فهرست مطالب

  • سال چهارم شماره 1 (1389)
  • زراعت و اصلاح نباتات
  • تاریخ انتشار: 1389/10/11
  • تعداد عناوین: 8
|
  • فرید شکاری، آرش پاک مهر، مهدی راستگو، جلال صبا، مریم وظایفی، اسماعیل زنگانی صفحه 5
    به منظور بررسی تاثیرپرایمینگ سالیسیلیک اسید بر برخی صفات مورفولوژیک لوبیا چشم بلبلی رقم پرستو، تحت تنش کم آبی در مرحله تشکیل غلاف، آزمایشی در قالب طرح اسپلیت بلوک با سه تکرار در سال زراعی 1388-1387 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان انجام گردید. تیمارهای آزمایشی شامل آبیاری به عنوان عامل اصلی در دو سطح (آبیاری کامل– تنش کم آبی در زمان غلاف بندی) و پرایمینگ بوسیله سالیسیلیک اسید، به عنوان عامل فرعی در پنج سطح (صفر،900، 1800، 2700 و3600 میکرومولار) بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر آبیاری بر روی کلیه صفات مورد مطالعه به جزء ارتفاع گیاه معنی دار بود. اثر سالیسیلیک اسید روی تمام صفات مورد مطالعه معنی دار بود. مقایسات میانگین نشان داد که تعداد، سطح و وزن خشک برگ، عملکرد و اجزای عملکرد دانه در شرایط تنش کم آبی در مقایسه با شرایط آبیاری منظم کاهش یافت. صفات مذکور در بذور پرایم شده با سالیسیلیک اسید، در مقایسه با بذور پرایم نشده افزایش یافت. بذور پرایم شده با دز 2700 میکرومولار سالیسیلیک اسید وضعیت مطلوبی را از نظر کلیه صفات فوق در مقایسه با سایر تیمارها در شرایط آبیاری و تنش کم آبی به خود اختصاص دادند. پرایمینگ بذور با سالیسیلیک اسید توانست شاخص سبز شدن، درصد سبز کردن و سطح برگ را در گیاهان پرایم شده افزایش دهد و با کاهش تعداد روز تا گلدهی و روز تا غلاف بندی باعث افزایش عملکرد دانه در هر دو شرایط آبیاری شود. بطوریکه بذور پرایم شده با دز 2700 میکرومولار سالیسیلیک اسید، بیشترین عملکرد دانه (4424-2475 کیلوگرم در هکتار به ترتیب در تیمار آبیاری و تنش کم آبی) را داشتند.
    کلیدواژگان: لوبیاچشم بلبلی، سالیسیلیک اسید، پرایمینگ، تنش کم آبی، عملکرد و اجزاء عملکرد
  • اثر تنش شوری و کلرمکوات کلراید بر عملکرد و اجزای عملکرد کلزا رقم هایولا 401
    فرید شکاری، مریم وظایفی، رضا فتوت، آرش پاک مهر، اسماعیل زنگانی صفحه 6
    پژوهش های زیادی در زمینه کاهش تاثیرات سوء تنش شوری و به دست آوردن میزان رشد مناسب در شرایط زیادی نمک صورت گرفته و کاربرد تنظیم کننده های رشد گیاهی یکی از مهم ترین روش های پیشنهادی است. در یک پژوهش گلخانه ای، تاثیر چهار سطح شوری (0، 5/0،1 و 5/1 گرم NaCl در کیلوگرم خاک) و چهار غلظت مختلف کلرمکوات کلراید (CCC)، (0، 250، 500 و 750ppm) بر برخی از صفات کلزا رقم هایولا 401 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که افزایش غلظت کلرمکوات کلراید موجب افزایش عملکرد و اجزای عملکرد در شرایط تنش شوری شد. همچنین با افزایش غلظت نمک، عملکرد و اجزای عملکرد کاهش معنی داری را نشان دادند. در این تحقیق عملکرد همبستگی مثبت و بالایی را با ارتفاع، وزن هزار دانه، تعداد دانه، تعداد خورجین شاخه فرعی، طول خورجین ها و تعداد شاخه های جانبی کلزا رقم هایولا 401 داشت. از این رو می توان نتیجه گرفت که کاهش ارتفاع بوته از عواملی است که می تواند بر تجمع ماده خشک اثر نامطلوبی بگذارد. همچنین در این تحقیق به دلیل اینکه با افزایش شاخه های جانبی، عملکرد افزایش یافته و از تعداد خورجین در شاخه اصلی کم شده بود، همبستگی منفی و معنی داری بین عملکرد و تعداد خورجین در شاخه اصلی کلزا رقم هایولا 401 وجود داشت.
