انجام شد. برای انجام این آزمایش از شش راس قوچ با وزن تقریبی 45 کیلوگرم استفاده شد. هورمون اکسی توسین در سطوح صفر، 5 و 10 و هورمون گنادوتروپین جفت اسب در سطوح صفر، 400 و 600 واحد بین المللی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که تزریق سطوح مختلف اکسی توسین تاثیر معنی داری بر اندازه محیط کیسه بیضه، درصد اسپرم متحرک و غیر طبیعی نداشت (P>0.05)، اما تفاوت معنی داری در تزریق سطوح 5 و 10 واحد بین المللی اکسی توسین نسبت به تیمار شاهد در ویژگی های حجم منی، امتیاز حرکت موجی، درصد اسپرم زنده، غلظت اسپرم در میلی لیتر منی و کل انزال مشاهده شد (P<0.05). تزریق سطوح مختلف گنادوتروپین جفت اسب تاثیر معنی داری بر حجم منی نداشت (P>0.05)، اما در بقیه ویژگی های مورد مطالعه، تفاوت معنی داری بین گروه شاهد و سایر تیمار ها مشاهده شد (P<0.05). بنابراین تزریق عضلانی 10 واحد بین المللی اکسی توسین و 600 واحد بین المللی گنادوتروپین جفت اسب باعث بهبود ویژگی های کمی و کیفی منی قوچ زل در فصل غیر تولید مثلی پیشنهاد می شود.
    کلیدواژگان: اکسی توسین، گنادوتروپین جفت اسب، قوچ زل، خصوصیات منی
  • اکرم شبانی، بهروز دستار، مرتضی خمیری، بهاره شعبان پور، سعید حسنی صفحه 58
    این آزمایش به منظور بررسی تاثیر افزودن سطوح مختلف نانوزئولیت در جیره های آلوده به آفلاتوکسین بر عملکرد، برخی از فراسنجه های خونی و جمعیت میکروبی ایلئوم جوجه های گوشتی انجام شد. جوجه های گوشتی از سن هفت روزگی با یکی از شش جیره آزمایشی شامل جیره فاقد آفلاتوکسین به عنوان تیمار شاهد و جیره های حاوی 5/0 میلی گرم در کیلوگرم آفلاتوکسین و سطوح مختلف نانوزئولیت (صفر، 25/0، 50/0، 75/0 و یک درصد) تغذیه شدند. به هر تیمار آزمایشی چهار تکرار و 14 پرنده به ازای هر تکرار اختصاص یافت. جوجه های گوشتی به مدت 21 روز روی بستر پرورش یافتند. خونگیری از پرندگان به منظور اندازه گیری غلظت پروتئین کل، آلبومین، کلسترول و تری گلیسرید سرم در سن 18 روزگی انجام شد. داده های آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی تجزیه واریانس شدند. جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره حاوی 50/0 میلی گرم در کیلوگرم آفلاتوکسین فاقد نانوزئولیت به طور معنی داری افزایش وزن کمتری نسبت به تیمار شاهد داشتند (P<0.05). افزودن نانوزئولیت به جیره های آلوده به آفلاتوکسین سبب بهبود سرعت رشد جوجه های گوشتی شد. تاثیر تیمارهای آزمایشی بر مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی معنی دار نبود. جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره آلوده به آفلاتوکسین فاقد نانوزئولیت کمترین غلظت پروتئین کل و تری گلیسرید سرم را به خود اختصاص دادند (P<0.05). افزودن نانوزئولیت به جیره های غذایی آلوده به آفلاتوکسین سبب افزایش معنی دار غلظت پروتئین کل و تری گلیسرید سرم خون شد. غلظت کلسترول سرم خون جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره آلوده به آفلاتوکسین فاقد نانوزئولیت کمتر از تیمار شاهد بود (P<0.05). تیمارهای آزمایشی تاثیر معنی داری بر غلظت آلبومین سرم خون جوجه های گوشتی نداشت. همچنین تفاوت معنی داری بین جمعیت میکروبی ایلئوم جوجه های گوشتی مشاهده نشد.