    کلیدواژگان: تنش شوری، کلرمکوات کلراید، عملکرد، تنظیم کننده رشد گیاهی
  • فرهاد جباری، علی احمدی، مجید پوریوسف صفحه 41
    تنش خشکی یکی از مهمترین عوامل کاهش عملکرد در دیمزارهای ایران به شمار می رود. لذا به منظور بررسی نحوه تخصیص مواد فتوسنتزی در ارقام مقاوم (بک کراس روشن بهاره، 17 - 79- M و 4 -79- M)، نیمه مقاوم (آزادی و کویر) و حساس گندم (مرودشت و کرج 1)در شرایط تنش خشکی آزمایشی به صورت اسپلیت پلات با طرح پایه بلوک کامل تصادفی با 4تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه تهران صورت گرفت. در این بررسی، در ارقام مقاوم بک کراس روشن بهاره، 17-79- M و4 - 79-M و نیمه مقاوم آزادی در شرایط تنش خشکی نسبت به شاهد، وزن خشک تخصیص یافته به برگ ها تغییری نکرد، وزن خشک کمتری به ساقه ها اختصاص یافت و وزن خشک بیشتری به سنبله ها منتقل گردید. در حالی که در ارقام کرج1، مرودشت و کویر، میزان ماده خشک تخصیص یافته به برگ ها بیشتر و به سنبله ها کمتر بود. در ضمن در شرایط تنش خشکی وزن خشک تخصیص یافته به برگ ها و ساقه ها در رقم کرج1 بیشتر و وزن خشک تخصیص یافته ها به سنبله کمتر از سایر ارقام بود. بنابراین می توان گفت ارقام مقاوم (بک کراس روشن بهاره و 4 - 79-M) به دلیل تخصیص کمتر مواد فتوسنتزی به برگ و ساقه ها یا دارا بودن وزن خشک برگ و ساقه کمتر، تعرق کمتری در شرایط تنش خشکی دارند. لذا، قادرند توازن آبی مناسبی را حفظ نموده و بخوبی از خشکی اجتناب کنند. اختصاص بیشتر مواد فتوسنتزی به سنبله ها به اضافه عوامل فوق باعث شد که ارقام بک کراس روشن بهاره و 4-79-M از شاخص برداشت و عملکرد بالاتری در شرایط تنش خشکی برخوردار باشند.
    کلیدواژگان: تنش خشکی، گندم نان، وزن خشک ساقه، وزن خشک برگ، وزن خشک سنبله، نسبت ساقه به سنبله
  • مجید پوریوسف، فرهاد جباری، اصغر رحیمی صفحه 59
    به منظور بررسی تاثیر کود زیستی فسفات بارور2 و تیمارهای مختلف حاصلخیزی خاک بر روی عملکرد، اجزاء عملکرد و صفات کیفی دانه اسفرزه، آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، در گلخانه تحقیقاتی گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشکده علوم زراعی و دامی دانشگاه تهران انجام گرفت. در این تحقیق تاثیر کود زیستی فسفات بارور2 در دو سطح (تلقیح و عدم تلقیح با کود زیستی) بعنوان عامل اول و تیمارهای مختلف حاصلخیزی در هفت سطح بعنوان عامل دوم مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که تاثیر تیمارهای مختلف حاصلخیزی خاک بر روی تمامی صفات مورد بررسی معنی دار (05/0p ≤) بود. تیمارهای حاصلخیزی در مقایسه با شاهد از عملکرد، اجزاء عملکرد و موسیلاژ بالاتری برخوردار بودند. تاثیر کود زیستی فسفات بارور2 بر روی اکثر صفات مذکور معنی دار (05/0p ≤) بود. درصد موسیلاژ دانه تحت تاثیر کود زیستی فسفات بارور2 قرار نگرفت. تیمارهای کود دامی و تلفیق کودهای دامی و شیمیایی در مقایسه با تیمار کود شیمیایی از سودمندی بیشتری برخوردار بوده و عملکرد دانه و موسیلاژ را به میزان بیشتری افزایش دادند. بیشترین عملکرد دانه در حدود 916/0 گرم در بوته از تیمار 10P 20N باضافه 20 تن کود دامی در هکتار به همراه تلقیح با کود زیستی فسفات بارور2 حاصل شد.