    کلیدواژگان: نانوزئولیت، آفلاتوکسین، عملکرد، جوجه گوشتی، جمعیت میکروبی
  • محمد فقیه عبدالهی، منصور رضایی، هادی سیاح زاده صفحه 69
    خرده برنج یکی از فرآورده های فرعی تولید برنج می باشد که به مقدار زیاد در استانهای شمالی کشور تولید می شود. به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف خرده برنج بر کیفیت تخم مرغ و عملکرد مرغ های تخمگذار، آزمایشی با استفاده از پنج سطح خرده برنج (صفر، 10، 20،30 و40 درصد) در قالب یک طرح کاملا تصادفی با استفاده از 90 قطعه مرغ تخمگذار سویه تجاری های لاین (W36) در یک دوره 84 روزه در پنج تیمار و شش تکرار و سه قطعه مرغ تخمگذار در هر تکرار انجام شد. در طول آزمایش عملکرد مرغ های تخمگذار (مصرف خوراک، درصد تولید تخم مرغ، وزن تخم مرغ، میانگین وزن توده تخم مرغ و ضریب تبدیل غذایی)، فراسنجه های خونی (تری گلیسرید، کلسترول،LDL، HDL و گلوکز) در روزهای 42 و 84 آزمایش از 6 قطعه مرغ در هر تیمار، خصوصیات تخم مرغ (ارتفاع سفیده، ضخامت، استحکام و وزن پوسته، شاخص تخم مرغ و زرده، نمره تخم مرغ، واحد هاو، رنگ زرده و مقدار کلسترول زرده) و همچنین وزن بدن مرغ های تخمگذار مورد بررسی قرار گرفت. دراین آزمایش تاثیرخرده برنج در هیچ یک از سطوح مورد استفاده بر میزان مصرف خوراک، ارتفاع سفیده، ضخامت، استحکام و وزن پوسته، شاخص تخم مرغ و زرده، نمره تخم مرغ، واحد هاو و مقدار کلسترول تخم مرغ معنی دار نبود ولی رنگ زرده را به طور معنی داری کاهش داد. افزودن خرده برنج به جیره باعث افزایش معنی دار سطح کلسترول و گلوکز پلاسما خون مرغ های تخمگذار در پایان هفته ششم و همچنین باعث افزایش معنی دار سطح کلسترول، LDL و گلوکز خون مرغان تخمگذار در پایان هفته دوازدهم شد (P<0.05). افزایش خرده برنج در جیره سبب افزایش معنی داری میانگین وزن توده تخم مرغ، درصد تولید تخم مرغ، وزن تخم مرغ، ضریب تبدیل غذایی و وزن بدن مرغ های تخمگذار در پایان آزمایش شد (P<0.05). نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از خرده برنج تا سطح 40 درصد در جیره تاثیر منفی بر تولید تخم مرغ، وزن تخم مرغ، میانگین وزن توده تخم مرغ، ضریب تبدیل غذایی و وزن بدن مرغ های تخمگذار نداشت.
    کلیدواژگان: خرده برنج، عملکرد، فراسنجه های خونی، کیفیت تخم مرغ، مرغان تخمگذار
|
  • R. Pirmohamadi, A. Teimouri Yansari, A. Bbaeei, L. Zali Karehnab Page 1
    This research was carried out to compare the physical effectiveness of grape pomace(GP) with alfalfa hay in Makui sheep. Four adult male Makui sheep with 40±1.2 Kg livebody weight were selected. In this experiment, three treatments including alfalfa hay asa basal diet (control), white GP (WGP) and red (RGP) were separately substituted at50:50 in a ratio with alfalfa hay as experimental diets. The diets were fed over 10 days. Chewing activity of sheep was determined by direct visual observation over 24 h and physical effectiveness factors was done using Penn state separator sieves method. The result of this study showed that the value for physical effective NDF in basal diet was significantly more than WGP and RGP. The physical effective NDF of basal, RGP and WGP was 0.96, 0.68 and 0.61, %, respectively. The distribution of particle on 19 (P<0.0004), 8 (P<0.0001), 1.18 (P<0.0037) sieves were significantly different. Chewing time for basal ration, RGP and WGP mixes was significantly different. The results of the current experiment showed that substitution of alfalfa hay with GP significantly decreased total chewing activity and rumination time in experimental animals in comparison to those were fed with alfalfa hay.
  • M. Alipour, B. Navidshad, M. Adib Moradi, R. Seyed Sharifi Page 22
    The effects of conjugated linileic acid on performance and small intestinemorphology were studied using 300 broiler chickens in a compeletly randomized designwith 5 treatments and 4 replicates and 15 chickens in each replicate. The experimentaldiets were contained 7% soybean oil, 7% CLA, 3.5% CLA + 3.5% soybean oil, 10%hydrogenated oil and control oil free diet. The lowest weight gain and feed intake wereobserved in the group fed with 7% CLA, but this treatment improved feed conversionratio. The villi hieght was reduced in duodenum section of birds fed with diet containingsoybean oil or control, but in ileum section just the soybean oil diet caused the sameeffect. The chicks fed with 3.5% soybean oil + 3.5% CLA had the highest villi length.The diets with 7% soybean oil and 3.5% soybean oil + 3.5% CLA decreased epitheliumthickness. Crypth depth in duodenum and jejunum increased with 3.5% soybean oil +3.5% CLA diet so that the differences with other treatmernt were significant ecxept withthe 7% soybean oil diet in duodenum. The results of the present study showed that CLAat 7% level adversly affect performance but the diet containing 3.5% CLA improvedmorphological parameters of small intestine especially villi length.