    کلیدواژگان: کود زیستی فسفات بارور2، اسفرزه، کود شیمیایی، کود دامی، عملکرد، خصوصیات کیفی دانه، غلظت عناصر معدنی
  • عباسعلی دماوندی، مهدی طاهری، محمد اسماعیلی، جعفر خلفی صفحه 81
    شناخت و درجه بندی پتانسیل تولید اراضی به منظور کشت گندم دیم، می تواند به نحوه بهره‎برداری بهینه از این منابع کمک شایانی بنماید. همچنین با شناسایی مناطق مستعد دیم و نحوه پراکنش آن ها در مناطق مختلف، می توان پتانسیل تولیدی اراضی را مشخص و با اعمال روش های مدیریتی مناسب حداکثر بهره برداری را به عمل آورد. در این مطالعه اطلاعات خاک و اراضی، توپوگرافی (شیب، جهت شیب و ارتفاع) و داده های هواشناسی (نوع اقلیم، متوسط بارندگی و متوسط دما) استان زنجان مطالعه شد. برای این منظور، لایه های اقلیمی، لایه شیب و خاک استان با استفاده از اطلاعات موجود، در محیط GIS به صورت بانک اطلاعاتی تهیه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پس از تهیه لایه ها، با تلفیق نقشه های به دست آمده در محیط نرم افزار Ilwis3.2 و ArcGIS9.2، مناطق مختلف براساس استعدادشان برای کشت گندم دیم به مناطق کاملا مناسب (S1)، مناطق مناسب (S2)، مناطق با تناسب بحرانی یا ضعیف (S3) و مناطق نامناسب (N) پهنه بندی گردیدند.
    نتایج به دست آمده نشان داد که از مجموع 2216400 هکتار اراضی استان، از نظر پهنه بندی کشت گندم دیم، 6/5 درصد اراضی دارای کیفیت مناسب (S2)، 3/ 48 درصد دارای تناسب ضعیف (S3)، 1/46 درصد نامناسب (N) و اراضی کاملا مناسب (S1) برای زراعت گندم دیم وجود ندارد. از کل مساحت فوق حدود 124000 هکتار دارای استعداد مناسب (S2) می باشد و این اراضی به ترتیب در شهرستان های خدابنده، ابهر، زنجان و ایجرود پراکنده می باشند و شهرستان طارم فاقد اراضی با کیفیت مناسب برای هدف پروژه است. بنابراین با عنایت به نتایج به دست آمده، مهمترین عامل محدودکننده تولید گندم دیم، کمبود رطوبت و سپس خصوصیات خاک است. شیب اراضی نیز به عنوان عامل محدودکننده، پس از دو فاکتور فوق در تولید گندم دیم در استان موثر می باشد.
    کلیدواژگان: گندم دیم، پهنه بندی، GIS، رطوبت، خاک، شیب، استان زنجان
  • صفحه 103
    به منظور مقایسه عملکرد، اجزای عملکرد و خصوصیات مرفولوژیکی 8 رقم کلزا، شامل دو رقم هیبرید و شش رقم آزاد گرده افشان، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در سال زراعی 86-1385 در مزرعه تحقیقاتی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران انجام شد. صفات مورد بررسی در این مطالعه شامل عملکرد دانه، بیولوژیک و روغن، شاخص برداشت، درصد روغن و پروتئین دانه، تعداد شاخه فرعی در بوته، ارتفاع بوته، ارتفاع اولین شاخه فرعی از سطح زمین، تعداد خورجین در بوته، ساقه اصلی و شاخه های فرعی، وزن هر خورجین، تعداد دانه در خورجین، وزن دانه در خورجین، وزن پوسته در خورجین، نسبت وزن پوسته به خورجین و وزن هزار دانه بودند. نتایج نشان داد که بین ارقام کلزا از لحاظ تمامی صفات مورد بررسی به غیر از تعداد خورجین در شاخه های فرعی، وزن پوسته در خورجین و نسبت وزن پوسته به خورجین اختلاف معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که هیبریداسیون توانسته است به میزان معنی داری عملکردهای روغن، دانه و بیولوژیک ارقام هیبرید را در مقایسه با ارقام آزاد گرده افشان افزایش دهد. بالاترین عملکرد دانه، بیولوژیک، درصد و عملکرد روغن متعلق به هیبریدهای Ebonite و Elite و رقم آزاد گرده افشان Zarfam بوده و کمترین آن به رقم Opera تعلق داشت. همبستگی منفی معنی داری بین درصد روغن و درصد پروتئین وجود داشت. در بین اجزای عملکرد، تعداد خورجین در ساقه اصلی و وزن دانه های خورجین و تعداد دانه در خورجین به ترتیب بالاترین همبستگی مثبت را با عملکرد دانه نشان دادند. همچنین همبستگی مثبت و معنی داری بین ارتفاع نهایی و شاخص برداشت با عملکرد دانه مشاهده شد. اما بین نسبت وزن پوسته به خورجین و تعداد شاخه های فرعی در بوته با عملکرد دانه همبستگی منفی معنی داری وجود داشت.
  • محمد اسماعیلی سماعیلی، محرم عین اللهی، عباسعلی دماوندی، مهدی طاهری صفحه 129
    به منظور دستیابی به یک تناوب زراعی مناسب برای گندم در شرایط دیم، آزمایشی با 7 تیمار و 4 تکرار، در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در دو فاز جداگانه از سال زراعی 79-78 به مدت 5 سال زراعی در ایستگاه تحقیقاتی دیم خدابنده (زنجان) به اجرا درآمد. در سال نخست اجرای آزمایش در فاز اول، در قطعه زمینی که سال قبل به کشت گندم اختصاص یافته بود تناوب های گندم، آیش، نخود، گلرنگ، مالچ کاه و کلش، عدس و آفتابگردان در شرایط دیم اعمال گردیدند. در فاز دوم، کشت یکنواخت گندم دیم به منظور اعمال تناوب های فوق در سال بعد صورت گرفت و این روش تا سال آخر آزمایش ادامه یافت. به طوری که به صورت یکسال در میان محل کاشت محصولات در تناوب و کشت یکنواخت گندم دیم جایگزین یکدیگر گردیدند. نتایج به دست آمده از اجرای آزمایش نشان داد بین تیمارهای آزمایشی و سال های اجرای آزمایش از نظر آماری اختلاف معنی دار در سطح 1 درصد وجود دارد و حداکثر عملکرد دانه گندم دیم از تیمار تناوب نخود – گندم با میانگین 275/1 تن در هکتار به دست آمد. اما با تیمارهای آیش – گندم و گلرنگ – گندم تفاوت معنی داری نداشت. لیکن از نظر اقتصادی، تیمارهای نخود – گندم، گلرنگ – گندم، گندم – گندم در اولویت انتخاب قرار گرفتند. بنابراین براساس نتایج خصوصیات فیزیکی خاک به ویژه رطوبت باقی مانده، عملکرد دانه و محاسبات اقتصادی محصولات زراعی، توصیه و پیشنهاد می گردد از آیش گذاشتن اراضی دیم خودداری و تناوب های نخود-گندم، گلرنگ-گندم و حتی گندم-گندم در شرایط دیم زارهای استان و سایر مناطق با آب و هوای مشابه به منظور حفاظت خاک، پایداری تولید و افزایش درآمد در بخش کشاورزی و سودآوری مطلوب به کار گرفته شوند.
    کلیدواژگان: تناوب زراعی، گندم دیم، نخود، آیش، گلرنگ، عدس، آفتابگردان، مالچ کاه و کلش، عملکرد دانه
  • علی سلیمانی سلیمانی، علیرضا طلایی، محمدرضا نقوی، ذبیح الله زمانی صفحه 147
    دانه گرده زیتون از ارقام روغنی و زرد تحت شرایط کنترل و تنش شوری ناشی از نمک کلرید سدیم 75/18 میلی مولار در محیط کشت مایع کشت گردیدند. مقایسه الگوی باندهای پروتئینی حاصل با استفاده از سیستم ژل تک بعدیSDS-PAGE نشان داد که تیمار شوری باعث تغییر در الگوی بیان پروتئین هایOle e1 و P9KDa دانه گرده گردید. بطور کلی جوانه زنی دانه گرده باعث کاهش بیان پروتئین Ole e1 در هر دو رقم شد. با این حال، میزان کاهش بیان در دانه های گرده جوانه زده در محیط کشت حاوی نمک کلرید سدیم در مقایسه با محیط شاهد شدیدتر بود. به نظر می رسد کاهش جوانه زنی دانه گرده در محیط کشت شور، از عوامل عمده موثر در کاهش بیان Ole e1 می باشد. باند P9KDa از لحاظ وزن ملکولی مشابه با پروتئین های غیر اختصاصی موثر در انتقال لیپیدهای غشایی می باشد. افزایش بیان این پروتئین بویژه در رقم روغنی می تواند ناشی از اثرات ویژه یونی حاصل از کلرید سدیم بر پایداری غشاء های اندامک های درون سلولی دانه گرده و یا لوله گرده باشد. تیمار شوری در محیط کشت جوانه زنی، باعث افزایش سطح فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز بویژه در رقم متحمل به شوری زرد گردید.