  • M. Sadeghi, M. Moradi Shahr Babak, G. Rahimi Mianji, A. Nejati Javaremi Page 37
    Signal transducer and activator of transcription 5A (STAT5A) was chosen as candidategene because of its involvement in the development of the mammary gland and it is a keymediator of prolactin signaling and can activate transcription of milk protein genes in response to prolactin. Semen samples from 134 Iranian Holstein proven bulls were obtained from the Animal Breeding Center of Iran. A 215 bp fragment, located within exon 7 of bovine STAT5A gene was amplified. PCR product was digested with AvaI enzyme. Genotypic frequencies of CC and TC were 0.739 and 0.261 respectively and gene frequencies of T and C alleles were 0.131 and 0.869 respectively. Genotypes are distributed according to the Hardy-Weinberg equilibrium. Breeding values for milk related traits (milk, fat and protein yield and percent age) were estimated using animal model and AIREML procedures as programmed in MATVEC software. Least squares means between two genotypes for protein yield were significance (P<0.016) and TC genotype had higher protein yield. We can conclude that RFLP in STAT5A is a promising new possibility to select for increased yield of milk protein through selection for the T allele.
  • Y. Jafari Ahangari, Sh.A. Ghareveisi, M. Norozi, B. Parizadian Kavan Page 45
    The aim of this research was to investigate the effects average of injection of Oxytocin and Equine Chorionic Gonadotropin hormones on semen characteristics of Zel ram during nonbreeding season. This experiment was carried out in the form of multiple Latin Square from late spring to early summer. Six rams with an weight of 45 kg were used for this research. Levels of 0, 5, 10 of Oxytocin hormone and levels of 0, 400 and 600 international unit (IU) of Equine Chorionic Gonadotropin hormone were injectedintramuscularly. Results showed that injection of different levels of Oxytocin had not significant effect on scrotal circumference, sperm motility and abnormal sperm percentages (P>0.05). There was a significant differences between the levels of 5 and 10 IU of Oxytocin in comparison with control treatment for semen volume, mass motility,live sperm percentage, spermatozoa concentration per ml of semen and per ejaculation(P<0.05). The injection of different levels of Equine Chorionic Gonadotropin did notaffect semen volume (P>0.05), but there was a significant difference between controltreatment and levels of 400 and 600 IU of hormone for other semen characteristics(P<0.05). In conclusion, the intramuscular injection of 10 IU of Oxytocin and 600 IU ofEquine Chorionic Gonadotropin hormones are recommended to improve Zel ram semencharacteristics during nonbreeding season.
  • A. Shabani, B. Dastar, M. Khomeiri, B. Shabanpur, S. Hasani Page 58
    This study was carried out to investigate the effect of adding different levels of Nanozeolite (NZ) in aflatoxin (AF) contaminated diets on performance, some blood parameters and ileum bacteria population in male broilers. Chicks from 7 days of age were assigned to one of six experimental diets consisted of a free AF as control diet andcontaminated diets containing 0.5 mg/kg AF and various levels of 0, 0.25, 0.5, 0.75 and1 percent NZ. Four replicate groups of 14 chicks were allocated to each experimentaldiet. Chicks were raised for 21 day on floor pens. Blood were collected from birds at 18days of age in order to determin of some blood parameters. Data were analyzed in a completely randomized design. Experimental results indicated that chicks were fed diet containing 0.5 mg/kg AF without NZ had significantly lower weight gain than control diet (P<0.05). Adding NZ to AF contaminated diets resulted to improve body weight gain in young broiler chicks. Experimental diets had not significant effect on feed intake and feed conversion ratio. Young broiler chicks fed AF contaminated diet without NZ had the lowest total protein and triglyceride concentrations (P<0.05). Adding NZ to AF contaminated diet resulted to increase of total protein and triglyceride concentrations. Serum cholesterol concentration was significantly lower in chicks fed AF contaminated diet without NZ than control diet (P<0.05). Experimental treatments did not have significant effect on serum albumin concentration. There was not significant difference among treatments for ileum bacteria population.
  • M. Faghieh Abdollahi, M. Rezaei, H. Sayyahzadeh Page 69
    Broken rice (BR) is one of the important by-products of rice production, which isproduced in large scales in northern provinces of Iran. An experiment was conducted to investigate the effect of different levels of BR on egg quality and performance of laying hen, with 5 levels of BR (0, 10, 20, 30 and 40%) in a completely randomization design (CRD) on 90 Hy-line W36 egg-type laying hens for 84 days in 5 treatments and 6 replicates with 3 hens in each replicate. During the experiment, performance (feed intake, egg production, egg weight, egg mass and feed conversion ratio), blood parameters (Triglycerides, cholesterol, HDL, LDL and glucose), egg quality characteristic (Egg white height, thickness, strength and shell weight, yolk and egg index, egg score, haugh unit, yolk color and yolk cholesterol content), and body weight of laying hen were measured. In this experiment, the effect of BR was not significant on feed intake, white height, thickness, strength and shell weight, yolk and egg cholesterol content, but it significantly decreased egg yolk color. Increasing of BR in diets caused significant rising in cholesterol and glucose concentration in week 6, and it also increased blood cholesterol, LDL and glucose concentration in the end of the experiment (P<0.05). Increasing BR level in diets significantly increased egg mass, egg production, egg weight, feed conversion ratio and body weight in the end of the experiment (P<0.05). The result of the present experiment indicated that utilization of BR up to 40 % had not any adverse effect on egg production, egg weight and feed conversion ratio and body weigh of laying hens.