    کلیدواژگان: دانه گرده، زیتون، تنش شوری، SDS، PAGE
|
  • Page 5
    In order to evaluate seed priming effects by salicylic acid on some morphological traits of a cowpea (Vigna unguiculata) cultivar, “Parastou”, under water deficit condition at podding stage, an experiment was carried out in Research farm of Zanjan university in 2008 -2009 using a spilt block design and three replications. Applied factors were drought stress as main factor in two levels (normal irrigation, application of water deficit at podding stage) and priming with salicylic acid as subfactor in five levels (0, 900, 1800, 2700, 3600 μM). Analysis of variance showed that the effect of irrigation was significant on all traits except plant height. Salicylic acid had a significant effect on all traits. Means comparison showed that number and dry weight of leaf and leaf area, seed yield and yield components decreased in treatments with water deficit compared with treatments with normal irrigation. These traits increased in salicylic acid primed seeds compared with control seeds. Seed primed with 2700 μM salicylic acid had desirable situation for all traits compared to treatments with normal irrigation and those with deficit condition at podding stage. Primed seeds with 2700 μM salicylic acid had higher emergence index, emergence percentage and leaf area. Because of decreasing time of flowering and time of podding, seed yield increased in both irrigation conditions. So seeds primed with 2700 μM salicylic acid had the highest seed yield (4424 and 2475 kg.ha in regular irrigation and water stress at podding stage, respectively).
  • The effects of salinity and chlormequat chloride on yield and yield components of rapeseed var. Hyola 401
    Page 6
    In order to decrease negative eects of salt stress on and obtain suitable development under excess salt condition, many researches have been conducted and one of the most important suggestive methods is utilization of plant growth regulators. "e eect of 4 salinity levels (0,1, 0.5 and 2 g NaCl/ kg Soil) and 4 dierent concentrations of chlormequat chloride (0, 250, 500 and 750 ppm) on some characters of rapeseed (Hyola 401) were evaluated in greenhouse. Resultsshowed that by increasing concentration of cycocel, yield and yield components increased under salt stress. Also with increasing concentration of salt, signicant reduction in yield and yield components was observed. In this study, yield had a positive correlation with height, weight of 1000 seeds and number of pods in each branch of rapeseed Var. Hyola 401. So decreasing of height is one of the main factors aecting dry matter accumulation. In this research, there was negative correlation between yield and number of pods in main branchs, because increasing number of branchs increased yield and decreased number of pods in main branch. It can be concluded that, higher yield in Hyola 401 can be obtained with the use of 500 and 750 ppm of cycocel under salinity condition.
  • Page 41
    In order to investigate dry matter partitoning in(Roshan, M-79-17 and M-79-4), semi-tolerant (Azadi and Kavir) (Marvdasht and Karaj1) wheat cultivars a split - plot experiment4 replications., in Roshan, M-17-79 and M-4-79 dray matter allocation to.Whereas, the lowest and the highest day. In contrast, in karaj increased and decreased respectively under drought stress Marvdast and Kavir cultivars day matter allocated to leaves and Spikes. Also, karaj cultivars. Finally it is concluded that under drought stress because they allocate minimum dry matter to leaves and stems stress and show maximum kernel yield and harvest index, tolerant cultivars have low transpiration rate. us, these cultivars can keep water balance positive and avoid drought. In addition, these cultivars allocate most of produced dry matter to spikes.
  • Page 59
    (BPB) and soil, yield components and grain mineral nutrients, University of Tehran. e experiment was., the e-ects of nitrogen and phosphorus chemical fertilizers, cattle, combination of cattle manure and chemical fertilizer and Barvar(BPB) were investigated. e results demonstrated. Fertilizing, yield components, mucilage. e e-ect of BPB on the majority of above, while mucilage percentage was not a-ected. Cattle manure and combination of cattle manure and chemical. e highest grain yield and mucilage20P10 + 20 ton/ha cattle manure with BPB treatment. 20 ton/ha cattle.
  • Page 81
    -fed planting can. In addition, determination-fed cultivation and their distribution of them in. It is possible to specify production potential of lands and to. In this, information about soils and lands, topography (including slope, aspect) and climate (type of climate, mean of precipitation and average of) of Zanjan province were studied. For this aim, climatic, slope and. A"er preparing the layers by combining the maps using3.2 and ArcGIS9.2 so"wares, regions were classied according to their-fed wheat cultivation, as follows: perfectly suitable regions S1), suitable regions (S2), regions with critical suitability(S3) and unsuitable(S4). Obtained results showed that out of 2216400 hectare lands in the-fed wheat planting, 5.6 (S2), 48.3 percent is with low suitability (S3), 46.1 percent is(S1) land for dry wheat cultivation.